سوالات با برچسب وج


130

سوال


196

جواب

ابر برچسب های مرتبط
آخرین جواب ها با این برچسب

شما می توانید با مسدود کردن برخی مخاطبین، دریافت تماس، پیام و تغییر وضعیت آن ها را متوقف کنید.

مسدود کردن

مسدود کردن مخاطب

  1. بیشتر > تنظیمات > مخاطبین > مخاطبین مسدود شده را بزنید.
  2. علامت (+) در پایین صفحه را بزنید تا مخاطب یا مخاطبین مورد نظر را انتخاب کنید.

مسدود کردن شماره ناشناس

  1. گفتگو با شماره مورد نظر را باز کنید.
  2. بیشتر > اطلاعات مخاطب > سه نقطه در گوشه پایین > مسدود را بزنید و با زدن مجدد روی مسدود این عمل را تایید نمایید.

یا این که اگر این پیام دارای هرزنوشته باشد، گزینه گزارش هرزنوشت را خواهید داشت. بیشتر > گزارش هرزنوشت را بزنید و با انتخاب گزارش هرزنوشت و مسدود کردن، این عمل را تایید کنید.

توجه:

برای رفع مسدودیت

1 بیشتر > تنظیمات > مخاطبین > مخاطبین مسدود شده را بزنید.
2. روی مخاطب مورد نظر زده و نگه دارید.
3. گزینه رفع مسدودیت را انتخاب کنید.

درباره نحوه مسدودیت و رفع مسدودیت بیشتر بدانید: Android | iPhone



منبع پاسخ: مرکز راهنمایی وب سایت واتساپ

خروج از یک گروه

اگر از یک گروه خارج شوید، از آن گروه حذف خواهید شد. با این حال، هنوز خواهید توانست گروه را در برگه مکالمات خود ببینید و تاریخچه مکالمات را بخوانید. اگر شما تنها مدیر گروه باشید و گروه را ترک کنید، یکی از اعضا به طور تصادفی به عنوان مدیر جدید انتخاب می شود. برای خروج از یک گروه:

  1. به گروه مورد نظر در واتساپ بروید و سپس روی عنوان گروه > بیشتر بزنید.
    • یا اینکه، در قسمت مکالمات روی گروه مورد نظر بزنید و نگه دارید.
  2. خروج از گروه > خروج را بزنید.

حذف یک گروه

بعد از اینکه از گروهی خارج شدید، می توانید گروه را حذف کنید. وقتی گروهی را حذف کنید، دیگر نمی توانید آن گروه را در لیست مکالمات خود ببینید و تاریخچه مکالمات آن گروه نیز حذف خواهد شد. برای حذف یک گروه پس از خروج از آن:

  1. به گروه مورد نظر در واتساپ بروید و سپس روی عنوان گروه > بیشتر بزنید.
    • یا اینکه در برگه مکالمات روی گروه بزنید و نگه دارید.
  2. حذف گروه > حذف را بزنید.

چگونگی خروج از یک گروه و حذف آن را در Android | iPhone | WhatsApp Web بیاموزید.



منبع پاسخ: مرکز راهنمایی وب سایت واتساپ

سوال و جواب ها با برچسب وج


وج، اگیر ترکی یا سوسن صغیر با نام علمی Acorus calmus نوعی گیاه خودرو است که در کنار رودخانه‌ها و جریانهای آب می‌روید و دارای ریزوم افقی و استوانه‌ای شکل، برگ‌های متناوب و دارای غلاف، باریک و دراز به طول ۵۰ تا ۶۰ سانتیمتر و دارای ۲ لبه نسبتاً تیز است. میوه‌های آن دارای ۳ سطح مشخص، محتوی ۳ دانه و محصور در کاسه گل است. صفحه « وج » در ویکیپدیا



سلام وقت بخیر مستقیم میرم سر مطلب ۱۶ سالی در سن کم عاشق یه پسری شدم که به خانوادم حرف منو زد میخواستم که به دلیل شرایطش خانوادم حاظر به ازدواج ما نشدن و بعد به سربازی رفت ولی اجازه بهش دادن که اگه شرایطو بجا اورد میتونه بیاد خواستگاری و گذاشتن با هم چت کنیم یک سالو خوردی که خدمت سربازی بود در ارتباط بودیم و من دور از چشم مادر پدرم میرفتم موقع های میومد مرخصی میرفتم کنارش به من دست نمیزد هنیشه کنار هم با هم صحبت میکردیم که بعد از مدت ها یبار که دیدار کردیم همو دست منو گرفت در همین حدا بیشتر نبود ولی بازم همیشه مرخصی که میومد تا زمان مرخصیش هر روز میومد کنار خانوادم باهاشون صحبت میکرد همچنان همو میخواستیم مدتی گذشت که خدمت بود با من سرد شد رفتارش عوض شدقبلش به حدی همو میخواستیم که خیلیا خبر داشت تو شهر شهرمون کوچیکه توشهر پیچیده بود که ما همو چجوری میخواییم یهو رفت پرونده منو بست خیلی اذیت شد عذاب کشیدم برای یک ماه رفت ولی از دور حواسش بهم بود خبر بهم میرسید بعد یک ماه برگشت و گفت فقط خانوادت خبر داشته باشن برای دوسه روزی صبر کردم باهاش در ارتباط شدم حس خشم توم زیاد بود حس  بهش گفتم نمیخوامت ۴ ماه از زندگیش رفتم برای همیشه تا که دستش بد شکستو عمل جراحی کرد اون موقع بهش پیام دادم که چی شده اشتی کردی به مدت چند روز اون ادم عوض نشده بود رفتارش با من منو اذیت میکرد حالمو بد میکرد ازارم میداد کاری کرد که خانوادم رو من دست بلند کردن م اینبار من محکم رفتم چند ماهی گذشت بهدمن خواستگار اومد و متوجه شده بود بهش خبر رسیده بود که مورد تایید منم قرار گرفته پیام داد کلی حرف زدو من با سنگینی کامل جوابشو میدادم که ما بدرد هم نمیخوریم بعد از اون هفته ای یبار پیام میداد در مورد خواستگارم حرف میزد به بهونه های مختلف که باهام دعوا بگیره دیگه چند ماهی گذشت  خیلی پشیمون که چرا اونکارو کرد خانوادم دست رو من بلند کنن معذرت خواهی چند دیدن بار برای بر گشت به زنگیم که یهو دلم خواست یه فرصت دوباره بدم و دادم خیلی عوض شده بود بهش گفتم بزار به خانوادم بگم در ارتباطیم گفت تا زمانی شرایطشون بجا نیوردم ن ننگو  پنهونی ولی خواهر برادر عروس داماد خودشون خبر داشتن ما باهمیم یه گروه زده بود که باداونام در ارتباط شده بودم ولی خبر نداشتم مادر پدرش خبر ندارن به هر حال دیگه باهم در ارتباط شدیم خیلی تغییر کرده بود خوب شده بود تا که دیدم یروز رفته بود تهران لایو گرفته بود صدا دختر میمد بهش گفتم اینا کین گفت اجیام باهاش دعوا گرفتم و...قرار شد همو از نزدیک ببینیم باهم صحبت کنیم گفت بیا خونه منم طبق معمول با خیال جمع رفتم منو گرفت تو بغل دراز کشید بهم گفت تو که حساس نبودی خودت میگفتی اشکال نداره تو باشگاه با دخترا کار کنیو از این حرفا منم بهش گفتم من گفتم کار کنی نگفتم اجی داشته باشی در ارتباط بشی باهاشون همینو گفتم داستان تغییر یه اتفاقی افتاد که به خواست خودم نبود بعدش خیلی وحشتناک بود برام اون اتفاق که ازش توقع نداشتم ولی بازم باهم خوب بودیم ولی نگفت قید خواهرامو میزنمو اینا من بعد اون اتفاق خیلی گریه کردم ولی قرار بود زمانی به من دست بزنه دیگه به هیچ دختری دست درازی نکنه سر قضیه اون خواهریا دیگه باهم حرف نزدیم که به تفاهمم نرسیدیم گذشت گذشت رفتم کنار حرف زدیم یروز از من خواست که برم کنارش برای یه اتفاق دیگه منم با میل خودم رفتم چون دوست نداشتم به دخترای دیگه دست بزنه بارم رفتارش خوب بود مدتییی گذشت رفتارش یجوری شد بهم توجه نمیکنه پیامش میدم انلاین میشه جواب نمیده بعضی پیامارو زنگش میزنم خو
سلام
من یه مشکلی دارم که کله زنده گیم رو درگیر کرده
من اریا (اسم مستعار)17از تهرانم
نمیدونم چجوری بگم
من از لحاظ تیپ و ظاهر یکمی از بچه محله هام بهترم و خوشگل ترم
تو شبکه های مجازی یا حتی بیرون از اینجا خیلی از پسرای بزرگتر میان سمتم و بهم خوبی میکنن و بهم نزدیک میشن
من هم متوجه میشم که قصدشون گی هست
اما به قول معروف ادم خاکی ای و خجالتی ای هستم به خاطر محبت هاشون به چت کردن و صحبت کردن باهاشون ادامه میدم بعد یه مدت که پیشنهاد میدن که مثلا بریم یه قلیون باهم بکشیم یا بریم بیرون
منم پسری نیستم که اهل گی و اینا باشم و رد میکنم و اوناهم اصرار و این حرفا خلاصه زندگیم شده سروکله زدن با این پسرا
گاهی وقتا به خودم لعنت میفرستم که اصن چرا از همون اول باهاشون سلام علیک کردم که اینطوری بشه
سرتونو درد نیارم... یه راه راه تروخدا پیش روم بزار که ازین مخمصه دربیام.امروزم مجبورم برم پیش یکی که بهم الان دارم پیش یکی که خیلی هوامو داشته و حدودا بیستو پنج سالشه تروخدا کمکم کن بتونم زندگی ساده خودم ادامه بدم
مرسی
اریا*(اسم مستعار) 17 از اسلامشهر
سال اخر حسابداری(فنی)
سلام وقت بخیر مستقیم میرم سر مطلب ۱۶ سالی در سن کم عاشق یه پسری شدم که به خانوادم حرف منو زد میخواستم که به دلیل شرایطش خانوادم حاظر به ازدواج ما نشدن و بعد به سربازی رفت ولی اجازه بهش دادن که اگه شرایطو بجا اورد میتونه بیاد خواستگاری و گذاشتن با هم چت کنیم یک سالو خوردی که خدمت سربازی بود در ارتباط بودیم و من دور از چشم مادر پدرم میرفتم موقع های میومد مرخصی میرفتم کنارش به من دست نمیزد هنیشه کنار هم با هم صحبت میکردیم که بعد از مدت ها یبار که دیدار کردیم همو دست منو گرفت در همین حدا بیشتر نبود ولی بازم همیشه مرخصی که میومد تا زمان مرخصیش هر روز میومد کنار خانوادم باهاشون صحبت میکرد همچنان همو میخواستیم مدتی گذشت که خدمت بود با من سرد شد رفتارش عوض شدقبلش به حدی همو میخواستیم که خیلیا خبر داشت تو شهر شهرمون کوچیکه توشهر پیچیده بود که ما همو چجوری میخواییم یهو رفت پرونده منو بست خیلی اذیت شد عذاب کشیدم برای یک ماه رفت ولی از دور حواسش بهم بود خبر بهم میرسید بعد یک ماه برگشت و گفت فقط خانوادت خبر داشته باشن برای دوسه روزی صبر کردم باهاش در ارتباط شدم حس خشم توم زیاد بود حس  بهش گفتم نمیخوامت ۴ ماه از زندگیش رفتم برای همیشه تا که دستش بد شکستو عمل جراحی کرد اون موقع بهش پیام دادم که چی شده اشتی کردی به مدت چند روز اون ادم عوض نشده بود رفتارش با من منو اذیت میکرد حالمو بد میکرد ازارم میداد کاری کرد که خانوادم رو من دست بلند کردن م اینبار من محکم رفتم چند ماهی گذشت بهدمن خواستگار اومد و متوجه شده بود بهش خبر رسیده بود که مورد تایید منم قرار گرفته پیام داد کلی حرف زدو من با سنگینی کامل جوابشو میدادم که ما بدرد هم نمیخوریم بعد از اون هفته ای یبار پیام میداد در مورد خواستگارم حرف میزد به بهونه های مختلف که باهام دعوا بگیره دیگه چند ماهی گذشت  خیلی پشیمون که چرا اونکارو کرد خانوادم دست رو من بلند کنن معذرت خواهی چند دیدن بار برای بر گشت به زنگیم که یهو دلم خواست یه فرصت دوباره بدم و دادم خیلی عوض شده بود بهش گفتم بزار به خانوادم بگم در ارتباطیم گفت تا زمانی شرایطشون بجا نیوردم ن ننگو  پنهونی ولی خواهر برادر عروس داماد خودشون خبر داشتن ما باهمیم یه گروه زده بود که باداونام در ارتباط شده بودم ولی خبر نداشتم مادر پدرش خبر ندارن به هر حال دیگه باهم در ارتباط شدیم خیلی تغییر کرده بود خوب شده بود تا که دیدم یروز رفته بود تهران لایو گرفته بود صدا دختر میمد بهش گفتم اینا کین گفت اجیام باهاش دعوا گرفتم و...قرار شد همو از نزدیک ببینیم باهم صحبت کنیم گفت بیا خونه منم طبق معمول با خیال جمع رفتم منو گرفت تو بغل دراز کشید بهم گفت تو که حساس نبودی خودت میگفتی اشکال نداره تو باشگاه با دخترا کار کنیو از این حرفا منم بهش گفتم من گفتم کار کنی نگفتم اجی داشته باشی در ارتباط بشی باهاشون همینو گفتم داستان تغییر یه اتفاقی افتاد که به خواست خودم نبود بعدش خیلی وحشتناک بود برام اون اتفاق که ازش توقع نداشتم ولی بازم باهم خوب بودیم ولی نگفت قید خواهرامو میزنمو اینا من بعد اون اتفاق خیلی گریه کردم ولی قرار بود زمانی به من دست بزنه دیگه به هیچ دختری دست درازی نکنه سر قضیه اون خواهریا دیگه باهم حرف نزدیم که به تفاهمم نرسیدیم گذشت گذشت رفتم کنار حرف زدیم یروز از من خواست که برم کنارش برای یه اتفاق دیگه منم با میل خودم رفتم چون دوست نداشتم به دخترای دیگه دست بزنه بارم رفتارش خوب بود مدتییی گذشت رفتارش یجوری شد بهم توجه نمیکنه پیامش میدم انلاین میشه جواب نمیده بعضی پیامارو زنگش میزنم خو
سلام.من در رابطه با یکی از نزدیکترین فرد زندگیم سوالی دارم.اون یه خانوم جوونه که خیلیییی برام مهمه حالش.در کودکی سابقه حس کردن یه موجود خیالی رو داشته که به اسم صداش میکرده با پی گیری خانواده متوجه شدن که این مسئله برای بچه های تو اون سن و سال طبیعیه.ماباهم خیلی راحتیم واسه همین مشکلاتشو باهام درمیون میزاره.پارسال بود که میگفت خیلی میترسم.وقتی ازش پرسیدم از چی؟ میگفت حس میکنم یکی پیشمه یکی پشت سرمه خیلی میترسم و اینا.یروز بهم گفت اون موجود وحشتناک هی ازم میخواد که مثلا خودمو از پله ها بندازم پایین هی اینو بهم میگه منم هربار به تو فک میکنم که دوست دارم و اینکارو نمیکنم.نگران کننده بود سعی کردم کنارش باشم حرفاشو بهم بزنه تا بعد یه مدت یادش رفت اما الان دوباره برگشته اون حس هاش.دیشب دوباره بهم گفت خیلی میترسم با اینکه تنها نبود تو خونه اما باز میترسد میگفت فک میکنم یه موجود وحشتناک تو خونست حتی از ترس نمیتونست بخوابه یا حتی گریش گرفت.زنگ زد که امروز یکی بیاد پیشش بمونه که کمتر بترسه.حس میکنم حالش خوب نیس.نمیدونم چیکار کنم؟ میترسم اتفاقی بیوفته لطفا کمکم کنید بتونم واسش کاری کنم قبل از اینکه اتفاق ناخوشایندی پیش بیاد.هرچی سریع تر منتظر پاسخ شما هستم.خیلی ممنون
-خواهش میکنم این سوالای منو جواب بدید حداقل تا جایی که می تونید چون اگه تا 12 امشب برای استادم ایمیل نکنم درسمو افتادم
1-مضارب کوچکتر از 1000 عدد 9 را یکی یکی چاپ و مجموعش را حساب کند
2-یک عدد دریافت و معلوم کند بر مجموع ارقامش بخش پذیر است یا خیر
3- دو عدد صحیح m وn دریافت و اعداد مضارب 3 بین این دو عدد را تولید کند
4- عدد طبیعی n را دریافت مشخص کند چند رقم ان زوج وفرد و صفر است
5- عدد طبیعی n را دریافت مشخص کند اول است یا خیر
6- اعداد سه رقمی که تمامی ارقام ان زوج است را چاپ کند
7- اعداد سه رقمی که خودشان با مقلوبشان برابر است را چاپ کند
8- یک عدد بین 1 و 366 دریافت کند و مشخص کند متعلق به چه روز و ماهی است
9- یک عدد دریافت کند و مشخص کند در کدام یک از مبناها می تواند باشد
10- عدد در مبنای 10 دریافت کند و در مبنای دو چاپ کند
11- عدد طبیعی n را دریافت و اعداد مربع کامل کوچکتر از یا مساوی با n را چاپ کند
12- عدد طبیعی n را دریافت که مشخص کننده ی تعداد تیم های شرکت کننده در مسابقه ورزشی به صورت رفت و برگشت هست و مشخص کند چه تعداد بازی برگزار خواهد شد
13- جدول زیر را چاپ کند
*
* *
* * *
* * * *
* * * * *
14-کاربر بدون وارد کردن اینتر تا زمانی که کاراکترzوارد نکرده است تعداد کاراکتزرهای وارد شده را محاسبحه و چاپ کند
15-کاربر بعد از اینکه صفر را وارد کرد کوچکترین و بزرگترین عدد ما قبل خود را چاپ کند
16-تاهنگامی که کاربر یک عدد متقارن وارد نکرده تعداد اعداد وارد شده ماقبل خود را محاسبه کند
17-میانگین اعداد موجود در یک مکعب ضرب که قابل تقسیم بر 5 و 7 و11 هستند را در صورتی که عدد بین 300 تا 700 بود را چاپ کند.
18-چهار عدد از کاربر دریافت و به صورت صعودی چاپ کند
19- دو ارایه صد عنصری معکوس اولی را در دومی و معکوس دومی را در اولی چاپ کند
20-دو ارایه 100 عنصری گرفته و ارایه اول را به صورت معکوس در ارایه دوم ورایه دوم را به همان صورت در ارایه اول چاپ کند
21-برای یک ارایه 100 عنصری ماکسیمم نسبی حساب کند
22- دو رشته از کاربر دریافت کند و concatانرا در رشته سوم بریزد
23- دترمینان دو ماتریس 4*4 را حساب کند.
24-یک ماتریس 5*5 دریافت کند و اعلام کند کدام یک از حالات زیر را داراست:
متقارن-بالا مثلثی-پایین مثلثی-قطری-پاد متقارن
25-دو رشته از کاربر دریافت کند نشان دهد که هر یک از کاراکتر های وارد شده در رشته دوم چند بار در رشته اول تکرار شده است
26- سه رشته از کاربر دریافت کند رشته اول رشته اصلی رشته دوم رشته جایگزین رشته سوم زیر رشته مورد نظر از رشته اول به شرطی که طول رشته دوم و سوم مساوی باشد در رشته اول هر تعداد از رشته سوم وجود دارد رشته دوم را جایگزین کند.
27-برنامه ای بنویسید که یک ارایه ی 25 تایی را به صورت درجی مرتب کند
28-ماتریس 5*5 از ورودی دریافت کند و مرتب کند
29- برنامه ای بنویسید که عبارت از ورودی دریافت و تعداد حرف ها و کلمات و جمله ها را مشخص کند
30-یک هدر فایل بنویسید شامل تابع های تبدیل مبنای 2و تبدیل مبنای 8 و تبدیل مبنای 16 باشد




چند سوال تصادفی




پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات