سوالات با برچسب انسان


40

سوال


44

جواب

آخرین جواب ها با این برچسب
🔸 بگو: من فقط بشری مثل شما هستم؛ (فصلت - 6)
🔹 بگو: من مالک زیان و خیری براى شما نیستم. ﴿جن - 21)
🔸 بگو: به شما نمى‌گویم که خزینه‌ها و گنجینه‌هاى الله نزد من است؛ و غیب (نیز) نمى‌دانم؛ ﴿انعام - 50)
🔹 (بگو:) اگر غیب می‌دانستم، از خیر و نفع برای خودم می‌افزودم و بدی و زیانی به من نمی‌رسید! من فقط برای گروهی که ایمان می‌آورند، بیم‌دهنده و مژده رسانم. ﴿اعراف – 188)
🔸بگو: «نماز من و قربانى من و زندگى من و مرگ من براى الله، پروردگار جهانیان است.» (انعام - 162)

سوره انعام - آیات 40 تا 43:
🔹بگو: «به نظر شما، اگر عذاب الله شما را دررسد یا رستاخیز شما را دریابد، اگر راست می‌گویید، کسى غیر از الله را مى‌خوانید؟»
🔹(نه،) بلکه تنها او را مى‌خوانید، و اگر او بخواهد رنج و بلا را از شما دور مى‌گرداند، و آنچه را که شرک می‌ورزید فراموش مى‌کنید.
🔹و به یقین، ما به سوى امّت‌هایى که پیش از تو بودند (هشدار دهنده‌هایی) فرستادیم، و آنان را به سختی و بیمارى دچار ساختیم، باشد که به تضرع (به درگاه خداوند) درآیند.
🔹پس چرا هنگامى که سختی‌های ما به آنان رسید تضرّع نکردند؟ لیکن دلهایشان قساوت پیدا کرد و شیطان آنچه را انجام مى‌دادند برایشان آراسته کرد.
🔴 چند آیه از قرآن در مورد شرک:

🔸 و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم. ﴿غافر - 60)

🔹در حقیقت، آنهایی را که به غیر از الله، صدا می‌زنید، بندگانی همچون خود شما هستند؛ پس اگر راست مى‌گویید، آنها را صدا بزنید تا شما را اجابت کنند! ﴿اعراف - 94)

🔸و کسانى را که به غیر او صدا می‌زنید، مالک پوست هسته خرمایى (هم) نیستند. ﴿فاطر - 13)
🔸اگر آنها را صدا بزنید، صدای شما را نمی‌شنوند، و اگر (فرضاً) بشنوند، اجابتتان نمی‌کنند؛ و روز قیامت، شرک شما را انکار می‌کنند، و هیچ کس مانند (خداوند آگاه و) خبیر تو را (از حقایق ) با خبر نمی‌سازد. ﴿فاطر - 14)

🔹آنهایی را که صدا می‌زنند، (خود) به سوی پروردگارشان وسیله می‌جویند که کدام یک از آنها (به الله) نزدیک‌ترند، و امید رحمت او را دارند و از عذاب او می‌ترسند، همانا عذاب پروردگار تو (ترسیدنی و) درخور پرهیز است. (اسراء-57)

🔸و (الله) به شما فرمان نمی‌دهد که فرشتگان و پیامبران را اربابان خود بگیرید. آیا پس از آنکه اسلام آورده‌اید شما را به کفر فرمان مى‌دهد؟ (آل عمران - 80)

🔹 و کیست گمراه‌تر از آن کس که به غیر الله کسى را مى‌خواند که تا روز قیامت او را پاسخ نمى‌دهد، و آنها از دعایشان بى‌خبرند؟ (احقاف - 5)

🔸 و بیشترشان به الله ایمان نمى‌آورند مگر اینکه (در همان حال) مشرکند. (یوسف - 106)

🔹 بگو: در زمین بگردید و بنگرید عاقبت کسانى که قبلاً بودند چگونه بوده است؟ بیشترشان مشرک بودند. (روم - 42)

🔸 آیا ما دلیل محکمی برای آنها نازل کردیم که از آنچه به او شرک می‌ورزیدند، سخن بگوید؟! (و آن را موجه بشمارد؟!) ﴿روم - 35)

🔹 بگو کیست که از آسمان و زمین به شما روزى مى‌دهد؟ یا کیست که بر گوش‌ها و چشم‌ها مالکیّت دارد؟ و کیست که زنده را از مرده، و مرده را از زنده بیرون می‌آورد؟ و کیست که امور را تدبیر مى‌کند؟ خواهند گفت «الله». پس بگو آیا پروا نمى‌کنید؟! (یونس - 31)

🔸 همانا الله اینکه به او شرک ورزیده شود را نمی‌آمرزد و غیر آن را برای هر کس که بخواهد می‌آمرزد، و هر که به الله شرک بورزد، قطعاً گناه عظیمی را افترا بسته است. (نساء - 48)
🔹 و قطعاً به تو و به کسانى که پیش از تو بودند وحى شده است که اگر شرک بورزى، عملت تباه می‌شود و از زیانکاران خواهى شد. (زمر - 65)

سوال و جواب ها با برچسب انسان


انسان خردمند (نام علمی: Homo sapiens) یا به زبان عامه انسان، یک پستاندار دوپا از خانوادهٔ انسان‌سایان است.اسناد به‌دست‌آمده از دی‌ان‌ای انسان نشان می‌دهد که انسان خردمند حدود ۲۰۰٬۰۰۰ سال پیش از آفریقا سرچشمه گرفته‌است، در حدود ۵۰٬۰۰۰ سال پیش تغییرات زیادی در رفتار او پدید آمد و در همان زمان آغاز به مهاجرت کرد. انسان خردمند با دیگر انسان تباران بچه دار شده‌اند و این باعث شده به رغم انقراض سه گونه دیگر انسان تباران، دی ان ای آن‌ها همچنان در انسان خردمند موجود باشد. انسان خردمند حامل دی ان ای انسان‌تبار دنیسووا، انسان نئاندرتال و گونه‌ای دیگر که هنوز شناسایی نشده می‌باشد. افرادی که دارای‌تبار غیرآفریقایی هستند بین ۲ تا ۴ درصد دی ان ای نئاندرتال‌ها را دارا هستند، ۳ تا ۴ درصد دی ان ای بومیان ملانزی متعلق به انسان‌تبار دنیسووا است و دی ان ای گروهی از شکارچی-گردآورنده آفریقایی متعلق به گونه‌ای است که هنوز شناسایی نشده‌است. این انسان‌ها هوش بالا، توانایی تجزیه‌وتحلیل، زبان سخن گفتن، درون‌گرایی و احساسات داشتند. این استعدادها همراه با یک بدنِ راست‌قامت با توانایی راه رفتن و بازوان آزاد برای گرفتن اشیاء، انسان‌ها را به رفتن سفرهای طولانی (مانند مهاجرت) و استفاده از ابزارها توانا ساخت. این انسان‌ها با مهاجرت تقریباً در تمامی نقاط جهان به جز نواحی غیرقابل سکونت (مانند جنوبگان) ساکن شده‌اند. اما از قرن بیستم میلادی وسعت سکونت انسان‌ها به جنوبگان (توسط پایگاه‌های دائمی)، دریاها (توسط سکوها) و مدار زمین (توسط ایستگاه فضایی بین‌المللی) افزایش یافته‌است. صفحه « انسان » در ویکیپدیا


به نام خداوند بیننده از انجا شروع کنم که بنده در سال اول دانشگاه به علت مشکلات عدیده که هر شخصی گرفتار ان نمیشود احساس تنهایی و رخوت میکردم انگار هیچکس در این دنیا مرا نمیفهمد و احساساتی از این دست که افراد زیادی با شدت خیلی کم و روزمره تا خیلی زیاد دچار ان میشوند .به فکر افتادم سر کار برم که دغدغه هایی که با فکر درست نمیشدند از یادم برود اما به هر دری زدم کار نبود که نبود .به فکر کارگری افتاده بودم که هیچ جا با شرایط دانشگاهم کنار نیامدند .به یکی سپرده بودم که بالاخره با معرفی او به یک مغازه انتشارات مشغول شدم .خیلی خوب بود و حالم خیلی بهتر شده بود که با همسایه که مغازه ای عطاری بود رفیق شدم .مشتریان زیادی داشت و این تعجب مرا برانگیخته بود که باعث شدم بفهمم انواع مخدرجات در این عطاری به فروش میرسد که به هوس افتادم امتحان کنم که خیلی خیلی حس خوبی گرفتم و خیلی دیر به دیر یکسال با کپسول و قرص های دراگون حال میکردم تا اینکه فهمیدم در خانه برادرم از این ها استفاده میکرده و در خانه است و این در خانه بودن همان و مستمر شدن همان .سال دوم دانشگاه بود که با دختری که پیشنهاد از طرف او صورت گرفت و من حس خیلی خوبی پیدا کردم . به نوعی دلبسته و وابسته اش شدم و دیری نپایید که با این حال خوب شروع به بهبود کردم و تا سه ماه هیچ چیز مصرف نمیکردم تا اینکه او بعد از یک سال حرف از جدایی زد و حس بد من بعد از ماه ها حال خوش شروع شد و مصرف عود کرد که با تفکر به این نتیجه رسیدم که اسیب به خود چیزی را درست نمیکند و به تدریج درمان من شروع شد و ادامه دارد.با این حال زندگی در این شرایط به شدت سخت شده و موج ناامیدی و افسردگی در جامعه امروز ما قبل از نیاز به روانشناس نیاز به افراد صالح برای حکومت و معیشت مردم دارد. پس میتوان نتیجه گرفت عامل محیطی از عامل فیزیولوژیک خیلی قوی تر عمل میکند و این شرایط محیطی کشور ایران و ترانزیت مخدر که از پرسودترین تجارت های جهان است باعث شد افرادی فقط به علت بودن این مواد در کشور گرفتار شوند که عده ای از سران کشور سود های کلان عایدشان شود .وقتی این شرایط که روز به روز بدتر میشود مشاهده میشود و موجی از افسردگی و نا امیدی را در جامعه میبینی دیگر امیدی برای بهبود خود و دیگری نمیتوان یافت اگرچه این گرفتاری درمانش مخدر نیست اما دور بودن از جهانی که در این کشور برایمان ساخته شده ذره ای از درد های افراد میکاهد گرچه درمان اعتیاد بعد های دیگری میخواهد که درونی است اما ریشه ی بیرونی جامعه پررنگ تر عمل میکند . به امید بهبود سیاست های بیمار و انسان های بیمار گشته... الله اعلم

به نام خداوند بیننده از انجا شروع کنم که بنده در سال اول دانشگاه به علت مشکلات عدیده که هر شخصی گرفتار ان نمیشود احساس تنهایی و رخوت میکردم انگار هیچکس در این دنیا مرا نمیفهمد و احساساتی از این دست که افراد زیادی با شدت خیلی کم و روزمره تا خیلی زیاد دچار ان میشوند .به فکر افتادم سر کار برم که دغدغه هایی که با فکر درست نمیشدند از یادم برود اما به هر دری زدم کار نبود که نبود .به فکر کارگری افتاده بودم که هیچ جا با شرایط دانشگاهم کنار نیامدند .به یکی سپرده بودم که بالاخره با معرفی او به یک مغازه انتشارات مشغول شدم .خیلی خوب بود و حالم خیلی بهتر شده بود که با همسایه که مغازه ای عطاری بود رفیق شدم .مشتریان زیادی داشت و این تعجب مرا برانگیخته بود که باعث شدم بفهمم انواع مخدرجات در این عطاری به فروش میرسد که به هوس افتادم امتحان کنم که خیلی خیلی حس خوبی گرفتم و خیلی دیر به دیر یکسال با کپسول و قرص های دراگون حال میکردم تا اینکه فهمیدم در خانه برادرم از این ها استفاده میکرده و در خانه است و این در خانه بودن همان و مستمر شدن همان .سال دوم دانشگاه بود که با دختری که پیشنهاد از طرف او صورت گرفت و من حس خیلی خوبی پیدا کردم . به نوعی دلبسته و وابسته اش شدم و دیری نپایید که با این حال خوب شروع به بهبود کردم و تا سه ماه هیچ چیز مصرف نمیکردم تا اینکه او بعد از یک سال حرف از جدایی زد و حس بد من بعد از ماه ها حال خوش شروع شد و مصرف عود کرد که با تفکر به این نتیجه رسیدم که اسیب به خود چیزی را درست نمیکند و به تدریج درمان من شروع شد و ادامه دارد.با این حال زندگی در این شرایط به شدت سخت شده و موج ناامیدی و افسردگی در جامعه امروز ما قبل از نیاز به روانشناس نیاز به افراد صالح برای حکومت و معیشت مردم دارد. پس میتوان نتیجه گرفت عامل محیطی از عامل فیزیولوژیک خیلی قوی تر عمل میکند و این شرایط محیطی کشور ایران و ترانزیت مخدر که از پرسودترین تجارت های جهان است باعث شد افرادی فقط به علت بودن این مواد در کشور گرفتار شوند که عده ای از سران کشور سود های کلان عایدشان شود .وقتی این شرایط که روز به روز بدتر میشود مشاهده میشود و موجی از افسردگی و نا امیدی را در جامعه میبینی دیگر امیدی برای بهبود خود و دیگری نمیتوان یافت اگرچه این گرفتاری درمانش مخدر نیست اما دور بودن از جهانی که در این کشور برایمان ساخته شده ذره ای از درد های افراد میکاهد گرچه درمان اعتیاد بعد های دیگری میخواهد که درونی است اما ریشه ی بیرونی جامعه پررنگ تر عمل میکند . به امید بهبود سیاست های بیمار و انسان های بیمار گشته... الله اعلم
به نام خداوند بیننده از انجا شروع کنم که بنده در سال اول دانشگاه به علت مشکلات عدیده که هر شخصی گرفتار ان نمیشود احساس تنهایی و رخوت میکردم انگار هیچکس در این دنیا مرا نمیفهمد و احساساتی از این دست که افراد زیادی با شدت خیلی کم و روزمره تا خیلی زیاد دچار ان میشوند .به فکر افتادم سر کار برم که دغدغه هایی که با فکر درست نمیشدند از یادم برود اما به هر دری زدم کار نبود که نبود .به فکر کارگری افتاده بودم که هیچ جا با شرایط دانشگاهم کنار نیامدند .به یکی سپرده بودم که بالاخره با معرفی او به یک مغازه انتشارات مشغول شدم .خیلی خوب بود و حالم خیلی بهتر شده بود که با همسایه که مغازه ای عطاری بود رفیق شدم .مشتریان زیادی داشت و این تعجب مرا برانگیخته بود که باعث شدم بفهمم انواع مخدرجات در این عطاری به فروش میرسد که به هوس افتادم امتحان کنم که خیلی خیلی حس خوبی گرفتم و خیلی دیر به دیر یکسال با کپسول و قرص های دراگون حال میکردم تا اینکه فهمیدم در خانه برادرم از این ها استفاده میکرده و در خانه است و این در خانه بودن همان و مستمر شدن همان .سال دوم دانشگاه بود که با دختری که پیشنهاد از طرف او صورت گرفت و من حس خیلی خوبی پیدا کردم . به نوعی دلبسته و وابسته اش شدم و دیری نپایید که با این حال خوب شروع به بهبود کردم و تا سه ماه هیچ چیز مصرف نمیکردم تا اینکه او بعد از یک سال حرف از جدایی زد و حس بد من بعد از ماه ها حال خوش شروع شد و مصرف عود کرد که با تفکر به این نتیجه رسیدم که اسیب به خود چیزی را درست نمیکند و به تدریج درمان من شروع شد و ادامه دارد.با این حال زندگی در این شرایط به شدت سخت شده و موج ناامیدی و افسردگی در جامعه امروز ما قبل از نیاز به روانشناس نیاز به افراد صالح برای حکومت و معیشت مردم دارد. پس میتوان نتیجه گرفت عامل محیطی از عامل فیزیولوژیک خیلی قوی تر عمل میکند و این شرایط محیطی کشور ایران و ترانزیت مخدر که از پرسودترین تجارت های جهان است باعث شد افرادی فقط به علت بودن این مواد در کشور گرفتار شوند که عده ای از سران کشور سود های کلان عایدشان شود .وقتی این شرایط که روز به روز بدتر میشود مشاهده میشود و موجی از افسردگی و نا امیدی را در جامعه میبینی دیگر امیدی برای بهبود خود و دیگری نمیتوان یافت اگرچه این گرفتاری درمانش مخدر نیست اما دور بودن از جهانی که در این کشور برایمان ساخته شده ذره ای از درد های افراد میکاهد گرچه درمان اعتیاد بعد های دیگری میخواهد که درونی است اما ریشه ی بیرونی جامعه پررنگ تر عمل میکند . به امید بهبود سیاست های بیمار و انسان های بیمار گشته... الله اعلم


چند سوال تصادفی




پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود،
سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.