سوالات با برچسب نوجوانان


07

سوال


14

جواب

آخرین جواب ها با این برچسب

سوال و جواب ها با برچسب نوجوانان


نوجوانی، مرحلهٔ‌گذار رشد فیزیکی و روانی انسان است که میان کودکی و جوانی روی می‌دهد. این گذار، تغییرات زیستی (بلوغ جنسی)، اجتماعی، و روانشناختی را در بر می‌گیرد، هرچند که از میان این‌ها تنها تغییرات زیستی و روانشناختی را می‌توان به آسانی اندازه‌گیری کرد. صفحه « نوجوانان » در ویکیپدیا



بسم الله الرحمن الرحیم
من معلم هستم و سه فرزند دختر دارم.تا الان هیچ مشکلی از نظر تربیت فرزندان نداشته ام.دختر اولم لیسانس و دومی دوم دبیرستان و سومی چهارم ابتداییست.
مدت یک ماه است که دختر دومم خیلی از اینترنت استفاده می کنه و من نمیدونم به چه سایت هایی مراجعه میکنه و به بهانه های مسائل درسی خیلی زیاد در حد 5 تا 6 ساعت مدام توی اینترنته و هر وقت ازش میپرسم میگه کار تحقیقی و درسی دارم...
و من میدونم که کار درسی انقدر طول نمیکشه...حتی متوجه شده ام که نیمه شبهها که ما خواب هستیم تا دیر وقت حتی 4 صبح توی اینترنته...
اوایل من خیلی به او اعتراض نمیکردم و حساس نبودم اما بعد از اینکه چندین بار به او تذکر دادیم و بحث کردیم مرتب از تلفن همراه خود استفاده میکنه و بسیار روی تلفن خود حساسه نمیدونم ک اس ام اس میده یا توی اینترنته...
حتی مواقعی ک خانه نیست اون رو خاموش و پنهان میکنه و یا با خودش ب حمام میبره... من بارها سعی کردم گوشیشو چک کنم ولی یا مقاومت میکنه یا وقتی هم ک ب سختی بدون اینکه بفهمه اون رو چک میکنم میبینم لیست تماس ها و پیام هاش خالیه ک چیز غریبیه و مطمئنم ک اونها رو پاک کرده
حتی یک بار ک در کنار ما بود و تلفنش مرتب زنگ میخورد جواب نمیداد و اون رو قطع میکرد به طوری ک اون شماره چندین بار پشت سر هم زنگ زد و دخترم در حضور ما جواب نداد تا اینکه من اعتراض کردم که چرا تلفنتو جواب نمیدی!!!!چون مشکوک شده بودم ...گفت مهم نیس مزاحمه.بعد رفت بیرون از اتاق و شروع کرد به پیام دادن و ...
در ضمن اون فوق العاده با هوشه و نیاز نداره که خیلی درس بخونه چون بدون درس خوندن هم نمره اول کلاسه و بنابراین از وقتش فقط برای تفریح و اینترنت استفاده میکنه ...
همینطور بسیار حساس و زود رنجه ب طوری ک وقتی بهش تذکر میدم ک چرا انقدر میری تو اینترنت ؟ میگه شما ب من اعتماد ندارین
دوستانش مدام ب او خط میدهند ک برو فلان سایت و فلان اهنگ و کتاب و فیلم و...

خواهش میکنم راهنماییم کنید ک بتونم این مشکل رو قبل از اینکه مسئله حاد بشه ب خوبی حل کنم
بسیار از کمکتون سپاسگذارم
بسم الله الرحمن الرحیم
من معلم هستم و سه فرزند دختر دارم.تا الان هیچ مشکلی از نظر تربیت فرزندان نداشته ام.دختر اولم لیسانس و دومی دوم دبیرستان و سومی چهارم ابتداییست.
مدت یک ماه است که دختر دومم خیلی از اینترنت استفاده می کنه و من نمیدونم به چه سایت هایی مراجعه میکنه و به بهانه های مسائل درسی خیلی زیاد در حد 5 تا 6 ساعت مدام توی اینترنته و هر وقت ازش میپرسم میگه کار تحقیقی و درسی دارم...
و من میدونم که کار درسی انقدر طول نمیکشه...حتی متوجه شده ام که نیمه شبهها که ما خواب هستیم تا دیر وقت حتی 4 صبح توی اینترنته...
اوایل من خیلی به او اعتراض نمیکردم و حساس نبودم اما بعد از اینکه چندین بار به او تذکر دادیم و بحث کردیم مرتب از تلفن همراه خود استفاده میکنه و بسیار روی تلفن خود حساسه نمیدونم ک اس ام اس میده یا توی اینترنته...
حتی مواقعی ک خانه نیست اون رو خاموش و پنهان میکنه و یا با خودش ب حمام میبره... من بارها سعی کردم گوشیشو چک کنم ولی یا مقاومت میکنه یا وقتی هم ک ب سختی بدون اینکه بفهمه اون رو چک میکنم میبینم لیست تماس ها و پیام هاش خالیه ک چیز غریبیه و مطمئنم ک اونها رو پاک کرده
حتی یک بار ک در کنار ما بود و تلفنش مرتب زنگ میخورد جواب نمیداد و اون رو قطع میکرد به طوری ک اون شماره چندین بار پشت سر هم زنگ زد و دخترم در حضور ما جواب نداد تا اینکه من اعتراض کردم که چرا تلفنتو جواب نمیدی!!!!چون مشکوک شده بودم ...گفت مهم نیس مزاحمه.بعد رفت بیرون از اتاق و شروع کرد به پیام دادن و ...
در ضمن اون فوق العاده با هوشه و نیاز نداره که خیلی درس بخونه چون بدون درس خوندن هم نمره اول کلاسه و بنابراین از وقتش فقط برای تفریح و اینترنت استفاده میکنه ...
همینطور بسیار حساس و زود رنجه ب طوری ک وقتی بهش تذکر میدم ک چرا انقدر میری تو اینترنت ؟ میگه شما ب من اعتماد ندارین
دوستانش مدام ب او خط میدهند ک برو فلان سایت و فلان اهنگ و کتاب و فیلم و...

خواهش میکنم راهنماییم کنید ک بتونم این مشکل رو قبل از اینکه مسئله حاد بشه ب خوبی حل کنم
بسیار از کمکتون سپاسگذارم


چند سوال تصادفی

با سلام و خسته نباشيد
لطفا اگر امکانش هست جواب سوال منو بديد
من سيما مدت 1 ساله با پسري ب اسم مجيد دوستم
هم دانشگاهي و هم کلاسي هستيم
6 ماه ازم بزرگتره
رابطمون خيلي ناخاسته شروع شدو،جوري که اول مث دوتا همکلاسيه معمولي باهم بوديم
اما بعد چند وقت ب خودمون اومديم و ديديم که وابستگي و علاقه پيش اومده و همين باعث نزديک شدنمون به هم شد
پسر بدي نيست فقط الان به يه مشکل خيلي بزرگي خورديم
مجيد اهل تهرانه و من اهل قزوين
دانشگاهمونم قزوينه
مجيد اينجا با چندتا از دوستاش خونه مجردي داره
مشکل ما بر ميگرده به گذشته مجيد
ازين شناختي که من تا الان نسبت بهش پيدا کردم مجيد پسري بوده که بي نهايت با طرز فکر مادرش که ادم خشک و مذهبي بوده مشکل داشته و و فقظ واسه خاطر فرار از محدوديت هاي مادرش دانشگاهشو ي شهر ديگه زده
وقتي اومده قزوين به طور ناگهاني با ي دختر به اسم دريا اشنا ميشه که اهل يکي از روستاهاي اطراف قزوينه
دريا 6 سال از مجيد بزرگتره
اولاش مثلا ميخاسته خواهري کنه براي مجيد
ولي بعد کم کم يواش يواش وابستگيو علاقه پيش مياد بينشون
جوري که مجيد دريا رو واسه 1 ماه صيغه ميکنه و براش حلقه ميگيره
ب من گفته رابطه نداشتيم و فقط واسه اينکه باهم کار ميکرديم و بهمون گير ميدادن مجبور بوديم مدرکي داشته باشيم دستمون
و مادر مجيد قضيه دريا رو ميفهمه
و به مجيد ميگه که من تحت هيچ شرايطي نميذارم که تو با دريا ازدواج کني
و اب پاکيو ميريزه رو دست جفتشون
تا اينجاي ماجرا من اصلا تو زندگي مجيد نبودم
وقتي مجيد ميفهمه که با دريا ب جايي نميرسه سعي ميکنه بهم نزديک شه
منم از هيچ کدوم ازين مسايل خبر نداشتم
صاف و ساده رفتم جلو و با صداقت
اما حالا بعد يک سال فهميدم که تو اين مدت دريا هم بوده
يني ميدونستم اين قضيرو ولي هربار که به مجيد ميگفتم و باهاش ح ميزدم ميگفت دريا تموم شده و از سر وابستگي گاهي ز ميزنه و حالمو ميپرسه
ومن تازه فهميدم صيغش کرده و دريا تهديدش ميکنه که اگر باهام تموم کني ز ميزنم و به مادرت همه چيرو ميگم
و مجيد هم خيلي از مادرش ميترسه
بارها دخالت کردم
گفتم بگو باهميم
بگو با مني اما طفره رفت
مثل هميشه....
حتي سريه اخر خيلي جدي دخالت کردم و محکم واستادم ولي مجيد شروع کرد به فحش دادنم و تهديد کردنم که اگه کاري کني يا رابطتو باهام تموم کني تو دانشگاه ابروتو ميبرم و ازين حرفا
اين کارش دلمو خيلي شکوند
اما من ميدونم دوسم داره و هيچ حسي به دريا نداره و مجبوره که باهاش حرف بزنه و جوابشو بده
من تو اين يک سال خيلي عذاب کشيدم که مجبور بودم بودن درياي لعنتي رو تحمل کنم ولي مجيدم تو اين يک سال خيلي عذاب کشيده يه جورايي بين من و دريا و مادرش بوده
اما هميشه از ترس دريا طرف اون بوده و نخواسته بگه که با منه
حال روحيم تو اين مدت خيلي بد بود و اين قضيه رو همه زندگيم تاثير گذاشته بود
حتي نميتونستم درس بخونم
دو ترم پشت سر هم مشروط شدم
من مجيدو دوست دارم
چند وقت پيش يه دعواي اساسي کرديم و گفتم که تموم کنيم چون واقعا دارم عذاب ميکشم اما نذاشت و باز تهديد کرد
و من ازش خاستم که يک ماه تنهام بذاره ک فکر کنم
اينو قبول کرد ولي گفت فقط يک ماه
چند وقتي هست کاري ب کارم نداره
ولي من از شما کمک ميخام
چيکار کنم بعد اين يک ماه؟؟؟
اونم حال و روز خوبي نداره
دوسم داره ولي مجبوره ک با دريا هم باشه چون اگر مادرش بفهمه دريارو ضيغه کرده سکته ميکنه
در ضمن نه خانواده من و نه خانواده مجيد در جريان رابطه منو مجيد نيستن
تو دانشگاهم رابطمون رسمي شده
اينم بگم که مجيد يه ادم فوق العاده عصبي و پراسترسه و انقدي تو اين مدت تحت فشار بوده که يادم نمياد با ارامش ديده باشمش
انقدي که اين رابطه استرس و دلهره داشته تو اين مدت واسم ارامش نداشته
اينم بگم که اصلا رابطه نداشتيم و من هيچ وابستگي ازين جهت بهش ندارم
حالم اصلا خوب نيس
من بايد چيکار کنم؟
کمکم کنيد
ممنون





پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات