سوالات با برچسب احترام


05

سوال


02

جواب

سلام.خسته نباشید.
من دوساله و نیمه که با یه آقا که یک سال ازم بزرگتره عقد کردم.فعلا هم به دلیل مشغول بودن ایشون به درس نداشتن کار و سربازی نرفتن امکان رفتن سر زندگیمونو نداریم.مشکل من در رابطه با رابطه ایشون با خانوادمه.چون با اینکه اونا هیچ کاری بهش ندارن و هیچ توقع و فشارو بی احترامی بهش نکردن تاحالا ولی باز هم اونارو مثل دشمن خودش میدونه.شاید علتش اینه که قبل از ازدواج من با این پسر دوست بودم و یه سری رازهای زندگیمو از رو بچگی بهش گفتم که مثلا بابام معتاد بوده و ترک کرده اینا باعث شده که روش به خانواده من باز بشه.اون اصلا به دیدن من نمیاد ولی اگه سه ماهی یه بار یه شبم بیاد انجا همش پشت سر به خانوادم فحش میده بی دلیل.مثلا مامانم داره با بابام حرف خودشونو میزنه اگه صداش بیاد تا اتاق فحشای بد بهشون میده جلو من.جلو خودشونم همش بهشون بی ادبی میکنه و سر هر حرفی تیکه های بی ادبانه بهشون میندازه.تازگی ها هم تا کوچکترین دعوامون میشه زنگ میزنه به خانوادم و هرچی از دهنش در میاد بهشون میگه.ولی من برعکس اونم خانواده اون خیلی به من تیکه می ندازن و تو مراسم عقدم آبرومو بردن و سکه های عقدمو جلوی فامیلام از چنگ من کشیدن با اخم بیرون و بعد اونم با اینکه من همش مهربونی کردم همش بهم تیکه های بد میندازن ولی من همش به خاطر همسرم و اینکه کلا آدم صبوریم همیشه حرفاشونو گوش دادم و از دخترشون بیشتر بهشون محبت کردم.ولی چند وقته به همسرم میگم که فکر نکن به منم تو این دوران خوش میگذره منم از این حرف و اون حرف مامانت ناراحت شدم ولی اصلا به روشون نیاروردم و باهاشون مهربونم به خاطر تو.ولی شوهرم جری تر شده و جلو خانواده خودش داد و بیداد راه انداخت که تو به خانواده من بی احترامی کردی و فحششون میدی و دیگه علنا به خانوادم فحش می ده و گذشته رو که من مثل یه راز بهش گفتم وقتی عصبانی میشه بلند بلند جلوی خانوادم داد میکشه و همه رازهامونو میگه و فحششون میده.نمی دونم چیکار کنم.
ما جفتمون فوق می خونیم.اون خیلی دوستم داره ولی موقع عصبانیت یا کوچکترین ناملایمت دیگه هیچی هالیش نیست.با خانواده منم که کلا چه تو شادی و چه تو عصبانیت دشمن خونیه.به خدا موندم چیکار کنم.منم خیلی دوسش داشتم ولی کم کم دارم ازش سرد میشم.توقع ندارم که بی دلیل اینجوری دشمن خانوادم باشه.منم میخوام مثل همه آروم باشم نه اینکه تو همه مهمونیا خون خونمو بخوره که شوهرم فقط نشسته که از خانوادم ایراد بگیره و به فامیلام تیکه بندازه.توروخدا راهنماییم کنید.
از گروه : روانشناسی زناشویی 1134  بازديد
احترام به قرآن و حراست در پاک نگه داشتن آن به چه معنا است‌؟
از گروه : اجتماعی 1812  بازديد
پربازدید ترین های این برچسب
احترام به قرآن و حراست در پاک نگه داشتن آن به چه معنا است‌؟
از گروه : اجتماعی 1812  بازديد
سلام.خسته نباشید.
من دوساله و نیمه که با یه آقا که یک سال ازم بزرگتره عقد کردم.فعلا هم به دلیل مشغول بودن ایشون به درس نداشتن کار و سربازی نرفتن امکان رفتن سر زندگیمونو نداریم.مشکل من در رابطه با رابطه ایشون با خانوادمه.چون با اینکه اونا هیچ کاری بهش ندارن و هیچ توقع و فشارو بی احترامی بهش نکردن تاحالا ولی باز هم اونارو مثل دشمن خودش میدونه.شاید علتش اینه که قبل از ازدواج من با این پسر دوست بودم و یه سری رازهای زندگیمو از رو بچگی بهش گفتم که مثلا بابام معتاد بوده و ترک کرده اینا باعث شده که روش به خانواده من باز بشه.اون اصلا به دیدن من نمیاد ولی اگه سه ماهی یه بار یه شبم بیاد انجا همش پشت سر به خانوادم فحش میده بی دلیل.مثلا مامانم داره با بابام حرف خودشونو میزنه اگه صداش بیاد تا اتاق فحشای بد بهشون میده جلو من.جلو خودشونم همش بهشون بی ادبی میکنه و سر هر حرفی تیکه های بی ادبانه بهشون میندازه.تازگی ها هم تا کوچکترین دعوامون میشه زنگ میزنه به خانوادم و هرچی از دهنش در میاد بهشون میگه.ولی من برعکس اونم خانواده اون خیلی به من تیکه می ندازن و تو مراسم عقدم آبرومو بردن و سکه های عقدمو جلوی فامیلام از چنگ من کشیدن با اخم بیرون و بعد اونم با اینکه من همش مهربونی کردم همش بهم تیکه های بد میندازن ولی من همش به خاطر همسرم و اینکه کلا آدم صبوریم همیشه حرفاشونو گوش دادم و از دخترشون بیشتر بهشون محبت کردم.ولی چند وقته به همسرم میگم که فکر نکن به منم تو این دوران خوش میگذره منم از این حرف و اون حرف مامانت ناراحت شدم ولی اصلا به روشون نیاروردم و باهاشون مهربونم به خاطر تو.ولی شوهرم جری تر شده و جلو خانواده خودش داد و بیداد راه انداخت که تو به خانواده من بی احترامی کردی و فحششون میدی و دیگه علنا به خانوادم فحش می ده و گذشته رو که من مثل یه راز بهش گفتم وقتی عصبانی میشه بلند بلند جلوی خانوادم داد میکشه و همه رازهامونو میگه و فحششون میده.نمی دونم چیکار کنم.
ما جفتمون فوق می خونیم.اون خیلی دوستم داره ولی موقع عصبانیت یا کوچکترین ناملایمت دیگه هیچی هالیش نیست.با خانواده منم که کلا چه تو شادی و چه تو عصبانیت دشمن خونیه.به خدا موندم چیکار کنم.منم خیلی دوسش داشتم ولی کم کم دارم ازش سرد میشم.توقع ندارم که بی دلیل اینجوری دشمن خانوادم باشه.منم میخوام مثل همه آروم باشم نه اینکه تو همه مهمونیا خون خونمو بخوره که شوهرم فقط نشسته که از خانوادم ایراد بگیره و به فامیلام تیکه بندازه.توروخدا راهنماییم کنید.
از گروه : روانشناسی زناشویی 1134  بازديد
ین فیلمی که میگم هفت هشت تا سرباز با هزاران نفر میجنگن نمیدونم چینی بود یا کره ای تو یه قلعه بودن یه نفر یه نفر میومدن میجنگیدن تا اونجایی که یادمه بعد از کشته شدن همه لشکر دشمن به احترام اونا پرچمشونو میبره بالا مرسی تشکر
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 201  بازديد
پربازدید ترین ها

سوال و جواب ها با برچسب احترام


اِحتِرام احساسی مثبت از ارج نهادن و اعتنا به فرد یا شی‌ای است که فرد احترام‌گذارنده آن را سزاوار احترام می‌شمارد. صفحه « احترام » در ویکیپدیا


دختری بود در کشتی به دنیا امد.بزرگ که شد البته بابا نداشت.بعد نمیدونم یه پسره از کجا سرو کلش پیدا شد ودختررو باخودش برد پیش دوستش بغد بادوستش یکم دعوا کرد بعد زنبورا نمیدونم از کجا اومدن ولی دور دختره میچرخیدن و نیششم نمیزدن بعد دوست اون پسره به دختره احترام گزاشت وگفت عالیجناب.بعد نمیدونم چی شد ادمای فضایی سروکلشون پیدا شد و جنگیدن و دختررو با خودشون بردن به سیاره مشتری فکر کنم.بعد بهوش اومد واونجا هم به دختره احترام میزاشتن یه ساله ک دنبال این فیلمم کمکم کنید
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 31  بازديد
دختری بود در کشتی به دنیا امد وقتی بزرگ تر که شد گفت من تلسکوپ دوست دارم ولی خانوادشذ موافق نبودم نمیدونم از کجا یه پسر پیدا بعداز بیشتر اشنا شدن درختررو برد یه کلبه که پسره با یه مرد داشتن دعوا میکردن که یک دفه زنبورا اومدن دور دختره جمع شدن که نیششم نمیزدن بعد صاحب اون کلبه به دختره احترام گداشت بعد نمیدونم چی شد ادمای فضایی بهشون حمه کردن که بعد از چند دقیقه تموم شد ودختررو بردن فکر کنم سیاره مشتری که اون جا یه مرده به زور میخواست دختررو به عقد خودش در بیاره لطفا اینو برام پیدا کنیین خواهش میکنم
از گروه : عشق 49  بازديد
ین فیلمی که میگم هفت هشت تا سرباز با هزاران نفر میجنگن نمیدونم چینی بود یا کره ای تو یه قلعه بودن یه نفر یه نفر میومدن میجنگیدن تا اونجایی که یادمه بعد از کشته شدن همه لشکر دشمن به احترام اونا پرچمشونو میبره بالا مرسی تشکر
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 201  بازديد

دختری بود در کشتی به دنیا امد وقتی بزرگ تر که شد گفت من تلسکوپ دوست دارم ولی خانوادشذ موافق نبودم نمیدونم از کجا یه پسر پیدا بعداز بیشتر اشنا شدن درختررو برد یه کلبه که پسره با یه مرد داشتن دعوا میکردن که یک دفه زنبورا اومدن دور دختره جمع شدن که نیششم نمیزدن بعد صاحب اون کلبه به دختره احترام گداشت بعد نمیدونم چی شد ادمای فضایی بهشون حمه کردن که بعد از چند دقیقه تموم شد ودختررو بردن فکر کنم سیاره مشتری که اون جا یه مرده به زور میخواست دختررو به عقد خودش در بیاره لطفا اینو برام پیدا کنیین خواهش میکنم
از گروه : عشق 49  بازديد
دختری بود در کشتی به دنیا امد.بزرگ که شد البته بابا نداشت.بعد نمیدونم یه پسره از کجا سرو کلش پیدا شد ودختررو باخودش برد پیش دوستش بغد بادوستش یکم دعوا کرد بعد زنبورا نمیدونم از کجا اومدن ولی دور دختره میچرخیدن و نیششم نمیزدن بعد دوست اون پسره به دختره احترام گزاشت وگفت عالیجناب.بعد نمیدونم چی شد ادمای فضایی سروکلشون پیدا شد و جنگیدن و دختررو با خودشون بردن به سیاره مشتری فکر کنم.بعد بهوش اومد واونجا هم به دختره احترام میزاشتن یه ساله ک دنبال این فیلمم کمکم کنید
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 31  بازديد
ین فیلمی که میگم هفت هشت تا سرباز با هزاران نفر میجنگن نمیدونم چینی بود یا کره ای تو یه قلعه بودن یه نفر یه نفر میومدن میجنگیدن تا اونجایی که یادمه بعد از کشته شدن همه لشکر دشمن به احترام اونا پرچمشونو میبره بالا مرسی تشکر
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 201  بازديد
ین فیلمی که میگم هفت هشت تا سرباز با هزاران نفر میجنگن نمیدونم چینی بود یا کره ای تو یه قلعه بودن یه نفر یه نفر میومدن میجنگیدن تا اونجایی که یادمه بعد از کشته شدن همه لشکر دشمن به احترام اونا پرچمشونو میبره بالا مرسی تشکر
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 201  بازديد
دختری بود در کشتی به دنیا امد وقتی بزرگ تر که شد گفت من تلسکوپ دوست دارم ولی خانوادشذ موافق نبودم نمیدونم از کجا یه پسر پیدا بعداز بیشتر اشنا شدن درختررو برد یه کلبه که پسره با یه مرد داشتن دعوا میکردن که یک دفه زنبورا اومدن دور دختره جمع شدن که نیششم نمیزدن بعد صاحب اون کلبه به دختره احترام گداشت بعد نمیدونم چی شد ادمای فضایی بهشون حمه کردن که بعد از چند دقیقه تموم شد ودختررو بردن فکر کنم سیاره مشتری که اون جا یه مرده به زور میخواست دختررو به عقد خودش در بیاره لطفا اینو برام پیدا کنیین خواهش میکنم
از گروه : عشق 49  بازديد
دختری بود در کشتی به دنیا امد.بزرگ که شد البته بابا نداشت.بعد نمیدونم یه پسره از کجا سرو کلش پیدا شد ودختررو باخودش برد پیش دوستش بغد بادوستش یکم دعوا کرد بعد زنبورا نمیدونم از کجا اومدن ولی دور دختره میچرخیدن و نیششم نمیزدن بعد دوست اون پسره به دختره احترام گزاشت وگفت عالیجناب.بعد نمیدونم چی شد ادمای فضایی سروکلشون پیدا شد و جنگیدن و دختررو با خودشون بردن به سیاره مشتری فکر کنم.بعد بهوش اومد واونجا هم به دختره احترام میزاشتن یه ساله ک دنبال این فیلمم کمکم کنید
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 31  بازديد
احترام به قرآن و حراست در پاک نگه داشتن آن به چه معنا است‌؟
از گروه : اجتماعی 1812  بازديد
سلام.خسته نباشید.
من دوساله و نیمه که با یه آقا که یک سال ازم بزرگتره عقد کردم.فعلا هم به دلیل مشغول بودن ایشون به درس نداشتن کار و سربازی نرفتن امکان رفتن سر زندگیمونو نداریم.مشکل من در رابطه با رابطه ایشون با خانوادمه.چون با اینکه اونا هیچ کاری بهش ندارن و هیچ توقع و فشارو بی احترامی بهش نکردن تاحالا ولی باز هم اونارو مثل دشمن خودش میدونه.شاید علتش اینه که قبل از ازدواج من با این پسر دوست بودم و یه سری رازهای زندگیمو از رو بچگی بهش گفتم که مثلا بابام معتاد بوده و ترک کرده اینا باعث شده که روش به خانواده من باز بشه.اون اصلا به دیدن من نمیاد ولی اگه سه ماهی یه بار یه شبم بیاد انجا همش پشت سر به خانوادم فحش میده بی دلیل.مثلا مامانم داره با بابام حرف خودشونو میزنه اگه صداش بیاد تا اتاق فحشای بد بهشون میده جلو من.جلو خودشونم همش بهشون بی ادبی میکنه و سر هر حرفی تیکه های بی ادبانه بهشون میندازه.تازگی ها هم تا کوچکترین دعوامون میشه زنگ میزنه به خانوادم و هرچی از دهنش در میاد بهشون میگه.ولی من برعکس اونم خانواده اون خیلی به من تیکه می ندازن و تو مراسم عقدم آبرومو بردن و سکه های عقدمو جلوی فامیلام از چنگ من کشیدن با اخم بیرون و بعد اونم با اینکه من همش مهربونی کردم همش بهم تیکه های بد میندازن ولی من همش به خاطر همسرم و اینکه کلا آدم صبوریم همیشه حرفاشونو گوش دادم و از دخترشون بیشتر بهشون محبت کردم.ولی چند وقته به همسرم میگم که فکر نکن به منم تو این دوران خوش میگذره منم از این حرف و اون حرف مامانت ناراحت شدم ولی اصلا به روشون نیاروردم و باهاشون مهربونم به خاطر تو.ولی شوهرم جری تر شده و جلو خانواده خودش داد و بیداد راه انداخت که تو به خانواده من بی احترامی کردی و فحششون میدی و دیگه علنا به خانوادم فحش می ده و گذشته رو که من مثل یه راز بهش گفتم وقتی عصبانی میشه بلند بلند جلوی خانوادم داد میکشه و همه رازهامونو میگه و فحششون میده.نمی دونم چیکار کنم.
ما جفتمون فوق می خونیم.اون خیلی دوستم داره ولی موقع عصبانیت یا کوچکترین ناملایمت دیگه هیچی هالیش نیست.با خانواده منم که کلا چه تو شادی و چه تو عصبانیت دشمن خونیه.به خدا موندم چیکار کنم.منم خیلی دوسش داشتم ولی کم کم دارم ازش سرد میشم.توقع ندارم که بی دلیل اینجوری دشمن خانوادم باشه.منم میخوام مثل همه آروم باشم نه اینکه تو همه مهمونیا خون خونمو بخوره که شوهرم فقط نشسته که از خانوادم ایراد بگیره و به فامیلام تیکه بندازه.توروخدا راهنماییم کنید.
از گروه : روانشناسی زناشویی 1134  بازديد
ین فیلمی که میگم هفت هشت تا سرباز با هزاران نفر میجنگن نمیدونم چینی بود یا کره ای تو یه قلعه بودن یه نفر یه نفر میومدن میجنگیدن تا اونجایی که یادمه بعد از کشته شدن همه لشکر دشمن به احترام اونا پرچمشونو میبره بالا مرسی تشکر
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 201  بازديد
دختری بود در کشتی به دنیا امد وقتی بزرگ تر که شد گفت من تلسکوپ دوست دارم ولی خانوادشذ موافق نبودم نمیدونم از کجا یه پسر پیدا بعداز بیشتر اشنا شدن درختررو برد یه کلبه که پسره با یه مرد داشتن دعوا میکردن که یک دفه زنبورا اومدن دور دختره جمع شدن که نیششم نمیزدن بعد صاحب اون کلبه به دختره احترام گداشت بعد نمیدونم چی شد ادمای فضایی بهشون حمه کردن که بعد از چند دقیقه تموم شد ودختررو بردن فکر کنم سیاره مشتری که اون جا یه مرده به زور میخواست دختررو به عقد خودش در بیاره لطفا اینو برام پیدا کنیین خواهش میکنم
از گروه : عشق 49  بازديد
دختری بود در کشتی به دنیا امد.بزرگ که شد البته بابا نداشت.بعد نمیدونم یه پسره از کجا سرو کلش پیدا شد ودختررو باخودش برد پیش دوستش بغد بادوستش یکم دعوا کرد بعد زنبورا نمیدونم از کجا اومدن ولی دور دختره میچرخیدن و نیششم نمیزدن بعد دوست اون پسره به دختره احترام گزاشت وگفت عالیجناب.بعد نمیدونم چی شد ادمای فضایی سروکلشون پیدا شد و جنگیدن و دختررو با خودشون بردن به سیاره مشتری فکر کنم.بعد بهوش اومد واونجا هم به دختره احترام میزاشتن یه ساله ک دنبال این فیلمم کمکم کنید
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 31  بازديد
احترام به قرآن و حراست در پاک نگه داشتن آن به چه معنا است‌؟
از گروه : اجتماعی 1812  بازديد
سلام.خسته نباشید.
من دوساله و نیمه که با یه آقا که یک سال ازم بزرگتره عقد کردم.فعلا هم به دلیل مشغول بودن ایشون به درس نداشتن کار و سربازی نرفتن امکان رفتن سر زندگیمونو نداریم.مشکل من در رابطه با رابطه ایشون با خانوادمه.چون با اینکه اونا هیچ کاری بهش ندارن و هیچ توقع و فشارو بی احترامی بهش نکردن تاحالا ولی باز هم اونارو مثل دشمن خودش میدونه.شاید علتش اینه که قبل از ازدواج من با این پسر دوست بودم و یه سری رازهای زندگیمو از رو بچگی بهش گفتم که مثلا بابام معتاد بوده و ترک کرده اینا باعث شده که روش به خانواده من باز بشه.اون اصلا به دیدن من نمیاد ولی اگه سه ماهی یه بار یه شبم بیاد انجا همش پشت سر به خانوادم فحش میده بی دلیل.مثلا مامانم داره با بابام حرف خودشونو میزنه اگه صداش بیاد تا اتاق فحشای بد بهشون میده جلو من.جلو خودشونم همش بهشون بی ادبی میکنه و سر هر حرفی تیکه های بی ادبانه بهشون میندازه.تازگی ها هم تا کوچکترین دعوامون میشه زنگ میزنه به خانوادم و هرچی از دهنش در میاد بهشون میگه.ولی من برعکس اونم خانواده اون خیلی به من تیکه می ندازن و تو مراسم عقدم آبرومو بردن و سکه های عقدمو جلوی فامیلام از چنگ من کشیدن با اخم بیرون و بعد اونم با اینکه من همش مهربونی کردم همش بهم تیکه های بد میندازن ولی من همش به خاطر همسرم و اینکه کلا آدم صبوریم همیشه حرفاشونو گوش دادم و از دخترشون بیشتر بهشون محبت کردم.ولی چند وقته به همسرم میگم که فکر نکن به منم تو این دوران خوش میگذره منم از این حرف و اون حرف مامانت ناراحت شدم ولی اصلا به روشون نیاروردم و باهاشون مهربونم به خاطر تو.ولی شوهرم جری تر شده و جلو خانواده خودش داد و بیداد راه انداخت که تو به خانواده من بی احترامی کردی و فحششون میدی و دیگه علنا به خانوادم فحش می ده و گذشته رو که من مثل یه راز بهش گفتم وقتی عصبانی میشه بلند بلند جلوی خانوادم داد میکشه و همه رازهامونو میگه و فحششون میده.نمی دونم چیکار کنم.
ما جفتمون فوق می خونیم.اون خیلی دوستم داره ولی موقع عصبانیت یا کوچکترین ناملایمت دیگه هیچی هالیش نیست.با خانواده منم که کلا چه تو شادی و چه تو عصبانیت دشمن خونیه.به خدا موندم چیکار کنم.منم خیلی دوسش داشتم ولی کم کم دارم ازش سرد میشم.توقع ندارم که بی دلیل اینجوری دشمن خانوادم باشه.منم میخوام مثل همه آروم باشم نه اینکه تو همه مهمونیا خون خونمو بخوره که شوهرم فقط نشسته که از خانوادم ایراد بگیره و به فامیلام تیکه بندازه.توروخدا راهنماییم کنید.
از گروه : روانشناسی زناشویی 1134  بازديد
ین فیلمی که میگم هفت هشت تا سرباز با هزاران نفر میجنگن نمیدونم چینی بود یا کره ای تو یه قلعه بودن یه نفر یه نفر میومدن میجنگیدن تا اونجایی که یادمه بعد از کشته شدن همه لشکر دشمن به احترام اونا پرچمشونو میبره بالا مرسی تشکر
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 201  بازديد
دختری بود در کشتی به دنیا امد وقتی بزرگ تر که شد گفت من تلسکوپ دوست دارم ولی خانوادشذ موافق نبودم نمیدونم از کجا یه پسر پیدا بعداز بیشتر اشنا شدن درختررو برد یه کلبه که پسره با یه مرد داشتن دعوا میکردن که یک دفه زنبورا اومدن دور دختره جمع شدن که نیششم نمیزدن بعد صاحب اون کلبه به دختره احترام گداشت بعد نمیدونم چی شد ادمای فضایی بهشون حمه کردن که بعد از چند دقیقه تموم شد ودختررو بردن فکر کنم سیاره مشتری که اون جا یه مرده به زور میخواست دختررو به عقد خودش در بیاره لطفا اینو برام پیدا کنیین خواهش میکنم
از گروه : عشق 49  بازديد
دختری بود در کشتی به دنیا امد.بزرگ که شد البته بابا نداشت.بعد نمیدونم یه پسره از کجا سرو کلش پیدا شد ودختررو باخودش برد پیش دوستش بغد بادوستش یکم دعوا کرد بعد زنبورا نمیدونم از کجا اومدن ولی دور دختره میچرخیدن و نیششم نمیزدن بعد دوست اون پسره به دختره احترام گزاشت وگفت عالیجناب.بعد نمیدونم چی شد ادمای فضایی سروکلشون پیدا شد و جنگیدن و دختررو با خودشون بردن به سیاره مشتری فکر کنم.بعد بهوش اومد واونجا هم به دختره احترام میزاشتن یه ساله ک دنبال این فیلمم کمکم کنید
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 31  بازديد


چند سوال تصادفی

در فیس بوک در برنامه‌ای گیر کردم که پیوسته از من برای دسترسی به اطلاعات یا پست از طرف من درخواست می‌کند و نمی‌توانم این پیام را رد کنم.
از گروه : سوالات متداول در مورد فیس بوک 227  بازدید
سلام من کاردانی ناپیوسته حسابداری هستم میخوام برای کارشناسی حقوق یا هرچیز دیگه جز حسابداری بخونم از دانشگاه علمی کاربردی پرسیدم گفتن نمیشه باید از اول بخونی.لطفا راهنماییم کنید چگونه میتونم دوساله لیسانسمو بگیرم؟
از گروه : علوم انسانی 1129  بازدید
هشتگ (hashtag) یعنی چی؟ اینکه می گن توی شبکه های اجتماعی از هشتگ استفاده کنید یعنی چی؟
از گروه : اینترنت و سایت ها 2781  بازدید
یه لپ تاپ Dell برای یکی از اقوام خریدم درایورهایش توی بازار نیست.گفتند از طریق اینترنت باید دانلود کنه.باید کدوم سایت برم و چه جوری دانلود کنم؟
از گروه : اینترنت و سایت ها 1999  بازدید
یکی از پژوهشگران و باستان شناس ایرانی به همراه یکی از مجسمه سازان به نام ایرانی پیشنهادی به سازمان میراث فرهنگی ارائه داده اند که مجسمه ای از کوروش بزرگ ساخته و در سواحل خلیج فارس نصب کنند. به نظر شما آیا سازمان میراث فرهنگی و دیگر نهادها با این پیشنهاد موافقت می کند؟
از گروه : سوالات گوناگون 4661  بازدید
دیروز صبح هرچی دکمه power کیس رو فشار دادم کامپیوترم روشن نشد مجبور شدم ببرم درستش کنند. چرا این اتفاق افتاد؟
از گروه : سوالات گوناگون 1069  بازدید
سلام من یه پسر 18 ساله ام یه پسر خییییلی تو دار که خودم هم خودمو نمیشناسم و کارامو درک نمیکنم چه برسه به دیگران.خیلی تنهام و اینو دوس دارم و باهاش راحتم و دنیای کوچیک خودمو تو رویاهام و تنهایی هام دارم که البته شاید همه بدبختی هام به همین خاطره.خودمو با همه مقایسه میکنم و اکثرا این حس رو دارم که من فقط تو تنهایی و رویاهام یه آدم موفق ام و در واقعیت هممممه از من بهترن.اصل مطلبو بگم من حدودا پنج شیش سالیه درگیر مشکلات جنسی ام. مدتی کنار گذاشته بودم ولی دوباره مث یه حیوون درگیرش میشم الانم که اینجام به خاطر همینه.شاید امروز هزار بار به خودم گفتم تو یه سگ پستی یه سگ پست و بی شعور.درگیر کنکور هم هستم و درسم افت کرده دلم میخاد گریه کنم ولی به هیچ وجه گریه ام نمیاد پر از عقده شدم فکرای خیلی بدی میان تو سرم...
اعتماد به نفسم نابوده حوصله جواب پس دادن به هیشکی رو ندارم و از همه حرفا و نصیحت های فلسفی بدم میادخلاصه حالم از خودم به هم میخوره و الان هم فقط و فقط خواهش میکنم خوااااهش میکنم ازتون به من روحیه بدین خواهش میکنم به این پسر امید بدین همین.
از گروه : پوچی در زندگی 240  بازدید
کلید میانبر (shortcut) جستجو چیست؟
از گروه : سوالات گوناگون 268  بازدید
در فیس بوک چه نوع چیزهایی در فیس‌بوک مجاز است؟
از گروه : سوالات متداول در مورد فیس بوک 287  بازدید
روشهاي برخورد با نق زدن افراد چیست؟
از گروه : اجتماعی 2107  بازدید
وجود انحرافات و خرافات در مراسم مذهبی چه تأثیری بر جذب جوانان به سمت ارزش های دینی می گذارد؟
از گروه : اجتماعی 1926  بازدید
سلام بر همه.من از اینترنتی استفاده میکنم که نمیدونم سرعتش چنده.ولی الآن2ساله که ازش استفاده میکنم سرعت دانلودش10kbاخیرن یاهو مسنجر 11رو دانلود کردم که سرعتش به بالای 100kbرسید فقط همین یه فایل رو با این سرعت می گیره دلیلش چیه ؟ ممنون میشم
از گروه : اینترنت و سایت ها 2140  بازدید
کلید میانبر (shortcut) Arrow معادل Forward در مرورگر ویندوز چیست؟
از گروه : سوالات گوناگون 232  بازدید

با سلام خدمت شما زحمت کشان صحنه علم عدالت
من میخواهم در تکمیل ظرفیت بهمن ارشد حقوق جزا و جرم شناسی دانشگاه ازاد شرکت کنم اما چون ترازم پایین است(5340) باید ببینم که کدام دانشگاهها ترازشان به تراز من نزدیک تر است تا انها رو بهمن ماه انتخاب کنم ولی متاسفانه به هر دری زدم از تماس با دانشگاهها و مرکز ازمون دانشگاه ازاد متاسفانه کارنامهای از قبول شدگاه در اختیارم قرار ندادن حتی تراز اخرین فرد قبول شده رو هم بهم نمیگن
من واقعن عاجزانه از شما سروران خواهشمنم اگر کارنامه ای از ارشد حقوق جزا امسال یا پارسال دانشگاه ازاد اگر در اختیار دارید یا انها رو رو سایت بذارید یا لطف کنید و بر من منت بذارید برایم ایمیل کنید تا بتوان تراز دانشگاههای مختلف رو شناسای کنم و یک انتخاب رشته خوب برای بهمن داشته باشم
باور بفرمایید به شدت خیلی وقته پشت کنکور ارشد حقوق مانده ام و بخاطر قبول نشدنم مشکلات زیادی برایم یش امده تنها امیدم شما هستید برای پیدا کردن تراز اخرین فرد قبول شده در واحدهای دانشگاه ازاد
اگر کارنامه یا ترازی از دانشگاه های مختلف ازاد بخصوص شهرهای کوچک در اختبار دارید ان رو لطف کنید و در اختیارم دهید بسیار ممنون میشوم
دست یاری بسویتان دراز کرده امامیدوارم من رو درک کنید و لطفا شما هم کمکم کنید
از گروه : انتخاب دانشگاه 1656  بازدید
نحوه ثبت و ایجاد انجمن های تخصصی مثلا انجمن معماران را بنویسید؟
از گروه : اجتماعی 1782  بازدید



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات