سوالات با برچسب پسر


128

سوال


282

جواب

سلام

من مهسام 25سال دارم و مجرد.که تا قبل از ازدواج 2ابجیم خوشبخترین دختر بودم اما با ازدواج ابجی بزرگترم که به طلاق منجر شد و یه ابروریزی فجیع به بار اومد و با هزار بدبختی مجددا برگشتن سر خونه و زندگی و الحمد...الان خیلی خوشبختن اما اون فک کردن به اون ابروریزی سخت من و پدر مادر و خانوادم و اذیت میکنه.من ازدواج نکردم و زیاد سختگیر و مشکل پسند نیستم با وجود اینکه چهره معمولی دارم وضع مالی نسبتا خوبی دارم شاغلم روابط اجتماعی بالایی دارم دختر پاکی ام و....اما کیس خوبی واسه من نیومده!من فقط یه مرد با شخصیت و خوش اخلاق میخوام که دوسم داشته باشه همین!!!خوب بگذریم موضوع مشاوره خودم نیستم ابجی کوچکتر از خودمه که19سال داره .این ابجی بنده ظاهرا تو سن18سالگی با اقا پسری اشنا میشن و دیگه رابطشون منجر به ازدواج میشه (البته هههههمه خانواده ناراضی بودن و با چرب زبونی ابجیم دوروبر مامان بابام و اینکه خودکشی میکنم ومدتی از ماجرا گذشتن و ....بالاخره قبول کردن)طی این مدت ما از این اقا پسر ااااصلا راضی نبودیم و نیستیم رفتار خوبی نداره چون بچه اس و 20سال داره ثبات اخلاقی ام نداره!!!!!!!!از لحاظ فرهنگ و طبقه اجتماعی و....خیلیییی اختلاف داریم.این اقا و خانواده اش اااااااصلا حرف مارو متوجه نمیشن چند دفعه قرار شد مراسم عروسی بگیرن اما با دعوا و اختلاف خانواده ها به هم خورد دقیقا امروزم مراسم و که تعیین کردن مجددا به هم خوردسر یه مسیله کوچیک!!طرف به ابجیم اس زده که ما دیگه به درد هم نمیخوریم و باید جدا شیم و.....)گفتم که ثبات اخلاقی نداره بعدش شب میاد واسه خانواده هدیه میگیره واسه عذر خواهی خانواده اشم دددقیقا مث پسرشون رفتار میکنن خلاصه ما موندیم که که مانع ازدواجشون بشیم یا بذاریم ازدواج کنن؟از طرفی میترسیم که ازدواج کنن فردا پس فردا با یه بچه بیاد خونه!!!تورو خدا راه حلی بذارین جلوی پام من دارم دیوونه میشم شب و روزم شده گریه خورم تو زندگی کوووچکترین اشتباه و مشکلی ندارم این اطرافیان و خانواده ام دارن من و روحیه ام و ذره ذره اب میکنن به خدا دستم به کار نمیره اخه خدایا مگه من چه گناهی و مرتکب شدم !خونه ما شده تعزیه خونه!از طرفی ام میدونم با ابروریزی واسه ابجی بزرگترم این ابجیمم بهشون اضافه بشه من حتی اگه یه خواستگارم داشتم دیگه اونم یقینا ندارم(به فکر اینده خودمم هستم اما مهمتر از همه اینده و زندگی خواهرمه ترجیح میدم من تا عمر دارم ازدواج نکنم اما ابجیام خوشبخت و عاقبت به خیر شن)ممنون میشم من و راهنمایی کنین
از گروه : طلاق 1113  بازديد
سلام
من دختری 35 ساله هستم با ظاهری زیبا و جذاب..از نظر تحصیلات بالاترین مرتبه (دکتری) و موقعیت اجتماعی را دارم. مدت 6 سال با پسر خاله ام که الان 41ساله است دوست هستم. من بدلیل از دست دادن پدر و مادر رفت و آمدی با خانواده خاله ام نداشتم اما 6 سال قبل بطور اتفاقی پسر خاله ام را در منزل مادر بزرگم دیدم اون ورشکسته شده بود و بسیار از نظر روحی داغون بود.. همون شب اون به من ابراز علاقه کرد و این ابراز کردن همچنان بیشتر میشد طوری که همیشه به من میگفت اگه منو ول کنی من میمیرم.. همیشه بهم التماس میکرد که دوستم داشته باش.. و من اول بخاطر ناراحتی های اون کنارش مونم اما کم کم عاشقش شدم.. از نظر مالی وضع خوبی نداشت و من بدور از چشم همه یعنی خانواده خودم و خودش اون رو حمایت میکردم.. حتی شارژ ایرانسلش رو هم براش میخریدم.. گوشی موبایل و... همه همه با من بود.. سعی میکردم آخر هفته هارو کنار اون و خانوادش باشم و بهشون محبت بی دریغ میکردم.. خودش همیشه میگفت تو دنیا هیچکس مثل تو پیدا نمیشه.. تمام این مدت هر موقع بیرون میرفتیم هزینه ها با من بود.. و منو حتی یک پارک برای تفریح نبرد و علتش را میگفت چون من دست خالیم خجالت میکشم بیام بیرون.. البته ناگفته نماند گاهگاهی برایم هدیه هم میخرید و بهم میگفت اگه پولدار بشم دنیا رو برات میگیرم..
5 سال به این منوال من همه جوره کنار خودش و خانوادش بودم تا اینکه سال گذشته با کمک یکی از دوستانش دفتر دار یک وکیل شد و کمی پول دار شد.. اما بعد از چند ماه از کارش من متوجه اس ام اسهای عاشقانش شدم.. و بعد فهمیدم با یک زن مطلقه که یک دختر 17 ساله داشت دوست شده بود و نسبت به اون زن بسیار متعصب بود در حالیکه نسبت به من هیچ تعصب و تعهدی نشون نمیداد و میگفت چون دوستت دارم نمیخوام محدودت کنم حتی چند بار به من پیشنهاد داد با دوستاش رابطه برقرار کنم.. و بعد گفت میخواستم امتحانت کنم.. بهش گفتم اگه منو دوست داری با اون زن بهم بزن اما اون میگفت من یک مدت باید با این زن به رابطم ادامه بدم تا یک بهانه پیدا کنم و ازش جدا بشم..
بهم گفت که من عاشق تو هستم و نسبت به اون زن احساسی ندارم التماس میکرد کنارم باش و تنهام نذار تا من با اون رابطمو بهم بزنم میگفت من تو این رابطه گیر کردم.. و من باور کردم..
تا عید امسال که من برای عیدیشون رفته بودم و اون زن زنگ زد و بهش گفت من پایین ساختمون منتظرت هستم و پسر خالم کروات و عطر و ادکلن زد و بسیار تیپ زد و رفت به من گفت دنبالم نیا.. اما من باهاش رفتم پایین ساختمون.. دست پسرخالمو گرفتم و اون به شدت دستم انداخت کنار و گفت دست منو نگیر خوشم نمیاد بعد رفت پیش اون زن.. پیش زنه به من گفت حرفاتو بزن و برو.. و بهم توهین کرد.. بعد با اون زن خندون سوار پراید زنه شدن و رفتند.. چند ساعت بعد زنه به من زن زد و گفت تو باهاش 6 سال دوست بودی و من 2 ماه.. گفت رفتارش با تو بقدری توهین آمیز بود که به من برخورد.. البته زنه میخواست با این حرفاش ناراحتی منو بیشتر کنه.. بعد از اون روز من باهایش قهر کردم و جواب تلفن و اس هاشو نمی دادم.. خیلی معذرت خواهی کرد و اظهار پشیمونی میکرد میگفت من اون روز کروات زدم که برم با اون زن دعوا کنم و بهم بزنم اما تو نذاشتی... به خانوادش گفته من به حرف اون زن گوش دادم و ازش فاصله گرفتم.. اما من هربار اس ام اس های عاشقانه ایندو را با هم میدیدم داغون میشدم.. در ضمن تو این مدتی که با اون زن دوست شده هر هفته با هم شمال و پارک های مختلف تهران میرن.. و عکسهای خیلی زیبا از اون زن میگیره و میگه چه اشکال داره دوربین همرام بوده ازش عکس گرفتم.. به من میگه تو خودتو با کی مقایسه میکنی جای تو، تو قلب من محفوظه و اون جای تورو نمیگیره.. الان رابطمو باهاش بهم زدم اما خانوادش تلاش میکنن این رابطه درست بشه.. حتی من بهش گفتم اگه به اون زن بهم بزنی می بخشمت اما اون همچنان به این رابطه اصرار میکنه..
الان نمیدونم چکار کنم .. فقط فکر میکنم اگه واقعا راست میگفت و دوستم داشت اینکارا رو با هام نمیکرد.. اما من همچنان عاشقش هستم..
لطفا راهنمایی کنید ایا همچین آدمی واقعا اینطور که میگه دوستم داره؟ یا ممکن هست در آینده بهتر بشه.. میدونم که دوباره برمیگرده اما آیا واقعا میشه همچین رفتار هایی رو بخشید؟ میتونم منتظرش بمونم تا بهم برگرده؟ راستی اینو بگم از وقتی من ولش کردم مریض شده.. و دکتر گفته نارحتیش عصبیه..
من عاشقانه دوستش دارم اما نمیدونم چیکار کنم.. اگه یک مدت بگذره و اون زن دست از سرش برداره آیا میتونم دوباره بهش اعتماد کنم؟
از گروه : ازدواج 4126  بازديد
سلام. پسری 19 سال هستم
راستش من پدرمو وقتی 3 سالم بود از دست دادم و از اون وقت تنها با مادرم زندگی میکنم از اون روز تا حالا خیلی کمبود محبت از مادر و مخصوصا پدر دارم
5 ساله مادرم دوباره ازدواج کرده اما رفتار من با خونه خیلی سرد و خشکه.بعضی وقتا هم خیلی تنهام و خیلی احساس کمبود میکنم.از این که با جنس مخالف دوست 1- نمیتونم 2-میترسم
میترسم از این که یه وقتی جام بزاره چون من خیلی آدم احساسی هستم زود ناراحت میشم
خواهش میکنم برای رفع کمبود محبت و اعتماد به دیگران(دوست دختر) راهنماییم کنین
ممنون
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 1101  بازديد
پربازدید ترین های این برچسب
میشه متن های قشنگ و رمانتیکی که به ذهنتون می رسه برای نوشتن روی کیک تولد رو بم پیشنهاد بدید ؟
از گروه : جالب 104351  بازديد
یه دوستی یه فیلمی واسم تعریف کرد نزدیک 7 سال پیش

داستان یه دختر و پسری بود که احتمالا فامیل هم بودن ولی به هم نرسیدن و بعد از مدتی که پسره با یکی دیگه ازدواج کرده بود، همدیگه رو میبینن و توی محوطه خونه پسره زیر یه درخت بخاطر غلیان احساسات و ناخواسته به هم نزدیک میشن بدون اینکه حواسشون به اطراف باشه و همسر پسر هم از دور داشته میدیده. فضای داستان هم چیزی تو مایه های انگلیس قدیمه فک میکنم.

این تنها چیزیه که یادم مونده و اون موقع چون مصادف بود با فیلم Becoming Jane من تو ذهنم این بود که این داستان ماله همین فیلمه ولی به تازگی که برای اولین بار این فیلمو دیدم فهمیدم این نیست و حالا به شدت دنبال اون فیلمم ولی اون دوستمم چیز بیشتری از فیلم یادش نیست.

اگه کسی بدونه یه جایزه خوب هم براش هست فیلم باید مال 2007 به قبل باشه
از گروه : سینما 23337  بازديد
**مخصوص دختران**پیشنهاد دوستی یکی از پسران فامیل را قبول میکنید
از گروه : جوانان و ارتباطات 8351  بازديد
آخرین جواب ها با این برچسب
سلام به خانمی که این مشکلو داره راستش رک و پوسکنده بگم ولش کن برو پی زندگیت مگه انسان چقدر میخاد زندگی کنه مگه این 35 سال به یک چشم بهم زدن نگذشت مابقی هم مثل باد میگذره چه بهتر که آدم با آرامش دوران زندگی رو بگذرونه برو مسافرت دنیا رو ببین اگه پول داری برو ونیز ایتالیا برو پاریس برو سوئیس برو ....... خودتو سرگرم کن هوس وجود این آدمو پر کرده دیگه فایده ای نداره دل به این ببندی .
ببخشید تو دلتو خالی کردم ولی تجربه ثابت کرده اینو ول کنه میره سروقت یکی دیگه با آرزوی آینده ای روشن برای شما که مثل خواهرم میمونید
از گروه : ازدواج زمان : 6 ساعت پیش - 27 مهر ماه 1397 ساعت: 12:6:19  
سلام به خانمی که این مشکلو داره راستش رک و پوسکنده بگم ولش کن برو پی زندگیت مگه انسان چقدر میخاد زندگی کنه مگه این 35 سال به یک چشم بهم زدن نگذشت مابقی هم مثل باد میگذره چه بهتر که آدم با آرامش دوران زندگی رو بگذرونه برو مسافرت دنیا رو ببین اگه پول داری برو ونیز ایتالیا برو پاریس برو سوئیس برو ....... خودتو سرگرم کن هوس وجود این آدمو پر کرده دیگه فایده ای نداره دل به این ببندی .
ببخشید تو دلتو خالی کردم ولی تجربه ثابت کرده اینو ول کنه میره سروقت یکی دیگه با آرزوی آینده ای روشن برای شما که مثل خواهرم میمونید
از گروه : ازدواج زمان : 6 ساعت پیش - 27 مهر ماه 1397 ساعت: 12:5:3  
سلام به دوستان گلم...
راستش چنوقت پیش ی انیمیشنی دیدم که دختری با لکه مادر زادی روی پیشونیش یک اسم رو توی کتابخونه بطور تصادفی انتخاب و براش نامه میده اون شخص یه پیرمرده و با دستگاه چاپ تایپ میکنه دراخرم یادمه بعد از کلی ماجرا دختره وقتی میره پیشش بعد از خوردن اخرین لیوان شیرش میمیره....
التماس میکنم کمک کنید و اگه کسی میدونه اسمشو بگه بسیار ممنون میشم
از گروه : سینما زمان : 27 شهریور ماه 1397 ساعت: 6:12:6  
پربازدید ترین ها

سوال و جواب ها با برچسب پسر


به انسان مذکر در سنین پایین پسر گفته می‌شود. همچنین به فرزند مذکر نیز پسر گفته می‌شود حتی اگر ازدواج کرده و متأهل باشد. واژهٔ پسر به عنوان دربرابر واژهٔ دختر به کار می‌رود. صفحه « پسر » در ویکیپدیا


پسرم 26ماهشه ولی غذا نمیخوره همش دلستر وشیر مینوشه خودشم لاغره چیکارکنم تا غذا بخوره
از گروه : رژیم غذایی 2  بازديد
اب. دهن پسرم زیاده خودشم 26ماهشه چیکارکنم تاخوب بشه
از گروه : عصبانیت 6  بازديد
سلام بر دوستان عزیز من دنبال یه فیلم کره ای میگردم ک نقش اصلیش یه دختر و یه پسرن ک تو کودکی تو باشگاه هستن بعد میبینن استعداد دختر زیاده میدنش دست یه استاد دیگه پسره هم ناراحته بعد استاد تو قایق کوچیک ب دختره میگه یخ با آتش دعوا کرد و آتش برنده شد و بعد یخ روان شد تبدیل به آب و آتش را شکست داد.بعد ک دختره بزرگ شد اولایه فیلم رویه 18 چرخ چند نفرو میزنه بعد چندین سال پسره پلیس میشه تو هواپیما ک داره روزنامه میخونه دختره هم میاد بعد پسره میگه لو لو وان.بعد با یه شرکت میجنگن ک ایزو دو هزار نه درست میکنه ک باش میخواد ملتو داغون کنه دختره هم یه موتور نقره ای رنگ داره رزمیش عالیه.
از گروه : فیلم 11  بازديد
سلام.من یه تیکه از یه فیلم خارجی دیده بودم اینجوری بود: فصل زمستان بود همه جا یخی شده بود بعد یه دختر میاد ناراحت و غمگین میره وسط یخ ها راه میره و دوست پسرش و دوستاش میان دنبالش میگردن یهو اونو میبینن صداش میزنن ولی اون جوابشونو نمیده یهو یخ های زیر پاش میشکنن خودش میفته بعد دوست پسرش عصبانی میشه میخواد اونو نجات بده میره با دستش یخ ها رو میشکونه و دستش خونی میشه.....میشه بگین اسم این فیلم چیه
از گروه : فیلم های سینمایی 15  بازديد
یک فیلم ک دختر پسر بهم کراش داشتنبعد از یک مهمونی میفتن تو کشتیمیفتن تو دریاوتو یک جزیره گیر میکننو عاشق هم میشن
از گروه : سریال های خارجی 9  بازديد
سلام یا فیلم دیدم تو یه کشتی بود بعد دختره نیافته تو آب بعد پسره میره کمکش کنه اما دوتاش گیر میافتن تو یه جزیره
از گروه : سایر سوال و جواب های هنری 17  بازديد
یه فیلمی بود خارجی خیلی وقت پیش دیدم توش روح دختره با پسره عوض میشه . ژانرش کمدی بود و اشتباه نکنین چون اسمه فیملمه hot chicken نبود.
از گروه : فیلم های سینمایی 12  بازديد

پسر جوانی به پدرش در روستایی زندگی میکنه .برای دختر پادشاه خواستگارانی از کشورهای دیگه به همراه زبل و جواهرات میان .پادشاه چند شرط واسه ازدواجشان میزلره
از گروه : فیلم های سینمایی 113  بازديد
سلام به دنبال اسم یک فیلم هستم با ژانر ترسناک که در اول فیلم پسر بچه ای داخل مترو قیافه آدم ها رو به شکل جن مشاهده می کرده بعد همون پسر پس از مدتی با یک آینه بزرگ جن رو از بدن فردی به بیرون از ساختمان پرتاب میکند و جن بر روی ماشین پرتاب میشه اواسط فیلم هم بوسیله یک گربه هیپنوتیزم میکنه تا به دنبال دختری که در بیمارستان بستری بود و مرده بگردد
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 49  بازديد
سلام به شششدت دنبال اسم یه فیلمم که توش یه پسر نوجوون عرب فکنم از ترس جنگ به یکی از کشورهای اروپایی میره یه دختر نوجوون اروپایی مخفیانه به اون پناه میده پسر عرب مدام میترسه و میگه: خطر خطر... ممنون میشم اسم فیلمو بهم بگین
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 51  بازديد
یه فیلمی بود که پسرع نیزه خورده بود و دختره هم پرید بغلش و همو بوسیدن... کدوم فیلم بود؟
از گروه : شبکه های خارجی 20  بازديد
سلام. فیلم هندی که پسره تعمیر گاه موتور داشته و عاشق دختری میشه که برادرش مخالف بوده و در اخر به دست برادرا کشته میشه
از گروه : فیلم 61  بازديد
سلام یک فیلم بود پسر بچه ی تو پرورشگاه یک گیتار پیدا کرد و شروع کرد به زدن گیتار در پارک بعد ها به دانشگاه موسیقی رقت و در اخر فیلم هم رهبر یک ارکستر شد و پدر و مادرش هم که اونو ول کرده بودن اومده بودن اونجا اسم فیلم رو یادم نمیاد
از گروه : سینما 99  بازديد
دنا این یه سریال میگردم که چند سال پیش دیدم سریال خارجی فقط داستانش یادم دوتا برادر بودن که توی شرط بندی یکی از برادرا اتفاقی پسر پادشاه و میکشه و مامانش بخاطر اینکه پسرش از اون شهر بره یه طلسم میندازه گردنش که فقط یک روز میتونه تو هر شهری باشه بخاطر همینم پسره از شهر فرار میکنه اسم سریال و کسی میدونه
از گروه : فیلم 24  بازديد
سلام خسته نباشید من 14 سال دارم و مدتی میشه که به طور خیلی اتفاقی با پسری که 8 سال ازم بزرگ تره دوست شدم و خونواده من هم با این نوع رابطه ها خیلی حساس اند من خودم دوست ندارم همچین رابطه ای داشته باشم به نظرم کسل کننده اس ولی پسره خیلی پافشاری میکنه که واقعا ادم حس میکنه منو خیلی دوست داره و میگه حتی اگه جاش هم باشه خودش با خوانوادم حرف میزنه ولی من واقعا موندم بین دوراهی میدونم سنم زیادی کمه ولی یجور رفتار میکنه کم کم منم دارم بهش وابسته میشم لطفا کمکم کنید من واقعا گیج شدم نمیدونم چیکار کنم
از گروه : دوستی دختر - پسر 36  بازديد
سلام ، یه مدتی هستش که همش خواب میبینم که خاله من بارداره وپسر داره وازم قایم کرده این مسله رو تو خواب خالم سنش ۴۵ سالشه
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 51  بازديد
اسم فیلم خارجی روی دریاچه یخ چن تا جونن یه دختر میفته تو اب و پسره با مشت میزنه یخ میشکنه و نجاتش میده
از گروه : فیلم های سینمایی 19  بازديد
از کسی که 2 سال باهاشم و اون زن داره و بچه داره ولی منو ی زمانی دوست داشت برام خونه گرفت که راحت باشیم باهم میخوام جدا شم کمکم کنید
از گروه : عشق 71  بازديد
یه فیلمی بود که پسرع نیزه خورده بود و دختره هم پرید بغلش و همو بوسیدن... کدوم فیلم بود؟
از گروه : شبکه های خارجی 20  بازديد
یه قسمت از یه فیلم رو دیدم که یه دختر ماشینش خراب شده بود بعد یه مرد اومد و پیراهنش رو داورد و ماشینش را درست کرد اسم پسره کریستن بود و اسم دختره فکر کنم ملوری بود
از گروه : فیلم های سینمایی 16  بازديد
سلام دختر 20 ساله ای هستم نزدیک دوماهه با پسری آشنا شدمو وابستگی بهش پیدا کردم.اما تا الان صحبتی راجب آینده نکرده و این منو میترسونه همش فکر میکنم واسه تفریحه و بعد یه مدت ولم میکنه چون به شدت احساساتی هستم نگرانم شکست بخورم و از طرفیم دوسش دارم.قبلا یه بار صحبت شد گفت هرچی مادرم بگه بعد دو روز گفت اگه طرف خوب باشه و مخالفت کنن وامیستم و ثابت میکنم که اشتباه میکنن حرفاش دو پهلوعه نمیدونم کدوم باور کنم.سنمم طوری نیست به ازدواج بخورم هنوز زوده برام فقط نگران وابستگی و جداییم باید چیکار کنم؟من هدفش از دوستی نمیدونم یه بارم گفتم سرگرمی تا ببینم اون چی میگه شاکی شد و گفت مگه من مسخره توام واسه سرگرمی.ممنون میشم کمکم کنید
از گروه : دوستی دختر - پسر 145  بازديد
یه فیلم هندی قدیمی بود بعد دختره سنش حدودا ۱۸ بود اما موهاشو خرگوشی میبینم بعدش یه خانوم بروز بهش گفت صورت به این خوشگلی حیف نیست موهاشو خرگوشی بستی بعد دختره موهاشو باز میکنه موهاشو می ریزه رو شدنش بعد یه پسر که فک کنم برادر زاده ی اون خانوم بود دختره رو می بینه عاشق دختره میشه
همین قدرش یادمه فقط😣
از گروه : سینما 77  بازديد
دوستان من با یه دختر رفیقم هیچ مشکلی هم نداریم باهم.همه چیز بینمون خوبه و اونم خیلی منو قبول داره و همش ازم تعریف میکنه و منم دوس ندارم به هیچ وجه ازدستش بدم ولی هر چند وقت بهم میگه من نمیتونم ادامه بدم دلم سرده و نمیتونم به هیچکی دل ببندم و ازدنیا سیرم.منم باهاش حرف میزنم و باحرفام قانعش میکنم میگم تو بمون و بهم فرصت بده من دلتو به دست میارم اونم راضی میشه ادامه میده ولی بازم بعد یه مدت همون آش و همون کاسه...!!!چون قبلا وارد یه رابطه ای شده بود که پسره بهش خیانت کرده و به خاطر همین میگه دلم سرده.دوستان اگه کسی میدونه راهش چیه راهنماییم کنه که باید چطوری دلشو به دست بیارم.مرسی
از گروه : بدبینی 232  بازديد
بایه پسری دوستم چند وقته اما دوسال پیش بهم گفت قصد ازدواج بهیچوجه نداره چون امکاناتشو نداره . اما پارسال بخاطر یک رفتار نامناسب ترکش کردم .ایشونم رفتن دنبال یه دختره دیگه که حتی واسه ازدواج پیگیرش بودن که طرف جواب رد بهش داد .حالا دوباره برگشته تو زندگیم .بازم میگه قصد ازدواج نداره . همش فکرش ازارم میده یا منو دوس نداره .... اگه واقعن قصد ازدواج نداشت چرا اون دخترو میخاست شدیدا پارسال ؟؟ مغرور هم هستم .نمیتونم علنن بهش بگم قصدت چیه .لفظی و عملی هم بهم ثابت کرده دوستم داره .. ؟ به نظر شما دوستان دنبال چیه ؟ البته دنبال رابطه هم نیست اینو بهتون بگم چون خیلی سرد و بی احساس و منفعله. ممنونم از همتون
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 1575  بازديد
جوانان یا نو جوانانی که از طریق رسانه های دشمن بلوغ جنسی اشان زود تر فعال می شود(بلوغ جنسی زود رس) ، باید هرچند وقت یک بارنیاز جنسی خود را برطرف کنند؟ اما از چه راهی ؟
1) ازدواج دائمی که شرایط اش را ندارند!
2)استمنا که حرام و مضر است!
3)زناکه حرام و مضر است!
4)ریاضت و تحمل و سرکوب این غریزه که کار درستی نیست و تایه حدی می توان تحمل کرد!
5)ازدواج موقت (گزینه ی برتر) اما خانواده های ایرانی آن را برابر با زنا می دانند در صورت که طبق حکم الهی حلال است. قطعا دین خدا ایرادی ندارد! اما این جوان باید چی کار کند؟آیا در حق او و رفع نیاز هایش ظلم نشده؟
از گروه : اداب و رسوم 1084  بازديد
پسرم ۴سالشه برای دومین بار تو۴ روز وقتی بین روز می‌خوابه چشماشو باز می‌کنه و از ته دل با قهقه می‌خنده کمی بعد چشماشو می‌بنده وقتی هم صداش میکنیم پاسخی بما نامیده ولی با چشماش دنبالمون می‌کنه.وقتی هم بیدار میشه چیزی یادش نیست.چشه؟
از گروه : اینترنت و سایت ها 52  بازديد
پسری هستم ١٧ ساله که میخوام برای کنکور درس بخونم
٣ ماهه با دختری دوستم که ٢ سال از من کوچکتر است
از همه نظر همدیگرو قبول داریم و واقعا عاشق همیم
ولی تنها مشکلمون این است که این دختر قبل من از پسری درخواست دوستی داشته ولی بخاطر ناز های احمقانه(طبق گفته ی خودش) در حالیکه عاشق اون بوده قبول نکرده و پسره هم که ی سال دوستی معمولی داشتن و اشنا بودن با هم دیگه درخواستشو مطرح نمیکنه و میره
این پسر تو تیم ملی تکواندو هم هست و تو محل این دختر هم زندگی میکنن
من اصلا نمیتونم با این قضیه که پسری رو دوس داشته کنار بیام
با گذشت سه ماه باز هم یادش هست و ناخوداگاه حرفشو به من میزنه که سبک بشم
و میخوام ولش کنم اما هر بار که باهاش مطرح کردم به شدت ناراحت شد و یک بار هم کارش به بیمارستان کشید
اینم بگم که سه ماه پیش بعد از رفتن اون پسر میخواسته خودکشی کنه که وقتی با من اشنا شده بهم وابسته شده و از این کار پشیمون شده
یعنی منو منجی زندگیش میدونه
دختری هم نیست که سریع وابسته بشه تو لاین با پسرای زیادی چت کرده ولی واقعا از من خوشش اومده و عاشقم شده
ایا اون پسرو فراموش میکنه؟
چقد طول میکشه که عشق اولشو فراموش کنه
شما جای من بودین چی کار میکردین
تو رو خدا کمکم کنید
از گروه : ازدواج 1072  بازديد
چند وقت پیش یکی به صورت تصادفی و بدون دلیل به من گفت من چهره ی خوبی برای ازدواج با یک دختر ندارم. میخواستم بدونم که شما دخترها هم فکر میکنید که همینطور هست؟ این یک لینک به عکسم هست:
از گروه : معیار های انتخاب همسر 2284  بازديد
میشه متن های قشنگ و رمانتیکی که به ذهنتون می رسه برای نوشتن روی کیک تولد رو بم پیشنهاد بدید ؟
از گروه : جالب 104351  بازديد
یه دوستی یه فیلمی واسم تعریف کرد نزدیک 7 سال پیش

داستان یه دختر و پسری بود که احتمالا فامیل هم بودن ولی به هم نرسیدن و بعد از مدتی که پسره با یکی دیگه ازدواج کرده بود، همدیگه رو میبینن و توی محوطه خونه پسره زیر یه درخت بخاطر غلیان احساسات و ناخواسته به هم نزدیک میشن بدون اینکه حواسشون به اطراف باشه و همسر پسر هم از دور داشته میدیده. فضای داستان هم چیزی تو مایه های انگلیس قدیمه فک میکنم.

این تنها چیزیه که یادم مونده و اون موقع چون مصادف بود با فیلم Becoming Jane من تو ذهنم این بود که این داستان ماله همین فیلمه ولی به تازگی که برای اولین بار این فیلمو دیدم فهمیدم این نیست و حالا به شدت دنبال اون فیلمم ولی اون دوستمم چیز بیشتری از فیلم یادش نیست.

اگه کسی بدونه یه جایزه خوب هم براش هست فیلم باید مال 2007 به قبل باشه
از گروه : سینما 23337  بازديد
**مخصوص دختران**پیشنهاد دوستی یکی از پسران فامیل را قبول میکنید
از گروه : جوانان و ارتباطات 8351  بازديد
سلام.
ممنونم از اینکه اومدین و میخواین کمکم کنین.مشکل خیلی بزرگی دارم.همه چی رو میگم و ازتون میخوام کمکم کنین.

من 5 روز دیگه میشم 19 سال.از سالی که کنکور داشتم یعنی وقتی که 17 سالم بود با گوشیم میرفتم تو چت.گوشی من از اون گوشی ها نبود که نیمباز و یاهو و.. روش نصب بشه.فقط نرم افزار خاص خودش رو داشت که محدود بود.خلاصه من باهاش شبا میرفتم چت و با دخترا حرف میزدم.همش دنبال یه همشهری بودم که آخرم پیدا نکردم.یه روز یه دختری رو پیدا کردم که تو شهر بغلی ما بود.من باهاش دوست شدم.کم کم با هم خوب شدیم.ان از اخلاق من خوشش اومد و طوری شد که بیشتر از نصف روز چت بودیم.رابطه هامون تا یک سال طول کشید .من کلاس های کنکوری خودم رو ول میکردم و میرفتم دیدنش.شد تا 8-9 ماه پیش.کم کم نسبت بهش سرد شدم.اون خیلی عاشقم شد.به مامانش گفت.من انگار نمیدونم دوسش دارم یا.همش بهم میگه تو که تکلیفت با خودت معلوم نیست چرا برام خاطره ساختی.الان حدود 2 سال شده.2-3 بار خواستم ازش جدا بشم ولی دلم به حال گریه کردناش سوخت.گفتم تقصیر منه.نباید زندگیشو خراب میکردم.الان گیر افتادم.

خیلی وقته نمیدونم دوسش دارم یا نه.انگار الکی باهاشم.ولی تو دلم میگم دختر خوبی مثل اون هیچوقت پیدا نمیشه.خیلی نجیب و خوب هست.وقتی ناراحت میشه منم ناراحت میشم.دوست ندارم گریه کنه.قبل ها وقتی گریه میکرد منم گریم میگرفت و با هم گریه میکردیم.ولی الان نمیتونم اونطوری باشم.اون خیلی من رو دوست داره ولی من نمیدونم دوسش دارم یا نه!.میخوام راهنماییم کنین که چطور بفهمم من واقعا میتونم باهاش زندگی کنم یا نه.من دوسش دارم یا نه؟

از نظر اخلاق هم هیچ مشکلی با هم نداریم.

دوست دارم با دختر های دیگه هم دوست بشم ولی با اونا فقط رابطه داشته باشم ولی فقط با این ازدواج کنم.

چند وقتی شده بود که اون از دستم ناراحت میشد به خاطر اینکه میگفت تو اصلا ازم خبر نمیگری.بهم محبت نمیکنی.منم دخترم.نیاز به عاطفه دارم.منم هر کاری میکردم اون انگار فکر میکرد محبت نمیکنم.ولی من همه سعی خودمو برای بهتر حرف زدن باهاش میکردم ولی باز شبا زنگ میزد و گریه میکرد.
شبا همش خوابم میبره.میگه روز که خبر نمیگیری ، شب ها هم که خواب داری ، پس کی وقت منو داری!

خواهش میکنم بهم بگین من چم شده.گیر افتادم بخدا.اون عاشقمه.نمیتونه بدون من زندگی کنه.ولی من هنوز نمیدونم دوسش دارم یا نه.کمکم کنین تورو خدا!!!
از گروه : جوانان و ارتباطات 6002  بازديد
شایان یعنی چه میگین شایان ذکر است ولی اسم پسر هم شایان هست؟
از گروه : اجتماعی 5687  بازديد
سلام
من دختری 35 ساله هستم با ظاهری زیبا و جذاب..از نظر تحصیلات بالاترین مرتبه (دکتری) و موقعیت اجتماعی را دارم. مدت 6 سال با پسر خاله ام که الان 41ساله است دوست هستم. من بدلیل از دست دادن پدر و مادر رفت و آمدی با خانواده خاله ام نداشتم اما 6 سال قبل بطور اتفاقی پسر خاله ام را در منزل مادر بزرگم دیدم اون ورشکسته شده بود و بسیار از نظر روحی داغون بود.. همون شب اون به من ابراز علاقه کرد و این ابراز کردن همچنان بیشتر میشد طوری که همیشه به من میگفت اگه منو ول کنی من میمیرم.. همیشه بهم التماس میکرد که دوستم داشته باش.. و من اول بخاطر ناراحتی های اون کنارش مونم اما کم کم عاشقش شدم.. از نظر مالی وضع خوبی نداشت و من بدور از چشم همه یعنی خانواده خودم و خودش اون رو حمایت میکردم.. حتی شارژ ایرانسلش رو هم براش میخریدم.. گوشی موبایل و... همه همه با من بود.. سعی میکردم آخر هفته هارو کنار اون و خانوادش باشم و بهشون محبت بی دریغ میکردم.. خودش همیشه میگفت تو دنیا هیچکس مثل تو پیدا نمیشه.. تمام این مدت هر موقع بیرون میرفتیم هزینه ها با من بود.. و منو حتی یک پارک برای تفریح نبرد و علتش را میگفت چون من دست خالیم خجالت میکشم بیام بیرون.. البته ناگفته نماند گاهگاهی برایم هدیه هم میخرید و بهم میگفت اگه پولدار بشم دنیا رو برات میگیرم..
5 سال به این منوال من همه جوره کنار خودش و خانوادش بودم تا اینکه سال گذشته با کمک یکی از دوستانش دفتر دار یک وکیل شد و کمی پول دار شد.. اما بعد از چند ماه از کارش من متوجه اس ام اسهای عاشقانش شدم.. و بعد فهمیدم با یک زن مطلقه که یک دختر 17 ساله داشت دوست شده بود و نسبت به اون زن بسیار متعصب بود در حالیکه نسبت به من هیچ تعصب و تعهدی نشون نمیداد و میگفت چون دوستت دارم نمیخوام محدودت کنم حتی چند بار به من پیشنهاد داد با دوستاش رابطه برقرار کنم.. و بعد گفت میخواستم امتحانت کنم.. بهش گفتم اگه منو دوست داری با اون زن بهم بزن اما اون میگفت من یک مدت باید با این زن به رابطم ادامه بدم تا یک بهانه پیدا کنم و ازش جدا بشم..
بهم گفت که من عاشق تو هستم و نسبت به اون زن احساسی ندارم التماس میکرد کنارم باش و تنهام نذار تا من با اون رابطمو بهم بزنم میگفت من تو این رابطه گیر کردم.. و من باور کردم..
تا عید امسال که من برای عیدیشون رفته بودم و اون زن زنگ زد و بهش گفت من پایین ساختمون منتظرت هستم و پسر خالم کروات و عطر و ادکلن زد و بسیار تیپ زد و رفت به من گفت دنبالم نیا.. اما من باهاش رفتم پایین ساختمون.. دست پسرخالمو گرفتم و اون به شدت دستم انداخت کنار و گفت دست منو نگیر خوشم نمیاد بعد رفت پیش اون زن.. پیش زنه به من گفت حرفاتو بزن و برو.. و بهم توهین کرد.. بعد با اون زن خندون سوار پراید زنه شدن و رفتند.. چند ساعت بعد زنه به من زن زد و گفت تو باهاش 6 سال دوست بودی و من 2 ماه.. گفت رفتارش با تو بقدری توهین آمیز بود که به من برخورد.. البته زنه میخواست با این حرفاش ناراحتی منو بیشتر کنه.. بعد از اون روز من باهایش قهر کردم و جواب تلفن و اس هاشو نمی دادم.. خیلی معذرت خواهی کرد و اظهار پشیمونی میکرد میگفت من اون روز کروات زدم که برم با اون زن دعوا کنم و بهم بزنم اما تو نذاشتی... به خانوادش گفته من به حرف اون زن گوش دادم و ازش فاصله گرفتم.. اما من هربار اس ام اس های عاشقانه ایندو را با هم میدیدم داغون میشدم.. در ضمن تو این مدتی که با اون زن دوست شده هر هفته با هم شمال و پارک های مختلف تهران میرن.. و عکسهای خیلی زیبا از اون زن میگیره و میگه چه اشکال داره دوربین همرام بوده ازش عکس گرفتم.. به من میگه تو خودتو با کی مقایسه میکنی جای تو، تو قلب من محفوظه و اون جای تورو نمیگیره.. الان رابطمو باهاش بهم زدم اما خانوادش تلاش میکنن این رابطه درست بشه.. حتی من بهش گفتم اگه به اون زن بهم بزنی می بخشمت اما اون همچنان به این رابطه اصرار میکنه..
الان نمیدونم چکار کنم .. فقط فکر میکنم اگه واقعا راست میگفت و دوستم داشت اینکارا رو با هام نمیکرد.. اما من همچنان عاشقش هستم..
لطفا راهنمایی کنید ایا همچین آدمی واقعا اینطور که میگه دوستم داره؟ یا ممکن هست در آینده بهتر بشه.. میدونم که دوباره برمیگرده اما آیا واقعا میشه همچین رفتار هایی رو بخشید؟ میتونم منتظرش بمونم تا بهم برگرده؟ راستی اینو بگم از وقتی من ولش کردم مریض شده.. و دکتر گفته نارحتیش عصبیه..
من عاشقانه دوستش دارم اما نمیدونم چیکار کنم.. اگه یک مدت بگذره و اون زن دست از سرش برداره آیا میتونم دوباره بهش اعتماد کنم؟
از گروه : ازدواج 4126  بازديد
جنبه های مثبت و منفی خدمت سربازی را بیان کنید؟ چرا باید پسرها بروند سربازی؟
از گروه : اجتماعی 2877  بازديد
چند وقت پیش یکی به صورت تصادفی و بدون دلیل به من گفت من چهره ی خوبی برای ازدواج با یک دختر ندارم. میخواستم بدونم که شما دخترها هم فکر میکنید که همینطور هست؟ این یک لینک به عکسم هست:
از گروه : معیار های انتخاب همسر 2284  بازديد
چه تیپی برای پسران و دختران الان مطلوب است داشته باشند؟
از گروه : زندگی 1989  بازديد
سلام
من دختری 35 ساله هستم که مدت 6 سال با پسر خاله ام که 43ساله است دوست بودم عاشقش بودم و همه کار برایش کردم اون هم همیشه میگفت دوستم داره و عاشقمه. اون ورشکسته و از نظر خانوادش مطرود بود اما من هم از نظر مالی و معنوی خیلی کمکش کردم چون از نظر اجتماعی و شغلی موقعیت خوبی دارم خیلی بالاتر از اون. اما چند وقتی هست که با یک زن مطلقه که دختری 17 ساله داره آشنا شده و پیامهای عاشقانه رد و بدل میکنه و وقتش رو با اون میگذرونه. من آخر هفته ها همیشه میرفتم خونشون براشون خرید میکردم و به خودش و خانوادش کمک میکردم آشپزی میکردم...
بعد از فهمیدن دوستیشون ازش خواستم اگه دوستم داره بخاطر من رابطش رو با اون زن بهم بزنه.
اما اون همش میگفت من تو دوستی با این زن گیر افتادم کنارم باش تا من یواش یواش باهاش قطع کنم. من الان ازش فاصله گرفتم دائم برام پیام های عاشقانه میده اما هنوز با اون زن رابطه داره.. من خودم خیلی داغون هستم.. بهش اعتماد کامل داشتم ..
الان نمیدونم چکار کنم .. فقط فکر میکنم اگه واقعا راست میگفت و دوستم داشت اینکارا رو با هام نمیکرد. حتی یکبار که اون زن اومده بود دنبالش و من خونشون بودم باهاش رفتم پیش زنه اون دستشو انداخت گردن زنه به من گفت حرفاتو بزن و برو و بعد با زنه خندون سوار پراید زنه شدن و رفتن.. و من موندمو یک کوه درد..
اما بعدا گفت که اون لحظه به فکرش نرسیده که طرف من باشه یا اون زنه و گفت از کارم پشیمون شدم..
لطفا راهنمایی کنید ایا همچین آدمی واقعا اینطور که میگه دوستم داره؟ یا ممکن هست در آینده بهتر بشه.. چون خانوادش تحت فشار گذاشتیش که باید با اون زن بهم بزنی و فقط من بدردش میخورم...
ناراحتم و دلسرد... اما هنوز عاشقش هستم..
از گروه : ازدواج 1810  بازديد
سلام
آیا در پسر ها در زمان بلوغ حتما باید سینه هایشان بزرگ شود و ملتهب شود
آیا این نشانه در همه ی پسر ها وجود دارد؟
و اگر این نشانه نمایان نشود نشانه چسیت؟
سپاس
از گروه : سایر سوال و جواب های پزشکی 1610  بازديد
بایه پسری دوستم چند وقته اما دوسال پیش بهم گفت قصد ازدواج بهیچوجه نداره چون امکاناتشو نداره . اما پارسال بخاطر یک رفتار نامناسب ترکش کردم .ایشونم رفتن دنبال یه دختره دیگه که حتی واسه ازدواج پیگیرش بودن که طرف جواب رد بهش داد .حالا دوباره برگشته تو زندگیم .بازم میگه قصد ازدواج نداره . همش فکرش ازارم میده یا منو دوس نداره .... اگه واقعن قصد ازدواج نداشت چرا اون دخترو میخاست شدیدا پارسال ؟؟ مغرور هم هستم .نمیتونم علنن بهش بگم قصدت چیه .لفظی و عملی هم بهم ثابت کرده دوستم داره .. ؟ به نظر شما دوستان دنبال چیه ؟ البته دنبال رابطه هم نیست اینو بهتون بگم چون خیلی سرد و بی احساس و منفعله. ممنونم از همتون
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 1575  بازديد
میخواستم راجب اخلاق دخترا بدونم
واینکه یک پسر چگونه باید رفتار کنه ؟دخترا دوست دارن چجوری باهاشون رفتار بشه
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 1574  بازديد
تعداد بزرگسالان بیشتر از تعداد پسران، تعداد پسران بیشتر از تعداد دختران و تعداد دختران بیشتر از تعداد خانواده هاست. اگر هیچ خانواده ای کمتر از 3 فرزند نداشته باشد، کمترین تعداد ممکن خانواده ها چقدر است؟
از گروه : هوش 1524  بازديد
سلام . من مدتیه از طریق اینترنت با کسی که تو شهرما داره خدمت سربازیشو میگذرونه آشنا شدم و هردومون خیلی بیش از حد به هم وابسته شدیم و آخر این رابطه هم ازدواجی در کار نیس ! من باید چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خواهش میکنم کمکم کنید !!!
از گروه : سایر سوال و جواب های مذهبی 1398  بازديد


چند سوال تصادفی

جوان 28 ساله از نظر جسمانی سلامم .احتیاج فوری به پول بعلت بدهی دارم .
تا به امروز نه مشربات الکلی مصرف کردم نه دخانیات .
ساکن تهران
گروه خونی o+
کاملا سالم
هزینه بیمارستان و آزمایشات به عهده خریدار
قیمت 60.000.000
از گروه : مسایل تخصصی 864  بازدید
با سلام . چند وقت با Wi Fi لب تابم نمیتونم وارده انترنت بشم . یه علامت تعجب زرد میاد بالای کانکشن . چیکار کنم؟
از گروه : مشکلات سخت افزار 1104  بازدید
باسلام.خسته نباشید.مدت7ماهه باپسری اشنا شدم خیلی پسرخوب و معقولیه ولی ازمن3سال کوچیکتره.من 24سالمه وایشان21سال.از لحاظ دینی هم فرق داریم ولی مشکلی نیست چون ما اها مذهب نیستیم.وایشان خیلی برای ازدواج مایل هست.خاستم بپرسم ادامه ای رابطه برای ازدواج مثلا یکی 2سال دیگه عاقلانس یا نه.راهنمایی کنید
از گروه : ازدواج 914  بازدید
به نظر شما الان.................؟ تو کفش بمونین.
از گروه : طنز و شوخی 1831  بازدید
منظور از علم كه در آیات آمده‌، كدام علم است و كدام عالمان مقصود می‌باشند؟
از گروه : اجتماعی 1566  بازدید
غول هاي اينترنت هر روز به دنبال پيشرفت مرورگرهاي شركت خود و پيشي گرفتن از يكديگر در اين زمينه هستند. به نظر شما بهترین مرورگر اینترنتی کدام است؟
از گروه : سوالات گوناگون 792  بازدید
سلام دوستان عزیز
منظور من از طرح سوال آگاهی بیشتر دادن به عزیزان راجع به داروهای بیهوشی هستش
بنظر شما چرا اغلب دوستان بهتر میبینن درخیلی از مسائل زندگیشون بیهوشی و ازخود بیخود شدن و بهترین راه میبینن ؟؟
هرعزیزی تمایل داشت اطلاعات کافی از دارو ونهایتا تهیه آن میتونه با بنده رضا متقی تماس بگیره
نه صدویک سیصدوپنجاه وهشت نودوهفت نودویک
تماس ویا درتلگرام برام پیغام بذاره تا اصرع وقت درخدمتش باشم
از گروه : مشکلات نرم افزار 124  بازدید
خروجی دستور زیر چیست؟
;create table student
از گروه : دروس و مسائل رشته کامپیوتر و IT 1155  بازدید
با سلام بنده یک فایل آباکوس در باره کامپوزیت ها با هسته fgm میباشد که با سابروتین نویسی در فضای فرترن نوشته انجام شده.
هنگام ران گرفتن خطای زیر رو میده چرا؟؟؟؟باید چیکار کنم؟آباکوسم 6.10 میباشد.
"ifort.exe not found in PATH"
از گروه : دروس رشته مکانیک 824  بازدید
چطور می تونم از انتشار جدیدترین آلبوم های موسیقی خوانندگان ایرانی با خبر بشم؟ آیا سایت مناسبی برای دریافت این اطلاعات سراغ دارید؟
از گروه : اینترنت و سایت ها 1990  بازدید
چطور میشه از سایت یوتیوب براحتی دانلود کنیم؟
از گروه : اینترنت و سایت ها 3000  بازدید
آيا چربي بدن را مي توان به عضله تبديل کرد؟
از گروه : ورزشی 5577  بازدید
آیا باور عمومی نسبت به خیانت مقطعی مردان به همسرانشان صحت دارد؟
از گروه : سوالات گوناگون 853  بازدید
داستان های کوتاه سه کلمه ای جالب چی به ذهنتون می رسه؟
از گروه : بازی 935  بازدید
سلام
من دختر 16 ساله هستم...
با یه پسر 20 ساله اشنا شدم همدیگه رو خیلی دوست داریم
مذهبی نیستم اما یه سری اعتقادات دارم که خیلی برام مهمه
انقد دوسش دارم که برای یه لحظه اجازه دادم یک قسمتی از بدنمو ببینه
قصد اون ازدواج بود هنوز هم هست...اما من از اینکارم پشیمونم خیلی...طوری که عصبی شدم و بیحوصله...از خودم متنفر شدم

نمیدونم چکار کنم واقعا حالم بده حس میکنم پاک نیستم
میشه کمکم کنید اول با خودم کنار بیام بعد بگید چکار کنم در رابطه با اون اقا؟چه رفتاری داشته باشم؟ایا درسته که همچنان باهاش در ارتباط باشم؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 883  بازدید



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات