خودتو بیشتر بشناس:       آزمون شخصیت شناسی MBTI
جستجوی سوال
متن سوال:

گروه مربوط به سوال:

خودتان سوال بپرسید!
همچنین می توانید با تکمیل فرم عضویت ، ازین پس سوال های خود را در سامانه ثبت کنید تا کارشناسان و سایر کاربران به آنها پاسخ دهند.

مشاهده سوال ها بر حسب گروه آنها

به منظور انتخاب دقیق تر، دامنه سوال را محدودتر نمایید، اگر تنها گروه اصلی را انتخاب کرده باشید، تمامی سوال های موجود در این گروه به نمایش در خواهد آمد.
پیشنهاد می شود حتما گروه تخصصی تر را برگزینید.

گروه سوال را انتخاب نمایید: گروه تخصصی تر را برگزینید:
تعداد جواب برای نمایش در هر صفحه:    
دوست

معیارهای یک دوست خوب چیست؟
از گروه : اداب معاشرت شماره: 237 9 آذر ماه 1388 ساعت: 3:10:4
چطور حرفم را بزنم و خواهر شوهرم را بیرون کنم

سلام خدمت مشاور و استاد محترم
من ساکن خارج از کشور هستم خواهر شوهرم که خیلی باهم صمیمی بودیم و همه حرفهایم را باهاش میزدم حدود یکسال هست که اومده با ما زندگی میکنه من محرم میدونستمش و بی منت مجانی خونه ما یک اتاق و حمام و دستشویی برای خودش داره وتاحالا هیچ پولی برای غذا نداد ه و تا حالا دست به سیاه و سفید نزده نهار و شامش آماده است شوهرم میخره من میپزم خونه را دایم مرتب میکنم کم کم از پیش چشمم افتاد که اینقدر تنبل و غیر مسول است با این حال باز هم با خودم کنار اومدم تا این که به طور اتفاقی وقتی دخترم با موبایل عمه اش بازی میکرد پیامی از خواهر شوهر دیگرم رسید دخترم گوشی را به من داد و گفت مامان درستش کن بازی ام قطع شده من دیدم واتس اپ باز شده و چشمم به اسم خودم وهزار تا حرف های ناجور خورد میدونم کارم درست نبود ولی کاش هیچ وقت ندیده بودم راجع من و بچه هام و خانواده ام القابی زشت استفاده کرده بودند راجع به دختر بزرگم که 12 سال داره حرفهایی نوشته بودند .... که بهتر میدونم راجع بهش چیزی ننویسم از آون روز افسرده شدم آگه به شوهرم بگم من را محکوم میکنه چرا رفتی سر موبایلش .
حالا بگید من چکار کنم دیگه دلم نمیخواهد به این گربه بی چشم و رو که هر آنچه من بهش گفتم را کف دست همه گداشته زندگی کنم دلم نمیخواهد با یک نامحرم و سو استفاده گر هم خانه باشم نظرتان چیه بهش بگم من صدای تو را شنیدم که این حرفها را میزدی باهاش حرف بزنم شاید از خونه مون بره لطفا نظرتان را بدهید درسته من کانادا هستم و همه حرفشان را راحت میزنند ولی من و شوهرم خیلی بی زبون هستیم و ملاحظه مردم را میکنیم همه دوستامون تعجب کردند که مفت و مجانی خونه مون است ولی این ها برای من مهم نیست آگه 1000 دلار هم بده من دیگه نمیخواهم با ما زندگی کنه تو را خدا جوابم را بدهید هیشکی جوابم را نمیده اینجا هم مشاورش با فرهنگ ما جور در نمیاید من میخواهم شرمنده اش کنم که دیگه روش نشه اینجا بمونه

از شما پیشاپیش سپازگزارم
از گروه : اداب معاشرت شماره: 4081 25 آبان ماه 1395 ساعت: 1:45:1
روابط اجتماعی: موضوع خوب برای صحبت کردن با دیگران

برای بهبود روابط اجتماعیم، چطور می تونم موضوع خوبی برای صحبت کردن و بحث پیدا کنم؟
از گروه : اداب معاشرت شماره: 4092 1 آذر ماه 1395 ساعت: 9:3:0
فشار روانی

سلام من یه دختر 13 ساله هستم توی مدرسه دوست دارم با یکی از همکلاسیام که یکی از زرنگ های کلاسه دوست بشم به خاطره تجربه ای که در کلاس ششم داشتم میترسم .من باید چی کار کنم خواهش میکنم کمکم کنید
از گروه : اداب معاشرت شماره: 4114 15 آذر ماه 1395 ساعت: 13:50:18
خودشناسی

سلام من خانمی هستم ۳۰ ساله و متاهل. ۳ساله که ازدواج کرده ام و وارد خانواده ای شدم پرجمعیت که بین همه فرزندان همسر من بیشتر مورد توجه و احترام است به همین دلیل من هم در این شرایط قرار گرفت ام مثلا بعد از جشن عروسی ما تا ماهها فیلم عروسیمون تو خونه مادر همسرم پخش میشد و مرتب همه در این مورد صحبت میکردن. و الان که باردارم همه صحبت خانواده در مورد فرزند ماست اما من اصلا از این مورد توجه بودم خوشم نمیاد اذیت میم و دوست ندارم زیاد مورد بحث و توجه دیگران باشم. میخوام بدونم مشکلم از کجاست که دوست ندارم کانون توجه باشم. با تشکر.
از گروه : اداب معاشرت شماره: 4176 4 روز پیش - 26 دی ماه 1395 ساعت: 20:10:39
شخصیت خودمو گم کردم

سلام خسته نباشین
من مشکلی که دارم شخصیت خودمو گم کردم نمیدونم کدوم خصوصیتی که دارم خصوصیت ثابت منه کدوم خصوصیتیه که فقط دارم تظاهر میکنم
نمیدونم ذاتا مهربونم یا فقط تظاهره
ذاتا روشن فکرم یا تظاهره
کم حرفم یا پر حرف
و خیلی چیزای دیگه
وقتی توی جمعی میشینم خودمو گم میکنم مث یه ادم ببخشید خنگ میشم که حرف زدن بلد نیست فعل هارو نمیدونم کجا بکار ببرم یادم میره چجوری جمله بندی کنم موضوعی که باهاش اشنایی دارم اگه توی جمع باشم یادم میره
میخوام کمکم کنید خودمو بشناسم چجوری میتونم این کارو بکنم
از گروه : اداب معاشرت شماره: 1166 2 مرداد ماه 1392 ساعت: 12:25:47
اس ام اس

دختر ها و پسرها چه اس ام اس هایی به هم می دن که صبح تا شب گوشی تو دستشونه ؟ من نمی دونم چه اس ام اس هایی بفرستم که نه تکراری و حال و احوال معمولی و خسته کننده نباشه و هم زشت نباشه که طرف پرو نشه و شعر نباشه چون شعر دروغه. چرا وقتی با کسی آشنا میشم همون لحظه آشنایی می گه دوست دارم در حالی که نمیشه به این سرعت به کسی علاقه مند شد یا دلش تنگ بشه چرا من این حرفا رو باور نمیکنم و از این حرفا لذت نمی برم در حالی که بقیه دختر ها این طور نیستند ؟آیا من مشکلی دارم ؟
از گروه : اداب معاشرت شماره: 1330 22 مهر ماه 1392 ساعت: 18:55:40
ارتباط اجتماییم ضعیفه.چیکار کنم؟؟

لطفن راهنماییم کنین.واقعن دیگه خسته شدم.افسرده شدم.اعتماد به نفس ندارم
از گروه : اداب معاشرت شماره: 1360 14 آبان ماه 1392 ساعت: 16:7:4
معرفی کتاب و کلا کمک میخوام

سلام من دارم روی زمینه روابط دختر و پسر تحقیق می کنم میخوام بهم منابعی رو برای مطالعه معرفی کنید.خیلی هم فوری لازم دارم.ممنون میشم بهم کمک کنید.یاعلی
از گروه : اداب معاشرت شماره: 1676 6 اسفند ماه 1392 ساعت: 7:8:45
بالا بردن اعتماد بنفس

سلام !!

من اعتماد بنفس خوبی دارم اما بازم در اون حدی که میخوام نیست ...

برای اینکه به اون درجه ای که میخوام برسم باید چیکار کنم ؟؟؟
از گروه : اداب معاشرت شماره: 1684 8 اسفند ماه 1392 ساعت: 22:33:55
اجتماعی

تفاوت زنان و مردان چیست؟ آیا واقعا رفتار مبتنی بر عقل صرف موجب برتری است و احساس و عاطفه محکوم به ضعف؟!
از گروه : اداب معاشرت شماره: 1985 17 خرداد ماه 1393 ساعت: 10:21:22
دوستی با پسر فامیل

سلام
من با پسر عموم که از خودمن کوچیکتره دوستم الن چند وقته تو اساش بوس میفرسته النم میگه چون ما با هم راحتیم جک های خیلی بد هم اشکال نداره اگه بهم بفرستیممیگه دوستت دارم من تا حالا با هیچ پسری دوست نبودم حتی تو دانشگاه نمیخوام برام شر بشه .چکار کنم ؟
از گروه : اداب معاشرت شماره: 2069 3 تیر ماه 1393 ساعت: 10:51:38
کمکم کنید خواهش میکنم

من دخترعمویی دارم که از بچه گی اونو میخواستم قبل از ازدواجم با هم بیرون میرفتیم وبه من شب قبل از عروسی خوارش به من زنگ زد و گفت یبا کارت دارم من که رفتم بهم گفتچی بپوشم و چه جوری بپوشم اما بعد از مدتی گفت که من باهات بیرون نمی یام من هم که عصبانی شدم بهش گفتم تو انگشت کوچیکه دوست دخترام نمی شی من که بابام میخواستم برم خواستگاریش گفت نمی شه تا اینکه من ازدواج کردم (اون هنوز ازدواج نکرده )و بعد از مدتی بهش زنگ زدم اونم گفت که منو واسه چی میخوای وگفت من هنوز اون حرف تو یادمه واز اون موقع همو شاید سالی یکی دو دفعه بشیتر همو نبینیم ولی من هنوز از حرکاتش میخونم منو دوست دارم حالا نمی دونم بهش پیشنهاد بدم قبول میکنه چون خیلی دوسش دارم
از گروه : اداب معاشرت شماره: 2072 3 تیر ماه 1393 ساعت: 23:29:11
راه اشتباه

سلام

اگر به کسی وابسته بشی، منتظرش باشی، و دلتنگش بشی.. . که نباید بشی! می دونی این کار غلطه! چکار می کنی؟
از گروه : اداب معاشرت شماره: 2119 13 تیر ماه 1393 ساعت: 19:59:39
ضعیف و ناتوان بودن

سلام من دختر 19 ساله از اصفهانم. مشکل من اینه که هرکس هرکاری داشته باشه به من میگه کارایی که بقیه حاضر نیستن قبول کنند رو من مجبورم قبول کنم اما در عین حالم هیچ کس منو دوست نداره و حتی تره هم برام خورد نمیکنه. من احساس میکنم توی فامیل منو با دختر خالم مقایسه میکنند. من خیلی به اینده ناامیدم و همش فکر میکنم خوانواده شوهرم هر چی بخوانو به من تحمیل کنند و من تو سری خور بشم و یه زندگی جهنمی رو داشته باشم. من خیلی هم اهل حرف زدن و دوست پیداکردن نیستم و بیشتر با دوستای قدیمی هستم

توروخدا کمکم کنید.......
از گروه : اداب معاشرت شماره: 2177 25 تیر ماه 1393 ساعت: 10:32:4



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات