سوال دارم مشاوره میخوام
از گروه : ازدواج 44  بازدید

سلام .من 24 سالم و خواهرم 26 ساله هستند.خواستگارای خوبی خواهرم داشته اما رو هرکدوم یه عیبی میذاره و رد میکنه و یه جورایی توقعش بالا رفته. در ضمن خیلی مقایسه میکنه و میگه اگه من الان با ی دیپلمه ازدواج کنم (من که خواهرشم)با ی فرد با تحصیلات بالاتر ازدواج میکنم و مقایسه میکنه دراینده.اما من دوست داشتم هنگامی که دانشجو بودم 20سالگی ازدواج کنم که اجازه ندادن .الان واقعا صبرم تموم شده و میترسم که به گناه کشیده بشم اما خانوادم میگن حتما اول اون باید ازدواج کنه و اگه اون ازدواج نکنه مردم فکر بد میکنن در صورتی که من الان مورد خوبی دارم و دوست ندارم تو سن بالاتر یا ۳۰ سالگی ازدواج کنم.نمیدونم چطور با خانوادم صحبت کنم و این موضوع رو در میون بذارم.همونطور ک اون بخاطر من و اینکه من بعدش هستم نباید اشتباه کنه و حق انتخاب داره .منم نباید بخاطر اون از هدف و ارزوهام بگذرم.میشه کمکم کنید.خیلی ممنون🌹
از گروه : ازدواج 303  بازدید

با سلام من مدتی است که تصمیم به زادواج گرفتم همه مراحل رو به درستی انجام دادم (خواستگاری و تحقیق و ....) اما مشکلی که دارم بعد از مدتی اون دختر هر مشکلی که پیش میاد حتی اگر مقصر خود او هم که باشه من باید معذرت خواهی کنم موقعی هم که معذرت حواهی میکنم فقط میگه بخشیدم و دیگر هیچ. کمکم کنید.
از گروه : ازدواج 1976  بازدید

به نام خدایی که دوست داشتن را دوست دارد
من 29 سال دارم. فردی مذهبی، ورزشی، اجتماعی ، شوخ طبع و احساساتی هستم . بعد از مدت‌ها به لطف خداوند،تلاش خانواده و دعای دیگران در خارج از کشور برای من کار مهیا شد. برای امر ازدواج به چندین خانواده رفتم از فامیل و آشنا و غریبه. هر کدام که پا پیش می گذاشتیم، بخاطر مسالی از جمله مثبت نبودن خون دو طرف، دوری از محل زندگی خانواده ، محل کار و … ازدواج صورت نمی گرفت و با مشکل بر می خوردم.
این امر من را پیش از پیش نگران و نگرانتر می کرد اما آن را نشان نمیدادم تا اینکه بعد از این همه جستجو و ناامیدی به شخصی که دوست خواهرزادم است وچند بار که ان را در منزل خواهرم دیدم، صحبت آن را کردم. (دختری که از سوی خواهرام و بقیه از تمام خصلتها مورد تایید است) خاطرخواه آن شدم از خانواده خواهش و اصرار کردم با خانواده شخص صحبت کنند. خانواده بنده به دلیل ناهمزبان بودن ممناعت ایجاد کردند . چند وقتی این مساله بین من و خانواده مطرح شد و دائم این را میگفتم ((ایه قرآن مصداق حکایت من است که خدا می فرماید: ما شما را با رنگها و زبانهای مختلف خلق کردیم و شما را در قبائل مختلف قرار دادیم که با همدیگر آشنا شوید، همانا بهترین شما کسی است که با تقوا تر باشد…)(پس ملاک بزرگی و بهتر بودن نزد خدا، تقواست نه رنگ و زبان !!)
پس از کش و قوسهایی، چون خانواده با دختر ارتباط داشتند، مساله و اوضاع من را از کوچک تا بزرگ را به او گفتند ابتدا تلفنی با پدر ایشان صحبت کردم و بعد از مدتی همراه با خانواده به خواستگاری این شخص رفتیم. پس از صحبت با دختر، بله را از آن گرفتم، دل به او بستم. پدر راضی بود اما مادر، مساله دوری دختر از خانواده و در کشور دیگر زندگی کردن را قبول نکرد.
این مساله کمتر از یک هفته طول کشید.. با قبول نکردن مادر ایشان و گرفتن جواب نه، ضربه روحی روانی سنگینی متحمل شدم.
دوباره بعد از آن شخصی به من معرفی شد. جهت آشنایی با آن، رفتم اما این دلشکستگی و دوست داشتن در من بود، با این شخص صحبت کردم و تمام شرایط،حال و روز و اتفاق پیش خودم را گفتم ، علاقه ابتدایی بینمان پیش امد، ایشان قبول کرد و چند روز بعد عقد انجام شد..!!!
یک روز بعد از عقد، به کار برگشتم. همیشه سعی میکردم فکرم را از دختر قبلی خارج کنم همیشه خودم را از این حالت خارج میکردم و با مرور زمان فراموش کنم. تا اینکه روزی با خانم صحبت می کردم و درگیری فکری داشتم، ساکت شدم ادامه صحبت ندادم و خانم از بنده سوال کرد من نیز با صداقت گفتم فکر شخص قبلی من را اذیت میکند.
بخاطر این امر، خانم به مشاوره مراجعه کرد و شرایط من را به مشاور گفت! مشاور با فهمیدن تمام ریز و بم موضوع به خانم گفت که شما باید از هم جدا بشوید اینگونه زندگی کردن سخت و آسیب زننده است. (با اینکه قبلا به او گفته بودم)
از هر طرف غضب پیام ها بر من نازل شد و من را مقصر خطاب کردند!!
خانم پیام داد و گفت:
نمی تونم با تو زندگی کنم
کاش عقد نمیکردیم
نمی تونم با شخصی که دل و روحش جایی دیگه باشد زندگی کنم
نمی توانم با کسی باشم که علاقم به او یکطرفه باشد
نمیتونم با شخصی باشم که تنها جسمش پیش من باشد
و گفت که به من شک دارد!!

با وجود اینکه قبلا گفته بودم اما الان اینگونه شد!!
با شنیدن و خواندن این صحبت ها ، دلشکستگی خودم را نسبت به آن بروز ندادم و همش از مثبت بودن و راضی کردن صحبت میکردم حتی با خانواده خانم تماس و معذرات خواهی کردم
بار دیگر این صحبت و شک کردن به من تکرار شد این صحبتها روز به روز بر من سنگینتر و سنگیتر میشد و دائم مرا چه در خانه و هنگام کار، از لحاظ روحی روانی بر من مشکل ایجاد کرد.
دلشکسته بودم با جدایی خواستن خانم، افسرده شدم امیدم به زندگی از بین رفت و دیگر انگیزه ای به ادامه ندارم. حتی آن علاقه‌ی کوچک که در ابتدا بوجود آمد، از بین رفت و نسبت به حال و زندگی خودم متنفر شدم . از لحاظ روحی نابود و همیشه در حال فکر و فراموشی هستم. از آن وقت با خود صحبت می کنم: کاش آن دختر میشد، دوستش داشتم دل به آن بستم خودم را ………
بعد از گدشت 10 روز ،در خصوص این مساله با خانواده چند بار صحبت کردم و گفتم من همان لحظه جواب ندادم و از روی عصبانیت تصمیم نگرفتم درباره آینده من و نحوه ادامه زندگی خودم با خانمی که اول بسم الله این را بگوید، فکر کردم و الان دارم به شما میگم بنده نمی خواهم با خانم ادامه زندگی بدهم. (قبل از اینکه بزرگتر شود و بعدها پشیمان بشوم، جلوی آن را میگیرم) بعد از چند بار صحبت کردن، با واکنش سخت و عصبی خانواده برخورد کردم. نمی دانم چرا مرد را همیشه مقصر قلمداد می کنند یک عمر زندگی برادر خود را به شناخت یک ماهه خانم فروختند و از آن طرفداری میشود.
آیا ضربه خوردن و آثار روحی و زندگی تنها بر دختر وارد میشود یا مرد نیز بر آن تأثیر دارد؟
اینکه بگویند دختر بیشتر آسیب میبیند درست، پس تکلیف مرد چه میشود؟
نمیدانم اگر کسی قبل از ازدواج با صداقت مسائل خود را به دختر بگوید آیا اشتباه کرده است ؟؟ که بعد از عقد باید اینشکلی با او رفتار شود و جواب بگیرد؟
این تنها 45 روز از زمان عقد گذشته است

خیلی اشتباه کردم خواهشا من را راهنمایی کنید
از گروه : ازدواج 1113  بازدید


سلام م ن دختری22 ساله هستم چندسالی هست که یه حس خاصی به پسرعمم دارم که6ماه ازم بزرگتره دو سه سال احساسم خیلی بیشتر شد خیلی زیاد خوابشو میبینم.الکی بغض دارم همش گریه میکنم .نمیدونم چیکارکنم نمیدونم اون اصلا من و دوست داره بعضی اوقات احساس میکنم بهم توجه میکنه اما گاهی هم ن.یکم مبهمه احساس میکنم دوسم داره اما اصلا بروز نمیده واقعا حالم بده هر روز بدترهم میشم.بچه که بودیم همیشه ازم حمایت میکردحالا وقتی جایی باشیم همیشه اون سلام میکنه یا گاهی باهام شوخی میکنه.گاهی که رمان زیادی باشه که ندیدمش یا ببینمش و باهام نحرفیم شک میکنم که اصلا عاشقش هستم یا ن امابه معنی واقعی تمام زندگیم و احاطه کرده خیالم خوابم فکرم.توی خیابون که میرم چشمم به آدماشاید ببینمش یا به پلاک موتورها و ماشین ها نگاه میکنم بلکه ببینمش.وفتی تنها باشم تود خیابون احساس میکنم کنارمه و مواظبمه دارم نگام مبکنه.امسال رفتم مشهد بعد از چند ماه توی حرم دیدمش خیلی اروم بودم دوس داشتم باهاش حرف بزنم اما نمیشد البته نمیدونم چرا حس کردم اون ازم نفرت داره .خیلی دیر به دیر میبینمش مثلا توی مشهد که دیدمش بعد از 5 ماه بود حتی برای عید نوروز هم ندیدمش چون تعطیلات فر بودلطفا بهم کمک کنید خیلی ممنون.
از گروه : ازدواج 465  بازدید

جدیدترین سوالات

سلام
من ی دختر 21 سالم که حدود ی ساله که با ی اقای 32 ساله اشنا شدم ومن در شمال ایران وایشون جنوب ایران زندگی میکننداین اقا تاحالا 3باربه خواستگاری اومده وخانواده ممن باراه دورمون مخالفن ومنم ازاین اقاخوشم اومده فعلا تنها مخالفت خانواده جدا از تفاوت سن راه دورمون میخواستم بهم کمک کنید.من واین اقا باهم صحبت میکنیم وارتباطمون خیلی قوی وصمیمی شده میخوام قبل اینکه بیشترازاین بشه راهنمایی کنیدوتکلیف خودموبدونم.چون هیچ راهی به ذهنم نمیزسه برای حل این موضوع.اخه تفاوت سن راه دور مانع ازدواجه؟درسته همه ی اینا اینده مشخص میشه وشاید در اینده مشکل پیش بیادولی باز راهنماییم کنید.چون اون پسردیگه خیلی بهم وابسته شده وهمچنین خودم به اون وهمه راه ها رومون بسته است.
باتشکر
از گروه : ازدواج 1393  بازدید

سلام بنده 29 سالمه و مشکل مالی دارم و پدرم هم پولدار نیست و میخوام ازدواج کنم اگر کسی ادمی رو میشناسه که کمک قرض الحسنه ای بده صبح و شب تمام روز دعاش میکنم میتونه تحقیق هم کنه که برای چی میخوام اون کمکو هم اقساطی میدم
از گروه : ازدواج 1127  بازدید

سلام.من یه دختر 20ساله هستم..در حال حاضر یه خواستگار دارم که هم خونوادم و هم خودم قبولش کردیم...ولی حسم میگه خونوادم چون من قبولش کردم اونا هم قبول کردن و ته دلشون چیزی دیگس...الان من از خواستگارم شناخت کمی دارم و با اینکه چن جلسه باهم صحبت کردیم و من از ایشون خوشم اومده.ولی الان نگران آیندم هستم...در یکی از جلسات ایشون گفتن همدیگرو بهتر و بیشتر بشناسیم بهم وابسته میشیم ولی من این وابستگی رو فقط نمیخام.. میخام اون دوست داشتنه و علاقه هم باشه ولی الان نگران آیندم هستم که زمانی که عقد کنیم اون علاقه و دوست داشتن شکل میگیره یا ن؟؟؟؟ و از حرفاشون فهمیدم ایشون از من خوشش اومده ...میشه راهنماییم کنین چیکار کنم؟ این افکار منفی و ترس از اینده داره عذابم میده...تشکر
از گروه : ازدواج 491  بازدید

سلام
من 26 سالمه برام خواستگار اومده پسره همه مشخصاتش خوبه تحصیلات و اخلاق و شغلش و… همش رو پسندیدم ولی فقط یه مشکلی هست که قیافه اصلن نداره و چهارشونست ولی من لاغر و قیافم هم خوشگل متوسطه میترسم بهش نه بگم دیگه همچین خواستگاری واسم نیاد یا فامیلهامون مسخرم کنن حالا باید چیکار کنم.
تو را خدا راهنماییم کنین باید جوابشون رو زود بدم؟؟؟
از گروه : ازدواج 1405  بازدید

سلام.من یه خانم 30 ساله هستم 2 ساله که از شوهرم جدا شدم.الان یک ساله که با یک آقا آشنا شدم و ایشان همسر و فرزند داره و تو زندگیش هیچ مشکلی هم نداره و خیلی هم دوسشون داره. اما به گفته خودش عاشق من هست و میگه که پشتیبانمه اما باید قدم قدم بریم جلو تا همه چی به هم نریزه.نمیدونم عشقش راسته یا ... اما هرچی که هست یک دفعه داشتم اس ام اس بازی میکردم بد کتکی ازش خوردم.صداش میلزید و داد میزد که چرا عاشق تو شدم؟چرا به عشق تو رویا پردازی کردم. هرطور که بود اون جریان رو پشت سر گذاشتیم و هنوز با همیم. همیشه هم میگه خیلی نگرانه و اگه بفهمه من با مردی حرف زدم یا بهم پیشنهادی شده کاملا به هم میریزه.باید این را هم بگم من دو تا بچه دارم و اون آقا هم خیلی پایبند خونوادشه و همین تعجبم را صد برابر میکنه.درضمن باید بگم من هم خیلی دوسش دارم و پایبندش شدم و بهش احترام میگذارم.
از گروه : ازدواج 1559  بازدید

سوال های تصادفی

این ویندوزهای آپدیت شده ای که سایت های ایرانی مثل همین سایت وزین راسخون و یا سافت98 و سافتگذر و . . ارائه میکنند، آیا مستقیما از خود سایت مایکروسافت میگیرند و یا خود این سایتهای ایرانی آپدیت میکنند؟ در کل مایکروسافت، فقط آپدیت ویندوزهاش رو میده بیرون و یا ویندوز آپدیت شده؟ منظور نسخه به روز شده کامل.
از گروه : سیستم عامل ها 1278  بازدید

سلام دوستان و اساتید محترم.
کلید sleep لپتاپ من از کار افتاده.کسی میدونه چطور میتونم فعالش کنم؟؟
یعنی وقتی تو منوی shut down میرم 6تا گزینه داره طبق معمول که گزینه sleep به حالت سایه در اومده و نمیشه روش کلیک کرد.
کسی میدونه چطور میتونم فعالش کنم؟؟
ضمن اینکه ویندوز 7 -64 بیت روش نصبه و مدل لپتاپ msi cx41 b950 .
با تشکر فراوان
از گروه : سایر سوال و جواب های کامپیوتری 1233  بازدید

راجع به حافظ شیرازی چه می دانبد؟
از گروه : سوالات گوناگون 1147  بازدید

معنی لایک در فیس بوک چیست؟
از گروه : اینترنت و سایت ها 30341  بازدید

من رمز فیس‌بوک و یادم رفته از طرفی‌ رمز امیلمم یادم رفته بد تازه سوال امنیتی امیلمم یادم رفته :د حالا باید چیکار کنم ؟ واقعا فبمو نیاز دارم
از گروه : امنیت 1760  بازدید
جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

ازدواج

دلیل اینکه جوانان امروزی امر ازدواج را پشت گوش می اندازند چیست؟



81
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:


ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

5


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده



3
17
33

kaenat

سلام
ای خدا کنه پشت گوش بی اندازند
والا
با این سطح فرهنگ ازدواجی در کشور
هر 10 تا 6 تا طلاق

خوب این اصلا یه نعمت که پشت گوش بی اندازند
باور کنید طرف اصلا ذهنیتی از ازدواج نداره پسره رابطه جنسی رو میبینه دختره هم امنیت رو !
تو همین سایت سوالات رو ببینید
طرف میگه دختره مثلا 2 سال ازم برگتره ازدواج کنم یا دختره میگه طرف خونه نداره ازدواج کنم؟
یعنی در همین حد توضیح میدهند !!!!
انگار ازدواج یه جمع دورهمی بعد یه زره عشق و هاله بعد تموم میشه میریم خونمون!
که همین اتفاق هم تو کشور ما افتاده!
0
امتیاز


4469
7521
13953

Guest

بیکاری و مسکن مهم ترینه تو این قضیه
0
امتیاز


4469
7521
13953

Guest

سلام


قهر با فرهنگی بومی، آقا قبلا چند تا خانواده با هم زندگی می کردن کلی به داد هم می رسیدن تا بتونن مستقل بشن این روزها رفتارهای روشنفکرمابانه آدم ها رسونده به هزار درد بی درمان یکی شم همین به تاخیر انداختن نیازهای طبیعی است. در نتیجه این نیاز ها به شکل غیر منطقی و غیرعرفی تامین شده فساد در جامعه زیاد می شود. آنوقت کسی به کسی اعتماد نخواهد کرد. در ادامه این دور باطل چون افراد به هم اعتماد نمی کنند ازدواج ها باز هم به تاخیر خواهد افتاد و ...
0
امتیاز


0
2
30

mey1360

ترس با توجه مشكلات اقتصادي موجود در جامعه جوانان ترس انرا دارند كه نتواند از عهده مخارج زندگي بر بيايند يا همان احساس مسولئت نكردن در قبال زندگي
0
امتیاز


0
28
30

SHAHAB2005

مشکلات مسکن و چول و سخت گیری خانواده ها دلایل اصلی اونه .
0
امتیاز




جواب تو چیه؟

کاربر میهمان
     

می تونی به این سوال ها جواب بدی؟

































پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات