سوال و جواب ها با برچسب پیدا کردن اسم فیلم





سلام.بیشتر از پنج ساله دنباله یه فیلمی میگردم ولی اسمشو نمیدونم انصافا اگه اسمشو میدونید بگید.یه تیکه های درهم و اشفته ای از فیلم یادمه.یه دختربچه ای بود مادرش مریض بود و دختره فک کنم یه ناپدری داشت.دختره نمیدونم از کجا با یه غولی اشنا میشه غوله بهش یه تیکه گچ میده که اگر با گچه یه دریچه روی زمین میکشیده میتونسته دریچه رو باز کنه و توی یه مکانی خارج از این دنیا بره.غوله بهش میگه برو از فلان جا توی اون مکان فلان دارو رو برای مادرت پیدا کن اما هرجور خوراکی که دیدی اصلا نخور.دختره میره یه جا یه میزی بوده روش پر از خوراکی بوده اول میز هم یه موجود مرده بوده که چشماش توی بشقاب جلوش بودن.دختره دارو رو برمیداره اما یه انگور از روی میز میخوره.یدفه اون موجوده زنده میشه چشماشو از رو بشقاب برمیداره میچسبونه کف دستش و میدوه سمت دختره اما دختره فرار میکنه و برمیگرده به دنیای خودش و اتاق خودش.وقتی غوله میفهمه که دختره چیزی خورده خیلی باهاش جروبحث میکنه.خلاصه دختره اون دارو رو میذاره زیر تخت مادرش و واسه اینکه زنده بمونه روزی یه قطره خون به داروهه میده.مادرش داشته کم کم خوب میشده که ناپدریه میفهمه و اون دارو رو که شبیه یه گیاه بوده میندازه تو شومینه و اتیشش میزنه بعدم فک کنم مادره حالش بد میشه و میمیره.داستانش تا جایی که یادمه خیلی قشنگ بود و منم الان دربه در دنبال فیلمشم لطفا اگه اسمشو میدونید بهم بگید.اینم شمارم توی واتساپ تلگرامم هستم ممنون میشم اگه کمکم کنید


چند سوال تصادفی

سه ساله با یه پسری دوستم
همه چیز تو رابطمون عالیه


واقعا هیچی کم نیست
اون مرد واقعیه
خوش اخلاق و صبور
حمایتم میکنه
هیچ وقت بهت خیانت نکرده
دیوونمه
و خلاصه هر چیزی ک از خوبی هاش بگم کم گفتم

این پسر مرد واقعیه
اما مثل همه یه سری اخلاقای بد هم داره مثلا زیادی غیرتیه و دوست داره من چادری باشم و لباسام همیشه خیلی پوشیده باشه و همیشه میگه دوست ندارم هیییچ کسی جز خودم حتی نگات کنه)
خب من این مدلی نیستم و کاملا عادی میگردم(نه خیلی بد نه با چادر)و تا این حد غیرتی بودنش اذیتم میکنه
یا مثلا وقتایی ک زیادی دور و برشم اخلاقش بد میشه(دقیقا این شکلیه ک تا وقتی ناز کنم، برام میمیره و اگر یکم زیادی بهش توجه کنم بد اخلاق میشه(به نظرم همه پسر ها این جوری هستن البته ولی اون یکم بیشتر))

و هیچ رابطه ی جنسی ای باهم نداشتیم تا حالا(نه این ک به هم میل نداشته باشیم.خیلی هم شدید میل داریم.حتی من با این ک دخترم به شدت دلم میخواد این رابطه باشه.اونم میخواد.اما من نمیخوام تا وقتی مطمین نشدم باهاش ازدواج میکنم باهاش بخوابم)
بهم قول ازدواج داده و مطمئنم پسری نیست که بخواد گول بزنه و ... قولش واقعیه

اما مشکل منم


من عاشقشم و براش میمیرم

اما الان اصلا نه شرایط ازدواج رو دارم نه میخوام ازدواج کنم نه حتی میخوام بهش فکر کنم

اون قدری ک من تا حالا ننشستم با خودم منطقی فکر کنم ک اصلا دوست دارم مرد زندگیم چ اخلاقای داشته باشه(معیار هام برای ازدواج مشخص نیست چون قصد ازدواج ندارم)

بخاطر همین هم نذاشتم رابطه ی جنسی ای بینمون به وجود بیاد.


چیزی ک هست اینه ک یه مدته دیگه زیادی دارم بهش فکر میکنم و همش تو ذهنمه یا جلو چشمامه و نمیتونم تمرکز کنم روی درسم مثل قبل.همش دوست دارم بشینم یه جا و بهش فکر کنم.به خاطراتمون یا خیال پردازی کنم یا..‌‌.(ظاهرم رو خوب نگه داشتم و نذاشتم این رو بفهمه)

اما واقعا دیگه کافیه من حتی مطمئن نیستم که باهاش ازدواج میکنم
پس نباید این قدر بهش فکر کنم و بخاطرش از ایندم بگذرم
اما نمیدونم چ جوری کم تر بهش فکر کنم..

کمکم کنید لطفا ک وابستگیم کم تر شه



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود،
سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.