سوالات با برچسب رسی


212

سوال


248

جواب

آخرین جواب ها با این برچسب

در کنار پیام های ارسالی شما علامت های تیک دیده می شوند که معنای هر کدام به این شرح است:

  • پیام با موفقیت ارسال شد.
  • پیام با موفقیت به گوشی گیرنده تحویل داده شد.
  • گیرنده پیام شما را خوانده است.

در چت گروهی، دومین تیک را هنگامی خواهید دید که همه اعضای گروه پیام را دریافت کرده باشند. این دو تیک زمانی آبی می شوند که همه اعضای گروه پیام شما را خوانده باشند.

اطلاعات پیام

برای هر پیامی که ارسال می کنید، قادرید صفحه اطلاعات آن پیام را ببینید که نشان می دهد پیام شما چه موقع تحویل شده و توسط گیرنده(گان) دیده و پخش شده است.

برای دیدن صفحه اطلاعات پیام:

  1. مکالمه با یک فرد یا گروه را باز کنید.
  2. روی پیام ارسالی خود زده و نگه دارید.
  3. از منو اطلاعات را انتخاب کنید.

صفحه اطلاعات پیام نشان می دهد:

  • تحویل شده زمانی که پیام یا رسانه شما به گوشی گیرنده تحویل شده، اما گیرنده هنوز آن را ندیده است.
  • دیده شده یا خوانده شده زمانی که گیرنده پیام یا رسانه شما را دیده است. در مورد پیام صوتی، یعنی گیرنده پیام را دیده اما هنوز آن را پخش نکرده است.
  • پخش شده زمانی که گیرنده پیام صوتی شما را پخش کرده است.

توجه: هنگامی که یک شرکت کننده گروه را ترک می کند، صفحه اطلاعات پیام کماکان اطلاعات اولیه همراه را با همه شرکت کنندگان از جمله کسی که گروه را ترک کرده، نشان می دهد.

درباره صفحه اطلاعات پیام بیشتر بدانید: Android | iPhone

فقدان رسید خوانده شده

چنانچه رسید خوانده شده را در کنار پیام ارسالی خود نمی بینید، ممکن است به دلایل زیر باشد:

  • شما یا گیرنده در بخش حریم خصوصی رسید خوانده شده را غیر فعال کرده اید.
  • گیرنده شما را مسدود کرده است.
  • گوشی فرد گیرنده خاموش است.
  • گیرنده پیام را باز نکرده است.
  • شما یا گیرنده مشکل اینترنت دارید.

غیر فعال کردن رسید خوانده شده

برای خاموش کردن رسید خوانده شده، بروید به تنظیمات > حساب کاربری > حریم خصوصی و رشید خوانده شده را خاموش کنید.

توجه: این عمل رسید خوانده برای پیام های گروهی و رسید پخش شده برای پیام های صوتی را خاموش نمی کند. راهی برای غیر فعال کردن این دو وجود ندارد.



منبع پاسخ: مرکز راهنمایی وب سایت واتساپ

سوال و جواب ها با برچسب رسی


رُس طبق تعریف انجمن مواد و آزمون آمریکا به کانی‌های طبیعی آگلومره شده شامل فیلوسیلیکات آلومینیوم آب‌دار گفته می‌شود که با افزودن رطوبت کافی ویژگی‌های پلاستیک پیدا می‌کنند و با خشک شدن صلب می‌شوند. صفحه « رسی » در ویکیپدیا


سلام من ی دختر با حجاب و چادریم قبلنا ی مشکلاتی داشتم با دختر خالم هر وقت بیرون میرفتم این پسرا جلو من هعی میگفتن دختر خالم قشنگه و منم ناراحت میشدم از خودم نومید میشدم فک میکردم دختر خالم از من قشنگتره اونا اینجوری میکنن منم انقدر دلم شکسته بود و نومید شده بودم به حجاب رو اوردم و خیلی وقته با حجاب و چادری شدم و خیلی وقته به حجاب عادت کردم حتی موهام بیرون میزنه حواسم نباشه چون گیره ندارم اعصابم خرد میشه خیلی حجابو از گرفتم دوستدارم و عادت کردم به قران من پسر باز نبودم من فقط اون موقع ها موهام مثله دختر خالم بیرون بود چون موهام اون موقع ها بیرون بود هر وقت با دختر خالم بیرون میرفتم موهایع دوتامونم بیرون بود این پسرا هعی جلو من میگفتن اون قشنگه اصلا یکی نمیگفت اینم قشنگه انگاری من روح بودم یا جوری با من رفتار میکردن انگاری خدا فقط به دختر خالم زیبایی داده بود به من نداده بود اونجوری نومیدم کردن من اهله خلاف و پسر بازی به قران نیستم و هیچ وقتم نخواهم بود اون موقع ها هم وقتی اینو اون جلوم هعی میگفتن دختر خالم قشنگه نومید میشدم و خیلی وقته با حجاب شدم تغیر کردم دختر خالم هنوز همون جوریه هر کی ی عقاید ی داره انسانا اخلاقاشون فرق داره با هم من تغیر کردم اون نه ولی کلی دارم میگم هر چند کثیف و پسر باز نیستم ولی دلم واقعا خیلی تا الان سوخته از نومیدی ی نصیحته خواهرانه به اقایون میکنم تورو قران تو رو خدا تو رو اهل بیت کسیو از خودش نومید نکنید دختر بازی و این چیزا و تیکع انداختن به دخترا کارایه شیطانه و نومیده کسیو از خودش میکنید اینم کاره خدا نیست کاره شیطانه بهتون میگه تا جهنمیتون کنه چون خدا از بنده ای ناراضی میشه بنده هایه دیگه شو عزاب میده و نومید میکنه یا سرکارشون میزاره همونا که جلو من هعی میگفتن دختر خالت قشنگه یکیشون به خدا قسم خواستگاریشم نیامد اصلا دیگه پیداشونم نشد فقط خواستن اون دختره بیچا ررو الکی سرکار بزارن و منه بدبختم از خودم نومید کردن رفتن پی کارشون اینکارا گناهع اقایون برادران من یه نیته پاک مثله ی خواهر بهتون میگم دختران مغزشون ساده و پاکه با احساساتشون بازی نکنین اگر نمیخواین برین خواستگاریشون الکی نگین قشنگه یا چیزی یا اگر طرفیو دوستم ندارین اون یکیم برا ازدواج دوست ندارین تورو خدا وقتی خواستگاریه اون یکیم نمیرین الکی طرفی که باهاشه رو از خودش نومید نکنین این کاره به خدا قسم گناهع نه الکی سرکاره کسی بزارید وقتی برا زندگی کردن نمیخواینش الکی نگین قشنگه یا امیده الکی به کسی ندین دلش بشکنه بگه با خودش چرا هعی اینو اون الکی تیکه بهم میندازن کسی چرا پیدا نمیشه برا زندگی کردن منو بخواد وقتی نمیخواین با کسی ازدواج کنید نکنید دخترایه مردم برا شما ها نمیردن ازدواج چیه من ی دخترم ازدواج نمیکنم ولی ازدواجم نمیخواین با کسی کنین خواهشن با احساسات طرف بازی نکنین تو فکره ازدواج نندازینش الکی امید ندین قشنگی بعد برین دیگه پیداتونم نشه این ی نصیحته خواهرانه دلم واسه دخترا میسوزه پسرا شیطان شدین عزابه اینو اون میدین جهنمی میشین از خدا بترسین کسیو نومید نکنین امیده الکیم به کسی ندین وقتی برا ازدواج نمیخواینش

روی یه پروژه ی شخصی دارم کارم میکنم تحت معماری سه لایه، اما فعلا تو همون لایه ی DAL لنگ موندم
میخوام تا یه جاهایی از کاره همین لایه هم به صورتی باشه که تو پروژه های دیگه هم بشه ازش استفاده کنم.
کلاسایی که تا اینجا تعریف کردم به صورت زیر بوده:

1- یه کلاس به اسم ConnectionManager که به صورت sealed تعریف شده با سازنده ی private و متدهایی static برای خوندن کانکشن استرینگ از کانفیگ و ایجاد کانکشن و همینطور دوتا متد برای open و close کردن کانکشن

2- یه کلاس به اسم DbUtility که به صورت abstract تعریف شده که یه سری متدهای پایه ای مثل ایجاد کانکشن( با استفاده از متدهای کلاس بالا)، ایجاد یک SqlCommand و اختصاص اون کانکشن به SqlCommand و متدایی دیگه مثه انواع Execute کردن ها و ...

این تا اینجای کار بود....
====>حالا چندتا ابهام دارم!

من میخوام الان یه کلاس بنویسم واسه انجام کارایی مثله Select و Insert و Update و Delete و البته به هردو روش متصل و غیر متصل!
حالا چندتا سوال دارم:
1- بیام این متدهارو توی کلاس Dbutility به صورت Abstract تعریف کنم و بعد دو کلاس جدا تعریف کنم و این متدها رو یه بار به صورت متصل و یه بار غیر متصل توش پیاده کنم؟
2- بیام این متدهارو توی یه Interface قرار بدم و بعد بیام این دوتا کلاس متصل و غیر متصل رو بنویسم؟
3- اصلا 2 تا کلاس جداشون کنم درسته یا غلط؟
وووو

4- میدونم که روش اصولی اینکار استفاده از Design Pattern هاست، اما در حد آشنایی مطالعه کردم دربارشون! و دقیق نمیدونم از کدوم الگو باید استفاده کنم واسه انجام این کارا! و چجوری پیاده سازیش کنم
میخواستم اگه امکان داره دوستانی که تجربه ی عملی کار با معماری سه لایه و استفاده از الگوهای طراحی رو دارن راهنماییم کنن، تو اینترنتم زیاد گشتم اما یه چیزه کامل و کاربردی دستگیرم نشده، همه اشون مثالای ناقص و جسته گریخته هستن
این چیزیه که واقعا همه ی مبتدیای مثل من واسه پیشرفت یادگیری بش نیاز داریم
پیشاپیش ممنونم از کمکتون.

پ ن : من قبلا php کار میکردم، و جدیدن اومدم سمت .net یه چند ماهی میشه . مشکلی هم با سی شارپ ندارم و الانم 2 هفته اس mvc رو شروع کردم
خیلی مشتاقم و علاقه دارم اصولی برنامه نویسی کنم و پروژه هام رو حرفه ای کار کنم (نه مثله قدیما...)
سلام من ی دختر با حجاب و چادریم قبلنا ی مشکلاتی داشتم با دختر خالم هر وقت بیرون میرفتم این پسرا جلو من هعی میگفتن دختر خالم قشنگه و منم ناراحت میشدم از خودم نومید میشدم فک میکردم دختر خالم از من قشنگتره اونا اینجوری میکنن منم انقدر دلم شکسته بود و نومید شده بودم به حجاب رو اوردم و خیلی وقته با حجاب و چادری شدم و خیلی وقته به حجاب عادت کردم حتی موهام بیرون میزنه حواسم نباشه چون گیره ندارم اعصابم خرد میشه خیلی حجابو از گرفتم دوستدارم و عادت کردم به قران من پسر باز نبودم من فقط اون موقع ها موهام مثله دختر خالم بیرون بود چون موهام اون موقع ها بیرون بود هر وقت با دختر خالم بیرون میرفتم موهایع دوتامونم بیرون بود این پسرا هعی جلو من میگفتن اون قشنگه اصلا یکی نمیگفت اینم قشنگه انگاری من روح بودم یا جوری با من رفتار میکردن انگاری خدا فقط به دختر خالم زیبایی داده بود به من نداده بود اونجوری نومیدم کردن من اهله خلاف و پسر بازی به قران نیستم و هیچ وقتم نخواهم بود اون موقع ها هم وقتی اینو اون جلوم هعی میگفتن دختر خالم قشنگه نومید میشدم و خیلی وقته با حجاب شدم تغیر کردم دختر خالم هنوز همون جوریه هر کی ی عقاید ی داره انسانا اخلاقاشون فرق داره با هم من تغیر کردم اون نه ولی کلی دارم میگم هر چند کثیف و پسر باز نیستم ولی دلم واقعا خیلی تا الان سوخته از نومیدی ی نصیحته خواهرانه به اقایون میکنم تورو قران تو رو خدا تو رو اهل بیت کسیو از خودش نومید نکنید دختر بازی و این چیزا و تیکع انداختن به دخترا کارایه شیطانه و نومیده کسیو از خودش میکنید اینم کاره خدا نیست کاره شیطانه بهتون میگه تا جهنمیتون کنه چون خدا از بنده ای ناراضی میشه بنده هایه دیگه شو عزاب میده و نومید میکنه یا سرکارشون میزاره همونا که جلو من هعی میگفتن دختر خالت قشنگه یکیشون به خدا قسم خواستگاریشم نیامد اصلا دیگه پیداشونم نشد فقط خواستن اون دختره بیچا ررو الکی سرکار بزارن و منه بدبختم از خودم نومید کردن رفتن پی کارشون اینکارا گناهع اقایون برادران من یه نیته پاک مثله ی خواهر بهتون میگم دختران مغزشون ساده و پاکه با احساساتشون بازی نکنین اگر نمیخواین برین خواستگاریشون الکی نگین قشنگه یا چیزی یا اگر طرفیو دوستم ندارین اون یکیم برا ازدواج دوست ندارین تورو خدا وقتی خواستگاریه اون یکیم نمیرین الکی طرفی که باهاشه رو از خودش نومید نکنین این کاره به خدا قسم گناهع نه الکی سرکاره کسی بزارید وقتی برا زندگی کردن نمیخواینش الکی نگین قشنگه یا امیده الکی به کسی ندین دلش بشکنه بگه با خودش چرا هعی اینو اون الکی تیکه بهم میندازن کسی چرا پیدا نمیشه برا زندگی کردن منو بخواد وقتی نمیخواین با کسی ازدواج کنید نکنید دخترایه مردم برا شما ها نمیردن ازدواج چیه من ی دخترم ازدواج نمیکنم ولی ازدواجم نمیخواین با کسی کنین خواهشن با احساسات طرف بازی نکنین تو فکره ازدواج نندازینش الکی امید ندین قشنگی بعد برین دیگه پیداتونم نشه این ی نصیحته خواهرانه دلم واسه دخترا میسوزه پسرا شیطان شدین عزابه اینو اون میدین جهنمی میشین از خدا بترسین کسیو نومید نکنین امیده الکیم به کسی ندین وقتی برا ازدواج نمیخواینش


چند سوال تصادفی

سلام من یک دختر ۱۷ ساله هستم حس میکنم همه ی دنیا روی سرم خراب شده ۱۵ ساله بودم که فهمیدم پدرم به مادرم خیانت کرده خیلی سخت بود برام خیلی وقتی یاد آن روز ها میوفتم نا خود آگاه اشک میریزم یاد روز های بی پدری چون اون ما رو رها کرد خیلی سخت بود اما بعد از مدتی مجبور شد برگردد یه فاصله ای دوباره بهتر شد اما باز هم از طریق گوشی با خیلی ها هست و من دیگه داشتم به این قضیه عادت می کردم اما چند روزه که فهمیدم مادرم هم داره به پدرم خیانت میکنه باورش برام سخته کسی که تو روزای سخت کنارم بود کسی که حرف از تعهد میزد از این روابط بی زار بود حالا خودش وارد این بازی شده باشه نمی تونم باور کنم. واقعا حس می کنم نابود شدم دیگه همه چیمو از دست دادم نمیتونم این ها رو ببینم و ساکت باشم و تو چشماشون نگاه کنم .انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده و بد تر از همه اینه که فهمیدم مادرم با یکی از آشنا هامون که خیلی با هم رفت و آمد داریم به بابام خیانت کرده و من که اون آشنا رو میبینم دلم می خواد بکشمش واقعا تو شرایط سختی هستم خواهش میکنم یک مشاور یا هر کسی که میتونه و در توانش هست کمکم کنه خیلی نیاز به کمک دارم
سلام من ی دختر 29 سالم. مشکلات زیادی مثل مشکلات خونوادگی,برشکستگی، فوت پدرم و به هم خوردن ارتباطات فامیلیو شکستای عشقیو اینا رو پشت سر گذاشتم.تقریبا تا همین یک سال پیش روحیه بهتری تو تحمل این مشکلات داشتم اما ازاونجایی که هنوزم با یکسری از این مشکلا درگیرم یک ساله که خیلی روحیمو باختم خیلی بی انگیزه و بی حوصلم.سعی کردم برای خودم هدفایی مث شرکت کردن تو آزمون نظام مهندسی تعریف کنم تا بتونم موفق شمو روحیه بگیرم اما هربار با قبول نشدن بیشتر ضربه خوردم و اونم الان برام به ی شکل دیگه نا امیدی درومده.جنبه منفیه مسائلو بیشتر میبینم و بعضی وقتا بخاطر ی حرف یا مسئله کوچیک تا چندروز ذهنم درگیره و خودخوری میکنم. احساس میکنم به جای پیشرفت توی زندگیم پسرفت کردم و الانم به جلو حرکت کردن خیلی برام سخته.تمرکز ندارمو دائم ذهنم تو گذشته ها میچرخه و همیشه ام مسائلی که ناراحتم میکنه میاد جلو نظرم و بعد دائم بهش فک میکنم بعضی از این مسائلو تا همین یک سال پیش که بهش فک میکردم انقد برام بزرگو ناراحت کننده نبود اما همونا الان خیلی ناراحتم میکنن.قبلنا میل جنسیه زیادی داشتم اما الان اصلا علاقه ای ندارم حتی در حین رابطه ام این فکرا میاد توذهنم و نمیتونم لذت ببرم.گاهی وقتا نصفه شب از خواب بیدار میشم و انقد فکرای منفی میاد تو ذهنم که کلا اون شبو بی خواب میشم. ترس و نگرانی و استرس در مورد آینده دارم.لطفا راهنماییم کنین و بگین چیکار باید بکنم.مرسی



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات