سوالات با برچسب بچه


32

سوال


51

جواب

دخترم کلاس دوم ابتدایی است با وجود استعداد بالا اعتماد به نفس پایینی دارد و بسیار منزوی است؛ چه راهکاری پیشنهاد می دید؟
از گروه : بهود روابط اجتماعی 1172  بازديد
سلام. من 29 سال و خانمم28 سال داریم.دوسال پیش با همسرم ازدواج کردم و بچه نداریم. مشکل رفتاری خانمم که همیشه منجر به اختلاف ما میشه این هست که خانمم تا وقتی که پای صحبت و بحث باشه حالت نرمالی را تاحدودی داره ولی مشکل انجاست که من سعی میکنم اونو فعال نگه دارم و باهاش حرف بزنم چون بدجور ماتش میبره و حالت غیر عادی پیش میاد و بقیه یه جور دیگه نگاهش میکنند و سعی میکنم همیشه در جمع بهش نگاه کنم تا به خودش بیاد. همیشه این رفتارش ازارم میده. مثلا در بانک یا اداره یا مطب منتظر بشینیم به هر طرف که نگاه کنه همان نقطه زوم میشه وسعی میکنم باهاش حرف بزنم تا ماتش نبره چون وقتی ماتش ببره تمام خستگی و پیری در قیافش دیده میشه.نمیدونم چکار کنم کمکم کنید.
از گروه : روان درمانی 950  بازديد
سلام
خانمم دو بار سقط کرده در هفته های 7 و 8 روحیه اش خیلی خرابه الان 8 ماه میگذره چطوری بهش بگم؟
آزمایش هم دادیم مشکلی نبوده چیکار کنیم علت چیست؟
از گروه : مسایل روحی 1158  بازديد
پربازدید ترین های این برچسب
میشه متن های قشنگ و رمانتیکی که به ذهنتون می رسه برای نوشتن روی کیک تولد رو بم پیشنهاد بدید ؟
از گروه : جالب 102745  بازديد
مادر من کمبودای زیادی تو زندگیش داره،پدرم معلوله و مرد خوبی نبوده براش
اما پدربزرگم همیشه پشتمون بوده و حتی دانشگاه و هزینه ازدواج منو تقبل کرده،اما مادر من به قدری منو از بچگی تاالان آزار داده و جدیدا شعارش این شده که من از زندگیم لذت نبردم و من باید به فکر خودم باشم و حتی من فهمیدم که با مردای دیگه هم رابطه داره
اون زندگیمو جهنم کرده الان که من نامزد کردم شوهرم که میاد خونمون حتی مراقب حرف زدنش نیس و من باید انقد هرجوری هس اوضاع رو درست کنم تا شوهرم تصویر بدی ازش پیدا نکنه،قبلا باهاش راجع به کاراش حرف میزدم ولی همیشه مقاومت میکرد و تهشم میگفت من نمیتونم زندگیمو پای بچه هام بذارم
من دیگه ازش گذشتم انتظاریم ندارم ولی نمیتونم رفتاراشو تحمل کنم مثلا وقتی میریم دنبال خرید جهیزیه همش آه میکشه که کاش میتونستم واسه خودم اینارو بخرم اما بقیه مادرا با ذوق واسه دختراشون خرید میکنن
همش خودشو با اینو اون مقایسه میکنه به پدرم مهری نداره خونمون مثه جهنمه و حتی من که میرم خونه شوهرم همش بهونه میگیره و زنگ میزنه که برگرد،شادیو به من حروم کرده افسردم کرده،کاری کرده که مادرشوهرم اینا هم ازش بدشون میاد
فک میکنه من و شوهرم باید در اختیارش باشیم و کمبودای بابامو شوهر من واسش جبران کنه
فقط بهم بگین تا عروسی چه جوری تحملش کنم؟چه جوری بی تفاوت باشم؟
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 1723  بازديد
با سلام
دوستان میشه اسم پسر پیشنهاد بدین و معنیشو هم بزارید؟
جریان قدم نو رسیده هست ... :)
از گروه : اداب و رسوم 1276  بازديد
آخرین جواب ها با این برچسب
پربازدید ترین ها

سوال و جواب ها با برچسب بچه


کودَک یا بچه یا وچه[۱] به انسان خردسال (دختر و پسر) گفته می‌شود. برابر دیگر کودک در زبان فارسی واژه بچه می‌باشد.واژه کودک از ریشه واژه پهلوی kuk به معنای کوتاه می‌باشد و با واژه‌های کوتاه و کوچک هم خانواده می‌باشد. این واژه به بزرگ نشدن و سادگی و پاکی نیز اشاره دارد. صفحه « بچه » در ویکیپدیا


سلام من یه فیلم دیدم دختر بچه ها رو میدزدن میبرن یه جزیره آموزشش میدن برا کشتن
از گروه : فیلم های سینمایی 8  بازديد
دختر بچه ها رو تو سن شش هفت سالگی میدوزدن و همه شون رو میبرن تو یه جزیره وسط دریا که هیچ راه فرار نداره اونا رو اموزش جنگی میدن تا اینکه بزرگ میشن و در اخر بین این دخترها مسابقه میزارن که تو مسابقه همدیگر رو میکشن تا اینکه از بین پنجاه تا دختر فقط سه چهار تا زنده میمونن که قویترین و باهوشترین بودن بعد اون چندتا دختر رو میارن داخل شهر که کسایی که ریس گروه بهشون دستور میداد این دخترها میرفتند و شخص مورد نظر رو میکشدن
از گروه : سینما 11  بازديد
سلام من حدود 3 یا 4 سال پیش ی فلم دیدم در رابطه با یک ربات .اون پسر بچه بود و انگار گم شده بود و بعد تو شهربازی بود بعدش می خواست برگرده خونه بعد یکی از این رایانه ها ی ادرس نا مفهوم بهش داد ولی اون پیداش کرد اونجا کارخانهی پدرش بود ک داشت از روش می ساخت اونجا بود ک فهمید رباته بعد رفت روی اون بلندی اونجا و خودش رو رها کرد و افتاد تو دریا بعد مثلا چندین سال بعد بیگانه ها پیداش می کنن و مثلا اون موقع انسان ها نابود شدن و هیچ اطلاعاتی ازشون نیست فقط از روی نسخه ی فکری این بچه رباته براش مادرش رو بازسازی می کنن (فقط تصور)بعد اون ربات دوم نمی یاره و فقط یک شب با مادرشه و دق می کنه و می میره تو رو خدا اگه کسی اسمشو میدونه یا کارگردانش یا هر چی بهم بگه الان چند سالی هست تو فکرشم راستی از شبکه ی نمایش پخش شده بود ایمیلم هم اینه
از گروه : سینما 27  بازديد
فیلم که زنه دختر بچها رو میدوزده میبره یه جزیره امن به اونا اموزش رزمی میده تا مردهای مهم رو بکشه
از گروه : فیلم های سینمایی 24  بازديد
سلام به دنبال اسم یک فیلم هستم با ژانر ترسناک که در اول فیلم پسر بچه ای داخل مترو قیافه آدم ها رو به شکل جن مشاهده می کرده بعد همون پسر پس از مدتی با یک آینه بزرگ جن رو از بدن فردی به بیرون از ساختمان پرتاب میکند و جن بر روی ماشین پرتاب میشه اواسط فیلم هم بوسیله یک گربه هیپنوتیزم میکنه تا به دنبال دختری که در بیمارستان بستری بود و مرده بگردد
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 27  بازديد
سلام دانش آموز سال دهم هستم. برای روز معلم جشن گرفتیم و متاسفانه یکسری از بچه ها برف شادی و فشفشه زدند و به دلیل حقارت بعضی ها که مشخص نشد چه کسایی بودند معلم دچار حریق شد .. اطلاعات زیادی در مورد وضعیت معلم نداریم ولی به ما گفتن منتقل شد به بیمارستان و کنی سوختگی داشته و چشم سمت راستش هم اشکال پیدا کرده . با توجه به اینکه مقصر اصلی هنوز پیدا نشده اگر معلم دست به شکایت بزنه چه اتفاقی میوفته و حکم چیه ؟ اگر هم مقصر پیدا بشه و اعتراف کنه حکم چیه ممنون میشم به این دو سوال جواب بدید
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 50  بازديد
چطوری باز توضیح بدم شوهرم رفتاش بامن مثل بچه هاس احساس میکنم رفتارش با بقیه اینطوری نیست
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 33  بازديد

فیلم که زنه دختر بچها رو میدوزده میبره یه جزیره امن به اونا اموزش رزمی میده تا مردهای مهم رو بکشه
از گروه : فیلم های سینمایی 24  بازديد
دوتا بچه بودن ویک مادر که همش سر کار بود یک عروس بود تو اون که بابچه ها بازی می کرد مادرهم نمی دانست عروسکه هم یک ماشین داشت
بیشتراز ای یادم نمیاد هرکی اسم فیلم رو گفت تو اینترنت زدم همون بود بهش 20000 می دم
از گروه : اینترنت و سایت ها 84  بازديد
چطور جواب نامناسب یک نفر را پاک کنم؟ این فرد به همه بی ادبی کرده و بچه خیلی بدی است. من واقعا غصه خوردم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 66  بازديد
سلام یک فیلم بود پسر بچه ی تو پرورشگاه یک گیتار پیدا کرد و شروع کرد به زدن گیتار در پارک بعد ها به دانشگاه موسیقی رقت و در اخر فیلم هم رهبر یک ارکستر شد و پدر و مادرش هم که اونو ول کرده بودن اومده بودن اونجا اسم فیلم رو یادم نمیاد
از گروه : سینما 75  بازديد
سلام یک فیلم هندی هست با این موضوع که اتوبوس که داخلش بچه ها بودن چپ میکنه و مردی که خانومش توی اون اتوبوس بود دنبالش میگرده که رد اخر میفهمه سرخپوستا همسرش که باردار بود رو نجات میدن و فرزندش بدنیا اومده و همسرش مرده اسم فیلم رو میخواستم پیداش نمیکنم☹
از گروه : فیلم 33  بازديد
سلام به دنبال اسم یک فیلم هستم با ژانر ترسناک که در اول فیلم پسر بچه ای داخل مترو قیافه آدم ها رو به شکل جن مشاهده می کرده بعد همون پسر پس از مدتی با یک آینه بزرگ جن رو از بدن فردی به بیرون از ساختمان پرتاب میکند و جن بر روی ماشین پرتاب میشه اواسط فیلم هم بوسیله یک گربه هیپنوتیزم میکنه تا به دنبال دختری که در بیمارستان بستری بود و مرده بگردد
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 27  بازديد
چطوری باز توضیح بدم شوهرم رفتاش بامن مثل بچه هاس احساس میکنم رفتارش با بقیه اینطوری نیست
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 33  بازديد
سلام دوستان
یادمه چند سال پیش یه فیلمی از تلویزیون دیدم که جزئیات دقیقش رو هم یادم نیست.
یه آدم خیلی مایه دار بود که هم روزنامه داشت هم فروشگاههای زنجیره ای و خیلی چیزای دیگه
و یه پسربچه شاید هفت هشت ساله هم داشت که با مادرش تو یه کشور دیگه زندگی میکرد و سالی چند روز میومد پیش باباش
یه سری که پیش باباش بود، خدمه باباش اونو به یکی از فروشگاههای باباش برده بودن که هر چی میخواد انتخاب کنه و اون هم یه آقای خبرنگاری رو که اتفاقا برای روزنامه باباش کار میکرد دید و گفت که اونو میخواد و اونها هم از اون آقای خبرنگار خواستن که بخاطر بچه قبول کنه که بسته بندیش کنن و ببرنش خونشون و یه پولی هم بهش بدن
البته اون خبرنگاره خیلی بهش برخورد ولی قبول کرد و رفت و با اون بچهه رفیق شد و علیه باباش نشریه داخلی راه انداخت و ...
حالا کسی میدونه اسم این فیلم چیه و از کجا میتونم پیداش کنم؟
خیلی ممنون
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 106  بازديد
با سلام یه فیلم هست که در ابتدای فیلم دو ماشین تصادف میکنند و هردو راننده زن هستند و هردو باردار هستند یکی از زن ها در اثر تصادف بچه تو شکمش میمیره و در انتهای فیلم شکم اون یکی رو پاره میکنه بچه رو در میاره اسم فیلم رو میخوام ممنون
از گروه : فیلم 70  بازديد
چطوری باز توضیح بدم شوهرم رفتاش بامن مثل بچه هاس احساس میکنم رفتارش با بقیه اینطوری نیست
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 33  بازديد
فیلم خارجی چند تا بچه که میخان ی فدک رو نجات بدن از دست مردی ک میخاد ببرش تو سیرک و اولش ازار اذیت میدن فیلمه طنزه
از گروه : سینما 87  بازديد
با سلام و خسته نباشید
34سال دارم وقتی با کسی حرف میزنم حتا با بچه کوچک یهویی یه حالت عجیبی میاد طرفم کنترل خودمو از دست میدم خجالتی گویا یا نه نمیدونم ،باید حتما ی حرکتی کنم تا اروم بشم و دوباره بعد چند دقیقه تکرار میشه ?
بعد از تشیع جنازه که میام خونه و خودم تنها باشم تو فکر صحنه سازی میکنم و ترس ور میداره ?
وقتی کسی منو مورد تمسخر قرار میده و مداوم تکرار میکنه کنترولم یهوی از دست میره عرق میکنم خجالت میکشم قفل میشم?
جاهای اداری که میرم بعضی از موقه اضطراب میگیرم ?
خاستم بدونم این چهار موضع هر کدوم چه مریضی هستند 3
با تشکر محبت میکنید
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 69  بازديد
فیلم که زنه دختر بچها رو میدوزده میبره یه جزیره امن به اونا اموزش رزمی میده تا مردهای مهم رو بکشه
از گروه : فیلم های سینمایی 24  بازديد
دوتا بچه بودن ویک مادر که همش سر کار بود یک عروس بود تو اون که بابچه ها بازی می کرد مادرهم نمی دانست عروسکه هم یک ماشین داشت
بیشتراز ای یادم نمیاد هرکی اسم فیلم رو گفت تو اینترنت زدم همون بود بهش 20000 می دم
از گروه : اینترنت و سایت ها 84  بازديد
با سلام واحترام
من 31ساله مهندس ساختمان استخدام رسمی با درآمد ماهانه1200000تومان حدود9ساله پیش با همسرم آشنا شدم ،ایشان تازه دیپلم هنرستان دررشته معماری گرفته بودنند.درنهایت هر دو خانواده بعد از گذشت 3ماه ازآشنایی ما درجریان قرار گرفتند و دراین فاصله ایشان را تشویق به ادامه تحصیل نمودم وبردم کلاس کنکورثبت نام کردم تااینکه درمقطع کاردانی دررشته معماری پذیرفته شدوبعد ازدوسال بعد ازتثیبت شرایط کاری وشروع به تحصیل من وهچنین ترم آخر کاردانی ایشان زمینه ازدواج فرآهم شد.دوره 2ساله دوستی ما رابطه گاهی خوب وبدی داشتیم ومشکل از جانب من بخاطر نوع تفکرات خشک وپوسیده وعدم برخورد صحیح با جنس مخالف بودبطوریکه رابطه دستوری حاکم شدوایشان بدلیل (سن17ساله )کمی که داشتندتحت تاثیر قرارگرفته وعلی رغم میل باطنی کرنش نشان میدادندومواردی که به ایشان تکلیف میکردم مثلا آرایش نکن ،حق بیرون رفتن با خواهررو نداری بیرون میری باید اطلاع بدی چه ساعتی میری وبرمیگردی و... که این مسائل متاثرازشرایط خانوادگی من بود.تا اینکه با مشکلاتی بیان آن خارج ازحوصله است ازدواج کردیم ومن هم تحصیل میکردم وهم کاروبه اصرارمن مجددادرکنکورسراسری شرکت کردند و دررشته مهندسی معماری پذیرفته شدندودرنهایت فارغ تحصیل گردیدند.ازابتدا به دیلل نحوه برخوردپدر وبویژه مادرمن تنش های درهمان ابتدا زندگی ما بوجود آمدواین برخورد ها ناشی ازعدم آگاهی ومدیریت پدر وبویژه مادرم بود که بخاطرفقرفرهنگ خانوادگی آنها ایجاد شد.شاید هم بعضی از حرفها ورفتارهای آنها تعمدی نباشدواین موضوع را من بارها به همسرم میگفتم ولی ایشان اصراربه اینکه من مدافع آنها هستم محکوم میکردودراین میان اصطکاک بین ما زیاد میشد وبه مشاجره ودعوا فیزیکی ختم میشدکه دوبارمادر وخواهر ایشان با تماسی که من گرفتم حضور پیدا کردن ولی متاسفانه ضعف مدیریت و عدم آگاهی آنها برای حل وفصل این موضوعات بی اساس منجر به شعله ورشدن دعوا میشد.واز آن ابتدا یکسری حرمت ها بین ما شکسته شدوسعی کردم ترمیم کنم ولی با یک تلنگرمجددمسائل دامن زده میشد،وتصمیم گرفتم با 2تا خواهر ایشان خیلی رسمی وسرد برخورد کنم.واین روند ادامه داشت تا سال90که گاهی روابط خوبی با همسرم داشتم وگاهی روابط سردی که ایشان پیشنهاد بچه دارشدن دادن ومن نمیپذیرفتم،ویک سال شانه خالی کردم وبالاخره سال 91با اصرار ایشان ومرافه ومراجعه به پزشک وتوصیه پزشک مبنی براینکه ایشان مدت طولانی ازدواج کردن وباردارنشدن مصلحت به اینکه باردار شوند.علی رغم میل باطنی من تصمیم گرفتیم بچه دار شویم.اسفند 92فرزندم به دنیا آمدوبعداز گذشت چند ماه کوران اختلاف همسرم با مادرم تا الان شعله وراست.حس عجیبی دارم نه علاقه ای به همسرم دارم نه به فرزندم دارم.زندگی سخت وکلیشه ای شده،دوستانم رنج سنی 50تا60ساله ازمهندسین همکارهستنند با روحیه های بالا واهل تفریح های سالم کوه ،جنگل وموسیقس دوسالی هست با اینها ارتباط دارم وبصورت هفتگی برنامه میذاریم ویا دورهم جمع میشویم اهل موسیقی وشعر هستنندلحظات شادی را باهم داریم،واقعا حوصله خونه رفتن ندارم هیچ جذابیتی برام نداره ،احساس میکنم فرزند 6ماه ام را دوست ندارم حوصله گریه کردنشم ندارکم،احساس میکنم با همسرم نمیتونم ارتباط بگیرم دیگه دوستش ندارم،ارتباط همسرم باخانواده اش معمولی است ایشان هم ابراز میکند زندگیش تباه شده واززندگی وازدواجش راضی نیست ومشکل اساسیش به یاد آوردن خاطرات تلخ گذشته است ،سردی بدی حبه زندگی ما حاکم شده،واقعا نمیدونم چی باید کنم.
توضیح اینکه ازلحاظ مالی وفرهنگی تقریبا هردوخانواده دریک سطح اند
از گروه : طلاق 982  بازديد
سلام
خانمم دو بار سقط کرده در هفته های 7 و 8 روحیه اش خیلی خرابه الان 8 ماه میگذره چطوری بهش بگم؟
آزمایش هم دادیم مشکلی نبوده چیکار کنیم علت چیست؟
از گروه : مسایل روحی 1158  بازديد
سلام. من 29 سال و خانمم28 سال داریم.دوسال پیش با همسرم ازدواج کردم و بچه نداریم. مشکل رفتاری خانمم که همیشه منجر به اختلاف ما میشه این هست که خانمم تا وقتی که پای صحبت و بحث باشه حالت نرمالی را تاحدودی داره ولی مشکل انجاست که من سعی میکنم اونو فعال نگه دارم و باهاش حرف بزنم چون بدجور ماتش میبره و حالت غیر عادی پیش میاد و بقیه یه جور دیگه نگاهش میکنند و سعی میکنم همیشه در جمع بهش نگاه کنم تا به خودش بیاد. همیشه این رفتارش ازارم میده. مثلا در بانک یا اداره یا مطب منتظر بشینیم به هر طرف که نگاه کنه همان نقطه زوم میشه وسعی میکنم باهاش حرف بزنم تا ماتش نبره چون وقتی ماتش ببره تمام خستگی و پیری در قیافش دیده میشه.نمیدونم چکار کنم کمکم کنید.
از گروه : روان درمانی 950  بازديد
با سلام
دختری دارم که در سن 16.6 ساله است . او دوستی پسر دارد و اصرار دارد که ازدواج کند. او در سن 15 هم قصد چنین کاری با پسری دیگر داشت . 2 سال است که ما را پریشان کرده .من سه دختر دارم و او دختر وسط است . پدر و مادر تحصیل کرده . او همه چیز درس و حتی تفریحات سن دخترانه خود را کنار گراشته و دائم خوشبختی و هدفش را ازدواج می داند . خودخواه و عجول و سطحی بین کم حوصله است در هیچ مار منزل کمک نمی کند . ارادتمند
از گروه : ازدواج 567  بازديد
فیلمی در مورد زن وشوهری که احتمالا بهکشور هند میروند برای مدتی و یک شب پیش یک جادوگر هندی میروند که بهشون برای بجه دار شدن مشروبی میده بخورن ولی نصف شب که بیهوش بودند توسط یک جوان هندی زن مورد تجاوز قرار میگیره و بچه دار میشه وانها فکر میکنند بچه مال شوهرشه و....
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 60  بازديد
چطوری باز توضیح بدم شوهرم رفتاش بامن مثل بچه هاس احساس میکنم رفتارش با بقیه اینطوری نیست
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 33  بازديد
باسلام خانمی22ساله هستم2ساله که ازدواج کردم وبه شدت به همسرم وابسته شدم طوری که نمیتونم حتی نصف روزهم ازش دورباشم.دوست ندارم اینطورباشه ولی همیشه ترس ازدست دادنشودارم.البته یه نوع ترس دیگه ای هم دارم که به این موضوع ربطی نداره خیییلی میترسم ازهمه چیزمیترسم گاهی فکرمیکنم الانه که اتفاق بدبیفته.الانه که بمیرم.الانه که واسه شوهرم اتفاقی بیفته تروخداراهنمایی کنید.درضمن هنوزمادرنشدم ولی به شدت اززایمان میترسم.رهاd
از گروه : سلامت روحی و جسمی 651  بازديد
میشه متن های قشنگ و رمانتیکی که به ذهنتون می رسه برای نوشتن روی کیک تولد رو بم پیشنهاد بدید ؟
از گروه : جالب 102745  بازديد
مادر من کمبودای زیادی تو زندگیش داره،پدرم معلوله و مرد خوبی نبوده براش
اما پدربزرگم همیشه پشتمون بوده و حتی دانشگاه و هزینه ازدواج منو تقبل کرده،اما مادر من به قدری منو از بچگی تاالان آزار داده و جدیدا شعارش این شده که من از زندگیم لذت نبردم و من باید به فکر خودم باشم و حتی من فهمیدم که با مردای دیگه هم رابطه داره
اون زندگیمو جهنم کرده الان که من نامزد کردم شوهرم که میاد خونمون حتی مراقب حرف زدنش نیس و من باید انقد هرجوری هس اوضاع رو درست کنم تا شوهرم تصویر بدی ازش پیدا نکنه،قبلا باهاش راجع به کاراش حرف میزدم ولی همیشه مقاومت میکرد و تهشم میگفت من نمیتونم زندگیمو پای بچه هام بذارم
من دیگه ازش گذشتم انتظاریم ندارم ولی نمیتونم رفتاراشو تحمل کنم مثلا وقتی میریم دنبال خرید جهیزیه همش آه میکشه که کاش میتونستم واسه خودم اینارو بخرم اما بقیه مادرا با ذوق واسه دختراشون خرید میکنن
همش خودشو با اینو اون مقایسه میکنه به پدرم مهری نداره خونمون مثه جهنمه و حتی من که میرم خونه شوهرم همش بهونه میگیره و زنگ میزنه که برگرد،شادیو به من حروم کرده افسردم کرده،کاری کرده که مادرشوهرم اینا هم ازش بدشون میاد
فک میکنه من و شوهرم باید در اختیارش باشیم و کمبودای بابامو شوهر من واسش جبران کنه
فقط بهم بگین تا عروسی چه جوری تحملش کنم؟چه جوری بی تفاوت باشم؟
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 1723  بازديد
با سلام
دوستان میشه اسم پسر پیشنهاد بدین و معنیشو هم بزارید؟
جریان قدم نو رسیده هست ... :)
از گروه : اداب و رسوم 1276  بازديد
دخترم کلاس دوم ابتدایی است با وجود استعداد بالا اعتماد به نفس پایینی دارد و بسیار منزوی است؛ چه راهکاری پیشنهاد می دید؟
از گروه : بهود روابط اجتماعی 1172  بازديد
سلام
خانمم دو بار سقط کرده در هفته های 7 و 8 روحیه اش خیلی خرابه الان 8 ماه میگذره چطوری بهش بگم؟
آزمایش هم دادیم مشکلی نبوده چیکار کنیم علت چیست؟
از گروه : مسایل روحی 1158  بازديد
با سلام
خواهش می کنم راهنماییم کنید ، شدیداٌ افسرده و دلتنگ هستم ، نمی دانم چه می خواهم، با اینکه در زندگیم تقریبا موفق هستم، من شاغل هستم و از درآمد نسبتا خوبی برخوردار هستم، دانشجوی فوق لیسانس می باشم، شکلم هم بنا به گفته دیگران زیباست ، حدود چهل سالم است و تاکنون ازدواج نکرده ام، این موضوع شدیدا آزارم می دهد، در حال حاضر هیچ خواستگاری ندارم. بسیار احساس تنهایی می کنم ، خواهش می کنم راهنماییم کنید چطور می توانم همسر مناسب برای خودم پیدا کنم.
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 1119  بازديد
پسرم خيلي گريه ميكنه وباهركاري دايم مخالفت ميكنه درضمن5سالشه مهد هم ميرود
از گروه : سلامت کودکان 1095  بازديد
با سلام واحترام
من 31ساله مهندس ساختمان استخدام رسمی با درآمد ماهانه1200000تومان حدود9ساله پیش با همسرم آشنا شدم ،ایشان تازه دیپلم هنرستان دررشته معماری گرفته بودنند.درنهایت هر دو خانواده بعد از گذشت 3ماه ازآشنایی ما درجریان قرار گرفتند و دراین فاصله ایشان را تشویق به ادامه تحصیل نمودم وبردم کلاس کنکورثبت نام کردم تااینکه درمقطع کاردانی دررشته معماری پذیرفته شدوبعد ازدوسال بعد ازتثیبت شرایط کاری وشروع به تحصیل من وهچنین ترم آخر کاردانی ایشان زمینه ازدواج فرآهم شد.دوره 2ساله دوستی ما رابطه گاهی خوب وبدی داشتیم ومشکل از جانب من بخاطر نوع تفکرات خشک وپوسیده وعدم برخورد صحیح با جنس مخالف بودبطوریکه رابطه دستوری حاکم شدوایشان بدلیل (سن17ساله )کمی که داشتندتحت تاثیر قرارگرفته وعلی رغم میل باطنی کرنش نشان میدادندومواردی که به ایشان تکلیف میکردم مثلا آرایش نکن ،حق بیرون رفتن با خواهررو نداری بیرون میری باید اطلاع بدی چه ساعتی میری وبرمیگردی و... که این مسائل متاثرازشرایط خانوادگی من بود.تا اینکه با مشکلاتی بیان آن خارج ازحوصله است ازدواج کردیم ومن هم تحصیل میکردم وهم کاروبه اصرارمن مجددادرکنکورسراسری شرکت کردند و دررشته مهندسی معماری پذیرفته شدندودرنهایت فارغ تحصیل گردیدند.ازابتدا به دیلل نحوه برخوردپدر وبویژه مادرمن تنش های درهمان ابتدا زندگی ما بوجود آمدواین برخورد ها ناشی ازعدم آگاهی ومدیریت پدر وبویژه مادرم بود که بخاطرفقرفرهنگ خانوادگی آنها ایجاد شد.شاید هم بعضی از حرفها ورفتارهای آنها تعمدی نباشدواین موضوع را من بارها به همسرم میگفتم ولی ایشان اصراربه اینکه من مدافع آنها هستم محکوم میکردودراین میان اصطکاک بین ما زیاد میشد وبه مشاجره ودعوا فیزیکی ختم میشدکه دوبارمادر وخواهر ایشان با تماسی که من گرفتم حضور پیدا کردن ولی متاسفانه ضعف مدیریت و عدم آگاهی آنها برای حل وفصل این موضوعات بی اساس منجر به شعله ورشدن دعوا میشد.واز آن ابتدا یکسری حرمت ها بین ما شکسته شدوسعی کردم ترمیم کنم ولی با یک تلنگرمجددمسائل دامن زده میشد،وتصمیم گرفتم با 2تا خواهر ایشان خیلی رسمی وسرد برخورد کنم.واین روند ادامه داشت تا سال90که گاهی روابط خوبی با همسرم داشتم وگاهی روابط سردی که ایشان پیشنهاد بچه دارشدن دادن ومن نمیپذیرفتم،ویک سال شانه خالی کردم وبالاخره سال 91با اصرار ایشان ومرافه ومراجعه به پزشک وتوصیه پزشک مبنی براینکه ایشان مدت طولانی ازدواج کردن وباردارنشدن مصلحت به اینکه باردار شوند.علی رغم میل باطنی من تصمیم گرفتیم بچه دار شویم.اسفند 92فرزندم به دنیا آمدوبعداز گذشت چند ماه کوران اختلاف همسرم با مادرم تا الان شعله وراست.حس عجیبی دارم نه علاقه ای به همسرم دارم نه به فرزندم دارم.زندگی سخت وکلیشه ای شده،دوستانم رنج سنی 50تا60ساله ازمهندسین همکارهستنند با روحیه های بالا واهل تفریح های سالم کوه ،جنگل وموسیقس دوسالی هست با اینها ارتباط دارم وبصورت هفتگی برنامه میذاریم ویا دورهم جمع میشویم اهل موسیقی وشعر هستنندلحظات شادی را باهم داریم،واقعا حوصله خونه رفتن ندارم هیچ جذابیتی برام نداره ،احساس میکنم فرزند 6ماه ام را دوست ندارم حوصله گریه کردنشم ندارکم،احساس میکنم با همسرم نمیتونم ارتباط بگیرم دیگه دوستش ندارم،ارتباط همسرم باخانواده اش معمولی است ایشان هم ابراز میکند زندگیش تباه شده واززندگی وازدواجش راضی نیست ومشکل اساسیش به یاد آوردن خاطرات تلخ گذشته است ،سردی بدی حبه زندگی ما حاکم شده،واقعا نمیدونم چی باید کنم.
توضیح اینکه ازلحاظ مالی وفرهنگی تقریبا هردوخانواده دریک سطح اند
از گروه : طلاق 982  بازديد
سلام. من 29 سال و خانمم28 سال داریم.دوسال پیش با همسرم ازدواج کردم و بچه نداریم. مشکل رفتاری خانمم که همیشه منجر به اختلاف ما میشه این هست که خانمم تا وقتی که پای صحبت و بحث باشه حالت نرمالی را تاحدودی داره ولی مشکل انجاست که من سعی میکنم اونو فعال نگه دارم و باهاش حرف بزنم چون بدجور ماتش میبره و حالت غیر عادی پیش میاد و بقیه یه جور دیگه نگاهش میکنند و سعی میکنم همیشه در جمع بهش نگاه کنم تا به خودش بیاد. همیشه این رفتارش ازارم میده. مثلا در بانک یا اداره یا مطب منتظر بشینیم به هر طرف که نگاه کنه همان نقطه زوم میشه وسعی میکنم باهاش حرف بزنم تا ماتش نبره چون وقتی ماتش ببره تمام خستگی و پیری در قیافش دیده میشه.نمیدونم چکار کنم کمکم کنید.
از گروه : روان درمانی 950  بازديد
باسلام خانمی22ساله هستم2ساله که ازدواج کردم وبه شدت به همسرم وابسته شدم طوری که نمیتونم حتی نصف روزهم ازش دورباشم.دوست ندارم اینطورباشه ولی همیشه ترس ازدست دادنشودارم.البته یه نوع ترس دیگه ای هم دارم که به این موضوع ربطی نداره خیییلی میترسم ازهمه چیزمیترسم گاهی فکرمیکنم الانه که اتفاق بدبیفته.الانه که بمیرم.الانه که واسه شوهرم اتفاقی بیفته تروخداراهنمایی کنید.درضمن هنوزمادرنشدم ولی به شدت اززایمان میترسم.رهاd
از گروه : سلامت روحی و جسمی 651  بازديد
با سلام
دختری دارم که در سن 16.6 ساله است . او دوستی پسر دارد و اصرار دارد که ازدواج کند. او در سن 15 هم قصد چنین کاری با پسری دیگر داشت . 2 سال است که ما را پریشان کرده .من سه دختر دارم و او دختر وسط است . پدر و مادر تحصیل کرده . او همه چیز درس و حتی تفریحات سن دخترانه خود را کنار گراشته و دائم خوشبختی و هدفش را ازدواج می داند . خودخواه و عجول و سطحی بین کم حوصله است در هیچ مار منزل کمک نمی کند . ارادتمند
از گروه : ازدواج 567  بازديد
دوستان عزیزم سلام.من یه دختر سه ماه و ده روزه دارم چون شیر خودم کم بود از همون اول سینه منو نگرفت الانم نمیخوره بهش شیر خشک میدم.اما یه مدتیه که شیر خشکم نمیخوره خوابش افتضاحه اصلا نمیخوابه.دکتر بردم براش آزمایش نوشت و گفت که احتمالا عفونت خون داره ج آزمایشش هفته دیگه میاد.یکی از دوستانم گفت که شاید مزه شیرش و دوس نداره و از چشمش افتاده.گفتم ببینم آیا هیچ کدوم از شما همچنین مشکلی داشته و یا داره؟علایم بچه تون چیه؟خوابش چطوره؟گریه میکنه؟یعنی غیر عادیه گریه ش؟شیرش عوض کنم تاثیری داره؟چی بهش بدم؟الان نان 1 میدم.ممنون میشم ج بدین
از گروه : سایر سوال و جواب های پزشکی 374  بازديد
سلام،من دنبال یه فیلم هندی میگردم که بازیگر نقش اولش سلمان خانه و صاحب بزرگترین کارخانه ی اتومبیل سازیه که پدرشو توی تلویزیون نشون میده و اونم میره هند تا پدرشو ببینه،پدرش هند زنو بچه داشت و...
خلاصه که پدره تیر میخوره و بچه هاش بهش کلیه نمیدند تا اینکه سلمان خان یکی از کلیه هاشو میده به پدرش
از گروه : سینما 111  بازديد
سلام دوستان
یادمه چند سال پیش یه فیلمی از تلویزیون دیدم که جزئیات دقیقش رو هم یادم نیست.
یه آدم خیلی مایه دار بود که هم روزنامه داشت هم فروشگاههای زنجیره ای و خیلی چیزای دیگه
و یه پسربچه شاید هفت هشت ساله هم داشت که با مادرش تو یه کشور دیگه زندگی میکرد و سالی چند روز میومد پیش باباش
یه سری که پیش باباش بود، خدمه باباش اونو به یکی از فروشگاههای باباش برده بودن که هر چی میخواد انتخاب کنه و اون هم یه آقای خبرنگاری رو که اتفاقا برای روزنامه باباش کار میکرد دید و گفت که اونو میخواد و اونها هم از اون آقای خبرنگار خواستن که بخاطر بچه قبول کنه که بسته بندیش کنن و ببرنش خونشون و یه پولی هم بهش بدن
البته اون خبرنگاره خیلی بهش برخورد ولی قبول کرد و رفت و با اون بچهه رفیق شد و علیه باباش نشریه داخلی راه انداخت و ...
حالا کسی میدونه اسم این فیلم چیه و از کجا میتونم پیداش کنم؟
خیلی ممنون
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 106  بازديد
فیلم خارجی چند تا بچه که میخان ی فدک رو نجات بدن از دست مردی ک میخاد ببرش تو سیرک و اولش ازار اذیت میدن فیلمه طنزه
از گروه : سینما 87  بازديد


چند سوال تصادفی

سلام.من اینترنت رادیویی دارم و میخوام به مودم وایرلسم وصل و از اینترنتش در موبایل استفاده کنم .کابلم مثل کابل شبکه است نه تلفن.
از گروه : نرم افزار شبکه 1152  بازدید
چگونه می توانم پوشه های read onlyیک کاربر دیگرکه روی کامپیوتر ذخیره شده را حذف کنم؟
از گروه : سیستم عامل ها 2086  بازدید
من قبل از ازدواج با همسرم برای چند سال دوست بودم و خانواده ام کلا با ازدواج ما مخالف بودن اما با بالا رفتن سنم قبول کردند که ازدواج کنم . اما مشکلات با همسرم همچنان بعد از ازدواج باقی است یعنی رفتار مناسبی با همسرم ندارند. این بارها باعث تشنج در زندگی و قطع رابطه با خانواده ام و درگیری با همسرم شده است. حالا بعد از گذشت پنج سال کلا خانواده و همسرم نمی توانند با هم کنار بیایند و همسرم هم لج کرده است که نمی تواند با آنها ارتباط داشته باشد. من هم برای رفع تشنج کلا ارتباطی با خانواده ام ندارم و فقط با یکی از برادرهایم که با همسرم رابطه خوبی از ابتدا داشته ارتباط دارم. می خواستم بپرسم به نظر شما این قطع ارتباط صحیح است؟ چه راهی برای درست شدن رابطه ها وجود دارد؟ این در حالی است که مادرم از همسر من بسیار بدش میاید و این را علنا هم گفته و کار به فحش کاری هم رسیده است.
از گروه : روانشناسی زناشویی 842  بازدید
سلام من پسري ٥ساله دارم تو جمع أصلا حرف گوش نميده كإرهابي يمكنه كه باعث غصبانيت من ميشه وتنبيه يمكنك چيكار كنم

از گروه : روانشناسی کودک 729  بازدید
سلام من هم پسورد و هم ایمیل اسکایپم رو فراموش کردم و مجبورم برم ویندوز عوض کنم و اگه ویندوز عوض بشه اسکایپم بسته میشه
خوااااااااااااااااهش می کنم یکی به من بگه من چی کار کنم؟
از گروه : سایر سوال و جواب های کامپیوتری 13945  بازدید
سلام.من ترم مهر مدرک کاردانی معماریمو ازدانشگاه سراسری میگیرم.امامیخوام تغییررشته بدموتوکنکورتجربی(جراحی قلب)شرکت کنم.امااصلانمیدونم چیکارکنم؟آیابایدبرای شرکت در کنکور تجربی برم تمام دروس تجربی در دبیرستان رو بخونمودیپلمشوبگیرم تاتوکنکورش شرکت کنم یا نه چون کاردانیموگرفتم میتونم فقط برم کنکورشوشرکت کنم.ممنون میشم کمکم کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از گروه : انتخاب رشته 7545  بازدید
سلام دوستان من نرم افزار blue stucks رو نصب کردم و تمام برنامه های اندروید رو باز نمیکنه که نمیدونم به چی دلیل ؟؟
اگه شما یه برنامه دیگه مثل این یا intel AppUp سراغ دارید که بشه باهاش بازی subway surfaces رو روی کامیوتر نصب و اجرا کرد لطفا بهم بگید نمیدونم چرا این یکی رو باز میکنه اما به یکی دیگه میرسه باز نمیکنه اما وی چتو خوب کار میده فقط به چند تابازی مشکل داره
ممنون میشم یه نرم افزار دیگه برام معرفی کنید
مرسییییی
از گروه : بازی های کامپیوتری 1399  بازدید
سلام نگارهستم 19سالمه دانشجوویکساله ازدواج فامیلی کردم ودوسال نامزدبودم -از6ماه بعدازنامزدی تاالان بین همسرم وخانوادم مشکلات زیادی هست که برای حلش راهی نمیدونم-خانوادم خیلی محبت مالی میکنن صرفابرای من ولی ازنظررفتاری به همسرم ارزش قاعل نیستن یاشایدم من اشتباه میکنم-مثلامادربزرگ من فوت کردوخونشوگذاشتن برای فروش،شوهرم بمن گفت که بریم وبابابات مشورت کنیم که مااین خونه روبرداریم بادادن پول،خلاصه مارفتیمومطرح کردیموخونوادمم گفتن کارخوبیه وتازه جوونیداول زندگی خیلی خوبه،بعدازدوروزشوهرم گفت عموت گفته بابات رفته گفته اصلانذاراین خونه رودامادم برداره وشوهرم وقتی اینوبهم گفت هردومون ناراحت ومتعجب ازدورویی پدرم شدیم ومشابه این رفتارازیادشده که چندباری همسرم قهرکردولی بازپیش قدم شدولی ایندفعه میگه دیگه میش قدم نمیشم وخونه خونوادت نمیام،شوهرمم که خونه مامان بابام نمیادازاینطرف خونوادم منوتحت فشاروسوال جواب میکنن وقضیه روهم که میگم پیش قدم نمیشن واولش میگن عموت دروغ گفته بعدش میگن چقددهن لقه عموت-حالامن چیکارکنم؟نه میتونم خونوادموول کنم نه شوهرموهردوطرفوباهم میخوام ولی متاسفانه....-اینم بگم که عموی من داییه شوهرمه تمام
از گروه : مشاوره خانواده 772  بازدید
کارمند نمونه از منظر بزرگان دین چه ویژگی هایی دارد؟
از گروه : اجتماعی 1900  بازدید
برای server side رو طراحی کنی چ زبان برنامه نویسی رو باید بلد باشی؟
از گروه : آموزش برنامه نویسی 143  بازدید
سیم کارت ایرانسل غیرفعال چطور میشه درستش کرد
از گروه : ایرانسل 8308  بازدید
در مورد HACCP چه می دانید؟
از گروه : سوالات گوناگون 820  بازدید
سلام من دختری21ساله هستم سه ساله عاشق پسری شدم..ایشون یکی دوسالی هست که کتاهل شدن ولی من نمیتونم دوست داشتنمو نسبت به ایشون کم کنم..روزبه روزبیشترمیشه که کمترنمیشه...نمیدونم چه حسی به من داره ولی شواهد نشون میده که ایشونم بدش نمیاد ازمن ولی فقط درهمین حد....حالابه نظرشماچه گارکنم برم بهش بگم دوسش دارم یا نه؟؟؟
از گروه : عشق 1088  بازدید
اینکه بعضی آنتی ویروسها یک ویروس را میشناسد و پاک میکند و یک آنتی ویروس دیگر آن ویروس را نمشناسد، عیب از کجاست؟
از گروه : امنیت 1997  بازدید
فرق بین اعتبار مدارک دانشگاه ها در چیست؟ کدام بهتر است
از گروه : دانشگاهی 1969  بازدید



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات