خودتو بیشتر بشناس:       آزمون شخصیت شناسی MBTI

سوالات با برچسب تبلیغ


00

سوال


00

جواب

پربازدید ترین های این برچسب
آخرین جواب ها با این برچسب
پربازدید ترین ها

سوال و جواب ها با برچسب تبلیغ


صفحه « تبلیغ » در ویکیپدیا





چند سوال تصادفی

تلکابین یا تله‌کابین؟ املا و نگارش کدامیک صحیح است؟
از گروه : سوالات گوناگون 15  بازدید
آیا قحطی و مرگ 10 میلیون ایرانی در سال 1917 صحت داره؟
از گروه : سوالات گوناگون 646  بازدید
چرا عاطفه ها کم شده
از گروه : زندگی 1335  بازدید
چگونه میتوان وقتی کلید میانبر ctrl+u را در سایت ها ودر همه ی مروگرها زد کدها را تغییر داد
از گروه : اینترنت و سایت ها 756  بازدید
اصطلاح تگری زدن یعنی چی؟
از گروه : طنز و شوخی 1313  بازدید
ضمینه یا زمینه؟ املا و نگارش کدامیک صحیح است؟
از گروه : سوالات گوناگون 16  بازدید
سلام..من دختری 18 ساله ام..نابغه ریاضی و کامپیوتر هستم..یه دوست پسر دارم که او هم مثل من نابغه است..با هم برنامه هک ریختیم..یه جورایی میشه گفت دزدی..او منو به ماری جوانا اعتیاد داد..هر دو اعتیاد داریم..اصلا از وضعیتمون راضی نیستم..هر بار هم خواستم شرایط و تغییر بدم نشد..چیکارکنم؟
از گروه : هدف در زندگی 424  بازدید
سلام دوستان من مشکل عجیبی برا پیش اومده من چند ماهیه از مخابرات اینترنت 512 نامحدود میگیرم و مشکلی نداشتم فقط جدیدا وقتی وصل میشم و میخوام دانلود میکنم اولش یعنی تا حدود پنج دقیقه سرعت 60 تا 65 میده بعد از پنج دقیقه سرعتم از 25 تا 30 بیشتر نمیره و مجبور میشم اینترنتمو قطع و وصل کنم که دوباره برا حدود پنج دقیقه سرعتم خوبه باز میاد پایین. به نظرتون مشکل از چیه چیکار کنم؟
از گروه : سوالات دیگر در مورد دانلود 1196  بازدید
منظور از فونت های sans serif در کامپیوتر چیه؟ چه فرقی دارن؟
از گروه : دانستنی ها 4006  بازدید
سلام
من یه دختر مجرد 38 ساله هستم بخاطر خاطره تلخی که داشتم نسبت به همه چیز و همه کس بدبینم قبلا این خصلت را داشتم ولی نه به این شدت .
همیشه بدترین حالت و اتفاق را توی ذهنم خیال پردازی می کنم
بقدری که حالم از زندگی بهم میخوره
نسبت به غریبه ها خیلی بدبینم احساس میکنم دروغ میگن واصلا نمیتونم به کسی اعتماد کنم البته درجه شدت آن بقدری بالاست که قابل تصور نیست .
همش توی ذهنم احساس میکنم اتفاق بدی میخواد بیفته .
خواهرم خوابه فکر میکنم الان تابلو بالا سرش میوفته روش اینو به چندین مدل توی ذهنم میبینم
پدرم میره بالا پشت بوم به هزار مدل میبینم پدرم از اون بالا پرت شده .
گریه میکنم


خوابهای پریشون میبینم
همیشه بغض دارl

خیلی به کمک و راهنمایی های شما احتیاج دارم

ممنونم
از گروه : بدبینی 78  بازدید
وهابي ها در ايران چه مي کنند؟
از گروه : اجتماعی 1868  بازدید
سلام،درآمد این سایت های فروش شاؤز ایرانسل و همراه اول از چیه؟؟
از گروه : سایر سوال و جواب های کامپیوتری 852  بازدید
سلام.۲۵ سال سن دارم و فرزند دوم و دختر اول خانواده هستم.کارشناسی ارشدمو تموم کردم. پسر عموم وقتی ۲۰ سالم بود به خاستگاری من اومد و چون من اصلا ازش خوشم نمیومد بهش جواب رد دادم.اون حتا مدرک سیکل هم نگرفته و ۲۹ سال داره.بخاطر جواب رد من همه خانواده ناراحت شدن و بابام با من قهر کرد.دو سال بعد دوباره اومدن خاستگاری و من از ترس بهش جواب مثبت دادم ب امید اینکه بتونم دوسش داشته باشم ولی دوسش نداشتم اصلا نمیخاستم باهاش حرف بزنم تا کم کم یکم وضع بهتر شد.اون میرخه خارج از کشور کار میکنه زیاد نمیدیدمش و اینجوری راحت تر بودم در ظول ۱ سال نامزدی فقط ۱ بار اومد و دیدمش میخاشت بره هی سفارش میکرد ارایش نکن و …من اگه کلاس یا سرگرمی میخاستم برم اجازه نمیداد. تا اینکه من کنکور دادم و ارشد قبول شدم گفت من دوست ندارم بخونی منم هر کار کردک راضی نشد تا اینکه من ب حرفش گوش ندادم و رفتم دانشگاه(عقد نکرده بئدیم) رابطمون قطع شد من چون ظاهر خوبی دارم خاستکارای زیادی داشتم ولی به همشون جواب رد دادم. بعد از ۱ سال و نیم باز اومدن خاستگاری و من هرچی گفتم نمیخام بابام راضی نشد بابام حتا باهام حرف نمیزد تا اینکه من بدون فکر باز قبول کردم و سریع از ترس عقدم کردن.ما عقد کردیم ولی بازم علاقه ای بین ما نیس یعنی من دوسش ندارم. الان ۱ ساله ک عقد کردیم اون بازم اینجا نیس و چند وقت یبار میاد اینحا.اون منو دوس داشت ولی من نمیخامش. از اخلاقش خوشم نمیاد تیپ و قیافشو دوس ندارم حتا خوشم نمیاد عکسشو نشون دوستام بدم.من هیچ حرفی ندارم که با اون بزنم درکم نمیکنه انگار با ی پیرمرد 60 ساله هستم تا شوهرو نمیتونم هیچکدوم حرفامو بهش بزنم .هر از گاهی با پسرای همکلاسیم حرف میزدم در مورد خیلی چیزا بحث میکنیم ولی با شوهرم این حرفارو نمیزنم.چون اون خیلی غیرتیه خیلی قدیمی فکر میکنه نمتونم باهاش بحث کنم.الانم من میتونم با شرط معدل برم دکتری بخونم استادم همش تشویقم میکنه ک دکترا بخونم یا برم خارج از کشور ولی اون همش مسخرم میکنه مدرکمو مسخره میکنه و میگه من نمیخام من نمیخام درس بخونی نمیخام کار کنی هر چی بهش میگم قبول نمیکنه.میگه میخام زندگی کنیم از نظر اون زندگی کردن یعنی بشینی تو خونه و خونه داری و بچه داری کنی.من نمتونم اینجوری زندگی کنم من نمتونم تو خونه بشینم من جز دانشجوهای خوب بودم نمتونم مث بقیه زنا تو خونه بشینم و از زندگیم راضی باشم من توقعاتم بالاتره.هر وقت عصبانی میشه داد میزنه به من میگه ت هیچی نمیفهمی.ب من گیر میده ارایش نکن بیرون نرو.باشگاه نمیذاره من برم تا این حد.میگه چون شوهرتم باید حرفامو گوش کنی منم گفتم همه چی باید دوطرفه باشه ن اینکه فقط من حرفاتو گوش کنم.البته اخلاقای خوب هم داره ولی من دوسش ندارم و خیلی هم حساسم و زود ناراحت میشم.به نظر شما چکار کنم؟ خودمم خسته شئم .چند ساله دارم زجر میکشم و فقط گریه میکنم دوس دارم بمیرم تا از این وضعیت راحت شم.همیشه هم میگه چن ساله منو علاف خودت کردی ولی من نکردم.همش تقصیر خانواده ها بوده.کمکم کنید
از گروه : مشاوره خانواده 668  بازدید
دستور پیوند طبیعی در Accsses چیه؟
از گروه : کامپیوتر 2164  بازدید
دوستان روزی 45میلی گرم متادون مصرف میکنم. خیلی دوست دارم ترک کنم سوالی که دارم اینه که این مقدارراچطورکم کنم.به محض اینکه ازمقدارش کم میکنم حال واحساسم خراب میشه ودرد فیزیکی میادسراغم نمیدونم چکارکنم اگه کسی تجربه اش را داره کمک کنه ممنون میشم.....
از گروه : اعتیاد 203  بازدید



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات