خودتو بیشتر بشناس:       آزمون شخصیت شناسی MBTI
با سلام و خدا قوت. من دختری 37 ساله هستم خواستگاری دارم که 47 سالشونه. قبلا یه ازدواج ناموفق داشتن (یک سال عقد بودن) و جدا شدن. هر دو لیسانس کامپیوتر هستیم و از نظر فرهنگی و مذهبی بهم نزدیکیم ، همدیکه را خیلی دوست داریم. یه مدتی باهم صحبت کردیم و شناخت کمی از هم پیدا کردیم من نظرم اینه که تست mmpi2 , neo بدیم برای شناخت بیشتر و مشاوره بریم اما ایشون دوس ندارن بیان مرکز مشاوره فقط قبول کردن این تستو تو منزل جواب بدن. ایا من میتونم این تستو بدم برای تحلیل و ایا مرکز مشاوره ای هست که اینو قبول کنه من با یه مرکز مشاوره صحبت کردم قبول نکردن. نمیدونم چیکار کنم روی چه مسائلی تکیه کنم که شناختم بیشتر و واقعیتر باشه. لطفا راهنماییم کنین. ممنونم
از گروه : ازدواج 830  بازدید

سلام من یک ماهه نامزد کردم بعد یک ماه میگن که نامزدم سیگار میکشه و تفریحی مواد همچنین میگن خودش خوبه دوستاش خرابش دارن من چکارکنم بعد عقد خوب میشه؟ من دوسش دارم
از گروه : ازدواج 679  بازدید

معیارهای یک همسر خوب چیست؟
از گروه : ازدواج 3120  بازدید

سلام
بنده حدود یک سال هست که به منظور ازدواج با دختری آشنا شده ام و وی را خیلی دوست دارم. در این مدت طی حرف هایی که زدیم به این نتیجه رسیدیم که در خیلی از زمینه ها با هم تفاهم داریم ولی اخیرا که شروع کردیم در باره ی مسایل جنسی صحبت کنیم، من به ایشون گفتم که علاقه ی شدیدی به بوسیدن پای وی دارم که یک واکنش عجیبی از وی دیدم و به من گفت که حتی نگاه کردن به پاهاش رو نمی تونه تحمل کنه تا برسه به اینکه بزاره پاهاشو بوس کنم. به من گفت که برم پیش روانشناس تا ببینیم میشه این حس رو از بین برد یا نه؟ ولی واقعیتش اینکه که من این حس رو از بچگی داشتم و اصلا نمیتونم این حس رو تو خودم از بین ببرم یا بهتر بگم این که نمیخوام این کار رو بکنم. دلیلشم این بود که اولن از این کار چندشش میشه و ثانیا کفت که این کار باعث میشه حس مرد بودن رو نسبت به من از دست بده و اصلا دوست نداره منو تو این حالت ببینه، همین طور گفت که این کارا نشانه ی شهوته و اصلا شهوت بعد ازدواج رو نمیتونه تحمل کنه و گفت فقط معاشقه و رابطه ی عرف رو اجازه میده ( حتی با لیسیدن اندام جنسی و جاهای دیگه مشکل نداره ولی گفت رو پا خیلی حساسه).
من خودم به شخصه با این شرایط اصلا نمیتونم کنار بیام. فعلا بهش گفتم که دارم رو این موضوع کار میکنم ولی واقعا الان نمیدونم کار درست دیگه چیه. من قبلا با این امید که نظر وی به تدریج در این باره عوض میشود بر این موضوع پافشاری خاصی نکردم ولی وی به من اطمینان داد که نظرش عوض نخواهد شد. من وی رو خیلی دوست دارم ولی الان به شک افتادم که آیا ازدواج کردن با وی، ارامش به من خواهد داد یا نه. ممنون میشم اگه شما راهنمایی کنید.
وی 22 سال دارد و دانشچو ارشد هست، نماز خوان و با حجاب معمولی مانتو هست.
از گروه : ازدواج 12  بازدید

سلام خسته نباشید
زهرا هستم 19 ساله از شهر اصفهان تا دیروز با یک پسر به اسم مجید که 21 سال داشت رابطه داشتم البته 5 ماه که خانواده اش در جریان بودند من عاشقشم واقعا از دیروز که صداشو نشنیدم دارم دیوونه میشم نمیدونم چیشد ولی از یه روز صبح هر چه باهاش تماس گرفتم جوابم رو نداد به خواهرش پیامک فرستادم گفت خوابه بعد که بیدار شده بود گفته بود عمدا جواب منو نداده و خطشو واگذار کرده خیلی بهشش زنگ زدم اما فایده نداشت آخرش خواهرش راضیش کرد ج بده یه پسر قبلا مزاحم میشد بهش به دروغ گفته بود چطور میتونی با کسی ازدواج کنی که زیر دست من بوده مجیدم میگه با این حرف نمیتونم کنار بیام خیلی گریه کرد راضیش کردم تنهام نذار ولی فرداش از فکر نبودش جولش گریه کردم اونم قطع کردو پیامک داد که نمیتونه تحمل کنه این قضیه رو الآن نمی دونم چیکارکنم لطفا کمکم کنید
از گروه : ازدواج 772  بازدید

جدیدترین سوالات

سلام. حدود یک سال و نیم پیش سر کار یکی از همکارانم انقدر بهو گیر داد که کم کم شیفته ش شدم. حالا قصد ازدواج داریم. خانواده ش دو بار پا پیش گذاشتند اما مادر من انقدر مخالفه که حتی حاضر نیست درموردش حرف بزنه. پسره سه سال و نیم از من کوچیکتره.من متولد مرداد 66 هستم. لیسانس مدیریت بانکی هستم اما اون دیپلمه و گفته که از این ترم میره دانشگاه ثبت نام میکنه. از لحاظ مالی از ما پایین تر هستن. خودش خیلی نسبت به هم سن و سالاش مرد شده.بیشتر میفهمه. خیلی اهل کاره و چشم پاکه. قبولش دارم اما از بس بقیه ساز مخالف زدن که ترسیدم. اون حتی دیپلم نداشت اما بخاطر من رفت دیپلم گرفت که دانشپاه بره. کمکم کنید.نگرلنم واسه آینده م
از گروه : ازدواج 1223  بازدید


سلام م ن دختری22 ساله هستم چندسالی هست که یه حس خاصی به پسرعمم دارم که6ماه ازم بزرگتره دو سه سال احساسم خیلی بیشتر شد خیلی زیاد خوابشو میبینم.الکی بغض دارم همش گریه میکنم .نمیدونم چیکارکنم نمیدونم اون اصلا من و دوست داره بعضی اوقات احساس میکنم بهم توجه میکنه اما گاهی هم ن.یکم مبهمه احساس میکنم دوسم داره اما اصلا بروز نمیده واقعا حالم بده هر روز بدترهم میشم.بچه که بودیم همیشه ازم حمایت میکردحالا وقتی جایی باشیم همیشه اون سلام میکنه یا گاهی باهام شوخی میکنه.گاهی که رمان زیادی باشه که ندیدمش یا ببینمش و باهام نحرفیم شک میکنم که اصلا عاشقش هستم یا ن امابه معنی واقعی تمام زندگیم و احاطه کرده خیالم خوابم فکرم.توی خیابون که میرم چشمم به آدماشاید ببینمش یا به پلاک موتورها و ماشین ها نگاه میکنم بلکه ببینمش.وفتی تنها باشم تود خیابون احساس میکنم کنارمه و مواظبمه دارم نگام مبکنه.امسال رفتم مشهد بعد از چند ماه توی حرم دیدمش خیلی اروم بودم دوس داشتم باهاش حرف بزنم اما نمیشد البته نمیدونم چرا حس کردم اون ازم نفرت داره .خیلی دیر به دیر میبینمش مثلا توی مشهد که دیدمش بعد از 5 ماه بود حتی برای عید نوروز هم ندیدمش چون تعطیلات فر بودلطفا بهم کمک کنید خیلی ممنون.
از گروه : ازدواج 98  بازدید

سلام من دختری 27 ساله هستم که 9 ماهه با پسری 31 ساله عقد کردیم، از اوایل آشنایی گفت من کالا واسه جهزیه نمی خرم منم گفتم خانوادم میگن 2 یا 3 کالا باید پسر بخره حالا گفت اشکال نداره بعدا درستش می کنیم، از ماه اول حقوقامو میگرفت و 100 هزار تومن واسم میذاشت که کمتر پول خرج کنم، گفت باید جمع کنیم لازم میشه چند ماه بعد خونه خریدیم چون وام مسکن داشتیم 3 دانگ 3 دانگ به ناممون شد، منم هر چند وقتی میگم 2تا کالا رو تو باید بخری همش باهام دعوا میکنه که اصلا پولتو به من نده منتم رو من نزار، این دفعه هم وام ازدواجمو میخواد بگیره بازم گفتم اگه واممو نمیگرفتی خودم بقیه جهازمو میخریدم نیازی هم نبود تو بخری بادجور قاطی کردو باهام دعوا افتاد گفت تو آرامشو ازم میگیری طلاقت میدم ی زن دیگه میگیرم، توهم برو تو اون خونه زندگی کن، گفتم این چه حرفیه میزنی گفت دیدی رو اعصاب آدم راه میرن چه حسی داره حالا هم باهام قهره دو روزه زنگ نمیزنه و جوای زنگمو نمیده، تو این 9 ماه هم همش سر هر چیزی دعوا میافته باهامو داد میزنه کلا عصبیه، کارش زیاده تا هر چی میگم عصبی میشه، پدرم نداره باید شبا پیش مادرش بره که تنها نباشه، از این موضوع هم بدم میاد بیشتر از من به مادرش بها میده، نمیدونم با این شوهر چه کنم؟مشکل از منه یا اون نمیدونم، خودمم حساسم زود ناراحت میشم و چهرم عوض میشه نمیتونم خودمو کنترل کنم، مثلا منو پیش خانوادش مسخره میکنه من ناراحت میشم تا شب بهش غر میزنم آخرم اون سرم داد میزنه دعوا میشه..کمکم کنید.
از گروه : ازدواج 734  بازدید

عاشق پسری هستم.که 3ماه نامزدش بودم.اما این پسر از نظر شخصیتی انسان جالبی نبود.حتی با چند نفر رابطه داشت.اما هنوز عاشقشم.با اینکه الان پسری هست که شدیدا عاشقمه اما واسم بی اهمیته .اما این پسر از نظر مادی خیلی ضعیفه.کارش جور نیست.حالا چ کنم ب زندگی برگردم؟
از گروه : ازدواج 829  بازدید

سلام خسته نباشید
زهرا هستم 19 ساله از شهر اصفهان تا دیروز با یک پسر به اسم مجید که 21 سال داشت رابطه داشتم البته 5 ماه که خانواده اش در جریان بودند من عاشقشم واقعا از دیروز که صداشو نشنیدم دارم دیوونه میشم نمیدونم چیشد ولی از یه روز صبح هر چه باهاش تماس گرفتم جوابم رو نداد به خواهرش پیامک فرستادم گفت خوابه بعد که بیدار شده بود گفته بود عمدا جواب منو نداده و خطشو واگذار کرده خیلی بهشش زنگ زدم اما فایده نداشت آخرش خواهرش راضیش کرد ج بده یه پسر قبلا مزاحم میشد بهش به دروغ گفته بود چطور میتونی با کسی ازدواج کنی که زیر دست من بوده مجیدم میگه با این حرف نمیتونم کنار بیام خیلی گریه کرد راضیش کردم تنهام نذار ولی فرداش از فکر نبودش جولش گریه کردم اونم قطع کردو پیامک داد که نمیتونه تحمل کنه این قضیه رو الآن نمی دونم چیکارکنم لطفا کمکم کنید
از گروه : ازدواج 772  بازدید

سوال های تصادفی

سلام. کسی میدونه چطور رنگ قسمتی که ظرفیت درایوها یا وقتی چیزی کپی یا کات میکنیم (منظورم نوار سبز رنگ هستش) رو عوض کرد. اخه یه تم خوب نصب کردم فقط همین موردش نقص داره اگه بتونم رنگ پیش فرض رو بدارم خوب میشه. کسی بلده؟؟؟
از گروه : سیستم عامل ها 901  بازدید

اینترنت را با نام نادرشاه تا تونستم گشتم ولی مطلبی پیدا نکردم که منو کاملا قانعم کنه که نادر شاه ترک بود یا کرد - مقالات هردوطرف رو ضعیف میدیم
ببینم اینجا میتونم جواب درست رو پیدا کنم
از گروه : کتاب و کتابخوانی 1524  بازدید

سلام.آخرین باری که رفتم تو فیس بوک صفحه ام مشکلی نداشت.قبلااینجوری بود که گوش زدها ودرخواست ها یک طرف وبرون رفت وتنظیمات یک طرف جست جوگر بود ولی حالاهمه اومدن یه طرف و قاطی شدن وازکیفیت و وضوح صفحه کاسته شده اگه کمکی ازتون بر میاد ممنون میشم که راهنمایی کنید.
از گروه : دنیای مجازی 982  بازدید

انواع قیچی های فلزبری کدامند؟
از گروه : سوالات گوناگون 836  بازدید

با سلام من وقتی ویندوزم را عوض کردم 2 فیش جلو کیسم که هدفن می خورد صدا ندارد تو ویندوز قبلیم درست بود و بعد از عوض کردن ویندوزم این جوری شد.
چرا؟
از گروه : مشکلات سخت افزار 1143  بازدید
جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

ازدواج

سلام من دختری بیست ساله هستم که به تازگی نامزد کردم..من با نامزدم مشکل خاصی ندارم ایشون با درامد کمی که دارند چیزی برای من کم نمیزارن..مشکلم با ظاهر ایشونه...از نظر هیکلی خوب هستن و از نظر قیافه معمولی و سبزس... همیشه قیافه خودمو با ایشون مقایسه میکنم همه از قیافه من تعریف میکنن و میگن از همسرت سر داری..در طول روز انقد به این چیزای مزخرف میکنم که روز خودمو خراب میکنم ....😔😔


0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:


ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

1


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده




2817
6660
7537

Guest
سلام
به نظر من بیماری روانی منفی بافی داری
پیشنهاد می کنم کتاب رازهایی درباره ی زندگی (باربارا دی انجلیس )رامطالعه کنی.
0
امتیاز





کاربر میهمان
     

می تونی به این سوال ها جواب بدی؟



























سلام. من دختر هجده ساله ای هستم که به خاطر یک سری مشکلات خونوادگی، هفته ای دو بار به یه گروه مشاوره مراجعه میکنم...توی این گروه، افرادی با مشکلات مختلف دور هم حلقه میزنن و راجع به مشکلاتشون به هم میگن تا سبک بشن و اونوقت مشاوری که در اونجا حضور داره همگی رو تک تک راهنمایی میکنه تا چطور مشکلاتشون رو حل کنن...به تازگی یه آقای بیست و هفت ساله به جمع ما ملحق شده که خیلی عجیب بنظر میاد...خیلی افسرده ست...به ندرت حرف میزنه و اگه هم بزنه، به اصرار مشاوره...هر وقت که شروع میکنه به حرف زدن، بغضش رو نمیتونه نگه داره و گریه میکنه...یه روز راجع به مشکلش گفت...اون گفت که بیست سالش بوده که ازدواج کرده و بیست و دو سالگی پدر شده...توی یه حادثه همسرش و پسر یه ماهش رو از دست میده و الان خودشو باعث و بانی همه ی این اتفاقات میدونه...بعد از پنج سال هنوز نتونسته روحیه شو بدست بیاره...حالا من، توی همه ی این گیر و دار، یه حس خاصی نسبت به این آقا پیدا کردم که بعید میدونم این باشه که بهش جذب شده باشم، چون اصلا بنظر نمیاد مرد قوی و محکمی باشه...نمیدونم...دلم میخواد بهش کمک کنم...دلم براش میسوزه ولی نمیدونم چرا همش فکر میکنم یه حسی فراتر از اینا بهش دارم...بنظرتون چطور میتونم حس واقعیم رو نسبت بهش کشف کنم؟






با سلام
من خانم متاهل 27 ساله دارای یک پسر سه سال و نیمه و شش سال و نیمه که ازدواج کردم من و شوهرم علاوه بر مخالفتهای زیاد خانواده ام بعد از شش سال کشمکش با هم ازدواج کردیم با هم پسر دایی دختر عمه هستیم خواهر شوهرم زن برادرمه ، متاسفانه شوهرم آدم خیلی عصبی است سر هر چیز کوچیکی که مخالف حرف خودش باشه دعوا راه میندازه با اینکه اون موقع منو خیلی دوست داشت ولی حالا فحش و ناسزا میگه به خانواده ام فحش میده دست بزن داره و هیچ موقع هم حاضر نیست معذرت خواهی کنه و همیشه میگه تو شروع کردی تو مقصری منم همیشه به خاطر پسرم که روحیه ش خراب نشه میرم برای معذرت خواهی چه اون مقصر باشه چه من ولی به این راحتی ها هم حاضر نیست کوتاه بیاد اگر هم تا نصفه روز باهاش کاری نداشته باشم شروع میکه به فحش دادن و کتک کاری شیش ساله دارم تحمل میکنم به خاطر آبروم به خاطر پسرم من نفسم به پسرم بنده از این وضعیت هم خسته شدم خانواده ام فکر میکنن ما هنوز مثل اون سالای قبل از ازدواج که هر کاری میکردیم به هم برسیم عاشق همیم هنوز هم با همه این فحش ها و کتک ها دوسش دارم از اینکه دیگه کنارم نباشه حس بدی پیدا میکنم




پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات