جدیدترین سوالات




این مطلب جدی و براساس نظر بسیاری از مردمه.دوست دکتری دارم که به این موضوع معترفه و میگه که مراجعات کمی از سمت رانندگان ماشین سنگین داریم ولی تقریباً 90 درصد از اونها دچار مشکلات حاد عصبی هستن.خود من هم تا حالا هرکدومش خورده تو پستم روانی تمام عیاری بوده حتی این عصبیت تو خونواده هاشونم بصورت غیرطبیعی وجود داره.من اوقات بعد از کارم رو مسافرکشی می کنم و تقریباٌ با همه قشری سرو کار دارم اما عجیبت تر و داغون تر از این قشر ندیدم. یبار یه نفرو سوار کردم که می گفت راننده ماشین سنگینه وقتی حرف شد بخاطر یه موضوع ساده نزدیک بود یکی از مسافرارو تیکه پاره کنه.یه بار دیگه هم که یکیشونو با خانوادش سوار کردم و فقط بخاطر اینکه گفتم سه سال سرباز نیرو انتظامی راهور بودم و از تمامی قوانین تصادفات خبر دارم تعادل روحیش بهم خورد و شروع کرد به بدو بیراه گفتن و تو سر خودش زدن.یکیشم که امروز سوار کردم بخاطر اینکه گفتم از مسیری که خودم بلدم میرم و نمی تونم از جایی که اون میخواد عبور کنم وسط جاده سوئچ ماشین رو کشید و بنا کرد به لگد زدن تو در ماشین و توی سر خودش زدن و گریه کردن.خدا رحم کرد تریلی زیرمون نگرفت. به نظرتون عجیب نیست؟

سوال های تصادفی

باسلام:فکرمیکنید چند درصد از مردم میدونن که مغز انسانهادر اینجا(کره زمین)توسطه گایاوتیا هدایت میشه وحتی خوابهایی که میبینیم از طریق گایا وتیا هست که به مغزمون خطور میکنه(این دو کوه در الیمپیوس)قراردارند.بعضی از روانشناسان حتی نام اون رو نشنیدند!
این دولتها هستند که باید مادران سازمان ملل(101 مادره سازمان ملل) رو قبول کنن تا به واقعیت نزدیک بشیم.همه در روی کره زمین طبق قانون گرگ پادشاه(جیزالله)که آمریکا اون روبه اسمه قابرئیل وهمسرش رو به اسمه لاه میشناسن تبرئه هستند وخیلی ها در روی کره زمین هستند که همسره واقعی خودشون رو ندارند!یک نوربابا هم وجود داره که همه اون رو پاپ هشتم میدونن وقبولش دارن ودرمورد مثائل زناشویی به پسرها ودختران جوان کمک میکنه .حالاسوال من این هست آیا کسی میدونه که آدم وحوّا(پادشاه مقدس وملکه مقدسه پدر هستند؟)ما خودمون با دستان خودمون باید دنیایی سرشاراز زندگی روبسازیم ودر این راه از بزرگترهامون هم میتونیم کمک بگیریم.مثلا پزشکها میتونن از مریم دست پاک(جبرائیل)که مادره طب هست کمک بگیرندتا بیشتربیماری ها از دنیای ما زودوده بشه!



با سلام واحترام
من 31ساله مهندس ساختمان استخدام رسمی با درآمد ماهانه120000تومان حدود9ساله پیش با همسرم آشنا شدم ،ایشان تازه دیپلم هنرستان دررشته معماری گرفته بودنند.درنهایت هر دو خانواده بعد از گذشت 3ماه ازآشنایی ما درجریان قرار گرفتند و دراین فاصله ایشان را تشویق به ادامه تحصیل نمودم وبردم کلاس کنکورثبت نام کردم تااینکه درمقطع کاردانی دررشته معماری پذیرفته شدوبعد ازدوسال بعد ازتثیبت شرایط کاری وشروع به تحصیل من وهچنین ترم آخر کاردانی ایشان زمینه ازدواج فرآهم شد.دوره 2ساله دوستی ما رابطه گاهی خوب وبدی داشتیم ومشکل از جانب من بخاطر نوع تفکرات خشک وپوسیده وعدم برخورد صحیح با جنس مخالف بودبطوریکه رابطه دستوری حاکم شدوایشان بدلیل (سن17ساله )کمی که داشتندتحت تاثیر قرارگرفته وعلی رغم میل باطنی کرنش نشان میدادندومواردی که به ایشان تکلیف میکردم مثلا آرایش نکن ،حق بیرون رفتن با خواهررو نداری بیرون میری باید اطلاع بدی چه ساعتی میری وبرمیگردی و... که این مسائل متاثرازشرایط خانوادگی من بود.تا اینکه با مشکلاتی بیان آن خارج ازحوصله است ازدواج کردیم ومن هم تحصیل میکردم وهم کاروبه اصرارمن مجددادرکنکورسراسری شرکت کردند و دررشته مهندسی معماری پذیرفته شدندودرنهایت فارغ تحصیل گردیدند.ازابتدا به دیلل نحوه برخوردپدر وبویژه مادرمن تنش های درهمان ابتدا زندگی ما بوجود آمدواین برخورد ها ناشی ازعدم آگاهی ومدیریت پدر وبویژه مادرم بود که بخاطرفقرفرهنگ خانوادگی آنها ایجاد شد.شاید هم بعضی از حرفها ورفتارهای آنها تعمدی نباشدواین موضوع را من بارها به همسرم میگفتم ولی ایشان اصراربه اینکه من مدافع آنها هستم محکوم میکردودراین میان اصطکاک بین ما زیاد میشد وبه مشاجره ودعوا فیزیکی ختم میشدکه دوبارمادر وخواهر ایشان با تماسی که من گرفتم حضور پیدا کردن ولی متاسفانه ضعف مدیریت و عدم آگاهی آنها برای حل وفصل این موضوعات بی اساس منجر به شعله ورشدن دعوا میشد.واز آن ابتدا یکسری حرمت ها بین ما شکسته شدوسعی کردم ترمیم کنم ولی با یک تلنگرمجددمسائل دامن زده میشد،وتصمیم گرفتم با 2تا خواهر ایشان خیلی رسمی وسرد برخورد کنم.واین روند ادامه داشت تا سال90که گاهی روابط خوبی با همسرم داشتم وگاهی روابط سردی که ایشان پیشنهاد بچه دارشدن دادن ومن نمیپذیرفتم،ویک سال شانه خالی کردم وبالاخره سال 91با اصرار ایشان ومرافه ومراجعه به پزشک وتوصیه پزشک مبنی براینکه ایشان مدت طولانی ازدواج کردن وباردارنشدن مصلحت به اینکه باردار شوند.علی رغم میل باطنی من تصمیم گرفتیم بچه دار شویم.اسفند 92فرزندم به دنیا آمدوبعداز گذشت چند ماه کوران اختلاف همسرم با مادرم تا الان شعله وراست.حس عجیبی دارم نه علاقه ای به همسرم دارم نه به فرزندم دارم.زندگی سخت وکلیشه ای شده،دوستانم رنج سنی 50تا60ساله ازمهندسین همکارهستنند با روحیه های بالا واهل تفریح های سالم کوه ،جنگل وموسیقس دوسالی هست با اینها ارتباط دارم وبصورت هفتگی برنامه میذاریم ویا دورهم جمع میشویم اهل موسیقی وشعر هستنندلحظات شادی را باهم داریم،واقعا حوصله خونه رفتن ندارم هیچ جذابیتی برام نداره ،احساس میکنم فرزند 6ماه ام را دوست ندارم حوصله گریه کردنشم ندارکم،احساس میکنم با همسرم نمیتونم ارتباط بگیرم دیگه دوستش ندارم،ارتباط همسرم باخانواده اش معمولی است ایشان هم ابراز میکند زندگیش تباه شده واززندگی وازدواجش راضی نیست ومشکل اساسیش به یاد آوردن خاطرات تلخ گذشته است ،سردی بدی حبه زندگی ما حاکم شده،واقعا نمیدونم چی باید کنم.
توضیح اینکه ازلحاظ مالی وفرهنگی تقریبا هردوخانواده دریک سطح اند

جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

آزمایشات یا آزمایش‌ها

0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:

ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

1


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده

1 جواب برای این سوال ثبت شده!

چینش بر اساس زمان ثبت


چینش بر اساس امتیاز



5784
8554
18744

guest

نگارش کلمه ی آزمایش‌ها درست است.
0
امتیاز


جواب تو چیه؟

کاربر میهمان
     


2000 تومان هدیه بهترین جواب


















پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود،
سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.