خودتو بیشتر بشناس:       آزمون شخصیت شناسی MBTI

سوالات با برچسب طراحی وب


00

سوال


00

جواب

پربازدید ترین های این برچسب
آخرین جواب ها با این برچسب
پربازدید ترین ها

سوال و جواب ها با برچسب طراحی وب


صفحه « طراحی وب » در ویکیپدیا





چند سوال تصادفی

با سلام واحترام
من 31ساله مهندس ساختمان استخدام رسمی با درآمد ماهانه1200000تومان حدود9ساله پیش با همسرم آشنا شدم ،ایشان تازه دیپلم هنرستان دررشته معماری گرفته بودنند.درنهایت هر دو خانواده بعد از گذشت 3ماه ازآشنایی ما درجریان قرار گرفتند و دراین فاصله ایشان را تشویق به ادامه تحصیل نمودم وبردم کلاس کنکورثبت نام کردم تااینکه درمقطع کاردانی دررشته معماری پذیرفته شدوبعد ازدوسال بعد ازتثیبت شرایط کاری وشروع به تحصیل من وهچنین ترم آخر کاردانی ایشان زمینه ازدواج فرآهم شد.دوره 2ساله دوستی ما رابطه گاهی خوب وبدی داشتیم ومشکل از جانب من بخاطر نوع تفکرات خشک وپوسیده وعدم برخورد صحیح با جنس مخالف بودبطوریکه رابطه دستوری حاکم شدوایشان بدلیل (سن17ساله )کمی که داشتندتحت تاثیر قرارگرفته وعلی رغم میل باطنی کرنش نشان میدادندومواردی که به ایشان تکلیف میکردم مثلا آرایش نکن ،حق بیرون رفتن با خواهررو نداری بیرون میری باید اطلاع بدی چه ساعتی میری وبرمیگردی و... که این مسائل متاثرازشرایط خانوادگی من بود.تا اینکه با مشکلاتی بیان آن خارج ازحوصله است ازدواج کردیم ومن هم تحصیل میکردم وهم کاروبه اصرارمن مجددادرکنکورسراسری شرکت کردند و دررشته مهندسی معماری پذیرفته شدندودرنهایت فارغ تحصیل گردیدند.ازابتدا به دیلل نحوه برخوردپدر وبویژه مادرمن تنش های درهمان ابتدا زندگی ما بوجود آمدواین برخورد ها ناشی ازعدم آگاهی ومدیریت پدر وبویژه مادرم بود که بخاطرفقرفرهنگ خانوادگی آنها ایجاد شد.شاید هم بعضی از حرفها ورفتارهای آنها تعمدی نباشدواین موضوع را من بارها به همسرم میگفتم ولی ایشان اصراربه اینکه من مدافع آنها هستم محکوم میکردودراین میان اصطکاک بین ما زیاد میشد وبه مشاجره ودعوا فیزیکی ختم میشدکه دوبارمادر وخواهر ایشان با تماسی که من گرفتم حضور پیدا کردن ولی متاسفانه ضعف مدیریت و عدم آگاهی آنها برای حل وفصل این موضوعات بی اساس منجر به شعله ورشدن دعوا میشد.واز آن ابتدا یکسری حرمت ها بین ما شکسته شدوسعی کردم ترمیم کنم ولی با یک تلنگرمجددمسائل دامن زده میشد،وتصمیم گرفتم با 2تا خواهر ایشان خیلی رسمی وسرد برخورد کنم.واین روند ادامه داشت تا سال90که گاهی روابط خوبی با همسرم داشتم وگاهی روابط سردی که ایشان پیشنهاد بچه دارشدن دادن ومن نمیپذیرفتم،ویک سال شانه خالی کردم وبالاخره سال 91با اصرار ایشان ومرافه ومراجعه به پزشک وتوصیه پزشک مبنی براینکه ایشان مدت طولانی ازدواج کردن وباردارنشدن مصلحت به اینکه باردار شوند.علی رغم میل باطنی من تصمیم گرفتیم بچه دار شویم.اسفند 92فرزندم به دنیا آمدوبعداز گذشت چند ماه کوران اختلاف همسرم با مادرم تا الان شعله وراست.حس عجیبی دارم نه علاقه ای به همسرم دارم نه به فرزندم دارم.زندگی سخت وکلیشه ای شده،دوستانم رنج سنی 50تا60ساله ازمهندسین همکارهستنند با روحیه های بالا واهل تفریح های سالم کوه ،جنگل وموسیقس دوسالی هست با اینها ارتباط دارم وبصورت هفتگی برنامه میذاریم ویا دورهم جمع میشویم اهل موسیقی وشعر هستنندلحظات شادی را باهم داریم،واقعا حوصله خونه رفتن ندارم هیچ جذابیتی برام نداره ،احساس میکنم فرزند 6ماه ام را دوست ندارم حوصله گریه کردنشم ندارکم،احساس میکنم با همسرم نمیتونم ارتباط بگیرم دیگه دوستش ندارم،ارتباط همسرم باخانواده اش معمولی است ایشان هم ابراز میکند زندگیش تباه شده واززندگی وازدواجش راضی نیست ومشکل اساسیش به یاد آوردن خاطرات تلخ گذشته است ،سردی بدی حبه زندگی ما حاکم شده،واقعا نمیدونم چی باید کنم.
توضیح اینکه ازلحاظ مالی وفرهنگی تقریبا هردوخانواده دریک سطح اند
از گروه : طلاق 686  بازدید
وسواس - درمان
با سلام
خسته نباشید .
من چند وقته دچار وسواس شده ام مثلا شب که از خیابان یا جاده عبور می میکنیم مدام پشت سرمو نگاه می کنم که خدای نکرده کسی زیر ماشین نرفته باشه مثلا چند روز پیش موقعی که از خیابان رد می شدم چون خیلی حساسم چشمم به یه سیاهی خورد و فکر کردم که آدم بود رفت زیر ماشین و چند روز از اون می گذره و فعلا اعصابم خورده که نکنه اون یه آدم بوده که رفته زیر ماشین و راننده متوجه نشده و من در این میان احساس گناه می کنم چون می گم من که اون سیاهی رو دیدم باید به راننده می گفتم پس تقصیر و گناهش به گردن منه . به خدا دارم عذاب می کشم و آنی آرامش ندارم و این فکر کلا لذت و امنیت و آرامش و تمرکز و تعادل را از من گرفته . به نظر شما واقعا این حادثه اتفاق افتاده یا نه اینکه من مشکل دارم . چه جوریه ... الان مدام می خام برم از اون محل با با ذکر مشخصات و مکان و زمان اونجا از اونایی که نزدیک اون خیابون هستند بپرسم تا خیالم راحت بشه و الا مدام عذاب می کشم ... و زندگیم ریخته به هم . شما را به خدا کمکم کنید . چیکار کنم خدایا ؟
از گروه : مسایل روحی 892  بازدید
می خواهم جستجوگری برای اطلاعات دیتابیس سایت خود درست کنم.لطفاً کمک کنید؟
از گروه : سوالات گوناگون 613  بازدید
با چه برنامه ای میشه فایا های تصویری رو به mp3 تبدیل کرد ؟
از گروه : سایر سوال و جواب های موسیقی 2152  بازدید
من نرم افزار کاکائو تاک برای کامپیوتر نصب کردم اما نمی توانم اکانت براش بسازم لطفا من راهنمایی کنید
از گروه : آموزش نرم افزار 1400  بازدید
ویژگی های شخصیت ESTJ در آزمون شخصیت شناسی MBTI (مایرز بریگز) چیست؟
از گروه : شخصیت شناسی 116  بازدید
وقتی ويندوز Shut Down نمي‌شود چه کنیم >
از گروه : کامپیوتر 2852  بازدید
سلام کارشناس محترم توروخدا منو راهنمایی کنید من سردرگم موندم ،من 7 ماهه با یه آقا آشنا شدم که قبلا یک بار ازدواج کرده واز همسرش جدا شده و ادعا میکنه خیلی منو دوست داره اوایل همدیگه رو بیشتر میدیدیم وتماس تلفنیمون بیشتر بود اما متاسفانه یه ایرادی که داره اینه که در مواقعی که از بعضی از رفتاراش انتقاد میکنم با وجود اینکه حق با منه میره تولاک خودش و ارتباطش رو با من کمتر میکنه و وقتی ازش علت رو میپرسم میگه از اینکه عذابت میدم داغون میشم ، جدیدا هم رابطش باهام کمتر شده مندوسش دارم چون خیلی پسر با محبتی اما احساس میکنم افسردگی داره ،من چه کار کنم که رابطمون بهتر از پیش بشه
از گروه : اداب معاشرت 765  بازدید
با سلام من یک تلوزیون سامسونگ پلاسما مدل ua46es6960mخریدم و برنامه های ان را روی یک هارد 500mbظبط می کنم ولی وقتی هارد را به کامپیوتر متصل می کنم میگه هارد باید فرمت بشه وبه هیچ وحهی هارد را بهز نمی کنه اگه کسی میدونه یه کمکی بکنه
از گروه : سایر سوال و جواب های کامپیوتری 1016  بازدید
سلام خسته نباشید.من ۲۱سالمه و دوهفتس ک با یه پسر ۲۵ ساله اشنا شدم که میگه قصدم ازدواج همون روزای اول ی روز خونشون رفتم و با مادرش روبه رو شدم. برخوردشون خیلی خوب و صمیمی بود(میدونم نباید میرفتم)مشگل من اینه ک از کجا بدونم واقعا قصدش ازدواجه؟نمیخوام دوباره برم خونشون چون اگه قصدش ازدواج باشه برام بد مبشه.جدیدا هم تا حدی از رابطه جنسی حرف میزنه در حد زن و شوهری نه ولی خب‌‌..نمیخوام رفت و امدی ب خونشون داشته یاشم یا ب بهانه ازدواج رابطه ای داشته باشم بعد ک دستمالی شدم ولم کنه.از طرفی ام نمیخوام بهم بزنم میدونم رابطه طبیعیه ولی میترسم کاری کنم ک ب‌ ضررم باشه.نمیدونم چیکار کنم؟ وقتی راجع بهش حرف مبزنه ناخوداگاه فکر میکنم فقط قصدش استفاده و خوش گذرونیه.نمیدونم شاید طرز فکرم برمیگرده ب دید بدم نسبت ی اقایون.
از گروه : دنیای مجازی 534  بازدید
سلام.من بعضی وقت ها افکار آزاردهنده ای در ذهنم میاد که مثلا اتفاق ناگواری رو تو ذهن من تصویر میکنه و جوری میشه که ذهنم به خاطر اون فکر ناراحت میشه و انگار که اون واقعیه و چند دقیقه بعد یا چند لحظه بعد از ذهنم بیرون میره.مثلا اون فکر ممثل اینه که من احساس میکنم که در یک موقعیتی هستم که اتفاقی رو که دوست ندارم همون برام پیش بیاد.علتش چیه؟ چند وقته که دارم این فکرا رو.
از گروه : وسواس 372  بازدید
چرا در بعضی موارد، تلاوت قرآن امامان معصوم‌: با تلاوت قرآن امروزی ما متفاوت است‌، آیا در قرآن تحریفی واقع شده است‌؟
از گروه : اجتماعی 1450  بازدید
بچه ها میگم کجایه سایت تاریخه میلادی رو نوشته هر کی میدونه بگه دمتون گرم
از گروه : اینترنت و سایت ها 738  بازدید
داداش دمت گرم که به سوال قبلیم جواب دادی.
وقتی صدا رو کم و زیاد میکنم صدای تق تق هم کم و زیاد میشه حتی بعضی مواقع هم که صدا خیلی زیاد باشه بیشتر هم صدای تق تق میاد.
پس با تعمیر درست میشه؟ نیازی نیست عوضش کنم؟
از گروه : تعمیر لوازم منزل 969  بازدید
سلام خسته نباشید...ما چهار داداش هستیم...هر سه داداشام رفتن خدمت و اومدن...من میتونم معافیت بگیرم؟ لطفا راهنماییم کنین..من الان دانشجو هستم
از گروه : سایر سوال و جواب های حقوقی 927  بازدید



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات