سوالات با برچسب رشته پرستاری


00

سوال


00

جواب

پربازدید ترین های این برچسب
آخرین جواب ها با این برچسب
پربازدید ترین ها

سوال و جواب ها با برچسب رشته پرستاری


صفحه « رشته پرستاری » در ویکیپدیا





چند سوال تصادفی

کدام بانک بیشترین سود بانکی رو میده و چقدره؟
از گروه : پول و اعتبار 2712  بازدید
دوستان وب سايت هاي برتر در زمينه هاي رايانه و تكنولوژي را در اينجا معرفي كنيد تا مجموعه اي گرانبها و بي نظير را در يكجا جمع كرده باشيم. اولين وب سايت رو خودم ميزارم. زبان وب سايت رو با توضيحي مختصر از اون وب سايت بنويسيد وب سايت نارنجي كه به بررسي و توضيح درباره آخرين فناوري هاي رايانه، اينترنت و موبايل مي پردازد ( لینک ) /
از گروه : سوالات گوناگون 741  بازدید
در فیس بوک چه نام‌هایی در فیس‌بوک مجاز هستند؟
از گروه : سوالات متداول در مورد فیس بوک 39  بازدید
اگر تماس اتفاقي با خوك‌ها پيدا كرديم چه کنیم
از گروه : پزشکی - سلامتی 1604  بازدید
سلام
اگر بخواهم سوالاتامتحان بگونه طرح کنم که همان سوالات با شماره های مختلف چاپ شوند
یعنی سوال یک من برای بغل دستیم دو و برای بغل دستیش به شماره سه و به همین ترتیب چکار با ید کرد
از گروه : آموزش نرم افزار 833  بازدید
شرح وظایف و مسئولیت های واحد اداری و کارگزینی در یک مجموعه تولیدی و یا خدماتی چیست؟
از گروه : سوالات گوناگون 1351  بازدید
یه آی دی ساختم نمیدونم چرا تو روم نمیره ! مشکلش چیه ؟
از گروه : اینترنت و سایت ها 3489  بازدید
سلام.من در رابطه با یکی از نزدیکترین فرد زندگیم سوالی دارم.اون یه خانوم جوونه که خیلیییی برام مهمه حالش.در کودکی سابقه حس کردن یه موجود خیالی رو داشته که به اسم صداش میکرده با پی گیری خانواده متوجه شدن که این مسئله برای بچه های تو اون سن و سال طبیعیه.ماباهم خیلی راحتیم واسه همین مشکلاتشو باهام درمیون میزاره.پارسال بود که میگفت خیلی میترسم.وقتی ازش پرسیدم از چی؟ میگفت حس میکنم یکی پیشمه یکی پشت سرمه خیلی میترسم و اینا.یروز بهم گفت اون موجود وحشتناک هی ازم میخواد که مثلا خودمو از پله ها بندازم پایین هی اینو بهم میگه منم هربار به تو فک میکنم که دوست دارم و اینکارو نمیکنم.نگران کننده بود سعی کردم کنارش باشم حرفاشو بهم بزنه تا بعد یه مدت یادش رفت اما الان دوباره برگشته اون حس هاش.دیشب دوباره بهم گفت خیلی میترسم با اینکه تنها نبود تو خونه اما باز میترسد میگفت فک میکنم یه موجود وحشتناک تو خونست حتی از ترس نمیتونست بخوابه یا حتی گریش گرفت.زنگ زد که امروز یکی بیاد پیشش بمونه که کمتر بترسه.حس میکنم حالش خوب نیس.نمیدونم چیکار کنم؟ میترسم اتفاقی بیوفته لطفا کمکم کنید بتونم واسش کاری کنم قبل از اینکه اتفاق ناخوشایندی پیش بیاد.هرچی سریع تر منتظر پاسخ شما هستم.خیلی ممنون
از گروه : راهنمای استفاده از سایت 18  بازدید
سلام
من ی دختر با حجابم ..اهل دوستی و اینا هم نیستم اونم میدونه من چجوریم
ی مدته ی پسر از من خوشش اومده منم گفتم اهل دوستی نیستم میگه قصدش ازدواجه و.. اینا ویگه باید چنبار همو ببینیم تا بیشتر با هم اشنا بشیم
من باید چیکار کنم؟ چی بگم بش؟؟
کمکم کنید
از گروه : ازدواج 831  بازدید
چرا پنیر سوییسی سوراخ سوراخ است؟
از گروه : جالب 2006  بازدید
نظر شما در مورد کاندیداتوری اسفندیار رحیم مشایی در یازدهمین دوره انتخابات ریاست‌ جمهوری، برنامه ها و حاصل عملکرد ایشان در چهار سال بعد ایشان چیست؟
از گروه : انتخابات ریاست جمهوری 1166  بازدید
فردوسی که بود؟
از گروه : سوالات گوناگون 681  بازدید
سلام خسته نباشیدمن دوساله که ازدواج کردم رابطه خوبی با مادرشوهرم ندارم یعنی خیلی به من تیکه میندازه وهمش میخواد منو عوض مکنه و اونجور که میخواد باید باشم.من خیلی از این رفتارش ناراحت میشم ولی شوهرم همیشه میگه جوابشو ندم چون ناراحت میه.من تاحاال جوابشو ندادم فقط به خاطر شوهر و زندگیم.دوس ندارم از هم بپاشه.بعداز ایکه حرف بد میزنه یا مثله میگه من همش دارم تورو تحمل میکنم یا همش توزندگیمون دخالت میکنه من بعدش خیلی ناراحت میشم و گریه میکنم حتی بعضی وقتا که میخوام منتقی بهش بگم این مسائل شخصیه یا این حرفاتون منو ناراحت میکنه بازم شوهرم میگه جوابشو نده و هیچی نگو.به شوهرم میگم حداقل خودت بگو که اینجوری نگه یا حتی اگه نمیتونه حرفی بزنه یکم باهاش سرسنگین بشه.ولی بازم اننجام نمیده.شوهرم همش میگه ببخشید دفعه دیگه میگم .ولی اون همیشه خیلی مظلوم واقع میشه و نمیتونه ازحقش دفاع کنه.حتی برادراشم که بهش بی احترامی میکنن یا پشت سرش حرف میزنن هیچی بهشون نمیگه.خیلی خسته شدم ازش.همش میگه دوستدارم ولی وقتی ناراحت میشم یا گریه میکنم از دست مادرش هیچ واکنشی نشون نمیده.جدیدا هم اگه چیزی دزمورد مادرش بگم کلی بهش برمیخوره وهمه حرفایی که مادرش بهم زده رو یادش رفته.احساس میکنم همه ابراز علاقه اش الکی دیگه بهش اعتماد ندارم بهش میگم شوهر باید پشت زنش باشه نزاره کسی به زنش بی احترامی کنه ولی بازم موقعی که بهش احتیاج دارم تا حمایتم کنه ولی بازم ازش دلسردی میبینم هی قول میده درس شه ولی همیشه زیر قولش میزنه توروخدا یه راه بهم بگین چیکار کنم خسته شده از هر روز گریه کردن
از گروه : عزاداری 853  بازدید
با سلام برای ورود به فیس بوک مشکل دارم وقتی میخواهم وارد شوم از من کدی را میخواهد که به شماره موبایلم ارسال شده باشه ولی کدی را برام ارسال نمیکنه لطفا راهنمایی کنید
از گروه : اینترنت و سایت ها 1914  بازدید
آیکون سی دی رام از مای کامپیوتر رفته و این پیغام هست
Windows cannot start this hardware device because its configuration information (in the registry) is incomplete or damaged. (Code 19)
کسی میدونه چیکار میشه کرد؟
از گروه : لپ تاپ 1231  بازدید



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات