سوالات با برچسب ماد


83

سوال


286

جواب

سلام وقت بخیر. الان که اینو مینویسم واقعا به ستوه اومدم . من 21 سالمه و برادرم یکسال ازم بزرگتره . رابطه و وابستگی زیادی نداریم و درکل خانواده معمولی ای هستیمو خیلی عاشقانه نیست روابطمون. این برادر بنده مدتهاست که هر لحظه تو خونه منو اوسکول و اینجور القاب( معذرت میخوام) صدا میزنه و بیخود و بیجهت . باعث شده اعتماد ب نفسم خیلی کم شه . میخوام ببینم چجوری میشه به چنین حرفای ادما توجه نکرد و باید چیکار کنم تا برام هم نباشه و ناراحت نشم؟؟؟؟
از گروه : اعتماد به نفس 87  بازديد
باسلام.مشکل من عدم اعتمادبنفسه.شوهرم همیشه به شوخی حالمومیگیره.دست به هرکاری میزنم خراب میشه یابه منکه میرسه اوضاع درجهت بدتغییرمیکنه.چیکارکنم؟خیلی سعی کردم مبارزه کنم وباورشون نداشته باشم ولی....
از گروه : اعتماد به نفس 648  بازديد
سلام خسته نباشیدمن دوساله که ازدواج کردم رابطه خوبی با مادرشوهرم ندارم یعنی خیلی به من تیکه میندازه وهمش میخواد منو عوض مکنه و اونجور که میخواد باید باشم.من خیلی از این رفتارش ناراحت میشم ولی شوهرم همیشه میگه جوابشو ندم چون ناراحت میه.من تاحاال جوابشو ندادم فقط به خاطر شوهر و زندگیم.دوس ندارم از هم بپاشه.بعداز ایکه حرف بد میزنه یا مثله میگه من همش دارم تورو تحمل میکنم یا همش توزندگیمون دخالت میکنه من بعدش خیلی ناراحت میشم و گریه میکنم حتی بعضی وقتا که میخوام منتقی بهش بگم این مسائل شخصیه یا این حرفاتون منو ناراحت میکنه بازم شوهرم میگه جوابشو نده و هیچی نگو.به شوهرم میگم حداقل خودت بگو که اینجوری نگه یا حتی اگه نمیتونه حرفی بزنه یکم باهاش سرسنگین بشه.ولی بازم اننجام نمیده.شوهرم همش میگه ببخشید دفعه دیگه میگم .ولی اون همیشه خیلی مظلوم واقع میشه و نمیتونه ازحقش دفاع کنه.حتی برادراشم که بهش بی احترامی میکنن یا پشت سرش حرف میزنن هیچی بهشون نمیگه.خیلی خسته شدم ازش.همش میگه دوستدارم ولی وقتی ناراحت میشم یا گریه میکنم از دست مادرش هیچ واکنشی نشون نمیده.جدیدا هم اگه چیزی دزمورد مادرش بگم کلی بهش برمیخوره وهمه حرفایی که مادرش بهم زده رو یادش رفته.احساس میکنم همه ابراز علاقه اش الکی دیگه بهش اعتماد ندارم بهش میگم شوهر باید پشت زنش باشه نزاره کسی به زنش بی احترامی کنه ولی بازم موقعی که بهش احتیاج دارم تا حمایتم کنه ولی بازم ازش دلسردی میبینم هی قول میده درس شه ولی همیشه زیر قولش میزنه توروخدا یه راه بهم بگین چیکار کنم خسته شده از هر روز گریه کردن
از گروه : عزاداری 1115  بازديد
آخرین جواب ها با این برچسب
سلام به خانمی که این مشکلو داره راستش رک و پوسکنده بگم ولش کن برو پی زندگیت مگه انسان چقدر میخاد زندگی کنه مگه این 35 سال به یک چشم بهم زدن نگذشت مابقی هم مثل باد میگذره چه بهتر که آدم با آرامش دوران زندگی رو بگذرونه برو مسافرت دنیا رو ببین اگه پول داری برو ونیز ایتالیا برو پاریس برو سوئیس برو .... خودتو سرگرم کن هوس وجود این آدمو پر کرده دیگه فایده ای نداره دل به این ببندی .
ببخشید تو دلتو خالی کردم ولی تجربه ثابت کرده اینو ول کنه میره سروقت یکی دیگه با آرزوی آینده ای روشن برای شما که مثل خواهرم میمونید
از گروه : ازدواج زمان : 27 مهر ماه 1397 ساعت: 12:6:19  
سلام به خانمی که این مشکلو داره راستش رک و پوسکنده بگم ولش کن برو پی زندگیت مگه انسان چقدر میخاد زندگی کنه مگه این 35 سال به یک چشم بهم زدن نگذشت مابقی هم مثل باد میگذره چه بهتر که آدم با آرامش دوران زندگی رو بگذرونه برو مسافرت دنیا رو ببین اگه پول داری برو ونیز ایتالیا برو پاریس برو سوئیس برو .... خودتو سرگرم کن هوس وجود این آدمو پر کرده دیگه فایده ای نداره دل به این ببندی .
ببخشید تو دلتو خالی کردم ولی تجربه ثابت کرده اینو ول کنه میره سروقت یکی دیگه با آرزوی آینده ای روشن برای شما که مثل خواهرم میمونید
از گروه : ازدواج زمان : 27 مهر ماه 1397 ساعت: 12:5:3  
دوست عزیز بهترین راه اینه که اعراض کنی (یعنی اینکه نادیده بگیری و رد شی یا به اصطلاح بهتر انگلیسی ایگنور : Ignore ) کنی .
از گروه : اعتماد به نفس زمان : 12 شهریور ماه 1397 ساعت: 21:26:17  
پربازدید ترین ها

سوال و جواب ها با برچسب ماد





سلام وقت بخیر مستقیم میرم سر مطلب ۱۶ سالی در سن کم عاشق یه پسری شدم که به خانوادم حرف منو زد میخواستم که به دلیل شرایطش خانوادم حاظر به ازدواج ما نشدن و بعد به سربازی رفت ولی اجازه بهش دادن که اگه شرایطو بجا اورد میتونه بیاد خواستگاری و گذاشتن با هم چت کنیم یک سالو خوردی که خدمت سربازی بود در ارتباط بودیم و من دور از چشم مادر پدرم میرفتم موقع های میومد مرخصی میرفتم کنارش به من دست نمیزد هنیشه کنار هم با هم صحبت میکردیم که بعد از مدت ها یبار که دیدار کردیم همو دست منو گرفت در همین حدا بیشتر نبود ولی بازم همیشه مرخصی که میومد تا زمان مرخصیش هر روز میومد کنار خانوادم باهاشون صحبت میکرد همچنان همو میخواستیم مدتی گذشت که خدمت بود با من سرد شد رفتارش عوض شدقبلش به حدی همو میخواستیم که خیلیا خبر داشت تو شهر شهرمون کوچیکه توشهر پیچیده بود که ما همو چجوری میخواییم یهو رفت پرونده منو بست خیلی اذیت شد عذاب کشیدم برای یک ماه رفت ولی از دور حواسش بهم بود خبر بهم میرسید بعد یک ماه برگشت و گفت فقط خانوادت خبر داشته باشن برای دوسه روزی صبر کردم باهاش در ارتباط شدم حس خشم توم زیاد بود حس  بهش گفتم نمیخوامت ۴ ماه از زندگیش رفتم برای همیشه تا که دستش بد شکستو عمل جراحی کرد اون موقع بهش پیام دادم که چی شده اشتی کردی به مدت چند روز اون ادم عوض نشده بود رفتارش با من منو اذیت میکرد حالمو بد میکرد ازارم میداد کاری کرد که خانوادم رو من دست بلند کردن م اینبار من محکم رفتم چند ماهی گذشت بهدمن خواستگار اومد و متوجه شده بود بهش خبر رسیده بود که مورد تایید منم قرار گرفته پیام داد کلی حرف زدو من با سنگینی کامل جوابشو میدادم که ما بدرد هم نمیخوریم بعد از اون هفته ای یبار پیام میداد در مورد خواستگارم حرف میزد به بهونه های مختلف که باهام دعوا بگیره دیگه چند ماهی گذشت  خیلی پشیمون که چرا اونکارو کرد خانوادم دست رو من بلند کنن معذرت خواهی چند دیدن بار برای بر گشت به زنگیم که یهو دلم خواست یه فرصت دوباره بدم و دادم خیلی عوض شده بود بهش گفتم بزار به خانوادم بگم در ارتباطیم گفت تا زمانی شرایطشون بجا نیوردم ن ننگو  پنهونی ولی خواهر برادر عروس داماد خودشون خبر داشتن ما باهمیم یه گروه زده بود که باداونام در ارتباط شده بودم ولی خبر نداشتم مادر پدرش خبر ندارن به هر حال دیگه باهم در ارتباط شدیم خیلی تغییر کرده بود خوب شده بود تا که دیدم یروز رفته بود تهران لایو گرفته بود صدا دختر میمد بهش گفتم اینا کین گفت اجیام باهاش دعوا گرفتم و...قرار شد همو از نزدیک ببینیم باهم صحبت کنیم گفت بیا خونه منم طبق معمول با خیال جمع رفتم منو گرفت تو بغل دراز کشید بهم گفت تو که حساس نبودی خودت میگفتی اشکال نداره تو باشگاه با دخترا کار کنیو از این حرفا منم بهش گفتم من گفتم کار کنی نگفتم اجی داشته باشی در ارتباط بشی باهاشون همینو گفتم داستان تغییر یه اتفاقی افتاد که به خواست خودم نبود بعدش خیلی وحشتناک بود برام اون اتفاق که ازش توقع نداشتم ولی بازم باهم خوب بودیم ولی نگفت قید خواهرامو میزنمو اینا من بعد اون اتفاق خیلی گریه کردم ولی قرار بود زمانی به من دست بزنه دیگه به هیچ دختری دست درازی نکنه سر قضیه اون خواهریا دیگه باهم حرف نزدیم که به تفاهمم نرسیدیم گذشت گذشت رفتم کنار حرف زدیم یروز از من خواست که برم کنارش برای یه اتفاق دیگه منم با میل خودم رفتم چون دوست نداشتم به دخترای دیگه دست بزنه بارم رفتارش خوب بود مدتییی گذشت رفتارش یجوری شد بهم توجه نمیکنه پیامش میدم انلاین میشه جواب نمیده بعضی پیامارو زنگش میزنم خو
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 5  بازديد
فیلم ایرانی قدیمی ک دختره از دوست پسرش حامله میشه بعد خودشو پرن میکنه از ساختمون پایین پدرمادرش هم جداشدن
از گروه : فیلم 4  بازديد
من تو هر کاری اصلا اعتماد به نفس ندارم چیکار کنم واسه کار کردن واسه کسب درآمد اصلا اعتماد به نفس ندارم چیکار کنم آقا بگید توروخدا سی سالمونم شده هنوز زن نگرفتیم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 24  بازديد
سلام. من اعتماد به نفس ندارم چیکار کنم واسه کار کردن واسه کسب درآمد اصلا اعتماد به نفس ندارم چیکار کنم سی سالمونم شده هنوز زن نگرفتیم 🙄🙄😥😥😭😭
از گروه : سلامت روحی و جسمی 29  بازديد
سلام. من اعتماد به نفس زیادی ندارم چیکار کنم واسه کار کردن واسه کسب درآمد اصلا اعتماد به نفس ندارم چیکار کنم سی سالمونم شده هنوز زن نگرفتیم 🙄🙄😥😥😭😭
از گروه : سلامت روحی و جسمی 28  بازديد
سلام بر شما استادید ، من چند سال پیش یه فیلمی دیدم هر چی میگردم نمیتونم پیداش کنم،خلاصه اش این بود : یه مردی از یه سیاره دیگ سفینه اش تو زمین سقوط میکنه، زمان خود فیلم برمیگرده خیلی خیلی قدیم شمشیر و سپر داشتن، وقتی سفینه اش سقوط میکنه با خودشون یه جونور مث اژدها بوده و اون آزاد میشه و شروع میکنه به کشتن این یارو هم با یه قبیله که اولش دستگیرش میکنن، سعی میکنن که اون اژدهارو بکشن،یه جاییش هم بود یه تله درست کرده بودن توش ماده آتش زا ریخته بودن اژدها میره توش آتش که میزننش بازم نمیمیره، ممنون میشم کمکم کنید
از گروه : فیلم های سینمایی 48  بازديد
ایا میشه سی پی یو که از نوع ddr4 هست رو روی مادربرد ddr3 گذاشت ؟
از گروه : مشکلات سخت افزار 57  بازديد

فیلم سینمایی آذری که مردی با پدرومادر خود از طریق باج گیری از روی پل زندگی میکرد که با دختر خان روستا ازدواج کرد وبا قهرمان چینی مبارزه کرد
از گروه : فیلم های سینمایی 117  بازديد
سلام شوهر مادرم یه زندایی داره اون خیلی به شوهرم میچسبه وقتی میاد خونه ما میاد بغل ما میخوابه شوهرمم مبگه دون مثل مادرمه بیشتر دعاهامون سر اونا باهاش محبت آمیزه شوهرم باهاش میگه میخنده من میگم اونجوری باهاش گرم نباش باهام دعوا میکنه روش حساسم چیکار کنم موندم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 117  بازديد
سلام.من سهیل هستم و حدودا 15 سال هست که در زمینه آی تی و نویسندگی آی تی فعالیت میکنم.تمایل دارم ساتی جهت دور کاری راه اندازی کنم (با هدف کسب درآمد).چند تا طرح ریختم و با بعضی ها مشورت کردم که نقاط ضعفهای طرح شناسایی شد و من رو به این فکر برد که با شما دوستان مشورت کنم و پاسخ سوالات مهمی رو از شما بپرسم.
شما میدونین سایت فریلنسینگ چی؟هست؟از کجا باهاش آشنا شدید؟
آیا تا بحال از این سایتها استفاده کردید؟نظرتون چی بوده؟
نقاط ضعف سایتهای فریلنسینگ ایرانی چیه؟چرا تمایل ندارید با این سایتها کار کنید؟
دوست دارید سایت فریلنسینگ مورد نظر شما چه چیزی داشته باشه؟
در چه صورت یک سایت فریلنسینگ شما رو جذب میکنه و بهش اعتماد میکنید و دوست دارید باهاش کار کنید؟


خواشمندم به این سوالات پاسخ بدید تک به تک و اینکه نهایتا دیدگاهی اگر دارید ،بعد از پاسخگویی به سوالات فوق بیان کنید.
از گروه : اینترنت و سایت ها 190  بازديد
سلام. من اعتماد به نفس ندارم چیکار کنم واسه کار کردن واسه کسب درآمد اصلا اعتماد به نفس ندارم چیکار کنم سی سالمونم شده هنوز زن نگرفتیم 🙄🙄😥😥😭😭
از گروه : سلامت روحی و جسمی 29  بازديد
سلام من ترامادول مصرف میکنم میخوام با ب2 کنار بزارم آیا روش خوبی هست
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 91  بازديد
بهترین مادربرد بازار چه مادربردی است.ویژگیهای یک مادربرد خوب چیست؟
از گروه : سوالات گوناگون 1127  بازديد
ی فیلمی دیدم اول چکش میزد بعد رفت بجنگه وسطاشم مادرشو با ی دختر بستع بودن ب ی تیر اهن و دوتا سنگ میخاست لهشون کنه بعد این با یکی دیگه امد جلوشو گرفت اخراشم یکی میزنه ب تیر اهن برق اگ کسی میدونه
از گروه : شبکه خانگی 144  بازديد
من دختری 26 ساله هستم که از بچگی مادرم برای من تصمیم گرفته. از خرید کفش و لباس و گرفته تا موارد دیگه خیلی هم از این کارش خوشحال بود ک من خودم برای بپه هام خرید میکنم و اونها بچه های ایرادگیری نیستند. الان که به اصطلاح بزرگ شدم قدرت تصمیم گیری برای هیچ کاری ندارم و حتی برای یک خرید ساده حتما باید مادرم همراهم باشه وگرنه نمیتونیم چیزی انتخاب کنم. اگر هم تنها خرید برم گند میزنم . لطفا راهنمایی کنید من باید چکار کنم؟
از گروه : مشاوره خانواده 357  بازديد
سلام من ترامادول مصرف میکنم میخوام با ب2 کنار بزارم آیا روش خوبی هست
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 91  بازديد
من 3 دوره قرص یاسمین خوردم برای موهای زاید صورتم.ولی حالا بعد از 2 ماه خیلی چاق شدم چیکار کنم
از گروه : درمان دارویی 823  بازديد
فیلم ایرانی قدیمی ک دختره از دوست پسرش حامله میشه بعد خودشو پرن میکنه از ساختمون پایین پدرمادرش هم جداشدن
از گروه : فیلم 4  بازديد
دوستان روزی 45میلی گرم متادون مصرف میکنم. خیلی دوست دارم ترک کنم سوالی که دارم اینه که این مقدارراچطورکم کنم.به محض اینکه ازمقدارش کم میکنم حال واحساسم خراب میشه ودرد فیزیکی میادسراغم نمیدونم چکارکنم اگه کسی تجربه اش را داره کمک کنه ممنون میشم....
از گروه : اعتیاد 664  بازديد
سلام شوهر مادرم یه زندایی داره اون خیلی به شوهرم میچسبه وقتی میاد خونه ما میاد بغل ما میخوابه شوهرمم مبگه دون مثل مادرمه بیشتر دعاهامون سر اونا باهاش محبت آمیزه شوهرم باهاش میگه میخنده من میگم اونجوری باهاش گرم نباش باهام دعوا میکنه روش حساسم چیکار کنم موندم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 117  بازديد
سلام.بنده یک قالب آماده در اخیتار دارم.ماده ای که قصد ریختن درونش رو دارم ماده ایست که بعد از
گذشت چند وقت همچنان نرم باقی بمونه.یعنی وقتی ماده رو توی قالب ریختم و برای مثال عروسک آماده شد ماده نهایی نرم باشه و قابلیت ارتجاعی داشته باشه.به نظر خودم سیلیکون مایع خوبه(اگر نظر شما هم همینه تایید کنید و بگید که از کجا می شه خرید و هزینه اش چطوریه).اگر نظر دیگری هم داشته باشند اساتید بسیار خوشحال می شم بدونم.مرسی
از گروه : دروس رشته شیمی 1505  بازديد
سلام.پسر 26 ساله ای هستم که از دوران کودکی به یکی از دختر خاله هایم که 6 سال از من کوچکتر است علاقه داشته ام.او نیز از بچگی همین حس را به من داشت.به طوری که در مهمانی ها تماما با یکدیگر می چرخیدیم .از دو سال قبل میخواستم به خواستگاری او بروم.اما در این مدت به طور زود گذر علاقه شدیدی به دختر دیگری پیدا می کردم . البته این علاقه بعد از یک هفته از بین می رفت و دوباره علاقه به دختر خاله ام وجودم را فرا می گرفت . به این دلیل دو سال صبر کردم و حالا با مشاور های مختلف صحبت کرده ام اما هر کدام پاسخ های گوناگونی به من می دهند.آیا به خواستگاری دختر خاله ام بروم ؟
از گروه : ازدواج 696  بازديد
سلام من۲۳ سالمه.۴.ماه هست که قرص زیر زبانی ب ۲ مصرف میکنم روزی یک سوم،بخاطر کارم ک سنگینه نمیتونم و وقتشو ندارم ک ترک کنم.ولی تعطیلات عید میخام بخوابم خونه و ترک کنم.میخاستم بدونم کسی هست ک تا حالا ب۲ ترک کرده باشه چند روز خماری داره لطفا راهنمایی کنید میخام از شر این قرص راحت شم😢
از گروه : اعتیاد 266  بازديد
من 3 دوره قرص یاسمین خوردم برای موهای زاید صورتم.ولی حالا بعد از 2 ماه خیلی چاق شدم چیکار کنم
از گروه : درمان دارویی 823  بازديد
اولین پادشاه مادها که بود و مهمترین دستاوردش چه بود؟
از گروه : دانستنی ها 378  بازديد
ایونل مسی بهتر است یا کریستیانو رونالدو؟
از گروه : سوالات گوناگون 1093  بازديد
ببخشید دوستان من از حساب مادرم پول برداشتم بدون اینکه بفهمه بعدا که دید پول از حسابش کم شده من پول رو برگردوندم بدون اینکه بقهمه من پول برداشته بودم ولی مادرم به پدرم گفت که فردا از بانک نمیدونم چی بگیره بابامم رفت که بگیره
حالا سوال من اینه که پدرم اگه از بانک همون چیز عملیاتها رو بگیره میتئنه بفهمه که کارت من بوده؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 1048  بازديد
سلام و خسته نباشید... من مشکل اعتماد بنفس دارم ... خیلی عذاب می کشم همش حس میکنم زشت هستم الان دیگران من را مسخره میکنن درحالی که دیگران میگویند تو زیبا هستی.. دست خودم نیست من یکم اضافه وزن دارم هرکاری میکنم نمیتوانم به وزن ایده آل برسم نمیدونم چیکار کنم خسته شدم واقعا به یک روانشناس احتیاج دارم .. غذا نمی خورم خیلی به شیرینی جات علاقه شدید دارم ... باعث شده ک همش افسرده باشم ناراحت باشم توی خودم باشم و همیشه گرفته ام توی روح و روانم تاثیر گذاشته حس میکنم دیگران مسخرم میکنن خیلی عذاب اوره کاهش میکنم ازتون زود جوابمون بدید ماهش میکنم خانم هستم از آبادان هفده ساله
از گروه : مشکلات سایت سوجا 310  بازديد
میشه متن های قشنگ و رمانتیکی که به ذهنتون می رسه برای نوشتن روی کیک تولد رو بم پیشنهاد بدید ؟
از گروه : جالب 107419  بازديد
سلام
من تقریبا از مادرم متنفرم 27 سال سن دارم و شاغلم. اینقدر که اصلا دووست ندارم برم خونه و ترجیح می دم که اصلا خونه نرم یا فقط برم و بخوابم. چی کار کنم؟
لطفا از این حرفایی که اون مادره باید .... جوابم رو ندین که زیاد شنیدم (این رو دال بر بی ادبی و یا پر رویی من نذارین واقعا خسته شدم)
مرسی
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 29192  بازديد
باسلام و خسته نباشید به طور ناگهانی پوست زیر بغلم شروع به خارش و سوزش کرد و سوخت و پس از انکه سوزش برطرف شد جای زخمش خیلی زبر و خشن و خشک وتیره شده البته از قبل هم تیرگی داشت چه کرم یا پمادی رو پیشنهاد میکنید؟
از گروه : بهداشت پوست 10246  بازديد
من نمیتونم با تلفن صحبت کنم نمیدونم مربوط به اعتماد به نفس یا خجالتی بودن .لطفا کمکم کنید.
از گروه : سلامت روحی و جسمی 4892  بازديد
چرا در کارت عروسی اول اسم خانواده عروس را می نویسند همه خرج را داماد انجام می دهد اونوقه اول اسمه خانواده عروس اوله؟
از گروه : اجتماعی 4696  بازديد
سلام
من دختری 35 ساله هستم با ظاهری زیبا و جذاب..از نظر تحصیلات بالاترین مرتبه (دکتری) و موقعیت اجتماعی را دارم. مدت 6 سال با پسر خاله ام که الان 41ساله است دوست هستم. من بدلیل از دست دادن پدر و مادر رفت و آمدی با خانواده خاله ام نداشتم اما 6 سال قبل بطور اتفاقی پسر خاله ام را در منزل مادر بزرگم دیدم اون ورشکسته شده بود و بسیار از نظر روحی داغون بود.. همون شب اون به من ابراز علاقه کرد و این ابراز کردن همچنان بیشتر میشد طوری که همیشه به من میگفت اگه منو ول کنی من میمیرم.. همیشه بهم التماس میکرد که دوستم داشته باش.. و من اول بخاطر ناراحتی های اون کنارش مونم اما کم کم عاشقش شدم.. از نظر مالی وضع خوبی نداشت و من بدور از چشم همه یعنی خانواده خودم و خودش اون رو حمایت میکردم.. حتی شارژ ایرانسلش رو هم براش میخریدم.. گوشی موبایل و... همه همه با من بود.. سعی میکردم آخر هفته هارو کنار اون و خانوادش باشم و بهشون محبت بی دریغ میکردم.. خودش همیشه میگفت تو دنیا هیچکس مثل تو پیدا نمیشه.. تمام این مدت هر موقع بیرون میرفتیم هزینه ها با من بود.. و منو حتی یک پارک برای تفریح نبرد و علتش را میگفت چون من دست خالیم خجالت میکشم بیام بیرون.. البته ناگفته نماند گاهگاهی برایم هدیه هم میخرید و بهم میگفت اگه پولدار بشم دنیا رو برات میگیرم..
5 سال به این منوال من همه جوره کنار خودش و خانوادش بودم تا اینکه سال گذشته با کمک یکی از دوستانش دفتر دار یک وکیل شد و کمی پول دار شد.. اما بعد از چند ماه از کارش من متوجه اس ام اسهای عاشقانش شدم.. و بعد فهمیدم با یک زن مطلقه که یک دختر 17 ساله داشت دوست شده بود و نسبت به اون زن بسیار متعصب بود در حالیکه نسبت به من هیچ تعصب و تعهدی نشون نمیداد و میگفت چون دوستت دارم نمیخوام محدودت کنم حتی چند بار به من پیشنهاد داد با دوستاش رابطه برقرار کنم.. و بعد گفت میخواستم امتحانت کنم.. بهش گفتم اگه منو دوست داری با اون زن بهم بزن اما اون میگفت من یک مدت باید با این زن به رابطم ادامه بدم تا یک بهانه پیدا کنم و ازش جدا بشم..
بهم گفت که من عاشق تو هستم و نسبت به اون زن احساسی ندارم التماس میکرد کنارم باش و تنهام نذار تا من با اون رابطمو بهم بزنم میگفت من تو این رابطه گیر کردم.. و من باور کردم..
تا عید امسال که من برای عیدیشون رفته بودم و اون زن زنگ زد و بهش گفت من پایین ساختمون منتظرت هستم و پسر خالم کروات و عطر و ادکلن زد و بسیار تیپ زد و رفت به من گفت دنبالم نیا.. اما من باهاش رفتم پایین ساختمون.. دست پسرخالمو گرفتم و اون به شدت دستم انداخت کنار و گفت دست منو نگیر خوشم نمیاد بعد رفت پیش اون زن.. پیش زنه به من گفت حرفاتو بزن و برو.. و بهم توهین کرد.. بعد با اون زن خندون سوار پراید زنه شدن و رفتند.. چند ساعت بعد زنه به من زن زد و گفت تو باهاش 6 سال دوست بودی و من 2 ماه.. گفت رفتارش با تو بقدری توهین آمیز بود که به من برخورد.. البته زنه میخواست با این حرفاش ناراحتی منو بیشتر کنه.. بعد از اون روز من باهایش قهر کردم و جواب تلفن و اس هاشو نمی دادم.. خیلی معذرت خواهی کرد و اظهار پشیمونی میکرد میگفت من اون روز کروات زدم که برم با اون زن دعوا کنم و بهم بزنم اما تو نذاشتی... به خانوادش گفته من به حرف اون زن گوش دادم و ازش فاصله گرفتم.. اما من هربار اس ام اس های عاشقانه ایندو را با هم میدیدم داغون میشدم.. در ضمن تو این مدتی که با اون زن دوست شده هر هفته با هم شمال و پارک های مختلف تهران میرن.. و عکسهای خیلی زیبا از اون زن میگیره و میگه چه اشکال داره دوربین همرام بوده ازش عکس گرفتم.. به من میگه تو خودتو با کی مقایسه میکنی جای تو، تو قلب من محفوظه و اون جای تورو نمیگیره.. الان رابطمو باهاش بهم زدم اما خانوادش تلاش میکنن این رابطه درست بشه.. حتی من بهش گفتم اگه به اون زن بهم بزنی می بخشمت اما اون همچنان به این رابطه اصرار میکنه..
الان نمیدونم چکار کنم .. فقط فکر میکنم اگه واقعا راست میگفت و دوستم داشت اینکارا رو با هام نمیکرد.. اما من همچنان عاشقش هستم..
لطفا راهنمایی کنید ایا همچین آدمی واقعا اینطور که میگه دوستم داره؟ یا ممکن هست در آینده بهتر بشه.. میدونم که دوباره برمیگرده اما آیا واقعا میشه همچین رفتار هایی رو بخشید؟ میتونم منتظرش بمونم تا بهم برگرده؟ راستی اینو بگم از وقتی من ولش کردم مریض شده.. و دکتر گفته نارحتیش عصبیه..
من عاشقانه دوستش دارم اما نمیدونم چیکار کنم.. اگه یک مدت بگذره و اون زن دست از سرش برداره آیا میتونم دوباره بهش اعتماد کنم؟
از گروه : ازدواج 4364  بازديد
تا چه حد میتوان به این طالع بینی های مختلف اعتماد کرد؟ اصلا درست است یا خرافه؟
از گروه : اجتماعی 2832  بازديد
مجسمه فروهر که جدیدا گردنبندشم در اومده. همونی که 1 مردی وایساده و 2 طرفش بال داره. نماد چیه ؟
از گروه : نقد فیلم 2344  بازديد
در محضر پدر و مادر چگونه باشیم
از گروه : زندگی 2275  بازديد
راههای آماده كردن كودكان برای ورود به سال اول دبستان را بنویسید
از گروه : تحصیلات 2112  بازديد
آیا داماد و خیاشنه (خواهر زن) محرم هستند ؟
از گروه : احکام دین 2098  بازديد
همانطور که می دانید اکثر ما از روی تحقیق و سوال مسلمان نشدیم چون در کشور اسلامی متولد شدیم و پدر و مادر مسلمان داشتیم مسلمانیم آیا این گونه دین دار بودن درست است یا باید برویم تحقیق و با علم و اگاهی مسلمان باشیم؟ تکلیف اعمال گذشته چی می شه
از گروه : اجتماعی 2052  بازديد
سلام
من دختری 35 ساله هستم که مدت 6 سال با پسر خاله ام که 43ساله است دوست بودم عاشقش بودم و همه کار برایش کردم اون هم همیشه میگفت دوستم داره و عاشقمه. اون ورشکسته و از نظر خانوادش مطرود بود اما من هم از نظر مالی و معنوی خیلی کمکش کردم چون از نظر اجتماعی و شغلی موقعیت خوبی دارم خیلی بالاتر از اون. اما چند وقتی هست که با یک زن مطلقه که دختری 17 ساله داره آشنا شده و پیامهای عاشقانه رد و بدل میکنه و وقتش رو با اون میگذرونه. من آخر هفته ها همیشه میرفتم خونشون براشون خرید میکردم و به خودش و خانوادش کمک میکردم آشپزی میکردم...
بعد از فهمیدن دوستیشون ازش خواستم اگه دوستم داره بخاطر من رابطش رو با اون زن بهم بزنه.
اما اون همش میگفت من تو دوستی با این زن گیر افتادم کنارم باش تا من یواش یواش باهاش قطع کنم. من الان ازش فاصله گرفتم دائم برام پیام های عاشقانه میده اما هنوز با اون زن رابطه داره.. من خودم خیلی داغون هستم.. بهش اعتماد کامل داشتم ..
الان نمیدونم چکار کنم .. فقط فکر میکنم اگه واقعا راست میگفت و دوستم داشت اینکارا رو با هام نمیکرد. حتی یکبار که اون زن اومده بود دنبالش و من خونشون بودم باهاش رفتم پیش زنه اون دستشو انداخت گردن زنه به من گفت حرفاتو بزن و برو و بعد با زنه خندون سوار پراید زنه شدن و رفتن.. و من موندمو یک کوه درد..
اما بعدا گفت که اون لحظه به فکرش نرسیده که طرف من باشه یا اون زنه و گفت از کارم پشیمون شدم..
لطفا راهنمایی کنید ایا همچین آدمی واقعا اینطور که میگه دوستم داره؟ یا ممکن هست در آینده بهتر بشه.. چون خانوادش تحت فشار گذاشتیش که باید با اون زن بهم بزنی و فقط من بدردش میخورم...
ناراحتم و دلسرد... اما هنوز عاشقش هستم..
از گروه : ازدواج 2031  بازديد
مادر من کمبودای زیادی تو زندگیش داره،پدرم معلوله و مرد خوبی نبوده براش
اما پدربزرگم همیشه پشتمون بوده و حتی دانشگاه و هزینه ازدواج منو تقبل کرده،اما مادر من به قدری منو از بچگی تاالان آزار داده و جدیدا شعارش این شده که من از زندگیم لذت نبردم و من باید به فکر خودم باشم و حتی من فهمیدم که با مردای دیگه هم رابطه داره
اون زندگیمو جهنم کرده الان که من نامزد کردم شوهرم که میاد خونمون حتی مراقب حرف زدنش نیس و من باید انقد هرجوری هس اوضاع رو درست کنم تا شوهرم تصویر بدی ازش پیدا نکنه،قبلا باهاش راجع به کاراش حرف میزدم ولی همیشه مقاومت میکرد و تهشم میگفت من نمیتونم زندگیمو پای بچه هام بذارم
من دیگه ازش گذشتم انتظاریم ندارم ولی نمیتونم رفتاراشو تحمل کنم مثلا وقتی میریم دنبال خرید جهیزیه همش آه میکشه که کاش میتونستم واسه خودم اینارو بخرم اما بقیه مادرا با ذوق واسه دختراشون خرید میکنن
همش خودشو با اینو اون مقایسه میکنه به پدرم مهری نداره خونمون مثه جهنمه و حتی من که میرم خونه شوهرم همش بهونه میگیره و زنگ میزنه که برگرد،شادیو به من حروم کرده افسردم کرده،کاری کرده که مادرشوهرم اینا هم ازش بدشون میاد
فک میکنه من و شوهرم باید در اختیارش باشیم و کمبودای بابامو شوهر من واسش جبران کنه
فقط بهم بگین تا عروسی چه جوری تحملش کنم؟چه جوری بی تفاوت باشم؟
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 1919  بازديد
سلام.بنده یک قالب آماده در اخیتار دارم.ماده ای که قصد ریختن درونش رو دارم ماده ایست که بعد از
گذشت چند وقت همچنان نرم باقی بمونه.یعنی وقتی ماده رو توی قالب ریختم و برای مثال عروسک آماده شد ماده نهایی نرم باشه و قابلیت ارتجاعی داشته باشه.به نظر خودم سیلیکون مایع خوبه(اگر نظر شما هم همینه تایید کنید و بگید که از کجا می شه خرید و هزینه اش چطوریه).اگر نظر دیگری هم داشته باشند اساتید بسیار خوشحال می شم بدونم.مرسی
از گروه : دروس رشته شیمی 1505  بازديد


چند سوال تصادفی

بهترین سایتی که دیده اید و اکثرا از آن استفاده می کنید چیه؟
از گروه : اینترنت و سایت ها 2662  بازدید
آیا اگر از سیم کارت ایرانسل استفاده نشود کاملاً قطع می شود و در صورت قطع شدن آیا هنوز صاحب آن شماره هستی یا خیر؟
از گروه : موبایل 20371  بازدید
استفان هاوکینگ کیست؟ + فعالیت هایش؟
از گروه : دبیرستان 2502  بازدید
سلام کاردانی پیوسته نرم افزار دارم می تونم برای کارشناسی تغییر رشته بدم معماری بخونم ؟
از گروه : دروس رشته شیمی 1369  بازدید
باسلام
خانمي21ساله هستم كه 1سال و نيم از زمان ازدواجم ميگذرد.من از همسرم بسيار راضی هستم اومهربان و خانواده دوست است وبيش از اندازه مرادوست دارد. مشكل من به زندگی شخصی گذشته ام برمیگردد.قبل ازآشنايی با او چندین رابطه دوستی باجنس مخالف داشتم..درصورتیکه مطمئن هستم همسرم چنين رابطه اي درگذشته نداشته؛شايان ب ذكراست که از زمانی كه به عقد او درآمدم گذشته ی سياه و ننگينم رادور ريختم و به پاس اين هديه خدا به او وفادارماندم.هرباركه به صورت همسرم نگاه ميكنم گذشته نکبت بارم تداعی ميشود.ارامش ندارم.هميشه مخفيانه گريه ميکنم مرتب ارزوی مرگ دارم؛گاهی به سرم ميزندخودكشی كنم؛عذاب وجدان دارد مرا از پا درمی اورد؛چه كنم؟کمکم كني
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 1279  بازدید
با سلام
4 سال پیش با دختر عموم که 3 سال از خودم کوچکتره ازدواج کردم . خانواده جفتمون اراک هستن . من بخاطر کار 8 سال پیش به اصفهان امدم .بعد ازدواج خانمم هم یه کار در اصفهان پیدا کرد. از فردای روز ازدواج اختلاف های ما باهم شروع شد و خانم بنده از هرچیزی شکایت میکرد.از وضعیت مادی .از کارش .از بیخیالی من.از بی توجهی من.مشکلات وقتی به اراک میرفتیم بیشتر میشد .چیزی که من حس میکردم این بود که کاملا قصد قطع رابطه با خانواده من رو داره.چون هر وقت بحث خانواده من میشد یا مهمونمون میکردن یا مهمون میشدن خانم شدیدا به هم میریخت و هر وقت دلیل رو ازش میپرسیدم یه بهونه هایی که چندان منطقی نبود یا برای من اثبات شده نبود.مثلا اینکه به من میگفت که مادر بنده بحث جهیزیه دختر فلانی و مطرح کرده،پس قصد کوچک کردن من رو داره یا اینکه خواهر بنده به ایشون گفته خوش به حال کسایی که خارج خونه کار دارن دیگه کار خونه نمیکنن.با توجه به اینکه من ایشون رو از خانوادش جدا کردم و فاصله نسبتا زیادی که بوجود امده همیشه تو بحثامون من کوتاه اومدم به خاطر دلسوزی یا عذاب وجدان...ولی خیلی وقتها حرف طلاق رو پیش میکشه .خیلی ناراضیه پرتوقع و شاکی .همه بدیهای من رو(که البته من هیچوقت متقاعد نشدم که بدی کردم) با جزییات کامل از روز اول رو برام بازگو میکنه . ناراحتیش از من به خاطر اینه که چرا من روبروی خانوادم به خاطر گناهشون(شایدم گناه ناکردشون) نمی ایستم. البته من یه جاهایی تقصیر کارهستم که برمیگرده به خصوصیت های اخلاقی من ،کم حرفی،درون گرایی،شهودی ،منطقی همه خصیصه های هستند که از نظر خام بنده عیب هستند.اینکه آدمی هستم که در زمان حال زندگی میکنم ایشون رو خیلی عذاب میده . من در حال حاضر 32 سالمه فرزند وسط و ایشون فرزند اخر هستن
از گروه : ازدواج 746  بازدید
لطفا نظرتون رو در مورد اینکه چرا ما ایرانیا علاقه ای به کتاب نداریم بگید؟   لطفا نظرتون رو در مورد اینکه چرا ما ایرانیا علاقه ای به کتاب نداریم بگید؟ لطفا نظرتون رو در مورد اینکه چرا ما ایرانیا علاقه ای به کتاب نداریم بگید؟
از گروه : سوالات گوناگون 1078  بازدید
سلام.چه جوری کتاب های گوگل بوک را انلاین باز کنم و بخونم ؟!
از گروه : اینترنت و سایت ها 640  بازدید
با سلام
در برنامه نویسی asp.net برای گذاشتن عکس در سایت در نمای disine نشان میدهد ولی در اجرا نشان داده نمیشود وشکسته نمیشود
از گروه : برنامه نویسی وب 179  بازدید
آیا داماد و خیاشنه (خواهر زن) محرم هستند ؟
از گروه : احکام دین 2098  بازدید
سلام موب سونی ای دارم برنامه ها لاین و وایبر و واتس رو ریختم اولش خوب بود اما الان هیچ فایلیو دانلود نمیکنند فقط ارسال میکنه عکس یا موسقی و اطلاعات و باید چیکار کنم . ممنون میشم اگه کمک کنید
از گروه : مشکلات موبایل 1689  بازدید
نظر اسلام و علما درباره طالع بینی چیست؟
از گروه : سوالات گوناگون 1314  بازدید
با درود خدمت خوانندگان گرامی
از یک روزی به بعد لپتاپم دی وی دی 9 را پخش نمیکند!
اما سی دی های دیگر را نمیتواند
مشکل از سی دی نیست
اگر راه حل یا نظری دارید لطفا بنویسید
از گروه : مشکلات سخت افزار 1276  بازدید
سلام/من خط ایرانسل دارم/الان چند روزه اینترنت گوشیم قطعه و نمیتونم از برنامه واتس آپ استفاده کنم/خواهشا راهنمائی کنید.ممنون
از گروه : ایرانسل 1526  بازدید
چطور می تونیم وجود خداوند رو اثبات کنیم؟
از گروه : مذهب 1969  بازدید



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات