من یه دخترم و حدود چند ماهه ( نزدیک یک ساله) که با یه پسری حرف میزدم.بهم ابراز علاقه کرد و من به خاطر خلا روحی اون دوره از زندگیش قبول کردم.من هیچ علاقه ای به این پسر ندارم و میخوام ترکش کنم.اما میترسم بلایی سرش بیاد.
هر بار حرف رفتن میزنم حالش بد میشه و حرف از مردن و اینکه حالش بد میشه و ... میزنه. اینو میدونم که جون عزیزه و پسر این حرفهارو میزنن و اینها.اما اگه راست باشه چی؟ اگه واقعا حالش بد شه چی؟ اونوقت پلیس و خانوادش و ... خیلی میترسم.
میترسم و گیر افتادم.
تورو خدا کمکم کنید.
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 1230  بازدید

با سلام
دختر 28 ساله ، فرزند دوم و آخر و مجرد ، از یک خانواده نسبتا معتقد با وضع مالی مناسب ، کارشناسی ارشد و مدیر بازرگانی یک شرکت هستم.
بیشتر مشکلاتم از زمانی شروع شد که وارد این شرکت شدم یعنی حدود دو سال و نیم پیش، با توجه به ظاهرم که چهره ای معصوم و به ظاهر محجوب و خوبی دارم به سرعت مورد توجه دیگران قرار می گیرم و افراد زیادی به من ابراز علاقه می کنند ، در برخورد با آنهایی که مجرد بودند وضعیت روشن بود، قاطعانه جواب رد به دوستی هایشان می دادم اما یکی از این افراد که متاهل بود کم کم به من نزدیک شد او از من 10 سال بزرگتر و متاهل و یک فرزند 4 ساله دارد از نظر اعتقادی و اخلاقی بسیار به هم نزدیکیم ، چون من فکر نمی کردم فکری درباره من داشته باشد به او اجازه نزدیک شدن دادم اوایل رابطه مثل 2 دوست صمیمی و معمولی بود اما وقتی به خودم آمدم رابطه مان رسما مانند زن و شوهر شد و من از خودم شرمنده بودم چون احساس خیانت به همسر ان مرد مثل خوره تمام وجودم را گرفته بود از طرفی افسردگی اینکه چرا این رابطه را ادامه می دهم من را آزار می داد و از طرفی دیگر با توجه به علاقه ای که به او داشتم نمی توانستم او را از خود برانم ، این وضعیت 2 سال است که ادامه دارد و هیچ کس از این رابطه پنهانی حتی در محیط کارمان مطلع نیست ، مطمئن هستم که با او آینده ای نخواهم داشت. در این مدت خواستگاران زیادی داشتم اما هیچگونه حسی به انها نداشتم .
از طرفی کارم را خیلی دوست دارم و موقعیت کاری مناسبی دارم و ترک کارتنها به جهت دوری از او برایم خیلی سخت است.
بین دو راهی مونده ام هم او را می خواهم و هم نمی خواهم و هر بار تلاش برای بهم زدن با او بی نتیجه و منجر به خرد شدن من می شود.
به دنبال راهی عملی برای ختم این رابطه ام هستم که نه به کارم لطمه بزند و نه به او و خیلی دوستانه این رابطه را تمام کنم و البته در ابتدا باید راهی پیدا کنم تا دلبستگی خودم را کم کنم که تا کنون هیچ راهی به ذهنم نرسیده.
باید چه کنم!؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 867  بازدید

سلام خاستم بدونم قرص ب ۲مثبتی دارد
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 168  بازدید

سلام من دچار بیخوابی شدید هستم البته این مشکل رو بعد از خدمت در زندان دچار شدم کمک کنید دارم نابود میشم
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 528  بازدید

چرا از13/04/92 كارت پايان خدمت را براي تعويض ارسال نموده ام ولي بدستم نرسيده است
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 1128  بازدید

سوال های تصادفی

سلام
یه فایل word رو وقتی به pdf تبدیل میکنم حاشیه ها در pdf تغییر میکنه
با چند تا برنامه هم تبدیل کردم ولی بازم همین مشکلو داره
از گروه : مشکلات نرم افزار 746  بازدید

چگونه می توان کامپیوتر و یا لپ تاپ را با فلش بوت کرد؟
از گروه : سوالات گوناگون 968  بازدید

سلام به
همه عزیزان
دوستان من یکساله دارم دنبال اسم یه فیلم میگردم که متاسفانه هیچ اسم و تاریخی ازش ندارم و فقط میتونم
داستان فیلم رو با جزییات بگم
داستانش در مورد چنتا دخترو پسر جون هست که با قایق تفریحی میرن به دریا و قایق وارونه میشه و روی پشت قایق که روی اب شناور مونده میشینین منتظر کمک که یه کشتی خیلی بزرگ از راه میرسه .بعد که میرن بالا میبینن که کشتی هیچ خدمه ای نداره.بازیگر نقش اولش یه زن هست که که وقتی توی راه روهای کشتی داره جستجو میکنه احساس میکنه یه نفر رو رو دیده که داره خودشو از دیدشون پنهان میکنه.و واقعا هم یه نفر توی کشتی هست که در واقع خود همین زنه هست که داره قایم میشه.درگیری به وجود میاد یکی یکی همه کشته میشن و میمونه این زنه که میره تعقیب اونی که قایم میشده و دوستاش رو کشته. وقتی پیداش میکنه و باهاش درگیر میشه اون پارچه ای که روی سر طرفه رو برمیداره و میبینه که اون زنه در واقع خودشه، خود دومش.به مکانای بالاتر کشتی که افراد کشته شدن سر میزنه و میبینه هرجایی که یه ادم کشته شده نگا میکنه میبینه که حدود ۱۰ تا جسد از یه نفر افتاده تا اینکه به بالاترین نقطه کشتی میره و از بالا شاهد خود اولش که روی قایقن و دارن دست تکون میدن برای نجات و خود دومش که داره خودشو از اونا پنهان میکنه.درست یادم نیست چجوری میرسه به خونه وقتی میرسه به خونه از پنجره یواشکی داخل رو نگا میکنه خوشو با بچش تو اتاق میبینه که داره لباساشو با عجله جمع میکنه و میخوان برن بیرون درست یادم نیست که اینجا چیکار میکنه ولی بعدش توی ماشین رو نشون میده که داره با عجله رانندگی میکنه که بچه هی نق میزنه و زنه میگه اروم باش و در همین حین به یه مرغ دریایی میزنه به نظرش اشنا میاد و میره لبه جاده وایمیسته و پایینو نگا میکنه میبینه تعداد و دفعات زیادی به این مرغ دریایی زده.یه صحنه از اخرای فیلم هست که بالای بالای کشتی میرسه به یه گرامافون که دیسک به اخر رسیده و همونجا داره درجا میزنه.در ضمن من فک میکنم ژانرش معمایی باشه.
تعریف کردن این فیلم خیلی سخته چون فیلم تخیلی هست مثل فیلم مکعب یا امثالش.امیدوارم یه نفر متوجه شده بام چی نوشتم.اگر کسی کوچکترین اطلاعاتی هم داشته باشه
برای من کمک بزرگی هست.پیشاپیش ممون
از گروه : سوالات گوناگون 130  بازدید

salam mishe yeki GFIFax Makero baram tozih bede
از گروه : امنیت 1140  بازدید

آیا خداوند بر كسانى دیگر غیر از پیامبران الهى وحى فرستاده است ؟
از گروه : اجتماعی 1893  بازدید
جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

شوخي طنز

خنده دار ترين جکي که تا حالا شنيدين چيه



167
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:


ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

8


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده


بهترین جواب :

0
28
30

shahab2005
یارو داشته عقبی راه میرفته . .. بهش میگن چرا اینجوری داری راه میری . . . میگه آخه بهم گفتن از پشت شبیه آلن دلونی . . .
1
امتیاز


4328
7479
13278

Guest

یه بار خریه به خری کر خر
0
امتیاز


0
1
32

150150

ye marde mekhore be narde bar megarde
0
امتیاز


4328
7479
13278

Guest

ye rooz ye marde, saresh khord be narde hehehehehhe
0
امتیاز


0
1
30

saanaazii

یارو میره طوطی سخنگو بخره ، فروشنده بهش یه جغد میندازه. بعد از یه مدت دوستای یارو بهش می گن: یاد گرفته حرف بزنه یا نه؟ یارو می گه: هنوز نه، ولی خیلی توجه می کنه
1
امتیاز


2
12
36

aliz200x

شاید این جمعه بیاید شاید... (شعار دختران دم بخت) :-))
0
امتیاز


0
28
30

shahab2005

یارو داشته عقبی راه میرفته . .. بهش میگن چرا اینجوری داری راه میری . . . میگه آخه بهم گفتن از پشت شبیه آلن دلونی . . .
1
امتیاز


3
13
48

f_emad

torke mire mashinesho bime kone, aghahe behesh mige : khoda kone hich vaght az in bime estefade nakoni, torke mige : ishala to ham azin pul kheir nabini!!
0
امتیاز


3
13
48

f_emad

ye ruz ye torke....(h h h) mire....(he he he) .... (ho ho ho) .... a'lan khandam gerefte , ba'dan tarif mikonam!!
0
امتیاز




جواب تو چیه؟

کاربر میهمان
     

1000 تومان هدیه بهترین جواب
با سلام.
چهار روز قبل یه بنده خدایی لپ تاپ منو (ایسوس مدل n56jr) به جای وصل کردن شارژر لپ تاپ، به اشتباه کابل برق هارد اکسترنال رو نزدیک پنج ثانیه به لپ تاپ وصل کرده بود و البته من سریع فهمیدم و سریع کشیدمش بیرون، اما از چند ساعت بعد که لپ تاپو به شارژ زدم دیگه نه لپ تاپ برق نمیگرفت و نه باتری شارژ میشد و نه بدون باتری روشن میشد، بعد از آن لپ تاپ رو پیش تعمیرکار بردم و لپ تاپ رو باز کرد و یه قطعه ریز آن که مسئول برق گیری و دادن برق به باتری و لپ تاپ بود، را تعویض کردو مشکل شارژ نشدن و روشن نشدن لپ تاپ درست شد ولی بازی هایی که به راحتی اجرا میشد الان لگ میزنه و مثل وقتی شده که لپ تاپ تو شارژ نیست. مثل این که به اندازه کافی به لپ تاپ برق نمیرسه که برق همه قطعات رو تامین کنه. و منم تا یکشنبه وقت ندارم لپ تاپو ببرم پیش تعمیرکار و الان دل تو دلم نیست و خواستم بدونم به نظر شما به قسمت دیگه لپ تاپ از جمله برد یا گرافیک که آسیبی نرسیده یه وقت مخصوصا تو این گرونی (برای تعویض همون قطعه ریز و دستمزدش نزدیک 200 هزینش شد)
قابل تعمیر هست مشکل الانش ؟ اصلا به نظرتون همون وصل شدن کوتاه یه کابل برق دیگه به لپ تاپ مشکلش بوده ؟



1025 تومان هدیه بهترین جواب



می تونی به این سوال ها جواب بدی؟

















عرض سلام وادب خدمت دوستان
من يه فيلم انگليسى ساخت حدودا ٢٠٠٠ تا ٢٠٠٦ در ميگردم كه خود فيلم و به سبك كلاسيك بازى كردن ،يعنى نزديك به يك قرن پيش از سال ساختش
داستان پدرو پسرى و نشون ميده كه به خون هم تشنه ان
داستان هم سكانس اولش از اونجا شروع ميشه كه پسره تو اداره ى پليس با سر و وضع كبود و زخم و زيلى ،دستبندش زدن و متهم به قتله پدرشه،كه پسره شروع ميكنه به تعريف كردن از رابطه ى خودش و پدرش از همون زمان ١٠-١٢ سالگيش كه اولين بار تازه ميفهمه پدرش كيه،(پدرشم تا جايى كه يادم مياد يه سمت رسمى داشت توشهر،آدم شاخصى بود،تو سيستم قضايى بود اگه اشتباه نكنم) ولى چون مادر اين يه خدمتكار بود كه ازش حامله شده بود به پسره به چشم مايه ننگ نگاه ميكرد،خلاصه از اولين ديدارشون تا چند سال ميگذره كه پسره تحت حمايت يه مرد كه پسر و ميشناخت و ميدونست پدرش كيه كمكش ميكنه تا از رشته حقوق فارق و تحصيل بشه كه بتونه با پدر خودش در بى افته
خلاصه بعدش تازه كَل كَل پدر و پسر شروع ميشه تا جايى كه پدره به قيمت جون خودش پسرش و به قتل محكوم كنه
خيلى فيلم قشنگيه ،لطفا كمكم كنيد اسمشو پيدا كنم
ممنون از شكيبايتون


















پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات