من مشکل عجیبی دارم ، هر شب در خواب خودارضایی میکنم . این عمل با هوشیاری کم اتفاق میوفته و من تقریبا نقشی در این عمل ندارم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 432  بازدید
آیا هنوزم جادوگر وجود دارد؟
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 719  بازدید
سلام من 6ساله به دختری علاقه مند شده ام ولی تا سال گذشته بهش نگفته بودم، با این که با هم در ارتباط بودیم ولی جرأت نداشتم بهش بگم تا این که بهش گفتم بهت علاقه دارم و اون در جواب گفت عجیبه نه بعد از اون ارتباطش باهام کم شد ودیعه نه زنگی و نه پیامی میده همش من باید پیام بدم تا جواب بده ولی وقتی حضوری می بینمش خودشو سر راه من میذاره از دور بهم لبخند می زنه،شاید چون با هم فامیل هستیم بهم بی محلی میکنه
لطفا کمکم کنید به نظر شما اونم بهم علاقه داره یا یکطرفه است؟
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 505  بازدید
چطوری باز توضیح بدم شوهرم رفتاش بامن مثل بچه هاس احساس میکنم رفتارش با بقیه اینطوری نیست
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 528  بازدید
من خیلی دلم میخاد با مادرم سکس داشته باشم اما نمیدونم چجوری
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 370  بازدید
دربند توریستیه یا نه؟اینو یه آمریکاییه ازم پرسید
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 212  بازدید
با سلام و عرض ادب
من متاهلم و۳۱ سال و کارمندم.. ودر یک دانشگاه دولتی از اول دارم کارشناسی یه رشته رو میگیرم و شاگرد اول کلاسم ..الان ترم ۳ هستم با اکثر دخترای کلاس (۲۰ یا ۲۱ساله) چت درسی دارم ..ولی به یکیشون گفتم آن روز کلاس نبودی؟ این دختر فکر میخام بهش نزدیک شم ...خلاصه خیلی ناراحت شد و بااینکه هم بصورت پیامکی و هم بصورت حضوری بهش گفتم سوتفاهم پیش اومده ولی بازم ناراحته میگه شما منظور داشتی؟ حالا به نظرتون چکار کنم ؟
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 459  بازدید
من دختری 20ساله ام و تا حالا عاشق هیچ پسری نشده بودم تا اینکه دوماه پیش با یک پسر اشنا شدم این پسره اوایل دوستی مرتب بهم زنگ میزد و بعد یک مدت باهام اصلا تماس نمیگرفت منم که دیدم اون زنگ نمیزنه من بهش زنگ زدم و دوسه بار که تماس گرفتم دیدم هیچ عکس العملی نشون نمیده دیگه منم باهاش تماس نگرفتم تا اینکه بعد 11روز بهم پی ام داد و گفت که میخوام ببینمت منم باهاش روز شنبه قرار گذاشتم،تا شنبه همش پی ام میداد و زنگ میزد ولی از وقتی که برگشتیم نه زنگ زده نه پی ام داده.موقعی که پیششم رفتارش باهام خیلی عاشقانس ولی یبار که داشتیم پشت تلفن باهم حرف میزدیم بهم گفت که من یبار عاشق یک دختر شدم دیگه از اون روز به بعد تصمیم گرفتم که کسیو دوست نداشته باشم و عاشقش نشم رابطه ما دوست پسر دوست دختره و من دوست دارم ولی دیگه دوست داشتن عشقی نیست.منم عاشقش شدم یعنی شب و روز فکرم پیششه نمیدونم باید چیکار کنم خودمم نمیدونم چرا یهو اینطوری شد میشه کمکم کنین باید چیکار کنم؟نمیخوام عشقم یکطرفه باشه!🙏
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 665  بازدید
چی بخورم یاچیکارکنم تابتونم بی هوش شم یاقش کنم؟
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 467  بازدید
سلام وقت بخیر مستقیم میرم سر مطلب ۱۶ سالی در سن کم عاشق یه پسری شدم که به خانوادم حرف منو زد میخواستم که به دلیل شرایطش خانوادم حاظر به ازدواج ما نشدن و بعد به سربازی رفت ولی اجازه بهش دادن که اگه شرایطو بجا اورد میتونه بیاد خواستگاری و گذاشتن با هم چت کنیم یک سالو خوردی که خدمت سربازی بود در ارتباط بودیم و من دور از چشم مادر پدرم میرفتم موقع های میومد مرخصی میرفتم کنارش به من دست نمیزد هنیشه کنار هم با هم صحبت میکردیم که بعد از مدت ها یبار که دیدار کردیم همو دست منو گرفت در همین حدا بیشتر نبود ولی بازم همیشه مرخصی که میومد تا زمان مرخصیش هر روز میومد کنار خانوادم باهاشون صحبت میکرد همچنان همو میخواستیم مدتی گذشت که خدمت بود با من سرد شد رفتارش عوض شدقبلش به حدی همو میخواستیم که خیلیا خبر داشت تو شهر شهرمون کوچیکه توشهر پیچیده بود که ما همو چجوری میخواییم یهو رفت پرونده منو بست خیلی اذیت شد عذاب کشیدم برای یک ماه رفت ولی از دور حواسش بهم بود خبر بهم میرسید بعد یک ماه برگشت و گفت فقط خانوادت خبر داشته باشن برای دوسه روزی صبر کردم باهاش در ارتباط شدم حس خشم توم زیاد بود حس  بهش گفتم نمیخوامت ۴ ماه از زندگیش رفتم برای همیشه تا که دستش بد شکستو عمل جراحی کرد اون موقع بهش پیام دادم که چی شده اشتی کردی به مدت چند روز اون ادم عوض نشده بود رفتارش با من منو اذیت میکرد حالمو بد میکرد ازارم میداد کاری کرد که خانوادم رو من دست بلند کردن م اینبار من محکم رفتم چند ماهی گذشت بهدمن خواستگار اومد و متوجه شده بود بهش خبر رسیده بود که مورد تایید منم قرار گرفته پیام داد کلی حرف زدو من با سنگینی کامل جوابشو میدادم که ما بدرد هم نمیخوریم بعد از اون هفته ای یبار پیام میداد در مورد خواستگارم حرف میزد به بهونه های مختلف که باهام دعوا بگیره دیگه چند ماهی گذشت  خیلی پشیمون که چرا اونکارو کرد خانوادم دست رو من بلند کنن معذرت خواهی چند دیدن بار برای بر گشت به زنگیم که یهو دلم خواست یه فرصت دوباره بدم و دادم خیلی عوض شده بود بهش گفتم بزار به خانوادم بگم در ارتباطیم گفت تا زمانی شرایطشون بجا نیوردم ن ننگو  پنهونی ولی خواهر برادر عروس داماد خودشون خبر داشتن ما باهمیم یه گروه زده بود که باداونام در ارتباط شده بودم ولی خبر نداشتم مادر پدرش خبر ندارن به هر حال دیگه باهم در ارتباط شدیم خیلی تغییر کرده بود خوب شده بود تا که دیدم یروز رفته بود تهران لایو گرفته بود صدا دختر میمد بهش گفتم اینا کین گفت اجیام باهاش دعوا گرفتم و...قرار شد همو از نزدیک ببینیم باهم صحبت کنیم گفت بیا خونه منم طبق معمول با خیال جمع رفتم منو گرفت تو بغل دراز کشید بهم گفت تو که حساس نبودی خودت میگفتی اشکال نداره تو باشگاه با دخترا کار کنیو از این حرفا منم بهش گفتم من گفتم کار کنی نگفتم اجی داشته باشی در ارتباط بشی باهاشون همینو گفتم داستان تغییر یه اتفاقی افتاد که به خواست خودم نبود بعدش خیلی وحشتناک بود برام اون اتفاق که ازش توقع نداشتم ولی بازم باهم خوب بودیم ولی نگفت قید خواهرامو میزنمو اینا من بعد اون اتفاق خیلی گریه کردم ولی قرار بود زمانی به من دست بزنه دیگه به هیچ دختری دست درازی نکنه سر قضیه اون خواهریا دیگه باهم حرف نزدیم که به تفاهمم نرسیدیم گذشت گذشت رفتم کنار حرف زدیم یروز از من خواست که برم کنارش برای یه اتفاق دیگه منم با میل خودم رفتم چون دوست نداشتم به دخترای دیگه دست بزنه بارم رفتارش خوب بود مدتییی گذشت رفتارش یجوری شد بهم توجه نمیکنه پیامش میدم انلاین میشه جواب نمیده بعضی پیامارو زنگش میزنم خو
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 331  بازدید
سلام ميتونم سوالم را واجع روانشناسي بپرسم؟
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 501  بازدید
سلام ، یه مدتی هستش که همش خواب میبینم که خاله من بارداره وپسر داره وازم قایم کرده این مسله رو تو خواب خالم سنش ۴۵ سالشه
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 427  بازدید

سپاسگزاریم که با پاسخ دهی گره ای از مشکلات دوستاتون باز می کنید

موضوع سوال:     من عاشق یکیم اون ازدواج کرده نمیتونم فراموشش کنم م  (مشاهده این سوال و جواب های آن )
شماره سوال: 6004
گروه سوال: سایر سوال و جواب های زندگی
متن سوال: من عاشق یکیم اون ازدواج کرده نمیتونم فراموشش کنم میخوام کاریکنم ک بستری شم واس چن رور
 
امکانات html:
bold
لینک شکلک فونت درشت افزودن تصویر راهنما
متن جواب شما:
شما وارد سایت نشده اید!
اگر می خوای جواب به نام خودت ثبت بشه وارد سایت شو!

یا اگر دلت خواست، عضو سایت بشو:
فرم عضویت


حداکثر کاراکتر مجاز: 2000
 
ایمیل شما
(اختیاری؛ جهت اطلاع از جوابهای بعدی این سوال)
 
کد امنیتی مقابل را وارد نمایید:

 
 
 



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود،
سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.