سوالات با برچسب شوهر


20

سوال


38

جواب

سلام

32 ساله هستم و 1 فرزند دختر 8 ساله دارم. شوهرم چند وقته که خیلی عذابم میده و مدام میگه اجازه بده برم یک زن دیگه بگیرم. یا مثلا میگه من میخوام برم با زنهای دیگه .اینم بگم که توی 1 هفته ایجوری شده و قبلا مشکل خاصی نداشتیم و همه چیز روال عادی رو داشت

چیزی که برام خیلی عجیب هست اینه که شوهرم حاظر نبود چیزی به نام من کنه الان میگه حاضر هست 3 دانگ از داراییش رو به نام من بزنه ولی من اجازه بدم اون یک زن دیگه بگیره

شوهرم که خیلی ساده بود به حدی وقیح شده که اومده به من میگه من از فلان زن مطلقه خوشم اومده و به من احساس ارامش میده .حتی میگه من نه به تو و نه به دخترت هیچ احساسی ندارم ولی اون و بچش به من ارامش میدن

شوهرم فیلم های ماهواره ای ناجور و سایت های غیر اخلاقی رو زیاد نگاه میکنه و من احساس میکنم اینها بی تاثیر نیستند. حتی موقع نگاه کردن این سایت ها یا فیلم ها به من اجازه نمیده کنارش باشم و میگه مثلا برو تو اتاق . من حتی دیروز بهش اعتراض کردم ولی بهم میگه من که اسیرت نیستم خیلی گیر بدی میرم یک خونه اجاره میکنم برای خودم ! که من بهش گفتم این چه کارهایی هست میکنی خوشت میاد من برم توی این سایتها میگه برو مشکلی نداره اروپایی فکر کن !!

روی من تعصب خاصی نداره و بهم میگه باید مانتو خیلی کوتاه بپوشی . موهاتو بیرون بریزی و .... که من خودم هم راضی نیستم اما تا حدودی به حرفش گوش کردم

دیروز اومد خونه بهم میگه من میخوام برم مسافرت خارج و رفته توی سایتهای خارجی هزینه زن های اجاره ای رو درمیاره !

کلا زندگیم عذاب اور شده و اصلا نمیدونم چکار کنم. ممنون میشم راهنماییم کنید

اینم اضافه کنم شوهرم کارمند بانک هست و وضع مالی خوبی داریم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 1487  بازديد
سوالم درمورد دوست پسرمه چون قراره به تازگیا نشون بشم ماهردوتامونم رابطه جنسی داشتیم من ازشوهرم جدا شدم یه دخترپنج ساله دارم اونم نامزدش جداشده میخواستم بدونم این رابطمون به ازدواج میکشه یانه
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 126  بازديد
سلام با عرض خسته نباشید و آرزوی قبولی طاعات می خواستم اگر امکان داره بنده رو راهنمایی کنید ممنون مشکل من اینه که هر وقت می خوام با شوهرم صحبت کنم شدیدا احساس خجالت و شرم و حیا بهم دست میده و یه بعض سنگینی در گلو ایجاد میشه که نمیتونم حتی یک کلمه بگم و تمام لب و دهنم خشک میشه و قلبم به تپش شدید میفته البته ما هنوز در دوران نامزدی هستیم و می خواستم اگر امکان داره یه راه حلی بهم نشون بدید چون من اگر نتونم حرفمو بزنم یا چیزی بپرسم و بخوام واقعا با این وجود نمیتونم شناخت بیشتری از همسرم پیدا کنم و دائم خودم رو به این خاطر سرزنش میکنم البته نه این که بگم رفتار همسرم باعث میشه نه ایشون خیلی متین و خیلی با خنده رویی سعی میکنه بهم آرامش بده تا من حرفمو بزنم ولی نمیتونم بغضم رو بخورم و حرفمو بزنم و شدیدا دچار مشکل هستم البته همه اینها هم همه از خجالت نیست بلکه فکر میکنم شاید دلیل دیگه ای هم داشته باشه که نمیدونم یا شاید هم طبیعیه و من خیلی حساسم لطفا راهنمایی کنید ممنون
از گروه : خجالت 1321  بازديد
پربازدید ترین های این برچسب
چهار زن و شوهر سرمیزی نشسته اند. زن ها یک طرف و شوهرها طرف دیگر میز می باشند. ضمنا هر زن روبروی شوهرش قرار گرفته است. لیلی کنار کتایون و روبروی احمد است. سعید کنار احمد است اما بغل دست هوشنگ نیست. مهری بین کتایون و فرنگیس نشسته است ولی روبروی سعید نیست. زن هوشنگ کیست؟
از گروه : هوش 4585  بازديد
مادر من کمبودای زیادی تو زندگیش داره،پدرم معلوله و مرد خوبی نبوده براش
اما پدربزرگم همیشه پشتمون بوده و حتی دانشگاه و هزینه ازدواج منو تقبل کرده،اما مادر من به قدری منو از بچگی تاالان آزار داده و جدیدا شعارش این شده که من از زندگیم لذت نبردم و من باید به فکر خودم باشم و حتی من فهمیدم که با مردای دیگه هم رابطه داره
اون زندگیمو جهنم کرده الان که من نامزد کردم شوهرم که میاد خونمون حتی مراقب حرف زدنش نیس و من باید انقد هرجوری هس اوضاع رو درست کنم تا شوهرم تصویر بدی ازش پیدا نکنه،قبلا باهاش راجع به کاراش حرف میزدم ولی همیشه مقاومت میکرد و تهشم میگفت من نمیتونم زندگیمو پای بچه هام بذارم
من دیگه ازش گذشتم انتظاریم ندارم ولی نمیتونم رفتاراشو تحمل کنم مثلا وقتی میریم دنبال خرید جهیزیه همش آه میکشه که کاش میتونستم واسه خودم اینارو بخرم اما بقیه مادرا با ذوق واسه دختراشون خرید میکنن
همش خودشو با اینو اون مقایسه میکنه به پدرم مهری نداره خونمون مثه جهنمه و حتی من که میرم خونه شوهرم همش بهونه میگیره و زنگ میزنه که برگرد،شادیو به من حروم کرده افسردم کرده،کاری کرده که مادرشوهرم اینا هم ازش بدشون میاد
فک میکنه من و شوهرم باید در اختیارش باشیم و کمبودای بابامو شوهر من واسش جبران کنه
فقط بهم بگین تا عروسی چه جوری تحملش کنم؟چه جوری بی تفاوت باشم؟
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 2040  بازديد
با سلام
اینجانب دختری هستم 19 ساله که به تازگی برای بار دوم ازدواج کرده ام بار اول به دلیل مشکلاتی از شوهر اولم جدا شدم و الان حدود یکی دو ماه است که عقد کرده ام و همسرم در مورد زندگی گذشته اش هیچی به من نگفت و گذاشت دقیق یک روز بعد عقد همه ی زندگی اش را برایم تعریف کرد تازه اون موقع فهمیدم که قبلا 2بار ازدواج کرده است و جدا شده است اهل سیگار و مواد مخدر و شراب خوار و عرق خوار هم هست اخلاقش هم اصلا خوب نیست و شغلی هم ندارد یکی دو با هم دست به خود کشی زده ام ولی متاسفانه جان سالم به در برده ام از ترس آبروم مانده ام که تا آخر عمر بسوزم و بسازم یا برای بار دوم طلاق بگیرم یا مرگ را انتخاب کنم؟لطفا راهنمایی کنید.با تشکر
از گروه : طلاق 1902  بازديد
پربازدید ترین ها

سوال و جواب ها با برچسب شوهر


شوی، شو، زوج یا شوهر عنوانی است که اشاره به مردی زن دار دارد. صفحه « شوهر » در ویکیپدیا


سلاام من ی تیکه فیلمی دیدم پسره بازنش میرن خونیه ی زوج که خونه اجاره کنن اونجا پسره عشق اولشو با شوهرش مییبینه...کامل این فیلم رو میخوام
از گروه : فیلم های سینمایی 57  بازديد
شوهرم ب۲ میخوره.تازه فهمیدن
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 66  بازديد
شوهرم را خیلی دوسش دارم ولی ایشون در کمال دوست داشتن فوق العاده عصبیه و خودخواه تا اینکه دوشب قبل عروسیم همه چیا گفته کات
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 105  بازديد
ایم این فیلم خارجی رو میخوام که دختره میخواست سربه سرشوهرش بداره و خودشو تواتاقک قایم کرد بعدش فهمید که کلیدبیرون اتاقک افتاده و از داخل بیرون اتاقک را میبیند که دید شوهرش بهش خیانت میکنه
از گروه : فیلم های سینمایی 117  بازديد
سلام شوهر من حدود هفت سال پاکی داره.قبلا هرویین مصرف میکرده.اما امروز تو جیبش قرص b2پیدا کردم.میگه واسه اینکه بتونم رابطه جنسی داشته باشم از عطاری خریدم.بنظرتون معتاد شده باز؟من باید چکار کنم؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 207  بازديد
سلام شوهرم به تازگی قرص ب۲ مصرف میکنه میخوام عوارضشو بدونم
از گروه : اعتیاد 154  بازديد
چطوری باز توضیح بدم شوهرم رفتاش بامن مثل بچه هاس احساس میکنم رفتارش با بقیه اینطوری نیست
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 176  بازديد

شوهرم را خیلی دوسش دارم ولی ایشون در کمال دوست داشتن فوق العاده عصبیه و خودخواه تا اینکه دوشب قبل عروسیم همه چیا گفته کات
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 105  بازديد
سلاام من ی تیکه فیلمی دیدم پسره بازنش میرن خونیه ی زوج که خونه اجاره کنن اونجا پسره عشق اولشو با شوهرش مییبینه...کامل این فیلم رو میخوام
از گروه : فیلم های سینمایی 57  بازديد
سلام شوهر من حدود هفت سال پاکی داره.قبلا هرویین مصرف میکرده.اما امروز تو جیبش قرص b2پیدا کردم.میگه واسه اینکه بتونم رابطه جنسی داشته باشم از عطاری خریدم.بنظرتون معتاد شده باز؟من باید چکار کنم؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 207  بازديد
فیلمی در مورد زن وشوهری که احتمالا بهکشور هند میروند برای مدتی و یک شب پیش یک جادوگر هندی میروند که بهشون برای بجه دار شدن مشروبی میده بخورن ولی نصف شب که بیهوش بودند توسط یک جوان هندی زن مورد تجاوز قرار میگیره و بچه دار میشه وانها فکر میکنند بچه مال شوهرشه و....
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 172  بازديد
سلام خسته نباشید ممنون ازسایت خوبتون .من ی فیلمی دوسال پیش دیدم خیلی دنبال اسمش هستم. تاقسمتس ک من دیدم داستان پسری بود ک ازطرف امپراطوری میان وبهش میگن ک تو پسر امپراطوری و این خانواده فقط بزرگت کردن وحالا تو باید امپراطوری رو ب دست بگیری و چند نفری هستن ک نمیذارن ولی پسره خیلی شجاعانه عمل میکنه ودراین میان عاشق زنی میشه ک شوهرهم داره . و یک قسمتی از فیلم پسر باید ی شمشی رو از ابشار بیرون بکشه
از گروه : فیلم 181  بازديد
پیشنهاداتون برای متن روی کیک تولد شوهر چیه؟
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 262  بازديد
سلام شوهرم به تازگی قرص ب۲ مصرف میکنه میخوام عوارضشو بدونم
از گروه : اعتیاد 154  بازديد
سلام شوهر مادرم یه زندایی داره اون خیلی به شوهرم میچسبه وقتی میاد خونه ما میاد بغل ما میخوابه شوهرمم مبگه دون مثل مادرمه بیشتر دعاهامون سر اونا باهاش محبت آمیزه شوهرم باهاش میگه میخنده من میگم اونجوری باهاش گرم نباش باهام دعوا میکنه روش حساسم چیکار کنم موندم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 151  بازديد
سلام شوهر من حدود هفت سال پاکی داره.قبلا هرویین مصرف میکرده.اما امروز تو جیبش قرص b2پیدا کردم.میگه واسه اینکه بتونم رابطه جنسی داشته باشم از عطاری خریدم.بنظرتون معتاد شده باز؟من باید چکار کنم؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 207  بازديد
شوهرم ب۲ میخوره.تازه فهمیدن
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 66  بازديد
فیلمی در مورد زن وشوهری که احتمالا بهکشور هند میروند برای مدتی و یک شب پیش یک جادوگر هندی میروند که بهشون برای بجه دار شدن مشروبی میده بخورن ولی نصف شب که بیهوش بودند توسط یک جوان هندی زن مورد تجاوز قرار میگیره و بچه دار میشه وانها فکر میکنند بچه مال شوهرشه و....
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 172  بازديد
دنبال نام فیلمی هستم که در ان زن نویسنده که شوهرش می خواست طلاقش بده به جرم کشتن همسرش به اعدام محکوم شد در صورتی که همسر که امی نام داشت زنده بود
از گروه : فیلم های سینمایی 178  بازديد
سلاام من ی تیکه فیلمی دیدم پسره بازنش میرن خونیه ی زوج که خونه اجاره کنن اونجا پسره عشق اولشو با شوهرش مییبینه...کامل این فیلم رو میخوام
از گروه : فیلم های سینمایی 57  بازديد
چطوری باز توضیح بدم شوهرم رفتاش بامن مثل بچه هاس احساس میکنم رفتارش با بقیه اینطوری نیست
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 176  بازديد
چهار زن و شوهر سرمیزی نشسته اند. زن ها یک طرف و شوهرها طرف دیگر میز می باشند. ضمنا هر زن روبروی شوهرش قرار گرفته است. لیلی کنار کتایون و روبروی احمد است. سعید کنار احمد است اما بغل دست هوشنگ نیست. مهری بین کتایون و فرنگیس نشسته است ولی روبروی سعید نیست. زن هوشنگ کیست؟
از گروه : هوش 4585  بازديد
سلام شوهرم به تازگی قرص ب۲ مصرف میکنه میخوام عوارضشو بدونم
از گروه : اعتیاد 154  بازديد
سلام من دختری 27 ساله هستم که 9 ماهه با پسری 31 ساله عقد کردیم، از اوایل آشنایی گفت من کالا واسه جهزیه نمی خرم منم گفتم خانوادم میگن 2 یا 3 کالا باید پسر بخره حالا گفت اشکال نداره بعدا درستش می کنیم، از ماه اول حقوقامو میگرفت و 100 هزار تومن واسم میذاشت که کمتر پول خرج کنم، گفت باید جمع کنیم لازم میشه چند ماه بعد خونه خریدیم چون وام مسکن داشتیم 3 دانگ 3 دانگ به ناممون شد، منم هر چند وقتی میگم 2تا کالا رو تو باید بخری همش باهام دعوا میکنه که اصلا پولتو به من نده منتم رو من نزار، این دفعه هم وام ازدواجمو میخواد بگیره بازم گفتم اگه واممو نمیگرفتی خودم بقیه جهازمو میخریدم نیازی هم نبود تو بخری بادجور قاطی کردو باهام دعوا افتاد گفت تو آرامشو ازم میگیری طلاقت میدم ی زن دیگه میگیرم، توهم برو تو اون خونه زندگی کن، گفتم این چه حرفیه میزنی گفت دیدی رو اعصاب آدم راه میرن چه حسی داره حالا هم باهام قهره دو روزه زنگ نمیزنه و جوای زنگمو نمیده، تو این 9 ماه هم همش سر هر چیزی دعوا میافته باهامو داد میزنه کلا عصبیه، کارش زیاده تا هر چی میگم عصبی میشه، پدرم نداره باید شبا پیش مادرش بره که تنها نباشه، از این موضوع هم بدم میاد بیشتر از من به مادرش بها میده، نمیدونم با این شوهر چه کنم؟مشکل از منه یا اون نمیدونم، خودمم حساسم زود ناراحت میشم و چهرم عوض میشه نمیتونم خودمو کنترل کنم، مثلا منو پیش خانوادش مسخره میکنه من ناراحت میشم تا شب بهش غر میزنم آخرم اون سرم داد میزنه دعوا میشه..کمکم کنید.
از گروه : ازدواج 1311  بازديد
سلام با عرض خسته نباشید و آرزوی قبولی طاعات می خواستم اگر امکان داره بنده رو راهنمایی کنید ممنون مشکل من اینه که هر وقت می خوام با شوهرم صحبت کنم شدیدا احساس خجالت و شرم و حیا بهم دست میده و یه بعض سنگینی در گلو ایجاد میشه که نمیتونم حتی یک کلمه بگم و تمام لب و دهنم خشک میشه و قلبم به تپش شدید میفته البته ما هنوز در دوران نامزدی هستیم و می خواستم اگر امکان داره یه راه حلی بهم نشون بدید چون من اگر نتونم حرفمو بزنم یا چیزی بپرسم و بخوام واقعا با این وجود نمیتونم شناخت بیشتری از همسرم پیدا کنم و دائم خودم رو به این خاطر سرزنش میکنم البته نه این که بگم رفتار همسرم باعث میشه نه ایشون خیلی متین و خیلی با خنده رویی سعی میکنه بهم آرامش بده تا من حرفمو بزنم ولی نمیتونم بغضم رو بخورم و حرفمو بزنم و شدیدا دچار مشکل هستم البته همه اینها هم همه از خجالت نیست بلکه فکر میکنم شاید دلیل دیگه ای هم داشته باشه که نمیدونم یا شاید هم طبیعیه و من خیلی حساسم لطفا راهنمایی کنید ممنون
از گروه : خجالت 1321  بازديد
با سلام
اینجانب دختری هستم 19 ساله که به تازگی برای بار دوم ازدواج کرده ام بار اول به دلیل مشکلاتی از شوهر اولم جدا شدم و الان حدود یکی دو ماه است که عقد کرده ام و همسرم در مورد زندگی گذشته اش هیچی به من نگفت و گذاشت دقیق یک روز بعد عقد همه ی زندگی اش را برایم تعریف کرد تازه اون موقع فهمیدم که قبلا 2بار ازدواج کرده است و جدا شده است اهل سیگار و مواد مخدر و شراب خوار و عرق خوار هم هست اخلاقش هم اصلا خوب نیست و شغلی هم ندارد یکی دو با هم دست به خود کشی زده ام ولی متاسفانه جان سالم به در برده ام از ترس آبروم مانده ام که تا آخر عمر بسوزم و بسازم یا برای بار دوم طلاق بگیرم یا مرگ را انتخاب کنم؟لطفا راهنمایی کنید.با تشکر
از گروه : طلاق 1902  بازديد
سوالم درمورد دوست پسرمه چون قراره به تازگیا نشون بشم ماهردوتامونم رابطه جنسی داشتیم من ازشوهرم جدا شدم یه دخترپنج ساله دارم اونم نامزدش جداشده میخواستم بدونم این رابطمون به ازدواج میکشه یانه
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 126  بازديد
مادر من کمبودای زیادی تو زندگیش داره،پدرم معلوله و مرد خوبی نبوده براش
اما پدربزرگم همیشه پشتمون بوده و حتی دانشگاه و هزینه ازدواج منو تقبل کرده،اما مادر من به قدری منو از بچگی تاالان آزار داده و جدیدا شعارش این شده که من از زندگیم لذت نبردم و من باید به فکر خودم باشم و حتی من فهمیدم که با مردای دیگه هم رابطه داره
اون زندگیمو جهنم کرده الان که من نامزد کردم شوهرم که میاد خونمون حتی مراقب حرف زدنش نیس و من باید انقد هرجوری هس اوضاع رو درست کنم تا شوهرم تصویر بدی ازش پیدا نکنه،قبلا باهاش راجع به کاراش حرف میزدم ولی همیشه مقاومت میکرد و تهشم میگفت من نمیتونم زندگیمو پای بچه هام بذارم
من دیگه ازش گذشتم انتظاریم ندارم ولی نمیتونم رفتاراشو تحمل کنم مثلا وقتی میریم دنبال خرید جهیزیه همش آه میکشه که کاش میتونستم واسه خودم اینارو بخرم اما بقیه مادرا با ذوق واسه دختراشون خرید میکنن
همش خودشو با اینو اون مقایسه میکنه به پدرم مهری نداره خونمون مثه جهنمه و حتی من که میرم خونه شوهرم همش بهونه میگیره و زنگ میزنه که برگرد،شادیو به من حروم کرده افسردم کرده،کاری کرده که مادرشوهرم اینا هم ازش بدشون میاد
فک میکنه من و شوهرم باید در اختیارش باشیم و کمبودای بابامو شوهر من واسش جبران کنه
فقط بهم بگین تا عروسی چه جوری تحملش کنم؟چه جوری بی تفاوت باشم؟
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 2040  بازديد
چهار زن و شوهر سرمیزی نشسته اند. زن ها یک طرف و شوهرها طرف دیگر میز می باشند. ضمنا هر زن روبروی شوهرش قرار گرفته است. لیلی کنار کتایون و روبروی احمد است. سعید کنار احمد است اما بغل دست هوشنگ نیست. مهری بین کتایون و فرنگیس نشسته است ولی روبروی سعید نیست. زن هوشنگ کیست؟
از گروه : هوش 4585  بازديد
مادر من کمبودای زیادی تو زندگیش داره،پدرم معلوله و مرد خوبی نبوده براش
اما پدربزرگم همیشه پشتمون بوده و حتی دانشگاه و هزینه ازدواج منو تقبل کرده،اما مادر من به قدری منو از بچگی تاالان آزار داده و جدیدا شعارش این شده که من از زندگیم لذت نبردم و من باید به فکر خودم باشم و حتی من فهمیدم که با مردای دیگه هم رابطه داره
اون زندگیمو جهنم کرده الان که من نامزد کردم شوهرم که میاد خونمون حتی مراقب حرف زدنش نیس و من باید انقد هرجوری هس اوضاع رو درست کنم تا شوهرم تصویر بدی ازش پیدا نکنه،قبلا باهاش راجع به کاراش حرف میزدم ولی همیشه مقاومت میکرد و تهشم میگفت من نمیتونم زندگیمو پای بچه هام بذارم
من دیگه ازش گذشتم انتظاریم ندارم ولی نمیتونم رفتاراشو تحمل کنم مثلا وقتی میریم دنبال خرید جهیزیه همش آه میکشه که کاش میتونستم واسه خودم اینارو بخرم اما بقیه مادرا با ذوق واسه دختراشون خرید میکنن
همش خودشو با اینو اون مقایسه میکنه به پدرم مهری نداره خونمون مثه جهنمه و حتی من که میرم خونه شوهرم همش بهونه میگیره و زنگ میزنه که برگرد،شادیو به من حروم کرده افسردم کرده،کاری کرده که مادرشوهرم اینا هم ازش بدشون میاد
فک میکنه من و شوهرم باید در اختیارش باشیم و کمبودای بابامو شوهر من واسش جبران کنه
فقط بهم بگین تا عروسی چه جوری تحملش کنم؟چه جوری بی تفاوت باشم؟
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 2040  بازديد
با سلام
اینجانب دختری هستم 19 ساله که به تازگی برای بار دوم ازدواج کرده ام بار اول به دلیل مشکلاتی از شوهر اولم جدا شدم و الان حدود یکی دو ماه است که عقد کرده ام و همسرم در مورد زندگی گذشته اش هیچی به من نگفت و گذاشت دقیق یک روز بعد عقد همه ی زندگی اش را برایم تعریف کرد تازه اون موقع فهمیدم که قبلا 2بار ازدواج کرده است و جدا شده است اهل سیگار و مواد مخدر و شراب خوار و عرق خوار هم هست اخلاقش هم اصلا خوب نیست و شغلی هم ندارد یکی دو با هم دست به خود کشی زده ام ولی متاسفانه جان سالم به در برده ام از ترس آبروم مانده ام که تا آخر عمر بسوزم و بسازم یا برای بار دوم طلاق بگیرم یا مرگ را انتخاب کنم؟لطفا راهنمایی کنید.با تشکر
از گروه : طلاق 1902  بازديد
سلام

32 ساله هستم و 1 فرزند دختر 8 ساله دارم. شوهرم چند وقته که خیلی عذابم میده و مدام میگه اجازه بده برم یک زن دیگه بگیرم. یا مثلا میگه من میخوام برم با زنهای دیگه .اینم بگم که توی 1 هفته ایجوری شده و قبلا مشکل خاصی نداشتیم و همه چیز روال عادی رو داشت

چیزی که برام خیلی عجیب هست اینه که شوهرم حاظر نبود چیزی به نام من کنه الان میگه حاضر هست 3 دانگ از داراییش رو به نام من بزنه ولی من اجازه بدم اون یک زن دیگه بگیره

شوهرم که خیلی ساده بود به حدی وقیح شده که اومده به من میگه من از فلان زن مطلقه خوشم اومده و به من احساس ارامش میده .حتی میگه من نه به تو و نه به دخترت هیچ احساسی ندارم ولی اون و بچش به من ارامش میدن

شوهرم فیلم های ماهواره ای ناجور و سایت های غیر اخلاقی رو زیاد نگاه میکنه و من احساس میکنم اینها بی تاثیر نیستند. حتی موقع نگاه کردن این سایت ها یا فیلم ها به من اجازه نمیده کنارش باشم و میگه مثلا برو تو اتاق . من حتی دیروز بهش اعتراض کردم ولی بهم میگه من که اسیرت نیستم خیلی گیر بدی میرم یک خونه اجاره میکنم برای خودم ! که من بهش گفتم این چه کارهایی هست میکنی خوشت میاد من برم توی این سایتها میگه برو مشکلی نداره اروپایی فکر کن !!

روی من تعصب خاصی نداره و بهم میگه باید مانتو خیلی کوتاه بپوشی . موهاتو بیرون بریزی و .... که من خودم هم راضی نیستم اما تا حدودی به حرفش گوش کردم

دیروز اومد خونه بهم میگه من میخوام برم مسافرت خارج و رفته توی سایتهای خارجی هزینه زن های اجاره ای رو درمیاره !

کلا زندگیم عذاب اور شده و اصلا نمیدونم چکار کنم. ممنون میشم راهنماییم کنید

اینم اضافه کنم شوهرم کارمند بانک هست و وضع مالی خوبی داریم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 1487  بازديد
سلام با عرض خسته نباشید و آرزوی قبولی طاعات می خواستم اگر امکان داره بنده رو راهنمایی کنید ممنون مشکل من اینه که هر وقت می خوام با شوهرم صحبت کنم شدیدا احساس خجالت و شرم و حیا بهم دست میده و یه بعض سنگینی در گلو ایجاد میشه که نمیتونم حتی یک کلمه بگم و تمام لب و دهنم خشک میشه و قلبم به تپش شدید میفته البته ما هنوز در دوران نامزدی هستیم و می خواستم اگر امکان داره یه راه حلی بهم نشون بدید چون من اگر نتونم حرفمو بزنم یا چیزی بپرسم و بخوام واقعا با این وجود نمیتونم شناخت بیشتری از همسرم پیدا کنم و دائم خودم رو به این خاطر سرزنش میکنم البته نه این که بگم رفتار همسرم باعث میشه نه ایشون خیلی متین و خیلی با خنده رویی سعی میکنه بهم آرامش بده تا من حرفمو بزنم ولی نمیتونم بغضم رو بخورم و حرفمو بزنم و شدیدا دچار مشکل هستم البته همه اینها هم همه از خجالت نیست بلکه فکر میکنم شاید دلیل دیگه ای هم داشته باشه که نمیدونم یا شاید هم طبیعیه و من خیلی حساسم لطفا راهنمایی کنید ممنون
از گروه : خجالت 1321  بازديد
سلام من دختری 27 ساله هستم که 9 ماهه با پسری 31 ساله عقد کردیم، از اوایل آشنایی گفت من کالا واسه جهزیه نمی خرم منم گفتم خانوادم میگن 2 یا 3 کالا باید پسر بخره حالا گفت اشکال نداره بعدا درستش می کنیم، از ماه اول حقوقامو میگرفت و 100 هزار تومن واسم میذاشت که کمتر پول خرج کنم، گفت باید جمع کنیم لازم میشه چند ماه بعد خونه خریدیم چون وام مسکن داشتیم 3 دانگ 3 دانگ به ناممون شد، منم هر چند وقتی میگم 2تا کالا رو تو باید بخری همش باهام دعوا میکنه که اصلا پولتو به من نده منتم رو من نزار، این دفعه هم وام ازدواجمو میخواد بگیره بازم گفتم اگه واممو نمیگرفتی خودم بقیه جهازمو میخریدم نیازی هم نبود تو بخری بادجور قاطی کردو باهام دعوا افتاد گفت تو آرامشو ازم میگیری طلاقت میدم ی زن دیگه میگیرم، توهم برو تو اون خونه زندگی کن، گفتم این چه حرفیه میزنی گفت دیدی رو اعصاب آدم راه میرن چه حسی داره حالا هم باهام قهره دو روزه زنگ نمیزنه و جوای زنگمو نمیده، تو این 9 ماه هم همش سر هر چیزی دعوا میافته باهامو داد میزنه کلا عصبیه، کارش زیاده تا هر چی میگم عصبی میشه، پدرم نداره باید شبا پیش مادرش بره که تنها نباشه، از این موضوع هم بدم میاد بیشتر از من به مادرش بها میده، نمیدونم با این شوهر چه کنم؟مشکل از منه یا اون نمیدونم، خودمم حساسم زود ناراحت میشم و چهرم عوض میشه نمیتونم خودمو کنترل کنم، مثلا منو پیش خانوادش مسخره میکنه من ناراحت میشم تا شب بهش غر میزنم آخرم اون سرم داد میزنه دعوا میشه..کمکم کنید.
از گروه : ازدواج 1311  بازديد
سلام 3 فرزند دارم دختربزرگم ازدواج کرده دختر دوم وپسر سومم دانشجو هستند شوهرم هم 4سال پیش فوت کرده مشکل خاصی نداشتیم تا اینکه به تازگی متوجه رفتارهای مشکوکی از طرف پسر 22ساله ام شدم اینکه 5ماه پیش شبها دیربه خونه میامد میگفت پیش دوستامم دوستاش رو هم میشناختم خیلی مرا دوست دارد و به من قول داده که قدر من که مادرش هستم را میداند و به دنبال هیچ خلافی نیست وتنها نگرانیش بیکاری است که مثل خوره به جونش افتاده اما اکنون مدت 3ماه است که پیامهای مشکوک داره و شبها اصلا خونه نمیاد و جواب در ست هم نمیده که کجاست با کنجکاوی که کردم فهمیدم زنی 26ساله با یک بچه از اقوام شوهرم که از همسرش جداشده و به گونه ای که با من اظهار دوستی هم دارد مخفیانه با پسرم ارتباط تلفنی دارد البته شک داشتم تا اینکه مطمئن شدم طی دشمنی که اقوام شوهرم با من دارند در فکر منحرف کردن پسرم هستند پسرم نمیداند که من قضیه را فهمیدم و تازه بگم هم از من مخفی میکند و احتمال بدتر شدنش هست خواهش میکنم مرا راهنمایی کنید چه کار کنم که فکر این زن را از سرش بیرون کند برم مخفیانه به زنه بگم یا سر و صدا کنم  یاا صلا از شهر بروم می دونم هر جا برم این زن دنبال ما میاد او به دنبال ابرو ریزی خانوادگی ماست و پسرم هم باور نمیکه و گول ظاهر را خورده است لطفا هر چه سریعتر جواب مرا بدهید چه کار کنم ؟ ممنون
از گروه : جوانان و ارتباطات 1190  بازديد
پیشنهاداتون برای متن روی کیک تولد شوهر چیه؟
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 262  بازديد
سلام شوهر من حدود هفت سال پاکی داره.قبلا هرویین مصرف میکرده.اما امروز تو جیبش قرص b2پیدا کردم.میگه واسه اینکه بتونم رابطه جنسی داشته باشم از عطاری خریدم.بنظرتون معتاد شده باز؟من باید چکار کنم؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 207  بازديد
سلام خسته نباشید ممنون ازسایت خوبتون .من ی فیلمی دوسال پیش دیدم خیلی دنبال اسمش هستم. تاقسمتس ک من دیدم داستان پسری بود ک ازطرف امپراطوری میان وبهش میگن ک تو پسر امپراطوری و این خانواده فقط بزرگت کردن وحالا تو باید امپراطوری رو ب دست بگیری و چند نفری هستن ک نمیذارن ولی پسره خیلی شجاعانه عمل میکنه ودراین میان عاشق زنی میشه ک شوهرهم داره . و یک قسمتی از فیلم پسر باید ی شمشی رو از ابشار بیرون بکشه
از گروه : فیلم 181  بازديد
دنبال نام فیلمی هستم که در ان زن نویسنده که شوهرش می خواست طلاقش بده به جرم کشتن همسرش به اعدام محکوم شد در صورتی که همسر که امی نام داشت زنده بود
از گروه : فیلم های سینمایی 178  بازديد
چطوری باز توضیح بدم شوهرم رفتاش بامن مثل بچه هاس احساس میکنم رفتارش با بقیه اینطوری نیست
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 176  بازديد
فیلمی در مورد زن وشوهری که احتمالا بهکشور هند میروند برای مدتی و یک شب پیش یک جادوگر هندی میروند که بهشون برای بجه دار شدن مشروبی میده بخورن ولی نصف شب که بیهوش بودند توسط یک جوان هندی زن مورد تجاوز قرار میگیره و بچه دار میشه وانها فکر میکنند بچه مال شوهرشه و....
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 172  بازديد
سلام شوهرم به تازگی قرص ب۲ مصرف میکنه میخوام عوارضشو بدونم
از گروه : اعتیاد 154  بازديد
سلام شوهر مادرم یه زندایی داره اون خیلی به شوهرم میچسبه وقتی میاد خونه ما میاد بغل ما میخوابه شوهرمم مبگه دون مثل مادرمه بیشتر دعاهامون سر اونا باهاش محبت آمیزه شوهرم باهاش میگه میخنده من میگم اونجوری باهاش گرم نباش باهام دعوا میکنه روش حساسم چیکار کنم موندم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 151  بازديد


چند سوال تصادفی

آتش به اختیار ینی چی؟ معنی آتش به اختیار چیه؟
از گروه : مسایل سیاسی روز 302  بازدید
با سلام
من خانم متاهل 27 ساله دارای یک پسر سه سال و نیمه و شش سال و نیمه که ازدواج کردم من و شوهرم علاوه بر مخالفتهای زیاد خانواده ام بعد از شش سال کشمکش با هم ازدواج کردیم با هم پسر دایی دختر عمه هستیم خواهر شوهرم زن برادرمه ، متاسفانه شوهرم آدم خیلی عصبی است سر هر چیز کوچیکی که مخالف حرف خودش باشه دعوا راه میندازه با اینکه اون موقع منو خیلی دوست داشت ولی حالا فحش و ناسزا میگه به خانواده ام فحش میده دست بزن داره و هیچ موقع هم حاضر نیست معذرت خواهی کنه و همیشه میگه تو شروع کردی تو مقصری منم همیشه به خاطر پسرم که روحیه ش خراب نشه میرم برای معذرت خواهی چه اون مقصر باشه چه من ولی به این راحتی ها هم حاضر نیست کوتاه بیاد اگر هم تا نصفه روز باهاش کاری نداشته باشم شروع میکه به فحش دادن و کتک کاری شیش ساله دارم تحمل میکنم به خاطر آبروم به خاطر پسرم من نفسم به پسرم بنده از این وضعیت هم خسته شدم خانواده ام فکر میکنن ما هنوز مثل اون سالای قبل از ازدواج که هر کاری میکردیم به هم برسیم عاشق همیم هنوز هم با همه این فحش ها و کتک ها دوسش دارم از اینکه دیگه کنارم نباشه حس بدی پیدا میکنم
از گروه : مشاوره خانواده 1057  بازدید
حاظر یا حاضر؟ املا و نگارش کدامیک صحیح است؟
از گروه : سوالات گوناگون 845  بازدید
سلام کی 0919سراغ داره دسته دوم هم باشه می خرم.؟؟
از گروه : همراه اول 2088  بازدید
من نامزدم شهروند آمریکاس، آیا میتونم از ویزای نامزدی استفاده کنم و بعد ازدواج اقامت بگیرم؟ چه مدارکی برای ویزای نامزدی لازمه؟
از گروه : قوانین مهاجرت 20  بازدید
مجموع تعداد کل پروتون ها و نوترون های منظومه شمسی؟
از گروه : تحصیلات 3468  بازدید
من یک بازی دانلود کردم یک بو شه ای اومده به شکل زیب حالا من چه کار کنم
از گروه : سایر سوال و جواب های کامپیوتری 2806  بازدید
سلام.چند روزه وقتی وارد فیس میشم،اولش کامل باز میشه ولی بعده 1min خودش میره تو یه صفحه سفید به اسم((فیسبوک8)) و قابل برگشتم نیس.میشه کمکم کنید.ممنون میشم
از گروه : دنیای مجازی 1446  بازدید
سلام دوستان...
امیدوارم که همیشه سرزنده باشین....
یه سوال دارم ممنون میشم اگر پاسخ بدین....

راستیتش دو سه تا از همکلاسی های من(که با یکیشون قبلا خیلی دوست بودم)منو هی مسخره میکنن
قبلا منو کتک میزدن و الان فقط روی من لقب میذارن و منو مسخره میکنن.
من اصلا دعوا کردن بلد نیستم و از بچگی اینطوری بزرگ شدم.بخاطر همین کتک میخوردم

به نظرتون چیکار کنم؟!
اینم بگم ک....نمیخوام پای مادر و پدر وسط کشیده بشه

و اینکه الان تقریبا همه به من زور میگن و من رو "بی عرضه" میخونن
از گروه : ترس 655  بازدید
سلام اقا یه فیلمی بود توش..یه دختره با باباش یه مرد گرگ نما افتاده بود دنبالشون...این مرد گرگ نمارو یه جادوگره مسئول کرده بود...این گرگ نماهه اخرش عاشق دختره میشه!یه تیکه ی فیلم یادم نی دقیق چیشد ولی یه اتفاقی افتاد موهای دختر هی بلند میشد باید با یه تبر مخصوص قطعش میکردی تا دیگ رشد نکنه..ک این گرگ نما میره کاسش تبرو پیدا میکنه!اخر فیلمم انگار سفید برفیو ازخاب بیدار میکردن😐
از گروه : فیلم های سینمایی 194  بازدید
ضرورت شناخت اسباب بازي هاي كودكان چیست؟
از گروه : زندگی 2220  بازدید
فرض کنید در ایمیل خود را در وضعیت چت خود را به شما گزینه نامرئی را انتخاب کنید، ممکن است که افراد دیگر تشخیص دهند که شما آنلاین هستید. و یا اگر فرد دیگری گزینه نامرئی را انتخاب نمایید ما قادر به آن را تشخیص هستیم؟
از گروه : اینترنت و سایت ها 1307  بازدید
سلام من یک گوشی ال جی کی990 دارم که باتریش خراب شد یه مدت اصلا باهاش کار نکردم اصلا روشنش نکردم تا اینکه باطری نو براش خریدم اما گوشیم فقط با شارژر روشن میشه تنهایی گوشیم خاموش میشه مشکلش چیه؟
از گروه : مشکلات موبایل 1303  بازدید
پیرا قطبی چیست؟
از گروه : دبیرستان 2468  بازدید
لپ تاپ acer دارم میخواستم درایورهای ویندوز 7 را از کجا بریزم فقط گرافیکش را میخوام؟
از گروه : لپ تاپ 2389  بازدید



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات