سوالات با برچسب دلم


06

سوال


02

جواب

دختری 28 ساله هستم ، 7 سال پیش از نامزد قبلیم جداشدم و تا حالا خواستگار با شرایطی که به لحاظ تحصیلی ، چهره و... مناسب باشه نداشتم
مدتی که ی خواستگار که اونم به لحاظ تحصیلی از من پایین تره (من مهندسم و اون دیپلمه) و اینکه یکسال کم سن تر هست ،پیدا شده اما به دلم نمینشینه پشت تلفن دوسش دارم ولی وقتی کنارمه یجوریم(قدش کوتاه و لاغره)ولی خانوادم میگن قبول کن شاید دیگه خواستگار برات نیاد
الان بین دوراهی ام نمی دونم قبول کنم یا نه
یکی از خواهرام میگه قبول کن خواهر دیگم میگه اونو خودتو بدبخت نکن چون قبلا طلاق گرفتی دوباره حق اشتباه نداری
خواهش میکنم زودتر راهنماییم کنید
با تشکر
از گروه : معیار های انتخاب همسر 160  بازديد
من لیسانس الهیات گرایش فقه و مبانی حقوقم لیسانسمو از دانشگاه پیام نور گرفتم با معدلم 14
دوستای گلم بنظرتون من ارشدمو چی امتحان بدم بهتره با این معدل پایینم؟
من اگه بخوام حقوق جزا یا خصوصی کنکور ارشد بدم میتونم قبول بشم یا همین رشته خودمو کنکور بدم؟
کتابهایی که باید برای کنکور ارشد فقه و مبانی حقوق بدم چیه؟
دوستای خوبم اگه همتون راهنماییم کنین دعاتون میکنم من به نظرهای زیادی احتیاج دارم.
از گروه : کارشناسی ارشد 1295  بازديد
پربازدید ترین های این برچسب
من لیسانس الهیات گرایش فقه و مبانی حقوقم لیسانسمو از دانشگاه پیام نور گرفتم با معدلم 14
دوستای گلم بنظرتون من ارشدمو چی امتحان بدم بهتره با این معدل پایینم؟
من اگه بخوام حقوق جزا یا خصوصی کنکور ارشد بدم میتونم قبول بشم یا همین رشته خودمو کنکور بدم؟
کتابهایی که باید برای کنکور ارشد فقه و مبانی حقوق بدم چیه؟
دوستای خوبم اگه همتون راهنماییم کنین دعاتون میکنم من به نظرهای زیادی احتیاج دارم.
از گروه : کارشناسی ارشد 1295  بازديد
دختری 28 ساله هستم ، 7 سال پیش از نامزد قبلیم جداشدم و تا حالا خواستگار با شرایطی که به لحاظ تحصیلی ، چهره و... مناسب باشه نداشتم
مدتی که ی خواستگار که اونم به لحاظ تحصیلی از من پایین تره (من مهندسم و اون دیپلمه) و اینکه یکسال کم سن تر هست ،پیدا شده اما به دلم نمینشینه پشت تلفن دوسش دارم ولی وقتی کنارمه یجوریم(قدش کوتاه و لاغره)ولی خانوادم میگن قبول کن شاید دیگه خواستگار برات نیاد
الان بین دوراهی ام نمی دونم قبول کنم یا نه
یکی از خواهرام میگه قبول کن خواهر دیگم میگه اونو خودتو بدبخت نکن چون قبلا طلاق گرفتی دوباره حق اشتباه نداری
خواهش میکنم زودتر راهنماییم کنید
با تشکر
از گروه : معیار های انتخاب همسر 160  بازديد
سلام ببخشید یه سوال حدود دوسال پیش همکارم عاشق من بود و علاقه شدیدی هم به من داشت قصدشم فقط ازدواج بود منم اویل بهش یکم رو دادم از خدا پنهون نیس از شما چه پنهون اما بعدا نخواستم و ازش خواستم ازم دوری کنه اما اون تا الان هم عاشق منه و نظرش عوض نشده ولی من از اون متنفرم حتی تاقت دیدنشم ندارم حالا خودم هم به درد اون افتادم خودم هم عاشق همسایمون شدم اونم نسبت به من علاقه ای نداره شدیم این در به اون در کلا اعصابم خورده نمیدونم چیکار کنم اون هم ناراحت نشه و کارامو چبران کنم تا از این ورم قفل مشکل منم باز بشه حالا یه مشکل جدیدم اینکه پسر خالم هم عاشقمه و چند بارم ازم خواستگاری کرده الان عمل کرده به خواهرم میگفته که چرا من بهش ز نمیزنم راستش نمیخوام بهش رو بدم به نظرتون من چوب این کارامو میخورم یا به دلم میارم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 144  بازديد
آخرین جواب ها با این برچسب
سلام. در ازدواج اصل خود شمایید که تصمیم میگیرید و باید نظر نهایی را بدین. اگر شوهر به دل شما ننشینه در یک عمر زندگی کردن دچار مشکل میشین، ولی اگر قصدتان حتما ازدواج کردن و از بی همسری هراس دارین ناچارا باید با این موارد که ذکر کردین کنار بیاین. با اینحال اگر به استخاره اعتقاد داشته باشین و واقعا سر دوراهی هستین راهکار خوبیه، ولی دقت داشته باشین اگر بد آمد نباید پشت به استخاره کنید که اصلا خوب نیست، هرچند توصیه میشه تا میتوانید با مشورت و هم فکری از اهل خبره تصمیم بگیرین.
ولی مد نظر داشته باشین اگر آن آقا پسر شغل و درآمد داشته باشه، تحصیلات خیلی ملاک نیست ولی اینکه از شما کوچکتره قابل تامله.
در ازدواج هم کفو بودن ملاک است، یعنی خود دختر و پسر و خانواده هایشان به لحاظ اعتقادی اخلاقی اجتماعی فرهنگی و مالی در یک سطح باشند.
برایتان آرزوی خوشبختی و موفقیت دارم
از گروه : معیار های انتخاب همسر زمان : 19 شهریور ماه 1397 ساعت: 6:55:28  
سلام

نگران معدلتون نباشید در رشته ای که به آن علاقه دارید شرکت کنید فقط زیاد مطالعه کنید و در ضمن فعالیت های پژوهشی شما در این زمینه بسیار بسیار کارساز است در دوره جدید که فعلا 70 درصد نمره را به مصاحبه اختصاص داده اند! نظر استادان و بخصوص کارهای پژوهشی داوطلب اهمیت بسیار زیادی دارد.
از گروه : کارشناسی ارشد زمان : 10 شهریور ماه 1393 ساعت: 16:11:24  
پربازدید ترین ها

سوال و جواب ها با برچسب دلم





سلام وقت بخیر مستقیم میرم سر مطلب ۱۶ سالی در سن کم عاشق یه پسری شدم که به خانوادم حرف منو زد میخواستم که به دلیل شرایطش خانوادم حاظر به ازدواج ما نشدن و بعد به سربازی رفت ولی اجازه بهش دادن که اگه شرایطو بجا اورد میتونه بیاد خواستگاری و گذاشتن با هم چت کنیم یک سالو خوردی که خدمت سربازی بود در ارتباط بودیم و من دور از چشم مادر پدرم میرفتم موقع های میومد مرخصی میرفتم کنارش به من دست نمیزد هنیشه کنار هم با هم صحبت میکردیم که بعد از مدت ها یبار که دیدار کردیم همو دست منو گرفت در همین حدا بیشتر نبود ولی بازم همیشه مرخصی که میومد تا زمان مرخصیش هر روز میومد کنار خانوادم باهاشون صحبت میکرد همچنان همو میخواستیم مدتی گذشت که خدمت بود با من سرد شد رفتارش عوض شدقبلش به حدی همو میخواستیم که خیلیا خبر داشت تو شهر شهرمون کوچیکه توشهر پیچیده بود که ما همو چجوری میخواییم یهو رفت پرونده منو بست خیلی اذیت شد عذاب کشیدم برای یک ماه رفت ولی از دور حواسش بهم بود خبر بهم میرسید بعد یک ماه برگشت و گفت فقط خانوادت خبر داشته باشن برای دوسه روزی صبر کردم باهاش در ارتباط شدم حس خشم توم زیاد بود حس  بهش گفتم نمیخوامت ۴ ماه از زندگیش رفتم برای همیشه تا که دستش بد شکستو عمل جراحی کرد اون موقع بهش پیام دادم که چی شده اشتی کردی به مدت چند روز اون ادم عوض نشده بود رفتارش با من منو اذیت میکرد حالمو بد میکرد ازارم میداد کاری کرد که خانوادم رو من دست بلند کردن م اینبار من محکم رفتم چند ماهی گذشت بهدمن خواستگار اومد و متوجه شده بود بهش خبر رسیده بود که مورد تایید منم قرار گرفته پیام داد کلی حرف زدو من با سنگینی کامل جوابشو میدادم که ما بدرد هم نمیخوریم بعد از اون هفته ای یبار پیام میداد در مورد خواستگارم حرف میزد به بهونه های مختلف که باهام دعوا بگیره دیگه چند ماهی گذشت  خیلی پشیمون که چرا اونکارو کرد خانوادم دست رو من بلند کنن معذرت خواهی چند دیدن بار برای بر گشت به زنگیم که یهو دلم خواست یه فرصت دوباره بدم و دادم خیلی عوض شده بود بهش گفتم بزار به خانوادم بگم در ارتباطیم گفت تا زمانی شرایطشون بجا نیوردم ن ننگو  پنهونی ولی خواهر برادر عروس داماد خودشون خبر داشتن ما باهمیم یه گروه زده بود که باداونام در ارتباط شده بودم ولی خبر نداشتم مادر پدرش خبر ندارن به هر حال دیگه باهم در ارتباط شدیم خیلی تغییر کرده بود خوب شده بود تا که دیدم یروز رفته بود تهران لایو گرفته بود صدا دختر میمد بهش گفتم اینا کین گفت اجیام باهاش دعوا گرفتم و...قرار شد همو از نزدیک ببینیم باهم صحبت کنیم گفت بیا خونه منم طبق معمول با خیال جمع رفتم منو گرفت تو بغل دراز کشید بهم گفت تو که حساس نبودی خودت میگفتی اشکال نداره تو باشگاه با دخترا کار کنیو از این حرفا منم بهش گفتم من گفتم کار کنی نگفتم اجی داشته باشی در ارتباط بشی باهاشون همینو گفتم داستان تغییر یه اتفاقی افتاد که به خواست خودم نبود بعدش خیلی وحشتناک بود برام اون اتفاق که ازش توقع نداشتم ولی بازم باهم خوب بودیم ولی نگفت قید خواهرامو میزنمو اینا من بعد اون اتفاق خیلی گریه کردم ولی قرار بود زمانی به من دست بزنه دیگه به هیچ دختری دست درازی نکنه سر قضیه اون خواهریا دیگه باهم حرف نزدیم که به تفاهمم نرسیدیم گذشت گذشت رفتم کنار حرف زدیم یروز از من خواست که برم کنارش برای یه اتفاق دیگه منم با میل خودم رفتم چون دوست نداشتم به دخترای دیگه دست بزنه بارم رفتارش خوب بود مدتییی گذشت رفتارش یجوری شد بهم توجه نمیکنه پیامش میدم انلاین میشه جواب نمیده بعضی پیامارو زنگش میزنم خو
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 5  بازديد
سلام من گاهی اوقات بی دلیل دلم میگره دلم میخواد گریه کنم چیکار کنم این حس ازم دور شه؟
از گروه : سلامت روحی و جسمی 19  بازديد
من خیلی دلم میخاد با مادرم سکس داشته باشم اما نمیدونم چجوری
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 74  بازديد
سلام ببخشید یه سوال حدود دوسال پیش همکارم عاشق من بود و علاقه شدیدی هم به من داشت قصدشم فقط ازدواج بود منم اویل بهش یکم رو دادم از خدا پنهون نیس از شما چه پنهون اما بعدا نخواستم و ازش خواستم ازم دوری کنه اما اون تا الان هم عاشق منه و نظرش عوض نشده ولی من از اون متنفرم حتی تاقت دیدنشم ندارم حالا خودم هم به درد اون افتادم خودم هم عاشق همسایمون شدم اونم نسبت به من علاقه ای نداره شدیم این در به اون در کلا اعصابم خورده نمیدونم چیکار کنم اون هم ناراحت نشه و کارامو چبران کنم تا از این ورم قفل مشکل منم باز بشه حالا یه مشکل جدیدم اینکه پسر خالم هم عاشقمه و چند بارم ازم خواستگاری کرده الان عمل کرده به خواهرم میگفته که چرا من بهش ز نمیزنم راستش نمیخوام بهش رو بدم به نظرتون من چوب این کارامو میخورم یا به دلم میارم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 144  بازديد

من خیلی دلم میخاد با مادرم سکس داشته باشم اما نمیدونم چجوری
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 74  بازديد
سلام وقت بخیر مستقیم میرم سر مطلب ۱۶ سالی در سن کم عاشق یه پسری شدم که به خانوادم حرف منو زد میخواستم که به دلیل شرایطش خانوادم حاظر به ازدواج ما نشدن و بعد به سربازی رفت ولی اجازه بهش دادن که اگه شرایطو بجا اورد میتونه بیاد خواستگاری و گذاشتن با هم چت کنیم یک سالو خوردی که خدمت سربازی بود در ارتباط بودیم و من دور از چشم مادر پدرم میرفتم موقع های میومد مرخصی میرفتم کنارش به من دست نمیزد هنیشه کنار هم با هم صحبت میکردیم که بعد از مدت ها یبار که دیدار کردیم همو دست منو گرفت در همین حدا بیشتر نبود ولی بازم همیشه مرخصی که میومد تا زمان مرخصیش هر روز میومد کنار خانوادم باهاشون صحبت میکرد همچنان همو میخواستیم مدتی گذشت که خدمت بود با من سرد شد رفتارش عوض شدقبلش به حدی همو میخواستیم که خیلیا خبر داشت تو شهر شهرمون کوچیکه توشهر پیچیده بود که ما همو چجوری میخواییم یهو رفت پرونده منو بست خیلی اذیت شد عذاب کشیدم برای یک ماه رفت ولی از دور حواسش بهم بود خبر بهم میرسید بعد یک ماه برگشت و گفت فقط خانوادت خبر داشته باشن برای دوسه روزی صبر کردم باهاش در ارتباط شدم حس خشم توم زیاد بود حس  بهش گفتم نمیخوامت ۴ ماه از زندگیش رفتم برای همیشه تا که دستش بد شکستو عمل جراحی کرد اون موقع بهش پیام دادم که چی شده اشتی کردی به مدت چند روز اون ادم عوض نشده بود رفتارش با من منو اذیت میکرد حالمو بد میکرد ازارم میداد کاری کرد که خانوادم رو من دست بلند کردن م اینبار من محکم رفتم چند ماهی گذشت بهدمن خواستگار اومد و متوجه شده بود بهش خبر رسیده بود که مورد تایید منم قرار گرفته پیام داد کلی حرف زدو من با سنگینی کامل جوابشو میدادم که ما بدرد هم نمیخوریم بعد از اون هفته ای یبار پیام میداد در مورد خواستگارم حرف میزد به بهونه های مختلف که باهام دعوا بگیره دیگه چند ماهی گذشت  خیلی پشیمون که چرا اونکارو کرد خانوادم دست رو من بلند کنن معذرت خواهی چند دیدن بار برای بر گشت به زنگیم که یهو دلم خواست یه فرصت دوباره بدم و دادم خیلی عوض شده بود بهش گفتم بزار به خانوادم بگم در ارتباطیم گفت تا زمانی شرایطشون بجا نیوردم ن ننگو  پنهونی ولی خواهر برادر عروس داماد خودشون خبر داشتن ما باهمیم یه گروه زده بود که باداونام در ارتباط شده بودم ولی خبر نداشتم مادر پدرش خبر ندارن به هر حال دیگه باهم در ارتباط شدیم خیلی تغییر کرده بود خوب شده بود تا که دیدم یروز رفته بود تهران لایو گرفته بود صدا دختر میمد بهش گفتم اینا کین گفت اجیام باهاش دعوا گرفتم و...قرار شد همو از نزدیک ببینیم باهم صحبت کنیم گفت بیا خونه منم طبق معمول با خیال جمع رفتم منو گرفت تو بغل دراز کشید بهم گفت تو که حساس نبودی خودت میگفتی اشکال نداره تو باشگاه با دخترا کار کنیو از این حرفا منم بهش گفتم من گفتم کار کنی نگفتم اجی داشته باشی در ارتباط بشی باهاشون همینو گفتم داستان تغییر یه اتفاقی افتاد که به خواست خودم نبود بعدش خیلی وحشتناک بود برام اون اتفاق که ازش توقع نداشتم ولی بازم باهم خوب بودیم ولی نگفت قید خواهرامو میزنمو اینا من بعد اون اتفاق خیلی گریه کردم ولی قرار بود زمانی به من دست بزنه دیگه به هیچ دختری دست درازی نکنه سر قضیه اون خواهریا دیگه باهم حرف نزدیم که به تفاهمم نرسیدیم گذشت گذشت رفتم کنار حرف زدیم یروز از من خواست که برم کنارش برای یه اتفاق دیگه منم با میل خودم رفتم چون دوست نداشتم به دخترای دیگه دست بزنه بارم رفتارش خوب بود مدتییی گذشت رفتارش یجوری شد بهم توجه نمیکنه پیامش میدم انلاین میشه جواب نمیده بعضی پیامارو زنگش میزنم خو
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 5  بازديد
سلام ببخشید یه سوال حدود دوسال پیش همکارم عاشق من بود و علاقه شدیدی هم به من داشت قصدشم فقط ازدواج بود منم اویل بهش یکم رو دادم از خدا پنهون نیس از شما چه پنهون اما بعدا نخواستم و ازش خواستم ازم دوری کنه اما اون تا الان هم عاشق منه و نظرش عوض نشده ولی من از اون متنفرم حتی تاقت دیدنشم ندارم حالا خودم هم به درد اون افتادم خودم هم عاشق همسایمون شدم اونم نسبت به من علاقه ای نداره شدیم این در به اون در کلا اعصابم خورده نمیدونم چیکار کنم اون هم ناراحت نشه و کارامو چبران کنم تا از این ورم قفل مشکل منم باز بشه حالا یه مشکل جدیدم اینکه پسر خالم هم عاشقمه و چند بارم ازم خواستگاری کرده الان عمل کرده به خواهرم میگفته که چرا من بهش ز نمیزنم راستش نمیخوام بهش رو بدم به نظرتون من چوب این کارامو میخورم یا به دلم میارم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 144  بازديد
سلام من گاهی اوقات بی دلیل دلم میگره دلم میخواد گریه کنم چیکار کنم این حس ازم دور شه؟
از گروه : سلامت روحی و جسمی 19  بازديد
سلام ببخشید یه سوال حدود دوسال پیش همکارم عاشق من بود و علاقه شدیدی هم به من داشت قصدشم فقط ازدواج بود منم اویل بهش یکم رو دادم از خدا پنهون نیس از شما چه پنهون اما بعدا نخواستم و ازش خواستم ازم دوری کنه اما اون تا الان هم عاشق منه و نظرش عوض نشده ولی من از اون متنفرم حتی تاقت دیدنشم ندارم حالا خودم هم به درد اون افتادم خودم هم عاشق همسایمون شدم اونم نسبت به من علاقه ای نداره شدیم این در به اون در کلا اعصابم خورده نمیدونم چیکار کنم اون هم ناراحت نشه و کارامو چبران کنم تا از این ورم قفل مشکل منم باز بشه حالا یه مشکل جدیدم اینکه پسر خالم هم عاشقمه و چند بارم ازم خواستگاری کرده الان عمل کرده به خواهرم میگفته که چرا من بهش ز نمیزنم راستش نمیخوام بهش رو بدم به نظرتون من چوب این کارامو میخورم یا به دلم میارم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 144  بازديد
سلام من گاهی اوقات بی دلیل دلم میگره دلم میخواد گریه کنم چیکار کنم این حس ازم دور شه؟
از گروه : سلامت روحی و جسمی 19  بازديد
من خیلی دلم میخاد با مادرم سکس داشته باشم اما نمیدونم چجوری
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 74  بازديد
سلام وقت بخیر مستقیم میرم سر مطلب ۱۶ سالی در سن کم عاشق یه پسری شدم که به خانوادم حرف منو زد میخواستم که به دلیل شرایطش خانوادم حاظر به ازدواج ما نشدن و بعد به سربازی رفت ولی اجازه بهش دادن که اگه شرایطو بجا اورد میتونه بیاد خواستگاری و گذاشتن با هم چت کنیم یک سالو خوردی که خدمت سربازی بود در ارتباط بودیم و من دور از چشم مادر پدرم میرفتم موقع های میومد مرخصی میرفتم کنارش به من دست نمیزد هنیشه کنار هم با هم صحبت میکردیم که بعد از مدت ها یبار که دیدار کردیم همو دست منو گرفت در همین حدا بیشتر نبود ولی بازم همیشه مرخصی که میومد تا زمان مرخصیش هر روز میومد کنار خانوادم باهاشون صحبت میکرد همچنان همو میخواستیم مدتی گذشت که خدمت بود با من سرد شد رفتارش عوض شدقبلش به حدی همو میخواستیم که خیلیا خبر داشت تو شهر شهرمون کوچیکه توشهر پیچیده بود که ما همو چجوری میخواییم یهو رفت پرونده منو بست خیلی اذیت شد عذاب کشیدم برای یک ماه رفت ولی از دور حواسش بهم بود خبر بهم میرسید بعد یک ماه برگشت و گفت فقط خانوادت خبر داشته باشن برای دوسه روزی صبر کردم باهاش در ارتباط شدم حس خشم توم زیاد بود حس  بهش گفتم نمیخوامت ۴ ماه از زندگیش رفتم برای همیشه تا که دستش بد شکستو عمل جراحی کرد اون موقع بهش پیام دادم که چی شده اشتی کردی به مدت چند روز اون ادم عوض نشده بود رفتارش با من منو اذیت میکرد حالمو بد میکرد ازارم میداد کاری کرد که خانوادم رو من دست بلند کردن م اینبار من محکم رفتم چند ماهی گذشت بهدمن خواستگار اومد و متوجه شده بود بهش خبر رسیده بود که مورد تایید منم قرار گرفته پیام داد کلی حرف زدو من با سنگینی کامل جوابشو میدادم که ما بدرد هم نمیخوریم بعد از اون هفته ای یبار پیام میداد در مورد خواستگارم حرف میزد به بهونه های مختلف که باهام دعوا بگیره دیگه چند ماهی گذشت  خیلی پشیمون که چرا اونکارو کرد خانوادم دست رو من بلند کنن معذرت خواهی چند دیدن بار برای بر گشت به زنگیم که یهو دلم خواست یه فرصت دوباره بدم و دادم خیلی عوض شده بود بهش گفتم بزار به خانوادم بگم در ارتباطیم گفت تا زمانی شرایطشون بجا نیوردم ن ننگو  پنهونی ولی خواهر برادر عروس داماد خودشون خبر داشتن ما باهمیم یه گروه زده بود که باداونام در ارتباط شده بودم ولی خبر نداشتم مادر پدرش خبر ندارن به هر حال دیگه باهم در ارتباط شدیم خیلی تغییر کرده بود خوب شده بود تا که دیدم یروز رفته بود تهران لایو گرفته بود صدا دختر میمد بهش گفتم اینا کین گفت اجیام باهاش دعوا گرفتم و...قرار شد همو از نزدیک ببینیم باهم صحبت کنیم گفت بیا خونه منم طبق معمول با خیال جمع رفتم منو گرفت تو بغل دراز کشید بهم گفت تو که حساس نبودی خودت میگفتی اشکال نداره تو باشگاه با دخترا کار کنیو از این حرفا منم بهش گفتم من گفتم کار کنی نگفتم اجی داشته باشی در ارتباط بشی باهاشون همینو گفتم داستان تغییر یه اتفاقی افتاد که به خواست خودم نبود بعدش خیلی وحشتناک بود برام اون اتفاق که ازش توقع نداشتم ولی بازم باهم خوب بودیم ولی نگفت قید خواهرامو میزنمو اینا من بعد اون اتفاق خیلی گریه کردم ولی قرار بود زمانی به من دست بزنه دیگه به هیچ دختری دست درازی نکنه سر قضیه اون خواهریا دیگه باهم حرف نزدیم که به تفاهمم نرسیدیم گذشت گذشت رفتم کنار حرف زدیم یروز از من خواست که برم کنارش برای یه اتفاق دیگه منم با میل خودم رفتم چون دوست نداشتم به دخترای دیگه دست بزنه بارم رفتارش خوب بود مدتییی گذشت رفتارش یجوری شد بهم توجه نمیکنه پیامش میدم انلاین میشه جواب نمیده بعضی پیامارو زنگش میزنم خو
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 5  بازديد
سلام من گاهی اوقات بی دلیل دلم میگره دلم میخواد گریه کنم چیکار کنم این حس ازم دور شه؟
از گروه : سلامت روحی و جسمی 19  بازديد
من لیسانس الهیات گرایش فقه و مبانی حقوقم لیسانسمو از دانشگاه پیام نور گرفتم با معدلم 14
دوستای گلم بنظرتون من ارشدمو چی امتحان بدم بهتره با این معدل پایینم؟
من اگه بخوام حقوق جزا یا خصوصی کنکور ارشد بدم میتونم قبول بشم یا همین رشته خودمو کنکور بدم؟
کتابهایی که باید برای کنکور ارشد فقه و مبانی حقوق بدم چیه؟
دوستای خوبم اگه همتون راهنماییم کنین دعاتون میکنم من به نظرهای زیادی احتیاج دارم.
از گروه : کارشناسی ارشد 1295  بازديد
من خیلی دلم میخاد با مادرم سکس داشته باشم اما نمیدونم چجوری
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 74  بازديد
دختری 28 ساله هستم ، 7 سال پیش از نامزد قبلیم جداشدم و تا حالا خواستگار با شرایطی که به لحاظ تحصیلی ، چهره و... مناسب باشه نداشتم
مدتی که ی خواستگار که اونم به لحاظ تحصیلی از من پایین تره (من مهندسم و اون دیپلمه) و اینکه یکسال کم سن تر هست ،پیدا شده اما به دلم نمینشینه پشت تلفن دوسش دارم ولی وقتی کنارمه یجوریم(قدش کوتاه و لاغره)ولی خانوادم میگن قبول کن شاید دیگه خواستگار برات نیاد
الان بین دوراهی ام نمی دونم قبول کنم یا نه
یکی از خواهرام میگه قبول کن خواهر دیگم میگه اونو خودتو بدبخت نکن چون قبلا طلاق گرفتی دوباره حق اشتباه نداری
خواهش میکنم زودتر راهنماییم کنید
با تشکر
از گروه : معیار های انتخاب همسر 160  بازديد
سلام ببخشید یه سوال حدود دوسال پیش همکارم عاشق من بود و علاقه شدیدی هم به من داشت قصدشم فقط ازدواج بود منم اویل بهش یکم رو دادم از خدا پنهون نیس از شما چه پنهون اما بعدا نخواستم و ازش خواستم ازم دوری کنه اما اون تا الان هم عاشق منه و نظرش عوض نشده ولی من از اون متنفرم حتی تاقت دیدنشم ندارم حالا خودم هم به درد اون افتادم خودم هم عاشق همسایمون شدم اونم نسبت به من علاقه ای نداره شدیم این در به اون در کلا اعصابم خورده نمیدونم چیکار کنم اون هم ناراحت نشه و کارامو چبران کنم تا از این ورم قفل مشکل منم باز بشه حالا یه مشکل جدیدم اینکه پسر خالم هم عاشقمه و چند بارم ازم خواستگاری کرده الان عمل کرده به خواهرم میگفته که چرا من بهش ز نمیزنم راستش نمیخوام بهش رو بدم به نظرتون من چوب این کارامو میخورم یا به دلم میارم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 144  بازديد
سلام وقت بخیر مستقیم میرم سر مطلب ۱۶ سالی در سن کم عاشق یه پسری شدم که به خانوادم حرف منو زد میخواستم که به دلیل شرایطش خانوادم حاظر به ازدواج ما نشدن و بعد به سربازی رفت ولی اجازه بهش دادن که اگه شرایطو بجا اورد میتونه بیاد خواستگاری و گذاشتن با هم چت کنیم یک سالو خوردی که خدمت سربازی بود در ارتباط بودیم و من دور از چشم مادر پدرم میرفتم موقع های میومد مرخصی میرفتم کنارش به من دست نمیزد هنیشه کنار هم با هم صحبت میکردیم که بعد از مدت ها یبار که دیدار کردیم همو دست منو گرفت در همین حدا بیشتر نبود ولی بازم همیشه مرخصی که میومد تا زمان مرخصیش هر روز میومد کنار خانوادم باهاشون صحبت میکرد همچنان همو میخواستیم مدتی گذشت که خدمت بود با من سرد شد رفتارش عوض شدقبلش به حدی همو میخواستیم که خیلیا خبر داشت تو شهر شهرمون کوچیکه توشهر پیچیده بود که ما همو چجوری میخواییم یهو رفت پرونده منو بست خیلی اذیت شد عذاب کشیدم برای یک ماه رفت ولی از دور حواسش بهم بود خبر بهم میرسید بعد یک ماه برگشت و گفت فقط خانوادت خبر داشته باشن برای دوسه روزی صبر کردم باهاش در ارتباط شدم حس خشم توم زیاد بود حس  بهش گفتم نمیخوامت ۴ ماه از زندگیش رفتم برای همیشه تا که دستش بد شکستو عمل جراحی کرد اون موقع بهش پیام دادم که چی شده اشتی کردی به مدت چند روز اون ادم عوض نشده بود رفتارش با من منو اذیت میکرد حالمو بد میکرد ازارم میداد کاری کرد که خانوادم رو من دست بلند کردن م اینبار من محکم رفتم چند ماهی گذشت بهدمن خواستگار اومد و متوجه شده بود بهش خبر رسیده بود که مورد تایید منم قرار گرفته پیام داد کلی حرف زدو من با سنگینی کامل جوابشو میدادم که ما بدرد هم نمیخوریم بعد از اون هفته ای یبار پیام میداد در مورد خواستگارم حرف میزد به بهونه های مختلف که باهام دعوا بگیره دیگه چند ماهی گذشت  خیلی پشیمون که چرا اونکارو کرد خانوادم دست رو من بلند کنن معذرت خواهی چند دیدن بار برای بر گشت به زنگیم که یهو دلم خواست یه فرصت دوباره بدم و دادم خیلی عوض شده بود بهش گفتم بزار به خانوادم بگم در ارتباطیم گفت تا زمانی شرایطشون بجا نیوردم ن ننگو  پنهونی ولی خواهر برادر عروس داماد خودشون خبر داشتن ما باهمیم یه گروه زده بود که باداونام در ارتباط شده بودم ولی خبر نداشتم مادر پدرش خبر ندارن به هر حال دیگه باهم در ارتباط شدیم خیلی تغییر کرده بود خوب شده بود تا که دیدم یروز رفته بود تهران لایو گرفته بود صدا دختر میمد بهش گفتم اینا کین گفت اجیام باهاش دعوا گرفتم و...قرار شد همو از نزدیک ببینیم باهم صحبت کنیم گفت بیا خونه منم طبق معمول با خیال جمع رفتم منو گرفت تو بغل دراز کشید بهم گفت تو که حساس نبودی خودت میگفتی اشکال نداره تو باشگاه با دخترا کار کنیو از این حرفا منم بهش گفتم من گفتم کار کنی نگفتم اجی داشته باشی در ارتباط بشی باهاشون همینو گفتم داستان تغییر یه اتفاقی افتاد که به خواست خودم نبود بعدش خیلی وحشتناک بود برام اون اتفاق که ازش توقع نداشتم ولی بازم باهم خوب بودیم ولی نگفت قید خواهرامو میزنمو اینا من بعد اون اتفاق خیلی گریه کردم ولی قرار بود زمانی به من دست بزنه دیگه به هیچ دختری دست درازی نکنه سر قضیه اون خواهریا دیگه باهم حرف نزدیم که به تفاهمم نرسیدیم گذشت گذشت رفتم کنار حرف زدیم یروز از من خواست که برم کنارش برای یه اتفاق دیگه منم با میل خودم رفتم چون دوست نداشتم به دخترای دیگه دست بزنه بارم رفتارش خوب بود مدتییی گذشت رفتارش یجوری شد بهم توجه نمیکنه پیامش میدم انلاین میشه جواب نمیده بعضی پیامارو زنگش میزنم خو
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 5  بازديد
من لیسانس الهیات گرایش فقه و مبانی حقوقم لیسانسمو از دانشگاه پیام نور گرفتم با معدلم 14
دوستای گلم بنظرتون من ارشدمو چی امتحان بدم بهتره با این معدل پایینم؟
من اگه بخوام حقوق جزا یا خصوصی کنکور ارشد بدم میتونم قبول بشم یا همین رشته خودمو کنکور بدم؟
کتابهایی که باید برای کنکور ارشد فقه و مبانی حقوق بدم چیه؟
دوستای خوبم اگه همتون راهنماییم کنین دعاتون میکنم من به نظرهای زیادی احتیاج دارم.
از گروه : کارشناسی ارشد 1295  بازديد
دختری 28 ساله هستم ، 7 سال پیش از نامزد قبلیم جداشدم و تا حالا خواستگار با شرایطی که به لحاظ تحصیلی ، چهره و... مناسب باشه نداشتم
مدتی که ی خواستگار که اونم به لحاظ تحصیلی از من پایین تره (من مهندسم و اون دیپلمه) و اینکه یکسال کم سن تر هست ،پیدا شده اما به دلم نمینشینه پشت تلفن دوسش دارم ولی وقتی کنارمه یجوریم(قدش کوتاه و لاغره)ولی خانوادم میگن قبول کن شاید دیگه خواستگار برات نیاد
الان بین دوراهی ام نمی دونم قبول کنم یا نه
یکی از خواهرام میگه قبول کن خواهر دیگم میگه اونو خودتو بدبخت نکن چون قبلا طلاق گرفتی دوباره حق اشتباه نداری
خواهش میکنم زودتر راهنماییم کنید
با تشکر
از گروه : معیار های انتخاب همسر 160  بازديد
سلام ببخشید یه سوال حدود دوسال پیش همکارم عاشق من بود و علاقه شدیدی هم به من داشت قصدشم فقط ازدواج بود منم اویل بهش یکم رو دادم از خدا پنهون نیس از شما چه پنهون اما بعدا نخواستم و ازش خواستم ازم دوری کنه اما اون تا الان هم عاشق منه و نظرش عوض نشده ولی من از اون متنفرم حتی تاقت دیدنشم ندارم حالا خودم هم به درد اون افتادم خودم هم عاشق همسایمون شدم اونم نسبت به من علاقه ای نداره شدیم این در به اون در کلا اعصابم خورده نمیدونم چیکار کنم اون هم ناراحت نشه و کارامو چبران کنم تا از این ورم قفل مشکل منم باز بشه حالا یه مشکل جدیدم اینکه پسر خالم هم عاشقمه و چند بارم ازم خواستگاری کرده الان عمل کرده به خواهرم میگفته که چرا من بهش ز نمیزنم راستش نمیخوام بهش رو بدم به نظرتون من چوب این کارامو میخورم یا به دلم میارم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 144  بازديد
من خیلی دلم میخاد با مادرم سکس داشته باشم اما نمیدونم چجوری
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 74  بازديد
سلام من گاهی اوقات بی دلیل دلم میگره دلم میخواد گریه کنم چیکار کنم این حس ازم دور شه؟
از گروه : سلامت روحی و جسمی 19  بازديد
سلام وقت بخیر مستقیم میرم سر مطلب ۱۶ سالی در سن کم عاشق یه پسری شدم که به خانوادم حرف منو زد میخواستم که به دلیل شرایطش خانوادم حاظر به ازدواج ما نشدن و بعد به سربازی رفت ولی اجازه بهش دادن که اگه شرایطو بجا اورد میتونه بیاد خواستگاری و گذاشتن با هم چت کنیم یک سالو خوردی که خدمت سربازی بود در ارتباط بودیم و من دور از چشم مادر پدرم میرفتم موقع های میومد مرخصی میرفتم کنارش به من دست نمیزد هنیشه کنار هم با هم صحبت میکردیم که بعد از مدت ها یبار که دیدار کردیم همو دست منو گرفت در همین حدا بیشتر نبود ولی بازم همیشه مرخصی که میومد تا زمان مرخصیش هر روز میومد کنار خانوادم باهاشون صحبت میکرد همچنان همو میخواستیم مدتی گذشت که خدمت بود با من سرد شد رفتارش عوض شدقبلش به حدی همو میخواستیم که خیلیا خبر داشت تو شهر شهرمون کوچیکه توشهر پیچیده بود که ما همو چجوری میخواییم یهو رفت پرونده منو بست خیلی اذیت شد عذاب کشیدم برای یک ماه رفت ولی از دور حواسش بهم بود خبر بهم میرسید بعد یک ماه برگشت و گفت فقط خانوادت خبر داشته باشن برای دوسه روزی صبر کردم باهاش در ارتباط شدم حس خشم توم زیاد بود حس  بهش گفتم نمیخوامت ۴ ماه از زندگیش رفتم برای همیشه تا که دستش بد شکستو عمل جراحی کرد اون موقع بهش پیام دادم که چی شده اشتی کردی به مدت چند روز اون ادم عوض نشده بود رفتارش با من منو اذیت میکرد حالمو بد میکرد ازارم میداد کاری کرد که خانوادم رو من دست بلند کردن م اینبار من محکم رفتم چند ماهی گذشت بهدمن خواستگار اومد و متوجه شده بود بهش خبر رسیده بود که مورد تایید منم قرار گرفته پیام داد کلی حرف زدو من با سنگینی کامل جوابشو میدادم که ما بدرد هم نمیخوریم بعد از اون هفته ای یبار پیام میداد در مورد خواستگارم حرف میزد به بهونه های مختلف که باهام دعوا بگیره دیگه چند ماهی گذشت  خیلی پشیمون که چرا اونکارو کرد خانوادم دست رو من بلند کنن معذرت خواهی چند دیدن بار برای بر گشت به زنگیم که یهو دلم خواست یه فرصت دوباره بدم و دادم خیلی عوض شده بود بهش گفتم بزار به خانوادم بگم در ارتباطیم گفت تا زمانی شرایطشون بجا نیوردم ن ننگو  پنهونی ولی خواهر برادر عروس داماد خودشون خبر داشتن ما باهمیم یه گروه زده بود که باداونام در ارتباط شده بودم ولی خبر نداشتم مادر پدرش خبر ندارن به هر حال دیگه باهم در ارتباط شدیم خیلی تغییر کرده بود خوب شده بود تا که دیدم یروز رفته بود تهران لایو گرفته بود صدا دختر میمد بهش گفتم اینا کین گفت اجیام باهاش دعوا گرفتم و...قرار شد همو از نزدیک ببینیم باهم صحبت کنیم گفت بیا خونه منم طبق معمول با خیال جمع رفتم منو گرفت تو بغل دراز کشید بهم گفت تو که حساس نبودی خودت میگفتی اشکال نداره تو باشگاه با دخترا کار کنیو از این حرفا منم بهش گفتم من گفتم کار کنی نگفتم اجی داشته باشی در ارتباط بشی باهاشون همینو گفتم داستان تغییر یه اتفاقی افتاد که به خواست خودم نبود بعدش خیلی وحشتناک بود برام اون اتفاق که ازش توقع نداشتم ولی بازم باهم خوب بودیم ولی نگفت قید خواهرامو میزنمو اینا من بعد اون اتفاق خیلی گریه کردم ولی قرار بود زمانی به من دست بزنه دیگه به هیچ دختری دست درازی نکنه سر قضیه اون خواهریا دیگه باهم حرف نزدیم که به تفاهمم نرسیدیم گذشت گذشت رفتم کنار حرف زدیم یروز از من خواست که برم کنارش برای یه اتفاق دیگه منم با میل خودم رفتم چون دوست نداشتم به دخترای دیگه دست بزنه بارم رفتارش خوب بود مدتییی گذشت رفتارش یجوری شد بهم توجه نمیکنه پیامش میدم انلاین میشه جواب نمیده بعضی پیامارو زنگش میزنم خو
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 5  بازديد


چند سوال تصادفی

بهترین جنس مانیتور کامپیوتر؟
از گروه : کامپیوتر 2199  بازدید
معیارهای یک همسر خوب چیست؟
از گروه : ازدواج 3634  بازدید
اگر دوستان راهنمایی کنند که چطور ایمیل خود را از یاهو یا جیمیل خالی کنم. یعنی اینکه تمام محتویات آن را تا حدامکان به همانصورتی که در یاهو و یا جیمیل نشان می‌دهند در هارد خود داشته باشم و بتوانم از آن استفاده کنم.
از گروه : اینترنت و سایت ها 2416  بازدید
نمی‌دانم چطور مطرح کنم تا منظور خودم را که به این مشکل برخوردم بیان کنم. مدتی پیش یک سایت خبری را دیدم که خبر جالب توجهی را در صفحه اول آن آورده بود. بنا به دلایلی نتوانستم آن خبر را ذخیره کنم و کامپیوتر را خاموش کردم و رفتم و ساعتی بعد که آمدم دیدم آن سایت خبری، آن خبر را به کل برداشته است. با توجه به اینکه در هیستوری کامپیوتر آخرین صفحه از یک url ذخیره می‌شود من چطور می‌توانم آن صفحه‌ی قبلی را ببینم؟
از گروه : اینترنت و سایت ها 2363  بازدید
چطوري با نرم افزار اتولوك ايميل هامو چك كنم به طوري كه ايميل هاي تكراري دوباره دانلود نشن.
از گروه : مشکلات نرم افزار 2382  بازدید
در فیس بوک چگونه می‌توانم نام دیگری (مانند: نام مستعار، نام میانی) را به نمایه‌ام اضافه کنم؟
از گروه : سوالات متداول در مورد فیس بوک 229  بازدید
با سلام خدمت همه دوستان تورو خدا کمک کنید من یه برنامه به زبان سی شارپ تو محیط کنسول که با استفاده از کلاس و ارث بری بتونه محیط و مساحت مربع،دایره، ومستطیل را محاسبه کنید تورو خدا کمک کنید بخدا تنها راه قبولی از این درس همینه ممنون میشم کمک کنید
از گروه : برنامه نویسی به زبان #C 1135  بازدید
می خواستم بدونم چطوری میشه کنار اسم سایت آیکون های کوچک را گذاشت؟
از گروه : سوالات گوناگون 1064  بازدید
بهترین نرم افزار میکس حرفه ای فیلم چیست؟
از گروه : سوالات گوناگون 1254  بازدید
در فیس بوک چگونه به گزارش فعالیتم دسترسی پیدا کنم؟
از گروه : سوالات متداول در مورد فیس بوک 227  بازدید
کلید میانبر (shortcut) نمایش دسكتاپ معادل Show Desktop چیست؟
از گروه : سوالات گوناگون 204  بازدید
با سلام
من يك برادر دارم كه بيست ساله مي باشد و چن ماهي است عقد كرده ولي متاسفانه من فك ميكنم داراي اختلال شخصيتي شده و اكنون مي گويد من نمي خوامش هميشه عصبي مضطرب و به قول خودش مي گه من خودم نمي دونم دارم چيكار ميكنم خواهش مي كنم راهنمايي كنيد ما چه جوري مي تونيم بهش كمك كنيم
از گروه : مسایل روحی 1323  بازدید
لینک دانلود چند تا از کتابای فریدون مشیری رو می خوام.
از گروه : هنر و فرهنگ 2179  بازدید
این چنذ جمله است؟
او مهربان و زیبا و بخشنذه بوذ
وقتی توی جمله واو ذاشتیم چصوری حساب میکنیم؟
از گروه : راهنمایی 1009  بازدید
سلام
می خواستم بدونم ایا میشه با کابل usb با موبایل از اینترنت adsl کامپیوتر استفاده کرد؟(موبایلم xperia l هستش و مودمم وا فای نداره)
لطفا کمکم کنید...
با بلوتوث چطور؟
لطفا واضح توضیح بدین.
از گروه : تکنولوژی های موبایل 1337  بازدید



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات