سوال و جواب ها با برچسب پسر


به انسان مذکر در سنین پایین پسر گفته می‌شود. همچنین به فرزند مذکر نیز پسر گفته می‌شود حتی اگر ازدواج کرده و متأهل باشد. واژهٔ پسر به عنوان دربرابر واژهٔ دختر به کار می‌رود. صفحه « پسر » در ویکیپدیا



من دختری 20ساله ام و تا حالا عاشق هیچ پسری نشده بودم تا اینکه دوماه پیش با یک پسر اشنا شدم این پسره اوایل دوستی مرتب بهم زنگ میزد و بعد یک مدت باهام اصلا تماس نمیگرفت منم که دیدم اون زنگ نمیزنه من بهش زنگ زدم و دوسه بار که تماس گرفتم دیدم هیچ عکس العملی نشون نمیده دیگه منم باهاش تماس نگرفتم تا اینکه بعد 11روز بهم پی ام داد و گفت که میخوام ببینمت منم باهاش روز شنبه قرار گذاشتم،تا شنبه همش پی ام میداد و زنگ میزد ولی از وقتی که برگشتیم نه زنگ زده نه پی ام داده.موقعی که پیششم رفتارش باهام خیلی عاشقانس ولی یبار که داشتیم پشت تلفن باهم حرف میزدیم بهم گفت که من یبار عاشق یک دختر شدم دیگه از اون روز به بعد تصمیم گرفتم که کسیو دوست نداشته باشم و عاشقش نشم رابطه ما دوست پسر دوست دختره و من دوست دارم ولی دیگه دوست داشتن عشقی نیست.منم عاشقش شدم یعنی شب و روز فکرم پیششه نمیدونم باید چیکار کنم خودمم نمیدونم چرا یهو اینطوری شد میشه کمکم کنین باید چیکار کنم؟نمیخوام عشقم یکطرفه باشه!🙏
سلام.وقتتون بخیر.من دختری. 22 ساله و دانشجوی روانشناسی هستم.مدت 7 ماه است ک با پسری 26 ساله رابطه دارم. ایشون 4 سال پیش با دختری دوست بود و رابطشون ب دلیل خیانتی ک دختره کرده تموم شده و میگه ک رابطش 1 ماه طول کشیده فقط و میگه چون اولین رابطم بود بدجوری عاشق و وابستش شده بودم. من یکبار سر بحثی ازش پرسیدم ک چرا در طول این همه ماه تو دوست دارمو عاشقتم و اینا رو نمیگی بهم. گفت برمیگرده به شکست قبلیم از اونموقع نمیتونم .گفتم پس هنوز دوسش داری .گفت نه کامل فراموشش کردم . ضمنامن دومین دختریم ک باهاش در رابطس. بعد تازگیا سر یک بحثی گفتم منو دوست داری?گفت دوست دارم ولی نه در حد اعلا گفت از وقتی ک عاشق اون ددختر شدم دیگه نتونستم عاشق هیچ دختری بشم انگار اون حس در من مرده کلا. من پرسیدم پس منو به اندازه ااون دختر دوس نداری ?گفت نه گفتم پس تو هنوز به اون حس داری .وگرنه چطور میتونی اندازه بگیری ک منو در حد اون دوس داری یا نه. گفت نه من کلا ااونو دوست ندارم دیگه . ولی من نمیتونم باور کنم اگه یک انسان عشق قبلیش رو فراموش کرده باشه خودشم 4 سال از روش گذشته بااشه چطور میتونه ب من بگه تورو اندازه اون دوس ندارم,پس هنوز حس اون در این زندس دیگه درسته? و اینم بگم دوبار جلوی من ااین پسر سر اینکه چن ماه بعد قراره از هم دور شیم از نظر مکانی گریه کرده بود . حالا نمیدونم پسری ک جلوم گریه کرده بود چطور میتونه بگه تورو اندازه اون دوس ندارم من واقعا نمیدونم چیکار کنم لطفا راهنماییم کنید .ممنونم


چند سوال تصادفی

انتقاد سازنده ای به دوستان سوجایی

سوجای گرامی سلام:

ضمن تشکر از ایده و تلاش شما برای ایجاد یک مرکز پاسخگویی به سوالات هموطنان، انتقادی دارم که هر چند آنقدر واقع بین هستم که منتظر پاسخگویی مقتضی شما نباشم، اما امید دارم اندکی من و شما را به فکر وادارد.
واقعیت قضیه این است که معتقدم ما ایرانی ها فقط بلدیم ایده¬ای را شروع کنیم (و متاسفانه چون سالهاست نوآوری و خلاقیت را به فراموشی سپرده یا کشور خود را مامنی برای بروز آن نمی بینیم ، آن را در اختیار دیگران قرار می دهیم)، عمدتا آغاز ما یک کپی برداری از رفتار یا آغازهای دیگران است. در صورتی که فکری برای تداوم آن نمی کنیم.
برای مثال ما تمام تلاش خود را مصروف می داریم تا ازدواج کنیم (دقت کرده باشید فیلم هایی که در ایران ساخته می شود نیز تا همین حد ماجرا را جلو می برد) اما متاسفانه برای تداوم آن برنامه نداریم این می شود که بسیاری از ما در نیمه ی راه از نفس می افتیم و جامعه را با تصمیمات خود دچار معضل می کنیم.
- پروژه ای را راه¬اندازی می کنیم اما متاسفانه برای تداوم و ادامه کار، برنامه نداریم.
- بورس تاسیس می کنیم اما برای تداوم فعالیت آن برنامه نداریم.
- کلنگی را می زنیم، اما
- ...
- سوجا راه می اندازیم اما برای تداوم فعالیت آن برای جلب مشتری و پاسخگویی به انتظارات مشتریان برنامه ای نداریم این می شود که موجبات سرخوردگی برخی را بوجود می آوریم.
ایده ی راه اندازی سایتی تحت عنوان سوجا بسیار مناسب، اما تداوم فعالیت این سایت به حفظ اعضاء و پاسخگویی درخور به سوالات بستگی دارد که متاسفانه سوجا در این زمینه با ضعف جدی مواجه است.
راستش را بخواهید من قبل از این که با این سایت آشنا شوم مشتری سایت
Ask a question – yahoo
بودم و راضی. فکر نمی کنم سوالی مطرح کرده باشم که بدون پاسخ مانده باشد، در هر حوزه ای. (البته باز می دانم امکانات آنها با شما قابل مقایسه نیست اما به نظر می رسد حداقل انتظارات نیز در این سایت پاسخ داده نمی شود).
اما اغلب سوالات من در سایت شما بدون جواب ماند یا پاسخ هایی سلیقه ای به آن داده شد که ذهن مرا راضی نمی کرد.
برای مثال من سوالی در مورد IP مطرح کردم و چند روزی منتظر ماندم که صد البته پاسخی دریافت نکردم و بعد تصمیم گرفتم این سوال را در سایت
Ask a question

مطرح کنم و ظرف مدت ده دقیقه پاسخ گرفتم. پاسخ دریافتی را برای شما هم می نویسم. همینقدر برای من کافی بود

IP addresses are just like the address of your house. You have the house number, the street number, the city name, the state and the country its in.
آنچه قصد دارم متذکر شوم، مساله ی من نیست، مشکل من و امثال من قابل حل است (من به راحتی برای یافتن پاسخ سوالاتم به همان سایت قبلی یا منابع دیگر رجوع خواهم کرد). اما آنچه مرا آزار می دهد این است که چرا باید یک مجموعه ی تحصیل کرده از دانشگاه های معتبر (تهران و صنعتی اصفهان) سایتی را راه اندازی کنند اما به فکر تداوم حیات آن نباشند. عملکرد در این حوزه نیز مشابه سایر حوزه ها باعث ناامیدی انسان شود.
خاطرنشان کردم امیدی به خوشامد شما از این انتقاد و موثر واقع شدن آن ندارم، اما برخی اوقات ما کارهایی می کنیم به صرف این که وظیفه ی خود را انجام داده باشیم (ره).

با سلام
دختر 28 ساله ، فرزند دوم و آخر و مجرد ، از یک خانواده نسبتا معتقد با وضع مالی مناسب ، کارشناسی ارشد و مدیر بازرگانی یک شرکت هستم.
بیشتر مشکلاتم از زمانی شروع شد که وارد این شرکت شدم یعنی حدود دو سال و نیم پیش، با توجه به ظاهرم که چهره ای معصوم و به ظاهر محجوب و خوبی دارم به سرعت مورد توجه دیگران قرار می گیرم و افراد زیادی به من ابراز علاقه می کنند ، در برخورد با آنهایی که مجرد بودند وضعیت روشن بود، قاطعانه جواب رد به دوستی هایشان می دادم اما یکی از این افراد که متاهل بود کم کم به من نزدیک شد او از من 10 سال بزرگتر و متاهل و یک فرزند 4 ساله دارد از نظر اعتقادی و اخلاقی بسیار به هم نزدیکیم ، چون من فکر نمی کردم فکری درباره من داشته باشد به او اجازه نزدیک شدن دادم اوایل رابطه مثل 2 دوست صمیمی و معمولی بود اما وقتی به خودم آمدم رابطه مان رسما مانند زن و شوهر شد و من از خودم شرمنده بودم چون احساس خیانت به همسر ان مرد مثل خوره تمام وجودم را گرفته بود از طرفی افسردگی اینکه چرا این رابطه را ادامه می دهم من را آزار می داد و از طرفی دیگر با توجه به علاقه ای که به او داشتم نمی توانستم او را از خود برانم ، این وضعیت 2 سال است که ادامه دارد و هیچ کس از این رابطه پنهانی حتی در محیط کارمان مطلع نیست ، مطمئن هستم که با او آینده ای نخواهم داشت. در این مدت خواستگاران زیادی داشتم اما هیچگونه حسی به انها نداشتم .
از طرفی کارم را خیلی دوست دارم و موقعیت کاری مناسبی دارم و ترک کارتنها به جهت دوری از او برایم خیلی سخت است.
بین دو راهی مونده ام هم او را می خواهم و هم نمی خواهم و هر بار تلاش برای بهم زدن با او بی نتیجه و منجر به خرد شدن من می شود.
به دنبال راهی عملی برای ختم این رابطه ام هستم که نه به کارم لطمه بزند و نه به او و خیلی دوستانه این رابطه را تمام کنم و البته در ابتدا باید راهی پیدا کنم تا دلبستگی خودم را کم کنم که تا کنون هیچ راهی به ذهنم نرسیده.
باید چه کنم!؟



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات