سوالات با برچسب ازدواج


138

سوال


402

جواب

با سلام واحترام
من 31ساله مهندس ساختمان استخدام رسمی با درآمد ماهانه1200000تومان حدود9ساله پیش با همسرم آشنا شدم ،ایشان تازه دیپلم هنرستان دررشته معماری گرفته بودنند.درنهایت هر دو خانواده بعد از گذشت 3ماه ازآشنایی ما درجریان قرار گرفتند و دراین فاصله ایشان را تشویق به ادامه تحصیل نمودم وبردم کلاس کنکورثبت نام کردم تااینکه درمقطع کاردانی دررشته معماری پذیرفته شدوبعد ازدوسال بعد ازتثیبت شرایط کاری وشروع به تحصیل من وهچنین ترم آخر کاردانی ایشان زمینه ازدواج فرآهم شد.دوره 2ساله دوستی ما رابطه گاهی خوب وبدی داشتیم ومشکل از جانب من بخاطر نوع تفکرات خشک وپوسیده وعدم برخورد صحیح با جنس مخالف بودبطوریکه رابطه دستوری حاکم شدوایشان بدلیل (سن17ساله )کمی که داشتندتحت تاثیر قرارگرفته وعلی رغم میل باطنی کرنش نشان میدادندومواردی که به ایشان تکلیف میکردم مثلا آرایش نکن ،حق بیرون رفتن با خواهررو نداری بیرون میری باید اطلاع بدی چه ساعتی میری وبرمیگردی و... که این مسائل متاثرازشرایط خانوادگی من بود.تا اینکه با مشکلاتی بیان آن خارج ازحوصله است ازدواج کردیم ومن هم تحصیل میکردم وهم کاروبه اصرارمن مجددادرکنکورسراسری شرکت کردند و دررشته مهندسی معماری پذیرفته شدندودرنهایت فارغ تحصیل گردیدند.ازابتدا به دیلل نحوه برخوردپدر وبویژه مادرمن تنش های درهمان ابتدا زندگی ما بوجود آمدواین برخورد ها ناشی ازعدم آگاهی ومدیریت پدر وبویژه مادرم بود که بخاطرفقرفرهنگ خانوادگی آنها ایجاد شد.شاید هم بعضی از حرفها ورفتارهای آنها تعمدی نباشدواین موضوع را من بارها به همسرم میگفتم ولی ایشان اصراربه اینکه من مدافع آنها هستم محکوم میکردودراین میان اصطکاک بین ما زیاد میشد وبه مشاجره ودعوا فیزیکی ختم میشدکه دوبارمادر وخواهر ایشان با تماسی که من گرفتم حضور پیدا کردن ولی متاسفانه ضعف مدیریت و عدم آگاهی آنها برای حل وفصل این موضوعات بی اساس منجر به شعله ورشدن دعوا میشد.واز آن ابتدا یکسری حرمت ها بین ما شکسته شدوسعی کردم ترمیم کنم ولی با یک تلنگرمجددمسائل دامن زده میشد،وتصمیم گرفتم با 2تا خواهر ایشان خیلی رسمی وسرد برخورد کنم.واین روند ادامه داشت تا سال90که گاهی روابط خوبی با همسرم داشتم وگاهی روابط سردی که ایشان پیشنهاد بچه دارشدن دادن ومن نمیپذیرفتم،ویک سال شانه خالی کردم وبالاخره سال 91با اصرار ایشان ومرافه ومراجعه به پزشک وتوصیه پزشک مبنی براینکه ایشان مدت طولانی ازدواج کردن وباردارنشدن مصلحت به اینکه باردار شوند.علی رغم میل باطنی من تصمیم گرفتیم بچه دار شویم.اسفند 92فرزندم به دنیا آمدوبعداز گذشت چند ماه کوران اختلاف همسرم با مادرم تا الان شعله وراست.حس عجیبی دارم نه علاقه ای به همسرم دارم نه به فرزندم دارم.زندگی سخت وکلیشه ای شده،دوستانم رنج سنی 50تا60ساله ازمهندسین همکارهستنند با روحیه های بالا واهل تفریح های سالم کوه ،جنگل وموسیقس دوسالی هست با اینها ارتباط دارم وبصورت هفتگی برنامه میذاریم ویا دورهم جمع میشویم اهل موسیقی وشعر هستنندلحظات شادی را باهم داریم،واقعا حوصله خونه رفتن ندارم هیچ جذابیتی برام نداره ،احساس میکنم فرزند 6ماه ام را دوست ندارم حوصله گریه کردنشم ندارکم،احساس میکنم با همسرم نمیتونم ارتباط بگیرم دیگه دوستش ندارم،ارتباط همسرم باخانواده اش معمولی است ایشان هم ابراز میکند زندگیش تباه شده واززندگی وازدواجش راضی نیست ومشکل اساسیش به یاد آوردن خاطرات تلخ گذشته است ،سردی بدی حبه زندگی ما حاکم شده،واقعا نمیدونم چی باید کنم.
توضیح اینکه ازلحاظ مالی وفرهنگی تقریبا هردوخانواده دریک سطح اند
از گروه : طلاق 1149  بازديد
عاشق پسری هستم.که 3ماه نامزدش بودم.اما این پسر از نظر شخصیتی انسان جالبی نبود.حتی با چند نفر رابطه داشت.اما هنوز عاشقشم.با اینکه الان پسری هست که شدیدا عاشقمه اما واسم بی اهمیته .اما این پسر از نظر مادی خیلی ضعیفه.کارش جور نیست.حالا چ کنم ب زندگی برگردم؟
از گروه : ازدواج 1152  بازديد
میشه متن های قشنگ و رمانتیکی که به ذهنتون می رسه برای نوشتن روی کیک تولد رو بم پیشنهاد بدید ؟
از گروه : جالب 106269  بازديد
پربازدید ترین های این برچسب
میشه متن های قشنگ و رمانتیکی که به ذهنتون می رسه برای نوشتن روی کیک تولد رو بم پیشنهاد بدید ؟
از گروه : جالب 106269  بازديد
سلام چراهیچ کس حاضرنیست زن تپل بگیره پس دخترای تپل برن بمیرن؟
از گروه : معیار های انتخاب همسر 25822  بازديد
یه دوستی یه فیلمی واسم تعریف کرد نزدیک 7 سال پیش

داستان یه دختر و پسری بود که احتمالا فامیل هم بودن ولی به هم نرسیدن و بعد از مدتی که پسره با یکی دیگه ازدواج کرده بود، همدیگه رو میبینن و توی محوطه خونه پسره زیر یه درخت بخاطر غلیان احساسات و ناخواسته به هم نزدیک میشن بدون اینکه حواسشون به اطراف باشه و همسر پسر هم از دور داشته میدیده. فضای داستان هم چیزی تو مایه های انگلیس قدیمه فک میکنم.

این تنها چیزیه که یادم مونده و اون موقع چون مصادف بود با فیلم Becoming Jane من تو ذهنم این بود که این داستان ماله همین فیلمه ولی به تازگی که برای اولین بار این فیلمو دیدم فهمیدم این نیست و حالا به شدت دنبال اون فیلمم ولی اون دوستمم چیز بیشتری از فیلم یادش نیست.

اگه کسی بدونه یه جایزه خوب هم براش هست فیلم باید مال 2007 به قبل باشه
از گروه : سینما 25396  بازديد
آخرین جواب ها با این برچسب
سلام دنبال چند تا فیلمم دوستان اگه کمکم کنید واقا ممنون میشم
اولی:پسره تو جنگ از روی عکس عاشق دختری میشه و وقتی جنگ تموم میشه میره دنبال دخترو میفمه دختره تو مزرعه کار میکنه و واسع اینکه دختره رو عاشق خودش کنه تو مزرعه ی دختره مشغول به کار میشه و...
دومی:پسره نظافت چی تیمارستانه بعد اونجا عاشق یه دختری میشه و با هم فرار میکنن و با هم ازدواج میکننو ...
سومی:دختره تو دبیرستانشون عاشق یه پسریه که یارو دوس دختر هم داره و هی اون دوتا رو میبینه و زجر میکشه و آخرش خودشو میکشه و
...
از گروه : سینما زمان :  یک ماه پیش - 22 دی ماه 1397 ساعت: 2:20:24  
سلام اسم فیلمی که هندی بود یه فیل بچه رابزرگ میکنه چی بود؟ ممنونم اگه جوابش را بگید
از گروه : سینما زمان : 24 آبان ماه 1397 ساعت: 3:17:41  
با سلام
چند وقت پیش با دوستم یک فیلمیو دیدم که دختره و پسره تو دبیرستان به هم علاقه مند میشن...بعد از چند وقت یک پارتی توی یک کشتی برگزار میشه و تمام دبیرستانی ها و دختره و پسره هستند یک اتفاقی برای کشتی میفته و اونها هم سوار یک قایق میشنو بعدش گم میشن وقتی بیدار میشن میبینن توی یک جزیره گم شدن

دوستم فلشش سوخت و اسم فیلم روهم دوتامون یادمون رفته اگر میشه اسم فیلم رو بگید
از گروه : سینما زمان : 16 آبان ماه 1397 ساعت: 18:50:30  
پربازدید ترین ها

سوال و جواب ها با برچسب ازدواج


ازدواج یا پیوند زناشویی[۱] پیوندی آیینی‌است که طی احکام یا رسومی خاص بین زن و مرد در مذاهب و کشورهای مختلف برقرار می‌شود تا به تشکیل خانواده منجر گردد و می‌تواند منجر به زایش فرزند شود. در برخی از کشورهای جهان، ازدواج همجنس‌گرایان، یعنی ازدواج دو مرد یا دو زن با یکدیگر و تشکیل خانواده نیز وجود دارد. صفحه « ازدواج » در ویکیپدیا


چند وقت ÷یش یه فیلم هندی دیدم که دختر و ÷سر عاشق هم بودن اما دختر مجبور میشه با یکی دیگه ازدواج کنه ÷سر هم بعد از فهمیدن اینکه دختری که عاشقش بوده داره با یکی دیگه ازدواج میکنه بر میگرئه به روستاش بعد از چند سال دختر رو تو یه شهر دیگه میبینه که از همسرش جدا شده به محض فهمیدن این موضوع دوباره از دختر خاستگاری میکنه و دختر قبول میکنه ÷سر اونو میبره به روستاش اما مادرش وقتی میفهمه که دختر طلاق گرفته بهش میگه دست از سر ÷سر من بردار دختر هم میره امریکا تا ÷سره نتونه اونو ÷یدا کنه نامه ای هم برای ÷سر مینویسه که من سرطان دارم و دارم میرم یه جای دور تا ÷سر دنبالش نره
از گروه : خرید لوازم منزل 57  بازديد
سوال دارم داستان فیلم درباره یه پادشاه که در یه سفر دریایی به شاه خیانت میشه ولی شاه زنده میمونه ولی همه فک می کنن مرده و به زنش ملکه فشار میارن که برای داشتن شاه جدید باید بایکی از مردان شهر ازدواج کنه و ملکه هم میگه تا زمانی که بافتن این فرش تموم شه صبر میکنم اگه خبری از شاه نشود انوقت یکی از شما رو به شرطی قبول میکنم که بتونه زه کمان پادشاه رو جا بندازه از اون طرف پادشا به کمک یه جادوگر چهرشو عوض می کنه و برای گرفتن انتقام در مسابقه شرکت می کنه کسی اسم فیلم رو میدونه؟
از گروه : فیلم های سینمایی 60  بازديد
من عاشق یکیم اون ازدواج کرده نمیتونم فراموشش کنم میخوام کاریکنم ک بستری شم واس چن رور
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 59  بازديد
سلام
من واقعا نیاز دارم کمکم کنین دارم دیوونه میشم از فشاری که روم هست
اگر امکانش هست متن پایین رو بخونین و کمکم کنین
دختری هستم که 26 سالمه بهترین دانشگاه و بهترین رشته درس خوندم وحدود 7 سال هست تو دانشگاه درس میخونم و الان ارشدم کارای اخرش رو میکنم تا فارغ التحصیل بشم
از 3 سال پیش رابطه ای پیدا کردم با یکی از دانشجوهای هم رشته ایم که ازشون برای یک مشکل کمک خواستم و ایشون خیلی کمک کرد بعد از اون چون دید خیلی دختر کاری و فعالی (از نظر خودم ) بهم پیشنهاد کارای متعدد رو داد طوری که چندین کار رو با هم پیش بردیم طوری شد که از سه سال پیش تا الان اوایل بیشتر از 1 ماه دوری هم رو تحمل نمیکردیم ولی بعد از اون هفتگی شده بود
تا اینکه بهم گفت من خیلی بهت فکر میکنم اما چون خیلی پوچم هیچ وقت نمیخوام باهات ازدواج کنم و تو در این ازدواج نابود میشی میگفت ولی خیلی بهت فک میکنم و از ذهنم بیرون نمیری از اون روز روابط کاریمون کم کم به سمت احساسی رفت من حساس شده بودم تا با یکی حرف میزد ناراحت میشدم و قهر میکردم و اون به هر شکلی ناز میکشید اما منم واقعا کوتاه میومدم چون خیلی دوسش داشتم و اونم زیاد ناز نمیکشید
خیلی غرور داره، تا یه چیزی میگه من جواب میدم میگه نگا کن تا بهت میخندم پرو میشی و این مدلی حرف میزنی
رابطمون از این حرفا رفت جلو تر و گاهی که تو ماشین باهاشم میخوابه میگه من خستم بعد گفت میشه با گوشیم بکشی رو دستم بعد گفت پاهام درد میکنه و بدن دردم میشه با دست ماساژ بدی و کم کم من رو بغلم کرد اما من با وجود اینکه یه سری چیزا برام حریمه اما اینقد علاقم بهش زیاد بود که گوش میکردم
الان تا قهر میکنیم اینقد بهش علاقه دارم به هر نحوی از دلش در میارم
تو خرج کردن اولا بهتر بود اما الان خسیس شده
کادو تا به جال نخریده اما شده یه بار تا مریض شدم برده بیرون بهم ابمیوه داده یا حواسش به نحوایی هست خیلی مراقبه حتما شب با اژانس برم تا نرفتم تو خونه در رو نبستم نمیره ، یه مهربونیایی داره که خیلی دوسش دارم تو اوج غرور مهربونه
اونایی که نزدیکشن میگن این ادم روی هیج کسی دیگه اینجور حساس نیست که احساساتش روی شما نوسان داره یعنی یهو از دست یه کاره من عصبانی میشه و یا شاد میشه و انرژی میگیره
من بهش گفتم خواستگار پیله دارم میخوای چکار کنی گفت فکرام رو میکنم بعدم دیگه خودش رو قایم کرد و هر بار دیدمش خودش رو قایم کرد تا اینکه باز تا چیزی گفتم قهر کرد حسابی و بلاکم کرد و باز بعد چند روز زنگ زد و گفت بیاین میخوام برسونمتون
منم وقتی اون نیست خیلی دلم تنگ میشه و وقتیم میاد معمولا حرفامون زیاد نیست ولی خیلی میگه کنارم باش و دستم رو میگیره
من با پیجای دیگه امتحانشم کرده و اصلا اهل رابطه با دخترا نبود
وقتیم با دخترا دیگه صحبت میکنه و حساسیت من رو میبینه قسم میخوره که از من بهتر نمیتونه پیدا کنه و بقیه رو ادم حساب نمیکنه
مهربون
حواسش هست
تواناس
قوی
ساده و حرف گوش کنه (البته برای کسایی که روش تسلط دارن )
قهر میکنه
بچه بازی میکنه
تا یکی بهم میگه کار انجام بدین و ... من قبول کنم من و اون نفر رو بیچاره میکنه (البته این حس برای من نیست کلی و روی اکثر بچه های تیم اجراییش هست چه دختر چه پسر)
ولی خیلی تواناییهاش بالاس و همه کس روش حساب میکنن
خیلی تهدید میکنه که اگر فلان کار رو بکنی دیگه نگات نمیکنم و محل نمیدم و ...
من با این ادم و خودم چکار کنم چجوری ادمی میبینین ازدواج کردن با این مدل ادما چجوریه
چطوری فراموشش کنم اگر بده و اگر خوبه چجوری بهش برسم
در ضمن 10 ماه کوچکتره از من
از گروه : شناخت روابط 48  بازديد
سوالم درمورد دوست پسرمه چون قراره به تازگیا نشون بشم ماهردوتامونم رابطه جنسی داشتیم من ازشوهرم جدا شدم یه دخترپنج ساله دارم اونم نامزدش جداشده میخواستم بدونم این رابطمون به ازدواج میکشه یانه
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 44  بازديد
۱۷ سالمه و حدود ۳ سال دوست دختر دارم مادر دختره هم میدونه که ما با هم دوستیم. خیلی همو دوست داریم و به هم وابسته ایم .رابطه نامشروع نداشتیم و فقط رابطمون در حد بیرون رفتن و گاهی بوس کردن هم و قصد ازدواج داریم ولی شرایط وجود ندارد میخاستم ببینم دوستی ما جایز هست یا نه؟
از گروه : دوستی دختر - پسر 86  بازديد
من به تازگی یه کلیپ از یه فیلم کره ای دیدم که توش دختر و پسره تو کار موسیقی و نوازندگی هستند و عاشق هم هستند بعد دختره مثل اینکه با کس دیگه ای ازدواج میکنه یا هم گروه میشه عکسشون رو رو بیلبورد توی خیابون میزنن این پسره میبینه اسم گروهشون هم dolly group بود اگر کسی اسم فیلم رو میدونه لطفا بگه
از گروه : فیلم 92  بازديد

سلام خسته نباشین...من ب مشکلی دارم با کسی ک دوسش دارم نامزد کردم ولی از وقتی ک این نامزدی صورت گرفته مشکلاتم شروع شده وضعیت مالی همسرم زیاد خوب نیس و من نمیتونم خیلی راحت چیزهایی رو ک دوس دارم داشته باشم رو ب اون بگم و از اون طرف خانوادم کنایه میزنن..ممنون میشم کمکم کنید
از گروه : روانشناسی زناشویی 287  بازديد
من عاشق یکیم اون ازدواج کرده نمیتونم فراموشش کنم میخوام کاریکنم ک بستری شم واس چن رور
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 59  بازديد
سلا من مهسا هستم
من ۲۵ سالمه وتوی ۱۸ سالگی به اصرار و صلاح دید خانواده با آقایی عقد کردم و اصلا شناختی نداشتیم و خیلی متفاوت هستیم و الان۷ ساله ازدواج کردیم و توی این سالها به من بار ها خیانت کرده یا ولم کرده و خواستیم تا طلاق بگیریم ولی نشد و نزاشتن الان یه دختر ۲ ساله دارم و با یه اقایی توی یه گروه اشنا شدم و مشاوره میگرفتم برای بهبود رابطه ام با همسرم که اون اقا بهم علاقه نشون داد و همو دیدیم چند بار ایشون هم متاهل ان و ۲ فرزند دارن ولی میگن عشق ندارن با همسرشون ولی عاشق منن و منم بهشون علاقه مندم نمیدونم ادامه ایک رابطه چقدر درسته و باید چیکار کنم همسرم بسیار با من سرده و دوری میکنه این اقا خیلی به من کمک کردن تا رابطه م بهتزرشد به همسرم و الانم نمیدونم باید چیکار کنم
از گروه : عشق 119  بازديد
باسلام و خداقوت
دختری هستم 23 ساله، مجرد و لیسانس. در محیطی پر از تنش واظطراب بزرگ شده ام. والدینم همیشه با هم اختلاف داشتند و دارند و خونه تبدیل به میدان جنگ شده از کودکی تا به امروز.خاستگاران زیادی داشتم. در حال حاضر 2 خاستگار دارم یکی استاد دانشگاهم هستن31ساله،از نظر ظاهر و هیکل مورد پسندم هستن،از زمان فارغ التحصیلیم که 2سال میگذره که در این مدت 2دفعه خاستگاری کردن دفعه اول پدرم به دلیل سن مخالفت کردن دفعه دوم خودم بدون اطلاع پدرم جواب رد دادم علی رغم میل باطنیم.من به ایشون علاقه دارم اما نه خیلی اما ایشون بسیارابراز علاقه کردن و گفتن بین تمام دانشجویانشون من فوق العاده بودم.چون احساس میکنم از ایشون کمی پایینتر هستم از نظر مالی و تحصیلاتو...و به خاطر اختلاف پدر مادرم و اینکه پیششون راحت نیستم و همیشه باید تلاش کنم که بهترین باشم. اون یکی از آشناها هستن همسن خودم از نظر خانوادگی در سطح خودمون والدین موافق و اینکه فک میکنم پیششون میتونم راحت باشم اما هیچ حسی ندارم بهشون. در کل عقلم میگه آشنامون ولی احساسم میگه استادم.در ضمن بیشتر منطقی هستم
ممنون میشم راهنمایی ام کنین.باتشکر
از گروه : ازدواج 315  بازديد
ماجرای یه پسر که اول فیلم تو یه پارتی با یه دختر اشنا میشه و ازدواج میکنن . پسره بدنسازی کار میکرد بعد فیلم وارد ماجراهای درگیری با قاچاقچیای بزرگ میشن توی فیلم پسره ایرلندی بود. یه صحنه از فیلم هم این بود که یکی از دوستای پسره که با فروش مواد پولدار شده بودن با یه زنه تو خونه بودن بعد مرده زنگ میزنه سفارش پیتزا بده پیتزا فروشه از پشت تلفن بد صحبت میکنه .مرده پا میشه میره پیتزا فروشی صورت پیتزا فروشو با چاقوی پیتزا بری پاره پاره میکنه
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 97  بازديد
سوالم درمورد دوست پسرمه چون قراره به تازگیا نشون بشم ماهردوتامونم رابطه جنسی داشتیم من ازشوهرم جدا شدم یه دخترپنج ساله دارم اونم نامزدش جداشده میخواستم بدونم این رابطمون به ازدواج میکشه یانه
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 44  بازديد
فیلم سینمایی آذری که مردی با پدرومادر خود از طریق باج گیری از روی پل زندگی میکرد که با دختر خان روستا ازدواج کرد وبا قهرمان چینی مبارزه کرد
از گروه : فیلم های سینمایی 92  بازديد
سلا من مهسا هستم من ۲۵ سالمه وتوی ۱۸ سالگی به اصرار و صلاح دید خانواده با آقایی عقد کردم و اصلا شناختی نداشتیم و خیلی متفاوت هستیم و الان۷ ساله ازدواج کردیم و توی این سالها به من بار ها خیانت کرده یا ولم کرده و خواستیم تا طلاق بگیریم ولی نشد و نزاشتن الان یه دختر ۲ ساله دارم و با یه اقایی توی یه گروه اشنا شدم و مشاوره میگرفتم برای بهبود رابطه ام با همسرم که اون اقا بهم علاقه نشون داد و همو دیدیم چند بار ایشون هم متاهل ان و ۲ فرزند دارن ولی میگن عشق ندارن با همسرشون ولی عاشق منن و منم بهشون علاقه مندم نمیدونم ادامه ایک رابطه چقدر درسته و باید چیکار کنم همسرم بسیار با من سرده و دوری میکنه این اقا خیلی به من کمک کردن تا رابطه م بهتزرشد به همسرم و الانم نمیدونم باید چیکار کنم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 111  بازديد
سلام.
دختری ۳۱ ساله هستم که با مادر و پدرم سر مسائل مختلف مشکل پیدا کرده ام. اولین مسئله، ازدواج است. من بنا به دلایل مختلف تاکنون ازدواج نکرده ام. یا خواستگار خوبی نداشته ام یا اگر خواستگار خوبی داشتم چون وضع مالی خوبی نداریم همان جلسه اول همه چیز تمام شده. در ضمن من خودم هم شرایطی دارم که باعث شده آمادگی ازدواج نداشته باشم مثلا ظاهر آنچنان خوبی ندارم، خانواده ام وضع مالی خوبی ندارند، اجتماعی و اهل آداب معاشرت نیستم، از کدبانوگری و خانه داری و همسرداری چیز خاصی نمی دانم و... . من حتی با کار کردن بیرون از خانه هم به خاطر عدم اعتماد به نفس و عدم مهارت های اجتماعی و معاشرتی مشکل دارم. لیسانس حسابداری دارم ولی به حسابداری علاقه ای ندارم البته با چند سایت همکاری در فروش اینرنتی کار می کنم که درآمد قابل توجهی ندارد در هیچ زمینه دیگری هم مهارتی ندارم اصلا نمی دانم اگر بخواهم یک کار خوب پیدا کنم باید چه مهارتی را به دست آورم. خلاصه اینکه دو مسئله کار و ازدواج خیلی برای من مشکل ساز شده اند. مدام با مادر و پدرم مخصوصا مادرم مشکل دارم. مثلا در رابطه با ازدواج چون سه خواهر کوچکتر از خودم دارم مادرم می گوید تو مانع ازدواج آنهایی اگر کسی به خواستگاری آنها بیاید چون من ازدواج نکرده ام خواستگار پشیمان می شود و می رود. شاید فکر کنید من آدم تنبلی هستم و نمی توانم مسئولیت پذیر باشم ولی همه مشکل من از ندانستن است. نمی دانم برای پیشرفت کردن باید چه کار کنم؟ مادرم جز اینکه من را لعن و نفرین کند یا با گوشه و کنایه حرفش را بزند کار دیگری انجام نمی دهد اصلا حوصله انجام کاری را ندارد البته شاید مقصر نباشد چون ما اصلا اوضاع مالی خوبی نداریم که بتوانیم جلوی افراد غریبه آبروداری کنیم. از فامیل هم یا کسی به سراغ ما نمی آید یا اگر بیاید از خودمان اوضاع بدتری دارد. به جایی رسیدم که از خودم بدم آمده حس می کنم به درد زندگی کردن نمی خورم حس می کنم هم خودم بدبخت شدم هم باعث بدبختی خانواده ام شدم. کاش می توانستم خودم را از بین ببرم تا حداقل مانع خوشبختی خواهرانم نباشم. در مورد ازدواج که کلا ناامید شده ام پدرم هم می گوید پسر های همسن تو اگر خوب باشند حتما تا حالا ازدواج کرده اند کسانی سراغ تو می آیند که همسرشان فوت کرده باشد یا آدم خوبی نباشند یا سنشان حداقل ۱۵ یا ۲۰ سال بیشتر باشد. مادرم هم خیلی به حرف فامیل اهمیت می دهد اگر بخواهم به ازدواج با هر کسی که مرا پذیرفت رضایت دهم فقط کافی است آن شخص از نظر فامیل ایرادی داشته باشد دوباره دعوا و درگیری در خانواده ام شروع می شود. نمی دانم باید چه کار کنم. مشکل عصبی پیدا کرده ام و با کوچکترین حرفی گریه ام می گیرد.
از گروه : پوچی در زندگی 127  بازديد
باسلام آیاB2درآزمایش ازدواج مثبت میشود
از گروه : ازدواج 86  بازديد
چند وقت ÷یش یه فیلم هندی دیدم که دختر و ÷سر عاشق هم بودن اما دختر مجبور میشه با یکی دیگه ازدواج کنه ÷سر هم بعد از فهمیدن اینکه دختری که عاشقش بوده داره با یکی دیگه ازدواج میکنه بر میگرئه به روستاش بعد از چند سال دختر رو تو یه شهر دیگه میبینه که از همسرش جدا شده به محض فهمیدن این موضوع دوباره از دختر خاستگاری میکنه و دختر قبول میکنه ÷سر اونو میبره به روستاش اما مادرش وقتی میفهمه که دختر طلاق گرفته بهش میگه دست از سر ÷سر من بردار دختر هم میره امریکا تا ÷سره نتونه اونو ÷یدا کنه نامه ای هم برای ÷سر مینویسه که من سرطان دارم و دارم میرم یه جای دور تا ÷سر دنبالش نره
از گروه : خرید لوازم منزل 57  بازديد
۲۶ ساله معلم و دو ساله که ازدواج کردم و رابطه مون کاملا عاشقانه شروع شد ۴ سال پیش .تو این مدت سه بار پیام های غیر اخلاقیش با دخترا و زنا رو توی گوشیش دیدم و هربار بخشیدم به امید درست شدن.الان ۵ ماهه باردارم و دوباره گوشیش زو چک کردم و فهمیدم روزهایی که میرم شهرستان محل کارم با یکی رابطه داره که اصلا از نظر ظاهری زیبا نیست.من تو رابطه زناشویی هیچی کم نمیذارم از لباس های مخصوص تا کارهایی که خیلی زن ها بد دل هستن و نمیکنند. هیچ دلیلی برای کارهاش پیدا نمیکنم .از طرفی حس میکنم دوستش دارم و حس میکنم رابطه هاش فقط جنسی هست و عشق و عاشقی درکار نیست ولی بازم تو عذابم .کمکم کنید هیچ راهی به ذهنم نمیرسه.
از گروه : روانشناسی زناشویی 145  بازديد
من با دختری میخوام ازدواج کنم اما ایراد آتلیه گرفتن و من نمیتوانم آتلیه را فراهم کنم باید چکار کنم
از گروه : دوستی دختر - پسر 240  بازديد
سلام ببخشید یه سوال حدود دوسال پیش همکارم عاشق من بود و علاقه شدیدی هم به من داشت قصدشم فقط ازدواج بود منم اویل بهش یکم رو دادم از خدا پنهون نیس از شما چه پنهون اما بعدا نخواستم و ازش خواستم ازم دوری کنه اما اون تا الان هم عاشق منه و نظرش عوض نشده ولی من از اون متنفرم حتی تاقت دیدنشم ندارم حالا خودم هم به درد اون افتادم خودم هم عاشق همسایمون شدم اونم نسبت به من علاقه ای نداره شدیم این در به اون در کلا اعصابم خورده نمیدونم چیکار کنم اون هم ناراحت نشه و کارامو چبران کنم تا از این ورم قفل مشکل منم باز بشه حالا یه مشکل جدیدم اینکه پسر خالم هم عاشقمه و چند بارم ازم خواستگاری کرده الان عمل کرده به خواهرم میگفته که چرا من بهش ز نمیزنم راستش نمیخوام بهش رو بدم به نظرتون من چوب این کارامو میخورم یا به دلم میارم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 113  بازديد
راه های خوشبختی و شادکامی در زندگی چیست؟
از گروه : سوالات گوناگون 1277  بازديد
چند وقت ÷یش یه فیلم هندی دیدم که دختر و ÷سر عاشق هم بودن اما دختر مجبور میشه با یکی دیگه ازدواج کنه ÷سر هم بعد از فهمیدن اینکه دختری که عاشقش بوده داره با یکی دیگه ازدواج میکنه بر میگرئه به روستاش بعد از چند سال دختر رو تو یه شهر دیگه میبینه که از همسرش جدا شده به محض فهمیدن این موضوع دوباره از دختر خاستگاری میکنه و دختر قبول میکنه ÷سر اونو میبره به روستاش اما مادرش وقتی میفهمه که دختر طلاق گرفته بهش میگه دست از سر ÷سر من بردار دختر هم میره امریکا تا ÷سره نتونه اونو ÷یدا کنه نامه ای هم برای ÷سر مینویسه که من سرطان دارم و دارم میرم یه جای دور تا ÷سر دنبالش نره
از گروه : خرید لوازم منزل 57  بازديد
سلام بنده به یک میلیون یا بیشتر پول نیاز دارم که هیچ جوره نتونستم جور کنم.میخواستم اگه بشه اینو از یه خیر بگیرم حتی شده به صورت قرض.اما کسیو نمیشناسم.میخاستم بدونم کسی هست که همچین فردی رو بشناسه و معرفی کنه؟خیلی ممنون میشم اگه همچین کاری بکنین.درضمن این پول رو برای ولخرجی نمیخوام.واقعا نیاز درم اون هم برای ازدواج.اگه نتونم جور کنم زندگیم به هم میریزه
از گروه : سایر سوال و جواب های مالی 1122  بازديد
با سلام و خدا قوت. من دختری 37 ساله هستم خواستگاری دارم که 47 سالشونه. قبلا یه ازدواج ناموفق داشتن (یک سال عقد بودن) و جدا شدن. هر دو لیسانس کامپیوتر هستیم و از نظر فرهنگی و مذهبی بهم نزدیکیم ، همدیکه را خیلی دوست داریم. یه مدتی باهم صحبت کردیم و شناخت کمی از هم پیدا کردیم من نظرم اینه که تست mmpi2 , neo بدیم برای شناخت بیشتر و مشاوره بریم اما ایشون دوس ندارن بیان مرکز مشاوره فقط قبول کردن این تستو تو منزل جواب بدن. ایا من میتونم این تستو بدم برای تحلیل و ایا مرکز مشاوره ای هست که اینو قبول کنه من با یه مرکز مشاوره صحبت کردم قبول نکردن. نمیدونم چیکار کنم روی چه مسائلی تکیه کنم که شناختم بیشتر و واقعیتر باشه. لطفا راهنماییم کنین. ممنونم
از گروه : ازدواج 1179  بازديد
سلام دختری هستم 28 ساله که پدر و مادرم را در کودکی از دست دادم و زندگیمو در کنار پدر بزرگ و مادر بزرگ پدر . مادری گذراندم . وقتی سنم بالا رفت در دانشگاه با شخصی آشنا شدم اوائل خوب بودیم ولی بدلایلی که او همیشه شکاک بود ازش جدا شدم . بعدا بعضی از اقوام مثل شوهر عمه ها و بعضی دیگر میخواستند ازم سوء استفاده کنند و بناچار با شخصی که دلم نمی خواست مجبور به ازدواج شدم ولی او در همان اوایل شروع کرد به خیانت کردن به من و جلو چشمهای خودم با خیلی از ذخترها رابطه برقرار میکرد و میکنه . از نظر سنی هم 10 سال از من بزرگتره و این ازدواج رو بنا بدلایلی که تحت فشار خانواده بخصوص مادر بزرگ پدری و مادر جونم بودم انجام دادم . بعد از اینکه مشاهده کردم داره بهم خیانت میکنه با هم دعواهای زیادی داشتم و او به من گفت که من با تو ازدواج نمیکنم ولی بزار تا پدرم که سن بالایی داره فوت کنه و من صاحب میراثش بشم و به تو هم کاری ندارم . بعد اسمتو از شناسنامه ام پاک میکنم . منم برای اینکه تو خانواده چیزی بهم نگویند این نظرشو پذیرفتم و در عید امسال هم رسمس عقد کردیم . اما بعد از اینکه توافق کردیم که به من کاری نداشته باشه و حتی فقط به صورت صوری به هم در جمع هستیم . بین صحبتها و رسمی شدن با فردی آشنا شدم که خیلی بهش بدلایل مختلف دلبسته شدم و شرایط من را هم پذیرفته که بعد از رفع مشکلم با فرد قبلی با هم ازدواج کنیم . البته من اوائل این موضوع را از این فرد پنهان کردم ولی بعدا چون فهمید برایش توضیح دادم . اوایل او نارحتیهای زیادی داشت ومیگفت از اینکه این کار اجباری رو انجتم داده ای ناراحت نیست ولی از اینکه ازش پنهان کرده بودم ناراحت بود .
ولی بلاخره قبول کرده که تا شرایط من با اون فرد قطع بشود . این فرد هم برای اینکه با من مشکل نداشته باشه به طریقی رابطه محرمیت را با من از طریق باسلامی حل .
حالا من مانده ام که اگر اون فردی که اسم من در شناسنامه اش وجود داره زیر قولش بزنه و بخواد منو اذیت کنه این آزارم میده که این فرد دومم که خیلی خیلی دوستش دارم و اون هم دوستم داره را از دست بدم . خواهش میکنم اگر میتوانید به من کمک کنید که چیکار کنم .
از گروه : ازدواج 219  بازديد
با سلام و عرض ادب
من سال ها پیش فیلمی رو دیدم با این محتوا که دوست دارم مجدد اون رو ببینم
داستان یک پسر هست که عاشق دختری در کالجشون میشه ولی روش نمیشه عشقش رو مستقیم ابراز کنه اما مدام به دختره محبت می کنه ولی دختره میزاره رو حساب دوستی. تا اینکه یه پسرس تو کلاسشون مخ دختره رو میزنه و با دختره دوست میشه. پسره چون فکر می کنه اینا قصد ازدواج دارن خودش رو میکشه کامل کنار. تا اینکه بعد از مدتی دختره از این پسر کمک میخواد چون از پسری که باهاش دوست بوده باردار شده اما اون زیر بار نمیره. بعد ماشینش رو برای این دختره میفروشه تا دختره بتونه سقط جنین کنه و بعدش با هم دوست میشن
تا اینکه شب تولد دختره، دوباره دوست پسر قبلی دختره رو باهاش می بینه.
ممنون میشم راهنمایی کنید اسم این فیلم چیه
از گروه : فیلم های سینمایی 118  بازديد
معما:

دوتاهمسایه زناشون میمیرن میرن با دختر همدیگه ازدواج میکنن این دوتاهرکدوم پسر به دنیا میارن این دوپسر چه نسبتی باهم دارن؟؟؟؟؟؟
از گروه : تفریح 8311  بازديد
میشه متن های قشنگ و رمانتیکی که به ذهنتون می رسه برای نوشتن روی کیک تولد رو بم پیشنهاد بدید ؟
از گروه : جالب 106269  بازديد
سلام چراهیچ کس حاضرنیست زن تپل بگیره پس دخترای تپل برن بمیرن؟
از گروه : معیار های انتخاب همسر 25822  بازديد
یه دوستی یه فیلمی واسم تعریف کرد نزدیک 7 سال پیش

داستان یه دختر و پسری بود که احتمالا فامیل هم بودن ولی به هم نرسیدن و بعد از مدتی که پسره با یکی دیگه ازدواج کرده بود، همدیگه رو میبینن و توی محوطه خونه پسره زیر یه درخت بخاطر غلیان احساسات و ناخواسته به هم نزدیک میشن بدون اینکه حواسشون به اطراف باشه و همسر پسر هم از دور داشته میدیده. فضای داستان هم چیزی تو مایه های انگلیس قدیمه فک میکنم.

این تنها چیزیه که یادم مونده و اون موقع چون مصادف بود با فیلم Becoming Jane من تو ذهنم این بود که این داستان ماله همین فیلمه ولی به تازگی که برای اولین بار این فیلمو دیدم فهمیدم این نیست و حالا به شدت دنبال اون فیلمم ولی اون دوستمم چیز بیشتری از فیلم یادش نیست.

اگه کسی بدونه یه جایزه خوب هم براش هست فیلم باید مال 2007 به قبل باشه
از گروه : سینما 25396  بازديد
معما:

دوتاهمسایه زناشون میمیرن میرن با دختر همدیگه ازدواج میکنن این دوتاهرکدوم پسر به دنیا میارن این دوپسر چه نسبتی باهم دارن؟؟؟؟؟؟
از گروه : تفریح 8311  بازديد
اگه کسی هست که تجربه داره لطفا بگه
کدوم پوزیشن برای اولین رابطه(!) بهتره و درد کمتری داره؟
از گروه : ازدواج 6469  بازديد
سلام.
ممنونم از اینکه اومدین و میخواین کمکم کنین.مشکل خیلی بزرگی دارم.همه چی رو میگم و ازتون میخوام کمکم کنین.

من 5 روز دیگه میشم 19 سال.از سالی که کنکور داشتم یعنی وقتی که 17 سالم بود با گوشیم میرفتم تو چت.گوشی من از اون گوشی ها نبود که نیمباز و یاهو و.. روش نصب بشه.فقط نرم افزار خاص خودش رو داشت که محدود بود.خلاصه من باهاش شبا میرفتم چت و با دخترا حرف میزدم.همش دنبال یه همشهری بودم که آخرم پیدا نکردم.یه روز یه دختری رو پیدا کردم که تو شهر بغلی ما بود.من باهاش دوست شدم.کم کم با هم خوب شدیم.ان از اخلاق من خوشش اومد و طوری شد که بیشتر از نصف روز چت بودیم.رابطه هامون تا یک سال طول کشید .من کلاس های کنکوری خودم رو ول میکردم و میرفتم دیدنش.شد تا 8-9 ماه پیش.کم کم نسبت بهش سرد شدم.اون خیلی عاشقم شد.به مامانش گفت.من انگار نمیدونم دوسش دارم یا.همش بهم میگه تو که تکلیفت با خودت معلوم نیست چرا برام خاطره ساختی.الان حدود 2 سال شده.2-3 بار خواستم ازش جدا بشم ولی دلم به حال گریه کردناش سوخت.گفتم تقصیر منه.نباید زندگیشو خراب میکردم.الان گیر افتادم.

خیلی وقته نمیدونم دوسش دارم یا نه.انگار الکی باهاشم.ولی تو دلم میگم دختر خوبی مثل اون هیچوقت پیدا نمیشه.خیلی نجیب و خوب هست.وقتی ناراحت میشه منم ناراحت میشم.دوست ندارم گریه کنه.قبل ها وقتی گریه میکرد منم گریم میگرفت و با هم گریه میکردیم.ولی الان نمیتونم اونطوری باشم.اون خیلی من رو دوست داره ولی من نمیدونم دوسش دارم یا نه!.میخوام راهنماییم کنین که چطور بفهمم من واقعا میتونم باهاش زندگی کنم یا نه.من دوسش دارم یا نه؟

از نظر اخلاق هم هیچ مشکلی با هم نداریم.

دوست دارم با دختر های دیگه هم دوست بشم ولی با اونا فقط رابطه داشته باشم ولی فقط با این ازدواج کنم.

چند وقتی شده بود که اون از دستم ناراحت میشد به خاطر اینکه میگفت تو اصلا ازم خبر نمیگری.بهم محبت نمیکنی.منم دخترم.نیاز به عاطفه دارم.منم هر کاری میکردم اون انگار فکر میکرد محبت نمیکنم.ولی من همه سعی خودمو برای بهتر حرف زدن باهاش میکردم ولی باز شبا زنگ میزد و گریه میکرد.
شبا همش خوابم میبره.میگه روز که خبر نمیگیری ، شب ها هم که خواب داری ، پس کی وقت منو داری!

خواهش میکنم بهم بگین من چم شده.گیر افتادم بخدا.اون عاشقمه.نمیتونه بدون من زندگی کنه.ولی من هنوز نمیدونم دوسش دارم یا نه.کمکم کنین تورو خدا!!!
از گروه : جوانان و ارتباطات 6390  بازديد
قد کوتاه چقدر در ازدواج مهم است
از گروه : تحصیلات 5065  بازديد
سلام
من دختری 35 ساله هستم با ظاهری زیبا و جذاب..از نظر تحصیلات بالاترین مرتبه (دکتری) و موقعیت اجتماعی را دارم. مدت 6 سال با پسر خاله ام که الان 41ساله است دوست هستم. من بدلیل از دست دادن پدر و مادر رفت و آمدی با خانواده خاله ام نداشتم اما 6 سال قبل بطور اتفاقی پسر خاله ام را در منزل مادر بزرگم دیدم اون ورشکسته شده بود و بسیار از نظر روحی داغون بود.. همون شب اون به من ابراز علاقه کرد و این ابراز کردن همچنان بیشتر میشد طوری که همیشه به من میگفت اگه منو ول کنی من میمیرم.. همیشه بهم التماس میکرد که دوستم داشته باش.. و من اول بخاطر ناراحتی های اون کنارش مونم اما کم کم عاشقش شدم.. از نظر مالی وضع خوبی نداشت و من بدور از چشم همه یعنی خانواده خودم و خودش اون رو حمایت میکردم.. حتی شارژ ایرانسلش رو هم براش میخریدم.. گوشی موبایل و... همه همه با من بود.. سعی میکردم آخر هفته هارو کنار اون و خانوادش باشم و بهشون محبت بی دریغ میکردم.. خودش همیشه میگفت تو دنیا هیچکس مثل تو پیدا نمیشه.. تمام این مدت هر موقع بیرون میرفتیم هزینه ها با من بود.. و منو حتی یک پارک برای تفریح نبرد و علتش را میگفت چون من دست خالیم خجالت میکشم بیام بیرون.. البته ناگفته نماند گاهگاهی برایم هدیه هم میخرید و بهم میگفت اگه پولدار بشم دنیا رو برات میگیرم..
5 سال به این منوال من همه جوره کنار خودش و خانوادش بودم تا اینکه سال گذشته با کمک یکی از دوستانش دفتر دار یک وکیل شد و کمی پول دار شد.. اما بعد از چند ماه از کارش من متوجه اس ام اسهای عاشقانش شدم.. و بعد فهمیدم با یک زن مطلقه که یک دختر 17 ساله داشت دوست شده بود و نسبت به اون زن بسیار متعصب بود در حالیکه نسبت به من هیچ تعصب و تعهدی نشون نمیداد و میگفت چون دوستت دارم نمیخوام محدودت کنم حتی چند بار به من پیشنهاد داد با دوستاش رابطه برقرار کنم.. و بعد گفت میخواستم امتحانت کنم.. بهش گفتم اگه منو دوست داری با اون زن بهم بزن اما اون میگفت من یک مدت باید با این زن به رابطم ادامه بدم تا یک بهانه پیدا کنم و ازش جدا بشم..
بهم گفت که من عاشق تو هستم و نسبت به اون زن احساسی ندارم التماس میکرد کنارم باش و تنهام نذار تا من با اون رابطمو بهم بزنم میگفت من تو این رابطه گیر کردم.. و من باور کردم..
تا عید امسال که من برای عیدیشون رفته بودم و اون زن زنگ زد و بهش گفت من پایین ساختمون منتظرت هستم و پسر خالم کروات و عطر و ادکلن زد و بسیار تیپ زد و رفت به من گفت دنبالم نیا.. اما من باهاش رفتم پایین ساختمون.. دست پسرخالمو گرفتم و اون به شدت دستم انداخت کنار و گفت دست منو نگیر خوشم نمیاد بعد رفت پیش اون زن.. پیش زنه به من گفت حرفاتو بزن و برو.. و بهم توهین کرد.. بعد با اون زن خندون سوار پراید زنه شدن و رفتند.. چند ساعت بعد زنه به من زن زد و گفت تو باهاش 6 سال دوست بودی و من 2 ماه.. گفت رفتارش با تو بقدری توهین آمیز بود که به من برخورد.. البته زنه میخواست با این حرفاش ناراحتی منو بیشتر کنه.. بعد از اون روز من باهایش قهر کردم و جواب تلفن و اس هاشو نمی دادم.. خیلی معذرت خواهی کرد و اظهار پشیمونی میکرد میگفت من اون روز کروات زدم که برم با اون زن دعوا کنم و بهم بزنم اما تو نذاشتی... به خانوادش گفته من به حرف اون زن گوش دادم و ازش فاصله گرفتم.. اما من هربار اس ام اس های عاشقانه ایندو را با هم میدیدم داغون میشدم.. در ضمن تو این مدتی که با اون زن دوست شده هر هفته با هم شمال و پارک های مختلف تهران میرن.. و عکسهای خیلی زیبا از اون زن میگیره و میگه چه اشکال داره دوربین همرام بوده ازش عکس گرفتم.. به من میگه تو خودتو با کی مقایسه میکنی جای تو، تو قلب من محفوظه و اون جای تورو نمیگیره.. الان رابطمو باهاش بهم زدم اما خانوادش تلاش میکنن این رابطه درست بشه.. حتی من بهش گفتم اگه به اون زن بهم بزنی می بخشمت اما اون همچنان به این رابطه اصرار میکنه..
الان نمیدونم چکار کنم .. فقط فکر میکنم اگه واقعا راست میگفت و دوستم داشت اینکارا رو با هام نمیکرد.. اما من همچنان عاشقش هستم..
لطفا راهنمایی کنید ایا همچین آدمی واقعا اینطور که میگه دوستم داره؟ یا ممکن هست در آینده بهتر بشه.. میدونم که دوباره برمیگرده اما آیا واقعا میشه همچین رفتار هایی رو بخشید؟ میتونم منتظرش بمونم تا بهم برگرده؟ راستی اینو بگم از وقتی من ولش کردم مریض شده.. و دکتر گفته نارحتیش عصبیه..
من عاشقانه دوستش دارم اما نمیدونم چیکار کنم.. اگه یک مدت بگذره و اون زن دست از سرش برداره آیا میتونم دوباره بهش اعتماد کنم؟
از گروه : ازدواج 4272  بازديد
چرا قبل از ازدواج خون طرفین را آزمايش مي كنند؟
از گروه : زندگی 4125  بازديد
من چند ماه است خود ارضایی میکنم.چندین بار هم تصمیم به ترک آن گرفته ام.اما نتوانستم.خیلی از خدا کمک خواستم. اما نمیشه. تصمیم به ازدواج گرفتم.ولی میترسم روی آینده ام تاثیر بد بگذارد. خیلی از خودم بدم میاد. و چی کار کنم تا به همون پاکی قبل بشم؟
از گروه : سایر سوال و جواب های مذهبی 2960  بازديد
چرا جوانان امروزی دیر ازدواج میکنند؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 2416  بازديد
چند وقت پیش یکی به صورت تصادفی و بدون دلیل به من گفت من چهره ی خوبی برای ازدواج با یک دختر ندارم. میخواستم بدونم که شما دخترها هم فکر میکنید که همینطور هست؟ این یک لینک به عکسم هست:
از گروه : معیار های انتخاب همسر 2341  بازديد
با سلام داداش من کارت پایان خدمت نداره و الان که ازدواج کرده خیلی مشکل داره از لحاظ بیمه و کارهای دولتی ، البته رفته خدمت سربازی ولی همه اش پشت سر هم نبوده مثلا در 3 سال 18 ماه خدمت کرده الان که پیگیری کرده میگن کارت المثنی براش صادر شده و شماره کارت هم پلیس +10 بهش داده ولی میترسه پیگیری کنه لطفا راهنمایی کنیدتا من بهش بگم چیکار کنه راستی داداشم متولد 1357 هستش
از گروه : سایر سوال و جواب های حقوقی 2295  بازديد
سن ازدواج چه سنی است؟آیا زود باشد خوب است یا دیر؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 2158  بازديد
آیا امام زمان عج الله ازدواج داشته اند یا خیر ؟
از گروه : اجتماعی 2152  بازديد


چند سوال تصادفی

سلام من یه گوشی مسخره دارم به اسم galaxy ace5830i هنگ کردنش کم بود یه مشکل دیگه اضافه شد یه گوگل ژلی که نمیدونم تو کدوم سایت رفتم 2 مگ بود خود به خود دانلود شد نصب کردم بعدش اصن از توش بیرون نمیاد همش میخواد ثبت نام کنه خاموش کردم باز اومد نمیدونم چیکار کنم کمک کنید
از گروه : تکنولوژی های موبایل 952  بازدید
پیرا قطبی چیست؟
از گروه : دبیرستان 2250  بازدید
سلام.علامت شارژ لپ تاپ روی 100 درصد می مونه بعد بدون اخطار یه دفعه سیستم خاموش میشه شارژ خوب نگه میداره اما کم شدن درصد سارژ رو نشون نمیده. لطفا کمک کنید
از گروه : لپ تاپ 815  بازدید
آدرس ایمیل دیوید بکهام چیست؟
از گروه : ورزشی 3519  بازدید
سلام من با مادرم مشکل دارم مادر من ادم ساده ای هست هر حرفی که بهش میزنم به همه میگه لطفا راهنمایی کنید الان جوری شده که بخاطر حرفایی که از کس دیگه به کس گفته با خانواده مادری و پدری مشکل پیدا کردیم و رابطه ندارم
از گروه : بهود روابط اجتماعی 1563  بازدید
سلام من بخاطر رابطه شوهرم با یک زن شوهر دار دچار مشکل شدم وبعد از کلی دوندگی تونستم ازش جدا بشم یک پسر دارم که با توجه به اینکه حق دیدار دارم پدرش اجازه دیدنش رو به من نمیده از رفتن به دادگاه وشکایت کردن هم خسته شدم ، بنظر ششما چطور با این قضیه کنار بیام
از گروه : سایر سوال و جواب های حقوقی 1234  بازدید
کلید میانبر (shortcut) پیمایش بین پنجره های باز جاری چیست؟
از گروه : سوالات گوناگون 141  بازدید
سلام لطفا کمکم کنید
من گوشیم هنگ میکردش رفتم تو تنطیمات گزینه ی بازگشت به تنظیمات رو زدم .الان که گوشیم روشن شده ازم میخواد که حساب یا جمیل قبلی رو بزنم.درصورتی که من هیچی از جمیل یادم نیس.شمارمم میزنم چیز خاصی نمیاره. خدا خیرتون بده کمک کنین
از گروه : اینترنت و سایت ها 154  بازدید
سلام

من دنبال موسیقی ها زیر هستم
افتخاری یک شعر از حافظ خونده اون اوائل که یکی از بندهاش اینه
گر تیغ بارد در کوی آن ماه گردن نهادیم الحکم لله

افتخاری: گل بابا بهارم


بسطامی : به رهی دیدم برگ خزان و شعر معروف دیگش


نجفی : می رن آدما از اونا فقط خاطرهاشون می مونه


در ضمن آنچه مهم است این است که سایتی پیدا کنم که مطمئن باشم موسیقی هایی که دانلود می کنم کامپیوتر را ویروسی نمی کند.
از گروه : سایر سوال و جواب های موسیقی 1043  بازدید
وب سایت سید محمد خاتمی چیست؟
از گروه : شخصیت های سیاسی 1161  بازدید
من 23 سالمه و نیاز جنسیم وقتی با نامزدم هستم خیلی زیاد میشه و خیلی اذیت میشم این برای 1 دختر خوبه ؟ باید چیکار کنم ؟
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 3386  بازدید
با سلام

بنده دیپلم ردی هنرستان هستم . رشته برق الکتروتکنیک . میخواهم دیپلم بگیرم . با توجه به اینکه بنده مغازه دار هستم و الان 39 سالم هست . بهترین پیشنهاد شما برای بنده چیست ؟ یک بار برای تطبیق واحد رفتم رشته کار و دانش را پیشنهاد دادند .در رشته خودمون من 6 درس تجدید شده بودم الان که تطبیق زدند تعداد کتابها خیلی زیاد شده چون میگویند که درسهای تجدیدی شما واحدهاشون بالای 5 واحد هست به همین خاطر تعداد کتابها زیاد شده . چون باید 96 واحد رو برای گرفتن دیپلم پاس کنم . با تشکر
از گروه : دبیرستان 1567  بازدید
باسلام من یه مودم وایرلس tp link سری n دارم که راحت با pc به نت وصل میشم.....اما وقتی با موبایل رمز مودم رو میزنم به اینترنت وصل نمیشه.....لطفا راهنمایی ام کنید؟
از گروه : نرم افزار شبکه 2637  بازدید
زبانا یا زبانی؟ املا و نگارش کدامیک صحیح است؟
از گروه : سوالات گوناگون 311  بازدید
سلام آیا میتوان با مدرک لیسانس کامپیوتر در آزمون کاردانی به کارشناسی عمران شرکت کرد؟
از گروه : دروس رشته شیمی 1016  بازدید



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات