جستجوی سوال
متن سوال:

گروه مربوط به سوال:

خودتان سوال بپرسید!
همچنین می توانید با تکمیل فرم عضویت ، ازین پس سوال های خود را در سامانه ثبت کنید تا کارشناسان و سایر کاربران به آنها پاسخ دهند.

مشاهده سوال ها بر حسب گروه آنها

به منظور انتخاب دقیق تر، دامنه سوال را محدودتر نمایید، اگر تنها گروه اصلی را انتخاب کرده باشید، تمامی سوال های موجود در این گروه به نمایش در خواهد آمد.
پیشنهاد می شود حتما گروه تخصصی تر را برگزینید.

گروه سوال را انتخاب نمایید: گروه تخصصی تر را برگزینید:
تعداد جواب برای نمایش در هر صفحه:    
طلاق به خاطر اختلاف فرهنگی خانواده ها

مردی 35 ساله هستم. مدت 3 ماهه که ازدواج کردم و متاسفانه انتخاب مناسبی انجام ندادم و الان با خانمم و خانواده ایشان به دلایل زیادی مشکل دارم که یکی از بزرگترین مشکلات تفاوت فرهنگی دو خانواده هست. می دونم که این زندگی آینده ای نداره و میخوام قبل از اینکه با ورود یک بچه مشکل چندین برابر بشه از ایشون جدا بشم. اما مشکل اینجاست که خانواده همسرم متاسفانه خیلی خشن هستند و روی طلاق بسیار حساس. میترسم با عنوان کردن موضوع طلاق دست به کارای خطرناکی بزنن که جبران ناپذیر باشه. خیلی راحت بگم، از چاقو و چاقو کشی ابایی ندارن. به نظر شما من باید چکار کنم؟ یه جورایی با مطرح کردن موضوع طلاق جونم در خطر خواهد افتاد. لطفا راهنمایی بفرمایید.
از گروه : طلاق شماره: 3993 10 مهر ماه 1395 ساعت: 11:41:54
طلاق

سلام من خواهرم حدود 3 ساله که نامزده .پسره خیلی یک دنده است و حرف هیشکی رو قبول نداره و مدام بر سر این موضوع جر و بحث میکنن . الان پسره و خونوادش یهو و بدون هیچ زمینه اومدن که باید اینا طلاق بگیرن از اونجایی که پسره حقوق خونده میگی ما کاری نداریم خودتون تصمیم بگیرین و اقدام کنین .حالا بعد از 2 ماه انگار از حرفاش میشه اینو فهمید که پشیمونه ولی نمیخواد باز پا پیش بزاره و میگه یا تصمیم بگیرین طلاق بگیرین یا اینکه از فک و فامیل شما یکی دو خونواده رو رودر رو کنه تا آشتی کنن . چون دو خونواده بهم خوردن دیگه نمیشه از اول شروع کرد .لطفا راهنمایی کنین که طلاق توافقی بگیریم یا چی؟
از گروه : طلاق شماره: 2245 9 مرداد ماه 1393 ساعت: 13:14:1
طلاق

سلام.من 21سالمه دوساله که ازدواج کردم به اصرارپدرم باکسی که اصلانمیشناختمش.همش بهم دروغ میگه.اصلابهم اهمیت نمیده.فقط به نیازهای خودش اهمیت میده.میگه من ازدواج کردم که فقط نیازموبرطرف کنم.تورابطمون هم مشکل داریم اصلامن واسش مهم نیستم.حتی نیازهای اقتصادی من روهم تامین نمیکنه.میگه چرانمیفهمی که ندارم.گفته بودخونه دوطبقه داره ولی یه طبقه بود.گفته بودکارمندبانکه ولی نظافت چی بانک هستش.خواستم زندگیمونوبهترکنیم .ولی هروقت خواستم باهاش حرف بزنم مسخره میکنه.منوهیچوقت بیرون نمیبره میگه حوصله ندارم.میگم بریم پیش مشاورمیگه دیوانه خودتی.میخوام طلاق بگیرم ولی پدرم نمیذاره میگه آبروم میره.ومیگه اگه طلاق بگیری تو خونه زندونیت میکنم.ولی من خسته شدم نمیخوام بقیه ی روزای زندگیمواینجوری بگذرونم..کمکم کنید بگیدچیکارکنم؟
از گروه : طلاق شماره: 2706 17 بهمن ماه 1393 ساعت: 17:24:28
طلاق

چهل سال سن دارم ودارای مدرک لیسانس وحدودا 10 سال ازدواج کرده ام ودارای دوبچه 7ساله و1/5می باشم خانم بنده پرستار وبیش از یکسال است در یکی از بیمارستانهای شهرمان مشغول به کار شده نزدیک به سه ماه است که بدون دلیل خواصی مصرر در طلاق شده است واظهار می دارد که از زندگی با تو خسته شده ام ومن طلاق بده خانم من مشکل کم کاری تیرویید دارد و در عرض سه ماه بوسیله کپسولهای لاغری که از ماهواره تبلیغ می شد اسلیمیک کوییک بیش از 25 کیلو از وزن بدنش را از دست داد 85 کیلو شده 60 کیلو که بقول خودش اعتناد به نفسش بالا رفته من در تمام مدت کارش که بیشتر شیفت شبکاری می گرفت بچه یک ماهه را می گرفتم والان حتی بچه ها را نمی خواهد ولی من حاضر به جدایی نیستم از زندگی راضیم هم خانمم را عاشقانه دوست دارم وهم بچه هایم را خانم من 30 ساله خیلی پرخاشگر وخودرای شده می گویی تو من را طلاق بده میخواهم زندگی پس از طلاق را تجربه کنم وخودم بعدا بهت رجوع می کنم ولی من بخاطر خودش چهار چوب زندگی حاضر به متارکه نیستم اون هم از خونه رفته ودیگر نمی دانم با اون چه رفتاری کنم از تهدید تا جدیدا خواهش والتماس به اون نتونستم کاری از پیش ببرم حاضر نیست دکتر روان شناس برویم به کارش اهمیت می دهد می گویی ترا در قلبم کشته ام وتا ابد باتو زندگی نمی کنم در صورت امکان راهنماییم کنید.
از گروه : طلاق شماره: 3304 16 خرداد ماه 1394 ساعت: 18:32:50
ادامه یا جدایی؟

من پسری 29 ساله که حدود 9 ماهه ازدواج کردم و حدود یک سال هم عقد بودیم. من و همسرم نسبت فامیلی داریم و مادر ایشون دخترخاله من میشن.خانواده همسرم مذهبی هستن و در ابتدا که در دوران آشنایی بودیم و بعد 3 یا 4 بار صحبت پدر ایشون اجازه نمیدادن ما زیاد صحبت کنیم و میگفتن صحبت نباید طولانی بشه چون از نظر اسلام صحیح نیست.من با همسرم سر بعضی مسائل مثل میزان مهریه و محل سکونت اختلاف داشتیم اما به اصرار خانوادم قبول کردم.بعد عقد چندین بار با همسرم در مورد بعضی رفتارای همسرم دعوامون میشد و همسرم بعد چند روز لجبازی قبول می کرداشتباه کرده و میگفت میدونستم حق با تو هست اما میخواستم لجبازی کنم تا شاید کوتاه بیای و قول میداد تکرار نکنه اما بعد یه مدت کوتاه دوباره همون رفتارهارو تکرار می کرد. خانواده همسرم در مورد انجام مراسمات یه مقدار به من سخت گرفتن و با اینکه اوضاع مالیشون خوب بود در مورد کارهایی که بر عهده خودشون بود خیلی کوناهی کردن . همسرم اصلا از من حمایت نمی کرد . بعد عروسی هم هر بار که با هم بحثمون می شد همسرم به دعوا و لجبازی میکشوند و اینقدر لجبازی و دعوا رو ادامه می داد که به دعوای فیزیکی کشیده میشد بعد ادامه نمیداد. مثلا در هر بار دعوا این لجبازی و دعوا تا 3 ساعت هم می کشید و من خیلی خسته و رنجور می شدم .چند بار قول داد که این رفتارشو تکرار نکنه اما نتونست به قولش عمل کنه . با مادر ایشون صحبت کردم و ایشون با همسرم صحبت کردن اما چیزی عوض نشد.همسرم یه مقدار خودبرتربین هست یعنی خودش و خانوادشو از همه بالاتر میدونه چون از نظر مالی یکم وضع بهتری دارن در حالی که از نظر من مادیات اهمیت زیادی نداره . من یکم آدم احساستی و در عین حال منطقی هستم یعنی برای من عشق و صداقت مهمتر از مسائل مادی هست. تا الان نتونستم با ایشون چند دقیقه منطقی صحبت کنم و به نتیجه برسیم چون ایشون خیلی آدم منطقی نیست . پیش مشاور رفتیم و اونجا هم قول داد که دعوا و لجبازی شدید نداشته باشه اما باز هم .... در مورد مشکلاتی که من داشتم ایشون هیچ وقت منو درک نکرد و کمکم نکرد . از نظر مادی که توقعاتشون مقداری بالا بود ولی وقتی نوبت خودشون میشد کمترین حد رو اختیار می کردن و از نظر عاطفی و احساسی هم من هیچ وقت نتونستم رو ایشون حساب کنم که مثلا بخوام باهاشون دردو دل کنم یا در مورد بعضی مشکلاتم با من همدردی کنن . متاسفانه با دوران عقد حدود دو ساله دارم ادامه میدم . در حال حاضر از ازدواجم پشیمان هستم و به ایشون علاقه ای ندارم . چند بار جدایی رو مطرح کردم اما ایشون قبول نمیکنه . الان نمیدونم چکار کنم.اصلا از زندگیم لذت نمیبرم و به شدت فکرم مشغوله و کمی افسرده شدم و از زندگیم دارم نا امید میشم. لطفا راهنماییم کنید
از گروه : طلاق شماره: 3417 18 مرداد ماه 1394 ساعت: 18:2:5



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات