سوالات با برچسب زندایی


02

سوال


00

جواب

ابر برچسب های مرتبط
آخرین جواب ها با این برچسب

سوال و جواب ها با برچسب زندایی







چند سوال تصادفی

سلام

32 ساله هستم و 1 فرزند دختر 8 ساله دارم. شوهرم چند وقته که خیلی عذابم میده و مدام میگه اجازه بده برم یک زن دیگه بگیرم. یا مثلا میگه من میخوام برم با زنهای دیگه .اینم بگم که توی 1 هفته ایجوری شده و قبلا مشکل خاصی نداشتیم و همه چیز روال عادی رو داشت

چیزی که برام خیلی عجیب هست اینه که شوهرم حاظر نبود چیزی به نام من کنه الان میگه حاضر هست 3 دانگ از داراییش رو به نام من بزنه ولی من اجازه بدم اون یک زن دیگه بگیره

شوهرم که خیلی ساده بود به حدی وقیح شده که اومده به من میگه من از فلان زن مطلقه خوشم اومده و به من احساس ارامش میده .حتی میگه من نه به تو و نه به دخترت هیچ احساسی ندارم ولی اون و بچش به من ارامش میدن

شوهرم فیلم های ماهواره ای ناجور و سایت های غیر اخلاقی رو زیاد نگاه میکنه و من احساس میکنم اینها بی تاثیر نیستند. حتی موقع نگاه کردن این سایت ها یا فیلم ها به من اجازه نمیده کنارش باشم و میگه مثلا برو تو اتاق . من حتی دیروز بهش اعتراض کردم ولی بهم میگه من که اسیرت نیستم خیلی گیر بدی میرم یک خونه اجاره میکنم برای خودم ! که من بهش گفتم این چه کارهایی هست میکنی خوشت میاد من برم توی این سایتها میگه برو مشکلی نداره اروپایی فکر کن !!

روی من تعصب خاصی نداره و بهم میگه باید مانتو خیلی کوتاه بپوشی . موهاتو بیرون بریزی و .... که من خودم هم راضی نیستم اما تا حدودی به حرفش گوش کردم

دیروز اومد خونه بهم میگه من میخوام برم مسافرت خارج و رفته توی سایتهای خارجی هزینه زن های اجاره ای رو درمیاره !

کلا زندگیم عذاب اور شده و اصلا نمیدونم چکار کنم. ممنون میشم راهنماییم کنید

اینم اضافه کنم شوهرم کارمند بانک هست و وضع مالی خوبی داریم
سلام من یه پسر 18 ساله ام یه پسر خییییلی تو دار که خودم هم خودمو نمیشناسم و کارامو درک نمیکنم چه برسه به دیگران.خیلی تنهام و اینو دوس دارم و باهاش راحتم و دنیای کوچیک خودمو تو رویاهام و تنهایی هام دارم که البته شاید همه بدبختی هام به همین خاطره.خودمو با همه مقایسه میکنم و اکثرا این حس رو دارم که من فقط تو تنهایی و رویاهام یه آدم موفق ام و در واقعیت هممممه از من بهترن.اصل مطلبو بگم من حدودا پنج شیش سالیه درگیر مشکلات جنسی ام. مدتی کنار گذاشته بودم ولی دوباره مث یه حیوون درگیرش میشم الانم که اینجام به خاطر همینه.شاید امروز هزار بار به خودم گفتم تو یه سگ پستی یه سگ پست و بی شعور.درگیر کنکور هم هستم و درسم افت کرده دلم میخاد گریه کنم ولی به هیچ وجه گریه ام نمیاد پر از عقده شدم فکرای خیلی بدی میان تو سرم...
اعتماد به نفسم نابوده حوصله جواب پس دادن به هیشکی رو ندارم و از همه حرفا و نصیحت های فلسفی بدم میادخلاصه حالم از خودم به هم میخوره و الان هم فقط و فقط خواهش میکنم خوااااهش میکنم ازتون به من روحیه بدین خواهش میکنم به این پسر امید بدین همین.



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات