سوال و جواب ها با برچسب شرایطی





چند سوال تصادفی

با سلام .

من در سایت های زیادی و با متن های مختلف این سوال را مطرح کرده ام . و تقریبا همه جا یا به بن بست رسیدیم یا جواب همه یکسان بود /

آیا کسی اگر خواست به بودن خود پایان دهد و دیگر نخواست باشد ، اختیار دارد که نباشد ؟ صحبت از خود کشی نمیکنم . اگر کسی خواست عطای وجود داشتند و این همه نعمت این چنان و آنچنان را به لقایش ببخشد آیا خداوند راهی برای این خواسته قرار داده ؟ اگر کسی واقعا ترسید ، مایوس شد ، و با اختیار خود دیگر نخواست که باشد آیا راهی هست ؟

----

این سوال خام اولیه من بود که در ادامه و در جواب یک چیزهایی دستگیرم شد . اول اینکه عدم وجود ندارد . انسان عدم نبوده که که الان عدم شود . عدم شدن تناقض است و آنچه در حقیقت قابل اتفاق افتادن هست فنا الی الله میباشد که آنهم الساعه نیست و اختیارش در دست انسان نیست که به یکباره دیگر در جریان هستی و دنیا نباشی و فنا الی الله بشوی و باید آخرش این زندگی را اجبارا ادامه دهی و پی آن را به تنت بمالی و جبرا و زوراً ادامه بدهی حتی اگر خودت نخواهی . // خداوند جامع همه ی صفات هست . خداوند فیاض هست و آفریدن انسان بنابر فیض مطلق خداوندی است و اگر بگویم چرا مرا آفریدی چونکه خداوند خیر مطلق است و خیر در بودن من است . ولی من نمیخواهم باشم و این اجباری بودن وجودم مرا آزار میدهد و عذاب و سوهان روح و زندگی من است // و خیل زیادی از متن خای طولانی و سنگین فلسفی که با چندبار خواندن تازه چیزهایی از آنها را درک کردم

----

تقریبا مطمئن شده ام که جواب همگی یک چیز است : خیر ! هیچ راهی نیست . باید اجبارا زندگی کنی ابزار راه را هم داری !


دیگر می خواهم برای همیشه به این مساله ذهنی ام خاتمه و پایان دهم .

شاید درست باشد . نمیدانم یادم هم نمی آید ، غلطی کرده ام و امانتی را که آن را هم نمیدانم چیست قبول نموده ام . آقا غلط کردم خداوندا بیجا کردم . اشتباه کردم . اندازه یک نفرم اندازه همین کله سرم غلط کردم . از اول خط دویدن را شروع کردم اما غلط کردم . همه ی این امکانات و نعمات و خوشی های بهشتی لذت در جوار خدا بودن و تلاش در دنیا و لذت های دنیا و آخرت همه ی فیاضیت و خیر دهی خداوندی ات همه ی معرفت ها و مهربانی خدا گونه ات همه ی خیر مطلق بودنت ، خوشی و ارزانی این همه خلایق که آفریدی یکی از این چند میلیاردی که آمدند و رفتند کم ، از خدائیت کم میشود ؟ دیگر چگونه التماست کنم ؟

حالا برای آخرین و جواب آخر و اتمام حجت . آیا واقعا هیچ راهی برای نبودن نیست ؟

خب . اگر نیست لااقل به این بیمار دربدر مورفینی افیونی چیزی بدهید . لااقل آرامم کند . من که میدانم میگویید نه . لااقل چاره ی دردم کنید که این اجبار بودن را تحمل کنم .
قبلن یه فیلم دیده بودم که یه ملکه ای بود که برای ازدواجش قانون گذاشته بود که هرکس بتونه تو مبارزه شکستش بده باهاش ازدواج میکنه . بعد شب تو جنگل خیلی اتفاقی یه پسریو میبینه و باهاش مبارزه میکنه و پسره میبره . بعد ملکه عاشقش میشه بهش میگه رسمی بیا خواستگاریم تا باهم ازدواج کنیم . بعد اون پسره خودش جنگجو بوده و دوستشم یه پادشاه . اون پادشاهه دوست داشته با ملکه ازدواج کنه که قلمروشو گسترده کنه . تو این بینم اون پسر جنگجو ِ یه اژدهارو میکشه خونشو میزنه به تنش که ضد بریده شدن میشه منتها پستش یه برچسبی بوده که اون تیکه خون نمیخوره و تنها نقطه ضعفش اون قسمت میشه. که چون دوست پادشاه بوده اینو فقط به دوستش میگه . بعد پادشاهم ازین فرصت سو استفاده میکنه میره پیش جادوگر یه ماسک جادوییه تغییره چهره میگیره با یه نوشیدنی که طرفو عاشق میکنه و عشق قبلیو از یاد میبره. پادشاه نوشیدنیو میده به پسر جنگجو که عشق ملکه یادش بره و عاشق خواهر پادشاه بشه . بعدم دوسته که دیگه ملکه یادش نماید . به دوسته میگه ماسک بزن شبیه من بشو برو خاستگاری با ملکه بجنگ شکستس بده که من بتونم باهاش ازدواج کنم . خلاصه همین میشه و آخرم ملکه شک میکنه میفهمه . بعد پادشاه که میبینه اینجوریه میده پسر جنگجو رو از همون نقطه ضعفش بکشن . بعدم ملکه از غم مردن پسره تو همون مراسم خاکسپاریه پسره خودشو میکشه... حالا اسم فیلمو نمیدونم! ممنون میشم اگه کسی میدونه بگه .



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود،
سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.