سوال و جواب ها با برچسب هیستوری مشترک





سلام
من تو اینترنت با یه پدیده عجیب مواجه شدم شایدم از نظر من عجیبه. من محل کار اداریم تهرانه یعنی 3 ماهه که اومدم تهران من یه دفتر کار توی شهرستان داشتم که هنوز هم دارم اونجا سرویس اینترنت دارم که از یه شرکت اینترنتی اشتراک ( ای دی اس ال) میگیرم ماهی یه بار میام شهرستانبرای کارای دفتر تو اداره(وزارت) هم از اینترنت همین جا استفاده می کنم روز پنجشنبه 30 آبان که اومدم شهرستان رفتم دفتر خواستم (هیستوری) چک کنم دیدم همه سایتها و کلماتی رو که سه شنبه و چهار شنبه تو وزارت سرچ کردم توی (هیستوری ) کامپیوتر دفتر شهرستان هست . جالب اینکه هیچ
چیز دیگه هم توش نبود . در صورتیکه بچه ها تو دفتر از اینتر نت و از همون کامپیوتر استفاده میکنند (حالا این مهم نیست چون ممکنه اونا پایان کار پاک کرده باشند
من هر دوجا از گوگل کروم استفاده میکنم عادتا به هیستوری میرم تا پایان کار اونو خالی کنم به خاطر همین هم سریع متوجه شدم حالا میخوام اولا دلیل این اتفاق رو بدونم و چگونه باید پیشگیری کنم

ممنون
سلام
من تو اینترنت با یه پدیده عجیب مواجه شدم شایدم از نظر من عجیبه. من محل کار اداریم تهرانه یعنی 3 ماهه که اومدم تهران من یه دفتر کار توی شهرستان داشتم که هنوز هم دارم اونجا سرویس اینترنت دارم که از یه شرکت اینترنتی اشتراک ( ای دی اس ال) میگیرم ماهی یه بار میام شهرستانبرای کارای دفتر تو اداره(وزارت) هم از اینترنت همین جا استفاده می کنم روز پنجشنبه 30 آبان که اومدم شهرستان رفتم دفتر خواستم (هیستوری) چک کنم دیدم همه سایتها و کلماتی رو که سه شنبه و چهار شنبه تو وزارت سرچ کردم توی (هیستوری ) کامپیوتر دفتر شهرستان هست . جالب اینکه هیچ
چیز دیگه هم توش نبود . در صورتیکه بچه ها تو دفتر از اینتر نت و از همون کامپیوتر استفاده میکنند (حالا این مهم نیست چون ممکنه اونا پایان کار پاک کرده باشند
من هر دوجا از گوگل کروم استفاده میکنم عادتا به هیستوری میرم تا پایان کار اونو خالی کنم به خاطر همین هم سریع متوجه شدم حالا میخوام اولا دلیل این اتفاق رو بدونم و چگونه باید پیشگیری کنم

ممنون


چند سوال تصادفی

پاسخ گویی به سوالات روانشناسی:
سلام دختر بیست ساله هستم ک یه خواستگار بیست و دو ساله دارم ک با چندین قرار ملاقات ایشان را از نظر اخلاقی و ..قبول کردم بعد از این جلسات جلسه بله برون را گذاشتیم ک ایشان ب خاطر کارش این جلسه  رو عقب انداخت در واقع فک کنم خونوادش ...چون کارشون یکیه...مشکل اینجاس ک من بعد این یه هفته نمیدونم چرا سرد شدم و به خودم تلقین میکنم آمادگی ازدواج ندارم..یه دغدغه هام شده اینکه نکنه از افرادی باشه ک به کارش خیلی اهمیت میده...نظر بقیه هم برام مهمه مثلا تو فامیل کسی بگه اگه صبر میکردی یه مورد بهتر میومد ..و منم میریزم بهم و تو فکر میرم که آره شاید حرفش درسته و من سن کمی دارم...کلا نظر بقیه برام مهمه..نمیدونم از اعتماد ب نفس پایینع؟؟.تو خونواده هم کسی نه مشورتی نه کمکی میکنه...پدر و مادرم میگن هرچی خودت بگی...با اینکه خودم قبول کردم و نمیگم ازش خوشم نیومده ولی الان این فکرا اومده تو ذهنم ...من میخام تو این دوران خوشحال باشم لذت ببرم نه این که این فکرا بیاد تو ذهنم و نمیتونمم دیگه جواب رد بدم بهشون...یه ترسی همه وجودمو گرفته که نکنه انتخابم اشتباهه...در صورتی ک هم با خودش و هم خونوادش سه جلسه رفت و امد داشتیمو قبول کردم...لطفا کمکم کنین خسته شدم از این فکرا و سردرگمی.ب یکی نیاز دارم باهام حرف بزنه... من از مشکلات بزرگ زود خسته میشم ...میخام این دوران بهترین دوران زندگیم باشه ولی الان اعصابم واقعا داغونه...اگه یه کانال روانشناسی که پاسخگوی سوالاتمان باشد بهم معرفی کنین ممنون میشم..یه دنیا سپاس



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات