سوالات با برچسب عاقبت خواهرم


00

سوال


00

جواب

پربازدید ترین های این برچسب
آخرین جواب ها با این برچسب
پربازدید ترین ها

سوال و جواب ها با برچسب عاقبت خواهرم


صفحه « عاقبت خواهرم » در ویکیپدیا





چند سوال تصادفی

معرفی و لینک دانلود بهترین نرم افزارهای سیستم عامل اندروید برای گوشی های موبایل
از گروه : سوالات گوناگون 533  بازدید
میخواستم بدونم کابلهای تلفن با کابلهایی که برای مودم میدهند فرقی داره یانه؟فرقش چیه؟
از گروه : سخت افزار شبکه 2812  بازدید
چرا جوانان امروزی دیر ازدواج میکنند؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 2044  بازدید

سلام م ن دختری22 ساله هستم چندسالی هست که یه حس خاصی به پسرعمم دارم که6ماه ازم بزرگتره دو سه سال احساسم خیلی بیشتر شد خیلی زیاد خوابشو میبینم.الکی بغض دارم همش گریه میکنم .نمیدونم چیکارکنم نمیدونم اون اصلا من و دوست داره بعضی اوقات احساس میکنم بهم توجه میکنه اما گاهی هم ن.یکم مبهمه احساس میکنم دوسم داره اما اصلا بروز نمیده واقعا حالم بده هر روز بدترهم میشم.بچه که بودیم همیشه ازم حمایت میکردحالا وقتی جایی باشیم همیشه اون سلام میکنه یا گاهی باهام شوخی میکنه.گاهی که رمان زیادی باشه که ندیدمش یا ببینمش و باهام نحرفیم شک میکنم که اصلا عاشقش هستم یا ن امابه معنی واقعی تمام زندگیم و احاطه کرده خیالم خوابم فکرم.توی خیابون که میرم چشمم به آدماشاید ببینمش یا به پلاک موتورها و ماشین ها نگاه میکنم بلکه ببینمش.وفتی تنها باشم تود خیابون احساس میکنم کنارمه و مواظبمه دارم نگام مبکنه.امسال رفتم مشهد بعد از چند ماه توی حرم دیدمش خیلی اروم بودم دوس داشتم باهاش حرف بزنم اما نمیشد البته نمیدونم چرا حس کردم اون ازم نفرت داره .خیلی دیر به دیر میبینمش مثلا توی مشهد که دیدمش بعد از 5 ماه بود حتی برای عید نوروز هم ندیدمش چون تعطیلات فر بودلطفا بهم کمک کنید خیلی ممنون.
از گروه : ازدواج 137  بازدید
اون موقعی که آدم و حوا تو بهشت بودن آلت تناسلی نداشتن درسته ، پس چجوری نوع جنسیتوشون مشخص میشد ؟ در این صورت که هر دو از یه جنس بودن!!!
از گروه : شناخت خدا 1682  بازدید
اولین سکه چه موقع ساخته شد؟
از گروه : پول و اعتبار 3292  بازدید
دیرک یا تیرک؟ املا و نگارش کدامیک صحیح است؟
از گروه : سوالات گوناگون 307  بازدید
من یه جوون 21 ساله ناامید از اینده ام. ازبچکی تو خونواده ای بودم که با تقریبا با هیچ کدوم از اقوام رابطه نداشتیم و همواره دخالت ها وجنگ و دعوا ها صبح تا شب موجب شد من خانه گریز بشم و برای همین به دانشگاه رفتم اما از بخت بد دانشگاه هم قوز بالا قوز شد و اطرافیان مدام مرا بازیچه خود قرارداده و تمسخر می کردند باعث شد اکنون درس را رها کرده و جامعه گریز شوم و کینه ای شوم متعاقبا بسیاری از فرصت هارا ازدست دادم کمک کنید لطفا
از گروه : روان درمانی 101  بازدید
سلام
برای دیدن فایلهای ویدئو ئی دچار مشکل شدم...بعد از نصب ویندوز و نصب نرم افزار cyberlink powerDVD13 وقتی خواستم یه فایل ویدئوئی رو ببینم دیدم تصویر نداره و فقط صدا داره ...ممکنه راهنمائیم کنید چی کار کنم که درست بشه...در ضمن ویندوز من 7 اورجینال بود که آقائی که اومده بود بررسی کنه گفت چون قدیمیه آپدیت کنید که ورژن جدید بشه..و همش در حال آپ دید شدن بود منم oFF کردمش چون تموم نمیشد و هر بار که روشن و خاموش میکردم در حال آپ شدن بود ...خیلی ممنونم
از گروه : مشکلات نرم افزار 910  بازدید
با سلام خدمت همه دوستان تورو خدا کمک کنید من یه برنامه به زبان سی شارپ تو محیط کنسول که با استفاده از کلاس و ارث بری بتونه محیط و مساحت مربع،دایره، ومستطیل را محاسبه کنید تورو خدا کمک کنید بخدا تنها راه قبولی از این درس همینه ممنون میشم کمک کنید
از گروه : برنامه نویسی به زبان #C 745  بازدید
مردی 35 ساله هستم. مدت 3 ماهه که ازدواج کردم و متاسفانه انتخاب مناسبی انجام ندادم و الان با خانمم و خانواده ایشان به دلایل زیادی مشکل دارم که یکی از بزرگترین مشکلات تفاوت فرهنگی دو خانواده هست. می دونم که این زندگی آینده ای نداره و میخوام قبل از اینکه با ورود یک بچه مشکل چندین برابر بشه از ایشون جدا بشم. اما مشکل اینجاست که خانواده همسرم متاسفانه خیلی خشن هستند و روی طلاق بسیار حساس. میترسم با عنوان کردن موضوع طلاق دست به کارای خطرناکی بزنن که جبران ناپذیر باشه. خیلی راحت بگم، از چاقو و چاقو کشی ابایی ندارن. به نظر شما من باید چکار کنم؟ یه جورایی با مطرح کردن موضوع طلاق جونم در خطر خواهد افتاد. لطفا راهنمایی بفرمایید.
از گروه : طلاق 652  بازدید

فروش کلیه o+ به دلایلی…. ۲۸ سالمه


((((هر نقطه از ایران که باشه مشکلی نیست))))


ورزشکارسالم بدون هیچگونه سابقه بیماری…



تماس:::: (۱۰صبح تا۵غروب) قیمت ::::::::::: ۱۱۴/۰۰۰/۰۰۰ تومان


متشکرم
از گروه : سایر سوال و جواب های پزشکی 922  بازدید
سلام.من در رابطه با یکی از نزدیکترین فرد زندگیم سوالی دارم.اون یه خانوم جوونه که خیلیییی برام مهمه حالش.در کودکی سابقه حس کردن یه موجود خیالی رو داشته که به اسم صداش میکرده با پی گیری خانواده متوجه شدن که این مسئله برای بچه های تو اون سن و سال طبیعیه.ماباهم خیلی راحتیم واسه همین مشکلاتشو باهام درمیون میزاره.پارسال بود که میگفت خیلی میترسم.وقتی ازش پرسیدم از چی؟ میگفت حس میکنم یکی پیشمه یکی پشت سرمه خیلی میترسم و اینا.یروز بهم گفت اون موجود وحشتناک هی ازم میخواد که مثلا خودمو از پله ها بندازم پایین هی اینو بهم میگه منم هربار به تو فک میکنم که دوست دارم و اینکارو نمیکنم.نگران کننده بود سعی کردم کنارش باشم حرفاشو بهم بزنه تا بعد یه مدت یادش رفت اما الان دوباره برگشته اون حس هاش.دیشب دوباره بهم گفت خیلی میترسم با اینکه تنها نبود تو خونه اما باز میترسد میگفت فک میکنم یه موجود وحشتناک تو خونست حتی از ترس نمیتونست بخوابه یا حتی گریش گرفت.زنگ زد که امروز یکی بیاد پیشش بمونه که کمتر بترسه.حس میکنم حالش خوب نیس.نمیدونم چیکار کنم؟ میترسم اتفاقی بیوفته لطفا کمکم کنید بتونم واسش کاری کنم قبل از اینکه اتفاق ناخوشایندی پیش بیاد.هرچی سریع تر منتظر پاسخ شما هستم.خیلی ممنون
از گروه : راهنمای استفاده از سایت 18  بازدید
مدت هاست که خبر توهین نانسی عجرم به ایرانیها در فضای مجازی پخش شده است.به تازگی نیز خبری پیرامون بیژن پاکژاد و نانسی پخش شده، جریان چیه؟؟
از گروه : دانستنی ها 295  بازدید
من پسری 29 ساله که حدود 9 ماهه ازدواج کردم و حدود یک سال هم عقد بودیم. من و همسرم نسبت فامیلی داریم و مادر ایشون دخترخاله من میشن.خانواده همسرم مذهبی هستن و در ابتدا که در دوران آشنایی بودیم و بعد 3 یا 4 بار صحبت پدر ایشون اجازه نمیدادن ما زیاد صحبت کنیم و میگفتن صحبت نباید طولانی بشه چون از نظر اسلام صحیح نیست.من با همسرم سر بعضی مسائل مثل میزان مهریه و محل سکونت اختلاف داشتیم اما به اصرار خانوادم قبول کردم.بعد عقد چندین بار با همسرم در مورد بعضی رفتارای همسرم دعوامون میشد و همسرم بعد چند روز لجبازی قبول می کرداشتباه کرده و میگفت میدونستم حق با تو هست اما میخواستم لجبازی کنم تا شاید کوتاه بیای و قول میداد تکرار نکنه اما بعد یه مدت کوتاه دوباره همون رفتارهارو تکرار می کرد. خانواده همسرم در مورد انجام مراسمات یه مقدار به من سخت گرفتن و با اینکه اوضاع مالیشون خوب بود در مورد کارهایی که بر عهده خودشون بود خیلی کوناهی کردن . همسرم اصلا از من حمایت نمی کرد . بعد عروسی هم هر بار که با هم بحثمون می شد همسرم به دعوا و لجبازی میکشوند و اینقدر لجبازی و دعوا رو ادامه می داد که به دعوای فیزیکی کشیده میشد بعد ادامه نمیداد. مثلا در هر بار دعوا این لجبازی و دعوا تا 3 ساعت هم می کشید و من خیلی خسته و رنجور می شدم .چند بار قول داد که این رفتارشو تکرار نکنه اما نتونست به قولش عمل کنه . با مادر ایشون صحبت کردم و ایشون با همسرم صحبت کردن اما چیزی عوض نشد.همسرم یه مقدار خودبرتربین هست یعنی خودش و خانوادشو از همه بالاتر میدونه چون از نظر مالی یکم وضع بهتری دارن در حالی که از نظر من مادیات اهمیت زیادی نداره . من یکم آدم احساستی و در عین حال منطقی هستم یعنی برای من عشق و صداقت مهمتر از مسائل مادی هست. تا الان نتونستم با ایشون چند دقیقه منطقی صحبت کنم و به نتیجه برسیم چون ایشون خیلی آدم منطقی نیست . پیش مشاور رفتیم و اونجا هم قول داد که دعوا و لجبازی شدید نداشته باشه اما باز هم .... در مورد مشکلاتی که من داشتم ایشون هیچ وقت منو درک نکرد و کمکم نکرد . از نظر مادی که توقعاتشون مقداری بالا بود ولی وقتی نوبت خودشون میشد کمترین حد رو اختیار می کردن و از نظر عاطفی و احساسی هم من هیچ وقت نتونستم رو ایشون حساب کنم که مثلا بخوام باهاشون دردو دل کنم یا در مورد بعضی مشکلاتم با من همدردی کنن . متاسفانه با دوران عقد حدود دو ساله دارم ادامه میدم . در حال حاضر از ازدواجم پشیمان هستم و به ایشون علاقه ای ندارم . چند بار جدایی رو مطرح کردم اما ایشون قبول نمیکنه . الان نمیدونم چکار کنم.اصلا از زندگیم لذت نمیبرم و به شدت فکرم مشغوله و کمی افسرده شدم و از زندگیم دارم نا امید میشم. لطفا راهنماییم کنید
از گروه : طلاق 705  بازدید



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات