سوالات با برچسب cng


09

سوال


07

جواب

ا سلام خدمت دوستان

مشکلی که داشتم اینه که پراید دوگانه کارخانه مدل 89 رو حدود 3و4 ماهه خریدم.تا حالا خوب کار کرده ولی چند روز پیش که برای اولین بار باهاش رفتم مسافرت.موقع برگشتن که روی گاز می اومدم تو راه یهو آمپر بنزینش از نصف اومد رو خالی چراغ نارنجیش روشن شد شروع کرد چشمک زدن.رفتم بنزین زدم دیدم تا نصف بنزین داده.الان بنزین پره ولی آمپر بنزین صفر نشون میده،چراغشم چشمک میزنه.استارت که میزدم رو گاز کار میکرد.چراغ cng طبق معمول روشن میشد ولی دیگه کلید cng کار نمیکرد که سوخت رو تعویض کنه بره رو بنزین.فقط رو گاز کار میکرد.گاز هم کم داشتم.خدا رو شکر نصف شب به یه امداد سایپا رسیدم.اولش گفت ممکنه از پمپ بنزین باشه شاید سوخته،تست کرد دید موقع استارت بنزین میاد مشکلی نیس.کلی روش کار کرد سر در نیاورد.زنگ زد یه باطریساز اومد اونم کلی باهاش ور رفت سیم باطری رو در آورد اتصال کوتاه کرد.سوکت گاز رو در آورد... آخرش گفت ماشینت همه چیزش درسته از ecu اش هس.خلاصه گذاشت رو بنزین.مدار گاز رو قطع کرد گفت فردا ببر برا ecu برنامه بزنن.70 تومن هم پول گرفت.البته 30 تومن پول آژانسش.خلاصه اونجوری خودمو رسوندم خونه.حالا راحت استارت میخوره رو بنزین کار میکنه فقط چراغ چک هم روشنه.رادیو ماشین هم از کار افتاده.بنظرتون مشکل از چیه؟با برنامه ecu حل میشه؟
آخرین جواب ها با این برچسب

سوال و جواب ها با برچسب cng


گاز طبیعی فشرده یا سی‌ان‌جی (به انگلیسی: Compressed natural gas) سوختی است که عمدتاً به عنوان جایگزینی برای بنزین، گازوئیل و گاز مایع به کار می‌رود. سی‌ان‌جی نسبت به هر سه اینها آلودگی کمتری ایجاد می‌کند. همچنین ایمنی بیشتری در هنگام نشت دارد چون گاز از هوا سبکتر است و به سرعت پراکنده می‌شود. صفحه « cng » در ویکیپدیا

ا سلام خدمت دوستان

مشکلی که داشتم اینه که پراید دوگانه کارخانه مدل 89 رو حدود 3و4 ماهه خریدم.تا حالا خوب کار کرده ولی چند روز پیش که برای اولین بار باهاش رفتم مسافرت.موقع برگشتن که روی گاز می اومدم تو راه یهو آمپر بنزینش از نصف اومد رو خالی چراغ نارنجیش روشن شد شروع کرد چشمک زدن.رفتم بنزین زدم دیدم تا نصف بنزین داده.الان بنزین پره ولی آمپر بنزین صفر نشون میده،چراغشم چشمک میزنه.استارت که میزدم رو گاز کار میکرد.چراغ cng طبق معمول روشن میشد ولی دیگه کلید cng کار نمیکرد که سوخت رو تعویض کنه بره رو بنزین.فقط رو گاز کار میکرد.گاز هم کم داشتم.خدا رو شکر نصف شب به یه امداد سایپا رسیدم.اولش گفت ممکنه از پمپ بنزین باشه شاید سوخته،تست کرد دید موقع استارت بنزین میاد مشکلی نیس.کلی روش کار کرد سر در نیاورد.زنگ زد یه باطریساز اومد اونم کلی باهاش ور رفت سیم باطری رو در آورد اتصال کوتاه کرد.سوکت گاز رو در آورد... آخرش گفت ماشینت همه چیزش درسته از ecu اش هس.خلاصه گذاشت رو بنزین.مدار گاز رو قطع کرد گفت فردا ببر برا ecu برنامه بزنن.70 تومن هم پول گرفت.البته 30 تومن پول آژانسش.خلاصه اونجوری خودمو رسوندم خونه.حالا راحت استارت میخوره رو بنزین کار میکنه فقط چراغ چک هم روشنه.رادیو ماشین هم از کار افتاده.بنظرتون مشکل از چیه؟با برنامه ecu حل میشه؟


چند سوال تصادفی

سلام.من پسری هستم که همیشه احساس تنهایی میکنم.سابقه افسردگی شدید هم دارم.قبلا تو یه

آموزشگاه تدریس میکردم.الان هم تو یه دالترجمه کار میکنم.کلاس زبان هم میرم.روابط

اجتماعی چندان قوی ای ندارم.بخاطر همین و بخاطر پر کردن تنهاییم و دوری از این احساس عذاب اور ،تنها راهی که عملا میتونستم انجام بدم این بود که با دختری دوس بشم.اون موقعی که این تصمیم رو گرفتم حدود 15 سالم بود.الان حدود 26 سالمه ولی تا حالا نشده با یه دختر خوب دوست بشم.
چند بار با دختر ها دوس شدم.ولی اون دخترا ، دخترای سطح بالایی نبودن.یعنی یا خیلی زشت و عجیب غریب بودن ، دخترای خوشکل و خوب هیچ وقت با من دوست نمیشن.یه بار عاشق یه پیر زن شدم و باهاش دوس شدم ولی بعدا دچار سو تفاهم شد و باهام قهر کرد.ضربه عاطفی خوردم.یه بار هم با یه دختر زشت دوس شدم.یه روز با هم رفتیم پارک و همونجا دستگیرمون کردن.کلی آبروریزی شد.نزدیک بود بیافتم زندان.شانس آوردم بخشیدنمون.ولی بازم نتونستم دست بکشم.یه بار هم توی یه سایت تقاضای پیدا کردن دوس دختر کردم .بهدش یه دختر باهام تماس گرفت و گفت میتونم به ازای پول برت دوس دختر پیدا کنم.ند نفر معرفی کرد . کلی بهش پول دادم ولی باز هم نشد.آخرش هم کلی ازم پول گرفت و رفت.
تازه با همون دخترای زشت هم بزور دوس میشدم.الان حتی با اونا هم نمیتونم دوس بشم.خیلی خیلی خیلی احساس تنهایی میکنم.از 15 سالگی تا حالا همیشه برای پیدا کردن دوس دختر میرفتم خیابون ها رو گشت میزدم.ولی این چند سال اخیر مثل یه اعتیاد شده .یعنی اگه یه روز نرم بیرون و گشت نزنم ، نمیتونم بمونم.هر لحظه میخوام فرار کنم بیرون.به هر بهانه ای میرم بیرون.اگه بیرون نرم شدیدا احساس بی حوصلگی میکنم.خیلی سعی کردم که این عادت بیرون رفتن رو از سرم بندازم ولی بعد از یه مدت دوباره شروع میکنم.تقریبا هر روز میرم بیرون و دنبال دوس دختر میگردم و هر روز هم دست از پا درازتر برمیگردم خونه.وقتی برمیگردم ، تو راه خونه بغض گلومو میگیره.اون لحظات برگشتن مثل شکنجه میمونه.یعنی تو یه چنین مخمصه ای گیر کردم: نه میتونم دوس دختر پیدا کنم.نه میتونم از تلاش برای پیدا کردنش دست بکشم.با هر کسی هم مشورت میکنم میگه که برو ازدواج کن.میگم شرایطشو ندارم.اونا هم هی میخوان ازدواج رو توجیح کنن.میگم حرف شما درست ولی بخدا نمیشه.نمتیونم و نمیخوام ازدواج کنم.اونا هم میگن ما همین قدر بلدیم.یا میگن برو ناز دخترا رو بکش باهات دوس میشن.ولی نمیتونم ، بلد نیستم.
خواهشا راهنماییم کنین.



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات