من 30 ساله هستم و حدود 6 سال است ازدواج کرده ام . من از ابتدای زندگی مشکل شکاکیت همسرم را دارم و این موضو ع تاثیر فراوانی در رابطه ما گذاشته است . من در زندگی خیلی کار کرده ام و هیچ وقت اجازه ندادم همسرم و فرزندم هیچ سختی تحمل کنند و تمام تلاشم را کرده ام . با پزشکی صحبت کرده ام و ایشان فرمودند مقصر تویی چون خواسته ای تمام بار زندگی را به تنهایی به دوش بکشی همسر تو در خانه با فرزندت با هیچ آسیبی اجتماعی و سختی روبه رو نبوده اند و این باعث شده است که ایشان اعتماد به نفس خود را از دست بدهد که حتی کوچکترین کارهای بیرون از منزل را نیز برای ایشان شما برایش انجام می دهید . و این موضوع باعث ایجاد ذهنیت در همسر شما شده است . شما باید کاری کنید که ایشان در زندگی سختی بکشند مدتی بار زندگی را به دوش ایشان بیاندازید و از ایشان بخواهید که حتما جایی مشغول به کار شود و زندگی را ایشان اداره کنند . کاری کنید که ناملایمات زندگی در اولویت بر ناملایمات روحی و فکری باشند . این آخرین راه است . می خواستم ببینم پیشنهاد مشاور سایت چیست ؟




به نام خداوند بیننده از انجا شروع کنم که بنده در سال اول دانشگاه به علت مشکلات عدیده که هر شخصی گرفتار ان نمیشود احساس تنهایی و رخوت میکردم انگار هیچکس در این دنیا مرا نمیفهمد و احساساتی از این دست که افراد زیادی با شدت خیلی کم و روزمره تا خیلی زیاد دچار ان میشوند .به فکر افتادم سر کار برم که دغدغه هایی که با فکر درست نمیشدند از یادم برود اما به هر دری زدم کار نبود که نبود .به فکر کارگری افتاده بودم که هیچ جا با شرایط دانشگاهم کنار نیامدند .به یکی سپرده بودم که بالاخره با معرفی او به یک مغازه انتشارات مشغول شدم .خیلی خوب بود و حالم خیلی بهتر شده بود که با همسایه که مغازه ای عطاری بود رفیق شدم .مشتریان زیادی داشت و این تعجب مرا برانگیخته بود که باعث شدم بفهمم انواع مخدرجات در این عطاری به فروش میرسد که به هوس افتادم امتحان کنم که خیلی خیلی حس خوبی گرفتم و خیلی دیر به دیر یکسال با کپسول و قرص های دراگون حال میکردم تا اینکه فهمیدم در خانه برادرم از این ها استفاده میکرده و در خانه است و این در خانه بودن همان و مستمر شدن همان .سال دوم دانشگاه بود که با دختری که پیشنهاد از طرف او صورت گرفت و من حس خیلی خوبی پیدا کردم . به نوعی دلبسته و وابسته اش شدم و دیری نپایید که با این حال خوب شروع به بهبود کردم و تا سه ماه هیچ چیز مصرف نمیکردم تا اینکه او بعد از یک سال حرف از جدایی زد و حس بد من بعد از ماه ها حال خوش شروع شد و مصرف عود کرد که با تفکر به این نتیجه رسیدم که اسیب به خود چیزی را درست نمیکند و به تدریج درمان من شروع شد و ادامه دارد.با این حال زندگی در این شرایط به شدت سخت شده و موج ناامیدی و افسردگی در جامعه امروز ما قبل از نیاز به روانشناس نیاز به افراد صالح برای حکومت و معیشت مردم دارد. پس میتوان نتیجه گرفت عامل محیطی از عامل فیزیولوژیک خیلی قوی تر عمل میکند و این شرایط محیطی کشور ایران و ترانزیت مخدر که از پرسودترین تجارت های جهان است باعث شد افرادی فقط به علت بودن این مواد در کشور گرفتار شوند که عده ای از سران کشور سود های کلان عایدشان شود .وقتی این شرایط که روز به روز بدتر میشود مشاهده میشود و موجی از افسردگی و نا امیدی را در جامعه میبینی دیگر امیدی برای بهبود خود و دیگری نمیتوان یافت اگرچه این گرفتاری درمانش مخدر نیست اما دور بودن از جهانی که در این کشور برایمان ساخته شده ذره ای از درد های افراد میکاهد گرچه درمان اعتیاد بعد های دیگری میخواهد که درونی است اما ریشه ی بیرونی جامعه پررنگ تر عمل میکند . به امید بهبود سیاست های بیمار و انسان های بیمار گشته... الله اعلم

سوال های تصادفی





جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

بخشی از متن سوال:

چطوری خودتون رو خوشحال می کنین؟

تو روزایی که هوای دلتون ابریه، حال ندارین، سرحال نیستین و دس و دلتون به کاری نمی ره، چجوری خودتونو خوشحال می کنین؟ چجوری راه می ندازین خودتون رو؟



35000
تومان جایزه بهترین جواب
0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:

ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

10


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده

10 جواب برای این سوال ثبت شده!

چینش بر اساس زمان ثبت


چینش بر اساس امتیاز


من با دو روش حالمو جا میارم یکی اینکه به دوست دخترم زنگ میزنم یا باهاش بیرون میرم دوم اینکه میخوابم بعد شب پامیشم میبینم شب شده دوباره میخوابم.

1


سلام بسته به حال و هوای خودتون داره که چه کاری بپسندید و چه شرایطی دارید.

من میگم از قبل، برای این روزها یک فهرست تنظیم کنید.
مثلا فهرست کارهای داخل خونه و بیرون شامل:
تماس یا دیدن کدوم دوستت؟
کدوم خوراکی یا دسر و شربت؟
کدوم موسیقی؟
کدوم بازی؟
سایت و کتاب و فیلم
ورزش و حمام و خواب
سر زدن به یکی از فامیل ها


من شاید یک دوستی دارم که دیدنش منو میخندونه چه برسه حرف زدن یا بیرون رفتن پس این موارد رو یادداشت کنید.

چه تنهایی چه به واسطه دیگران میشه حال رو خوب کرد. البته دیگران موثرتر و سریع ترند.


1


بعضی وقت ها توی خانم ها علت اینکه سرحال نیستن سندرم سندرم پیش از قاعدگی هست.من با دکترم که صحبت کردم گفت که ورزش، مصرف غذای خوب و سالم، مدیتیشن به بهبود حال آدم در این شرایط کمک میکنه

0


سلام

نمیدونم شما از ارامش درون با یه سری کارا بدست میاد خبری دارین یا نه؟

چه داشته باشید چه نه

من اینجام که کمکتون کنم

مشکل روحی و دلی رو باید با روش دلی حلّش کرد من خیلی از خارجی هارو دیدم که این مشکل رو داشتن ولی با یه سری آموزش یه جوری مشکلشون حل شده که باورشون نمیشد

بریم سر اصل مطلب!

شاید فکر کنی این مطلبی که می گم الکیه و اثبات نشدس و...
اما این مطلبی که میگم با اینکه خییییلی سادس اما شمارو خیلی موفق می کنه تو هر کاری

ولی شرط داره که پشت سر هم انجامش بدین (ممکنه هم خیلی طول بکشه 2 تا 4 هفته)

خب راهکار چیه؟

اول از همه باید به یه چیزی که همیشه همراهت هست دل ببندی و باهاش هر لحظه درد و دل کنی
دوم به کارایی که میگه که برات هم مفیده گوش بدی
سوم هم باهاش رابطه عاشقانه برقرار کنی

خب اون چیز چیه؟؟

اون رو به اصطلاح خارجی بهش نگاه کنیم میشه GOD

که در زبان خودمون اسمش خداست !


0


در موقع ناراحتی و بی حوصلگی به شرطیکه بار غمهات به دوش بقیه نندازی خوبه با دیگران ارتباط داشته باشی .
ولی به نظر من انرژی منفی را نباید منتقل کنی باید خودت اونو ریشه کن کنی.
هیچ چیز اندازه هوای تازه نمیتونه حال آدم جا بیاره خصوصا اگر کمی دویدن و نفس عمیق چاشنیش کنی .
بلند بلند آواز خوندن یا گوش کردن به موسیقی پرانرژی با صدای بلند هم بسیار تاثیرگذاره .
سرو کله زدن با بچه هم عالیه چون بچه ها درکی از غم و بی حوصلگی و کسل بودن ندارن و سراسر انرژی هستن و ناخودآگاه این انرژی بهت منتقل میکنن . لازم نیست بچه خودت باشه برو پارک با بچه ها سروکله بزن و یا بازیشون تماشا کن خودش دوای هر دردیه

شاد باشید همیشه


0


من که وقتی دستم به کار نمیره با موزیک سعی میکنم کارام انجام بدم بعد با انرژی مثبت روزم رو میسازم

0


گوش دادن به موسیقی خیلی تاثیر میزاره- موسیقی بی کلام و ارامش بخش گوش بدید

0


۱. موسیقی: زبانی که دل‌ها با آن سخن می‌گویند
۲. درددل‌کردن با دوست
3.یاد خدا: منبع آرامش و انرژی‌های مثبت
۴. پیاده‌روی
5. پیاده‌روی + موسیقی گوش کردن
6.تفکر مثبت نیمهٔ پر لیوانو میبینم
7.مطالعه: جادوی کتاب‌و دست‌کم نمیگیرم هیچوقت
8. نوشتن: سپردن احساسات به کاغذ سفید هم خوبه
9. خوردن غذا: وقتی شکم جای افکار مزاحم را می‌گیرد
10. گریه‌کردن: اشک‌ها ماساژور طبیعی گونه‌ها هستند
11. ورزش: راهی برای تخلیه انرژی
12. فیلم‌دیدن: گاهی با خودم خلوت میکنم
13. خریدکردن: برای خودت هدیه بخر که خودتو تحمل میکنی
14. خوابیدن: فردا کلا یه روز دیگست


0


باهمسر میریم تو اتاق درو قفل میکنیم دوتا فلش کارتون هم میزاریم واسه بچه ها میگیم صداش تا آخر بلند کنن چون کارتونه باصدای بلند خوب ، بقیه اش هم به خودمون مربوط

0


سلام امیدوارم حالت خوب بشه
به سایت تراز محاسب کیان هر کسی خواست سر بزنه
( لینک )


0




مشاهده ی سایر جواب ها


1

آخرین صفحه : 1 از 1 اولین
جواب تو چیه؟

کاربر میهمان
     





5000 تومان هدیه بهترین جواب



















پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود،
سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.