به اطلاعاتی در مورد دانشگاه های کانادا احتیاج دارم. مثل طریقه ی ورود , زبان , ویزا و اقامت , درس , رشته ی خودم ( معماری ) , زندگی و کلیه موارد در مورد ادامه تحصیل در کانادا.
از گروه : انتخاب دانشگاه 2404  بازدید

دوستان من به رشته ی مهندی کامپیوتر _ نرم افزار علاقه مندم و قراره دو ماهه دیگه انتخاب رشته کنم و اگه خدا بخواد می خوام برای تحصیل و کسب کار چهار-پنج ساله دیگه برم خارج از کشور_ به احتمال زیاد انگلستان .به نظرتون اگه یک برنامه نویس حرفه ای باشم و مدرکم رو از دانشگاه های اونجا گرفته باشم می تونم همون جا مشغول به کار بشم یا نه ؟ و اینکه ممکنه تا 4-5 سال دیگه برنامه نویسی کم فروغ بشه و اهمیت زیادی برا برنامه نویسا قائل نشن یا نه ؟
از گروه : انتخاب دانشگاه 1415  بازدید

سلام و خسته نباشید من هنرستان کامپیوتر خوندم و دانشکده روزانه کاردانی نرم افزار گرفتم می خواستم بدونم می توانم برای کارشناسی علوم تربیتی پیام نور شرکت کنم؟و می تونم درسای عمومی کاردانی تطبیق بدم ک دوره ی کارشناسی با پنج ترم تموم کنم؟؟؟ممنون میشم راهنماییم کنید
از گروه : انتخاب دانشگاه 175  بازدید

ایا از رشته ی کاردانی عمران به رشته ی فیزیک هسته ی می شود رفت و ایا می شود هم زمان دو رشته را باهم خواند
از گروه : انتخاب دانشگاه 262  بازدید


با سلام خدمت شما زحمت کشان صحنه علم عدالت
من میخواهم در تکمیل ظرفیت بهمن ارشد حقوق جزا و جرم شناسی دانشگاه ازاد شرکت کنم اما چون ترازم پایین است(5340) باید ببینم که کدام دانشگاهها ترازشان به تراز من نزدیک تر است تا انها رو بهمن ماه انتخاب کنم ولی متاسفانه به هر دری زدم از تماس با دانشگاهها و مرکز ازمون دانشگاه ازاد متاسفانه کارنامهای از قبول شدگاه در اختیارم قرار ندادن حتی تراز اخرین فرد قبول شده رو هم بهم نمیگن
من واقعن عاجزانه از شما سروران خواهشمنم اگر کارنامه ای از ارشد حقوق جزا امسال یا پارسال دانشگاه ازاد اگر در اختیار دارید یا انها رو رو سایت بذارید یا لطف کنید و بر من منت بذارید برایم ایمیل کنید تا بتوان تراز دانشگاههای مختلف رو شناسای کنم و یک انتخاب رشته خوب برای بهمن داشته باشم
باور بفرمایید به شدت خیلی وقته پشت کنکور ارشد حقوق مانده ام و بخاطر قبول نشدنم مشکلات زیادی برایم یش امده تنها امیدم شما هستید برای پیدا کردن تراز اخرین فرد قبول شده در واحدهای دانشگاه ازاد
اگر کارنامه یا ترازی از دانشگاه های مختلف ازاد بخصوص شهرهای کوچک در اختبار دارید ان رو لطف کنید و در اختیارم دهید بسیار ممنون میشوم
دست یاری بسویتان دراز کرده امامیدوارم من رو درک کنید و لطفا شما هم کمکم کنید
از گروه : انتخاب دانشگاه 1415  بازدید

سوال های تصادفی

یه سوال مسخره ای دارم!

من شبا وقتی که تشنم می شه، عضا بدون اینکه از خواب بپرم دستم رو میارم بالا و شروع می کنم به قلقلک دادنش احتمالا برای اینکه بیدار بشم و برم آب بخورم. شما هم شده تا حالا اینجوری بشین؟ یا کسی رو ببینین که این کارو می کنه؟ یکی از دوستام رو هم دیدم که توی خواب اینکارو می کرد! جالب نیست؟
از گروه : جالب 303  بازدید

چطور می شه عکس ها رو محو کرد؟
از گروه : مشکلات نرم افزار 588  بازدید

ترک مناسک حج چه حکمی دارد یعنی می شود رفت حج ولی ان را نیمه کاره رها کرد
از گروه : پژوهش های دینی 1976  بازدید

سلام...من یه پروژه (مثلا دفترچه تلفن) نوشتم و بعد از اتمام پروژه با installshield یک فایل نصبی ازش ساختم اما بعد از نصب اون روی یک کامپیوتر دیگه زمان اجرای پروژه خطای .mdf file is read only رو میاره و برنامه با بانک اطلاعاتی ارتباط برقرار نمیکنه... لطفان اگه میتونید اینو حل کنید که خیلی گیرم...
connectionstring==|datadirectory|\phonebook.mdf
از گروه : برنامه نویسی به زبان #C 228  بازدید

سلام.چگونه صفحات خوانده شده از یک متن بزرگ وچند صفحه ای از پی دی اف را علامت گذاری کنیم که هنگام مراجعه بعدی دچار مشکل نشویم؟
از گروه : سایر سوال و جواب های کامپیوتری 1379  بازدید
جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

کدام کشور برای ادامه تحصیل در رشته معماری مناسب است ؟

کدام کشور یا دانشگاه خازجی برای ادامه تحصیل در رشته معماری مناسب است ؟ با توجه به هزینه ی تحصیل و اقامت و کسب ویزا !


339
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:


ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

8


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده


بهترین جواب :

22
30
215

hsdanesh
سلام، من پیشنهاد می کنم در مورد کشور اتریش، آلمان و ایتالیا مطالعه داشته باشید. البته اگر زیاد پول دارید انگلستان بهترین کشور برای تحصیل در همه ی رشته های مهندسی است.
0
امتیاز


3822
7308
10596

Guest
بچه ها سلام اگه من بخوام برای ارشد معماری برم خارج از کشور کدوم کشور مدرک معتبرتری داره و از لحاط کار کردن بهتره
هم برای کار و هم برای ادامه تحصیل متشکرم
0
امتیاز


3822
7308
10596

Guest
به نظر من انگلستان و ایتالیا از نظر معماری کشور های برجسته ای هستن
0
امتیاز


3822
7308
10596

Guest
به نظر من انكلستان واسه معماري از هر نظر عاليه
0
امتیاز


3822
7308
10596

Guest
ایتالیا تو زمینه ی معماری از بقیه جاها خیلی بهتره ولی از نظر هزینه تحصیل المان بهترین جاست
0
امتیاز


3822
7308
10596

Guest
المان
0
امتیاز


3822
7308
10596

Guest
المان
0
امتیاز


43
69
163

mehrzad1373
کانادا
0
امتیاز


22
30
215

hsdanesh
سلام، من پیشنهاد می کنم در مورد کشور اتریش، آلمان و ایتالیا مطالعه داشته باشید. البته اگر زیاد پول دارید انگلستان بهترین کشور برای تحصیل در همه ی رشته های مهندسی است.
0
امتیاز





کاربر میهمان
     




1650 تومان هدیه بهترین جواب
با سلام و خسته نباشی خدمت اعضای گروه کدی که من نوشتم کد قاعده کرامر برای حل سه معادله سه مجهول است،منتها یه اشکال در این کد است، موقعی من کد را ران میکنم فقط یه جواب از سه جواب را به من می دهد.اگه امکان داره یه نگاهی بهش بندازین و اشکالش را درج کنین.با تشکر.
 #include<stdio.h>
 
#include<conio.h>
#include<math.h>
main()
{
int i,j,k,l,m=0,y,u,r;
float d,determ=1.0,a[3][3],b[3],x[3],c[3][3],deltam[3],delta=1.0,p[3][3],q[3];
for(i=0;i<=2;i++)
{
for(j=0;j<=2;j++)
{
printf("matris a");
scanf("%f",&a[i][j]);
}
}
for(l=0;l<=2;l++)
{
printf("bordar b");
scanf("%f",&b[l]);
}
for(i=0;i<=2;i++)
{
for(j=0;j<=2;j++)
{
c[i][j]=a[i][j];
}}
for(i=0;i<2;i++)
{
for(j=i+1;j<=2;j++)
{
d=c[j][i]/c[i][i];
for(k=0;k<=2;k++)
{
c[j][k]=c[j][k]-(d*c[i][k]);
}
}
}
for(i=0;i<=2;i++)
{
for(j=0;j<=2;j++)
{
if(i==j)
determ=determ*c[i][j];
}
}
for(y=0;y<=2;y++){
for(u=0;u<=2;u++){
p[y][u]=a[y][u];
}}
for(j=0;j<=2;j++)
{
for(i=0;i<=2;i++)
{
for(l=0;l<=2;l++)
{
if(i==l)
{
p[i][j]=b[l];
if(l==2 && m<=2)
{
for(i=0;i<2;i++)
{
for(j=i+1;j<=2;j++)
{
d=p[j][i]/p[i][i];
for(k=0;k<=2;k++)
{
p[j][k]=p[j][k]-(d*p[i][k]);
}
}
}
for(i=0;i<=2;i++)
{
for(j=0;j<=2;j++)
{
if(i==j){
delta=delta*p[i][j];
}
}}
deltam[m]=delta;
x[m]=(deltam[m])/(determ);
for(r=0;r<=2;r++){
if(r==m){
q[r]=x[m];
} }
m=m+1;
for(y=0;y<=2;y++){
for(u=0;u<=2;u++){
p[y][u]=a[y][u];
}}
}
}
}
}}
for(r=0;r<=2;r++){
printf("%f",q[r]);
}
getch();
}



می تونی به این سوال ها جواب بدی؟
















شاید تلنگری ...   ( 42 بازدید)

لام
من ((امیر)) هستم و ۱۸ سالمه می خوام داستان زندگیمو بگم
من فرزند ۵ از خانواده ی فرزندی هستم .و چند تا خواهرم از من بزرگ تر هستند اگه بخوام از اول شروع کنم چون محیط خانوادم بیشتر دخترانه بود  و بخاطر شرایط کاری پدرم  کمتر با افراد دیگه ای رابطه داشتیم و این شرایط باعث شد که من از همون اول مشکالی داشته باشم مثلا نبود اعتماد بنفس و مقایسه کردن خودم با دیگران ..خلاصه همین طور گذشت تا اینکه کلاس پنجم ابتدایی رو تموم کردم و سه ماه تعطیلی بعدش رو رفتم خونه ی پدربزرگم (متاسفانه )اون سن برای من اوج شکل گیری شخصیت بود من یه پسر خاله داشتم بخاطر  اینکه  یه پسر بود خالم خیلی بهش رو داده بود  و یه اخلاق  عجیبی داشت  و حدود سه سال ازم هم بزرگتر بود گفتم براتون که رفتارش عجیب بود مثلا مثل پادشاها دستور میداد ..من تو اون  سن  از اون رفتار  الگو گرفتم  و این شد که بعد حدود  ۲ هفته برگشتم خونه اما اینبارو متفاوت بودم وه مثل اون دستور میدادم مثلان که نصف  فلان لیوانو اب بیار یا..... و این شد  شروع  مشکلات جدیم .این دستور دادن  بعدش باعث  برخاشگریم شد و حدود یه سال بعد وارد  بلوغ زود رسم شدم خلاصه  کار به جایی کشید  سال سوم راهنمایم باعث شد رو به روانشناش کنم و حدود ۶ ماهی رو قرص مصرف کنم .خلاصه حالم بهتر شد  اما  قابل  اطمینان  نبودم مثلا در اوج  خوش اخلاقی  یهو  ۱۸۰ درجه  رفتارم  تغییر میکرد .بخاطر بلوغ زود رس  و مشکات قبل هم یه بی اعتماد بنفس کامل  بودم یادم میاد دوس داشتم که جلب توجه کنم و همه نگاهم کنن و اینکه شبا که می خوابیدم از خدا می خواستم یا خوشگلم کنه  یا بکشدم ((یادش  بخیر دوران  میل جذابیتم ) خلاصه به همین طور و این احوالات  گذشت تا این که سال سوم با یه بنده خدایی ((ایشالله هر جا که هست  تنش  سالم باشه  )) اشنا شدم که باعث یکی از بدترین اتفاقات دوران  زندگیم شد البته مشکل از اون  نبود از من بود اون همکلاسیم به نظر من زیبای روی بود و منم که دوس داشتم زیبا رو باشم و همیشه هم مقایسه میکردم همه ی این عوامل باعث شد که احساس خیلی عجیبی داشته باشم  هم رقابت بود هم نفرت  هم ... اون موقع وقتی نگاهش میکردم همون قیافه ای رو داشت که من تو رویا   می خواستم باشم  همون دقیقا باعث مشکلاا بعد من شد مشکلات روانیم خیلی بالا گرفت  معدم  زخم شد با خانواده  خیلی  حرفم میشد از خودم متنفر می شدم  و فک میکردم که شاید خدای نکرده  خدایی نکرده علاقه زه همجنس خودم داشته باشم  راستی  اینم بگم که خیلی دوس داشتم  اون زمان بهم توجه  میکرد درسام  بد شده بود  و اصلا مدرسه نمی  رفتم  اینم بگم که خانوادم می دونستن که حالم بده اما  نمی دونستن  بخاطر  اون بنده خداست و خیال میکردن مشکلات  قبله  اما یکی از ابجیام خبر داشت و می دونست اون زمان خیلی دردودل می کردم و باعث میشد حالم بهتره  بشه ..گذشت و منم به کمک خدا تونستم اون کلاس ۱۲ رو تمام کنم و دیگه نبینمش  و حالا شده ۱۷ سالم و کلاس ۱۲ هم تموم کردم..راستشو  بخواین  از خیلی  بچگی عشق  پلیس  بودن داشتم  و عاشق این کار بودم همون سه ماه تطعیلی ثبت نام کردم واسه پلیس  شدن   وقتی  فک میکردم بالاخره از دست  اون افکار  خلاص  شدم (نه کامل خلاص ولی نسبت بهتر )و الان دیگه می خوام  پلیس این  مملکت باشم احساس  مفید  بودن میکردم ثبت نام کردم و همزمان هم درس می خوندم که پیش دانشگاهی رو بگیرم  هم مراحل نظامی شدن خلاصه بعد از ثبت نام قبول شدم  و تونستم همه مراحل  رو جز مرحله ی اخر بگذرونم  راستی اینم بگم وقتی زه قبل فکرد میکردم می گفتم این انع مع عسری یسرای منه واین اسونی من بعد از اون سختیه که تونستم سربلند بیرون بیام ...بریم سر اصل مطلب روز  ۲۶.۹.۹۵ روز بدی بود ساعت ۱۹ مشکل واسم ایجاد شد  اونم فقط یه فرکانس از گوش چپم ضعیف بود در حالی که من همه ی مراحل رو رفته بودم تو همون سن ۱۷ سالگی  بعد از این قضایا منع استخدام شدم یعنی دیگه نتونم هیج وقت به ارزوم برسم این قدر علاقه داشتم اون زمان  تو ((اربعین بود)) پدرو مادرم رفته بودن کربلا من لباس های نظامی رو خریده بودم..بعد از منع استخدام شدنم تمام دنیا رو  مقابل خودم دیدم  چیزی که فک میکردم اسونیه منه واسم تمام شد و این  یه شکست دیگه  واسم بود هر روز که از خواب  پا میشدم منتظر یه معجزه بودم چون نمی تونستم باور کنم از شغلی که همیشه دوسش داشتم و دارم رو نمی تونم داشته باشم خلاصه همین فکر و داشتم تا حدود ۶ ماه بعد و جریان نامزد گرفتنم واسه من  شد ۱۸ سالم و یه مسائلی پیش اومد و اینکه  داشت سن پدد و مادرم بالا میرفت تصمیم‌گرفتم که ما ازدواج کنیم بعد از شکست تو نظام رفتم  خواستگاری خلاصه قسمت ما شد که  دختر فامیل رو بگیرم (( البته واسه چند ساله اینده ها ))) ما هم ۱۷ برج ۱ سال ۹۶ رفتم خواستگاری اونا هم قبول کردن منم با خودم فک میکردم بعد از جریان کلاس ۱۲ و شکست تو نظام  خدا (( فدای خدا بشم الهی.. ))  می خواد شادم کنه و این دیگه راسی راسی انع مع عسری یسرای من باشه  ناگفته نمونه یکی از ارزو هام براورده شده بود  خلاصه  بلوغ ما هم تموم شدو  به یه قیافه ی قشنگ  رسیدیم  و خیلی هم خوب بود مثلا یادم میاد میرفتم  بازار  هرکس  از جلو می اومد  حتما حتما  یه نگاهی  می کرد اما  من تا اون سن ۱۸ سالگی خوشبختانه با این که همه ی دوستام رفیق بازی میکردن  بجز  یه مزاحمت تلفنی  واسه یه دختر ایجاد کردم  اونم وقتی  کلاس  پنج بودم دیگه  هیچ ارتباط دیگه ای نبوده بریم سر اون موضوع ازدواج خوب با خودم گفتم خوبه دیگه اینم ان مع عسری  یسراس حدود و بعد از چند  ماه  دختره (((اونم خدا حفظش  کنه و از خدا واسش یه زندگی  خوب می خوام ؟)*)؟؟ بهم گفت از انتخاب  تو پشیمون شدم   و نمی خوام با تو زندگی کنم در حالی که من   یکی از دلایل رفیق بازی نکردنم این بود((ایه ی  ۲۳  یا ۳۱ سوره نور )) مردان پاک زنان پاک ..مردان ناپاک زنان ناپاک..... می گفتم خدا من که کار بدی نکردم تا با همسر اینده ام زندگی خوبی داشته باشم ولی  درعوض  این نصیبم شد خلاصه  بعد از  حدود دو ماه از این قضیه با اینککه  اون  دختره هیچ ارتباطی باهام نداشت  در حالی که خیلی از  کسای حتی شوهر هم داشتن ...استغفروالله  ولی  ما بخاطر خدا  پاک موندیم..راسی منم بگم خانواده رو در جریان گذاشته بودم بعد از اینکه پدرو مادرم  از مسافرت برگشتن بهشون گفتم وقرار بر این شد که تمومش کنن ..و تمومش هم کردن و اما  اینم  انع مع عسری  یسرای  من نبود ..راستی  بگم بعد از منع استخدام شدنم راهی نداشتم جز درس خوندن و چون کنکور ۹۶ رو از دست دادم ک قصد دارم بخونم واسه ۹۷ اما یه دلایلی نمی ذاره ...((  می خوام فردا اول صبح  ))شروع کنم به درس خوندن .. راستی اینم بگم تا حتی چند روز پیش خیلی از خدا  گله میکردم می گفتم اون از  دوران  دبیرستانم  اون از  سرکار رفتم اینم از  ازدواج کردنم  و همیشع  هم میرفتم  پیش خواهرم درودل میکردم و می گفتم من سختی کشیدم  اما  امشبو رفتم  اما  درودل نکردن چون یه کلیپ دیدم که یه نفر تو زلزله ی سرپل اعضای خونوادشو از دست داده بود فک کردم  همین کافیه که خونوادم کنارمن و باهاشون  شادم با پدرو مادرم  میگمو می خندم ... پیش خودم خجالت  کشیدم اینابرم  بگم خدا  چرا این اتفاقا واسم افتاد  راسی اینم‌ بگم الان  قیافم  خیلی خوب نیست موهام کوتاهه  و ریش هم دارم  اما دیگه الان نمی خوام  جذاب باشم یا جلب  توجه کنم  دوس دارم عادی عادی  باشم  یه گوشه  کنار  خونوادم  زندگیمو  پیش  ببرم  تا ببینم خدا چی می  خواد  خدا هم منو ببخشه  شاید یه وقتایی بی وجدانی کردم  و یک طرفه قضاوت کردم اما شاید این اتفاقات  باعش  شد  که اون پسری که تو دخترا  بزرگ شد و مثل دختر فک میکرد  حالا شده  مردی  همسنو سالاش  یا  حتی  کسایی که ازش  بزرگترن ازش راهنمایی می خوان البته  خدا کمکم کنه همین دیدگاه  رو داشته  باشم الان ۲۳.۵۸ دقیقه   روز  ۳۰ ابان ۹۶ این داستانو  واسه ی این مینویسم  که کسایی که  فک می کنین خیلی  بد بختن  بخودشون بیان  و به این دیگاه  فک کنن که خدا داره  یادشون میده  رسم  زندگی  رو  یا  کسی بتونه  از این داستان درس بگیره  هرچند مشکلات بزرگی  نبودن  اما خوب  ادم  یاد میگیره . اینم بگم خیلی خیلی جزئیات بیشتره  (( اینکه از همه ی رفیقام فقط من موندم  ))  اما خلاصه کردم واستون .من امیر   ۱۸ ساله  خدارو شکر میکنم که مشکلات رو تا وقتی  که جون و تازه نفس  بودم  کشیدم  ....انشالله  هممون  عاقبت بخیر  بشیم.ببخشید از غلط ها


















پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات