سوال های تصادفی





جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

جوش های روی گونه

با سلام یک دختر 5 ماهه دارم که روی گونه هایش جوش های ریز داره و قرمز رنگ میشه حالت قارچی داره و پوست می اندازه بعضی روزها خوبه بعد دوباره سر در می آورند



123
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:

ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

4


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده




سلام جوش های روی گونه نشونه ها و دلیل های زیادی داره، عدم تعادل هورمونی، مشکلات قلبی، ریوی، طحال و معده دلایل بروز جوش در این نقاطه

( لینک )
0
امتیاز


5580
8388
16363

Guest

من فک میکنم باید به یه دکتر متخصص پوست ومو مراجعه کنید ممکنه کودک شما سابقه جوش رو از بچگی داشته باشه
0
امتیاز



سلام من احتمال میدم که یه نوع حساسیت باشه یا در اثر خودن گرمی زیاد یعنی مواد غذایی که طبیعت گرم دارند زیاد می خوره - بچه خواهر شوهرمن همین طوری بود اون از حموم که بیرون میومد اینجوری میشد کم کم به مرور خود به خود خوب شد امیدوارم که چیز مهمی نباشه.
0
امتیاز


0
11
35

papiros

معمولا دختر بچه های کوچولو چون خیلی با مزه اند خیلی طرفدار دارن و گاه گاهی اقایونی که ریشو سبیل دارن اینا رو میبوسن احتمال میرود صورت زبر اقایون صورت نازک بچه رو خدشه دار کنه ... یه مدت جلو گیری کنید ببیند چی میشه؟
0
امتیاز


جواب تو چیه؟

کاربر میهمان
     





2000 تومان هدیه بهترین جواب




من تقریبا 14 و 15 سال پیش یه فیلم هندی نگاه کردم که موضوش از این قرار بود یه دختر پولدار عاشق یه پسر فقیر میشه که پسره عشق خواننده گی داشت و یه بردار داشت که باهم زندگی میکردن دختره خیلی تلاش میکنه ولی نمیشه تا اینکه دختره پسررو سره یه اتفاق میبره یه کشتی تفریحی اونجا دختره مست میکنه و میفتوته تو قایق نجات و پسره که میره پیشش اونم پاش لیز میخوره سرش میخوره و هر دو بیهش میشن قایق از کشتی جدا میشه و میرن به یه جریره ناشناخته اونجا بسره سرا اتفاق میوفته دریا چون داشته غرق میشده دختره نجاتش میده و پسره هم عاشق میشه چند روزی تو اون جزیره بودن تا اینکه پدره دختره میاد و اونارو نجات میدن و پدره دختره خیلی مخالفت میکنه خیلی این وسط اتفاقات میوفته تا اینکه یه روز پسره خواننده شده و میخواد بره رو سن که آدمای بابای دختره پسرو میکشن و بردار پسره شاهده این ماجرا بود و تکلمشو از دست میده دختره افسرده میشه سالها میگذره و دختره برا خوب شدن حالش میره یه مسافرت که اونجا از قضا یه پسری میبنه که خیلی شبیه عشقش بود یعنی اون پسره تو دو نقش بازی کرده بعد اونجا این بار پسره عاشق دختره میشه ولی دختره بی اعتنا خیل ماجرا اتفاق میوفته اینا برمیگردن دباره کشورشون داداش همون پسره که مرده با دیدن و یه علامتی که بین هم داشتن دوباره تکلمش برمیگرده و کل قضیه رو تعریف و دست پدره دختره رو میشه و
دختر و پسر باهم ازدواج میکنن
من فکردم هرتیک روشن بازی کرده فیلمای که تو
wikipdiaنگاه
نگاه کردم ولی بینه اونا نبود این فیلم برام به نوستالژی تبدیل شده اگه کسی بدونه و کمکم کنه لطف میکنه

سلام خدمت شما.
من دختری ۲۱ ساله هستم که در ۳-۴ سال اخیر گناهانی رو انجام دادم که به شدت شرمسارم.
زنا، خودارضایی، رعایت نکردن حجاب، ترک نماز.
اما ۹-۱۰ ماه پیش که به پابوس امام رضا مشرف شدم توبه کردم و از خدا طلب بخشش کردم. حتی تمامی اداب و اصول توبه رو انجام دادم و مشغول به جبرانش با خوندن نمازهای قضا و قرآن شدم. و حالا یک ماهی میشه که خاستگاری با ایمان و بسیار خوب برام پیدا شده و الان نامزد کردیم. اما یک ترس بسیار بزرگ دارم اونم دخترانگیم هست که از بین رفته. توکل بر خدا کردم اما گاهی شیطان لعین ته دلم رو خالی میکنه که نکنه خدا میخواد با ریختن آبروم و رسوا کردنم مجازاتم کنه. اما باز با خودم میگم خدا که خودش گفته ابروی مؤمن درجه ی بالایی داره چنین کاری نمیکنه. اما با خودم میگم منی که گنه کار بودم ایا لیاقت چنین پسر با خدایی رو دارم؟ ایا خدا به راستی توبه ی من رو پذیرفته و من بخشیده شدم؟ از کجا بفهمم خدا من رو عفو کرده؟
التماس میکنم کمکم کنین تا از این افکار به ارامش برسم. خواب و خوراک ندارم و تمام روز و شبم پر شده از استرس. و همچنین ترس از دست دادن نامزدم رو هم دارم.
با تشکر یا علی

سلام.من در رابطه با یکی از نزدیکترین فرد زندگیم سوالی دارم.اون یه خانوم جوونه که خیلیییی برام مهمه حالش.در کودکی سابقه حس کردن یه موجود خیالی رو داشته که به اسم صداش میکرده با پی گیری خانواده متوجه شدن که این مسئله برای بچه های تو اون سن و سال طبیعیه.ماباهم خیلی راحتیم واسه همین مشکلاتشو باهام درمیون میزاره.پارسال بود که میگفت خیلی میترسم.وقتی ازش پرسیدم از چی؟ میگفت حس میکنم یکی پیشمه یکی پشت سرمه خیلی میترسم و اینا.یروز بهم گفت اون موجود وحشتناک هی ازم میخواد که مثلا خودمو از پله ها بندازم پایین هی اینو بهم میگه منم هربار به تو فک میکنم که دوست دارم و اینکارو نمیکنم.نگران کننده بود سعی کردم کنارش باشم حرفاشو بهم بزنه تا بعد یه مدت یادش رفت اما الان دوباره برگشته اون حس هاش.دیشب دوباره بهم گفت خیلی میترسم با اینکه تنها نبود تو خونه اما باز میترسد میگفت فک میکنم یه موجود وحشتناک تو خونست حتی از ترس نمیتونست بخوابه یا حتی گریش گرفت.زنگ زد که امروز یکی بیاد پیشش بمونه که کمتر بترسه.حس میکنم حالش خوب نیس.نمیدونم چیکار کنم؟ میترسم اتفاقی بیوفته لطفا کمکم کنید بتونم واسش کاری کنم قبل از اینکه اتفاق ناخوشایندی پیش بیاد.هرچی سریع تر منتظر پاسخ شما هستم.خیلی ممنون













پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات