سوال های پرسیده شده توسط 917539867





چند سوال تصادفی

برنامه ای برای بازی عدد راحدس بزن این برنامه عددی تصادفی به نام عدد هدف یین0 تا100 را
تولید کند و سپس از کاربر بخواهد با وارد کردن اعداد مختلف، عدد مزبور را حدس بزند. هر عددی که کاربر وارد
می کند توسط برنامه بررسی می شود و اگر از عدد هدف بیشتر بود پیغام Greater و اگر کم تر بود پیغام Less بدهد.
یک دور بازی تا جایی ادامه می یابد که کاربر عدد هدف را وارد کند. در این صورت برنامه پیغام
Congratulations و تعداد کوشش های کاربر برای حدس زدن عدد هدف را نمایش می دهد و سپس از وی
می پرسد مایل به ادامه دادن است یا خیر؟ اگر کاربر در پاسخ:
 کلید Enter را بزند برنامه باید از ابتدا تکرار شود،
 کلید Space را بزند باید بهترین رکورد )کمترین تعداد تلاش برای حدس زدن عدد در بازی های متوالی(
نمایش داده شود و دور جدید بازی از ابتدا آغاز شود،
 کلید F1 را بزند باید نام و مشخصات برنامه نویس نمایش داده شده و برنامه خاتمه یابد،
 کلید ESC را فشار دهد باید بهترین رکورد نمایش داده شود و برنامه خاتمه یابد.
بخش تشخیص کلید فشرده شده را به کمک switch بنویسید.
کد اسکی کلیدهای Enter و Spac e و ESC به ترتیب 01 و 13 و 32 و کد گسترش یافته ی کلید F1 برابر 95 است.
دستورهای زیر که در فایل سرآیند stdlib.h تعریف شده اند، یک عدد تصادفی بین صفر تا 011 تولید می کنند که
در متغیر a قرار می گیرد:
randomize();
int a = random(100
سلام من 26 سالمه یه دوست و همکار دارم به نام آرش که 41 سالشه ... این آدم خیلی خاص و باهوشه ... تنها ملاک من هم برای انتخاب آدم ها هوشه و بس ... این آدم یه سری سیگنال های محبتی نشون می ده و همین که من حس می کنم چیزی هست برعکس می شه ... من تجربه یه رابطه ی ناموفق هم داشتم که بعدش خیلی سخت گذشت ... می ترسم ... نمی خوام چیزی بگم که بعد پشیمون بشم ... دوستم داره نداره ؟
یه دختری هم تو زندگیش هست که در حال دیت گذاشتن هستن ... کلا این آدم مهره مار داره زشت و پیر و هیکل خاصی هم نداره ولی اساسا دخترا خیلی دوسش دارن ... ما یه سه ماهی باهم آفریقا بودیم ... و اونجا یه جوری بود انگار دوسم داشت ... باهم لب اقیانوس قدم می زدیم ... برام حرف می زد ... وقتی برگشتیم ایران یه جوری شد ... همیشه می گه می ترسم گیر کنم و کسی بهم گیر کنه ...
من همیشه تظاهر می کنم اصلا برام مهم نیست ولی الان بعد دو سال که از اولین و آخرین رابطه ام می گذره ... اولین باره که حس می کنم بد نیست یه رابطه جدید رو شروع کنم ...
هم من هم اون هردو خیلی سفر می ریم و به ندرت ایران هستیم و یه نکته دیگه هم اینه که حس می کنم تعداد دخترایی که براش می مردن تو زندگیش جزو افتخاراتشه ... این موضوع آزار دهنده است ... از طرفی هم می ترسم اگه بی خیال آرش بشم دیگه هرگز قلبم نلرزه ... مسئله اینه که من خیلی سخت درگیر می شم و خیلی هم دخترونه نیستم



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات