سوالات با برچسب شوهرم


10

سوال


27

جواب

سلام با عرض خسته نباشید و آرزوی قبولی طاعات می خواستم اگر امکان داره بنده رو راهنمایی کنید ممنون مشکل من اینه که هر وقت می خوام با شوهرم صحبت کنم شدیدا احساس خجالت و شرم و حیا بهم دست میده و یه بعض سنگینی در گلو ایجاد میشه که نمیتونم حتی یک کلمه بگم و تمام لب و دهنم خشک میشه و قلبم به تپش شدید میفته البته ما هنوز در دوران نامزدی هستیم و می خواستم اگر امکان داره یه راه حلی بهم نشون بدید چون من اگر نتونم حرفمو بزنم یا چیزی بپرسم و بخوام واقعا با این وجود نمیتونم شناخت بیشتری از همسرم پیدا کنم و دائم خودم رو به این خاطر سرزنش میکنم البته نه این که بگم رفتار همسرم باعث میشه نه ایشون خیلی متین و خیلی با خنده رویی سعی میکنه بهم آرامش بده تا من حرفمو بزنم ولی نمیتونم بغضم رو بخورم و حرفمو بزنم و شدیدا دچار مشکل هستم البته همه اینها هم همه از خجالت نیست بلکه فکر میکنم شاید دلیل دیگه ای هم داشته باشه که نمیدونم یا شاید هم طبیعیه و من خیلی حساسم لطفا راهنمایی کنید ممنون
از گروه : خجالت 1083  بازديد
مادر من کمبودای زیادی تو زندگیش داره،پدرم معلوله و مرد خوبی نبوده براش
اما پدربزرگم همیشه پشتمون بوده و حتی دانشگاه و هزینه ازدواج منو تقبل کرده،اما مادر من به قدری منو از بچگی تاالان آزار داده و جدیدا شعارش این شده که من از زندگیم لذت نبردم و من باید به فکر خودم باشم و حتی من فهمیدم که با مردای دیگه هم رابطه داره
اون زندگیمو جهنم کرده الان که من نامزد کردم شوهرم که میاد خونمون حتی مراقب حرف زدنش نیس و من باید انقد هرجوری هس اوضاع رو درست کنم تا شوهرم تصویر بدی ازش پیدا نکنه،قبلا باهاش راجع به کاراش حرف میزدم ولی همیشه مقاومت میکرد و تهشم میگفت من نمیتونم زندگیمو پای بچه هام بذارم
من دیگه ازش گذشتم انتظاریم ندارم ولی نمیتونم رفتاراشو تحمل کنم مثلا وقتی میریم دنبال خرید جهیزیه همش آه میکشه که کاش میتونستم واسه خودم اینارو بخرم اما بقیه مادرا با ذوق واسه دختراشون خرید میکنن
همش خودشو با اینو اون مقایسه میکنه به پدرم مهری نداره خونمون مثه جهنمه و حتی من که میرم خونه شوهرم همش بهونه میگیره و زنگ میزنه که برگرد،شادیو به من حروم کرده افسردم کرده،کاری کرده که مادرشوهرم اینا هم ازش بدشون میاد
فک میکنه من و شوهرم باید در اختیارش باشیم و کمبودای بابامو شوهر من واسش جبران کنه
فقط بهم بگین تا عروسی چه جوری تحملش کنم؟چه جوری بی تفاوت باشم؟
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 1872  بازديد
سلام 3 فرزند دارم دختربزرگم ازدواج کرده دختر دوم وپسر سومم دانشجو هستند شوهرم هم 4سال پیش فوت کرده مشکل خاصی نداشتیم تا اینکه به تازگی متوجه رفتارهای مشکوکی از طرف پسر 22ساله ام شدم اینکه 5ماه پیش شبها دیربه خونه میامد میگفت پیش دوستامم دوستاش رو هم میشناختم خیلی مرا دوست دارد و به من قول داده که قدر من که مادرش هستم را میداند و به دنبال هیچ خلافی نیست وتنها نگرانیش بیکاری است که مثل خوره به جونش افتاده اما اکنون مدت 3ماه است که پیامهای مشکوک داره و شبها اصلا خونه نمیاد و جواب در ست هم نمیده که کجاست با کنجکاوی که کردم فهمیدم زنی 26ساله با یک بچه از اقوام شوهرم که از همسرش جداشده و به گونه ای که با من اظهار دوستی هم دارد مخفیانه با پسرم ارتباط تلفنی دارد البته شک داشتم تا اینکه مطمئن شدم طی دشمنی که اقوام شوهرم با من دارند در فکر منحرف کردن پسرم هستند پسرم نمیداند که من قضیه را فهمیدم و تازه بگم هم از من مخفی میکند و احتمال بدتر شدنش هست خواهش میکنم مرا راهنمایی کنید چه کار کنم که فکر این زن را از سرش بیرون کند برم مخفیانه به زنه بگم یا سر و صدا کنم  یاا صلا از شهر بروم می دونم هر جا برم این زن دنبال ما میاد او به دنبال ابرو ریزی خانوادگی ماست و پسرم هم باور نمیکه و گول ظاهر را خورده است لطفا هر چه سریعتر جواب مرا بدهید چه کار کنم ؟ ممنون
از گروه : جوانان و ارتباطات 1015  بازديد
پربازدید ترین های این برچسب
مادر من کمبودای زیادی تو زندگیش داره،پدرم معلوله و مرد خوبی نبوده براش
اما پدربزرگم همیشه پشتمون بوده و حتی دانشگاه و هزینه ازدواج منو تقبل کرده،اما مادر من به قدری منو از بچگی تاالان آزار داده و جدیدا شعارش این شده که من از زندگیم لذت نبردم و من باید به فکر خودم باشم و حتی من فهمیدم که با مردای دیگه هم رابطه داره
اون زندگیمو جهنم کرده الان که من نامزد کردم شوهرم که میاد خونمون حتی مراقب حرف زدنش نیس و من باید انقد هرجوری هس اوضاع رو درست کنم تا شوهرم تصویر بدی ازش پیدا نکنه،قبلا باهاش راجع به کاراش حرف میزدم ولی همیشه مقاومت میکرد و تهشم میگفت من نمیتونم زندگیمو پای بچه هام بذارم
من دیگه ازش گذشتم انتظاریم ندارم ولی نمیتونم رفتاراشو تحمل کنم مثلا وقتی میریم دنبال خرید جهیزیه همش آه میکشه که کاش میتونستم واسه خودم اینارو بخرم اما بقیه مادرا با ذوق واسه دختراشون خرید میکنن
همش خودشو با اینو اون مقایسه میکنه به پدرم مهری نداره خونمون مثه جهنمه و حتی من که میرم خونه شوهرم همش بهونه میگیره و زنگ میزنه که برگرد،شادیو به من حروم کرده افسردم کرده،کاری کرده که مادرشوهرم اینا هم ازش بدشون میاد
فک میکنه من و شوهرم باید در اختیارش باشیم و کمبودای بابامو شوهر من واسش جبران کنه
فقط بهم بگین تا عروسی چه جوری تحملش کنم؟چه جوری بی تفاوت باشم؟
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 1872  بازديد
سلام

32 ساله هستم و 1 فرزند دختر 8 ساله دارم. شوهرم چند وقته که خیلی عذابم میده و مدام میگه اجازه بده برم یک زن دیگه بگیرم. یا مثلا میگه من میخوام برم با زنهای دیگه .اینم بگم که توی 1 هفته ایجوری شده و قبلا مشکل خاصی نداشتیم و همه چیز روال عادی رو داشت

چیزی که برام خیلی عجیب هست اینه که شوهرم حاظر نبود چیزی به نام من کنه الان میگه حاضر هست 3 دانگ از داراییش رو به نام من بزنه ولی من اجازه بدم اون یک زن دیگه بگیره

شوهرم که خیلی ساده بود به حدی وقیح شده که اومده به من میگه من از فلان زن مطلقه خوشم اومده و به من احساس ارامش میده .حتی میگه من نه به تو و نه به دخترت هیچ احساسی ندارم ولی اون و بچش به من ارامش میدن

شوهرم فیلم های ماهواره ای ناجور و سایت های غیر اخلاقی رو زیاد نگاه میکنه و من احساس میکنم اینها بی تاثیر نیستند. حتی موقع نگاه کردن این سایت ها یا فیلم ها به من اجازه نمیده کنارش باشم و میگه مثلا برو تو اتاق . من حتی دیروز بهش اعتراض کردم ولی بهم میگه من که اسیرت نیستم خیلی گیر بدی میرم یک خونه اجاره میکنم برای خودم ! که من بهش گفتم این چه کارهایی هست میکنی خوشت میاد من برم توی این سایتها میگه برو مشکلی نداره اروپایی فکر کن !!

روی من تعصب خاصی نداره و بهم میگه باید مانتو خیلی کوتاه بپوشی . موهاتو بیرون بریزی و .... که من خودم هم راضی نیستم اما تا حدودی به حرفش گوش کردم

دیروز اومد خونه بهم میگه من میخوام برم مسافرت خارج و رفته توی سایتهای خارجی هزینه زن های اجاره ای رو درمیاره !

کلا زندگیم عذاب اور شده و اصلا نمیدونم چکار کنم. ممنون میشم راهنماییم کنید

اینم اضافه کنم شوهرم کارمند بانک هست و وضع مالی خوبی داریم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 1302  بازديد
سلام با عرض خسته نباشید و آرزوی قبولی طاعات می خواستم اگر امکان داره بنده رو راهنمایی کنید ممنون مشکل من اینه که هر وقت می خوام با شوهرم صحبت کنم شدیدا احساس خجالت و شرم و حیا بهم دست میده و یه بعض سنگینی در گلو ایجاد میشه که نمیتونم حتی یک کلمه بگم و تمام لب و دهنم خشک میشه و قلبم به تپش شدید میفته البته ما هنوز در دوران نامزدی هستیم و می خواستم اگر امکان داره یه راه حلی بهم نشون بدید چون من اگر نتونم حرفمو بزنم یا چیزی بپرسم و بخوام واقعا با این وجود نمیتونم شناخت بیشتری از همسرم پیدا کنم و دائم خودم رو به این خاطر سرزنش میکنم البته نه این که بگم رفتار همسرم باعث میشه نه ایشون خیلی متین و خیلی با خنده رویی سعی میکنه بهم آرامش بده تا من حرفمو بزنم ولی نمیتونم بغضم رو بخورم و حرفمو بزنم و شدیدا دچار مشکل هستم البته همه اینها هم همه از خجالت نیست بلکه فکر میکنم شاید دلیل دیگه ای هم داشته باشه که نمیدونم یا شاید هم طبیعیه و من خیلی حساسم لطفا راهنمایی کنید ممنون
از گروه : خجالت 1083  بازديد
آخرین جواب ها با این برچسب
مادر منم همینطوریه همش ازش فاصله می گیرم راحت شدم از دستش
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی زمان : 27 آذر ماه 1395 ساعت: 6:28:8  
عزیز مطمئن باش فردا یه همچین مادری حتی ابایی نمی کنه که با شوهر تو هم رابطه داشته باشه . حتما ازش فاصله بگیر . این دفعه که زنگ زد کجا رفتی همونجا باهاش بحث کن و قهر کن و به شوهرت هم بگو که چیزی نیست و فقط با مادرت قهر کردی . به فکر خودت و شوهرت باش و بدون اینکه اجازه بدین مادرت کنارتون باشه خودتون برید به گردش و تفریحاتتون برسید .
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی زمان : 19 آبان ماه 1395 ساعت: 3:29:51  
عزیزم شوهرت داغ کرده و فردا پس فردا حتی بهت پیشنهاد میده که با یک زن دیگه ... هم داشته باشین . ولی الان بهترین فرصته برای تو که عاقلانه عمل کنی و اول بگی شش دانگ خونه رو به اسمم کن و یا چیزهای مالی بیشتری به نسبت توانش ازش بگیری . اون با این داغ کردن حتما خیانتشو می کنه پس فعلا نقدا یه خونه بزن به اسم خودت . درضمن حتما بدون احتمال ختم شدن ازدواجتون به طلاق زیاده . پس هم خودت رو برای مقابله با طلاق اماده کن و تا جایی که میتونی چپتو پر کن فعلا . حتما هم دست از مشاوره و همفکری گرفتن از دیگران (مخصوصا) تو همین سایت برندار . تو این شرایط تنها باشی و تنها فکر کنی خیلی سختی می کشی . اگر هم بخوای ادبش کنی برو با پدر زن و مادر زنت راجع به همین مشکلاتی که پسرشون داره صحبت کن تا یکم آبروش بره و خجالت بکشه . ولی من شخصا این کار رو فعلا پیشنهاد نمیدم چون از تو متنفر میشه و دیگه حرفاشم بهت نمیزنه و خونه ای هم به اسمت نمیشه و اونم بیرون از خونه بدون اطلاع تو به ... هاش می پردازه . خدا پشت و پنهات باشه که انقد قوی هستی .
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی زمان : 19 آبان ماه 1395 ساعت: 3:4:51  
پربازدید ترین ها

سوال و جواب ها با برچسب شوهرم


صفحه « شوهرم » در ویکیپدیا


شوهرم ب۲ میخوره.تازه فهمیدن
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 5  بازديد
شوهرم را خیلی دوسش دارم ولی ایشون در کمال دوست داشتن فوق العاده عصبیه و خودخواه تا اینکه دوشب قبل عروسیم همه چیا گفته کات
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 47  بازديد
سوالم درمورد دوست پسرمه چون قراره به تازگیا نشون بشم ماهردوتامونم رابطه جنسی داشتیم من ازشوهرم جدا شدم یه دخترپنج ساله دارم اونم نامزدش جداشده میخواستم بدونم این رابطمون به ازدواج میکشه یانه
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 44  بازديد
سلام شوهرم به تازگی قرص ب۲ مصرف میکنه میخوام عوارضشو بدونم
از گروه : اعتیاد 76  بازديد
چطوری باز توضیح بدم شوهرم رفتاش بامن مثل بچه هاس احساس میکنم رفتارش با بقیه اینطوری نیست
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 93  بازديد
سلام شوهر مادرم یه زندایی داره اون خیلی به شوهرم میچسبه وقتی میاد خونه ما میاد بغل ما میخوابه شوهرمم مبگه دون مثل مادرمه بیشتر دعاهامون سر اونا باهاش محبت آمیزه شوهرم باهاش میگه میخنده من میگم اونجوری باهاش گرم نباش باهام دعوا میکنه روش حساسم چیکار کنم موندم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 96  بازديد

چطوری باز توضیح بدم شوهرم رفتاش بامن مثل بچه هاس احساس میکنم رفتارش با بقیه اینطوری نیست
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 93  بازديد
شوهرم ب۲ میخوره.تازه فهمیدن
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 5  بازديد
سلام شوهرم به تازگی قرص ب۲ مصرف میکنه میخوام عوارضشو بدونم
از گروه : اعتیاد 76  بازديد
شوهرم را خیلی دوسش دارم ولی ایشون در کمال دوست داشتن فوق العاده عصبیه و خودخواه تا اینکه دوشب قبل عروسیم همه چیا گفته کات
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 47  بازديد
سوالم درمورد دوست پسرمه چون قراره به تازگیا نشون بشم ماهردوتامونم رابطه جنسی داشتیم من ازشوهرم جدا شدم یه دخترپنج ساله دارم اونم نامزدش جداشده میخواستم بدونم این رابطمون به ازدواج میکشه یانه
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 44  بازديد
سلام شوهر مادرم یه زندایی داره اون خیلی به شوهرم میچسبه وقتی میاد خونه ما میاد بغل ما میخوابه شوهرمم مبگه دون مثل مادرمه بیشتر دعاهامون سر اونا باهاش محبت آمیزه شوهرم باهاش میگه میخنده من میگم اونجوری باهاش گرم نباش باهام دعوا میکنه روش حساسم چیکار کنم موندم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 96  بازديد
شوهرم را خیلی دوسش دارم ولی ایشون در کمال دوست داشتن فوق العاده عصبیه و خودخواه تا اینکه دوشب قبل عروسیم همه چیا گفته کات
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 47  بازديد
سوالم درمورد دوست پسرمه چون قراره به تازگیا نشون بشم ماهردوتامونم رابطه جنسی داشتیم من ازشوهرم جدا شدم یه دخترپنج ساله دارم اونم نامزدش جداشده میخواستم بدونم این رابطمون به ازدواج میکشه یانه
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 44  بازديد
سلام شوهر مادرم یه زندایی داره اون خیلی به شوهرم میچسبه وقتی میاد خونه ما میاد بغل ما میخوابه شوهرمم مبگه دون مثل مادرمه بیشتر دعاهامون سر اونا باهاش محبت آمیزه شوهرم باهاش میگه میخنده من میگم اونجوری باهاش گرم نباش باهام دعوا میکنه روش حساسم چیکار کنم موندم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 96  بازديد
سلام شوهرم به تازگی قرص ب۲ مصرف میکنه میخوام عوارضشو بدونم
از گروه : اعتیاد 76  بازديد
شوهرم ب۲ میخوره.تازه فهمیدن
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 5  بازديد
چطوری باز توضیح بدم شوهرم رفتاش بامن مثل بچه هاس احساس میکنم رفتارش با بقیه اینطوری نیست
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 93  بازديد
شوهرم را خیلی دوسش دارم ولی ایشون در کمال دوست داشتن فوق العاده عصبیه و خودخواه تا اینکه دوشب قبل عروسیم همه چیا گفته کات
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 47  بازديد
چطوری باز توضیح بدم شوهرم رفتاش بامن مثل بچه هاس احساس میکنم رفتارش با بقیه اینطوری نیست
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 93  بازديد
سلام

32 ساله هستم و 1 فرزند دختر 8 ساله دارم. شوهرم چند وقته که خیلی عذابم میده و مدام میگه اجازه بده برم یک زن دیگه بگیرم. یا مثلا میگه من میخوام برم با زنهای دیگه .اینم بگم که توی 1 هفته ایجوری شده و قبلا مشکل خاصی نداشتیم و همه چیز روال عادی رو داشت

چیزی که برام خیلی عجیب هست اینه که شوهرم حاظر نبود چیزی به نام من کنه الان میگه حاضر هست 3 دانگ از داراییش رو به نام من بزنه ولی من اجازه بدم اون یک زن دیگه بگیره

شوهرم که خیلی ساده بود به حدی وقیح شده که اومده به من میگه من از فلان زن مطلقه خوشم اومده و به من احساس ارامش میده .حتی میگه من نه به تو و نه به دخترت هیچ احساسی ندارم ولی اون و بچش به من ارامش میدن

شوهرم فیلم های ماهواره ای ناجور و سایت های غیر اخلاقی رو زیاد نگاه میکنه و من احساس میکنم اینها بی تاثیر نیستند. حتی موقع نگاه کردن این سایت ها یا فیلم ها به من اجازه نمیده کنارش باشم و میگه مثلا برو تو اتاق . من حتی دیروز بهش اعتراض کردم ولی بهم میگه من که اسیرت نیستم خیلی گیر بدی میرم یک خونه اجاره میکنم برای خودم ! که من بهش گفتم این چه کارهایی هست میکنی خوشت میاد من برم توی این سایتها میگه برو مشکلی نداره اروپایی فکر کن !!

روی من تعصب خاصی نداره و بهم میگه باید مانتو خیلی کوتاه بپوشی . موهاتو بیرون بریزی و .... که من خودم هم راضی نیستم اما تا حدودی به حرفش گوش کردم

دیروز اومد خونه بهم میگه من میخوام برم مسافرت خارج و رفته توی سایتهای خارجی هزینه زن های اجاره ای رو درمیاره !

کلا زندگیم عذاب اور شده و اصلا نمیدونم چکار کنم. ممنون میشم راهنماییم کنید

اینم اضافه کنم شوهرم کارمند بانک هست و وضع مالی خوبی داریم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 1302  بازديد
سوالم درمورد دوست پسرمه چون قراره به تازگیا نشون بشم ماهردوتامونم رابطه جنسی داشتیم من ازشوهرم جدا شدم یه دخترپنج ساله دارم اونم نامزدش جداشده میخواستم بدونم این رابطمون به ازدواج میکشه یانه
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 44  بازديد
سلام 3 فرزند دارم دختربزرگم ازدواج کرده دختر دوم وپسر سومم دانشجو هستند شوهرم هم 4سال پیش فوت کرده مشکل خاصی نداشتیم تا اینکه به تازگی متوجه رفتارهای مشکوکی از طرف پسر 22ساله ام شدم اینکه 5ماه پیش شبها دیربه خونه میامد میگفت پیش دوستامم دوستاش رو هم میشناختم خیلی مرا دوست دارد و به من قول داده که قدر من که مادرش هستم را میداند و به دنبال هیچ خلافی نیست وتنها نگرانیش بیکاری است که مثل خوره به جونش افتاده اما اکنون مدت 3ماه است که پیامهای مشکوک داره و شبها اصلا خونه نمیاد و جواب در ست هم نمیده که کجاست با کنجکاوی که کردم فهمیدم زنی 26ساله با یک بچه از اقوام شوهرم که از همسرش جداشده و به گونه ای که با من اظهار دوستی هم دارد مخفیانه با پسرم ارتباط تلفنی دارد البته شک داشتم تا اینکه مطمئن شدم طی دشمنی که اقوام شوهرم با من دارند در فکر منحرف کردن پسرم هستند پسرم نمیداند که من قضیه را فهمیدم و تازه بگم هم از من مخفی میکند و احتمال بدتر شدنش هست خواهش میکنم مرا راهنمایی کنید چه کار کنم که فکر این زن را از سرش بیرون کند برم مخفیانه به زنه بگم یا سر و صدا کنم  یاا صلا از شهر بروم می دونم هر جا برم این زن دنبال ما میاد او به دنبال ابرو ریزی خانوادگی ماست و پسرم هم باور نمیکه و گول ظاهر را خورده است لطفا هر چه سریعتر جواب مرا بدهید چه کار کنم ؟ ممنون
از گروه : جوانان و ارتباطات 1015  بازديد
شوهرم ب۲ میخوره.تازه فهمیدن
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 5  بازديد
سلام شوهرم به تازگی قرص ب۲ مصرف میکنه میخوام عوارضشو بدونم
از گروه : اعتیاد 76  بازديد
مادر من کمبودای زیادی تو زندگیش داره،پدرم معلوله و مرد خوبی نبوده براش
اما پدربزرگم همیشه پشتمون بوده و حتی دانشگاه و هزینه ازدواج منو تقبل کرده،اما مادر من به قدری منو از بچگی تاالان آزار داده و جدیدا شعارش این شده که من از زندگیم لذت نبردم و من باید به فکر خودم باشم و حتی من فهمیدم که با مردای دیگه هم رابطه داره
اون زندگیمو جهنم کرده الان که من نامزد کردم شوهرم که میاد خونمون حتی مراقب حرف زدنش نیس و من باید انقد هرجوری هس اوضاع رو درست کنم تا شوهرم تصویر بدی ازش پیدا نکنه،قبلا باهاش راجع به کاراش حرف میزدم ولی همیشه مقاومت میکرد و تهشم میگفت من نمیتونم زندگیمو پای بچه هام بذارم
من دیگه ازش گذشتم انتظاریم ندارم ولی نمیتونم رفتاراشو تحمل کنم مثلا وقتی میریم دنبال خرید جهیزیه همش آه میکشه که کاش میتونستم واسه خودم اینارو بخرم اما بقیه مادرا با ذوق واسه دختراشون خرید میکنن
همش خودشو با اینو اون مقایسه میکنه به پدرم مهری نداره خونمون مثه جهنمه و حتی من که میرم خونه شوهرم همش بهونه میگیره و زنگ میزنه که برگرد،شادیو به من حروم کرده افسردم کرده،کاری کرده که مادرشوهرم اینا هم ازش بدشون میاد
فک میکنه من و شوهرم باید در اختیارش باشیم و کمبودای بابامو شوهر من واسش جبران کنه
فقط بهم بگین تا عروسی چه جوری تحملش کنم؟چه جوری بی تفاوت باشم؟
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 1872  بازديد
سلام

32 ساله هستم و 1 فرزند دختر 8 ساله دارم. شوهرم چند وقته که خیلی عذابم میده و مدام میگه اجازه بده برم یک زن دیگه بگیرم. یا مثلا میگه من میخوام برم با زنهای دیگه .اینم بگم که توی 1 هفته ایجوری شده و قبلا مشکل خاصی نداشتیم و همه چیز روال عادی رو داشت

چیزی که برام خیلی عجیب هست اینه که شوهرم حاظر نبود چیزی به نام من کنه الان میگه حاضر هست 3 دانگ از داراییش رو به نام من بزنه ولی من اجازه بدم اون یک زن دیگه بگیره

شوهرم که خیلی ساده بود به حدی وقیح شده که اومده به من میگه من از فلان زن مطلقه خوشم اومده و به من احساس ارامش میده .حتی میگه من نه به تو و نه به دخترت هیچ احساسی ندارم ولی اون و بچش به من ارامش میدن

شوهرم فیلم های ماهواره ای ناجور و سایت های غیر اخلاقی رو زیاد نگاه میکنه و من احساس میکنم اینها بی تاثیر نیستند. حتی موقع نگاه کردن این سایت ها یا فیلم ها به من اجازه نمیده کنارش باشم و میگه مثلا برو تو اتاق . من حتی دیروز بهش اعتراض کردم ولی بهم میگه من که اسیرت نیستم خیلی گیر بدی میرم یک خونه اجاره میکنم برای خودم ! که من بهش گفتم این چه کارهایی هست میکنی خوشت میاد من برم توی این سایتها میگه برو مشکلی نداره اروپایی فکر کن !!

روی من تعصب خاصی نداره و بهم میگه باید مانتو خیلی کوتاه بپوشی . موهاتو بیرون بریزی و .... که من خودم هم راضی نیستم اما تا حدودی به حرفش گوش کردم

دیروز اومد خونه بهم میگه من میخوام برم مسافرت خارج و رفته توی سایتهای خارجی هزینه زن های اجاره ای رو درمیاره !

کلا زندگیم عذاب اور شده و اصلا نمیدونم چکار کنم. ممنون میشم راهنماییم کنید

اینم اضافه کنم شوهرم کارمند بانک هست و وضع مالی خوبی داریم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 1302  بازديد
سلام با عرض خسته نباشید و آرزوی قبولی طاعات می خواستم اگر امکان داره بنده رو راهنمایی کنید ممنون مشکل من اینه که هر وقت می خوام با شوهرم صحبت کنم شدیدا احساس خجالت و شرم و حیا بهم دست میده و یه بعض سنگینی در گلو ایجاد میشه که نمیتونم حتی یک کلمه بگم و تمام لب و دهنم خشک میشه و قلبم به تپش شدید میفته البته ما هنوز در دوران نامزدی هستیم و می خواستم اگر امکان داره یه راه حلی بهم نشون بدید چون من اگر نتونم حرفمو بزنم یا چیزی بپرسم و بخوام واقعا با این وجود نمیتونم شناخت بیشتری از همسرم پیدا کنم و دائم خودم رو به این خاطر سرزنش میکنم البته نه این که بگم رفتار همسرم باعث میشه نه ایشون خیلی متین و خیلی با خنده رویی سعی میکنه بهم آرامش بده تا من حرفمو بزنم ولی نمیتونم بغضم رو بخورم و حرفمو بزنم و شدیدا دچار مشکل هستم البته همه اینها هم همه از خجالت نیست بلکه فکر میکنم شاید دلیل دیگه ای هم داشته باشه که نمیدونم یا شاید هم طبیعیه و من خیلی حساسم لطفا راهنمایی کنید ممنون
از گروه : خجالت 1083  بازديد
سلام 3 فرزند دارم دختربزرگم ازدواج کرده دختر دوم وپسر سومم دانشجو هستند شوهرم هم 4سال پیش فوت کرده مشکل خاصی نداشتیم تا اینکه به تازگی متوجه رفتارهای مشکوکی از طرف پسر 22ساله ام شدم اینکه 5ماه پیش شبها دیربه خونه میامد میگفت پیش دوستامم دوستاش رو هم میشناختم خیلی مرا دوست دارد و به من قول داده که قدر من که مادرش هستم را میداند و به دنبال هیچ خلافی نیست وتنها نگرانیش بیکاری است که مثل خوره به جونش افتاده اما اکنون مدت 3ماه است که پیامهای مشکوک داره و شبها اصلا خونه نمیاد و جواب در ست هم نمیده که کجاست با کنجکاوی که کردم فهمیدم زنی 26ساله با یک بچه از اقوام شوهرم که از همسرش جداشده و به گونه ای که با من اظهار دوستی هم دارد مخفیانه با پسرم ارتباط تلفنی دارد البته شک داشتم تا اینکه مطمئن شدم طی دشمنی که اقوام شوهرم با من دارند در فکر منحرف کردن پسرم هستند پسرم نمیداند که من قضیه را فهمیدم و تازه بگم هم از من مخفی میکند و احتمال بدتر شدنش هست خواهش میکنم مرا راهنمایی کنید چه کار کنم که فکر این زن را از سرش بیرون کند برم مخفیانه به زنه بگم یا سر و صدا کنم  یاا صلا از شهر بروم می دونم هر جا برم این زن دنبال ما میاد او به دنبال ابرو ریزی خانوادگی ماست و پسرم هم باور نمیکه و گول ظاهر را خورده است لطفا هر چه سریعتر جواب مرا بدهید چه کار کنم ؟ ممنون
از گروه : جوانان و ارتباطات 1015  بازديد
سلام شوهر مادرم یه زندایی داره اون خیلی به شوهرم میچسبه وقتی میاد خونه ما میاد بغل ما میخوابه شوهرمم مبگه دون مثل مادرمه بیشتر دعاهامون سر اونا باهاش محبت آمیزه شوهرم باهاش میگه میخنده من میگم اونجوری باهاش گرم نباش باهام دعوا میکنه روش حساسم چیکار کنم موندم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 96  بازديد
چطوری باز توضیح بدم شوهرم رفتاش بامن مثل بچه هاس احساس میکنم رفتارش با بقیه اینطوری نیست
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 93  بازديد
سلام شوهرم به تازگی قرص ب۲ مصرف میکنه میخوام عوارضشو بدونم
از گروه : اعتیاد 76  بازديد
شوهرم را خیلی دوسش دارم ولی ایشون در کمال دوست داشتن فوق العاده عصبیه و خودخواه تا اینکه دوشب قبل عروسیم همه چیا گفته کات
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 47  بازديد
سوالم درمورد دوست پسرمه چون قراره به تازگیا نشون بشم ماهردوتامونم رابطه جنسی داشتیم من ازشوهرم جدا شدم یه دخترپنج ساله دارم اونم نامزدش جداشده میخواستم بدونم این رابطمون به ازدواج میکشه یانه
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 44  بازديد
شوهرم ب۲ میخوره.تازه فهمیدن
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 5  بازديد


چند سوال تصادفی

كارگراني كه گردش كار آنان به صورت صبح و عصر باشد و روزانه مثلاً يك ساعت از نوبت كار عصر آنان در ساعات شب واقع شود آيا مشمول همان فوق العاده ده درصد قرار مي گيرند ؟
از گروه : سوالات گوناگون 822  بازدید
سلام من پسوردمویادم رفته ولی هنوز دکمه ی log out رونزدم نمیتونم پسورد جدید هم بسازم چون میگه باید پسوردقبیتونو هم وارد کنید چیکارکنم؟
از گروه : اینترنت و سایت ها 1104  بازدید
کدام اولویت دارد مسائل فرهنگی یا دعواهای سیاسی؟!
از گروه : رعایت حقوق 813  بازدید
سلام کسی از عزیزان می تونه کمک کنه؟
بنده مهندس بیکار هستم ولی یه طرح توجیحی خوب و اقتصادی برای احداث یک کارخانه در یک منطق خوب رو دارم که میتونه سالیانه رقم بازده فوق العاده40تا50 درصد رو داشته باشه ودر عرض کمتر از2سال سرمایه رو برگردونه این طرح رو خیلی از مهندسین دیگه از لحاظ اقتصادی تایید می کنن
ولی مشکل اینه که این طرح کلا 2میلیارد هزینه داره و من برای این پروژه پرسود هیچی سرمایه ندارم!
خواستم بپرسم کسی میدونه چطور میشه سرمایه لازم رو تامین کرد؟ آیا بانک ها حاضرن به یه مهندس بیکار که سرمایه ای نداره این مقدار تسهیلات رو بدن؟
از گروه : بانک 1138  بازدید
كسي برنامه آنتن قسمت 111 رو ديده؟ مي خواستم بدونم آهنگي اول برنامه پخش مي شه اسمش چيه؟
از گروه : گیتار 1249  بازدید
سلام.من اینماه رابطه داشتم اما مطمعنم که مایع منی وارد بدنم نشده اما الان یکماه اینماه اصلا پریود نشدم. آیا خطرناک است؟
از گروه : دوستی دختر - پسر 79  بازدید
سلام دوستان ....
کسی کتاب ، سایت ، فیلم آموزشی ... مفید در زمینه خلاقیت و چگونگی پرورش اون میشناسه به من معرفی کنه ؟
از گروه : خلاقیت 247  بازدید
salam dokhtari hastam 27 sale alan 2 sale ba ye pesari ashna shodam va hamdigaro vagean dos darim fagat on tehrane man tabriz 2 bar madaresh zang zadan bara khastegari vali khanevadam razi nemishan va migan ma nemitonim deltang mishim begid chi kar konam mamnon misham
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 1301  بازدید
نرم افزار این عمل چه نام دارد و چگونه می توان با آن این کار را انجام داد
از گروه : سوالات گوناگون 981  بازدید
کلید میانبر (shortcut) که آخرین عمل را غیر فعال می کند چیست؟
از گروه : سوالات گوناگون 180  بازدید
میخوام بمیرم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 13  بازدید
سلام چند وقت پیش ناخن شست دست من بر اثر ضربه شدید به صورت کامل سیاه شد و بعد از 3 روز افتاد. راستش برای اینکه ناخن خراب نشه دکتر نرفتم و اجازه دادم خودش جدا بشه. الان ناخن جدید تا نیمه انگشتم رشد کرده اما متوقف شده و احساس می کنم داره لایه لایه روی هم میاد. یعنی رشد طولی نداره چراکه بافت جلوی انگشتم کمی به سمت بالا متمایل شده و نگذاشته ناخن رشد طولی کنه ولی روی هم رشد میکنه و شکل نامناسبی پیدا کرده به نظر شما من چه کنم با ناخن جدید؟
از گروه : بهداشت پوست 694  بازدید
سلام
حدود 15 سال پیش
یه بابایی رباتی میسازه که کاملا مثل انسان بود . برای تست میبرتش خونه. ربات خوب بود ولی مشکلاتی رو به بار اورد. مثلا یبار از صدایی ترسید و برای دفاع، برادرش رو بغل کرد و افتاد تو استخر و نزدیک بود برادره بمیره. مادره ور میداره ربات رو میبره تو جنگل ول میکن. رباته برای سالهای زیادی به خواب میره و وقتی بیدار میشه میبینه همه مردن. ربات از یه موجود فضایی درخواست میکنه که برای یه روز هم که شده مادره رو ببینه. اون ربات یه تار مو از مادره داشت و میده به اون موجود فضایی تا اون برای یه روز برگرده......
ممنون میشم اسم فیلم رو بهم بگید..!!!
از گروه : فیلم 234  بازدید
آهنگ های تک نوازی ویولون رو از کجا میتونم دانلود کنم ؟ لینکش رو دارید ؟
از گروه : ویولون 3852  بازدید
سلام
من دختری 27 ساله هستم بسیار عاطفی . 6 ماه پیش پدرم درگذشت و بدون اطلاع از این حادثه به او که روی تخت بیمارستان بود سلام کردم وقتی متوجه حالت غیر طبیعی چشم هاش شدم پزشکها گفتند فوت کرده الان که دارم اینارو می نویسم گریه می کنم . باورش برام سخت بود چون چند ساعت قبلش داشتم باهاش صحبت می کردم . در حال حاضر شبها کابوس اون لحظه رو می بینم و اصلاً دوست ندارم احساسم رو به زبون بیارم . فکر می کنم با وجود منطقی بودنم با این واقعیت کنار نیومدم . آیا با گذشت زمان بهتر میشم یا باید به پزشک مراجعه کنم ؟ تو بیداری هم آزارم میده و از فکر کردن دربارش فرار می کنم. چه راهکاری برای این مشکل هست ؟
از گروه : عزاداری 1034  بازدید



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات