سوالات با برچسب اومد


14

سوال


03

جواب

سلام من یک سوالی که برام پیش اومده اینه که این ساست های دانلود مثل فیلم و نرم افزار که خیلی هم هستن و بصورت رایگان هم دارن ارائه میشن درامد این ها از چی هست با توجه به هزینه های بالا که برای هاست های دانلود پرخت میکنن
از گروه : اینترنت و سایت ها 238  بازديد
من و دوستم با هم خیلی خوب بودیم اومد گفت کات چیکار کنم؟
از گروه : اینترنت و سایت ها 192  بازديد
سلام خسته نباشید
من چن روز دیگه یک سال از دوستیم با یک دختر میگذره.
و هردو بسیار زیاد همو دوست داریم و به هم علاقه مند هستیم و عاشق هم شدیم. وقصد ازدواج داریم.البته در اینده.
اما مسیله ای هست که البته اول رابطه خودمون با این قضیه کنار اومدیم. و به خواست هردو و صحبت هایی که کردیم ،تصمیم گرفتیم باهم باشیم.
دلیل سوال الان من هم دو دلی من یا شک در این قضیه نیست. اما فقط برای مشاوره و اینکه بدونم این قضیه چقدر میتونه در اینده تو زندگیمون تاثیر بزاره دارم میپرسم. حالا مسیله ای که عرض کردم اینه:
من 19 سالمه و متولد 77 هستم و دختری که باهاش دوست شدم 23 سالشه و متولد 73 هست. ینی چهارسال تفاوت سنی داریم و از من بزرگتره.
میخواستم بدونم در اینده مشکلی برامون ایجاد میشه تو زندگیمون یا نه و یه چیز خیلی خاص نیست؟؟
از گروه : ازدواج 189  بازديد
آخرین جواب ها با این برچسب
سلام از راه تبلیغات
از گروه : اینترنت و سایت ها زمان :  یک ماه پیش - 13 خرداد ماه 1398 ساعت: 2:38:8  
سلام دوست عزیز. خانمها به لحاظ فیزیولوژی بدن، کار در خانه و زایمان، خیلی زودتر از آقایان شکسته میشوند، یعنی یک خانم ۲۰ ساله یک طراوت و شادابی دارد که ۱۰ سال بعد با دو زایمان آن را نخواهد داشت، این استکه خیلی زود از چشم مرد می افتد و مرد اگه کوچکتر باشه نمیتونه با این قضیه کنار بیاد و بعضا دنبال ازدواج دوم یا صیغه و یا خدای ناکرده ارتباط نا مشروع با زنان جوانتر میره تا بهتر ارضا بشه، چون همسرش دیگه آنی نیست که میخواد، بنابراین ما توصیه میکنیم همسرتان حداقل سه سال از خودتان کوچکتر باشن.
نکته دوم اینکه خانها به جهت اینکه زودتر بالغ میشوند و استقلال پیدا میکنند، گاهی اوقاتم فکرهاشون کاملتره، اگر قرار باشه بزرگتر از آقایان باشند به هیچ عنوان زیر بار حرف مرد نمیروند و این برای اقتدار یک مرد در خانه خوب نیست، شما الان را نبینید که عاشقید، چند سال آینده را ببینید که قراره تربیت فرزند کنید و تصمیمات بزرگ بگیرید، در آن موقع خانمها زیر بار حرف آقایان نمیروند، و اگر بزرگتر هم باشند که دیگر هیچ.
امیدوارم هرچه سریعتر نیمه گمشده ات را بیابی و خوشبخت زندگی کنی
از گروه : ازدواج زمان : 18 شهریور ماه 1397 ساعت: 23:7:20  
اول باید دلیلش رو پرسید بعدش دیگه با خودتونه ک چیکار کنید
از گروه : اینترنت و سایت ها زمان : 27 آبان ماه 1396 ساعت: 1:14:24  
پربازدید ترین ها

سوال و جواب ها با برچسب اومد


صفحه « اومد » در ویکیپدیا


سلام وقت بخیر مستقیم میرم سر مطلب ۱۶ سالی در سن کم عاشق یه پسری شدم که به خانوادم حرف منو زد میخواستم که به دلیل شرایطش خانوادم حاظر به ازدواج ما نشدن و بعد به سربازی رفت ولی اجازه بهش دادن که اگه شرایطو بجا اورد میتونه بیاد خواستگاری و گذاشتن با هم چت کنیم یک سالو خوردی که خدمت سربازی بود در ارتباط بودیم و من دور از چشم مادر پدرم میرفتم موقع های میومد مرخصی میرفتم کنارش به من دست نمیزد هنیشه کنار هم با هم صحبت میکردیم که بعد از مدت ها یبار که دیدار کردیم همو دست منو گرفت در همین حدا بیشتر نبود ولی بازم همیشه مرخصی که میومد تا زمان مرخصیش هر روز میومد کنار خانوادم باهاشون صحبت میکرد همچنان همو میخواستیم مدتی گذشت که خدمت بود با من سرد شد رفتارش عوض شدقبلش به حدی همو میخواستیم که خیلیا خبر داشت تو شهر شهرمون کوچیکه توشهر پیچیده بود که ما همو چجوری میخواییم یهو رفت پرونده منو بست خیلی اذیت شد عذاب کشیدم برای یک ماه رفت ولی از دور حواسش بهم بود خبر بهم میرسید بعد یک ماه برگشت و گفت فقط خانوادت خبر داشته باشن برای دوسه روزی صبر کردم باهاش در ارتباط شدم حس خشم توم زیاد بود حس  بهش گفتم نمیخوامت ۴ ماه از زندگیش رفتم برای همیشه تا که دستش بد شکستو عمل جراحی کرد اون موقع بهش پیام دادم که چی شده اشتی کردی به مدت چند روز اون ادم عوض نشده بود رفتارش با من منو اذیت میکرد حالمو بد میکرد ازارم میداد کاری کرد که خانوادم رو من دست بلند کردن م اینبار من محکم رفتم چند ماهی گذشت بهدمن خواستگار اومد و متوجه شده بود بهش خبر رسیده بود که مورد تایید منم قرار گرفته پیام داد کلی حرف زدو من با سنگینی کامل جوابشو میدادم که ما بدرد هم نمیخوریم بعد از اون هفته ای یبار پیام میداد در مورد خواستگارم حرف میزد به بهونه های مختلف که باهام دعوا بگیره دیگه چند ماهی گذشت  خیلی پشیمون که چرا اونکارو کرد خانوادم دست رو من بلند کنن معذرت خواهی چند دیدن بار برای بر گشت به زنگیم که یهو دلم خواست یه فرصت دوباره بدم و دادم خیلی عوض شده بود بهش گفتم بزار به خانوادم بگم در ارتباطیم گفت تا زمانی شرایطشون بجا نیوردم ن ننگو  پنهونی ولی خواهر برادر عروس داماد خودشون خبر داشتن ما باهمیم یه گروه زده بود که باداونام در ارتباط شده بودم ولی خبر نداشتم مادر پدرش خبر ندارن به هر حال دیگه باهم در ارتباط شدیم خیلی تغییر کرده بود خوب شده بود تا که دیدم یروز رفته بود تهران لایو گرفته بود صدا دختر میمد بهش گفتم اینا کین گفت اجیام باهاش دعوا گرفتم و...قرار شد همو از نزدیک ببینیم باهم صحبت کنیم گفت بیا خونه منم طبق معمول با خیال جمع رفتم منو گرفت تو بغل دراز کشید بهم گفت تو که حساس نبودی خودت میگفتی اشکال نداره تو باشگاه با دخترا کار کنیو از این حرفا منم بهش گفتم من گفتم کار کنی نگفتم اجی داشته باشی در ارتباط بشی باهاشون همینو گفتم داستان تغییر یه اتفاقی افتاد که به خواست خودم نبود بعدش خیلی وحشتناک بود برام اون اتفاق که ازش توقع نداشتم ولی بازم باهم خوب بودیم ولی نگفت قید خواهرامو میزنمو اینا من بعد اون اتفاق خیلی گریه کردم ولی قرار بود زمانی به من دست بزنه دیگه به هیچ دختری دست درازی نکنه سر قضیه اون خواهریا دیگه باهم حرف نزدیم که به تفاهمم نرسیدیم گذشت گذشت رفتم کنار حرف زدیم یروز از من خواست که برم کنارش برای یه اتفاق دیگه منم با میل خودم رفتم چون دوست نداشتم به دخترای دیگه دست بزنه بارم رفتارش خوب بود مدتییی گذشت رفتارش یجوری شد بهم توجه نمیکنه پیامش میدم انلاین میشه جواب نمیده بعضی پیامارو زنگش میزنم خو
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 40  بازديد
دختری بود در کشتی به دنیا امد.بزرگ که شد البته بابا نداشت.بعد نمیدونم یه پسره از کجا سرو کلش پیدا شد ودختررو باخودش برد پیش دوستش بغد بادوستش یکم دعوا کرد بعد زنبورا نمیدونم از کجا اومدن ولی دور دختره میچرخیدن و نیششم نمیزدن بعد دوست اون پسره به دختره احترام گزاشت وگفت عالیجناب.بعد نمیدونم چی شد ادمای فضایی سروکلشون پیدا شد و جنگیدن و دختررو با خودشون بردن به سیاره مشتری فکر کنم.بعد بهوش اومد واونجا هم به دختره احترام میزاشتن یه ساله ک دنبال این فیلمم کمکم کنید
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 47  بازديد
دختری بود در کشتی به دنیا امد وقتی بزرگ تر که شد گفت من تلسکوپ دوست دارم ولی خانوادشذ موافق نبودم نمیدونم از کجا یه پسر پیدا بعداز بیشتر اشنا شدن درختررو برد یه کلبه که پسره با یه مرد داشتن دعوا میکردن که یک دفه زنبورا اومدن دور دختره جمع شدن که نیششم نمیزدن بعد صاحب اون کلبه به دختره احترام گداشت بعد نمیدونم چی شد ادمای فضایی بهشون حمه کردن که بعد از چند دقیقه تموم شد ودختررو بردن فکر کنم سیاره مشتری که اون جا یه مرده به زور میخواست دختررو به عقد خودش در بیاره لطفا اینو برام پیدا کنیین خواهش میکنم
از گروه : عشق 57  بازديد
یه قسمت از یه فیلم رو دیدم که یه دختر ماشینش خراب شده بود بعد یه مرد اومد و پیراهنش رو داورد و ماشینش را درست کرد اسم پسره کریستن بود و اسم دختره فکر کنم ملوری بود
از گروه : فیلم های سینمایی 83  بازديد
سلام من ی دختر 17ساله هستم . ی سال پیش توی اینستاگرام با ی پسر26ساله اشنا شدم .رابطع ما خیلی عجیب ب وجود اومد اولش من نمیخواستم باهاش وارد رابطه شم اما اون در کمال زرنگی منو سمت خودش کشوند و منو عاشق خودش کرد .راستش اون اهل اهوازه و من اهل تهران‌. هیچوقت همدیگرو ندیدیم فقط چندین بار چت تصویری داشتیم اما دائما با هم چت میکنیم . توی این ی سال همیشه با هم بودیم .اون ادعا میکنه ک منو خیلی دوس داره و عاشقم شده و میگ ک میاد خواستگاری من . چهره خیلی زیبایی داره .راستش اون میگ ک فقط با منه درحالی ک حس میکنم خیانت میکنه .بارها شده ک بهش گفتم عزیزم اگ میخواس خیانت کنی چرا با من موندی من ک برات سودی ندارم و حتی نمیتونم نیازای جنسیتو براورده کنم اما اون هرسری گفته من دوست دارم تو مال منی . راستش هیچوقت فکر نکنم اون مال من بشه بخاطر ی سری از شرایط زندگی جفتمون .جز این ک خدا بخواد و معجزه بشه .رفتارش چن مدته حس میکنم سرد شده ترو خدا کمکم کنید بگید من چیکار کنم .من ی ساله درگیرشم ب حدی ک اگ ی روز بهش زنگ نزنم یا باهاش حرف نزنم دیوونه میشم . اون همش ادعا میکنع ک عاشق منع و منو دوس داره اما بعضی از رفتاراش حرفشو ثابت میکنه بعضی از کاراشم بهم میفهمونه ک چن درصدو دروع میگ . خواهش میکنم بگید من چیکار کنم اون واقعا منو دوس داره ؟من بهش میرسم؟؟
از گروه : دوستی دختر - پسر 161  بازديد
چرا به این دنیا اومدیم
از گروه : مذهب 134  بازديد
سلام یک فیلم هندی هست با این موضوع که اتوبوس که داخلش بچه ها بودن چپ میکنه و مردی که خانومش توی اون اتوبوس بود دنبالش میگرده که رد اخر میفهمه سرخپوستا همسرش که باردار بود رو نجات میدن و فرزندش بدنیا اومده و همسرش مرده اسم فیلم رو میخواستم پیداش نمیکنم☹
از گروه : فیلم 144  بازديد

دختری بود در کشتی به دنیا امد.بزرگ که شد البته بابا نداشت.بعد نمیدونم یه پسره از کجا سرو کلش پیدا شد ودختررو باخودش برد پیش دوستش بغد بادوستش یکم دعوا کرد بعد زنبورا نمیدونم از کجا اومدن ولی دور دختره میچرخیدن و نیششم نمیزدن بعد دوست اون پسره به دختره احترام گزاشت وگفت عالیجناب.بعد نمیدونم چی شد ادمای فضایی سروکلشون پیدا شد و جنگیدن و دختررو با خودشون بردن به سیاره مشتری فکر کنم.بعد بهوش اومد واونجا هم به دختره احترام میزاشتن یه ساله ک دنبال این فیلمم کمکم کنید
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 47  بازديد
سلام یک فیلم بود پسر بچه ی تو پرورشگاه یک گیتار پیدا کرد و شروع کرد به زدن گیتار در پارک بعد ها به دانشگاه موسیقی رقت و در اخر فیلم هم رهبر یک ارکستر شد و پدر و مادرش هم که اونو ول کرده بودن اومده بودن اونجا اسم فیلم رو یادم نمیاد
از گروه : سینما 206  بازديد
چرا به این دنیا اومدیم
از گروه : مذهب 134  بازديد
سلام وقت بخیر مستقیم میرم سر مطلب ۱۶ سالی در سن کم عاشق یه پسری شدم که به خانوادم حرف منو زد میخواستم که به دلیل شرایطش خانوادم حاظر به ازدواج ما نشدن و بعد به سربازی رفت ولی اجازه بهش دادن که اگه شرایطو بجا اورد میتونه بیاد خواستگاری و گذاشتن با هم چت کنیم یک سالو خوردی که خدمت سربازی بود در ارتباط بودیم و من دور از چشم مادر پدرم میرفتم موقع های میومد مرخصی میرفتم کنارش به من دست نمیزد هنیشه کنار هم با هم صحبت میکردیم که بعد از مدت ها یبار که دیدار کردیم همو دست منو گرفت در همین حدا بیشتر نبود ولی بازم همیشه مرخصی که میومد تا زمان مرخصیش هر روز میومد کنار خانوادم باهاشون صحبت میکرد همچنان همو میخواستیم مدتی گذشت که خدمت بود با من سرد شد رفتارش عوض شدقبلش به حدی همو میخواستیم که خیلیا خبر داشت تو شهر شهرمون کوچیکه توشهر پیچیده بود که ما همو چجوری میخواییم یهو رفت پرونده منو بست خیلی اذیت شد عذاب کشیدم برای یک ماه رفت ولی از دور حواسش بهم بود خبر بهم میرسید بعد یک ماه برگشت و گفت فقط خانوادت خبر داشته باشن برای دوسه روزی صبر کردم باهاش در ارتباط شدم حس خشم توم زیاد بود حس  بهش گفتم نمیخوامت ۴ ماه از زندگیش رفتم برای همیشه تا که دستش بد شکستو عمل جراحی کرد اون موقع بهش پیام دادم که چی شده اشتی کردی به مدت چند روز اون ادم عوض نشده بود رفتارش با من منو اذیت میکرد حالمو بد میکرد ازارم میداد کاری کرد که خانوادم رو من دست بلند کردن م اینبار من محکم رفتم چند ماهی گذشت بهدمن خواستگار اومد و متوجه شده بود بهش خبر رسیده بود که مورد تایید منم قرار گرفته پیام داد کلی حرف زدو من با سنگینی کامل جوابشو میدادم که ما بدرد هم نمیخوریم بعد از اون هفته ای یبار پیام میداد در مورد خواستگارم حرف میزد به بهونه های مختلف که باهام دعوا بگیره دیگه چند ماهی گذشت  خیلی پشیمون که چرا اونکارو کرد خانوادم دست رو من بلند کنن معذرت خواهی چند دیدن بار برای بر گشت به زنگیم که یهو دلم خواست یه فرصت دوباره بدم و دادم خیلی عوض شده بود بهش گفتم بزار به خانوادم بگم در ارتباطیم گفت تا زمانی شرایطشون بجا نیوردم ن ننگو  پنهونی ولی خواهر برادر عروس داماد خودشون خبر داشتن ما باهمیم یه گروه زده بود که باداونام در ارتباط شده بودم ولی خبر نداشتم مادر پدرش خبر ندارن به هر حال دیگه باهم در ارتباط شدیم خیلی تغییر کرده بود خوب شده بود تا که دیدم یروز رفته بود تهران لایو گرفته بود صدا دختر میمد بهش گفتم اینا کین گفت اجیام باهاش دعوا گرفتم و...قرار شد همو از نزدیک ببینیم باهم صحبت کنیم گفت بیا خونه منم طبق معمول با خیال جمع رفتم منو گرفت تو بغل دراز کشید بهم گفت تو که حساس نبودی خودت میگفتی اشکال نداره تو باشگاه با دخترا کار کنیو از این حرفا منم بهش گفتم من گفتم کار کنی نگفتم اجی داشته باشی در ارتباط بشی باهاشون همینو گفتم داستان تغییر یه اتفاقی افتاد که به خواست خودم نبود بعدش خیلی وحشتناک بود برام اون اتفاق که ازش توقع نداشتم ولی بازم باهم خوب بودیم ولی نگفت قید خواهرامو میزنمو اینا من بعد اون اتفاق خیلی گریه کردم ولی قرار بود زمانی به من دست بزنه دیگه به هیچ دختری دست درازی نکنه سر قضیه اون خواهریا دیگه باهم حرف نزدیم که به تفاهمم نرسیدیم گذشت گذشت رفتم کنار حرف زدیم یروز از من خواست که برم کنارش برای یه اتفاق دیگه منم با میل خودم رفتم چون دوست نداشتم به دخترای دیگه دست بزنه بارم رفتارش خوب بود مدتییی گذشت رفتارش یجوری شد بهم توجه نمیکنه پیامش میدم انلاین میشه جواب نمیده بعضی پیامارو زنگش میزنم خو
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 40  بازديد
با سلام تو فیس بوک بودم یه دفعه یه کادری اومد گفته شما وارد نشده اید برای ورود کلیک کنید پایین زده بود شروع /لغو البته مال خوده فیس بود.شروع زدم .از فیس رفت بیرون بعدش یه پیام اومد اگر این حساب کاربری متعلق به شماس تایید کنید تایید کردم یه کادری اومد که گفته بود (اشخاص را نسبت به تصاویر بالا مشخص کنید)اوکی زدم یه صفحه اود توش کسای که من اونارو نمیشناسم ولی تو اد لیستم هستن اومد و یه سری تصاویر که نمیدون مال کی هستن هر کاری می کنم درست در نمیاد چه کار کنم؟ سوال امنیتی عجیب فیس بوک
از گروه : اینترنت و سایت ها 176  بازديد
یه قسمت از یه فیلم رو دیدم که یه دختر ماشینش خراب شده بود بعد یه مرد اومد و پیراهنش رو داورد و ماشینش را درست کرد اسم پسره کریستن بود و اسم دختره فکر کنم ملوری بود
از گروه : فیلم های سینمایی 83  بازديد
سلام یه فیلمی چند وقت پیش دیدم خیلی خوشم اومد اسمش یادم نیست
داستان از این قرار بود که یه دختره رفته بود پیش یه کشیش ادعا میکرد ک پدرم بهم تجاوز کرده اخرشم معلوم شد دختره فقط به باباش تلقین کرده بود ک بهش تجاوز کرده...
توروخدا اگه کسی اسمشو مسدونه بم بگه :(
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 195  بازديد
سلام یک فیلم بود پسر بچه ی تو پرورشگاه یک گیتار پیدا کرد و شروع کرد به زدن گیتار در پارک بعد ها به دانشگاه موسیقی رقت و در اخر فیلم هم رهبر یک ارکستر شد و پدر و مادرش هم که اونو ول کرده بودن اومده بودن اونجا اسم فیلم رو یادم نمیاد
از گروه : سینما 206  بازديد
یه قسمت از یه فیلم رو دیدم که یه دختر ماشینش خراب شده بود بعد یه مرد اومد و پیراهنش رو داورد و ماشینش را درست کرد اسم پسره کریستن بود و اسم دختره فکر کنم ملوری بود
از گروه : فیلم های سینمایی 83  بازديد
سلام وقت بخیر مستقیم میرم سر مطلب ۱۶ سالی در سن کم عاشق یه پسری شدم که به خانوادم حرف منو زد میخواستم که به دلیل شرایطش خانوادم حاظر به ازدواج ما نشدن و بعد به سربازی رفت ولی اجازه بهش دادن که اگه شرایطو بجا اورد میتونه بیاد خواستگاری و گذاشتن با هم چت کنیم یک سالو خوردی که خدمت سربازی بود در ارتباط بودیم و من دور از چشم مادر پدرم میرفتم موقع های میومد مرخصی میرفتم کنارش به من دست نمیزد هنیشه کنار هم با هم صحبت میکردیم که بعد از مدت ها یبار که دیدار کردیم همو دست منو گرفت در همین حدا بیشتر نبود ولی بازم همیشه مرخصی که میومد تا زمان مرخصیش هر روز میومد کنار خانوادم باهاشون صحبت میکرد همچنان همو میخواستیم مدتی گذشت که خدمت بود با من سرد شد رفتارش عوض شدقبلش به حدی همو میخواستیم که خیلیا خبر داشت تو شهر شهرمون کوچیکه توشهر پیچیده بود که ما همو چجوری میخواییم یهو رفت پرونده منو بست خیلی اذیت شد عذاب کشیدم برای یک ماه رفت ولی از دور حواسش بهم بود خبر بهم میرسید بعد یک ماه برگشت و گفت فقط خانوادت خبر داشته باشن برای دوسه روزی صبر کردم باهاش در ارتباط شدم حس خشم توم زیاد بود حس  بهش گفتم نمیخوامت ۴ ماه از زندگیش رفتم برای همیشه تا که دستش بد شکستو عمل جراحی کرد اون موقع بهش پیام دادم که چی شده اشتی کردی به مدت چند روز اون ادم عوض نشده بود رفتارش با من منو اذیت میکرد حالمو بد میکرد ازارم میداد کاری کرد که خانوادم رو من دست بلند کردن م اینبار من محکم رفتم چند ماهی گذشت بهدمن خواستگار اومد و متوجه شده بود بهش خبر رسیده بود که مورد تایید منم قرار گرفته پیام داد کلی حرف زدو من با سنگینی کامل جوابشو میدادم که ما بدرد هم نمیخوریم بعد از اون هفته ای یبار پیام میداد در مورد خواستگارم حرف میزد به بهونه های مختلف که باهام دعوا بگیره دیگه چند ماهی گذشت  خیلی پشیمون که چرا اونکارو کرد خانوادم دست رو من بلند کنن معذرت خواهی چند دیدن بار برای بر گشت به زنگیم که یهو دلم خواست یه فرصت دوباره بدم و دادم خیلی عوض شده بود بهش گفتم بزار به خانوادم بگم در ارتباطیم گفت تا زمانی شرایطشون بجا نیوردم ن ننگو  پنهونی ولی خواهر برادر عروس داماد خودشون خبر داشتن ما باهمیم یه گروه زده بود که باداونام در ارتباط شده بودم ولی خبر نداشتم مادر پدرش خبر ندارن به هر حال دیگه باهم در ارتباط شدیم خیلی تغییر کرده بود خوب شده بود تا که دیدم یروز رفته بود تهران لایو گرفته بود صدا دختر میمد بهش گفتم اینا کین گفت اجیام باهاش دعوا گرفتم و...قرار شد همو از نزدیک ببینیم باهم صحبت کنیم گفت بیا خونه منم طبق معمول با خیال جمع رفتم منو گرفت تو بغل دراز کشید بهم گفت تو که حساس نبودی خودت میگفتی اشکال نداره تو باشگاه با دخترا کار کنیو از این حرفا منم بهش گفتم من گفتم کار کنی نگفتم اجی داشته باشی در ارتباط بشی باهاشون همینو گفتم داستان تغییر یه اتفاقی افتاد که به خواست خودم نبود بعدش خیلی وحشتناک بود برام اون اتفاق که ازش توقع نداشتم ولی بازم باهم خوب بودیم ولی نگفت قید خواهرامو میزنمو اینا من بعد اون اتفاق خیلی گریه کردم ولی قرار بود زمانی به من دست بزنه دیگه به هیچ دختری دست درازی نکنه سر قضیه اون خواهریا دیگه باهم حرف نزدیم که به تفاهمم نرسیدیم گذشت گذشت رفتم کنار حرف زدیم یروز از من خواست که برم کنارش برای یه اتفاق دیگه منم با میل خودم رفتم چون دوست نداشتم به دخترای دیگه دست بزنه بارم رفتارش خوب بود مدتییی گذشت رفتارش یجوری شد بهم توجه نمیکنه پیامش میدم انلاین میشه جواب نمیده بعضی پیامارو زنگش میزنم خو
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 40  بازديد
سلام یک فیلم هندی هست با این موضوع که اتوبوس که داخلش بچه ها بودن چپ میکنه و مردی که خانومش توی اون اتوبوس بود دنبالش میگرده که رد اخر میفهمه سرخپوستا همسرش که باردار بود رو نجات میدن و فرزندش بدنیا اومده و همسرش مرده اسم فیلم رو میخواستم پیداش نمیکنم☹
از گروه : فیلم 144  بازديد
چرا به این دنیا اومدیم
از گروه : مذهب 134  بازديد
دختری بود در کشتی به دنیا امد وقتی بزرگ تر که شد گفت من تلسکوپ دوست دارم ولی خانوادشذ موافق نبودم نمیدونم از کجا یه پسر پیدا بعداز بیشتر اشنا شدن درختررو برد یه کلبه که پسره با یه مرد داشتن دعوا میکردن که یک دفه زنبورا اومدن دور دختره جمع شدن که نیششم نمیزدن بعد صاحب اون کلبه به دختره احترام گداشت بعد نمیدونم چی شد ادمای فضایی بهشون حمه کردن که بعد از چند دقیقه تموم شد ودختررو بردن فکر کنم سیاره مشتری که اون جا یه مرده به زور میخواست دختررو به عقد خودش در بیاره لطفا اینو برام پیدا کنیین خواهش میکنم
از گروه : عشق 57  بازديد
سلام یه فیلمی چند وقت پیش دیدم خیلی خوشم اومد اسمش یادم نیست
داستان از این قرار بود که یه دختره رفته بود پیش یه کشیش ادعا میکرد ک پدرم بهم تجاوز کرده اخرشم معلوم شد دختره فقط به باباش تلقین کرده بود ک بهش تجاوز کرده...
توروخدا اگه کسی اسمشو مسدونه بم بگه :(
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 195  بازديد
با سلام تو فیس بوک بودم یه دفعه یه کادری اومد گفته شما وارد نشده اید برای ورود کلیک کنید پایین زده بود شروع /لغو البته مال خوده فیس بود.شروع زدم .از فیس رفت بیرون بعدش یه پیام اومد اگر این حساب کاربری متعلق به شماس تایید کنید تایید کردم یه کادری اومد که گفته بود (اشخاص را نسبت به تصاویر بالا مشخص کنید)اوکی زدم یه صفحه اود توش کسای که من اونارو نمیشناسم ولی تو اد لیستم هستن اومد و یه سری تصاویر که نمیدون مال کی هستن هر کاری می کنم درست در نمیاد چه کار کنم؟ سوال امنیتی عجیب فیس بوک
از گروه : اینترنت و سایت ها 176  بازديد
سلام یک فیلم هندی هست با این موضوع که اتوبوس که داخلش بچه ها بودن چپ میکنه و مردی که خانومش توی اون اتوبوس بود دنبالش میگرده که رد اخر میفهمه سرخپوستا همسرش که باردار بود رو نجات میدن و فرزندش بدنیا اومده و همسرش مرده اسم فیلم رو میخواستم پیداش نمیکنم☹
از گروه : فیلم 144  بازديد
سلام یک فیلم بود پسر بچه ی تو پرورشگاه یک گیتار پیدا کرد و شروع کرد به زدن گیتار در پارک بعد ها به دانشگاه موسیقی رقت و در اخر فیلم هم رهبر یک ارکستر شد و پدر و مادرش هم که اونو ول کرده بودن اومده بودن اونجا اسم فیلم رو یادم نمیاد
از گروه : سینما 206  بازديد
سلام خسته نباشید
من چن روز دیگه یک سال از دوستیم با یک دختر میگذره.
و هردو بسیار زیاد همو دوست داریم و به هم علاقه مند هستیم و عاشق هم شدیم. وقصد ازدواج داریم.البته در اینده.
اما مسیله ای هست که البته اول رابطه خودمون با این قضیه کنار اومدیم. و به خواست هردو و صحبت هایی که کردیم ،تصمیم گرفتیم باهم باشیم.
دلیل سوال الان من هم دو دلی من یا شک در این قضیه نیست. اما فقط برای مشاوره و اینکه بدونم این قضیه چقدر میتونه در اینده تو زندگیمون تاثیر بزاره دارم میپرسم. حالا مسیله ای که عرض کردم اینه:
من 19 سالمه و متولد 77 هستم و دختری که باهاش دوست شدم 23 سالشه و متولد 73 هست. ینی چهارسال تفاوت سنی داریم و از من بزرگتره.
میخواستم بدونم در اینده مشکلی برامون ایجاد میشه تو زندگیمون یا نه و یه چیز خیلی خاص نیست؟؟
از گروه : ازدواج 189  بازديد
سلام یه فیلمی چند وقت پیش دیدم خیلی خوشم اومد اسمش یادم نیست
داستان از این قرار بود که یه دختره رفته بود پیش یه کشیش ادعا میکرد ک پدرم بهم تجاوز کرده اخرشم معلوم شد دختره فقط به باباش تلقین کرده بود ک بهش تجاوز کرده...
توروخدا اگه کسی اسمشو مسدونه بم بگه :(
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 195  بازديد
دختری بود در کشتی به دنیا امد وقتی بزرگ تر که شد گفت من تلسکوپ دوست دارم ولی خانوادشذ موافق نبودم نمیدونم از کجا یه پسر پیدا بعداز بیشتر اشنا شدن درختررو برد یه کلبه که پسره با یه مرد داشتن دعوا میکردن که یک دفه زنبورا اومدن دور دختره جمع شدن که نیششم نمیزدن بعد صاحب اون کلبه به دختره احترام گداشت بعد نمیدونم چی شد ادمای فضایی بهشون حمه کردن که بعد از چند دقیقه تموم شد ودختررو بردن فکر کنم سیاره مشتری که اون جا یه مرده به زور میخواست دختررو به عقد خودش در بیاره لطفا اینو برام پیدا کنیین خواهش میکنم
از گروه : عشق 57  بازديد
سلام من یک سوالی که برام پیش اومده اینه که این ساست های دانلود مثل فیلم و نرم افزار که خیلی هم هستن و بصورت رایگان هم دارن ارائه میشن درامد این ها از چی هست با توجه به هزینه های بالا که برای هاست های دانلود پرخت میکنن
از گروه : اینترنت و سایت ها 238  بازديد
سلام من یک سوالی که برام پیش اومده اینه که این ساست های دانلود مثل فیلم و نرم افزار که خیلی هم هستن و بصورت رایگان هم دارن ارائه میشن درامد این ها از چی هست با توجه به هزینه های بالا که برای هاست های دانلود پرخت میکنن
از گروه : اینترنت و سایت ها 238  بازديد
سلام یک فیلم بود پسر بچه ی تو پرورشگاه یک گیتار پیدا کرد و شروع کرد به زدن گیتار در پارک بعد ها به دانشگاه موسیقی رقت و در اخر فیلم هم رهبر یک ارکستر شد و پدر و مادرش هم که اونو ول کرده بودن اومده بودن اونجا اسم فیلم رو یادم نمیاد
از گروه : سینما 206  بازديد
سلام یه فیلمی چند وقت پیش دیدم خیلی خوشم اومد اسمش یادم نیست
داستان از این قرار بود که یه دختره رفته بود پیش یه کشیش ادعا میکرد ک پدرم بهم تجاوز کرده اخرشم معلوم شد دختره فقط به باباش تلقین کرده بود ک بهش تجاوز کرده...
توروخدا اگه کسی اسمشو مسدونه بم بگه :(
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 195  بازديد
من و دوستم با هم خیلی خوب بودیم اومد گفت کات چیکار کنم؟
از گروه : اینترنت و سایت ها 192  بازديد
با سلام و عرض ادب
من متاهلم و۳۱ سال و کارمندم.. ودر یک دانشگاه دولتی از اول دارم کارشناسی یه رشته رو میگیرم و شاگرد اول کلاسم ..الان ترم ۳ هستم با اکثر دخترای کلاس (۲۰ یا ۲۱ساله) چت درسی دارم ..ولی به یکیشون گفتم آن روز کلاس نبودی؟ این دختر فکر میخام بهش نزدیک شم ...خلاصه خیلی ناراحت شد و بااینکه هم بصورت پیامکی و هم بصورت حضوری بهش گفتم سوتفاهم پیش اومده ولی بازم ناراحته میگه شما منظور داشتی؟ حالا به نظرتون چکار کنم ؟
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 191  بازديد
سلام خسته نباشید
من چن روز دیگه یک سال از دوستیم با یک دختر میگذره.
و هردو بسیار زیاد همو دوست داریم و به هم علاقه مند هستیم و عاشق هم شدیم. وقصد ازدواج داریم.البته در اینده.
اما مسیله ای هست که البته اول رابطه خودمون با این قضیه کنار اومدیم. و به خواست هردو و صحبت هایی که کردیم ،تصمیم گرفتیم باهم باشیم.
دلیل سوال الان من هم دو دلی من یا شک در این قضیه نیست. اما فقط برای مشاوره و اینکه بدونم این قضیه چقدر میتونه در اینده تو زندگیمون تاثیر بزاره دارم میپرسم. حالا مسیله ای که عرض کردم اینه:
من 19 سالمه و متولد 77 هستم و دختری که باهاش دوست شدم 23 سالشه و متولد 73 هست. ینی چهارسال تفاوت سنی داریم و از من بزرگتره.
میخواستم بدونم در اینده مشکلی برامون ایجاد میشه تو زندگیمون یا نه و یه چیز خیلی خاص نیست؟؟
از گروه : ازدواج 189  بازديد
با سلام تو فیس بوک بودم یه دفعه یه کادری اومد گفته شما وارد نشده اید برای ورود کلیک کنید پایین زده بود شروع /لغو البته مال خوده فیس بود.شروع زدم .از فیس رفت بیرون بعدش یه پیام اومد اگر این حساب کاربری متعلق به شماس تایید کنید تایید کردم یه کادری اومد که گفته بود (اشخاص را نسبت به تصاویر بالا مشخص کنید)اوکی زدم یه صفحه اود توش کسای که من اونارو نمیشناسم ولی تو اد لیستم هستن اومد و یه سری تصاویر که نمیدون مال کی هستن هر کاری می کنم درست در نمیاد چه کار کنم؟ سوال امنیتی عجیب فیس بوک
از گروه : اینترنت و سایت ها 176  بازديد
سلام من ی دختر 17ساله هستم . ی سال پیش توی اینستاگرام با ی پسر26ساله اشنا شدم .رابطع ما خیلی عجیب ب وجود اومد اولش من نمیخواستم باهاش وارد رابطه شم اما اون در کمال زرنگی منو سمت خودش کشوند و منو عاشق خودش کرد .راستش اون اهل اهوازه و من اهل تهران‌. هیچوقت همدیگرو ندیدیم فقط چندین بار چت تصویری داشتیم اما دائما با هم چت میکنیم . توی این ی سال همیشه با هم بودیم .اون ادعا میکنه ک منو خیلی دوس داره و عاشقم شده و میگ ک میاد خواستگاری من . چهره خیلی زیبایی داره .راستش اون میگ ک فقط با منه درحالی ک حس میکنم خیانت میکنه .بارها شده ک بهش گفتم عزیزم اگ میخواس خیانت کنی چرا با من موندی من ک برات سودی ندارم و حتی نمیتونم نیازای جنسیتو براورده کنم اما اون هرسری گفته من دوست دارم تو مال منی . راستش هیچوقت فکر نکنم اون مال من بشه بخاطر ی سری از شرایط زندگی جفتمون .جز این ک خدا بخواد و معجزه بشه .رفتارش چن مدته حس میکنم سرد شده ترو خدا کمکم کنید بگید من چیکار کنم .من ی ساله درگیرشم ب حدی ک اگ ی روز بهش زنگ نزنم یا باهاش حرف نزنم دیوونه میشم . اون همش ادعا میکنع ک عاشق منع و منو دوس داره اما بعضی از رفتاراش حرفشو ثابت میکنه بعضی از کاراشم بهم میفهمونه ک چن درصدو دروع میگ . خواهش میکنم بگید من چیکار کنم اون واقعا منو دوس داره ؟من بهش میرسم؟؟
از گروه : دوستی دختر - پسر 161  بازديد
سلام یک فیلم هندی هست با این موضوع که اتوبوس که داخلش بچه ها بودن چپ میکنه و مردی که خانومش توی اون اتوبوس بود دنبالش میگرده که رد اخر میفهمه سرخپوستا همسرش که باردار بود رو نجات میدن و فرزندش بدنیا اومده و همسرش مرده اسم فیلم رو میخواستم پیداش نمیکنم☹
از گروه : فیلم 144  بازديد
چرا به این دنیا اومدیم
از گروه : مذهب 134  بازديد
یه قسمت از یه فیلم رو دیدم که یه دختر ماشینش خراب شده بود بعد یه مرد اومد و پیراهنش رو داورد و ماشینش را درست کرد اسم پسره کریستن بود و اسم دختره فکر کنم ملوری بود
از گروه : فیلم های سینمایی 83  بازديد
دختری بود در کشتی به دنیا امد وقتی بزرگ تر که شد گفت من تلسکوپ دوست دارم ولی خانوادشذ موافق نبودم نمیدونم از کجا یه پسر پیدا بعداز بیشتر اشنا شدن درختررو برد یه کلبه که پسره با یه مرد داشتن دعوا میکردن که یک دفه زنبورا اومدن دور دختره جمع شدن که نیششم نمیزدن بعد صاحب اون کلبه به دختره احترام گداشت بعد نمیدونم چی شد ادمای فضایی بهشون حمه کردن که بعد از چند دقیقه تموم شد ودختررو بردن فکر کنم سیاره مشتری که اون جا یه مرده به زور میخواست دختررو به عقد خودش در بیاره لطفا اینو برام پیدا کنیین خواهش میکنم
از گروه : عشق 57  بازديد
دختری بود در کشتی به دنیا امد.بزرگ که شد البته بابا نداشت.بعد نمیدونم یه پسره از کجا سرو کلش پیدا شد ودختررو باخودش برد پیش دوستش بغد بادوستش یکم دعوا کرد بعد زنبورا نمیدونم از کجا اومدن ولی دور دختره میچرخیدن و نیششم نمیزدن بعد دوست اون پسره به دختره احترام گزاشت وگفت عالیجناب.بعد نمیدونم چی شد ادمای فضایی سروکلشون پیدا شد و جنگیدن و دختررو با خودشون بردن به سیاره مشتری فکر کنم.بعد بهوش اومد واونجا هم به دختره احترام میزاشتن یه ساله ک دنبال این فیلمم کمکم کنید
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 47  بازديد
سلام وقت بخیر مستقیم میرم سر مطلب ۱۶ سالی در سن کم عاشق یه پسری شدم که به خانوادم حرف منو زد میخواستم که به دلیل شرایطش خانوادم حاظر به ازدواج ما نشدن و بعد به سربازی رفت ولی اجازه بهش دادن که اگه شرایطو بجا اورد میتونه بیاد خواستگاری و گذاشتن با هم چت کنیم یک سالو خوردی که خدمت سربازی بود در ارتباط بودیم و من دور از چشم مادر پدرم میرفتم موقع های میومد مرخصی میرفتم کنارش به من دست نمیزد هنیشه کنار هم با هم صحبت میکردیم که بعد از مدت ها یبار که دیدار کردیم همو دست منو گرفت در همین حدا بیشتر نبود ولی بازم همیشه مرخصی که میومد تا زمان مرخصیش هر روز میومد کنار خانوادم باهاشون صحبت میکرد همچنان همو میخواستیم مدتی گذشت که خدمت بود با من سرد شد رفتارش عوض شدقبلش به حدی همو میخواستیم که خیلیا خبر داشت تو شهر شهرمون کوچیکه توشهر پیچیده بود که ما همو چجوری میخواییم یهو رفت پرونده منو بست خیلی اذیت شد عذاب کشیدم برای یک ماه رفت ولی از دور حواسش بهم بود خبر بهم میرسید بعد یک ماه برگشت و گفت فقط خانوادت خبر داشته باشن برای دوسه روزی صبر کردم باهاش در ارتباط شدم حس خشم توم زیاد بود حس  بهش گفتم نمیخوامت ۴ ماه از زندگیش رفتم برای همیشه تا که دستش بد شکستو عمل جراحی کرد اون موقع بهش پیام دادم که چی شده اشتی کردی به مدت چند روز اون ادم عوض نشده بود رفتارش با من منو اذیت میکرد حالمو بد میکرد ازارم میداد کاری کرد که خانوادم رو من دست بلند کردن م اینبار من محکم رفتم چند ماهی گذشت بهدمن خواستگار اومد و متوجه شده بود بهش خبر رسیده بود که مورد تایید منم قرار گرفته پیام داد کلی حرف زدو من با سنگینی کامل جوابشو میدادم که ما بدرد هم نمیخوریم بعد از اون هفته ای یبار پیام میداد در مورد خواستگارم حرف میزد به بهونه های مختلف که باهام دعوا بگیره دیگه چند ماهی گذشت  خیلی پشیمون که چرا اونکارو کرد خانوادم دست رو من بلند کنن معذرت خواهی چند دیدن بار برای بر گشت به زنگیم که یهو دلم خواست یه فرصت دوباره بدم و دادم خیلی عوض شده بود بهش گفتم بزار به خانوادم بگم در ارتباطیم گفت تا زمانی شرایطشون بجا نیوردم ن ننگو  پنهونی ولی خواهر برادر عروس داماد خودشون خبر داشتن ما باهمیم یه گروه زده بود که باداونام در ارتباط شده بودم ولی خبر نداشتم مادر پدرش خبر ندارن به هر حال دیگه باهم در ارتباط شدیم خیلی تغییر کرده بود خوب شده بود تا که دیدم یروز رفته بود تهران لایو گرفته بود صدا دختر میمد بهش گفتم اینا کین گفت اجیام باهاش دعوا گرفتم و...قرار شد همو از نزدیک ببینیم باهم صحبت کنیم گفت بیا خونه منم طبق معمول با خیال جمع رفتم منو گرفت تو بغل دراز کشید بهم گفت تو که حساس نبودی خودت میگفتی اشکال نداره تو باشگاه با دخترا کار کنیو از این حرفا منم بهش گفتم من گفتم کار کنی نگفتم اجی داشته باشی در ارتباط بشی باهاشون همینو گفتم داستان تغییر یه اتفاقی افتاد که به خواست خودم نبود بعدش خیلی وحشتناک بود برام اون اتفاق که ازش توقع نداشتم ولی بازم باهم خوب بودیم ولی نگفت قید خواهرامو میزنمو اینا من بعد اون اتفاق خیلی گریه کردم ولی قرار بود زمانی به من دست بزنه دیگه به هیچ دختری دست درازی نکنه سر قضیه اون خواهریا دیگه باهم حرف نزدیم که به تفاهمم نرسیدیم گذشت گذشت رفتم کنار حرف زدیم یروز از من خواست که برم کنارش برای یه اتفاق دیگه منم با میل خودم رفتم چون دوست نداشتم به دخترای دیگه دست بزنه بارم رفتارش خوب بود مدتییی گذشت رفتارش یجوری شد بهم توجه نمیکنه پیامش میدم انلاین میشه جواب نمیده بعضی پیامارو زنگش میزنم خو
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 40  بازديد


چند سوال تصادفی

سلام و خسته نباشید.
بنده نرم افزار blueStacks رو روی کامپیوترم نصب کردم ورژن 0.9.7.4101 .این برنامه اجرای سیستم اندروید روی کامپیوتر و ویندوز هست. برنامه رو اجرا میکنم و بالا هم میاد و استفاده میکنم در حد 5 دقیقه که کار میکنم بعد ارور blueStacks Frontend has stopped working میاد و نرم افزار بسته میشه. روی ویندوز 8.1 و 7 هر دو هم 64 بیتی نصب کردم.
این هم تصویر پیغام خطایی که میده ممنون میشم راهنمایی کنید.

از گروه : مشکلات نرم افزار 1512  بازدید
سلام. لطفا منو راهنمایی کنید :
وقتی گوگل پلی رو اجرا میکنم این پیغام میاد :
(خدمات گوگل پلی که برخی از برنامه های شما به ان وابسته است توسط دستگاه شما پشتیبانی نمیشود )
لطفا کمکم کنید . ممنون میشم . خیلی ضروری لازمش دارم
از گروه : سایر سوال و جواب های موبایلی 610  بازدید
دوستان من به رشته ی مهندی کامپیوتر _ نرم افزار علاقه مندم و قراره دو ماهه دیگه انتخاب رشته کنم و اگه خدا بخواد می خوام برای تحصیل و کسب کار چهار-پنج ساله دیگه برم خارج از کشور_ به احتمال زیاد انگلستان .به نظرتون اگه یک برنامه نویس حرفه ای باشم و مدرکم رو از دانشگاه های اونجا گرفته باشم می تونم همون جا مشغول به کار بشم یا نه ؟ و اینکه ممکنه تا 4-5 سال دیگه برنامه نویسی کم فروغ بشه و اهمیت زیادی برا برنامه نویسا قائل نشن یا نه ؟
از گروه : انتخاب دانشگاه 1757  بازدید
سلام
کدام کشور بهترین دانشگاه ها را برای ادامه تحصیل در رشته ی کارشناسی ارشد نرم افزار کامپیوتر دارد؟
از گروه : تحصیل در خارج از کشور 5653  بازدید
درود و خسته نباشيد به همه
سوالي درباره تغيير رشته از نرمافزار به گرافيك دارم اگه كسي اطلاعاتي داره ممنون ميشم راهنمايي كنه
من ترم آخر نرم افزار كارداني هستم و ميخوام برا كارشناسي گرافيك بخونم
علاقه و استعدادش رو هم دارم
اما تو رشته مهندسي كه از كارداني هم اجباري رفتم علاقه آنچنان ندارم و حوصله رياضي هاش و همچنين درساي تخصيش هم واقعا ندارم
اما بخوام ميتونم
ولي قصد دارم برم دنبال چيزي كه علاقه دارم و استعدادش رو و ميدونم هم سختي ها خاص خودش رو داره
اما حرفا بعضيا منو دو دل كرده كه نميتونم راحت كار داشته باشم و درامدش خوب نيسو بايد خودم هزينه كنم حتما تا كار تشكيل بدم و همين رو ادامه بدم راحت تر كار گير ميارم و ...
از اين حرفا منو تو شك و ترديد گرفتار كرده
ممنون ميشم اگه بتونيد راهنمايي كنيد
تشكر
از گروه : طراحی 1433  بازدید
میخوام بدونم کدوم آیه های قران در رابطه با جحاب خانم هاست؟و کدوم آیه ها درباره پوشش آقایان است؟
از گروه : دینی و مذهبی 2782  بازدید
سلام سئوال كه چه عرض كنم مي خوام بگم اين آقايون بلا نصبت اون خوباش چه مرگشونه چي مي خوان . تحصيلاتم فوقه حقوق . چهره تقريبا خوب . خوش لباس و بسيار شيك و هميشه به روز . از محالاته تو خونه ناراحتي را بندازم با شوهرم كنار ميام رو حرفش حرف نميارم هميشه پشتيبان مالي و حامي محبتي او هستم بد اخلاقي نمي كنم . هر چي برا يه زن بشماريد كه برا آقاش انجام بده ميدم ولي شوهرم دوس داره با خانومهاي ديگه صحبت كنه و حتي تفريحات خسته شدم از خودم ادامه زندگي برام سخته ديگه نمي تونم اين تحقير رو تحمل كنم با كسي هم دوست نميشم اين همون خوبش بود كه با هم ازدواج كرديم مخصوصا كه برا بدست آوردنم 1 سال تلاش سختي كرد الان 10 ساله با هم هستيم از محبت هاي دروغينش خسته شدم روحيه ام وقتي مرد كه فهميدم طي پيامكي به دوس دخترش نوشته بود خانوممو دوس دارم ولي عاشقش نيستم و اون بايد اينو بدونه . سرتونو درد نيارم شوهرم منو با اين حرفش كشت . مي خوام بگم اي مرد دردت چيه چي مي خوايي من از اوناش نيستم تو نشدي يكي ديگه من از اوناشام كه تو نشدي . فقط خدا . حالا مي خوايي منو افسرده كني من برا خدا دارم نفس مي كشم فقط آرزو ميكنم موقع مردنم بالا سرم باشي بهت بگم نامرد دلمو بد جور شكستي من انقدر خجالت مي كشم كه حتي نمي تونم بهت بگم مي دونم دوس دختر داري . باشه برو خوش باش ولي تا كي .... اعتراض نكنيد بگ كه چي ... دله ديگه دستشويي كه نيست ببخشيد .... آبي كه ريخت ديگه جمع نميشه .... اگه هم جمع بشه ...ديگه به زلالي آب اولي نيس قبول كنيد .... مي خواستم بگم يه بدبخت ديگه به بدبختهاي موجود اضافه شد البته نه بدبخت كلي ها بدبخت بي شانس در زندگي متاهلي وگرنه همينطوريشم خيلي شاد و سر حالم و چيزي هم كم ندارم خدا رو شكر و به داشته هام افتخار مي كنم
از گروه : روانشناسی زناشویی 1547  بازدید
سلام.من خیلی دنبال کار اینترنتی گشتم ولی هنوز چیزی پیدا نکردم.من کاری میخوام که زمان کمی بخواد و درآمد خوبی داشته باشه و حلال هم باشه.
لطفا کاری که به من پیشنهاد می کنید عضو موارد زیر نباشن چون همشون مشکل دارن:
1-سایت های کلیکی(زمان زیادی میخواد و نسبت به پولش نمی ارزه)
2-سایت های خارجی(به دلایل تحریم و نداشتن حساب در خارج)
3-زیرمجموعه گیری(در واقع یه جور شرکت هرمی هست و حلال نیست)
4-بازاریابی(جذب کردن مشتری سخته)
از گروه : اینترنت و سایت ها 1478  بازدید
مدت زمان گرفتن گرین کارت از طریق ازدواج در آمریکا چقدر است؟
از گروه : قوانین مهاجرت 14  بازدید
سلام

روز بخیر.من 21 سالمه و تو یه خانواده معمولی رو به بالا زندگی میکنم و مشکلات خیلی زیادی دارم.یکی از مشکلاتمم دعواهای پدرومادرمه.من نمیدونم چیکار کنم.همین امروزم دعوا کردن.تو دعوای سری قبل من خودمو کتک زدم دعوا تموم شد.
شماها تو این جور مواقع چیکار میکنین؟
بخدا انقدر استرس تو زندگیم کشیدم که حال و حوصله هیچی ندارم.البته من مشکلات دیگه ایم دارم
از گروه : مشاوره خانواده 559  بازدید
سلام. من لب تاب مدل دل دارم وای فای فعال هست ولی مودم تپیلینگ رو پیدا میکنه چی کار کنم پیدا کنهممنون میم راهنمایی کنید.
از گروه : لپ تاپ 2146  بازدید
-خواهش میکنم این سوالای منو جواب بدید حداقل تا جایی که می تونید چون اگه تا 12 امشب برای استادم ایمیل نکنم درسمو افتادم
1-مضارب کوچکتر از 1000 عدد 9 را یکی یکی چاپ و مجموعش را حساب کند
2-یک عدد دریافت و معلوم کند بر مجموع ارقامش بخش پذیر است یا خیر
3- دو عدد صحیح m وn دریافت و اعداد مضارب 3 بین این دو عدد را تولید کند
4- عدد طبیعی n را دریافت مشخص کند چند رقم ان زوج وفرد و صفر است
5- عدد طبیعی n را دریافت مشخص کند اول است یا خیر
6- اعداد سه رقمی که تمامی ارقام ان زوج است را چاپ کند
7- اعداد سه رقمی که خودشان با مقلوبشان برابر است را چاپ کند
8- یک عدد بین 1 و 366 دریافت کند و مشخص کند متعلق به چه روز و ماهی است
9- یک عدد دریافت کند و مشخص کند در کدام یک از مبناها می تواند باشد
10- عدد در مبنای 10 دریافت کند و در مبنای دو چاپ کند
11- عدد طبیعی n را دریافت و اعداد مربع کامل کوچکتر از یا مساوی با n را چاپ کند
12- عدد طبیعی n را دریافت که مشخص کننده ی تعداد تیم های شرکت کننده در مسابقه ورزشی به صورت رفت و برگشت هست و مشخص کند چه تعداد بازی برگزار خواهد شد
13- جدول زیر را چاپ کند
*
* *
* * *
* * * *
* * * * *
14-کاربر بدون وارد کردن اینتر تا زمانی که کاراکترzوارد نکرده است تعداد کاراکتزرهای وارد شده را محاسبحه و چاپ کند
15-کاربر بعد از اینکه صفر را وارد کرد کوچکترین و بزرگترین عدد ما قبل خود را چاپ کند
16-تاهنگامی که کاربر یک عدد متقارن وارد نکرده تعداد اعداد وارد شده ماقبل خود را محاسبه کند
17-میانگین اعداد موجود در یک مکعب ضرب که قابل تقسیم بر 5 و 7 و11 هستند را در صورتی که عدد بین 300 تا 700 بود را چاپ کند.
18-چهار عدد از کاربر دریافت و به صورت صعودی چاپ کند
19- دو ارایه صد عنصری معکوس اولی را در دومی و معکوس دومی را در اولی چاپ کند
20-دو ارایه 100 عنصری گرفته و ارایه اول را به صورت معکوس در ارایه دوم ورایه دوم را به همان صورت در ارایه اول چاپ کند
21-برای یک ارایه 100 عنصری ماکسیمم نسبی حساب کند
22- دو رشته از کاربر دریافت کند و concatانرا در رشته سوم بریزد
23- دترمینان دو ماتریس 4*4 را حساب کند.
24-یک ماتریس 5*5 دریافت کند و اعلام کند کدام یک از حالات زیر را داراست:
متقارن-بالا مثلثی-پایین مثلثی-قطری-پاد متقارن
25-دو رشته از کاربر دریافت کند نشان دهد که هر یک از کاراکتر های وارد شده در رشته دوم چند بار در رشته اول تکرار شده است
26- سه رشته از کاربر دریافت کند رشته اول رشته اصلی رشته دوم رشته جایگزین رشته سوم زیر رشته مورد نظر از رشته اول به شرطی که طول رشته دوم و سوم مساوی باشد در رشته اول هر تعداد از رشته سوم وجود دارد رشته دوم را جایگزین کند.
27-برنامه ای بنویسید که یک ارایه ی 25 تایی را به صورت درجی مرتب کند
28-ماتریس 5*5 از ورودی دریافت کند و مرتب کند
29- برنامه ای بنویسید که عبارت از ورودی دریافت و تعداد حرف ها و کلمات و جمله ها را مشخص کند
30-یک هدر فایل بنویسید شامل تابع های تبدیل مبنای 2و تبدیل مبنای 8 و تبدیل مبنای 16 باشد


از گروه : دروس و مسائل رشته کامپیوتر و IT 5644  بازدید
باسلام احمدهستم جوانی هستم۳۵ساله متاهل کاملاصحیح وسالم ساکن ساری بدلیل مشکلات وبدهی۲۰۰میلیونی ناچاربه فروش یکی ازکلیه هایم هستم آیامیتونیدکمکم کنیدشماره تماس
از گروه : سایر سوال و جواب های پزشکی 901  بازدید
در محضر پدر و مادر چگونه باشیم
از گروه : زندگی 2380  بازدید
پلاریته در مدارهای برقی چه مفهومی را دارد؟
از گروه : سوالات گوناگون 1192  بازدید



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات