پرسش و پاسخ های 0987654321


0

سوال


0

جواب

پربازدید ترین های این برچسب
آخرین جواب ها با این برچسب
پربازدید ترین ها

سوال های پرسیده شده توسط 0987654321








چند سوال تصادفی

متاصفانه یا متأسفانه؟ املا و نگارش کدامیک صحیح است؟
از گروه : سوالات گوناگون 1545  بازدید
من پسری 29 ساله که حدود 9 ماهه ازدواج کردم و حدود یک سال هم عقد بودیم. من و همسرم نسبت فامیلی داریم و مادر ایشون دخترخاله من میشن.خانواده همسرم مذهبی هستن و در ابتدا که در دوران آشنایی بودیم و بعد 3 یا 4 بار صحبت پدر ایشون اجازه نمیدادن ما زیاد صحبت کنیم و میگفتن صحبت نباید طولانی بشه چون از نظر اسلام صحیح نیست.من با همسرم سر بعضی مسائل مثل میزان مهریه و محل سکونت اختلاف داشتیم اما به اصرار خانوادم قبول کردم.بعد عقد چندین بار با همسرم در مورد بعضی رفتارای همسرم دعوامون میشد و همسرم بعد چند روز لجبازی قبول می کرداشتباه کرده و میگفت میدونستم حق با تو هست اما میخواستم لجبازی کنم تا شاید کوتاه بیای و قول میداد تکرار نکنه اما بعد یه مدت کوتاه دوباره همون رفتارهارو تکرار می کرد. خانواده همسرم در مورد انجام مراسمات یه مقدار به من سخت گرفتن و با اینکه اوضاع مالیشون خوب بود در مورد کارهایی که بر عهده خودشون بود خیلی کوناهی کردن . همسرم اصلا از من حمایت نمی کرد . بعد عروسی هم هر بار که با هم بحثمون می شد همسرم به دعوا و لجبازی میکشوند و اینقدر لجبازی و دعوا رو ادامه می داد که به دعوای فیزیکی کشیده میشد بعد ادامه نمیداد. مثلا در هر بار دعوا این لجبازی و دعوا تا 3 ساعت هم می کشید و من خیلی خسته و رنجور می شدم .چند بار قول داد که این رفتارشو تکرار نکنه اما نتونست به قولش عمل کنه . با مادر ایشون صحبت کردم و ایشون با همسرم صحبت کردن اما چیزی عوض نشد.همسرم یه مقدار خودبرتربین هست یعنی خودش و خانوادشو از همه بالاتر میدونه چون از نظر مالی یکم وضع بهتری دارن در حالی که از نظر من مادیات اهمیت زیادی نداره . من یکم آدم احساستی و در عین حال منطقی هستم یعنی برای من عشق و صداقت مهمتر از مسائل مادی هست. تا الان نتونستم با ایشون چند دقیقه منطقی صحبت کنم و به نتیجه برسیم چون ایشون خیلی آدم منطقی نیست . پیش مشاور رفتیم و اونجا هم قول داد که دعوا و لجبازی شدید نداشته باشه اما باز هم .... در مورد مشکلاتی که من داشتم ایشون هیچ وقت منو درک نکرد و کمکم نکرد . از نظر مادی که توقعاتشون مقداری بالا بود ولی وقتی نوبت خودشون میشد کمترین حد رو اختیار می کردن و از نظر عاطفی و احساسی هم من هیچ وقت نتونستم رو ایشون حساب کنم که مثلا بخوام باهاشون دردو دل کنم یا در مورد بعضی مشکلاتم با من همدردی کنن . متاسفانه با دوران عقد حدود دو ساله دارم ادامه میدم . در حال حاضر از ازدواجم پشیمان هستم و به ایشون علاقه ای ندارم . چند بار جدایی رو مطرح کردم اما ایشون قبول نمیکنه . الان نمیدونم چکار کنم.اصلا از زندگیم لذت نمیبرم و به شدت فکرم مشغوله و کمی افسرده شدم و از زندگیم دارم نا امید میشم. لطفا راهنماییم کنید
از گروه : طلاق 1118  بازدید
یک فلش 8 گیگ دارم چند وقتی کار میکرد بعدش یکدفعه 8 مگابایتش رو میشناسه فرمت هم نمیشه پیغام لطفا فرمت کنید را هم میده چه جوری و با چی فرمتش کنم؟(باویندوز امتحان کردم نشد.)
از گروه : مشکلات سخت افزار 2239  بازدید
آیا امام زمان عج الله ازدواج داشته اند یا خیر ؟
از گروه : اجتماعی 2263  بازدید
من سخت افزارهایی با مشخصات زیر دارم ولی بازی pes 11 (روی باترین درجه گرافیکی)کمی به زر به زور اجرا می کند(کمی تیک تیک) مشخصاتcpu: Intel(R) Pentium(R) D CPU 3.00GHz مشخصات رم:3.00 DDR2 مشخصات کارت گرافیک: 1GB DDR3 DirectX 10 nvidia 64bit GeForce 8400GS GPU D1GD3H Compatible with win 7 msi سیستم عامل من:3xp خودم در جواب یک شکی دارم: رم من ddr2 است ولی کارت گرافیکی من ddr3است
از گروه : مشکلات سخت افزار 2262  بازدید
سلام یه سوال جنسی داشتم
اگر وقتی روزه ای درخواب وارد حالت جنابت بشیم حکمش چیه
آیا روزه مون باطل میشه؟
از گروه : مبطلات روزه 1075  بازدید
دختری 30 ساله هستم که تحصیلات عالی داشته و از نظر زیبایی چهره در حد خوبم.اما به دلیل اینکه تا حد کمی می لنگم تا کنون خواستگاری نداشته ام. به همین دلیل تا حدی افسرده شده ام.آیا ملاک ازدواج تنها داشتن سلامت کامل است؟ از خانواده و آشنایان به دلیل این موضوع خجالت میکشم.از طرفی من هنوز نتوانسته ام با مشکل جسمی ام کنار بیایم.لطفاً مرا راهنمایی کنید.
از گروه : سلامت روحی و جسمی 1545  بازدید
به نام خدایی که دوست داشتن را دوست دارد
من 29 سال دارم. فردی مذهبی، ورزشی، اجتماعی ، شوخ طبع و احساساتی هستم . بعد از مدت‌ها به لطف خداوند،تلاش خانواده و دعای دیگران در خارج از کشور برای من کار مهیا شد. برای امر ازدواج به چندین خانواده رفتم از فامیل و آشنا و غریبه. هر کدام که پا پیش می گذاشتیم، بخاطر مسالی از جمله مثبت نبودن خون دو طرف، دوری از محل زندگی خانواده ، محل کار و … ازدواج صورت نمی گرفت و با مشکل بر می خوردم.
این امر من را پیش از پیش نگران و نگرانتر می کرد اما آن را نشان نمیدادم تا اینکه بعد از این همه جستجو و ناامیدی به شخصی که دوست خواهرزادم است وچند بار که ان را در منزل خواهرم دیدم، صحبت آن را کردم. (دختری که از سوی خواهرام و بقیه از تمام خصلتها مورد تایید است) خاطرخواه آن شدم از خانواده خواهش و اصرار کردم با خانواده شخص صحبت کنند. خانواده بنده به دلیل ناهمزبان بودن ممناعت ایجاد کردند . چند وقتی این مساله بین من و خانواده مطرح شد و دائم این را میگفتم ((ایه قرآن مصداق حکایت من است که خدا می فرماید: ما شما را با رنگها و زبانهای مختلف خلق کردیم و شما را در قبائل مختلف قرار دادیم که با همدیگر آشنا شوید، همانا بهترین شما کسی است که با تقوا تر باشد…)(پس ملاک بزرگی و بهتر بودن نزد خدا، تقواست نه رنگ و زبان !!)
پس از کش و قوسهایی، چون خانواده با دختر ارتباط داشتند، مساله و اوضاع من را از کوچک تا بزرگ را به او گفتند ابتدا تلفنی با پدر ایشان صحبت کردم و بعد از مدتی همراه با خانواده به خواستگاری این شخص رفتیم. پس از صحبت با دختر، بله را از آن گرفتم، دل به او بستم. پدر راضی بود اما مادر، مساله دوری دختر از خانواده و در کشور دیگر زندگی کردن را قبول نکرد.
این مساله کمتر از یک هفته طول کشید.. با قبول نکردن مادر ایشان و گرفتن جواب نه، ضربه روحی روانی سنگینی متحمل شدم.
دوباره بعد از آن شخصی به من معرفی شد. جهت آشنایی با آن، رفتم اما این دلشکستگی و دوست داشتن در من بود، با این شخص صحبت کردم و تمام شرایط،حال و روز و اتفاق پیش خودم را گفتم ، علاقه ابتدایی بینمان پیش امد، ایشان قبول کرد و چند روز بعد عقد انجام شد..!!!
یک روز بعد از عقد، به کار برگشتم. همیشه سعی میکردم فکرم را از دختر قبلی خارج کنم همیشه خودم را از این حالت خارج میکردم و با مرور زمان فراموش کنم. تا اینکه روزی با خانم صحبت می کردم و درگیری فکری داشتم، ساکت شدم ادامه صحبت ندادم و خانم از بنده سوال کرد من نیز با صداقت گفتم فکر شخص قبلی من را اذیت میکند.
بخاطر این امر، خانم به مشاوره مراجعه کرد و شرایط من را به مشاور گفت! مشاور با فهمیدن تمام ریز و بم موضوع به خانم گفت که شما باید از هم جدا بشوید اینگونه زندگی کردن سخت و آسیب زننده است. (با اینکه قبلا به او گفته بودم)
از هر طرف غضب پیام ها بر من نازل شد و من را مقصر خطاب کردند!!
خانم پیام داد و گفت:
نمی تونم با تو زندگی کنم
کاش عقد نمیکردیم
نمی تونم با شخصی که دل و روحش جایی دیگه باشد زندگی کنم
نمی توانم با کسی باشم که علاقم به او یکطرفه باشد
نمیتونم با شخصی باشم که تنها جسمش پیش من باشد
و گفت که به من شک دارد!!

با وجود اینکه قبلا گفته بودم اما الان اینگونه شد!!
با شنیدن و خواندن این صحبت ها ، دلشکستگی خودم را نسبت به آن بروز ندادم و همش از مثبت بودن و راضی کردن صحبت میکردم حتی با خانواده خانم تماس و معذرات خواهی کردم
بار دیگر این صحبت و شک کردن به من تکرار شد این صحبتها روز به روز بر من سنگینتر و سنگیتر میشد و دائم مرا چه در خانه و هنگام کار، از لحاظ روحی روانی بر من مشکل ایجاد کرد.
دلشکسته بودم با جدایی خواستن خانم، افسرده شدم امیدم به زندگی از بین رفت و دیگر انگیزه ای به ادامه ندارم. حتی آن علاقه‌ی کوچک که در ابتدا بوجود آمد، از بین رفت و نسبت به حال و زندگی خودم متنفر شدم . از لحاظ روحی نابود و همیشه در حال فکر و فراموشی هستم. از آن وقت با خود صحبت می کنم: کاش آن دختر میشد، دوستش داشتم دل به آن بستم خودم را ………
بعد از گدشت 10 روز ،در خصوص این مساله با خانواده چند بار صحبت کردم و گفتم من همان لحظه جواب ندادم و از روی عصبانیت تصمیم نگرفتم درباره آینده من و نحوه ادامه زندگی خودم با خانمی که اول بسم الله این را بگوید، فکر کردم و الان دارم به شما میگم بنده نمی خواهم با خانم ادامه زندگی بدهم. (قبل از اینکه بزرگتر شود و بعدها پشیمان بشوم، جلوی آن را میگیرم) بعد از چند بار صحبت کردن، با واکنش سخت و عصبی خانواده برخورد کردم. نمی دانم چرا مرد را همیشه مقصر قلمداد می کنند یک عمر زندگی برادر خود را به شناخت یک ماهه خانم فروختند و از آن طرفداری میشود.
آیا ضربه خوردن و آثار روحی و زندگی تنها بر دختر وارد میشود یا مرد نیز بر آن تأثیر دارد؟
اینکه بگویند دختر بیشتر آسیب میبیند درست، پس تکلیف مرد چه میشود؟
نمیدانم اگر کسی قبل از ازدواج با صداقت مسائل خود را به دختر بگوید آیا اشتباه کرده است ؟؟ که بعد از عقد باید اینشکلی با او رفتار شود و جواب بگیرد؟
این تنها 45 روز از زمان عقد گذشته است

خیلی اشتباه کردم خواهشا من را راهنمایی کنید
از گروه : ازدواج 1068  بازدید
سلام. من یه بازی قدیمی (مال سال 2002) دارم که تا زمانی که ویندوز 8 داشتم هم کاملا درست اجرا میشد. اما وقتی ویندوز 8.1 رو نصب کردم ، بازی مثل تصاویر سه بعدی که باید با عینک ببینید شده!
من نمی دونم مشکل از کجاست. یه بار هم بازی رو از اول نصب کردم که کارساز نبوده. امیدوارم شما بتونید کمکم کنید این مشکل رو حل کنم.
(اینم از تصویر مربوطه)
از گروه : مشکلات نرم افزار 1325  بازدید
سلام
من میخواستم از سرویس میزبان اس ام اس استفاده کنم ، اما شماره مقصد به جای ایرانسل همراه اول یود و من نکد 704 رو قبل از شماره زدم . اما حالا دیگه نمیتونم اس ام اس ارسال کنم برای همون شماره همراه اول ! چیکار کنم تو رو خدا کمکم کنید مرسی
از گروه : ایرانسل 10392  بازدید
سلام خسته نباشید
مدتی است بدون استفاده از سیم کارت ، شارژ خطم تند و تند تمام میشود . لطفا علت را بیان کنید .
از گروه : سایر سوال و جواب های مالی 907  بازدید
باسلام و خسته نباشید به طور ناگهانی پوست زیر بغلم شروع به خارش و سوزش کرد و سوخت و پس از انکه سوزش برطرف شد جای زخمش خیلی زبر و خشن و خشک وتیره شده البته از قبل هم تیرگی داشت چه کرم یا پمادی رو پیشنهاد میکنید؟
از گروه : بهداشت پوست 10316  بازدید
امروز 4 مهر 1391 شاهدیم که قیمت سکه از مرز ۱۰۱۳۰۰۰تومان  هم گذشت.قیمت پژو ۲۰۷i، سی و هشت میلیون تومان شد .خدایا چه بر سر این مملکت می آید؟
از گروه : سوالات گوناگون 1283  بازدید
آیا کسی راجع به سطح دشواری سئوالات کنکور تجربی 93 اطلاعای داره؟
از گروه : سوالات گوناگون 848  بازدید
سلام من در هنرستان و کاردانی نقشه کشی معماری خوندم و الان ترم ۱ کارشناسی همین رشته در دانشگاه غیرانتفاعی هستم میخام تغییر بدم رشتمو و اگربشه زبان یا روانشناسی بخونم آیا میتونم؟لطفا زودتر جوابموبدید ثبت نام نزدیکه...
از گروه : انتخاب رشته 328  بازدید



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات