جدیدترین سوالات





جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

بخشی از متن سوال:

مشکل فردی

سلام
خواهشا کمکم کنین
دو سال پیش توی دانشگاه با پسری به اسم سینا اشنا شدم.ازم خواستگاری کرد.یک جلسه هم با مادرش اومدن و من و مادرم و دیدن.یعنی خواستگاری خیلی رسمی انجام نشد.قرار گذاشتیم تا پایان درسمون صبر کنیم و با هم در ارتباط باشیم تا هم همدیگه رو بهتر بشناسیم هم شرایط ازدواج سینا درست بشه.
توی این مدت رابطمون خیلی خیلی صمیمی شد.
سینا دو سال از من کوچیکتره.
بعد یه مدت دیدم یکم تعادل عصبی نداره.کاراش و رفتاراش برام خیلی زننده شد. تا رفتارم باهاش سرد شد شروع کرد به اذیت کردن من و تهدید کردنم.
تصمیم گرفتم ازش جداش م.ولی مخالفت کرد.گفت اگه بخوای از من جدا شی ابروت و پیش خانوادت میبرم. منم اهمیتی به این حرفش ندادم.چند روزی باهاش حرف نزدم و جوابش و ندادم.هی تهدید کرد.تا اینکه یه روز اومد دم خونمون و با مادرم دعواش شد.و یه سری حرفا به مامانم در مورد رابطمون زد. مامانم و توی مرز سکته انداخت. منم برای اینکه ادامه نده و ابروم پیش خانوادم نره بهش قول دادم که باهاش ازدواج میکنم به شرطی که ابروم و نبره. ازش به شدت متنفرم... حالم از دیدنشم بهم میخوره... الان یه خواستگار خوب دارم.خیلی دلم میخواد بهش جواب مثبت بدم. ولی از سینا خیلی میترسم. چی کار کنم؟؟؟؟ قبول هم نمیکنه که بریم پیش مشاور



0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:

ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

4


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده

4 جواب برای این سوال ثبت شده!

چینش بر اساس زمان ثبت


چینش بر اساس امتیاز



0
107
140

alemedahr

...و وقتی خانواده تون اجازه یک رابطه غیررسمی بهتون داده طبیعتا باید انتظار داشته باشه که چنین اتفاقاتی هم بیفته. بنابراین واهمه ای از آبرو نداشته باشید. گرچه بهتر بود این رابطه غیررسمی حداقل با صیغه محرمیت همراه می بود، اما حتی اگر محرمیتی در کار نبوده درسته که اشتباه و گناه کردید اما کار شاق و عجیبی مرتکب نشدید، و طبیعت جوانی شما رو به اون سمت برده و قصدتون هم واقعا ازدواج بوده و الان هم که توبه کردید.
حتی به نظرم اگر با یکی از والدین یا اعضای خانواده رابطه خوب و صمیمی دارید با او در میان بذارید تا تهدید و آبروریزی سینا زهرش رو از دست بده.
موفق باشید
salis63*gmail.com
0
امتیاز


0
107
140

alemedahr

سلام
به نظر من شما نباید خوشبختی یک عمر زندگیتون رو فدای مسائل حاشیه ای مثل تهدید و دلسوزی و حتی آبرو بکنید.
هیچ چیزی ارزش خوشبختی شما را ندارد.
به دور از احساسات در شرایط عاقلانه فکر کنید و معیارهاتون رو در حالت واقع نگرانه نه ایده آل بررسی کنید و اگر دیدید سینا مورد مناسبی برای خوشبخت کردن شما با قدرت و توکل بهش یه نه ی محکم بگید و از تهدیدها و اذیت هاش نترسید.
نهایتا یکم اذیتتون می کنه و خسته می شه. بهتر از اینه که یک عمر اذیت بشید.
رابطه صمیمی تون هم با اطلاع خانواده بوده و وقتی خانواده تون اجازه ...
salis63*gmail.com
0
امتیاز


0
107
140

alemedahr

سلام
به نظر من شما نباید خوشبختی یک عمر زندگیتون رو فدای مسائل حاشیه ای مثل تهدید و دلسوزی و حتی آبرو بکنید.
هیچ چیزی ارزش خوشبختی شما را ندارد.
به دور از احساسات در شرایط عاقلانه فکر کنید و معیارهاتون رو در حالت واقع نگرانه نه ایده آل بررسی کنید و اگر دیدید سینا مورد مناسبی برای خوشبخت کردن شما با قدرت و توکل بهش یه نه ی محکم بگید و از تهدیدها و اذیت هاش نترسید.
نهایتا یکم اذیتتون می کنه و خسته می شه. بهتر از اینه که یک عمر اذیت بشید.
رابطه صمیمی تون هم با اطلاع خانواده بوده و وقتی
salis63*gmail.com
0
امتیاز


6218
9964
35387

Guest

سلام. از قدیم گفتن ندزد و نترس. اگر تو رابطتون نزدیکی نداشتین، بشین راحت و منطقی با خانوادت صحبت کن و بگو از اون پسر متنفری و چیزی برای آبرو ریزی نداری. فکر کن چی میخواد بگه، خودد زودتر به خانوادت بگو. از این پسرای بندال زیاد هست، فکر آیندت باش و اگر خواستگار خوبی داری به اون فکر کن. اگه کارتون با این خواستگارم به ازدواج کشید، بگو قبلا خواستگاری داشتی و طبق معمول یه رابطه ساده ای بینتون بوده ولی الان هیچی نیست و فقط تو توزندگیم معنا و مفهوم داری، ولی زیاده روی نکن. موفق و خوشبخت باشی
0
امتیاز


جواب تو چیه؟

کاربر میهمان
     


















سلام متولد ۵۴ هستم تقریبآ عاشق همسرم هستم ولی سر یه موضوع کوچیک همیشه دعوا داریم و تا یک ویا دوهفته قهر هستیم جدیدا حرفهای رکیک هم باب شده یه پسر داریم اگه این بچه نبود تا الان طلاق می گرفتیم بیشتر بحث ها
۱. خونه همیشه ریخت پاشه البته بخاطر پسرم ریخت وپاش اسباب بازی و..
۲. همیشه میگه مادرت چی گفت و جاری هاش چی گفتن و اونا دشمنش هستن
۳. درخانواده اش یعنی پدرش هم همیشه با برادرشان و عروسشون مشکل دارن
۴. موضوعات قدیم همش تو ذهنش هستن
۵. تو درسهای دانشگاهی خودش کم میاره و من باید کارهای عملیش و حتی نمرات تو سایتش را هم من باید انجام دهم
۶. وقتی قهر هستیم نه غذایی و نه صحبتی ونه .... حتی واسه کودک پنج ساله هم نگرانم
۷. من از سر کار میام زمانیکه قهر هم نباشیم اصلا یه خسته نباشید هم نمیگه چه رسد به سلام کردن
و اما خودم
۱. به خانواده ام توهین بشه عصبانی میشم خصوصا مادرم که یه عمر به پای من نشست و مادری کرد
۲. مهندس پتروشیمی هستم و از نظر مالی مشکلی ندارم و همیشه میگه تو ادعای کارت را داری
۳. جلو بچه سعی میکنم دعوا نکنیم ولی ادامه که بده منم میزنم به سیم آخر
۴. قبلا یه بار عقد کردم و طلاق گرفتیم و از این موضوع سوء استفاده میکنه و میگه عابران دیگه می ره اگه منو طلاق بدی
۵. هرچی می خواد واسه خودش می خره طلا و لباس و ...منم زیاد کاری باهاش ندارم
۶. انتظار داره هر موقع می ریم شهرستان ماشین پر کنیم از سوغات و ... بعدم حرفی بزنم میگه گدایی تو


لذا تو دوراهی گیر کردم زندگی با این هم واسم سخت شده نمیدونم راهنمایی کنید الانم تو دوران قهر هستیم






پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود،
سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.