سوالات با برچسب ازدواج


131

سوال


382

جواب

سلام-لطفا دختر خانوم ها جواب بدن-من پسری29ساله هستم-شرایط شغلی و مالی بدی ندارم معلم هستم و حقوقم یک ملیون ودویست ماهیانه هست-اصلا نمیخوام از خودم تعریف کنم اما ناچارم یکسری خصوصیاتم رو شرح بدم-آدم خوش اخلاقی هستم و ساده و بی ریا و صمیمی-اهل بد دهنی و دست بزن و دود و رفیق هم نبوده و نه نیستم-نماز و روزه و قرآن و عبات را هیچ وقت ترک نکرده ام البته اصلا هم خشک مقدس و...نیستم-اهل تفریح و مسافرت البته همراه خانواده و بسیار بسیار خانواده دوست هستم-دست و پا چلفتی و بی عرضه هم نیستم و کارهایی رو که یک مرد باید بتونه برای خانوادش انجام بده به خوبی از پسش بر میام از نقاشی ساختمان و تعمیرات گرفته تا فرش شستن و...وکلا به کارعلاقه دارم....در کل خیلی بی ریا و مستقیم عرض میکنم که در خودم به لحاظ اخلاقی و شخصیتی موردی نمیبینم که چندان قابل ذکر باشه....از نظر جسمی و سلامتی و چاقی و لاغری و زشتی و خوشقیافه بودن مشکل خاصی ندارم-تنها یک مسئله هست که هرجا خواستگاری میرم تا قبل اینکه اونو مطرح کنم همه چی خوب پیش میره اما بعدش.....اونم اینه که من در روستا معلمی میکنم -تا2سال پیش تهران بودم بعد به خاطر علاقه ای که به محیط روستا داشتم اومدم اینجا-خودم و پدر و مادرم هم تهرانی هستیم-منزلم هم در روستا تمام امکانات شهری رو داره با یک حیاط200متری باصفا-من چون تو تهران زندگی کردم ترجیح میدم از همونجا زن بگیرم ...اما متاسفانه کسی قبول نمیکنه آن هم تنها و تنها به همین دلیل-حتی یکبار دخترخانومی که خواستگاریشون رفته بودم به من گفت که عاشقم شده و شب ها خواب نداره و...اما به خاطر همین قضیه همه چی رو به هم زد..حالا میخوام از دخترها بپرسم آیا شما هم همین نظر رو دارید؟دلیل رفتار اودخترها چی بوده؟آیا شما حاضرید در همچین موقعیتی تن به همچین ازدواجی بدید؟آیا زندگی در روستا اینقر سخت به نظر میاد؟من حتی حاضر شدم همه جوره کاری کنم دلش برای خونواده تنگ نشه ....متشکرم لطفا جواب بدید
از گروه : ازدواج 1027  بازديد
سلام. من 29 سال و خانمم28 سال داریم.دوسال پیش با همسرم ازدواج کردم و بچه نداریم. مشکل رفتاری خانمم که همیشه منجر به اختلاف ما میشه این هست که خانمم تا وقتی که پای صحبت و بحث باشه حالت نرمالی را تاحدودی داره ولی مشکل انجاست که من سعی میکنم اونو فعال نگه دارم و باهاش حرف بزنم چون بدجور ماتش میبره و حالت غیر عادی پیش میاد و بقیه یه جور دیگه نگاهش میکنند و سعی میکنم همیشه در جمع بهش نگاه کنم تا به خودش بیاد. همیشه این رفتارش ازارم میده. مثلا در بانک یا اداره یا مطب منتظر بشینیم به هر طرف که نگاه کنه همان نقطه زوم میشه وسعی میکنم باهاش حرف بزنم تا ماتش نبره چون وقتی ماتش ببره تمام خستگی و پیری در قیافش دیده میشه.نمیدونم چکار کنم کمکم کنید.
از گروه : روان درمانی 890  بازديد
نظر شما راجع به زیبایی چیست؟
از گروه : سوالات گوناگون 1400  بازديد
پربازدید ترین های این برچسب
میشه متن های قشنگ و رمانتیکی که به ذهنتون می رسه برای نوشتن روی کیک تولد رو بم پیشنهاد بدید ؟
از گروه : جالب 98769  بازديد
سلام چراهیچ کس حاضرنیست زن تپل بگیره پس دخترای تپل برن بمیرن؟
از گروه : معیار های انتخاب همسر 22998  بازديد
یه دوستی یه فیلمی واسم تعریف کرد نزدیک 7 سال پیش

داستان یه دختر و پسری بود که احتمالا فامیل هم بودن ولی به هم نرسیدن و بعد از مدتی که پسره با یکی دیگه ازدواج کرده بود، همدیگه رو میبینن و توی محوطه خونه پسره زیر یه درخت بخاطر غلیان احساسات و ناخواسته به هم نزدیک میشن بدون اینکه حواسشون به اطراف باشه و همسر پسر هم از دور داشته میدیده. فضای داستان هم چیزی تو مایه های انگلیس قدیمه فک میکنم.

این تنها چیزیه که یادم مونده و اون موقع چون مصادف بود با فیلم Becoming Jane من تو ذهنم این بود که این داستان ماله همین فیلمه ولی به تازگی که برای اولین بار این فیلمو دیدم فهمیدم این نیست و حالا به شدت دنبال اون فیلمم ولی اون دوستمم چیز بیشتری از فیلم یادش نیست.

اگه کسی بدونه یه جایزه خوب هم براش هست فیلم باید مال 2007 به قبل باشه
از گروه : سینما 17640  بازديد
آخرین جواب ها با این برچسب
پربازدید ترین ها

سوال و جواب ها با برچسب ازدواج


ازدواج یا پیوند زناشویی[۱] پیوندی آیینی‌است که طی احکام یا رسومی خاص بین زن و مرد در مذاهب و کشورهای مختلف برقرار می‌شود تا به تشکیل خانواده منجر گردد و می‌تواند منجر به زایش فرزند شود. در برخی از کشورهای جهان، ازدواج همجنس‌گرایان، یعنی ازدواج دو مرد یا دو زن با یکدیگر و تشکیل خانواده نیز وجود دارد. صفحه « ازدواج » در ویکیپدیا


من به تازگی یه کلیپ از یه فیلم کره ای دیدم که توش دختر و پسره تو کار موسیقی و نوازندگی هستند و عاشق هم هستند بعد دختره مثل اینکه با کس دیگه ای ازدواج میکنه یا هم گروه میشه عکسشون رو رو بیلبورد توی خیابون میزنن این پسره میبینه اسم گروهشون هم dolly group بود اگر کسی اسم فیلم رو میدونه لطفا بگه
از گروه : فیلم 12  بازديد
باسلام آیاB2درآزمایش ازدواج مثبت میشود
از گروه : ازدواج 5  بازديد
سلام من حامد هستم یک معتاد که بخاطر نرسیدن به عشقم دست بردم به اعتیاد مصرف تریاک دارم و از امروز شروع کردم قرص b۲میخورم که ترک کنم چون چهار روز دیگه باید برم آزمایش اعتیاد بدم واسه ازدواج میخوام زندگی سالمی داشته باشم خواهش میکنم بگید که b۲توی آزمایش اذدواج نشون میده مصرفش یا ن التماس میکنم جواب بدید حقیقت رو بگید تشکر از همه دوستان و این سایت خوب
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 19  بازديد
سلام.
دختری ۳۱ ساله هستم که با مادر و پدرم سر مسائل مختلف مشکل پیدا کرده ام. اولین مسئله، ازدواج است. من بنا به دلایل مختلف تاکنون ازدواج نکرده ام. یا خواستگار خوبی نداشته ام یا اگر خواستگار خوبی داشتم چون وضع مالی خوبی نداریم همان جلسه اول همه چیز تمام شده. در ضمن من خودم هم شرایطی دارم که باعث شده آمادگی ازدواج نداشته باشم مثلا ظاهر آنچنان خوبی ندارم، خانواده ام وضع مالی خوبی ندارند، اجتماعی و اهل آداب معاشرت نیستم، از کدبانوگری و خانه داری و همسرداری چیز خاصی نمی دانم و... . من حتی با کار کردن بیرون از خانه هم به خاطر عدم اعتماد به نفس و عدم مهارت های اجتماعی و معاشرتی مشکل دارم. لیسانس حسابداری دارم ولی به حسابداری علاقه ای ندارم البته با چند سایت همکاری در فروش اینرنتی کار می کنم که درآمد قابل توجهی ندارد در هیچ زمینه دیگری هم مهارتی ندارم اصلا نمی دانم اگر بخواهم یک کار خوب پیدا کنم باید چه مهارتی را به دست آورم. خلاصه اینکه دو مسئله کار و ازدواج خیلی برای من مشکل ساز شده اند. مدام با مادر و پدرم مخصوصا مادرم مشکل دارم. مثلا در رابطه با ازدواج چون سه خواهر کوچکتر از خودم دارم مادرم می گوید تو مانع ازدواج آنهایی اگر کسی به خواستگاری آنها بیاید چون من ازدواج نکرده ام خواستگار پشیمان می شود و می رود. شاید فکر کنید من آدم تنبلی هستم و نمی توانم مسئولیت پذیر باشم ولی همه مشکل من از ندانستن است. نمی دانم برای پیشرفت کردن باید چه کار کنم؟ مادرم جز اینکه من را لعن و نفرین کند یا با گوشه و کنایه حرفش را بزند کار دیگری انجام نمی دهد اصلا حوصله انجام کاری را ندارد البته شاید مقصر نباشد چون ما اصلا اوضاع مالی خوبی نداریم که بتوانیم جلوی افراد غریبه آبروداری کنیم. از فامیل هم یا کسی به سراغ ما نمی آید یا اگر بیاید از خودمان اوضاع بدتری دارد. به جایی رسیدم که از خودم بدم آمده حس می کنم به درد زندگی کردن نمی خورم حس می کنم هم خودم بدبخت شدم هم باعث بدبختی خانواده ام شدم. کاش می توانستم خودم را از بین ببرم تا حداقل مانع خوشبختی خواهرانم نباشم. در مورد ازدواج که کلا ناامید شده ام پدرم هم می گوید پسر های همسن تو اگر خوب باشند حتما تا حالا ازدواج کرده اند کسانی سراغ تو می آیند که همسرشان فوت کرده باشد یا آدم خوبی نباشند یا سنشان حداقل ۱۵ یا ۲۰ سال بیشتر باشد. مادرم هم خیلی به حرف فامیل اهمیت می دهد اگر بخواهم به ازدواج با هر کسی که مرا پذیرفت رضایت دهم فقط کافی است آن شخص از نظر فامیل ایرادی داشته باشد دوباره دعوا و درگیری در خانواده ام شروع می شود. نمی دانم باید چه کار کنم. مشکل عصبی پیدا کرده ام و با کوچکترین حرفی گریه ام می گیرد.
از گروه : پوچی در زندگی 33  بازديد
فیلم سینمایی آذری که مردی با پدرومادر خود از طریق باج گیری از روی پل زندگی میکرد که با دختر خان روستا ازدواج کرد وبا قهرمان چینی مبارزه کرد
از گروه : فیلم های سینمایی 23  بازديد
قبلا یه فیلم دیدم ولی اسمش یادم نیست فیلمه یه فیلم طنز بود که در سه قسمت پخش شد و بنظرم محصول‌ امریکا بود فیلم در مورد چهار‌ دوست بود که یکی از اونها منگل و‌ یکم ساده بود که باباش ثروتمند بود و قرار بود یکی از اون دوستاش با خواهرش ازدواج کنه که قبل ازدواج به اتفاق بقیه دوستان برای اخر هفته واسه عشق و حال می رند به لاس و گاس ( یکی از اون دوست ها دندان پزشک بود و یه کی دیگه معلم )
از گروه : فیلم های سینمایی 24  بازديد
با سلام و عرض ادب
من سال ها پیش فیلمی رو دیدم با این محتوا که دوست دارم مجدد اون رو ببینم
داستان یک پسر هست که عاشق دختری در کالجشون میشه ولی روش نمیشه عشقش رو مستقیم ابراز کنه اما مدام به دختره محبت می کنه ولی دختره میزاره رو حساب دوستی. تا اینکه یه پسرس تو کلاسشون مخ دختره رو میزنه و با دختره دوست میشه. پسره چون فکر می کنه اینا قصد ازدواج دارن خودش رو میکشه کامل کنار. تا اینکه بعد از مدتی دختره از این پسر کمک میخواد چون از پسری که باهاش دوست بوده باردار شده اما اون زیر بار نمیره. بعد ماشینش رو برای این دختره میفروشه تا دختره بتونه سقط جنین کنه و بعدش با هم دوست میشن
تا اینکه شب تولد دختره، دوباره دوست پسر قبلی دختره رو باهاش می بینه.
ممنون میشم راهنمایی کنید اسم این فیلم چیه
از گروه : فیلم های سینمایی 24  بازديد

سلام.
دختری ۳۱ ساله هستم که با مادر و پدرم سر مسائل مختلف مشکل پیدا کرده ام. اولین مسئله، ازدواج است. من بنا به دلایل مختلف تاکنون ازدواج نکرده ام. یا خواستگار خوبی نداشته ام یا اگر خواستگار خوبی داشتم چون وضع مالی خوبی نداریم همان جلسه اول همه چیز تمام شده. در ضمن من خودم هم شرایطی دارم که باعث شده آمادگی ازدواج نداشته باشم مثلا ظاهر آنچنان خوبی ندارم، خانواده ام وضع مالی خوبی ندارند، اجتماعی و اهل آداب معاشرت نیستم، از کدبانوگری و خانه داری و همسرداری چیز خاصی نمی دانم و... . من حتی با کار کردن بیرون از خانه هم به خاطر عدم اعتماد به نفس و عدم مهارت های اجتماعی و معاشرتی مشکل دارم. لیسانس حسابداری دارم ولی به حسابداری علاقه ای ندارم البته با چند سایت همکاری در فروش اینرنتی کار می کنم که درآمد قابل توجهی ندارد در هیچ زمینه دیگری هم مهارتی ندارم اصلا نمی دانم اگر بخواهم یک کار خوب پیدا کنم باید چه مهارتی را به دست آورم. خلاصه اینکه دو مسئله کار و ازدواج خیلی برای من مشکل ساز شده اند. مدام با مادر و پدرم مخصوصا مادرم مشکل دارم. مثلا در رابطه با ازدواج چون سه خواهر کوچکتر از خودم دارم مادرم می گوید تو مانع ازدواج آنهایی اگر کسی به خواستگاری آنها بیاید چون من ازدواج نکرده ام خواستگار پشیمان می شود و می رود. شاید فکر کنید من آدم تنبلی هستم و نمی توانم مسئولیت پذیر باشم ولی همه مشکل من از ندانستن است. نمی دانم برای پیشرفت کردن باید چه کار کنم؟ مادرم جز اینکه من را لعن و نفرین کند یا با گوشه و کنایه حرفش را بزند کار دیگری انجام نمی دهد اصلا حوصله انجام کاری را ندارد البته شاید مقصر نباشد چون ما اصلا اوضاع مالی خوبی نداریم که بتوانیم جلوی افراد غریبه آبروداری کنیم. از فامیل هم یا کسی به سراغ ما نمی آید یا اگر بیاید از خودمان اوضاع بدتری دارد. به جایی رسیدم که از خودم بدم آمده حس می کنم به درد زندگی کردن نمی خورم حس می کنم هم خودم بدبخت شدم هم باعث بدبختی خانواده ام شدم. کاش می توانستم خودم را از بین ببرم تا حداقل مانع خوشبختی خواهرانم نباشم. در مورد ازدواج که کلا ناامید شده ام پدرم هم می گوید پسر های همسن تو اگر خوب باشند حتما تا حالا ازدواج کرده اند کسانی سراغ تو می آیند که همسرشان فوت کرده باشد یا آدم خوبی نباشند یا سنشان حداقل ۱۵ یا ۲۰ سال بیشتر باشد. مادرم هم خیلی به حرف فامیل اهمیت می دهد اگر بخواهم به ازدواج با هر کسی که مرا پذیرفت رضایت دهم فقط کافی است آن شخص از نظر فامیل ایرادی داشته باشد دوباره دعوا و درگیری در خانواده ام شروع می شود. نمی دانم باید چه کار کنم. مشکل عصبی پیدا کرده ام و با کوچکترین حرفی گریه ام می گیرد.
از گروه : پوچی در زندگی 33  بازديد
سلا من مهسا هستم من ۲۵ سالمه وتوی ۱۸ سالگی به اصرار و صلاح دید خانواده با آقایی عقد کردم و اصلا شناختی نداشتیم و خیلی متفاوت هستیم و الان۷ ساله ازدواج کردیم و توی این سالها به من بار ها خیانت کرده یا ولم کرده و خواستیم تا طلاق بگیریم ولی نشد و نزاشتن الان یه دختر ۲ ساله دارم و با یه اقایی توی یه گروه اشنا شدم و مشاوره میگرفتم برای بهبود رابطه ام با همسرم که اون اقا بهم علاقه نشون داد و همو دیدیم چند بار ایشون هم متاهل ان و ۲ فرزند دارن ولی میگن عشق ندارن با همسرشون ولی عاشق منن و منم بهشون علاقه مندم نمیدونم ادامه ایک رابطه چقدر درسته و باید چیکار کنم همسرم بسیار با من سرده و دوری میکنه این اقا خیلی به من کمک کردن تا رابطه م بهتزرشد به همسرم و الانم نمیدونم باید چیکار کنم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 29  بازديد
سلام خسته نباشید
من 20 سالم هست با دختری به مدت 2 سال دوست بودم و توی این 6 ماه اخر رابط دوستی مشکل مال زیادی داشتم ک مقداری عصبی و نا امیدم کرده بود
الان بخاطر مشکل مالی از من فاصله گرفته و نکته دوم ایشون تصادف قبلا داشتن که باعث شده موقع راه رافتن لنگ بزنن ک در یکی از بحثامون من به این قضیه اشاره کردم و باعث تموم شدن رابطه شد
نکنه بعدی من اصلا مشکلی با این قضیه نداشتم و هرقدر اسرار کردم ک این مسعله برام مهم نیست ب حرفم گوش نکردن و در جواب گفتن ک اعتماد ب نفس من پایین اومده وو دیگه نمیخام باهات باشم
و فوق العاده لج باز و قد هستن و کلا راجب همه چیز ایراد میگیرن
منم میشم کمکم کنید
از گروه : ازدواج 156  بازديد
سلام خسته نباشید
من چن روز دیگه یک سال از دوستیم با یک دختر میگذره.
و هردو بسیار زیاد همو دوست داریم و به هم علاقه مند هستیم و عاشق هم شدیم. وقصد ازدواج داریم.البته در اینده.
اما مسیله ای هست که البته اول رابطه خودمون با این قضیه کنار اومدیم. و به خواست هردو و صحبت هایی که کردیم ،تصمیم گرفتیم باهم باشیم.
دلیل سوال الان من هم دو دلی من یا شک در این قضیه نیست. اما فقط برای مشاوره و اینکه بدونم این قضیه چقدر میتونه در اینده تو زندگیمون تاثیر بزاره دارم میپرسم. حالا مسیله ای که عرض کردم اینه:
من 19 سالمه و متولد 77 هستم و دختری که باهاش دوست شدم 23 سالشه و متولد 73 هست. ینی چهارسال تفاوت سنی داریم و از من بزرگتره.
میخواستم بدونم در اینده مشکلی برامون ایجاد میشه تو زندگیمون یا نه و یه چیز خیلی خاص نیست؟؟
از گروه : ازدواج 46  بازديد
من با دختری میخوام ازدواج کنم اما ایراد آتلیه گرفتن و من نمیتوانم آتلیه را فراهم کنم باید چکار کنم
از گروه : دوستی دختر - پسر 87  بازديد
سلام دختری هستم 28 ساله که پدر و مادرم را در کودکی از دست دادم و زندگیمو در کنار پدر بزرگ و مادر بزرگ پدر . مادری گذراندم . وقتی سنم بالا رفت در دانشگاه با شخصی آشنا شدم اوائل خوب بودیم ولی بدلایلی که او همیشه شکاک بود ازش جدا شدم . بعدا بعضی از اقوام مثل شوهر عمه ها و بعضی دیگر میخواستند ازم سوء استفاده کنند و بناچار با شخصی که دلم نمی خواست مجبور به ازدواج شدم ولی او در همان اوایل شروع کرد به خیانت کردن به من و جلو چشمهای خودم با خیلی از ذخترها رابطه برقرار میکرد و میکنه . از نظر سنی هم 10 سال از من بزرگتره و این ازدواج رو بنا بدلایلی که تحت فشار خانواده بخصوص مادر بزرگ پدری و مادر جونم بودم انجام دادم . بعد از اینکه مشاهده کردم داره بهم خیانت میکنه با هم دعواهای زیادی داشتم و او به من گفت که من با تو ازدواج نمیکنم ولی بزار تا پدرم که سن بالایی داره فوت کنه و من صاحب میراثش بشم و به تو هم کاری ندارم . بعد اسمتو از شناسنامه ام پاک میکنم . منم برای اینکه تو خانواده چیزی بهم نگویند این نظرشو پذیرفتم و در عید امسال هم رسمس عقد کردیم . اما بعد از اینکه توافق کردیم که به من کاری نداشته باشه و حتی فقط به صورت صوری به هم در جمع هستیم . بین صحبتها و رسمی شدن با فردی آشنا شدم که خیلی بهش بدلایل مختلف دلبسته شدم و شرایط من را هم پذیرفته که بعد از رفع مشکلم با فرد قبلی با هم ازدواج کنیم . البته من اوائل این موضوع را از این فرد پنهان کردم ولی بعدا چون فهمید برایش توضیح دادم . اوایل او نارحتیهای زیادی داشت ومیگفت از اینکه این کار اجباری رو انجتم داده ای ناراحت نیست ولی از اینکه ازش پنهان کرده بودم ناراحت بود .
ولی بلاخره قبول کرده که تا شرایط من با اون فرد قطع بشود . این فرد هم برای اینکه با من مشکل نداشته باشه به طریقی رابطه محرمیت را با من از طریق باسلامی حل .
حالا من مانده ام که اگر اون فردی که اسم من در شناسنامه اش وجود داره زیر قولش بزنه و بخواد منو اذیت کنه این آزارم میده که این فرد دومم که خیلی خیلی دوستش دارم و اون هم دوستم داره را از دست بدم . خواهش میکنم اگر میتوانید به من کمک کنید که چیکار کنم .
از گروه : ازدواج 108  بازديد
قرص بی دو در ازمایش ازدواجی مثبت میکند جواب را ؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 70  بازديد
سلام ببخشید یه سوال حدود دوسال پیش همکارم عاشق من بود و علاقه شدیدی هم به من داشت قصدشم فقط ازدواج بود منم اویل بهش یکم رو دادم از خدا پنهون نیس از شما چه پنهون اما بعدا نخواستم و ازش خواستم ازم دوری کنه اما اون تا الان هم عاشق منه و نظرش عوض نشده ولی من از اون متنفرم حتی تاقت دیدنشم ندارم حالا خودم هم به درد اون افتادم خودم هم عاشق همسایمون شدم اونم نسبت به من علاقه ای نداره شدیم این در به اون در کلا اعصابم خورده نمیدونم چیکار کنم اون هم ناراحت نشه و کارامو چبران کنم تا از این ورم قفل مشکل منم باز بشه حالا یه مشکل جدیدم اینکه پسر خالم هم عاشقمه و چند بارم ازم خواستگاری کرده الان عمل کرده به خواهرم میگفته که چرا من بهش ز نمیزنم راستش نمیخوام بهش رو بدم به نظرتون من چوب این کارامو میخورم یا به دلم میارم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 41  بازديد
۲۶ ساله معلم و دو ساله که ازدواج کردم و رابطه مون کاملا عاشقانه شروع شد ۴ سال پیش .تو این مدت سه بار پیام های غیر اخلاقیش با دخترا و زنا رو توی گوشیش دیدم و هربار بخشیدم به امید درست شدن.الان ۵ ماهه باردارم و دوباره گوشیش زو چک کردم و فهمیدم روزهایی که میرم شهرستان محل کارم با یکی رابطه داره که اصلا از نظر ظاهری زیبا نیست.من تو رابطه زناشویی هیچی کم نمیذارم از لباس های مخصوص تا کارهایی که خیلی زن ها بد دل هستن و نمیکنند. هیچ دلیلی برای کارهاش پیدا نمیکنم .از طرفی حس میکنم دوستش دارم و حس میکنم رابطه هاش فقط جنسی هست و عشق و عاشقی درکار نیست ولی بازم تو عذابم .کمکم کنید هیچ راهی به ذهنم نمیرسه.
از گروه : روانشناسی زناشویی 50  بازديد
سلا من مهسا هستم
من ۲۵ سالمه وتوی ۱۸ سالگی به اصرار و صلاح دید خانواده با آقایی عقد کردم و اصلا شناختی نداشتیم و خیلی متفاوت هستیم و الان۷ ساله ازدواج کردیم و توی این سالها به من بار ها خیانت کرده یا ولم کرده و خواستیم تا طلاق بگیریم ولی نشد و نزاشتن الان یه دختر ۲ ساله دارم و با یه اقایی توی یه گروه اشنا شدم و مشاوره میگرفتم برای بهبود رابطه ام با همسرم که اون اقا بهم علاقه نشون داد و همو دیدیم چند بار ایشون هم متاهل ان و ۲ فرزند دارن ولی میگن عشق ندارن با همسرشون ولی عاشق منن و منم بهشون علاقه مندم نمیدونم ادامه ایک رابطه چقدر درسته و باید چیکار کنم همسرم بسیار با من سرده و دوری میکنه این اقا خیلی به من کمک کردن تا رابطه م بهتزرشد به همسرم و الانم نمیدونم باید چیکار کنم
از گروه : عشق 44  بازديد
قبلا یه فیلم دیدم ولی اسمش یادم نیست فیلمه یه فیلم طنز بود که در سه قسمت پخش شد و بنظرم محصول‌ امریکا بود فیلم در مورد چهار‌ دوست بود که یکی از اونها منگل و‌ یکم ساده بود که باباش ثروتمند بود و قرار بود یکی از اون دوستاش با خواهرش ازدواج کنه که قبل ازدواج به اتفاق بقیه دوستان برای اخر هفته واسه عشق و حال می رند به لاس و گاس ( یکی از اون دوست ها دندان پزشک بود و یه کی دیگه معلم )
از گروه : فیلم های سینمایی 24  بازديد
فیلم سینمایی آذری که مردی با پدرومادر خود از طریق باج گیری از روی پل زندگی میکرد که با دختر خان روستا ازدواج کرد وبا قهرمان چینی مبارزه کرد
از گروه : فیلم های سینمایی 23  بازديد
سلا من مهسا هستم من ۲۵ سالمه وتوی ۱۸ سالگی به اصرار و صلاح دید خانواده با آقایی عقد کردم و اصلا شناختی نداشتیم و خیلی متفاوت هستیم و الان۷ ساله ازدواج کردیم و توی این سالها به من بار ها خیانت کرده یا ولم کرده و خواستیم تا طلاق بگیریم ولی نشد و نزاشتن الان یه دختر ۲ ساله دارم و با یه اقایی توی یه گروه اشنا شدم و مشاوره میگرفتم برای بهبود رابطه ام با همسرم که اون اقا بهم علاقه نشون داد و همو دیدیم چند بار ایشون هم متاهل ان و ۲ فرزند دارن ولی میگن عشق ندارن با همسرشون ولی عاشق منن و منم بهشون علاقه مندم نمیدونم ادامه ایک رابطه چقدر درسته و باید چیکار کنم همسرم بسیار با من سرده و دوری میکنه این اقا خیلی به من کمک کردن تا رابطه م بهتزرشد به همسرم و الانم نمیدونم باید چیکار کنم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 29  بازديد
سلام خسته نباشید
من چن روز دیگه یک سال از دوستیم با یک دختر میگذره.
و هردو بسیار زیاد همو دوست داریم و به هم علاقه مند هستیم و عاشق هم شدیم. وقصد ازدواج داریم.البته در اینده.
اما مسیله ای هست که البته اول رابطه خودمون با این قضیه کنار اومدیم. و به خواست هردو و صحبت هایی که کردیم ،تصمیم گرفتیم باهم باشیم.
دلیل سوال الان من هم دو دلی من یا شک در این قضیه نیست. اما فقط برای مشاوره و اینکه بدونم این قضیه چقدر میتونه در اینده تو زندگیمون تاثیر بزاره دارم میپرسم. حالا مسیله ای که عرض کردم اینه:
من 19 سالمه و متولد 77 هستم و دختری که باهاش دوست شدم 23 سالشه و متولد 73 هست. ینی چهارسال تفاوت سنی داریم و از من بزرگتره.
میخواستم بدونم در اینده مشکلی برامون ایجاد میشه تو زندگیمون یا نه و یه چیز خیلی خاص نیست؟؟
از گروه : ازدواج 46  بازديد
با سلام داداش من کارت پایان خدمت نداره و الان که ازدواج کرده خیلی مشکل داره از لحاظ بیمه و کارهای دولتی ، البته رفته خدمت سربازی ولی همه اش پشت سر هم نبوده مثلا در 3 سال 18 ماه خدمت کرده الان که پیگیری کرده میگن کارت المثنی براش صادر شده و شماره کارت هم پلیس +10 بهش داده ولی میترسه پیگیری کنه لطفا راهنمایی کنیدتا من بهش بگم چیکار کنه راستی داداشم متولد 1357 هستش
از گروه : سایر سوال و جواب های حقوقی 2072  بازديد
آيا كسي كه يك برادر بزرگتر از خودش دارد كه سربازي رفته و ازدواج كرده و زندگي مستقلي دارد و پدرش 60 ساله است مي‌تواند از شرايط معافيت كفالت استفاده كند؟
از گروه : اجتماعی 1612  بازديد
سلام. من 29 سال و خانمم28 سال داریم.دوسال پیش با همسرم ازدواج کردم و بچه نداریم. مشکل رفتاری خانمم که همیشه منجر به اختلاف ما میشه این هست که خانمم تا وقتی که پای صحبت و بحث باشه حالت نرمالی را تاحدودی داره ولی مشکل انجاست که من سعی میکنم اونو فعال نگه دارم و باهاش حرف بزنم چون بدجور ماتش میبره و حالت غیر عادی پیش میاد و بقیه یه جور دیگه نگاهش میکنند و سعی میکنم همیشه در جمع بهش نگاه کنم تا به خودش بیاد. همیشه این رفتارش ازارم میده. مثلا در بانک یا اداره یا مطب منتظر بشینیم به هر طرف که نگاه کنه همان نقطه زوم میشه وسعی میکنم باهاش حرف بزنم تا ماتش نبره چون وقتی ماتش ببره تمام خستگی و پیری در قیافش دیده میشه.نمیدونم چکار کنم کمکم کنید.
از گروه : روان درمانی 890  بازديد
سلام
بنده حدود 23 سال سن دارم و می خوام با دختری ازدواج کنم که پدرش بخاطر دیابت از کارش هم بازنشست شده
در ضمن مادر خودم هم قند خونیه و لی نه به اون شدت
چون تا به حال با کسی نبودم فکر میکنم نیاز دارم که از راه درست نامزدی واسه خودم پیدا کنم
این دختر هم از آشناهای دورمون هست و اتمال زیاد می دم که اون هم تا به حال با پسری نبوده
حالا نظر شما رو می خوام بدونم که ما چون یکم با هم فامیلیم و با علم به این که هر دو خانواده من از مادر و اون از پدر (شدید) قند خونی هستیم این ازدواج رو پیشنهاد می دید یا نه
متشکر!!
از گروه : سایر سوال و جواب های پزشکی 267  بازديد
چند سالی هست با پسری دوستم به طور مجازی و چند بار بیشتر همو ندیدیدم ‌. اون پسر فوق العاده پاکیه اونقدر که تو چشمام نگاه نمیکنه
میخوایم ازدواج کنیم اما خانواده من و اون خیلی تعصبی و سخت گیرن و اصلا نباید از دوست یودن ما با خبر بشن . ی مشکل دیگه که اون پسر خراسانه من کرج . در ضمن پدر مادرامون به عشق در ی نگاه اعتقاد ندارن پس باید ی کاری کنیم مثلا یجا همو ببینیم و بهونه اون باشه .قرار بود من دانشگاه برم اونجا که مثلا اونجا منو دیده اما پدرم نزاشت اروخدا ی راه حل بگیر بچه ها
از گروه : ازدواج 40  بازديد
سلام لطفا کمکم کنیدددددد.............
چند سالی است که با یک پسری آشنا هستم ..یعنی یه مدت با هم بودیم و قهر کردیم ...اما همش آشتی کردیم و بازم سر هیچ و پوچ قهر کردیم... یعنی دلیل قهر ما این بود که یا بی خبر می شدم ازش یا یه مشکلی برایش پی میومد دیگه جواب منو نمیداد....و این باعث شد من دیگه بهش زنگ نزنم... چون احساس کردم غرور دارم و هر چقدرم دوسش دارم...داشته باشم اما دلیل بر این نیست خودمو همش کوچیک کنم هر چیزی حدی دارد..این طور فکر کردم...و گذشت الان بعد چند ماه دوباره همو دیدیم.... من دوست دارم بازم باهاش باشم....
اما خودشو نمیدونم...؟؟؟؟
راستش می تونم دوباره سره حرف باز کنم ....
اما دوست دارم این دفعه خودش سره حرف و باز کنه..... اما هیچی نمیگه و فقط داره با رفتاراتش نشون میده بی احساس نیسسست.... اما من کمی عجول تشریف دارم.... دوست دارم خیلی سری مشخص بشه چند چندیم... نمیدونم چی کار باید بکنم؟ یعنی میگین بشینم باهاش روک صحبت کنم؟؟؟؟؟؟؟
احساس میکنم یکم کم توجه شده نسبت بهم ...اما از طرفی ام رفتارهایی نشون میده وقتی پیششم..که یعنی احساس داره..... آخه مگه میشه کسی نسبت به کسی احساس داشته باشه اما نخواد بهش چیزی ؟؟؟؟؟؟؟؟ کمکم کنیدددد.....
از گروه : جوانان و ارتباطات 1039  بازديد
25سالم 4سال ازدواج کردم بدعوای شب عروسی ندگیم شروع شد هر روز تعنهو کنایه از طرف خانواده همسرم بخاطر سب عروسی ازدواج فامیلی. بعد از ازدواج از تهران به شهرستان برای زندگی امدم دیگه قاطی کردم بس که سر هر موضوعی بایذ با همه بحث کنم با همه ذیگه احساس میکنم از زندگی سیر شدم نمی دانم چکار باید بکنم هیچ کس قبولم نداره دیگه حتی خودم هم وخودم را قبول ندارم
از گروه : روانشناسی زناشویی 991  بازديد
میشه متن های قشنگ و رمانتیکی که به ذهنتون می رسه برای نوشتن روی کیک تولد رو بم پیشنهاد بدید ؟
از گروه : جالب 98769  بازديد
سلام چراهیچ کس حاضرنیست زن تپل بگیره پس دخترای تپل برن بمیرن؟
از گروه : معیار های انتخاب همسر 22998  بازديد
یه دوستی یه فیلمی واسم تعریف کرد نزدیک 7 سال پیش

داستان یه دختر و پسری بود که احتمالا فامیل هم بودن ولی به هم نرسیدن و بعد از مدتی که پسره با یکی دیگه ازدواج کرده بود، همدیگه رو میبینن و توی محوطه خونه پسره زیر یه درخت بخاطر غلیان احساسات و ناخواسته به هم نزدیک میشن بدون اینکه حواسشون به اطراف باشه و همسر پسر هم از دور داشته میدیده. فضای داستان هم چیزی تو مایه های انگلیس قدیمه فک میکنم.

این تنها چیزیه که یادم مونده و اون موقع چون مصادف بود با فیلم Becoming Jane من تو ذهنم این بود که این داستان ماله همین فیلمه ولی به تازگی که برای اولین بار این فیلمو دیدم فهمیدم این نیست و حالا به شدت دنبال اون فیلمم ولی اون دوستمم چیز بیشتری از فیلم یادش نیست.

اگه کسی بدونه یه جایزه خوب هم براش هست فیلم باید مال 2007 به قبل باشه
از گروه : سینما 17640  بازديد
معما:

دوتاهمسایه زناشون میمیرن میرن با دختر همدیگه ازدواج میکنن این دوتاهرکدوم پسر به دنیا میارن این دوپسر چه نسبتی باهم دارن؟؟؟؟؟؟
از گروه : تفریح 6628  بازديد
اگه کسی هست که تجربه داره لطفا بگه
کدوم پوزیشن برای اولین رابطه(!) بهتره و درد کمتری داره؟
از گروه : ازدواج 6056  بازديد
سلام.
ممنونم از اینکه اومدین و میخواین کمکم کنین.مشکل خیلی بزرگی دارم.همه چی رو میگم و ازتون میخوام کمکم کنین.

من 5 روز دیگه میشم 19 سال.از سالی که کنکور داشتم یعنی وقتی که 17 سالم بود با گوشیم میرفتم تو چت.گوشی من از اون گوشی ها نبود که نیمباز و یاهو و.. روش نصب بشه.فقط نرم افزار خاص خودش رو داشت که محدود بود.خلاصه من باهاش شبا میرفتم چت و با دخترا حرف میزدم.همش دنبال یه همشهری بودم که آخرم پیدا نکردم.یه روز یه دختری رو پیدا کردم که تو شهر بغلی ما بود.من باهاش دوست شدم.کم کم با هم خوب شدیم.ان از اخلاق من خوشش اومد و طوری شد که بیشتر از نصف روز چت بودیم.رابطه هامون تا یک سال طول کشید .من کلاس های کنکوری خودم رو ول میکردم و میرفتم دیدنش.شد تا 8-9 ماه پیش.کم کم نسبت بهش سرد شدم.اون خیلی عاشقم شد.به مامانش گفت.من انگار نمیدونم دوسش دارم یا.همش بهم میگه تو که تکلیفت با خودت معلوم نیست چرا برام خاطره ساختی.الان حدود 2 سال شده.2-3 بار خواستم ازش جدا بشم ولی دلم به حال گریه کردناش سوخت.گفتم تقصیر منه.نباید زندگیشو خراب میکردم.الان گیر افتادم.

خیلی وقته نمیدونم دوسش دارم یا نه.انگار الکی باهاشم.ولی تو دلم میگم دختر خوبی مثل اون هیچوقت پیدا نمیشه.خیلی نجیب و خوب هست.وقتی ناراحت میشه منم ناراحت میشم.دوست ندارم گریه کنه.قبل ها وقتی گریه میکرد منم گریم میگرفت و با هم گریه میکردیم.ولی الان نمیتونم اونطوری باشم.اون خیلی من رو دوست داره ولی من نمیدونم دوسش دارم یا نه!.میخوام راهنماییم کنین که چطور بفهمم من واقعا میتونم باهاش زندگی کنم یا نه.من دوسش دارم یا نه؟

از نظر اخلاق هم هیچ مشکلی با هم نداریم.

دوست دارم با دختر های دیگه هم دوست بشم ولی با اونا فقط رابطه داشته باشم ولی فقط با این ازدواج کنم.

چند وقتی شده بود که اون از دستم ناراحت میشد به خاطر اینکه میگفت تو اصلا ازم خبر نمیگری.بهم محبت نمیکنی.منم دخترم.نیاز به عاطفه دارم.منم هر کاری میکردم اون انگار فکر میکرد محبت نمیکنم.ولی من همه سعی خودمو برای بهتر حرف زدن باهاش میکردم ولی باز شبا زنگ میزد و گریه میکرد.
شبا همش خوابم میبره.میگه روز که خبر نمیگیری ، شب ها هم که خواب داری ، پس کی وقت منو داری!

خواهش میکنم بهم بگین من چم شده.گیر افتادم بخدا.اون عاشقمه.نمیتونه بدون من زندگی کنه.ولی من هنوز نمیدونم دوسش دارم یا نه.کمکم کنین تورو خدا!!!
از گروه : جوانان و ارتباطات 5075  بازديد
قد کوتاه چقدر در ازدواج مهم است
از گروه : تحصیلات 4833  بازديد
چرا قبل از ازدواج خون طرفین را آزمايش مي كنند؟
از گروه : زندگی 3995  بازديد
سلام
من دختری 35 ساله هستم با ظاهری زیبا و جذاب..از نظر تحصیلات بالاترین مرتبه (دکتری) و موقعیت اجتماعی را دارم. مدت 6 سال با پسر خاله ام که الان 41ساله است دوست هستم. من بدلیل از دست دادن پدر و مادر رفت و آمدی با خانواده خاله ام نداشتم اما 6 سال قبل بطور اتفاقی پسر خاله ام را در منزل مادر بزرگم دیدم اون ورشکسته شده بود و بسیار از نظر روحی داغون بود.. همون شب اون به من ابراز علاقه کرد و این ابراز کردن همچنان بیشتر میشد طوری که همیشه به من میگفت اگه منو ول کنی من میمیرم.. همیشه بهم التماس میکرد که دوستم داشته باش.. و من اول بخاطر ناراحتی های اون کنارش مونم اما کم کم عاشقش شدم.. از نظر مالی وضع خوبی نداشت و من بدور از چشم همه یعنی خانواده خودم و خودش اون رو حمایت میکردم.. حتی شارژ ایرانسلش رو هم براش میخریدم.. گوشی موبایل و... همه همه با من بود.. سعی میکردم آخر هفته هارو کنار اون و خانوادش باشم و بهشون محبت بی دریغ میکردم.. خودش همیشه میگفت تو دنیا هیچکس مثل تو پیدا نمیشه.. تمام این مدت هر موقع بیرون میرفتیم هزینه ها با من بود.. و منو حتی یک پارک برای تفریح نبرد و علتش را میگفت چون من دست خالیم خجالت میکشم بیام بیرون.. البته ناگفته نماند گاهگاهی برایم هدیه هم میخرید و بهم میگفت اگه پولدار بشم دنیا رو برات میگیرم..
5 سال به این منوال من همه جوره کنار خودش و خانوادش بودم تا اینکه سال گذشته با کمک یکی از دوستانش دفتر دار یک وکیل شد و کمی پول دار شد.. اما بعد از چند ماه از کارش من متوجه اس ام اسهای عاشقانش شدم.. و بعد فهمیدم با یک زن مطلقه که یک دختر 17 ساله داشت دوست شده بود و نسبت به اون زن بسیار متعصب بود در حالیکه نسبت به من هیچ تعصب و تعهدی نشون نمیداد و میگفت چون دوستت دارم نمیخوام محدودت کنم حتی چند بار به من پیشنهاد داد با دوستاش رابطه برقرار کنم.. و بعد گفت میخواستم امتحانت کنم.. بهش گفتم اگه منو دوست داری با اون زن بهم بزن اما اون میگفت من یک مدت باید با این زن به رابطم ادامه بدم تا یک بهانه پیدا کنم و ازش جدا بشم..
بهم گفت که من عاشق تو هستم و نسبت به اون زن احساسی ندارم التماس میکرد کنارم باش و تنهام نذار تا من با اون رابطمو بهم بزنم میگفت من تو این رابطه گیر کردم.. و من باور کردم..
تا عید امسال که من برای عیدیشون رفته بودم و اون زن زنگ زد و بهش گفت من پایین ساختمون منتظرت هستم و پسر خالم کروات و عطر و ادکلن زد و بسیار تیپ زد و رفت به من گفت دنبالم نیا.. اما من باهاش رفتم پایین ساختمون.. دست پسرخالمو گرفتم و اون به شدت دستم انداخت کنار و گفت دست منو نگیر خوشم نمیاد بعد رفت پیش اون زن.. پیش زنه به من گفت حرفاتو بزن و برو.. و بهم توهین کرد.. بعد با اون زن خندون سوار پراید زنه شدن و رفتند.. چند ساعت بعد زنه به من زن زد و گفت تو باهاش 6 سال دوست بودی و من 2 ماه.. گفت رفتارش با تو بقدری توهین آمیز بود که به من برخورد.. البته زنه میخواست با این حرفاش ناراحتی منو بیشتر کنه.. بعد از اون روز من باهایش قهر کردم و جواب تلفن و اس هاشو نمی دادم.. خیلی معذرت خواهی کرد و اظهار پشیمونی میکرد میگفت من اون روز کروات زدم که برم با اون زن دعوا کنم و بهم بزنم اما تو نذاشتی... به خانوادش گفته من به حرف اون زن گوش دادم و ازش فاصله گرفتم.. اما من هربار اس ام اس های عاشقانه ایندو را با هم میدیدم داغون میشدم.. در ضمن تو این مدتی که با اون زن دوست شده هر هفته با هم شمال و پارک های مختلف تهران میرن.. و عکسهای خیلی زیبا از اون زن میگیره و میگه چه اشکال داره دوربین همرام بوده ازش عکس گرفتم.. به من میگه تو خودتو با کی مقایسه میکنی جای تو، تو قلب من محفوظه و اون جای تورو نمیگیره.. الان رابطمو باهاش بهم زدم اما خانوادش تلاش میکنن این رابطه درست بشه.. حتی من بهش گفتم اگه به اون زن بهم بزنی می بخشمت اما اون همچنان به این رابطه اصرار میکنه..
الان نمیدونم چکار کنم .. فقط فکر میکنم اگه واقعا راست میگفت و دوستم داشت اینکارا رو با هام نمیکرد.. اما من همچنان عاشقش هستم..
لطفا راهنمایی کنید ایا همچین آدمی واقعا اینطور که میگه دوستم داره؟ یا ممکن هست در آینده بهتر بشه.. میدونم که دوباره برمیگرده اما آیا واقعا میشه همچین رفتار هایی رو بخشید؟ میتونم منتظرش بمونم تا بهم برگرده؟ راستی اینو بگم از وقتی من ولش کردم مریض شده.. و دکتر گفته نارحتیش عصبیه..
من عاشقانه دوستش دارم اما نمیدونم چیکار کنم.. اگه یک مدت بگذره و اون زن دست از سرش برداره آیا میتونم دوباره بهش اعتماد کنم؟
از گروه : ازدواج 3935  بازديد
من چند ماه است خود ارضایی میکنم.چندین بار هم تصمیم به ترک آن گرفته ام.اما نتوانستم.خیلی از خدا کمک خواستم. اما نمیشه. تصمیم به ازدواج گرفتم.ولی میترسم روی آینده ام تاثیر بد بگذارد. خیلی از خودم بدم میاد. و چی کار کنم تا به همون پاکی قبل بشم؟
از گروه : سایر سوال و جواب های مذهبی 2738  بازديد
چند وقت پیش یکی به صورت تصادفی و بدون دلیل به من گفت من چهره ی خوبی برای ازدواج با یک دختر ندارم. میخواستم بدونم که شما دخترها هم فکر میکنید که همینطور هست؟ این یک لینک به عکسم هست:
از گروه : معیار های انتخاب همسر 2210  بازديد
چرا جوانان امروزی دیر ازدواج میکنند؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 2146  بازديد
با سلام داداش من کارت پایان خدمت نداره و الان که ازدواج کرده خیلی مشکل داره از لحاظ بیمه و کارهای دولتی ، البته رفته خدمت سربازی ولی همه اش پشت سر هم نبوده مثلا در 3 سال 18 ماه خدمت کرده الان که پیگیری کرده میگن کارت المثنی براش صادر شده و شماره کارت هم پلیس +10 بهش داده ولی میترسه پیگیری کنه لطفا راهنمایی کنیدتا من بهش بگم چیکار کنه راستی داداشم متولد 1357 هستش
از گروه : سایر سوال و جواب های حقوقی 2072  بازديد
سن ازدواج چه سنی است؟آیا زود باشد خوب است یا دیر؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 1929  بازديد
آیا امام زمان عج الله ازدواج داشته اند یا خیر ؟
از گروه : اجتماعی 1928  بازديد


چند سوال تصادفی

فیلمی راجب دخترانی که به جزیره برده میشوند...و انهارا وادار به ترور میکنند.سه نفر زنده میمانند
از گروه : فیلم های سینمایی 128  بازدید
چطور میشه بعد از EndNote در مایکروسافت ورد microsoft word متن نوشت؟
از گروه : مشکلات نرم افزار 2320  بازدید
بدن سازی برای ۱۴ساله ها خوب است؟
از گروه : سایر سوال و جواب های ورزشی 33  بازدید
سلام
من یه سرور گلایپ اختصاصی دارم که میخوام ازش تو برنامه های هندلر استفاده کنم
کسی میدونه چطور میتونم این کارو انجام بدم؟
از گروه : اینترنت و سایت ها 1183  بازدید
برای چاق شدن چه رژیمی بگیریم
از گروه : پزشکی - سلامتی 2069  بازدید
اتلاق یا اطلاق؟ املا و نگارش کدامیک صحیح است؟
از گروه : سوالات گوناگون 3985  بازدید
سلام سایت خوب میخواستم برای دانلوده اهنگ های قدیمی
از گروه : دانلود موسیقی و آهنگ 908  بازدید
اولین تعهد شاه به کارتر چه بود؟
از گروه : سیاسی 1732  بازدید
چطور ممکنه کسی متوجه بشه که من الان داخل چه سایتی هستم و چکار میکنم؟
کسی در سایت کلوب دات کام مدام به من پیام میده و لینک پیج کسانی رو که بهشون سر زدم رو میده یا میگه که الان یادداشت ها رو باز کردی یا مدیریت کاربری رو باز کردی.
از همشهری هامم هس فقط تا این حد میدونم.
من چکار باید بکنم؟
مودمم هم بی سیمِ
از گروه : امنیت 1520  بازدید
سلام. من الان در دانشگاه زنجان سراسری روزانه مهندسی عمران میخونم. از یه طرف هم دبیری ریاضی دانشگاه فرهنگیان تبریز قبول شدم. با این حال که به مهندسی عمران علاقه دارم و میخوام تا مقاطع بالا ادامه بدم، اما همه میگن برو دبیری ریاضی چون بهتره و مزایا از جمله تضمین کاری و سربازی نرفتن رو داره. به نظر شما چی کار کنم. خیلی دو دلم. لطفا راهنماییم کنید.
از گروه : انتخاب رشته 205  بازدید
اینترنت را با نام نادرشاه تا تونستم گشتم ولی مطلبی پیدا نکردم که منو کاملا قانعم کنه که نادر شاه ترک بود یا کرد - مقالات هردوطرف رو ضعیف میدیم
ببینم اینجا میتونم جواب درست رو پیدا کنم
از گروه : کتاب و کتابخوانی 2446  بازدید
ترجیه یا ترجیح؟ املا و نگارش کدامیک صحیح است؟
از گروه : سوالات گوناگون 5655  بازدید
از دوستان کسی میدونه کدوم سایت فارسی قیمت اکثر لپ تاپ رو زده
از گروه : لپ تاپ 2079  بازدید
بی‌تفاوت یا بی‌اعتنا؟ املا و نگارش کدامیک صحیح است؟
از گروه : سوالات گوناگون 128  بازدید
سلام یه سوال جنسی داشتم
اگر وقتی روزه ای درخواب وارد حالت جنابت بشیم حکمش چیه
آیا روزه مون باطل میشه؟
از گروه : مبطلات روزه 722  بازدید



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات