سوالات با برچسب ravanshenasi


46

سوال


51

جواب

کسی که همیشه برای بالا بردن خود و نشان دادن برتری خود ، دست به هر دروغی اونم به صورت باورنکردنی که مردم رو کلا گاو حساب می کنه ، کسی که از حماقت مردم نهایت استفاده می کنه برای کسب پول اما در سایه مثبت اندیشی و خدا ، کسی که اطلاعات بسیار زیادی از هر چیزی که فکر می کنید داره و بسیار نشون می ده که کتاب می خونه و مطالعه می کنه اما بسیار سطحی است و فقط جهت داشتن اطلاعات است برای حرف زدن و حرفی داشتن در اون زمینه ، کسی که اینقدر خودش رو بالا می بره مثل بادکنک و خودش رو باد می کنه که واقعا خودش رو نمی تونه اون چیزی که هست ببینه و اعتماد به نفس بسیار بالایی به خودش می ده و ... از چه بیماری رنج می بره؟ خواهش می کنم پاسخ من رو بدید تا بتونم به این انسان بدبخت کمک کنم تا خودش رو اصلاح کنه. قابل ذکره که این فرد از منظر اجتماعی هم تونسته جایگاه بسیار خوبی کسب کنه اما همیشه زندگی پرتنش و تنهایی داره با اینکه نشون می ده که اینطور نیست و همچنین کلا دوست داره همه بهش احترام بزارن و باهاش گرم بگیرن و ازش تعریف کنن .
از گروه : روان درمانی 285  بازديد
با سلام
23 ساله هستم
چند سالی است که با میل خود پس از ارضا شدن مایع منی خود را می بلعم و این کار را لذتبخش میدانم. حتی برای توجیه این کار آن را با افراد نزدیکم درمیان میگذارم.
میخواستم ببینم آیا راهی از نظر روانی برای کم کردن این حس وجود دارد ؟
با تشکر
از گروه : هیجان در زندگی 83  بازديد
سلام من چند سالی هست که عاشق خواهر رفیقم شدم ونتونستم چیزی بگم همیشه از این میترسیدم که اون از من خوشش نیاد خیلی وقته دوسش دارم وتا حالا به خاطر اون با هیچ دختر دیگه ای رابطه نداشتم من خیلی دوسش دارم ومی خوام بدونم اونم دوسم داره یا نه
از گروه : عشق 964  بازديد
پربازدید ترین های این برچسب
سلام.من پسری هستم که همیشه احساس تنهایی میکنم.سابقه افسردگی شدید هم دارم.قبلا تو یه

آموزشگاه تدریس میکردم.الان هم تو یه دالترجمه کار میکنم.کلاس زبان هم میرم.روابط

اجتماعی چندان قوی ای ندارم.بخاطر همین و بخاطر پر کردن تنهاییم و دوری از این احساس عذاب اور ،تنها راهی که عملا میتونستم انجام بدم این بود که با دختری دوس بشم.اون موقعی که این تصمیم رو گرفتم حدود 15 سالم بود.الان حدود 26 سالمه ولی تا حالا نشده با یه دختر خوب دوست بشم.
چند بار با دختر ها دوس شدم.ولی اون دخترا ، دخترای سطح بالایی نبودن.یعنی یا خیلی زشت و عجیب غریب بودن ، دخترای خوشکل و خوب هیچ وقت با من دوست نمیشن.یه بار عاشق یه پیر زن شدم و باهاش دوس شدم ولی بعدا دچار سو تفاهم شد و باهام قهر کرد.ضربه عاطفی خوردم.یه بار هم با یه دختر زشت دوس شدم.یه روز با هم رفتیم پارک و همونجا دستگیرمون کردن.کلی آبروریزی شد.نزدیک بود بیافتم زندان.شانس آوردم بخشیدنمون.ولی بازم نتونستم دست بکشم.یه بار هم توی یه سایت تقاضای پیدا کردن دوس دختر کردم .بهدش یه دختر باهام تماس گرفت و گفت میتونم به ازای پول برت دوس دختر پیدا کنم.ند نفر معرفی کرد . کلی بهش پول دادم ولی باز هم نشد.آخرش هم کلی ازم پول گرفت و رفت.
تازه با همون دخترای زشت هم بزور دوس میشدم.الان حتی با اونا هم نمیتونم دوس بشم.خیلی خیلی خیلی احساس تنهایی میکنم.از 15 سالگی تا حالا همیشه برای پیدا کردن دوس دختر میرفتم خیابون ها رو گشت میزدم.ولی این چند سال اخیر مثل یه اعتیاد شده .یعنی اگه یه روز نرم بیرون و گشت نزنم ، نمیتونم بمونم.هر لحظه میخوام فرار کنم بیرون.به هر بهانه ای میرم بیرون.اگه بیرون نرم شدیدا احساس بی حوصلگی میکنم.خیلی سعی کردم که این عادت بیرون رفتن رو از سرم بندازم ولی بعد از یه مدت دوباره شروع میکنم.تقریبا هر روز میرم بیرون و دنبال دوس دختر میگردم و هر روز هم دست از پا درازتر برمیگردم خونه.وقتی برمیگردم ، تو راه خونه بغض گلومو میگیره.اون لحظات برگشتن مثل شکنجه میمونه.یعنی تو یه چنین مخمصه ای گیر کردم: نه میتونم دوس دختر پیدا کنم.نه میتونم از تلاش برای پیدا کردنش دست بکشم.با هر کسی هم مشورت میکنم میگه که برو ازدواج کن.میگم شرایطشو ندارم.اونا هم هی میخوان ازدواج رو توجیح کنن.میگم حرف شما درست ولی بخدا نمیشه.نمتیونم و نمیخوام ازدواج کنم.اونا هم میگن ما همین قدر بلدیم.یا میگن برو ناز دخترا رو بکش باهات دوس میشن.ولی نمیتونم ، بلد نیستم.
خواهشا راهنماییم کنین.
از گروه : دوستی دختر - پسر 1566  بازديد
سلام من چند سالی هست که عاشق خواهر رفیقم شدم ونتونستم چیزی بگم همیشه از این میترسیدم که اون از من خوشش نیاد خیلی وقته دوسش دارم وتا حالا به خاطر اون با هیچ دختر دیگه ای رابطه نداشتم من خیلی دوسش دارم ومی خوام بدونم اونم دوسم داره یا نه
از گروه : عشق 964  بازديد
باسلام دختری17ساله هستم که قبلاباپسری ازاشنایان درحدپیامک دوست بوده ام 2ماهاول دوستی باهم خوببودیم امابعدهامنوتنهاگذاشت چندین بارازم فرصت خواست که برگرددومن به اوفرصت دادم امادوباره نشدوتنهام گذاشت من دراین مدت تنهایی واس پرکردن جاش مجبورشدم باچندین پسردوست شوم .تااینکه پس از7ماه برگشته وفرصت میخوادومیگهکهادم خوبی شده منبایدچکارکنم؟ایابپذیرم یانه؟پدرم ازاینکارخبرندارد
از گروه : دوستی دختر - پسر 902  بازديد
آخرین جواب ها با این برچسب
پربازدید ترین ها

سوال و جواب ها با برچسب ravanshenasi


صفحه « ravanshenasi » در ویکیپدیا


آیا ایجاد دوستی های باز و راحت خانوادگی بین دو زوج از تهران و شهرستان با هم کار درستی هستش ؟ چه راههای که بتوان یک زوج مناسب برای دوستی خانوادگی و رفت و آمد صمیمانه وجود داره وچطور میشه یه دوستی ایمن و سالم داشت ؟ لطفا راهنماییم کنید
از گروه : هیجان در زندگی 2  بازديد
سلام ،هر راهی رو رفتم تا اعتماد بنفسم روبالا ببرم ولی اخرش نمی تونم روی افکارم غلبه کنم ،دست به کار هایی میزنم که خوب میفهمند که اعتماد بنفس ندارم اصلا نمی تونم توی جمع راحت حرف بزنم ،بخوص اگه اون جمع جنس مخالف هم داشته باشه لطفا راهنمایم کنید؟
از گروه : اعتماد به نفس 19  بازديد
سلام ناصرم ۲۰ سالمه که قبلا با ی دختری حرف میزدم ولی نمیدونستم دوستم داره هر چی میگفتم ب حرفام گوش میداد ولی یکی دیگه رو میخواستم که ولش کردم بعد از خانواده دادن خونه شوهر که الان با ی بچه داره طلاق میگیره و من تازه فهمیدم که اون موقع چقدر دوستم داشته و الان ازم میخواد دوست داشتنم نسبت ب او رو براش ثابت کنم لطفا کمک کنین با چ کارایی میتونم ثابت کنم
از گروه : مشاوره خانواده 23  بازديد
سلام.من زنی بیست وهشت ساله هستم.سه ساله که ازدواج کرده ام وبا مادرشوهر وجاریم دریک ساختمان هستیم.ماطبقه دوم میشینیم.شوهر من خیلی هوای خانواده بخصوص پدرومادرش رو داره.هرجا بخوان برن با ماشین میبره یا چیزی میخره پولشو اغلی موارد نمیگیره برعکس برادرشوهرم که حتی حاضرنمیشه از یک قرونش هم بگذره.این مساله منو خیلی عذاب میده وهمیشه سراین مسایل خونه ما دعوا هست هرچی هم بهش میگم گوش نمیده که بابا ما آژانس این ساختمون نیستیم که یا مثلا چیزی میخری پولشو بگیر.هفته پیش هم سروسایل خریدن به مادرش اساسی دعوامون شد نمیدونم دیگه چیکارکنم شوهرم اصلا حرف گوش نمیده یا باید بیخیال شم یا اینکه هرروز دعوامون بشه.اینم بگم که شوهرم مرد خوبیه ومن غیرازاین مورد هیچ مشکلی باهاش ندارم.
از گروه : اختلافات جزیی 57  بازديد
به رابطه دخترم با دوستانش که دختر هستند شک دارم ولی نمیدونم چطور کنترلش کنم. خودش با یه نفر دوسته که از سیگار کشیدن مخفیانش تعریف میکنه. بچه طلاق هم هست. دخترم تو دانشگاه فقط چسبیده به این آدم و از بقیه کنار گرفته. لطفا بگید چکار کنم که از این دوست جدا شه
از گروه : جوانان و ارتباطات 56  بازديد
سلام.خسته نباشید.من خانمی هستم در دوران نامزدی ام.پرده ام رو از دست داده ام.زمانی ک خون آمد همسرم دید.
ولی میترسم ی روزی بزنه زیرش ک من نکردم.خیلی مهربونی و آقا.ولی میترسم
بنظرم کار خوبی میکنم ک میخوام برم پیش دکترمعاینه کنه و از همسرم امضا بگیره ک خودش پرده رو زده؟؟؟
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 125  بازديد
سلام متولد ۵۴ هستم تقریبآ عاشق همسرم هستم ولی سر یه موضوع کوچیک همیشه دعوا داریم و تا یک ویا دوهفته قهر هستیم جدیدا حرفهای رکیک هم باب شده یه پسر داریم اگه این بچه نبود تا الان طلاق می گرفتیم بیشتر بحث ها
۱. خونه همیشه ریخت پاشه البته بخاطر پسرم ریخت وپاش اسباب بازی و..
۲. همیشه میگه مادرت چی گفت و جاری هاش چی گفتن و اونا دشمنش هستن
۳. درخانواده اش یعنی پدرش هم همیشه با برادرشان و عروسشون مشکل دارن
۴. موضوعات قدیم همش تو ذهنش هستن
۵. تو درسهای دانشگاهی خودش کم میاره و من باید کارهای عملیش و حتی نمرات تو سایتش را هم من باید انجام دهم
۶. وقتی قهر هستیم نه غذایی و نه صحبتی ونه .... حتی واسه کودک پنج ساله هم نگرانم
۷. من از سر کار میام زمانیکه قهر هم نباشیم اصلا یه خسته نباشید هم نمیگه چه رسد به سلام کردن
و اما خودم
۱. به خانواده ام توهین بشه عصبانی میشم خصوصا مادرم که یه عمر به پای من نشست و مادری کرد
۲. مهندس پتروشیمی هستم و از نظر مالی مشکلی ندارم و همیشه میگه تو ادعای کارت را داری
۳. جلو بچه سعی میکنم دعوا نکنیم ولی ادامه که بده منم میزنم به سیم آخر
۴. قبلا یه بار عقد کردم و طلاق گرفتیم و از این موضوع سوء استفاده میکنه و میگه عابران دیگه می ره اگه منو طلاق بدی
۵. هرچی می خواد واسه خودش می خره طلا و لباس و ...منم زیاد کاری باهاش ندارم
۶. انتظار داره هر موقع می ریم شهرستان ماشین پر کنیم از سوغات و ... بعدم حرفی بزنم میگه گدایی تو


لذا تو دوراهی گیر کردم زندگی با این هم واسم سخت شده نمیدونم راهنمایی کنید الانم تو دوران قهر هستیم
از گروه : مشاوره خانواده 105  بازديد

سلام ناصرم ۲۰ سالمه که قبلا با ی دختری حرف میزدم ولی نمیدونستم دوستم داره هر چی میگفتم ب حرفام گوش میداد ولی یکی دیگه رو میخواستم که ولش کردم بعد از خانواده دادن خونه شوهر که الان با ی بچه داره طلاق میگیره و من تازه فهمیدم که اون موقع چقدر دوستم داشته و الان ازم میخواد دوست داشتنم نسبت ب او رو براش ثابت کنم لطفا کمک کنین با چ کارایی میتونم ثابت کنم
از گروه : مشاوره خانواده 23  بازديد
سلام.من زنی بیست وهشت ساله هستم.سه ساله که ازدواج کرده ام وبا مادرشوهر وجاریم دریک ساختمان هستیم.ماطبقه دوم میشینیم.شوهر من خیلی هوای خانواده بخصوص پدرومادرش رو داره.هرجا بخوان برن با ماشین میبره یا چیزی میخره پولشو اغلی موارد نمیگیره برعکس برادرشوهرم که حتی حاضرنمیشه از یک قرونش هم بگذره.این مساله منو خیلی عذاب میده وهمیشه سراین مسایل خونه ما دعوا هست هرچی هم بهش میگم گوش نمیده که بابا ما آژانس این ساختمون نیستیم که یا مثلا چیزی میخری پولشو بگیر.هفته پیش هم سروسایل خریدن به مادرش اساسی دعوامون شد نمیدونم دیگه چیکارکنم شوهرم اصلا حرف گوش نمیده یا باید بیخیال شم یا اینکه هرروز دعوامون بشه.اینم بگم که شوهرم مرد خوبیه ومن غیرازاین مورد هیچ مشکلی باهاش ندارم.
از گروه : اختلافات جزیی 57  بازديد
آیا ایجاد دوستی های باز و راحت خانوادگی بین دو زوج از تهران و شهرستان با هم کار درستی هستش ؟ چه راههای که بتوان یک زوج مناسب برای دوستی خانوادگی و رفت و آمد صمیمانه وجود داره وچطور میشه یه دوستی ایمن و سالم داشت ؟ لطفا راهنماییم کنید
از گروه : هیجان در زندگی 2  بازديد
به رابطه دخترم با دوستانش که دختر هستند شک دارم ولی نمیدونم چطور کنترلش کنم. خودش با یه نفر دوسته که از سیگار کشیدن مخفیانش تعریف میکنه. بچه طلاق هم هست. دخترم تو دانشگاه فقط چسبیده به این آدم و از بقیه کنار گرفته. لطفا بگید چکار کنم که از این دوست جدا شه
از گروه : جوانان و ارتباطات 56  بازديد
سلام.خسته نباشید.من خانمی هستم در دوران نامزدی ام.پرده ام رو از دست داده ام.زمانی ک خون آمد همسرم دید.
ولی میترسم ی روزی بزنه زیرش ک من نکردم.خیلی مهربونی و آقا.ولی میترسم
بنظرم کار خوبی میکنم ک میخوام برم پیش دکترمعاینه کنه و از همسرم امضا بگیره ک خودش پرده رو زده؟؟؟
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 125  بازديد
ثصقب
از گروه : روان درمانی 494  بازديد
سلام ،هر راهی رو رفتم تا اعتماد بنفسم روبالا ببرم ولی اخرش نمی تونم روی افکارم غلبه کنم ،دست به کار هایی میزنم که خوب میفهمند که اعتماد بنفس ندارم اصلا نمی تونم توی جمع راحت حرف بزنم ،بخوص اگه اون جمع جنس مخالف هم داشته باشه لطفا راهنمایم کنید؟
از گروه : اعتماد به نفس 19  بازديد
سلام ،هر راهی رو رفتم تا اعتماد بنفسم روبالا ببرم ولی اخرش نمی تونم روی افکارم غلبه کنم ،دست به کار هایی میزنم که خوب میفهمند که اعتماد بنفس ندارم اصلا نمی تونم توی جمع راحت حرف بزنم ،بخوص اگه اون جمع جنس مخالف هم داشته باشه لطفا راهنمایم کنید؟
از گروه : اعتماد به نفس 19  بازديد
من قبل از ازدواج با همسرم برای چند سال دوست بودم و خانواده ام کلا با ازدواج ما مخالف بودن اما با بالا رفتن سنم قبول کردند که ازدواج کنم . اما مشکلات با همسرم همچنان بعد از ازدواج باقی است یعنی رفتار مناسبی با همسرم ندارند. این بارها باعث تشنج در زندگی و قطع رابطه با خانواده ام و درگیری با همسرم شده است. حالا بعد از گذشت پنج سال کلا خانواده و همسرم نمی توانند با هم کنار بیایند و همسرم هم لج کرده است که نمی تواند با آنها ارتباط داشته باشد. من هم برای رفع تشنج کلا ارتباطی با خانواده ام ندارم و فقط با یکی از برادرهایم که با همسرم رابطه خوبی از ابتدا داشته ارتباط دارم. می خواستم بپرسم به نظر شما این قطع ارتباط صحیح است؟ چه راهی برای درست شدن رابطه ها وجود دارد؟ این در حالی است که مادرم از همسر من بسیار بدش میاید و این را علنا هم گفته و کار به فحش کاری هم رسیده است.
ممنون
از گروه : روانشناسی زناشویی 729  بازديد
آیا ایجاد دوستی های باز و راحت خانوادگی بین دو زوج از تهران و شهرستان با هم کار درستی هستش ؟ چه راههای که بتوان یک زوج مناسب برای دوستی خانوادگی و رفت و آمد صمیمانه وجود داره وچطور میشه یه دوستی ایمن و سالم داشت ؟ لطفا راهنماییم کنید
از گروه : هیجان در زندگی 2  بازديد
با سلام
در كانادا زندگي ميكنم. دختر ٧ ساله اي دارم كه ميگويد عاشق يكي از پسرهاي مدرسه شان است كه كلاس دومه ، ميگويد تا حالا با او حرف نزده فقط يك بار اسم او را پرسيده است ، مي گويد وقتي او را ميبينم احساس خواصي دارد ، حالا من نميدوانم اصلا اين قضيه مهم است يا نه ؟ ايا من بايد به او مشاوره خواصي بدهم يا نه ؟ فقط كنجكاو هستم در رابطه با اين احساس او در اين سن اطلاعات لازم را داشته باشم من هيچ سوالي در اين رابطه از او نپرسيده ام او خودش تمام اين موضوعات را پشت سر هم برايم تعريف كرده ؟
لطفا جواب را در ايميل هم به من بدهيد
بسيار سپاس گذارم
از گروه : روانشناسی کودک 434  بازديد
سلام.من زنی بیست وهشت ساله هستم.سه ساله که ازدواج کرده ام وبا مادرشوهر وجاریم دریک ساختمان هستیم.ماطبقه دوم میشینیم.شوهر من خیلی هوای خانواده بخصوص پدرومادرش رو داره.هرجا بخوان برن با ماشین میبره یا چیزی میخره پولشو اغلی موارد نمیگیره برعکس برادرشوهرم که حتی حاضرنمیشه از یک قرونش هم بگذره.این مساله منو خیلی عذاب میده وهمیشه سراین مسایل خونه ما دعوا هست هرچی هم بهش میگم گوش نمیده که بابا ما آژانس این ساختمون نیستیم که یا مثلا چیزی میخری پولشو بگیر.هفته پیش هم سروسایل خریدن به مادرش اساسی دعوامون شد نمیدونم دیگه چیکارکنم شوهرم اصلا حرف گوش نمیده یا باید بیخیال شم یا اینکه هرروز دعوامون بشه.اینم بگم که شوهرم مرد خوبیه ومن غیرازاین مورد هیچ مشکلی باهاش ندارم.
از گروه : اختلافات جزیی 57  بازديد
سلام من خانمی هستم ۳۰ ساله و متاهل. ۳ساله که ازدواج کرده ام و وارد خانواده ای شدم پرجمعیت که بین همه فرزندان همسر من بیشتر مورد توجه و احترام است به همین دلیل من هم در این شرایط قرار گرفت ام مثلا بعد از جشن عروسی ما تا ماهها فیلم عروسیمون تو خونه مادر همسرم پخش میشد و مرتب همه در این مورد صحبت میکردن. و الان که باردارم همه صحبت خانواده در مورد فرزند ماست اما من اصلا از این مورد توجه بودم خوشم نمیاد اذیت میم و دوست ندارم زیاد مورد بحث و توجه دیگران باشم. میخوام بدونم مشکلم از کجاست که دوست ندارم کانون توجه باشم. با تشکر.
از گروه : اداب معاشرت 169  بازديد
سلام متولد ۵۴ هستم تقریبآ عاشق همسرم هستم ولی سر یه موضوع کوچیک همیشه دعوا داریم و تا یک ویا دوهفته قهر هستیم جدیدا حرفهای رکیک هم باب شده یه پسر داریم اگه این بچه نبود تا الان طلاق می گرفتیم بیشتر بحث ها
۱. خونه همیشه ریخت پاشه البته بخاطر پسرم ریخت وپاش اسباب بازی و..
۲. همیشه میگه مادرت چی گفت و جاری هاش چی گفتن و اونا دشمنش هستن
۳. درخانواده اش یعنی پدرش هم همیشه با برادرشان و عروسشون مشکل دارن
۴. موضوعات قدیم همش تو ذهنش هستن
۵. تو درسهای دانشگاهی خودش کم میاره و من باید کارهای عملیش و حتی نمرات تو سایتش را هم من باید انجام دهم
۶. وقتی قهر هستیم نه غذایی و نه صحبتی ونه .... حتی واسه کودک پنج ساله هم نگرانم
۷. من از سر کار میام زمانیکه قهر هم نباشیم اصلا یه خسته نباشید هم نمیگه چه رسد به سلام کردن
و اما خودم
۱. به خانواده ام توهین بشه عصبانی میشم خصوصا مادرم که یه عمر به پای من نشست و مادری کرد
۲. مهندس پتروشیمی هستم و از نظر مالی مشکلی ندارم و همیشه میگه تو ادعای کارت را داری
۳. جلو بچه سعی میکنم دعوا نکنیم ولی ادامه که بده منم میزنم به سیم آخر
۴. قبلا یه بار عقد کردم و طلاق گرفتیم و از این موضوع سوء استفاده میکنه و میگه عابران دیگه می ره اگه منو طلاق بدی
۵. هرچی می خواد واسه خودش می خره طلا و لباس و ...منم زیاد کاری باهاش ندارم
۶. انتظار داره هر موقع می ریم شهرستان ماشین پر کنیم از سوغات و ... بعدم حرفی بزنم میگه گدایی تو


لذا تو دوراهی گیر کردم زندگی با این هم واسم سخت شده نمیدونم راهنمایی کنید الانم تو دوران قهر هستیم
از گروه : مشاوره خانواده 105  بازديد
سلام.من 14 سالمه و حدود چند ماهیه که با چاقو دستم رو میبرم.وقتی جوان تر بودم هم اقدام به خودکشی با دار زدن کرده بودم که ناموفق بود.چند روزی هست که شدیدا مایل به خودکشی و مردن هستم .میخوام بدونم چی کار کنم که دیگه کات نکنم و بتونم زندگی رو همونجور که همه ی دختر ها میبینن ببینم؟
از گروه : روان درمانی 760  بازديد
سلام
من دختر 16 ساله هستم...
با یه پسر 20 ساله اشنا شدم همدیگه رو خیلی دوست داریم
مذهبی نیستم اما یه سری اعتقادات دارم که خیلی برام مهمه
انقد دوسش دارم که برای یه لحظه اجازه دادم یک قسمتی از بدنمو ببینه
قصد اون ازدواج بود هنوز هم هست...اما من از اینکارم پشیمونم خیلی...طوری که عصبی شدم و بیحوصله...از خودم متنفر شدم

نمیدونم چکار کنم واقعا حالم بده حس میکنم پاک نیستم
میشه کمکم کنید اول با خودم کنار بیام بعد بگید چکار کنم در رابطه با اون اقا؟چه رفتاری داشته باشم؟ایا درسته که همچنان باهاش در ارتباط باشم؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 725  بازديد
سلام ،هر راهی رو رفتم تا اعتماد بنفسم روبالا ببرم ولی اخرش نمی تونم روی افکارم غلبه کنم ،دست به کار هایی میزنم که خوب میفهمند که اعتماد بنفس ندارم اصلا نمی تونم توی جمع راحت حرف بزنم ،بخوص اگه اون جمع جنس مخالف هم داشته باشه لطفا راهنمایم کنید؟
از گروه : اعتماد به نفس 19  بازديد
سلام یه سوال داشتم.
یه دختری رو دوست دارم ولی نمیدونم چطور بهش بگم و حتی نمی دونم چطور باهاش دوست شم و کم کم به هم نزدیک بشیم.لطفا کمک کنین.
از گروه : دوستی دختر - پسر 597  بازديد
سلام
راهی برای خودکشی میخوام که جرات انجام دادنش رو پیدا کنم.
پ.ن: نیازی به نصیحت ندارم، فقط میتونید با جواب دادن به سوالم کمکم کنید.
ممنون
از گروه : نفرت 281  بازديد
با سلام.من زنی 26 ساله متاهل وصاحب دوفرزند هستم.در 18 سالگی ازدواج کردم.همسر من مدام با گوشی وصل به شبکه های اجتماعیه.اوایل زیاد توجه نمیکردم میگفتم کم کم خودش خسته میشه.تا اینکه دیدم بازم به کارش ادامه داد یک بار گوشیش رو چک کردم دیدم بایک خانمی در ارتباطه وقتی بهش گفتم چیزی منم بعد یه مدت قهر بیخیال شدم گفتم خودش فهمیده اشتباه کرده.ولی باز به این کارش ادامه میده ومنم میدونم با کسی در ارتباطه رمز گوشیشو عوض کرده تا من نتونم گوشیشو ببینم خواهش میکنم راهنماییم کنید چیکار کنم اگه به خواطر بچه هام نبود یه لحظه هم تحملش نمیکردم
از گروه : سوالات گوناگون 70  بازديد
سلام..من دختری 18 ساله ام..نابغه ریاضی و کامپیوتر هستم..یه دوست پسر دارم که او هم مثل من نابغه است..با هم برنامه هک ریختیم..یه جورایی میشه گفت دزدی..او منو به ماری جوانا اعتیاد داد..هر دو اعتیاد داریم..اصلا از وضعیتمون راضی نیستم..هر بار هم خواستم شرایط و تغییر بدم نشد..چیکارکنم؟
از گروه : هدف در زندگی 595  بازديد
سلام.من پسری هستم که همیشه احساس تنهایی میکنم.سابقه افسردگی شدید هم دارم.قبلا تو یه

آموزشگاه تدریس میکردم.الان هم تو یه دالترجمه کار میکنم.کلاس زبان هم میرم.روابط

اجتماعی چندان قوی ای ندارم.بخاطر همین و بخاطر پر کردن تنهاییم و دوری از این احساس عذاب اور ،تنها راهی که عملا میتونستم انجام بدم این بود که با دختری دوس بشم.اون موقعی که این تصمیم رو گرفتم حدود 15 سالم بود.الان حدود 26 سالمه ولی تا حالا نشده با یه دختر خوب دوست بشم.
چند بار با دختر ها دوس شدم.ولی اون دخترا ، دخترای سطح بالایی نبودن.یعنی یا خیلی زشت و عجیب غریب بودن ، دخترای خوشکل و خوب هیچ وقت با من دوست نمیشن.یه بار عاشق یه پیر زن شدم و باهاش دوس شدم ولی بعدا دچار سو تفاهم شد و باهام قهر کرد.ضربه عاطفی خوردم.یه بار هم با یه دختر زشت دوس شدم.یه روز با هم رفتیم پارک و همونجا دستگیرمون کردن.کلی آبروریزی شد.نزدیک بود بیافتم زندان.شانس آوردم بخشیدنمون.ولی بازم نتونستم دست بکشم.یه بار هم توی یه سایت تقاضای پیدا کردن دوس دختر کردم .بهدش یه دختر باهام تماس گرفت و گفت میتونم به ازای پول برت دوس دختر پیدا کنم.ند نفر معرفی کرد . کلی بهش پول دادم ولی باز هم نشد.آخرش هم کلی ازم پول گرفت و رفت.
تازه با همون دخترای زشت هم بزور دوس میشدم.الان حتی با اونا هم نمیتونم دوس بشم.خیلی خیلی خیلی احساس تنهایی میکنم.از 15 سالگی تا حالا همیشه برای پیدا کردن دوس دختر میرفتم خیابون ها رو گشت میزدم.ولی این چند سال اخیر مثل یه اعتیاد شده .یعنی اگه یه روز نرم بیرون و گشت نزنم ، نمیتونم بمونم.هر لحظه میخوام فرار کنم بیرون.به هر بهانه ای میرم بیرون.اگه بیرون نرم شدیدا احساس بی حوصلگی میکنم.خیلی سعی کردم که این عادت بیرون رفتن رو از سرم بندازم ولی بعد از یه مدت دوباره شروع میکنم.تقریبا هر روز میرم بیرون و دنبال دوس دختر میگردم و هر روز هم دست از پا درازتر برمیگردم خونه.وقتی برمیگردم ، تو راه خونه بغض گلومو میگیره.اون لحظات برگشتن مثل شکنجه میمونه.یعنی تو یه چنین مخمصه ای گیر کردم: نه میتونم دوس دختر پیدا کنم.نه میتونم از تلاش برای پیدا کردنش دست بکشم.با هر کسی هم مشورت میکنم میگه که برو ازدواج کن.میگم شرایطشو ندارم.اونا هم هی میخوان ازدواج رو توجیح کنن.میگم حرف شما درست ولی بخدا نمیشه.نمتیونم و نمیخوام ازدواج کنم.اونا هم میگن ما همین قدر بلدیم.یا میگن برو ناز دخترا رو بکش باهات دوس میشن.ولی نمیتونم ، بلد نیستم.
خواهشا راهنماییم کنین.
از گروه : دوستی دختر - پسر 1566  بازديد
سلام من چند سالی هست که عاشق خواهر رفیقم شدم ونتونستم چیزی بگم همیشه از این میترسیدم که اون از من خوشش نیاد خیلی وقته دوسش دارم وتا حالا به خاطر اون با هیچ دختر دیگه ای رابطه نداشتم من خیلی دوسش دارم ومی خوام بدونم اونم دوسم داره یا نه
از گروه : عشق 964  بازديد
باسلام دختری17ساله هستم که قبلاباپسری ازاشنایان درحدپیامک دوست بوده ام 2ماهاول دوستی باهم خوببودیم امابعدهامنوتنهاگذاشت چندین بارازم فرصت خواست که برگرددومن به اوفرصت دادم امادوباره نشدوتنهام گذاشت من دراین مدت تنهایی واس پرکردن جاش مجبورشدم باچندین پسردوست شوم .تااینکه پس از7ماه برگشته وفرصت میخوادومیگهکهادم خوبی شده منبایدچکارکنم؟ایابپذیرم یانه؟پدرم ازاینکارخبرندارد
از گروه : دوستی دختر - پسر 902  بازديد
با سلام
دختری هستم متاهل دو تا فرزند دارم
میخواستم نظرتونو راجع ب این مسیله ای ک مطرح میکنم بدونم!
الان چند ساله خوابایی میبینم ک بیشتریاشون ب واقعیت میرسه یعنی طی چند روز حد اکثر ی ماه اتفاق میوفته حالا تصادف ازدواج یا مسافرت یا هر چیز دیگه ای...بیشترشم ب اتفاقات بد اشاره داره..بچه ک بودم تو خوابام همش ی چیزیو میدیدم ک با قدرت دستام دارم مثل خمیر بازی لهش میکنم حتی وقتی از خواب پا میشدم حس میکردم هنوز دستام قدرت داره تا الان ک سنم 25 و خوابام!! بعضی اوقات از خوابام ترسیدم اخه خیلی وحشتناک بود ولی اتفاق افتادن دست خودمم نیس حتی خواب کسایی رو میبینم ک اصلا بهشون فکر هم نمیکنم بیشتر کسایی ک میشناسم ... خیلی اتفاقای خوبیم برام میوفته مثلا کار اداری داشته باشم بی هیچ معطلی انگاری از قبل همه چی برام امادس بدون معطلی و مشکلی!
از گروه : روان درمانی 867  بازديد
من پسری 29 ساله که حدود 9 ماهه ازدواج کردم و حدود یک سال هم عقد بودیم. من و همسرم نسبت فامیلی داریم و مادر ایشون دخترخاله من میشن.خانواده همسرم مذهبی هستن و در ابتدا که در دوران آشنایی بودیم و بعد 3 یا 4 بار صحبت پدر ایشون اجازه نمیدادن ما زیاد صحبت کنیم و میگفتن صحبت نباید طولانی بشه چون از نظر اسلام صحیح نیست.من با همسرم سر بعضی مسائل مثل میزان مهریه و محل سکونت اختلاف داشتیم اما به اصرار خانوادم قبول کردم.بعد عقد چندین بار با همسرم در مورد بعضی رفتارای همسرم دعوامون میشد و همسرم بعد چند روز لجبازی قبول می کرداشتباه کرده و میگفت میدونستم حق با تو هست اما میخواستم لجبازی کنم تا شاید کوتاه بیای و قول میداد تکرار نکنه اما بعد یه مدت کوتاه دوباره همون رفتارهارو تکرار می کرد. خانواده همسرم در مورد انجام مراسمات یه مقدار به من سخت گرفتن و با اینکه اوضاع مالیشون خوب بود در مورد کارهایی که بر عهده خودشون بود خیلی کوناهی کردن . همسرم اصلا از من حمایت نمی کرد . بعد عروسی هم هر بار که با هم بحثمون می شد همسرم به دعوا و لجبازی میکشوند و اینقدر لجبازی و دعوا رو ادامه می داد که به دعوای فیزیکی کشیده میشد بعد ادامه نمیداد. مثلا در هر بار دعوا این لجبازی و دعوا تا 3 ساعت هم می کشید و من خیلی خسته و رنجور می شدم .چند بار قول داد که این رفتارشو تکرار نکنه اما نتونست به قولش عمل کنه . با مادر ایشون صحبت کردم و ایشون با همسرم صحبت کردن اما چیزی عوض نشد.همسرم یه مقدار خودبرتربین هست یعنی خودش و خانوادشو از همه بالاتر میدونه چون از نظر مالی یکم وضع بهتری دارن در حالی که از نظر من مادیات اهمیت زیادی نداره . من یکم آدم احساستی و در عین حال منطقی هستم یعنی برای من عشق و صداقت مهمتر از مسائل مادی هست. تا الان نتونستم با ایشون چند دقیقه منطقی صحبت کنم و به نتیجه برسیم چون ایشون خیلی آدم منطقی نیست . پیش مشاور رفتیم و اونجا هم قول داد که دعوا و لجبازی شدید نداشته باشه اما باز هم .... در مورد مشکلاتی که من داشتم ایشون هیچ وقت منو درک نکرد و کمکم نکرد . از نظر مادی که توقعاتشون مقداری بالا بود ولی وقتی نوبت خودشون میشد کمترین حد رو اختیار می کردن و از نظر عاطفی و احساسی هم من هیچ وقت نتونستم رو ایشون حساب کنم که مثلا بخوام باهاشون دردو دل کنم یا در مورد بعضی مشکلاتم با من همدردی کنن . متاسفانه با دوران عقد حدود دو ساله دارم ادامه میدم . در حال حاضر از ازدواجم پشیمان هستم و به ایشون علاقه ای ندارم . چند بار جدایی رو مطرح کردم اما ایشون قبول نمیکنه . الان نمیدونم چکار کنم.اصلا از زندگیم لذت نمیبرم و به شدت فکرم مشغوله و کمی افسرده شدم و از زندگیم دارم نا امید میشم. لطفا راهنماییم کنید
از گروه : طلاق 802  بازديد
من قبل از ازدواج با همسرم برای چند سال دوست بودم و خانواده ام کلا با ازدواج ما مخالف بودن اما با بالا رفتن سنم قبول کردند که ازدواج کنم . اما مشکلات با همسرم همچنان بعد از ازدواج باقی است یعنی رفتار مناسبی با همسرم ندارند. این بارها باعث تشنج در زندگی و قطع رابطه با خانواده ام و درگیری با همسرم شده است. حالا بعد از گذشت پنج سال کلا خانواده و همسرم نمی توانند با هم کنار بیایند و همسرم هم لج کرده است که نمی تواند با آنها ارتباط داشته باشد. من هم برای رفع تشنج کلا ارتباطی با خانواده ام ندارم و فقط با یکی از برادرهایم که با همسرم رابطه خوبی از ابتدا داشته ارتباط دارم. می خواستم بپرسم به نظر شما این قطع ارتباط صحیح است؟ چه راهی برای درست شدن رابطه ها وجود دارد؟ این در حالی است که مادرم از همسر من بسیار بدش میاید و این را علنا هم گفته و کار به فحش کاری هم رسیده است.
از گروه : روانشناسی زناشویی 797  بازديد
ی ساله باپسری اشناشدم ک حس میکنم واقعادوسم داره تاحالابیشترازچهاربارخانوادم متوجه شدن وبکلی ابروم رفته گوشیوهم ازم گرفتن اماهنوزباهم درارتباطیم وقرارازدواج گذاشتیم امانمیدونم اینکارم درسته یانه هم خانوادمودوس دارم هم نمیتونم ازپسره دل بکنم میدونمم اگ ادامه بدیم شایدموقع ازدواج دچارمشکل شیم اما امیدم ب اینه ک ی شغل خوبی پیدامیکنه وخانوادموراضی میکنه من ۱۷سالمه واون ازم ۵سال بزرگتره ورشتشم مهندسی نفته چن بارب این فک کردم ک بیخیالش شم امانمیتونم بهیچوجه ازش دل بکنم بعدیه سال.بنظرشماچه کارکنم
از گروه : عشق 771  بازديد
سلام.من 14 سالمه و حدود چند ماهیه که با چاقو دستم رو میبرم.وقتی جوان تر بودم هم اقدام به خودکشی با دار زدن کرده بودم که ناموفق بود.چند روزی هست که شدیدا مایل به خودکشی و مردن هستم .میخوام بدونم چی کار کنم که دیگه کات نکنم و بتونم زندگی رو همونجور که همه ی دختر ها میبینن ببینم؟
از گروه : روان درمانی 760  بازديد
من قبل از ازدواج با همسرم برای چند سال دوست بودم و خانواده ام کلا با ازدواج ما مخالف بودن اما با بالا رفتن سنم قبول کردند که ازدواج کنم . اما مشکلات با همسرم همچنان بعد از ازدواج باقی است یعنی رفتار مناسبی با همسرم ندارند. این بارها باعث تشنج در زندگی و قطع رابطه با خانواده ام و درگیری با همسرم شده است. حالا بعد از گذشت پنج سال کلا خانواده و همسرم نمی توانند با هم کنار بیایند و همسرم هم لج کرده است که نمی تواند با آنها ارتباط داشته باشد. من هم برای رفع تشنج کلا ارتباطی با خانواده ام ندارم و فقط با یکی از برادرهایم که با همسرم رابطه خوبی از ابتدا داشته ارتباط دارم. می خواستم بپرسم به نظر شما این قطع ارتباط صحیح است؟ چه راهی برای درست شدن رابطه ها وجود دارد؟ این در حالی است که مادرم از همسر من بسیار بدش میاید و این را علنا هم گفته و کار به فحش کاری هم رسیده است.
ممنون
از گروه : روانشناسی زناشویی 729  بازديد
سلام
من دختر 16 ساله هستم...
با یه پسر 20 ساله اشنا شدم همدیگه رو خیلی دوست داریم
مذهبی نیستم اما یه سری اعتقادات دارم که خیلی برام مهمه
انقد دوسش دارم که برای یه لحظه اجازه دادم یک قسمتی از بدنمو ببینه
قصد اون ازدواج بود هنوز هم هست...اما من از اینکارم پشیمونم خیلی...طوری که عصبی شدم و بیحوصله...از خودم متنفر شدم

نمیدونم چکار کنم واقعا حالم بده حس میکنم پاک نیستم
میشه کمکم کنید اول با خودم کنار بیام بعد بگید چکار کنم در رابطه با اون اقا؟چه رفتاری داشته باشم؟ایا درسته که همچنان باهاش در ارتباط باشم؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 725  بازديد
با سلام میخواستم بدانم چرا انسان وابسته می شود چرا گاهی عاشق و وابسته اشخاصی می شود که می داند در اینده هرگز دیگر ان ها را نبیند ویا هرگز به ان ها نرسد وهمش در خیال خود همیشه با ان ها به رویا پردازی می کند چگونه این وابستگی ها وعاشق شدن های ناخدا گاه درمان می شود
از گروه : عشق 686  بازديد
سلام یه سوال داشتم.
یه دختری رو دوست دارم ولی نمیدونم چطور بهش بگم و حتی نمی دونم چطور باهاش دوست شم و کم کم به هم نزدیک بشیم.لطفا کمک کنین.
از گروه : دوستی دختر - پسر 597  بازديد
سلام..من دختری 18 ساله ام..نابغه ریاضی و کامپیوتر هستم..یه دوست پسر دارم که او هم مثل من نابغه است..با هم برنامه هک ریختیم..یه جورایی میشه گفت دزدی..او منو به ماری جوانا اعتیاد داد..هر دو اعتیاد داریم..اصلا از وضعیتمون راضی نیستم..هر بار هم خواستم شرایط و تغییر بدم نشد..چیکارکنم؟
از گروه : هدف در زندگی 595  بازديد
16 سالمه پدرم بازنشسته شده مادرمم کارمنده. تا 10-11 سالگی پیش مادر بزرگم بودم. حدودا 10-11 سال از مادر بزرگم مراقبت کردیم. یه نفرو میاوردیم پیشش می خوابید. 4 ساله پیش خالم زندگی می کنه. مشکل منم از همین جا شروع شد. از وقتی که روابطمون با خالم زیاد شد. مادرم به شدت تحت تاثیر خالم هست. خالمم به مادر بزرگم گیر میده. تا حالا نشده پیش هم برسیم این مشکل نباشه. خالم بهم گیر میده شدید! قبلا می گفتم اشکال نداره ولی الآن داره رو مادرمم تاثیر می زاره. فقط لازمه خالم یه چیزی بگه مادرمم پی اون رو می گیره. حدودا یک ساله جلو خالم وایمیستم حتی باهاش دعوا می گیرم ولی حاظرم قسم بخورم همیشه خالم شروع کرده دعوا رو هرچیم به مادرم می گم من نیام پیش خالشون میگه نه باید بیای. راستشو بخواین سرم رو کلاه میزاره هر دفعه میگه اگه خوب رفتار کنی این کارو می کنم اون کارو می کنم منم قبول می کنم. به طور مثال همین شب جمعه خالم به همه چیزم گیر داد از وقت بیدار شدنم بگیر تا حرف هایی که میزنم منم هر چی گفت گفتم چشم این قدر خالم ادامه داد تا دعوا بشه تا جایی که دختر خالمم باهاش دعوا گرفت گفت مامان ول کن امشب می خوای دعوا کنی. اومدیم خونه مادرم بهم آفرین گفت. قراره بود فردا یکشنبه بریم دریا. اما از بدشانسی امروز مادرم با مامانم قرار گذاشت بریم جنگل. طبق معمول از اول خوب بود ولی از وسط ها شروع شد. میگم خاله آتیش داره خاموش میشه مسخرم میکنه میگه برو کنار نسوزی(دفعه های قبلم بهم الدنگ و این شلوارشم نمیتونه بکشه بالاهم گفته عادی داره میشه) مامانم شنید و هیچی بهش نگفت. از جنگل رفتیم خونه مادربزرگم اون جا هرچی خالم گفت گوش دادم که خالم و مادرم ناراحت نشن ولی باز با مادر بزرگم دعواش شد. این قدر ادامه داد که از مادرم بگیر تا دختر خودش بهش گیر داد. ولی گوش نداد این قدر ادامه داد ادامه داد تا منم دخالت کردم و به مادم گفتم بریم خونه که خالم گفت مگه بچه ای خودت برو خونه بزرگ شدی البته با لحن مسخره کننده منم زدم بیرون اومدم خونه.
حالا مادرم اومده خونه با من قهره کرده؟
بنظرتون چی کار کنم اگه مشکلم رو بتونین حل کین تا عمر دارم سر نماز و هر جایی که می خواستم دعا کنم اول شما رو دعا می کنم.
از گروه : اخلاق 571  بازديد
با سلام خدمت شما
بنده تیرماه عقد کردم و حدود یک هفته بعد متوجه شدم که همسرم داره بهم خیانت میکنه
خلاصه بعد از اینکه از سایت آیت الله مکارم مشورت گرفتم توی تیرماه فرمود که ببخشش و بخشش بهترین راهه من هم بهش گفتم اینو میذارم پای بچگیت و بهش گفتم فراموشش میکنم.بعد از اون بهش فهموندم چقد کارش اشتباه بوده و بخشیدم
اونم خیلی ازم تشکر کرد و قسم خورد دیگه تکرار نمیشه تا اینکه دوباره امروز متوجه شدم دوباره داره بهم خیانت میکنه
حقیقتش دیگه نمیتونم من یک بار بخاطر خدا بخشیدمش ولی خودم چی؟زندگی خودم نابوده.دنیا روی سرم خراب شده
همسرم دختر داییم هم هست و از خونواده سطح پایینه از نظر مالی دلم داره به خونوادش میسوزه اگه پدر و مادرش بفهمن میدونم سکته میکنن
به هر دلیل هم بخوایم از هم جدا بشیم خونواده ها آخرش میدونن واسه چی بوده.چیکار کنم؟دارم دق میکنم.تنها راهش اینه که خدا منو از روی زمین برداره تا عابروی کسی ریخته نشه.از خدا میترسم که از طریق من عابروی کسی ریخته بشه.کاش یکی بود الان باهاش صحبت میکردم مرگمو از خدا میخوام
از گروه : مشاوره خانواده 559  بازديد


چند سوال تصادفی

ba salam
mikhastam beporsam k age payamhaye mojod dar inbox facebook ro pak koni
aya badha agar bekham be on payamha dastersi peyda konam rahi has ya inke payami k pak shod dg pak shodo hich rahe dastresi behesh nis
age rahi abaraye dastresi has mamnon misham rahnamaee konid
از گروه : اینترنت و سایت ها 1138  بازدید
ایا با استفاده همزمان یک pc با سیم و یک لپ تاپ به صورت بلوتوثی از یک مودم امکان سرقت اطلاعات شخصی از pc وجود دارد؟
از گروه : سایر سوال و جواب های کامپیوتری 805  بازدید
دو فتیله داریم که هرکدام در مدت زمان یک دقیقه می سوزند و خاموش می شوند، هر فتیله را می توان از دو طرف روشن کرد. هیچ ساعتی هم نداریم، به کمک این فتیله ها همه زمان های زیر (برحسب ثانیه) را می توان اندازه گرفت، جز:؟
1-45
2-90
از گروه : هوش 1214  بازدید
کلید میانبر (shortcut) پنجره جاری را تمام صفحه می كند چیست؟
از گروه : سوالات گوناگون 58  بازدید
ضمینه یا زمینه؟ املا و نگارش کدامیک صحیح است؟
از گروه : سوالات گوناگون 897  بازدید
به نظر شما ضعيف ترين و نالايق ترين سلسله حكومتي در ايران كدام سلسله بود؟ كدام سلسله بيشترين ضرر و زيان را به كشورمان وارد اورد؟ دليل خود را بيان كنيد    
از گروه : سوالات گوناگون 699  بازدید
سلام من 18سالمه نتیجه کنکورم اومده خیلی بدشده هیچی قبول نمی شم پشت کنکور هم نمی تونم بمونم چی کار کنم
از گروه : کنکور 820  بازدید
سلام
من یکی دو روزه در فیسبوک عضو شدم وقتی آدرس فیسبوکمو میزنم می نویسی این صفحه در حال حاضر در دسترس نیست چیکار باید بکنم؟
از گروه : دنیای مجازی 1223  بازدید
سلام من چندماهه ازدواج کردم وازهمون اول اگه قرارباشه سفربریم،شوهرم به مادرش پیشنهادهمراه شدن درسفرومیده واونم بعده یه تعارف قبول میکنه-چندباری هم سراین موضوع گریه وقهرکردم ولی بازتکرامیکنه این رفتارشوومنوعذاب میده-اخه شمابگین تنهایی سفررفتن حق من نیست اول زندگی؟وقتیم ازشوهرم میپرسم که چراهمیشه یکیوبایدباخودنون ببریم؟میگه متاسفانه اونقدباهم سفرنرفتیم که وقتی میخوام مامانموباخودمون ببریم سفرمیگی همش مامانتومیاری،بعدشم میگه سفردسته جمعی یچیزدیگس وتواینطورنیستی-حالااین همراه شدن مادرشوهرم برام آلرژی شده ایهاالناس راهی بفکرتون میرسه؟اخه گناه منه سیاه بخت چیه؟
از گروه : روانشناسی زناشویی 835  بازدید
اگه یه نفر همین الان 10000000000000000000 تومن به شما بده (فرض کن دیوونس یا از شما خوشش اومده یا ...) اولین کاری که با این پول میکنی چیه؟
از گروه : سوالات گوناگون 711  بازدید
مرحله 16 بازی doors اندروید چجوریه؟ میشه راهنمایی کنید؟
از گروه : تفریح 16494  بازدید
سلام چراهیچ کس حاضرنیست زن تپل بگیره پس دخترای تپل برن بمیرن؟
از گروه : معیار های انتخاب همسر 23052  بازدید
من یه تبلت ایسوس داشتم که خراب بود و بعد از تعمیر دیگه هیچ نرم افزار یا بازی رو نصب نمی کنه، دلیلش چیه?
از گروه : مشکلات موبایل 269  بازدید
سلام وقتی که کامپیوترم را روشن میکنم به جای بالا آمدن ویندوز صفحه مشکی رنگی در روی مانیتور ظاهر می شودو هارد کامپیوتر دوسه بارتق تق میکنداما وقتی که کابل آی دی ای هاردم را بیرون آورده و دوباره جا میزنم ویندوز اجرا می شودولی گاهی اوقات کامپیوتر هنگ کرده و ناچار به ریست کردن می شوم اگر مشکل کامپیوترم را بگویید ممنون می شوم

از گروه : مشکلات سخت افزار 1201  بازدید
عاقبت ابراهيم بن مالك اشتر پس از کشته شدن مختار چه شد؟
از گروه : سوالات گوناگون 941  بازدید



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات