سوالات با برچسب گم


18

سوال


11

جواب

سلام خسته نباشین
من مشکلی که دارم شخصیت خودمو گم کردم نمیدونم کدوم خصوصیتی که دارم خصوصیت ثابت منه کدوم خصوصیتیه که فقط دارم تظاهر میکنم
نمیدونم ذاتا مهربونم یا فقط تظاهره
ذاتا روشن فکرم یا تظاهره
کم حرفم یا پر حرف
و خیلی چیزای دیگه
وقتی توی جمعی میشینم خودمو گم میکنم مث یه ادم ببخشید خنگ میشم که حرف زدن بلد نیست فعل هارو نمیدونم کجا بکار ببرم یادم میره چجوری جمله بندی کنم موضوعی که باهاش اشنایی دارم اگه توی جمع باشم یادم میره
میخوام کمکم کنید خودمو بشناسم چجوری میتونم این کارو بکنم
از گروه : اداب معاشرت 5396  بازديد
من یه بار دیگه مشکل اینستاگراممو میگم تورو به قران راهنماییم کنید
پیج من ۴۹ هزارتا فالوور داره ولایکاش کمتر از دوهزارتا نبود
والان ب مدت چن روزه لایکاش افت کرده و ب زور ۳۰۰ تا میشه.
پیجم فیک نیست انگار بازدیدم کم شده لایک ندارم نمیدونم چیکار کنم تورو خدا راهنماییم کنید
خواهش میکنم راهنماییم کنید
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 83  بازديد
سلام من ای دیم هک شده الانم ای دی دوستمو گم کردم اونم منو گم کرده
راهی هست
یه پست داشتید ولی ج نداده بودید گفتم من پیگیری کنم خیلی لازمه خواهشا
کمک کنید
از گروه : سایر سوال و جواب های کامپیوتری 2439  بازديد
پربازدید ترین های این برچسب
آخرین جواب ها با این برچسب
اوضاع خونوادگی خوبه؟ چیزی از دوستات هست که ناراحتت کنه یا حسودی کنی بشون؟

ورزش می کنی؟ به زور هم شده یه استخر برو یا برو یه جای مناسب و بدو برای نیم ساعت... ببین اوضاع تغییری می کنه... مطمینم می کنه ... البته اگه هی در طول مدت ورزش به این فک نکنی که چیزی نشد که!!!
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی زمان : 23 مهر ماه 1396 ساعت: 22:18:22  
بعضی وقتا مشکلات اینترنت در سطح کشوری، یا مناسبت های مذهبی یا تغییر الگوریتم های اینستاگرام و ... روی تعداد بازید تاثیر زیادی داره.... سایت و پیج خود من هم همینجوره اما حدود تغییراتشو دستمه... نگران نباش...
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی زمان : 21 مهر ماه 1396 ساعت: 1:11:24  
ب نظرمن میتونه اقتضای سن هم باشه.فقط خدا خدا خدا.دریاب خدارو,کمکت میکنه.حکمتشو بزن پای اینکه میخاد صداتو بشنوه.میخادپیشش باشی.شرایط سختیه.کاملا درک میکنم.تلقین نکن.هی هم ضعفاتو مرور نکن.توکل ب خدا.همون خدایی ک ازرگ گردن ب ما نزدیک تره و ما گمش کردیم.:'(موفق باشی,یاعلی مدد.
از گروه : اداب معاشرت زمان : 16 تیر ماه 1395 ساعت: 3:7:59  
پربازدید ترین ها

سوال و جواب ها با برچسب گم


صفحه « گم » در ویکیپدیا


سلام
من واقعا نیاز دارم کمکم کنین دارم دیوونه میشم از فشاری که روم هست
اگر امکانش هست متن پایین رو بخونین و کمکم کنین
دختری هستم که 26 سالمه بهترین دانشگاه و بهترین رشته درس خوندم وحدود 7 سال هست تو دانشگاه درس میخونم و الان ارشدم کارای اخرش رو میکنم تا فارغ التحصیل بشم
از 3 سال پیش رابطه ای پیدا کردم با یکی از دانشجوهای هم رشته ایم که ازشون برای یک مشکل کمک خواستم و ایشون خیلی کمک کرد بعد از اون چون دید خیلی دختر کاری و فعالی (از نظر خودم ) بهم پیشنهاد کارای متعدد رو داد طوری که چندین کار رو با هم پیش بردیم طوری شد که از سه سال پیش تا الان اوایل بیشتر از 1 ماه دوری هم رو تحمل نمیکردیم ولی بعد از اون هفتگی شده بود
تا اینکه بهم گفت من خیلی بهت فکر میکنم اما چون خیلی پوچم هیچ وقت نمیخوام باهات ازدواج کنم و تو در این ازدواج نابود میشی میگفت ولی خیلی بهت فک میکنم و از ذهنم بیرون نمیری از اون روز روابط کاریمون کم کم به سمت احساسی رفت من حساس شده بودم تا با یکی حرف میزد ناراحت میشدم و قهر میکردم و اون به هر شکلی ناز میکشید اما منم واقعا کوتاه میومدم چون خیلی دوسش داشتم و اونم زیاد ناز نمیکشید
خیلی غرور داره، تا یه چیزی میگه من جواب میدم میگه نگا کن تا بهت میخندم پرو میشی و این مدلی حرف میزنی
رابطمون از این حرفا رفت جلو تر و گاهی که تو ماشین باهاشم میخوابه میگه من خستم بعد گفت میشه با گوشیم بکشی رو دستم بعد گفت پاهام درد میکنه و بدن دردم میشه با دست ماساژ بدی و کم کم من رو بغلم کرد اما من با وجود اینکه یه سری چیزا برام حریمه اما اینقد علاقم بهش زیاد بود که گوش میکردم
الان تا قهر میکنیم اینقد بهش علاقه دارم به هر نحوی از دلش در میارم
تو خرج کردن اولا بهتر بود اما الان خسیس شده
کادو تا به جال نخریده اما شده یه بار تا مریض شدم برده بیرون بهم ابمیوه داده یا حواسش به نحوایی هست خیلی مراقبه حتما شب با اژانس برم تا نرفتم تو خونه در رو نبستم نمیره ، یه مهربونیایی داره که خیلی دوسش دارم تو اوج غرور مهربونه
اونایی که نزدیکشن میگن این ادم روی هیج کسی دیگه اینجور حساس نیست که احساساتش روی شما نوسان داره یعنی یهو از دست یه کاره من عصبانی میشه و یا شاد میشه و انرژی میگیره
من بهش گفتم خواستگار پیله دارم میخوای چکار کنی گفت فکرام رو میکنم بعدم دیگه خودش رو قایم کرد و هر بار دیدمش خودش رو قایم کرد تا اینکه باز تا چیزی گفتم قهر کرد حسابی و بلاکم کرد و باز بعد چند روز زنگ زد و گفت بیاین میخوام برسونمتون
منم وقتی اون نیست خیلی دلم تنگ میشه و وقتیم میاد معمولا حرفامون زیاد نیست ولی خیلی میگه کنارم باش و دستم رو میگیره
من با پیجای دیگه امتحانشم کرده و اصلا اهل رابطه با دخترا نبود
وقتیم با دخترا دیگه صحبت میکنه و حساسیت من رو میبینه قسم میخوره که از من بهتر نمیتونه پیدا کنه و بقیه رو ادم حساب نمیکنه
مهربون
حواسش هست
تواناس
قوی
ساده و حرف گوش کنه (البته برای کسایی که روش تسلط دارن )
قهر میکنه
بچه بازی میکنه
تا یکی بهم میگه کار انجام بدین و ... من قبول کنم من و اون نفر رو بیچاره میکنه (البته این حس برای من نیست کلی و روی اکثر بچه های تیم اجراییش هست چه دختر چه پسر)
ولی خیلی تواناییهاش بالاس و همه کس روش حساب میکنن
خیلی تهدید میکنه که اگر فلان کار رو بکنی دیگه نگات نمیکنم و محل نمیدم و ...
من با این ادم و خودم چکار کنم چجوری ادمی میبینین ازدواج کردن با این مدل ادما چجوریه
چطوری فراموشش کنم اگر بده و اگر خوبه چجوری بهش برسم
در ضمن 10 ماه کوچکتره از من
از گروه : شناخت روابط 7  بازديد
سلام من ی وسواس فکری پیداکردم میشه بم کمک کنید!وقتی ی نفرمیمیره دایم توفکرم میگم دورازجون این واون و...خیلی اعصابموریخته ب هم دست خودم نیس قابل کنترلم نیس جوریم شده ک هم خودم میگم هم توذهنمه چیکارکنم!؟توروخداکمک کنید
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 18  بازديد
سلام.وقتتون بخیر.من دختری. 22 ساله و دانشجوی روانشناسی هستم.مدت 7 ماه است ک با پسری 26 ساله رابطه دارم. ایشون 4 سال پیش با دختری دوست بود و رابطشون ب دلیل خیانتی ک دختره کرده تموم شده و میگه ک رابطش 1 ماه طول کشیده فقط و میگه چون اولین رابطم بود بدجوری عاشق و وابستش شده بودم. من یکبار سر بحثی ازش پرسیدم ک چرا در طول این همه ماه تو دوست دارمو عاشقتم و اینا رو نمیگی بهم. گفت برمیگرده به شکست قبلیم از اونموقع نمیتونم .گفتم پس هنوز دوسش داری .گفت نه کامل فراموشش کردم . ضمنامن دومین دختریم ک باهاش در رابطس. بعد تازگیا سر یک بحثی گفتم منو دوست داری?گفت دوست دارم ولی نه در حد اعلا گفت از وقتی ک عاشق اون ددختر شدم دیگه نتونستم عاشق هیچ دختری بشم انگار اون حس در من مرده کلا. من پرسیدم پس منو به اندازه ااون دختر دوس نداری ?گفت نه گفتم پس تو هنوز به اون حس داری .وگرنه چطور میتونی اندازه بگیری ک منو در حد اون دوس داری یا نه. گفت نه من کلا ااونو دوست ندارم دیگه . ولی من نمیتونم باور کنم اگه یک انسان عشق قبلیش رو فراموش کرده باشه خودشم 4 سال از روش گذشته بااشه چطور میتونه ب من بگه تورو اندازه اون دوس ندارم,پس هنوز حس اون در این زندس دیگه درسته? و اینم بگم دوبار جلوی من ااین پسر سر اینکه چن ماه بعد قراره از هم دور شیم از نظر مکانی گریه کرده بود . حالا نمیدونم پسری ک جلوم گریه کرده بود چطور میتونه بگه تورو اندازه اون دوس ندارم من واقعا نمیدونم چیکار کنم لطفا راهنماییم کنید .ممنونم
از گروه : شکاکی 14  بازديد
سلام من حدود 3 یا 4 سال پیش ی فلم دیدم در رابطه با یک ربات .اون پسر بچه بود و انگار گم شده بود و بعد تو شهربازی بود بعدش می خواست برگرده خونه بعد یکی از این رایانه ها ی ادرس نا مفهوم بهش داد ولی اون پیداش کرد اونجا کارخانهی پدرش بود ک داشت از روش می ساخت اونجا بود ک فهمید رباته بعد رفت روی اون بلندی اونجا و خودش رو رها کرد و افتاد تو دریا بعد مثلا چندین سال بعد بیگانه ها پیداش می کنن و مثلا اون موقع انسان ها نابود شدن و هیچ اطلاعاتی ازشون نیست فقط از روی نسخه ی فکری این بچه رباته براش مادرش رو بازسازی می کنن (فقط تصور)بعد اون ربات دوم نمی یاره و فقط یک شب با مادرشه و دق می کنه و می میره تو رو خدا اگه کسی اسمشو میدونه یا کارگردانش یا هر چی بهم بگه الان چند سالی هست تو فکرشم راستی از شبکه ی نمایش پخش شده بود ایمیلم هم اینه
از گروه : سینما 27  بازديد
ان الله یامرگم ان تقوا به چه موضوعی اشاره میکند ودر کدام سوره است
از گروه : قرآن کریم 29  بازديد
ا وا یعنی چی آقا منمسخره خون کردی با هم ب و چجوری به یه بنده خدایی بگم دوسش دارم؟
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 25  بازديد
اسم فیلم سینمایی را گم کردم ولی ان فیلم را میخواهم
از گروه : فیلم های سینمایی 35  بازديد

سلام شوهر مادرم یه زندایی داره اون خیلی به شوهرم میچسبه وقتی میاد خونه ما میاد بغل ما میخوابه شوهرمم مبگه دون مثل مادرمه بیشتر دعاهامون سر اونا باهاش محبت آمیزه شوهرم باهاش میگه میخنده من میگم اونجوری باهاش گرم نباش باهام دعوا میکنه روش حساسم چیکار کنم موندم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 60  بازديد
دیافراگم در دوربین های عکاسی چیست و چه کاربردی دارد؟
از گروه : سوالات گوناگون 1004  بازديد
سلام من 6ساله به دختری علاقه مند شده ام ولی تا سال گذشته بهش نگفته بودم، با این که با هم در ارتباط بودیم ولی جرأت نداشتم بهش بگم تا این که بهش گفتم بهت علاقه دارم و اون در جواب گفت عجیبه نه بعد از اون ارتباطش باهام کم شد ودیعه نه زنگی و نه پیامی میده همش من باید پیام بدم تا جواب بده ولی وقتی حضوری می بینمش خودشو سر راه من میذاره از دور بهم لبخند می زنه،شاید چون با هم فامیل هستیم بهم بی محلی میکنه
لطفا کمکم کنید به نظر شما اونم بهم علاقه داره یا یکطرفه است؟
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 69  بازديد
سلام من ی وسواس فکری پیداکردم میشه بم کمک کنید!وقتی ی نفرمیمیره دایم توفکرم میگم دورازجون این واون و...خیلی اعصابموریخته ب هم دست خودم نیس قابل کنترلم نیس جوریم شده ک هم خودم میگم هم توذهنمه چیکارکنم!؟توروخداکمک کنید
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 18  بازديد
ین فیلمی که میگم هفت هشت تا سرباز با هزاران نفر میجنگن نمیدونم چینی بود یا کره ای تو یه قلعه بودن یه نفر یه نفر میومدن میجنگیدن تا اونجایی که یادمه بعد از کشته شدن همه لشکر دشمن به احترام اونا پرچمشونو میبره بالا مرسی تشکر
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 78  بازديد
سلام من ۱۷ سالمه افکار غیر عادی داردر واقع خیلی بی ازارم و خسته شدم از این موضوع. اولا که از نرمال بودن متنفرم و میترسم که واقعا نرمال باشم . از ادما فا.صله دارم چون فکر میکنم خیلی متفاوتم با بقیه. همش به خودم میگم که اختلال روانی دارم چون فکر میکنم اون غیر عادیم میکنه. در واقع خیلی از نشانه های اختلال شخصیت مرزی رو دارم اما چون همش پنهان کاری میکنم و کنترل شدید رو رفتارم دارم نمیشه گفت که واقعا هستم. چندین بار خودزنی کردم با این که میدونم اشتباهه. در ضمن بسیار فکر خودکشی دارم. چیزهایی هم میبینم که وجود ندارن. احساس بی حسی و عدم همدردی هم شدید دارم. خیلی زود هم اعصابم به هم میریزه. اما بروز نمیدم. چیزهایی که ادمارو به وجد میاره هیچ تاثیری رو من نداره‌. الانم فقط اینارو نوشتم که یه نفر بهم بگه اختلال دارم. لطفا اگه فکر میکنین اختلال دارم بهم بگین.
با تشکر
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 80  بازديد
سلام. من دختر هجده ساله ای هستم که به خاطر یک سری مشکلات خونوادگی، هفته ای دو بار به یه گروه مشاوره مراجعه میکنم...توی این گروه، افرادی با مشکلات مختلف دور هم حلقه میزنن و راجع به مشکلاتشون به هم میگن تا سبک بشن و اونوقت مشاوری که در اونجا حضور داره همگی رو تک تک راهنمایی میکنه تا چطور مشکلاتشون رو حل کنن...به تازگی یه آقای بیست و هفت ساله به جمع ما ملحق شده که خیلی عجیب بنظر میاد...خیلی افسرده ست...به ندرت حرف میزنه و اگه هم بزنه، به اصرار مشاوره...هر وقت که شروع میکنه به حرف زدن، بغضش رو نمیتونه نگه داره و گریه میکنه...یه روز راجع به مشکلش گفت...اون گفت که بیست سالش بوده که ازدواج کرده و بیست و دو سالگی پدر شده...توی یه حادثه همسرش و پسر یه ماهش رو از دست میده و الان خودشو باعث و بانی همه ی این اتفاقات میدونه...بعد از پنج سال هنوز نتونسته روحیه شو بدست بیاره...حالا من، توی همه ی این گیر و دار، یه حس خاصی نسبت به این آقا پیدا کردم که بعید میدونم این باشه که بهش جذب شده باشم، چون اصلا بنظر نمیاد مرد قوی و محکمی باشه...نمیدونم...دلم میخواد بهش کمک کنم...دلم براش میسوزه ولی نمیدونم چرا همش فکر میکنم یه حسی فراتر از اینا بهش دارم...بنظرتون چطور میتونم حس واقعیم رو نسبت بهش کشف کنم؟
از گروه : احساسات 206  بازديد
ان الله یامرگم ان تقوا به چه موضوعی اشاره میکند ودر کدام سوره است
از گروه : قرآن کریم 29  بازديد
سلام. من دختر هجده ساله ای هستم که به خاطر یک سری مشکلات خونوادگی، هفته ای دو بار به یه گروه مشاوره مراجعه میکنم...توی این گروه، افرادی با مشکلات مختلف دور هم حلقه میزنن و راجع به مشکلاتشون به هم میگن تا سبک بشن و اونوقت مشاوری که در اونجا حضور داره همگی رو تک تک راهنمایی میکنه تا چطور مشکلاتشون رو حل کنن...به تازگی یه آقای بیست و هفت ساله به جمع ما ملحق شده که خیلی عجیب بنظر میاد...خیلی افسرده ست...به ندرت حرف میزنه و اگه هم بزنه، به اصرار مشاوره...هر وقت که شروع میکنه به حرف زدن، بغضش رو نمیتونه نگه داره و گریه میکنه...یه روز راجع به مشکلش گفت...اون گفت که بیست سالش بوده که ازدواج کرده و بیست و دو سالگی پدر شده...توی یه حادثه همسرش و پسر یه ماهش رو از دست میده و الان خودشو باعث و بانی همه ی این اتفاقات میدونه...بعد از پنج سال هنوز نتونسته روحیه شو بدست بیاره...حالا من، توی همه ی این گیر و دار، یه حس خاصی نسبت به این آقا پیدا کردم که بعید میدونم این باشه که بهش جذب شده باشم، چون اصلا بنظر نمیاد مرد قوی و محکمی باشه...نمیدونم...دلم میخواد بهش کمک کنم...دلم براش میسوزه ولی نمیدونم چرا همش فکر میکنم یه حسی فراتر از اینا بهش دارم...بنظرتون چطور میتونم حس واقعیم رو نسبت بهش کشف کنم؟
از گروه : احساسات 206  بازديد
سلام
من واقعا نیاز دارم کمکم کنین دارم دیوونه میشم از فشاری که روم هست
اگر امکانش هست متن پایین رو بخونین و کمکم کنین
دختری هستم که 26 سالمه بهترین دانشگاه و بهترین رشته درس خوندم وحدود 7 سال هست تو دانشگاه درس میخونم و الان ارشدم کارای اخرش رو میکنم تا فارغ التحصیل بشم
از 3 سال پیش رابطه ای پیدا کردم با یکی از دانشجوهای هم رشته ایم که ازشون برای یک مشکل کمک خواستم و ایشون خیلی کمک کرد بعد از اون چون دید خیلی دختر کاری و فعالی (از نظر خودم ) بهم پیشنهاد کارای متعدد رو داد طوری که چندین کار رو با هم پیش بردیم طوری شد که از سه سال پیش تا الان اوایل بیشتر از 1 ماه دوری هم رو تحمل نمیکردیم ولی بعد از اون هفتگی شده بود
تا اینکه بهم گفت من خیلی بهت فکر میکنم اما چون خیلی پوچم هیچ وقت نمیخوام باهات ازدواج کنم و تو در این ازدواج نابود میشی میگفت ولی خیلی بهت فک میکنم و از ذهنم بیرون نمیری از اون روز روابط کاریمون کم کم به سمت احساسی رفت من حساس شده بودم تا با یکی حرف میزد ناراحت میشدم و قهر میکردم و اون به هر شکلی ناز میکشید اما منم واقعا کوتاه میومدم چون خیلی دوسش داشتم و اونم زیاد ناز نمیکشید
خیلی غرور داره، تا یه چیزی میگه من جواب میدم میگه نگا کن تا بهت میخندم پرو میشی و این مدلی حرف میزنی
رابطمون از این حرفا رفت جلو تر و گاهی که تو ماشین باهاشم میخوابه میگه من خستم بعد گفت میشه با گوشیم بکشی رو دستم بعد گفت پاهام درد میکنه و بدن دردم میشه با دست ماساژ بدی و کم کم من رو بغلم کرد اما من با وجود اینکه یه سری چیزا برام حریمه اما اینقد علاقم بهش زیاد بود که گوش میکردم
الان تا قهر میکنیم اینقد بهش علاقه دارم به هر نحوی از دلش در میارم
تو خرج کردن اولا بهتر بود اما الان خسیس شده
کادو تا به جال نخریده اما شده یه بار تا مریض شدم برده بیرون بهم ابمیوه داده یا حواسش به نحوایی هست خیلی مراقبه حتما شب با اژانس برم تا نرفتم تو خونه در رو نبستم نمیره ، یه مهربونیایی داره که خیلی دوسش دارم تو اوج غرور مهربونه
اونایی که نزدیکشن میگن این ادم روی هیج کسی دیگه اینجور حساس نیست که احساساتش روی شما نوسان داره یعنی یهو از دست یه کاره من عصبانی میشه و یا شاد میشه و انرژی میگیره
من بهش گفتم خواستگار پیله دارم میخوای چکار کنی گفت فکرام رو میکنم بعدم دیگه خودش رو قایم کرد و هر بار دیدمش خودش رو قایم کرد تا اینکه باز تا چیزی گفتم قهر کرد حسابی و بلاکم کرد و باز بعد چند روز زنگ زد و گفت بیاین میخوام برسونمتون
منم وقتی اون نیست خیلی دلم تنگ میشه و وقتیم میاد معمولا حرفامون زیاد نیست ولی خیلی میگه کنارم باش و دستم رو میگیره
من با پیجای دیگه امتحانشم کرده و اصلا اهل رابطه با دخترا نبود
وقتیم با دخترا دیگه صحبت میکنه و حساسیت من رو میبینه قسم میخوره که از من بهتر نمیتونه پیدا کنه و بقیه رو ادم حساب نمیکنه
مهربون
حواسش هست
تواناس
قوی
ساده و حرف گوش کنه (البته برای کسایی که روش تسلط دارن )
قهر میکنه
بچه بازی میکنه
تا یکی بهم میگه کار انجام بدین و ... من قبول کنم من و اون نفر رو بیچاره میکنه (البته این حس برای من نیست کلی و روی اکثر بچه های تیم اجراییش هست چه دختر چه پسر)
ولی خیلی تواناییهاش بالاس و همه کس روش حساب میکنن
خیلی تهدید میکنه که اگر فلان کار رو بکنی دیگه نگات نمیکنم و محل نمیدم و ...
من با این ادم و خودم چکار کنم چجوری ادمی میبینین ازدواج کردن با این مدل ادما چجوریه
چطوری فراموشش کنم اگر بده و اگر خوبه چجوری بهش برسم
در ضمن 10 ماه کوچکتره از من
از گروه : شناخت روابط 7  بازديد
سلام من حدود 3 یا 4 سال پیش ی فلم دیدم در رابطه با یک ربات .اون پسر بچه بود و انگار گم شده بود و بعد تو شهربازی بود بعدش می خواست برگرده خونه بعد یکی از این رایانه ها ی ادرس نا مفهوم بهش داد ولی اون پیداش کرد اونجا کارخانهی پدرش بود ک داشت از روش می ساخت اونجا بود ک فهمید رباته بعد رفت روی اون بلندی اونجا و خودش رو رها کرد و افتاد تو دریا بعد مثلا چندین سال بعد بیگانه ها پیداش می کنن و مثلا اون موقع انسان ها نابود شدن و هیچ اطلاعاتی ازشون نیست فقط از روی نسخه ی فکری این بچه رباته براش مادرش رو بازسازی می کنن (فقط تصور)بعد اون ربات دوم نمی یاره و فقط یک شب با مادرشه و دق می کنه و می میره تو رو خدا اگه کسی اسمشو میدونه یا کارگردانش یا هر چی بهم بگه الان چند سالی هست تو فکرشم راستی از شبکه ی نمایش پخش شده بود ایمیلم هم اینه
از گروه : سینما 27  بازديد
سلام شوهر مادرم یه زندایی داره اون خیلی به شوهرم میچسبه وقتی میاد خونه ما میاد بغل ما میخوابه شوهرمم مبگه دون مثل مادرمه بیشتر دعاهامون سر اونا باهاش محبت آمیزه شوهرم باهاش میگه میخنده من میگم اونجوری باهاش گرم نباش باهام دعوا میکنه روش حساسم چیکار کنم موندم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 60  بازديد
اسم فیلم سینمایی را گم کردم ولی ان فیلم را میخواهم
از گروه : فیلم های سینمایی 35  بازديد
سلام من ۱۷ سالمه افکار غیر عادی داردر واقع خیلی بی ازارم و خسته شدم از این موضوع. اولا که از نرمال بودن متنفرم و میترسم که واقعا نرمال باشم . از ادما فا.صله دارم چون فکر میکنم خیلی متفاوتم با بقیه. همش به خودم میگم که اختلال روانی دارم چون فکر میکنم اون غیر عادیم میکنه. در واقع خیلی از نشانه های اختلال شخصیت مرزی رو دارم اما چون همش پنهان کاری میکنم و کنترل شدید رو رفتارم دارم نمیشه گفت که واقعا هستم. چندین بار خودزنی کردم با این که میدونم اشتباهه. در ضمن بسیار فکر خودکشی دارم. چیزهایی هم میبینم که وجود ندارن. احساس بی حسی و عدم همدردی هم شدید دارم. خیلی زود هم اعصابم به هم میریزه. اما بروز نمیدم. چیزهایی که ادمارو به وجد میاره هیچ تاثیری رو من نداره‌. الانم فقط اینارو نوشتم که یه نفر بهم بگه اختلال دارم. لطفا اگه فکر میکنین اختلال دارم بهم بگین.
با تشکر
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 80  بازديد
دیافراگم در دوربین های عکاسی چیست و چه کاربردی دارد؟
از گروه : سوالات گوناگون 1004  بازديد
سلام. من دختر هجده ساله ای هستم که به خاطر یک سری مشکلات خونوادگی، هفته ای دو بار به یه گروه مشاوره مراجعه میکنم...توی این گروه، افرادی با مشکلات مختلف دور هم حلقه میزنن و راجع به مشکلاتشون به هم میگن تا سبک بشن و اونوقت مشاوری که در اونجا حضور داره همگی رو تک تک راهنمایی میکنه تا چطور مشکلاتشون رو حل کنن...به تازگی یه آقای بیست و هفت ساله به جمع ما ملحق شده که خیلی عجیب بنظر میاد...خیلی افسرده ست...به ندرت حرف میزنه و اگه هم بزنه، به اصرار مشاوره...هر وقت که شروع میکنه به حرف زدن، بغضش رو نمیتونه نگه داره و گریه میکنه...یه روز راجع به مشکلش گفت...اون گفت که بیست سالش بوده که ازدواج کرده و بیست و دو سالگی پدر شده...توی یه حادثه همسرش و پسر یه ماهش رو از دست میده و الان خودشو باعث و بانی همه ی این اتفاقات میدونه...بعد از پنج سال هنوز نتونسته روحیه شو بدست بیاره...حالا من، توی همه ی این گیر و دار، یه حس خاصی نسبت به این آقا پیدا کردم که بعید میدونم این باشه که بهش جذب شده باشم، چون اصلا بنظر نمیاد مرد قوی و محکمی باشه...نمیدونم...دلم میخواد بهش کمک کنم...دلم براش میسوزه ولی نمیدونم چرا همش فکر میکنم یه حسی فراتر از اینا بهش دارم...بنظرتون چطور میتونم حس واقعیم رو نسبت بهش کشف کنم؟
از گروه : احساسات 206  بازديد
سلام من ای دیم هک شده الانم ای دی دوستمو گم کردم اونم منو گم کرده
راهی هست
یه پست داشتید ولی ج نداده بودید گفتم من پیگیری کنم خیلی لازمه خواهشا
کمک کنید
از گروه : سایر سوال و جواب های کامپیوتری 2439  بازديد
سلام.وقتتون بخیر.من دختری. 22 ساله و دانشجوی روانشناسی هستم.مدت 7 ماه است ک با پسری 26 ساله رابطه دارم. ایشون 4 سال پیش با دختری دوست بود و رابطشون ب دلیل خیانتی ک دختره کرده تموم شده و میگه ک رابطش 1 ماه طول کشیده فقط و میگه چون اولین رابطم بود بدجوری عاشق و وابستش شده بودم. من یکبار سر بحثی ازش پرسیدم ک چرا در طول این همه ماه تو دوست دارمو عاشقتم و اینا رو نمیگی بهم. گفت برمیگرده به شکست قبلیم از اونموقع نمیتونم .گفتم پس هنوز دوسش داری .گفت نه کامل فراموشش کردم . ضمنامن دومین دختریم ک باهاش در رابطس. بعد تازگیا سر یک بحثی گفتم منو دوست داری?گفت دوست دارم ولی نه در حد اعلا گفت از وقتی ک عاشق اون ددختر شدم دیگه نتونستم عاشق هیچ دختری بشم انگار اون حس در من مرده کلا. من پرسیدم پس منو به اندازه ااون دختر دوس نداری ?گفت نه گفتم پس تو هنوز به اون حس داری .وگرنه چطور میتونی اندازه بگیری ک منو در حد اون دوس داری یا نه. گفت نه من کلا ااونو دوست ندارم دیگه . ولی من نمیتونم باور کنم اگه یک انسان عشق قبلیش رو فراموش کرده باشه خودشم 4 سال از روش گذشته بااشه چطور میتونه ب من بگه تورو اندازه اون دوس ندارم,پس هنوز حس اون در این زندس دیگه درسته? و اینم بگم دوبار جلوی من ااین پسر سر اینکه چن ماه بعد قراره از هم دور شیم از نظر مکانی گریه کرده بود . حالا نمیدونم پسری ک جلوم گریه کرده بود چطور میتونه بگه تورو اندازه اون دوس ندارم من واقعا نمیدونم چیکار کنم لطفا راهنماییم کنید .ممنونم
از گروه : شکاکی 14  بازديد
ان الله یامرگم ان تقوا به چه موضوعی اشاره میکند ودر کدام سوره است
از گروه : قرآن کریم 29  بازديد
سلام شوهر مادرم یه زندایی داره اون خیلی به شوهرم میچسبه وقتی میاد خونه ما میاد بغل ما میخوابه شوهرمم مبگه دون مثل مادرمه بیشتر دعاهامون سر اونا باهاش محبت آمیزه شوهرم باهاش میگه میخنده من میگم اونجوری باهاش گرم نباش باهام دعوا میکنه روش حساسم چیکار کنم موندم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 60  بازديد
چراکرگوشیlg k10ازشیریت وگوگل برنامه دانلود میکنمدگمه انیستال یانصب خاموش است
از گروه : اینترنت و سایت ها 71  بازديد
سلام خسته نباشین
من مشکلی که دارم شخصیت خودمو گم کردم نمیدونم کدوم خصوصیتی که دارم خصوصیت ثابت منه کدوم خصوصیتیه که فقط دارم تظاهر میکنم
نمیدونم ذاتا مهربونم یا فقط تظاهره
ذاتا روشن فکرم یا تظاهره
کم حرفم یا پر حرف
و خیلی چیزای دیگه
وقتی توی جمعی میشینم خودمو گم میکنم مث یه ادم ببخشید خنگ میشم که حرف زدن بلد نیست فعل هارو نمیدونم کجا بکار ببرم یادم میره چجوری جمله بندی کنم موضوعی که باهاش اشنایی دارم اگه توی جمع باشم یادم میره
میخوام کمکم کنید خودمو بشناسم چجوری میتونم این کارو بکنم
از گروه : اداب معاشرت 5396  بازديد
سلام من ای دیم هک شده الانم ای دی دوستمو گم کردم اونم منو گم کرده
راهی هست
یه پست داشتید ولی ج نداده بودید گفتم من پیگیری کنم خیلی لازمه خواهشا
کمک کنید
از گروه : سایر سوال و جواب های کامپیوتری 2439  بازديد
دیافراگم در دوربین های عکاسی چیست و چه کاربردی دارد؟
از گروه : سوالات گوناگون 1004  بازديد
سلام. من دختر هجده ساله ای هستم که به خاطر یک سری مشکلات خونوادگی، هفته ای دو بار به یه گروه مشاوره مراجعه میکنم...توی این گروه، افرادی با مشکلات مختلف دور هم حلقه میزنن و راجع به مشکلاتشون به هم میگن تا سبک بشن و اونوقت مشاوری که در اونجا حضور داره همگی رو تک تک راهنمایی میکنه تا چطور مشکلاتشون رو حل کنن...به تازگی یه آقای بیست و هفت ساله به جمع ما ملحق شده که خیلی عجیب بنظر میاد...خیلی افسرده ست...به ندرت حرف میزنه و اگه هم بزنه، به اصرار مشاوره...هر وقت که شروع میکنه به حرف زدن، بغضش رو نمیتونه نگه داره و گریه میکنه...یه روز راجع به مشکلش گفت...اون گفت که بیست سالش بوده که ازدواج کرده و بیست و دو سالگی پدر شده...توی یه حادثه همسرش و پسر یه ماهش رو از دست میده و الان خودشو باعث و بانی همه ی این اتفاقات میدونه...بعد از پنج سال هنوز نتونسته روحیه شو بدست بیاره...حالا من، توی همه ی این گیر و دار، یه حس خاصی نسبت به این آقا پیدا کردم که بعید میدونم این باشه که بهش جذب شده باشم، چون اصلا بنظر نمیاد مرد قوی و محکمی باشه...نمیدونم...دلم میخواد بهش کمک کنم...دلم براش میسوزه ولی نمیدونم چرا همش فکر میکنم یه حسی فراتر از اینا بهش دارم...بنظرتون چطور میتونم حس واقعیم رو نسبت بهش کشف کنم؟
از گروه : احساسات 206  بازديد
من یه بار دیگه مشکل اینستاگراممو میگم تورو به قران راهنماییم کنید
پیج من ۴۹ هزارتا فالوور داره ولایکاش کمتر از دوهزارتا نبود
والان ب مدت چن روزه لایکاش افت کرده و ب زور ۳۰۰ تا میشه.
پیجم فیک نیست انگار بازدیدم کم شده لایک ندارم نمیدونم چیکار کنم تورو خدا راهنماییم کنید
خواهش میکنم راهنماییم کنید
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 83  بازديد
سلام من ۱۷ سالمه افکار غیر عادی داردر واقع خیلی بی ازارم و خسته شدم از این موضوع. اولا که از نرمال بودن متنفرم و میترسم که واقعا نرمال باشم . از ادما فا.صله دارم چون فکر میکنم خیلی متفاوتم با بقیه. همش به خودم میگم که اختلال روانی دارم چون فکر میکنم اون غیر عادیم میکنه. در واقع خیلی از نشانه های اختلال شخصیت مرزی رو دارم اما چون همش پنهان کاری میکنم و کنترل شدید رو رفتارم دارم نمیشه گفت که واقعا هستم. چندین بار خودزنی کردم با این که میدونم اشتباهه. در ضمن بسیار فکر خودکشی دارم. چیزهایی هم میبینم که وجود ندارن. احساس بی حسی و عدم همدردی هم شدید دارم. خیلی زود هم اعصابم به هم میریزه. اما بروز نمیدم. چیزهایی که ادمارو به وجد میاره هیچ تاثیری رو من نداره‌. الانم فقط اینارو نوشتم که یه نفر بهم بگه اختلال دارم. لطفا اگه فکر میکنین اختلال دارم بهم بگین.
با تشکر
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 80  بازديد
ین فیلمی که میگم هفت هشت تا سرباز با هزاران نفر میجنگن نمیدونم چینی بود یا کره ای تو یه قلعه بودن یه نفر یه نفر میومدن میجنگیدن تا اونجایی که یادمه بعد از کشته شدن همه لشکر دشمن به احترام اونا پرچمشونو میبره بالا مرسی تشکر
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 78  بازديد
دختری ۲۰ ساله هستم شدیدا احساس افسردگی دارم با اینکه دوستای زیادی دارم و موقعیت اجتماعی خوبی دارم قیافمم خیلی خوبه ولی انگار یه چیزی گم کردم و اصلا حوصله هیچکس و هیچی رو ندارم حتی دوست ندارم از خونه بزنم بیرون همش دوست دارم بشینم یه گوشه و زل بزنم به دیوار یا کتاب بخونم اصلا نمیدونم چمه
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 71  بازديد
چراکرگوشیlg k10ازشیریت وگوگل برنامه دانلود میکنمدگمه انیستال یانصب خاموش است
از گروه : اینترنت و سایت ها 71  بازديد
سلام من 6ساله به دختری علاقه مند شده ام ولی تا سال گذشته بهش نگفته بودم، با این که با هم در ارتباط بودیم ولی جرأت نداشتم بهش بگم تا این که بهش گفتم بهت علاقه دارم و اون در جواب گفت عجیبه نه بعد از اون ارتباطش باهام کم شد ودیعه نه زنگی و نه پیامی میده همش من باید پیام بدم تا جواب بده ولی وقتی حضوری می بینمش خودشو سر راه من میذاره از دور بهم لبخند می زنه،شاید چون با هم فامیل هستیم بهم بی محلی میکنه
لطفا کمکم کنید به نظر شما اونم بهم علاقه داره یا یکطرفه است؟
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 69  بازديد
سلام شوهر مادرم یه زندایی داره اون خیلی به شوهرم میچسبه وقتی میاد خونه ما میاد بغل ما میخوابه شوهرمم مبگه دون مثل مادرمه بیشتر دعاهامون سر اونا باهاش محبت آمیزه شوهرم باهاش میگه میخنده من میگم اونجوری باهاش گرم نباش باهام دعوا میکنه روش حساسم چیکار کنم موندم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 60  بازديد
اسم فیلم سینمایی را گم کردم ولی ان فیلم را میخواهم
از گروه : فیلم های سینمایی 35  بازديد
ان الله یامرگم ان تقوا به چه موضوعی اشاره میکند ودر کدام سوره است
از گروه : قرآن کریم 29  بازديد
سلام من حدود 3 یا 4 سال پیش ی فلم دیدم در رابطه با یک ربات .اون پسر بچه بود و انگار گم شده بود و بعد تو شهربازی بود بعدش می خواست برگرده خونه بعد یکی از این رایانه ها ی ادرس نا مفهوم بهش داد ولی اون پیداش کرد اونجا کارخانهی پدرش بود ک داشت از روش می ساخت اونجا بود ک فهمید رباته بعد رفت روی اون بلندی اونجا و خودش رو رها کرد و افتاد تو دریا بعد مثلا چندین سال بعد بیگانه ها پیداش می کنن و مثلا اون موقع انسان ها نابود شدن و هیچ اطلاعاتی ازشون نیست فقط از روی نسخه ی فکری این بچه رباته براش مادرش رو بازسازی می کنن (فقط تصور)بعد اون ربات دوم نمی یاره و فقط یک شب با مادرشه و دق می کنه و می میره تو رو خدا اگه کسی اسمشو میدونه یا کارگردانش یا هر چی بهم بگه الان چند سالی هست تو فکرشم راستی از شبکه ی نمایش پخش شده بود ایمیلم هم اینه
از گروه : سینما 27  بازديد
ا وا یعنی چی آقا منمسخره خون کردی با هم ب و چجوری به یه بنده خدایی بگم دوسش دارم؟
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 25  بازديد


چند سوال تصادفی

سلام راستش من مدتی است که احساس میکنم قدرت ارادم به شدت ضعیف شده نمیتونم در تصمیمایی که میگیرم بمونم فردا همه چیز برام بی اهمیت میشه ونظرم تغییر میکنه نمیدونم چکار کنم
از گروه : اعتماد به نفس 871  بازدید
من دختری بیست ساله هستم که با یک پسر هم سن خودم به مدت دو سال دوست بودم که در این رابطه ما خیلی قهروآستی های کوتاه وبلند داشتیم الان تقریبا دوهفته است که قطع رابطه کردیم وخبری از او نیست به نظر شما این پسر میتواند به راحتی از همه چیز بگذرد ناگفته نماند ما در این دوسال خیلی باهم صمیمی بودیم و خاطرات خیلی زیادی باهم داشتیم
از گروه : عشق 1125  بازدید
شکستن قسم چه حکمی داره؟ یه قسم که پایه و شرایط و زمان و مکان مناسبی هم نداشته
اصلا میشه یا نمیشه ، قسم در مورد خداوند یا پیامبر و امامان هم نباشه در مورد چیزهای دیگر.
خواهش می کنم کمکم کنید
از گروه : سایر سوال و جواب های مذهبی 1336  بازدید
چگونه می توانم تمامی پوشه های خالی سیستم خود را بصورت یکجا حذف کنم؟
از گروه : سوالات گوناگون 651  بازدید
چگونه میشه در نرم افزار یولید یک قسمتی از فیلم را انتخاب کرد وکار خاصی برای ان انجام داد مثلا یک قسمتی شا اسلو موشن کرد
از گروه : آموزش نرم افزار 1162  بازدید
چرا یاهومن بدون اینکه پسوردشو عوض کنم میگه پسورد اشتباه است ؟ هک هم نشده هانمیدونم چرا خود به خود اینجوری شده حتی نمیتونم رمزشو تغیر بدم پسوردشو هم میزنم میگه اشتباه هست سوال امنیتی همه چیزشو هم یادمه ولی رمز که میزنم میگه اشتباه است لطفا کمکم کنید
از گروه : امنیت 2485  بازدید
با استفاده از الحاق جدول ها در خروجی نام دانشجو به همراه معدل را گزارش دهد.
از گروه : پایگاه داده ها 855  بازدید
دوستان من با یه دختر رفیقم هیچ مشکلی هم نداریم باهم.همه چیز بینمون خوبه و اونم خیلی منو قبول داره و همش ازم تعریف میکنه و منم دوس ندارم به هیچ وجه ازدستش بدم ولی هر چند وقت بهم میگه من نمیتونم ادامه بدم دلم سرده و نمیتونم به هیچکی دل ببندم و ازدنیا سیرم.منم باهاش حرف میزنم و باحرفام قانعش میکنم میگم تو بمون و بهم فرصت بده من دلتو به دست میارم اونم راضی میشه ادامه میده ولی بازم بعد یه مدت همون آش و همون کاسه...!!!چون قبلا وارد یه رابطه ای شده بود که پسره بهش خیانت کرده و به خاطر همین میگه دلم سرده.دوستان اگه کسی میدونه راهش چیه راهنماییم کنه که باید چطوری دلشو به دست بیارم.مرسی
از گروه : بدبینی 189  بازدید
با سلام و خسته نباشید
چندین روزه که یک لکه قهوه‌ای روی مانیتور لپ تاپ بنده ظاهر شده !!
جالبه که این لکه در ابتدا روی نوار استارت بود، که حالا جابه جا شده و به بالاتر (محدوده سفید) رفته !!
باید چیکار کنم ؟



ممنونم
از گروه : مشکلات سخت افزار 529  بازدید
آهنگ برف محمد نوري را از كجا ميتوان دانلود كرد ؟
از گروه : سایر سوال و جواب های موسیقی 5164  بازدید
دختری هستم حدود 8 سال است که با پسری دوست هستم بالاخره به خاطر علاقه ای که بوده تو این سالها خیلی از مسائل دیده نشده و پسر به هیچ وجه راضی نمیشه بیاد جلو برای ازدواج
در طول این سالها چندین بار بخاطر اختلافاتی هم که بوده جدا شدیم ولی بعد از مدتی به قول معروف رجوع کردیم به همدیگه
الان به شرایطی رسیدم که دیگر حاضر به ادامه این رابطه نیستم ولی متاسفانه پسر راضی به جدایی نمیشود و خیلی من را مورد آزار و اذیت قرار می دهد لطفا من را راهنمائی کنید دیگه خسته شدم
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 1073  بازدید
سلام
من به یه نفر مشاوره دادم و از حالت افسردگی درش آوردم حالا احساس می کنم بهم وابسته شده و داره بیش از حد بهم علاقمند میشه...
لطفا کمک کنید که درستش کنم
از گروه : مسایل روحی 1038  بازدید
ويروس Kido را چگونه ميتوان حذف كرد؟
از گروه : امنیت 2598  بازدید
در فیس بوک به چه کسانی باید درخواست‌های دوستی ارسال کنم؟
از گروه : سوالات متداول در مورد فیس بوک 109  بازدید
اگه بخایم یه دختری مخ بزنیم چیکا باید بکنیم آقای سوجا ؟
از گروه : ازدواج 1815  بازدید



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات