سلام خاستم بدونم قرص B2مثبتی داردیانه؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 49  بازدید

سلام
من یه ایدی داشتم تو فیسبوک که نمیدونم به چه دلیلی دیسیبل شده ؟
حالا من یه ای دی دیگه باز کردم وقتی میرم به پروفایلم درست کار میکنه ولی وقتی میخوام پیامامو ببینم یا با دوستام گپ بزنم صفحه فیس بوک کاملا سفید میاد چیزی دیده نمیشه
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 874  بازدید

سلام من عضو این گروه شدم اما نمیتونم برم تو قسمت ورود اعضا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 898  بازدید



سلام. دخترم و تقریبا شونزده سالمه. تو قبرس زندگی میکنم. من ایرانیم و واقعا دلم میخواد برگردم ایران. مادر و پدرم مخالف من نیستن. فارسیم خوبه. من سالی یه بار میام ایران و فرهنگ و قوانین ایران رو خیلی خوب میدونم. مشکلم اینجاست که من خوشم نمیاد که دانش آموزای دیگه توی مدرسه ای که شاید تو ایران برم، راجع به زندگیم تو قبرس بپرسن...میدونید با دانش آموزای دیگه چجوری میشه؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 902  بازدید

آیا کسی که قرص بوپرنورفین مصرف میکند اعتیاد دارد؟ و آیا مصرف آن برای بیماری قلبی است ؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 231372  بازدید

سوال های تصادفی

سلام
آیا نرم افزاری هست که بشه چندین فایل(مثلا pdfوword) را همزمان با هم بصورت zip درآورد؟(یعنی هر فایلی جدا زیپ بشه، نه اینکه همه ی فایل ها توی یک زیپ قرار بگیرند)
از گروه : آموزش نرم افزار 281  بازدید

تفاوت جوشکاری و لحیم کاری در چیست؟
از گروه : سوالات گوناگون 2098  بازدید

سلام
(Access Restricted (Bad IP
این مشکل رو چطور باید برطرف کرد؟ من تو پیجم بودم یهو از فیس بوک منو انداخت بیرون.الان نمیتونم لاگ این بشم لطفا کمکم کنید.
از گروه : اینترنت و سایت ها 2446  بازدید

سلام
من دختری 35 ساله هستم با ظاهری زیبا و جذاب..از نظر تحصیلات بالاترین مرتبه (دکتری) و موقعیت اجتماعی را دارم. مدت 6 سال با پسر خاله ام که الان 41ساله است دوست هستم. من بدلیل از دست دادن پدر و مادر رفت و آمدی با خانواده خاله ام نداشتم اما 6 سال قبل بطور اتفاقی پسر خاله ام را در منزل مادر بزرگم دیدم اون ورشکسته شده بود و بسیار از نظر روحی داغون بود.. همون شب اون به من ابراز علاقه کرد و این ابراز کردن همچنان بیشتر میشد طوری که همیشه به من میگفت اگه منو ول کنی من میمیرم.. همیشه بهم التماس میکرد که دوستم داشته باش.. و من اول بخاطر ناراحتی های اون کنارش مونم اما کم کم عاشقش شدم.. از نظر مالی وضع خوبی نداشت و من بدور از چشم همه یعنی خانواده خودم و خودش اون رو حمایت میکردم.. حتی شارژ ایرانسلش رو هم براش میخریدم.. گوشی موبایل و... همه همه با من بود.. سعی میکردم آخر هفته هارو کنار اون و خانوادش باشم و بهشون محبت بی دریغ میکردم.. خودش همیشه میگفت تو دنیا هیچکس مثل تو پیدا نمیشه.. تمام این مدت هر موقع بیرون میرفتیم هزینه ها با من بود.. و منو حتی یک پارک برای تفریح نبرد و علتش را میگفت چون من دست خالیم خجالت میکشم بیام بیرون.. البته ناگفته نماند گاهگاهی برایم هدیه هم میخرید و بهم میگفت اگه پولدار بشم دنیا رو برات میگیرم..
5 سال به این منوال من همه جوره کنار خودش و خانوادش بودم تا اینکه سال گذشته با کمک یکی از دوستانش دفتر دار یک وکیل شد و کمی پول دار شد.. اما بعد از چند ماه از کارش من متوجه اس ام اسهای عاشقانش شدم.. و بعد فهمیدم با یک زن مطلقه که یک دختر 17 ساله داشت دوست شده بود و نسبت به اون زن بسیار متعصب بود در حالیکه نسبت به من هیچ تعصب و تعهدی نشون نمیداد و میگفت چون دوستت دارم نمیخوام محدودت کنم حتی چند بار به من پیشنهاد داد با دوستاش رابطه برقرار کنم.. و بعد گفت میخواستم امتحانت کنم.. بهش گفتم اگه منو دوست داری با اون زن بهم بزن اما اون میگفت من یک مدت باید با این زن به رابطم ادامه بدم تا یک بهانه پیدا کنم و ازش جدا بشم..
بهم گفت که من عاشق تو هستم و نسبت به اون زن احساسی ندارم التماس میکرد کنارم باش و تنهام نذار تا من با اون رابطمو بهم بزنم میگفت من تو این رابطه گیر کردم.. و من باور کردم..
تا عید امسال که من برای عیدیشون رفته بودم و اون زن زنگ زد و بهش گفت من پایین ساختمون منتظرت هستم و پسر خالم کروات و عطر و ادکلن زد و بسیار تیپ زد و رفت به من گفت دنبالم نیا.. اما من باهاش رفتم پایین ساختمون.. دست پسرخالمو گرفتم و اون به شدت دستم انداخت کنار و گفت دست منو نگیر خوشم نمیاد بعد رفت پیش اون زن.. پیش زنه به من گفت حرفاتو بزن و برو.. و بهم توهین کرد.. بعد با اون زن خندون سوار پراید زنه شدن و رفتند.. چند ساعت بعد زنه به من زن زد و گفت تو باهاش 6 سال دوست بودی و من 2 ماه.. گفت رفتارش با تو بقدری توهین آمیز بود که به من برخورد.. البته زنه میخواست با این حرفاش ناراحتی منو بیشتر کنه.. بعد از اون روز من باهایش قهر کردم و جواب تلفن و اس هاشو نمی دادم.. خیلی معذرت خواهی کرد و اظهار پشیمونی میکرد میگفت من اون روز کروات زدم که برم با اون زن دعوا کنم و بهم بزنم اما تو نذاشتی... به خانوادش گفته من به حرف اون زن گوش دادم و ازش فاصله گرفتم.. اما من هربار اس ام اس های عاشقانه ایندو را با هم میدیدم داغون میشدم.. در ضمن تو این مدتی که با اون زن دوست شده هر هفته با هم شمال و پارک های مختلف تهران میرن.. و عکسهای خیلی زیبا از اون زن میگیره و میگه چه اشکال داره دوربین همرام بوده ازش عکس گرفتم.. به من میگه تو خودتو با کی مقایسه میکنی جای تو، تو قلب من محفوظه و اون جای تورو نمیگیره.. الان رابطمو باهاش بهم زدم اما خانوادش تلاش میکنن این رابطه درست بشه.. حتی من بهش گفتم اگه به اون زن بهم بزنی می بخشمت اما اون همچنان به این رابطه اصرار میکنه..
الان نمیدونم چکار کنم .. فقط فکر میکنم اگه واقعا راست میگفت و دوستم داشت اینکارا رو با هام نمیکرد.. اما من همچنان عاشقش هستم..
لطفا راهنمایی کنید ایا همچین آدمی واقعا اینطور که میگه دوستم داره؟ یا ممکن هست در آینده بهتر بشه.. میدونم که دوباره برمیگرده اما آیا واقعا میشه همچین رفتار هایی رو بخشید؟ میتونم منتظرش بمونم تا بهم برگرده؟ راستی اینو بگم از وقتی من ولش کردم مریض شده.. و دکتر گفته نارحتیش عصبیه..
من عاشقانه دوستش دارم اما نمیدونم چیکار کنم.. اگه یک مدت بگذره و اون زن دست از سرش برداره آیا میتونم دوباره بهش اعتماد کنم؟
از گروه : ازدواج 3936  بازدید

من جواب سوال امنیتی رو اصلا یادم نمیاد
ایمیلم باز نمیشه چیکار کنم؟
از گروه : اینترنت و سایت ها 2293  بازدید
جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

شوخي طنز

خنده دار ترين جکي که تا حالا شنيدين چيه


167
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:


ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

8


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده


بهترین جواب :

0
28
30

shahab2005
یارو داشته عقبی راه میرفته . .. بهش میگن چرا اینجوری داری راه میری . . . میگه آخه بهم گفتن از پشت شبیه آلن دلونی . . .
1
امتیاز


3827
7306
10634

Guest
یه بار خریه به خری کر خر
0
امتیاز


0
1
32

150150
ye marde mekhore be narde bar megarde
0
امتیاز


3827
7306
10634

Guest
ye rooz ye marde, saresh khord be narde hehehehehhe
0
امتیاز


0
1
30

saanaazii
یارو میره طوطی سخنگو بخره ، فروشنده بهش یه جغد میندازه. بعد از یه مدت دوستای یارو بهش می گن: یاد گرفته حرف بزنه یا نه؟ یارو می گه: هنوز نه، ولی خیلی توجه می کنه
1
امتیاز


2
12
35

aliz200x
شاید این جمعه بیاید شاید... (شعار دختران دم بخت) :-))
0
امتیاز


0
28
30

shahab2005
یارو داشته عقبی راه میرفته . .. بهش میگن چرا اینجوری داری راه میری . . . میگه آخه بهم گفتن از پشت شبیه آلن دلونی . . .
1
امتیاز


3
13
46

f_emad
torke mire mashinesho bime kone, aghahe behesh mige : khoda kone hich vaght az in bime estefade nakoni, torke mige : ishala to ham azin pul kheir nabini!!
0
امتیاز


3
13
46

f_emad
ye ruz ye torke......(h h h) mire....(he he he) .... (ho ho ho) .... a'lan khandam gerefte , ba'dan tarif mikonam!!
0
امتیاز





کاربر میهمان
     




1650 تومان هدیه بهترین جواب
با سلام و خسته نباشی خدمت اعضای گروه کدی که من نوشتم کد قاعده کرامر برای حل سه معادله سه مجهول است،منتها یه اشکال در این کد است، موقعی من کد را ران میکنم فقط یه جواب از سه جواب را به من می دهد.اگه امکان داره یه نگاهی بهش بندازین و اشکالش را درج کنین.با تشکر.
 #include<stdio.h>
 
#include<conio.h>
#include<math.h>
main()
{
int i,j,k,l,m=0,y,u,r;
float d,determ=1.0,a[3][3],b[3],x[3],c[3][3],deltam[3],delta=1.0,p[3][3],q[3];
for(i=0;i<=2;i++)
{
for(j=0;j<=2;j++)
{
printf("matris a");
scanf("%f",&a[i][j]);
}
}
for(l=0;l<=2;l++)
{
printf("bordar b");
scanf("%f",&b[l]);
}
for(i=0;i<=2;i++)
{
for(j=0;j<=2;j++)
{
c[i][j]=a[i][j];
}}
for(i=0;i<2;i++)
{
for(j=i+1;j<=2;j++)
{
d=c[j][i]/c[i][i];
for(k=0;k<=2;k++)
{
c[j][k]=c[j][k]-(d*c[i][k]);
}
}
}
for(i=0;i<=2;i++)
{
for(j=0;j<=2;j++)
{
if(i==j)
determ=determ*c[i][j];
}
}
for(y=0;y<=2;y++){
for(u=0;u<=2;u++){
p[y][u]=a[y][u];
}}
for(j=0;j<=2;j++)
{
for(i=0;i<=2;i++)
{
for(l=0;l<=2;l++)
{
if(i==l)
{
p[i][j]=b[l];
if(l==2 && m<=2)
{
for(i=0;i<2;i++)
{
for(j=i+1;j<=2;j++)
{
d=p[j][i]/p[i][i];
for(k=0;k<=2;k++)
{
p[j][k]=p[j][k]-(d*p[i][k]);
}
}
}
for(i=0;i<=2;i++)
{
for(j=0;j<=2;j++)
{
if(i==j){
delta=delta*p[i][j];
}
}}
deltam[m]=delta;
x[m]=(deltam[m])/(determ);
for(r=0;r<=2;r++){
if(r==m){
q[r]=x[m];
} }
m=m+1;
for(y=0;y<=2;y++){
for(u=0;u<=2;u++){
p[y][u]=a[y][u];
}}
}
}
}
}}
for(r=0;r<=2;r++){
printf("%f",q[r]);
}
getch();
}



می تونی به این سوال ها جواب بدی؟











سلام
من دانش اموز سال اول متوسطه یا همون هفتمم
مدرسه رفتن برام واقعا سخته در حدی که کابوسشم میبینم
درس خوندن رو دوست ندارم
تو جمع دوستام بودن رو هم همینطور
البته این به این خاطره که باهاشون فرق میکنم و حرف هایی که بهم میزنن اصلا برام جالب نیست وگرنه در جمع هایی مثل تیم ورزشم و... دوست دارم باشم چون تقریبا مثل اونام
تنهایی رو بیشتر دوست دارم چون وقتی تنهام از خودم سوال هایی میپرسم و جواب هایی به خودم میدم که هیچ کس نمیتونه اونارو بم بگه.
از معلمام بدم نمیاد چون میدونم به خیال خودش داره بهترین کارارو واسمون انجام میده اما مطمعنم نمیدونه چقدر سخته. نمیدونه چقدر سخته ادم جلوی 30 نفر خورد بشه. نمیدونه که چقدر بده ادم از ترس فرداش نتونه شب بخوابه. بزرگ ترین نقطه ضعف منم تحقیر کردنم توسط دیگریه. میدونم خیلی بده بخاطر همین 6 سال مدرسمو بزور درس خوندم بهترین شاگرد بودم اونم واسه یه مشت معلم. میدونم. الان میگین بزرگ بشی ازشون تشکر میکنی. وای که چقدر از این حرف بدم میاد. درس خوندن شاید باعث بشه ایندم روشن بشه اما در ظاهر اینطوریه در باطن هیچ وقت خوشحال نخواهم بود و معنی زندگی واقعی رو نخواهم چشید. بخاطر همین امسال، سال هفتم مدرسم دارم سعی میکنم درس نخونم اما دارم دیوونه میشم هم نمیتونم تو جمع دوستام باشم هم به چشم معلمام یه کودن به نظر میام. از اون نگاه هاشون متنفرم. ناظما هم که مثل حیوون با ادم رفتار میکنن. به چشمشون یه پشه ی بی تربیت و بی نظم و تنبل و احمقی بیش نیستی
از همون لحظه اولی که وارد مدرسه میشم اذیتم میکنن.
یه بار ناظمه بهم گفت کی از این مدرسه میری تا از دستت راحت شیم؟
میدونم بهترین کار اینه که بهشون اهمیت ندم. خیلی سعی کردم. یه روز یه بار دوستمم گفت که ازت خیلی خوشم میاد خیلی خونسرد و بیخیالی. اما نمیدونه از درون دارم چه زجری میکشم.
بخاطر همین همیشه سعی کردم فرار کنم . بیشتر روزای مدرسرو غیبت میکنم. بخاطر همین نه تنها بچه بلکه معلما هم بهم تیکه میندازن.
خسته شدم. خیلی خسته شدم.
بیشتر کابوسام اینه که یکی داره دنبالم میکنه و من به شدت میدوم و فرار میکنم.
ولی بازم با اینکه این همه اذیت میشم نرفتن و غیبت کردنو ترجیه میدم حداقل وقتی نمیرم میتونم ذهنمو اروم کنم
جدا نمیدونم چکار دیگه باید بکنم
تنها کاری که از دستم برمیومد این بود که نظرات شما رو بشنوم
ممنون میشم راهنماییم کنید.
ببخشید که بد و طولانی نوشتم.








سلام متولد ۵۴ هستم تقریبآ عاشق همسرم هستم ولی سر یه موضوع کوچیک همیشه دعوا داریم و تا یک ویا دوهفته قهر هستیم جدیدا حرفهای رکیک هم باب شده یه پسر داریم اگه این بچه نبود تا الان طلاق می گرفتیم بیشتر بحث ها
۱. خونه همیشه ریخت پاشه البته بخاطر پسرم ریخت وپاش اسباب بازی و..
۲. همیشه میگه مادرت چی گفت و جاری هاش چی گفتن و اونا دشمنش هستن
۳. درخانواده اش یعنی پدرش هم همیشه با برادرشان و عروسشون مشکل دارن
۴. موضوعات قدیم همش تو ذهنش هستن
۵. تو درسهای دانشگاهی خودش کم میاره و من باید کارهای عملیش و حتی نمرات تو سایتش را هم من باید انجام دهم
۶. وقتی قهر هستیم نه غذایی و نه صحبتی ونه .... حتی واسه کودک پنج ساله هم نگرانم
۷. من از سر کار میام زمانیکه قهر هم نباشیم اصلا یه خسته نباشید هم نمیگه چه رسد به سلام کردن
و اما خودم
۱. به خانواده ام توهین بشه عصبانی میشم خصوصا مادرم که یه عمر به پای من نشست و مادری کرد
۲. مهندس پتروشیمی هستم و از نظر مالی مشکلی ندارم و همیشه میگه تو ادعای کارت را داری
۳. جلو بچه سعی میکنم دعوا نکنیم ولی ادامه که بده منم میزنم به سیم آخر
۴. قبلا یه بار عقد کردم و طلاق گرفتیم و از این موضوع سوء استفاده میکنه و میگه عابران دیگه می ره اگه منو طلاق بدی
۵. هرچی می خواد واسه خودش می خره طلا و لباس و ...منم زیاد کاری باهاش ندارم
۶. انتظار داره هر موقع می ریم شهرستان ماشین پر کنیم از سوغات و ... بعدم حرفی بزنم میگه گدایی تو


لذا تو دوراهی گیر کردم زندگی با این هم واسم سخت شده نمیدونم راهنمایی کنید الانم تو دوران قهر هستیم


















پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات