سوالات با برچسب گذرواژه‌ام


03

سوال


03

جواب

آخرین جواب ها با این برچسب
اگر نمی‌توانید به فیس‌بوک وارد شوید و باید گذرواژه‌تان را بازنشانی کنید:
  1. به صفحه ورود به سیستم به آدرس ( لینک ) بروید
  2. در بالا سمت چپ، روی ( لینک ) /login/identify" target="blank">گذرواژه‌تان را فراموش کردید؟ کلیک کنید
  3. ایمیل، شماره تلفن، نام و نام کاربری مربوط به حسابتان را تایپ کنید و سپس روی جستجو کلیک کرده و دستورالعمل‌های روی صفحه را دنبال کنید
مباحث مرتبط:
  • ( لینک ) /help/218815984812734?helpref=faq_content' Target='_blank' rel='nofollow'>ایمیل بازنشانی گذرواژه‌ام را دریافت نمی‌کنم.
  • ( لینک ) /help/132243923516844?helpref=faq_content' Target='_blank' rel='nofollow'>به آدرس ایمیل مشخص شده در حسابم دسترسی ندارم، بنابراین نمی‌توانم گذرواژه‌ام را بازنشانی کنم.
  • ( لینک ) /help/192017664168043?helpref=faq_content' Target='_blank' rel='nofollow'>به حداکثر مجاز بازنشانی گذرواژه رسیده‌ام، نمی‌توانم گذرواژه‌ٰام را بازنشانی کنم.


منبع پاسخ: مرکز راهنمایی وب سایت فیسبوک
اگر نمی‌توانید به فیس‌بوک وارد شوید و باید گذرواژه‌تان را بازنشانی کنید:
  1. به صفحه ورود به سیستم به آدرس ( لینک ) بروید
  2. در بالا سمت چپ، روی ( لینک ) /login/identify" target="blank">گذرواژه‌تان را فراموش کردید؟ کلیک کنید
  3. ایمیل، شماره تلفن، نام و نام کاربری مربوط به حسابتان را تایپ کنید و سپس روی جستجو کلیک کرده و دستورالعمل‌های روی صفحه را دنبال کنید
مباحث مرتبط:
  • ( لینک ) /help/218815984812734?helpref=faq_content' Target='_blank' rel='nofollow'>ایمیل بازنشانی گذرواژه‌ام را دریافت نمی‌کنم.
  • ( لینک ) /help/132243923516844?helpref=faq_content' Target='_blank' rel='nofollow'>به آدرس ایمیل مشخص شده در حسابم دسترسی ندارم، بنابراین نمی‌توانم گذرواژه‌ام را بازنشانی کنم.
  • ( لینک ) /help/192017664168043?helpref=faq_content' Target='_blank' rel='nofollow'>به حداکثر مجاز بازنشانی گذرواژه رسیده‌ام، نمی‌توانم گذرواژه‌ٰام را بازنشانی کنم.


منبع پاسخ: مرکز راهنمایی وب سایت فیسبوک

سوال و جواب ها با برچسب گذرواژه‌ام





چند سوال تصادفی

با عرض سلام و خسته نباشید یه راهنمایی از شما میخواستم من یک دختر 18ساله هستم من باید یه مدت برای پروژم یه اداره میرفتم عاشق یکی از کارمندای اونجا شدم معلوم بود اونم از من خوشش میاد ولی ازم خواستگاری نکرد دیگه هم نمیبینمش الان 1 ساله هر چی دعا میکنم خدا اونو همسر ایندم قرار بده هنوز دعام مستجاب نشده من قبلا نماز نمیخوندم حجابمو رعایت نمیکردم غیبت میکردم ولی برای رسیدن به اون اقا یه دفعه متحول شدم بخاطر اینکه خدا دعامو مستجاب کنه نمازمو اول وقت میخونم حجابمو رعایت میکنم غیبت نمیکنم خیلی افسرده شدم اصلا اون اقا از ذهنم بیرون نمیره اصلا نمیتونم به این فکر کنم کسی بجز من همسر اونه ادرسشم از محل کارش پیدا کردم هر چند وقت یه بار میرم جلو درشون خونشونو میبینم بدترم میشم شمارشم دارم ولی میترسم بهش زنگ بزنم خدا خوشش نیاد دعامو مستجاب نکنه دیگه دوست ندارم با خانوادم برم بیرون هر وقت میرم بیرون دورو برم را نگاه میکنم ببینم او را میبینم یا نه دوست دارم یه همدم داشته باشم اهل دوست و رفیقم زیاد نیستم به نظر شما همسر هرکس پیشانی نوشتشه و نمیتوان تغییر داد یا نه؟ خواهشا نگید فراموشش کن اصلا نمیتونم،تو رو خدا راهنماییم کنید خیلی دعام کنید.ممنون
سلام و خسته نباشید
دختری 26 ساله هستم از نظر عاطفی و احساس امنیت بسیار وابسته به والدینم می باشم.این مسئله از دوران کودکی با من بوده من بدون پدر مادرم هیجا نمی رفتم و شب را هیج جا نمی ماندم یعنی نمی توانستم بمانم دلدرد شدیدی پیدا میکردم این روند رفته رفته کمتر شد تا اینکه بعد از یه مزاحمت خیابانی که باعث ترس شدید من شد پدرم مرا به دانشگاه میبرد و این باعث از دست رفتن اعتماد به نقسم شد به طوریکه وقتی 22 ساله بودم و دانشگاه شهر دیگری قبول شده بودم انصراف داده و مجددا در آزمون شرکت کردم تا در شهر خودم قبول شوم . اما در شهر خودم سعی کردم بیشتر روی پای خود بایستم و با این مشکل بجنگم جنگیدم و موفق شدم حالا دختری که در شهر خود به هیج جایی تنها نمی رفت همه جا تنها میرود. اما حالا...
چندی پیش در مقطع ارشد دانشگاه تهران پذیرفته شدم و باید در هفته 2 روز به تهران سفر کنم.و دوباره همان استرس و دلهره به سراغم آمده با اینکه تا به حال پدر مادرم مرا تنها نگذاشته و همراهم بودند اما در هر سری رفتن دچار استرس شدید میشوم.مدام ذهنم درگیر جزئیات است اگر ماشین خراب شود، اگر در راه ماندم ،اگر خانوادم همراهم نیایند و اگرهای بسیار دیگر.البته وقتی شهر خود هستم بسیار راحت به هرجایی می روم اما در شهر دیگر خیلی میترسم این استرس و دلهره عذابم میدهد خواب و خوراک را ازم گرفته.حتی با وجود اینکه میدانم مادرم همراهم خواهم آمد اما باز استرس دارم و متاسفانه وقتی دچار دلهره میشوم دلدرد شدید میگیرم کل مغزم معطوف به استرسم میشود و نمیتوانم به درسم برسم اصلا متوجه حرفهای استاد نمی شوم و فقط میخواهم به شهرم برگردم.
میخواهم کمکم کنید این شرایط مرا عذاب میدهد.ترسم از این است که در هنگام تشکیل زندگی این مسئله به معزلی بزرگ تبدیل شود.



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود،
سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.