دربند توریستیه یا نه؟اینو یه آمریکاییه ازم پرسید
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 80  بازدید
سلام خواب دیدم از یه سوراخ خیلی ریز کنار گوشم یه ما۶ی چهارپنچ سانتی تقریبا سیاه رنگ بیرون آمد و تو کف دستم ذوب شدو از بین رفت ضمنا خواب بعدظهرم بود
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 69  بازدید
ماجرای یه پسر که اول فیلم تو یه پارتی با یه دختر اشنا میشه و ازدواج میکنن . پسره بدنسازی کار میکرد بعد فیلم وارد ماجراهای درگیری با قاچاقچیای بزرگ میشن توی فیلم پسره ایرلندی بود. یه صحنه از فیلم هم این بود که یکی از دوستای پسره که با فروش مواد پولدار شده بودن با یه زنه تو خونه بودن بعد مرده زنگ میزنه سفارش پیتزا بده پیتزا فروشه از پشت تلفن بد صحبت میکنه .مرده پا میشه میره پیتزا فروشی صورت پیتزا فروشو با چاقوی پیتزا بری پاره پاره میکنه
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 226  بازدید
سلام ميتونم سوالم را واجع روانشناسي بپرسم؟
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 264  بازدید
ا وا یعنی چی آقا منمسخره خون کردی با هم ب و چجوری به یه بنده خدایی بگم دوسش دارم؟
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 211  بازدید
من خیلی دلم میخاد با مادرم سکس داشته باشم اما نمیدونم چجوری
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 172  بازدید
ترم اول دانشگاه ک بودم هیچ دوستی نداشتم و هیچکسی باهام حرف نمیزد بجز یه نفر،همیشه بهم توجه میکرد و هوامو داشت. من اون موقع برام مهم نبود تا بعد یه مدت اون دیگه زیاد بهم توجه نمیکرد و باهام حرف نمیزد،من دوستای بیشتری پیدا کردم ولی عاشق اون فرد شدم الان نمیدونم چیکار کنم بهش اعتراف کنم یا نه،میترسم هیچ علاقه ای بهم نداشته باشه و ردم کنه
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 121  بازدید
سلام منم از مامانم متنفرم نمیزاره بیرون برم همش میگه تو لاتی تو وحشی از صبح تا شب تو اتاقمم بیرون نمیام زنگ میزنه به دوستام میگه با این نگردین این لاته ابروم رفته چیکار منم ؟
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 280  بازدید
سلام من ۱۳ سالمه و با پسرعموم که ۱۴ سالشه و به سن تکلیف نرسیده در حد لب گرفتن رابطه داریم.ایا این کار حرام است؟ ۲-مدرسه ی من یک چیزهایی بو برده و می خواهد با پدرم صحبت کنه من چی کار کنم؟
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 51  بازدید
من ١٤سالمه و واقعا از مامانم متنفرم و هیچ حسی بهش ندارم مامانم خیلی حسوده خیلی بهم فحش میده و خیلی منو میزنه همروباهام بد کرده بابام خاله هام وووو
فقط مرگ میتونه منو نجات بده
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 271  بازدید
سلام وقت بخیر مستقیم میرم سر مطلب ۱۶ سالی در سن کم عاشق یه پسری شدم که به خانوادم حرف منو زد میخواستم که به دلیل شرایطش خانوادم حاظر به ازدواج ما نشدن و بعد به سربازی رفت ولی اجازه بهش دادن که اگه شرایطو بجا اورد میتونه بیاد خواستگاری و گذاشتن با هم چت کنیم یک سالو خوردی که خدمت سربازی بود در ارتباط بودیم و من دور از چشم مادر پدرم میرفتم موقع های میومد مرخصی میرفتم کنارش به من دست نمیزد هنیشه کنار هم با هم صحبت میکردیم که بعد از مدت ها یبار که دیدار کردیم همو دست منو گرفت در همین حدا بیشتر نبود ولی بازم همیشه مرخصی که میومد تا زمان مرخصیش هر روز میومد کنار خانوادم باهاشون صحبت میکرد همچنان همو میخواستیم مدتی گذشت که خدمت بود با من سرد شد رفتارش عوض شدقبلش به حدی همو میخواستیم که خیلیا خبر داشت تو شهر شهرمون کوچیکه توشهر پیچیده بود که ما همو چجوری میخواییم یهو رفت پرونده منو بست خیلی اذیت شد عذاب کشیدم برای یک ماه رفت ولی از دور حواسش بهم بود خبر بهم میرسید بعد یک ماه برگشت و گفت فقط خانوادت خبر داشته باشن برای دوسه روزی صبر کردم باهاش در ارتباط شدم حس خشم توم زیاد بود حس  بهش گفتم نمیخوامت ۴ ماه از زندگیش رفتم برای همیشه تا که دستش بد شکستو عمل جراحی کرد اون موقع بهش پیام دادم که چی شده اشتی کردی به مدت چند روز اون ادم عوض نشده بود رفتارش با من منو اذیت میکرد حالمو بد میکرد ازارم میداد کاری کرد که خانوادم رو من دست بلند کردن م اینبار من محکم رفتم چند ماهی گذشت بهدمن خواستگار اومد و متوجه شده بود بهش خبر رسیده بود که مورد تایید منم قرار گرفته پیام داد کلی حرف زدو من با سنگینی کامل جوابشو میدادم که ما بدرد هم نمیخوریم بعد از اون هفته ای یبار پیام میداد در مورد خواستگارم حرف میزد به بهونه های مختلف که باهام دعوا بگیره دیگه چند ماهی گذشت  خیلی پشیمون که چرا اونکارو کرد خانوادم دست رو من بلند کنن معذرت خواهی چند دیدن بار برای بر گشت به زنگیم که یهو دلم خواست یه فرصت دوباره بدم و دادم خیلی عوض شده بود بهش گفتم بزار به خانوادم بگم در ارتباطیم گفت تا زمانی شرایطشون بجا نیوردم ن ننگو  پنهونی ولی خواهر برادر عروس داماد خودشون خبر داشتن ما باهمیم یه گروه زده بود که باداونام در ارتباط شده بودم ولی خبر نداشتم مادر پدرش خبر ندارن به هر حال دیگه باهم در ارتباط شدیم خیلی تغییر کرده بود خوب شده بود تا که دیدم یروز رفته بود تهران لایو گرفته بود صدا دختر میمد بهش گفتم اینا کین گفت اجیام باهاش دعوا گرفتم و...قرار شد همو از نزدیک ببینیم باهم صحبت کنیم گفت بیا خونه منم طبق معمول با خیال جمع رفتم منو گرفت تو بغل دراز کشید بهم گفت تو که حساس نبودی خودت میگفتی اشکال نداره تو باشگاه با دخترا کار کنیو از این حرفا منم بهش گفتم من گفتم کار کنی نگفتم اجی داشته باشی در ارتباط بشی باهاشون همینو گفتم داستان تغییر یه اتفاقی افتاد که به خواست خودم نبود بعدش خیلی وحشتناک بود برام اون اتفاق که ازش توقع نداشتم ولی بازم باهم خوب بودیم ولی نگفت قید خواهرامو میزنمو اینا من بعد اون اتفاق خیلی گریه کردم ولی قرار بود زمانی به من دست بزنه دیگه به هیچ دختری دست درازی نکنه سر قضیه اون خواهریا دیگه باهم حرف نزدیم که به تفاهمم نرسیدیم گذشت گذشت رفتم کنار حرف زدیم یروز از من خواست که برم کنارش برای یه اتفاق دیگه منم با میل خودم رفتم چون دوست نداشتم به دخترای دیگه دست بزنه بارم رفتارش خوب بود مدتییی گذشت رفتارش یجوری شد بهم توجه نمیکنه پیامش میدم انلاین میشه جواب نمیده بعضی پیامارو زنگش میزنم خو
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 111  بازدید
به نظرتون چطور میشه به نزدیک ترین فردمون اعتماد نکنیم؟
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 144  بازدید

سپاسگزاریم که با پاسخ دهی گره ای از مشکلات دوستاتون باز می کنید

موضوع سوال:     سلا من مهسا هستم من سالمه وتوی سالگی به اصر  (مشاهده این سوال و جواب های آن )
شماره سوال: 5450
گروه سوال: سایر سوال و جواب های زندگی
متن سوال: سلا من مهسا هستم من ۲۵ سالمه وتوی ۱۸ سالگی به اصرار و صلاح دید خانواده با آقایی عقد کردم و اصلا شناختی نداشتیم و خیلی متفاوت هستیم و الان۷ ساله ازدواج کردیم و توی این سالها به من بار ها خیانت کرده یا ولم کرده و خواستیم تا طلاق بگیریم ولی نشد و نزاشتن الان یه دختر ۲ ساله دارم و با یه اقایی توی یه گروه اشنا شدم و مشاوره میگرفتم برای بهبود رابطه ام با همسرم که اون اقا بهم علاقه نشون داد و همو دیدیم چند بار ایشون هم متاهل ان و ۲ فرزند دارن ولی میگن عشق ندارن با همسرشون ولی عاشق منن و منم بهشون علاقه مندم نمیدونم ادامه ایک رابطه چقدر درسته و باید چیکار کنم همسرم بسیار با من سرده و دوری میکنه این اقا خیلی به من کمک کردن تا رابطه م بهتزرشد به همسرم و الانم نمیدونم باید چیکار کنم
 
امکانات html:
bold
لینک شکلک فونت درشت افزودن تصویر راهنما
متن جواب شما:
شما وارد سایت نشده اید!
اگر می خوای جواب به نام خودت ثبت بشه وارد سایت شو!

یا اگر دلت خواست، عضو سایت بشو:
فرم عضویت


حداکثر کاراکتر مجاز: 2000
 
ایمیل شما
(اختیاری؛ جهت اطلاع از جوابهای بعدی این سوال)
 
کد امنیتی مقابل را وارد نمایید:

 
 
 



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات