خودتو بیشتر بشناس:       آزمون شخصیت شناسی MBTI

سوال و جواب در فیسبوک

سوال هایی از همین گروه

منو پسر خالم خعلی با هم فرق داریم از همه نظر
منم هنوز خیلی بچه م
ولی تازگیا فهمیدم ،خالم منتظره تا کنکور بدم بعد بیان خواستگاری!
نگاه خودمم ب حامد عوض شده
این حس برای کی پیش اومده؟
راهنماییم کنید
ذهنم درگیره
اصن شاید اشتباهی متوجه شدم
نمیــــــــــــــــــــــــدونم
از گروه : ازدواج 1548  بازدید


سلام م ن دختری22 ساله هستم چندسالی هست که یه حس خاصی به پسرعمم دارم که6ماه ازم بزرگتره دو سه سال احساسم خیلی بیشتر شد خیلی زیاد خوابشو میبینم.الکی بغض دارم همش گریه میکنم .نمیدونم چیکارکنم نمیدونم اون اصلا من و دوست داره بعضی اوقات احساس میکنم بهم توجه میکنه اما گاهی هم ن.یکم مبهمه احساس میکنم دوسم داره اما اصلا بروز نمیده واقعا حالم بده هر روز بدترهم میشم.بچه که بودیم همیشه ازم حمایت میکردحالا وقتی جایی باشیم همیشه اون سلام میکنه یا گاهی باهام شوخی میکنه.گاهی که رمان زیادی باشه که ندیدمش یا ببینمش و باهام نحرفیم شک میکنم که اصلا عاشقش هستم یا ن امابه معنی واقعی تمام زندگیم و احاطه کرده خیالم خوابم فکرم.توی خیابون که میرم چشمم به آدماشاید ببینمش یا به پلاک موتورها و ماشین ها نگاه میکنم بلکه ببینمش.وفتی تنها باشم تود خیابون احساس میکنم کنارمه و مواظبمه دارم نگام مبکنه.امسال رفتم مشهد بعد از چند ماه توی حرم دیدمش خیلی اروم بودم دوس داشتم باهاش حرف بزنم اما نمیشد البته نمیدونم چرا حس کردم اون ازم نفرت داره .خیلی دیر به دیر میبینمش مثلا توی مشهد که دیدمش بعد از 5 ماه بود حتی برای عید نوروز هم ندیدمش چون تعطیلات فر بودلطفا بهم کمک کنید خیلی ممنون.
از گروه : ازدواج 73  بازدید

اگه کسی هست که تجربه داره لطفا بگه
کدوم پوزیشن برای اولین رابطه(!) بهتره و درد کمتری داره؟
از گروه : ازدواج 5603  بازدید

سلام.من 25 سالمه و دانشجوی کارشناسی ارشد هستم. شوهرم هم 28 سالشه و سیکل داره.این اقا یبار اومدن خاستگاری من و من جواب رد دادم و چون فامیل بود خیلی بد شد با همه دعوام شد بابام باهام قهر کرد.تا اینکه باز اومدن خاستگاری و من از ترس اتفاقای قبل جواب بلع دادم و بعدش من ارشد قبول شدم و اون گف من دوس ندارم درس بخونی ولی من قبول نکردمو اومدم ی شهر دیگه و دارم درسمو میخونم و قطع راطه کردیم و بعد 1سال و نیم باز اومدن خاستگاری هرچی ب بابام گفتم نمیخامش قبول نکردن و گف باید با همین عقد کنی. تا اینکه 8 ماهه عقد کردیم خیلی مشکل داریم میگه نباید دکتراتو بخونی نباید بری سرکار، چرا میری باشگاه، چرا موهات بیرونه منم چون حوصله بحث باهاشو نداشتم گفتم باشه دکترامو نمیخونم سرکار نمیرم.چون اصلا ادم منطقی نیس فقط میگه من نمیخام. کارم فقط گریه هس.دوسش ندارم.نمدونم چکار کنم.هر مشکلیم پیش میاد میگه تقصیر مامانته مامانت بهت یاد داده ت ب حرف بقیه گوش میدی خاله هات گفتن. همین باعث میشه دعوامون شه. ب من میگه ت مغروری تو اینجوری.خسته شدم از دستش.نمیتونم بااش حرف بزنم .چکار کنم چطور رفتار کنم
از گروه : ازدواج 639  بازدید

سلام خسته نباشید
من 20 سالم هست با دختری به مدت 2 سال دوست بودم و توی این 6 ماه اخر رابط دوستی مشکل مال زیادی داشتم ک مقداری عصبی و نا امیدم کرده بود
الان بخاطر مشکل مالی از من فاصله گرفته و نکته دوم ایشون تصادف قبلا داشتن که باعث شده موقع راه رافتن لنگ بزنن ک در یکی از بحثامون من به این قضیه اشاره کردم و باعث تموم شدن رابطه شد
نکنه بعدی من اصلا مشکلی با این قضیه نداشتم و هرقدر اسرار کردم ک این مسعله برام مهم نیست ب حرفم گوش نکردن و در جواب گفتن ک اعتماد ب نفس من پایین اومده وو دیگه نمیخام باهات باشم
و فوق العاده لج باز و قد هستن و کلا راجب همه چیز ایراد میگیرن
منم میشم کمکم کنید
از گروه : ازدواج 45  بازدید

جدیدترین سوالات

سلام، دختری 19ساله ام، پسزی 29ساله ازم خواستگاری کرده، ازهرلحاظی مناسبه بجز2مورد.ازلحاظ اختلاف سنی وظاهری مشکل دارم، لطفاراهنماییم کنیدکه چه تصمیمی بگیرم، درشرایط دینی هم ظاهرهم سن شرطه.
باتشکر
از گروه : ازدواج 1342  بازدید

سلام. دختری 27 ساله هستم که مدت 9 ماهه با پسری که خارج از کشور زندگی میکنه ارتباط دارم. آشنایی و ارتباط ما از طریق واسطه(دوست صمیمی و چندین ساله ایشون) و برای ازدواج بود.چند ماه پیش پدر این آقا به محل کارم اومد و خواست مثلا بدون اطلاع قبلی, منو ببینه همون شخص واسطه بعد از رفتن ایشون به من جریانو گفت ولی چندین بار قسمم داد که به کسی نگم وگرنه خودش بی اعتبار میشه. به همین دلیل من به دوستم چیزی نگفتم و حتی وقتی جریان پدرش رو برام تعریف کرد طوری وانمود کردم که انگار اطلاع ندارم.الان بعد از چند ماه به طریقی شک کرده بود(حدس میزنم خود اون رابط بهش گفته) که من اطلاع داشتم و وقتی دوباره پرسید نتونستم دروغ بگم و جریانوگفتم. ولی خیلی عصبانی شد و گفت به من کلک زدی من چطور میتونم بهت اعتماد کنم و از کجا معلوم راجع به چیزهای دیگه و پسرها به من دروغ نمیگی... خواهش میکنم کمکم کنید چکار کنم که متوجه بشه فقط بخاطر قسمی که خورده بودم اینکارو کردم وگرنه دلیلی نداشت ازش پنهان کنم. 1بار بهش پیام دادم و عذر خواهی کردم زنگ زد و گفت باید فکر کنیم من نمیتونم دوباره اعتماد کنم شاید خیلی چیزای دیگه ازم پنهان کرده باشی اصلا شاید دیگه نتونم ادامه بدم. لطفا راهنماییم کنید چکار کنم. چطور بهش بفهمونم اون واسطه از سادگیم سواستفاده کرد و نذاشت بهش جریان رو بگم ولی الان برای نابود کردن رابطمون بعد از چند ماه این جریانو رو کرده. اگه زنگ زد چی بهش بگم که دوباره باورم کنه. من شرایط کمک گرفتن حضوری از مشاور رو ندارم خواهش میکنم در اسرع وقت راهنماییم کنید زندگیم برای هیچ و پوچ به هم ریخته
از گروه : ازدواج 302  بازدید

سلام .من دختر بیست ساله هستم و به تازگی نامزد کردم...نامزدم خداروشکر اخلاقشان همونیه که خودم میخوام ..فقط مشکلم اینجاس که کارشان آزاد و ساعت کاری ایشون زیاده صبح زود تا ۷ و ۸ شب سرکار هستن و زمانی که به دیدن من میان خسته و زود میخوابن...من کم کم دارم ازش دور میشم ...با اینکه میدونه و میگه کار بهتری سراغ ندارم و برای عروسیمون بابد پول پس اندار کنیم...حتی خودش هم بعضی موقعها میفهمم از نظر روحی خستس ولی به من نمیگه..من در این شرایط چیکار کنم؟؟؟هم میخوام همون زنی باشم که اون میخاد که حداقل وقتی از سرکار میاد خوشحال باشه ولی خودمم از نظر روحی خستم😓
از گروه : ازدواج 78  بازدید

چه روشی بهترین روش برای لذت بردن هر دو طرف در روابط جنسی است؟
از گروه : ازدواج 4649  بازدید

عاشق یه آقایی بودم بی خبر گذاشت ورفت البته اونم منو میخواست ولی مادرش نگذاشت راه ما رو بست که به هم نرسیم چهار سال و هشت ماهه الان . سه روز پیش فهمیدم با دختر خالش ازدواج کرده . خودش نمیخواسته مادرش مجبورش کرده چون دخترخالش دختر نبود و زن شده بود برای همین نمیخواستش ولی برای حفظ آبرو سکوت کرد و راضی به ازدواج شد باهاش
من خیلی حالم بده شبا تا صبح بیدارم و گریه میکنم صبح ها بلند میشم یهو میزنم زیر گریه اصلا دست خودم نیست الانم پنج روزه که لب به آب و غذا نزدم از گلوم پایین نمیره
اونا هم میخوان جدا بشن میدونم که بر میگرده بهم ولی من روانی میشم چه برگرده چه برنگرده من عاشقش بودم نمیتونم قبول کنم که زنی دیگه بدنشو دیده نمیتونم دارم زجر میکشم دارم میسوزم از بس با مشت زدم به قلبم قلبم داره تیر میکشه اگه روزی بیاد باید از اول برای من متولد بشه من دارم میمیرم جونم بالا اومد خدا ازشون نگذره منو بدبخت کردن فقط خودشو خراب کرد الان بعد پنج ماه میخواد جدا بشه چرا منو بازی داد چرا
من اعصاب ندارم شدید افسرده ام میخوام خودمو بکشم تحمل ندارم فکرش راحتم نمیذاره جلو چشمامه روحم در عذابه وجدانم ناراحته دارم زجر میکشم
از گروه : ازدواج 1029  بازدید
جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

همسر ناراضی

اشتراک با دوستان:

با سلام
4 سال پیش با دختر عموم که 3 سال از خودم کوچکتره ازدواج کردم . خانواده جفتمون اراک هستن . من بخاطر کار 8 سال پیش به اصفهان امدم .بعد ازدواج خانمم هم یه کار در اصفهان پیدا کرد. از فردای روز ازدواج اختلاف های ما باهم شروع شد و خانم بنده از هرچیزی شکایت میکرد.از وضعیت مادی .از کارش .از بیخیالی من.از بی توجهی من.مشکلات وقتی به اراک میرفتیم بیشتر میشد .چیزی که من حس میکردم این بود که کاملا قصد قطع رابطه با خانواده من رو داره.چون هر وقت بحث خانواده من میشد یا مهمونمون میکردن یا مهمون میشدن خانم شدیدا به هم میریخت و هر وقت دلیل رو ازش میپرسیدم یه بهونه هایی که چندان منطقی نبود یا برای من اثبات شده نبود.مثلا اینکه به من میگفت که مادر بنده بحث جهیزیه دختر فلانی و مطرح کرده،پس قصد کوچک کردن من رو داره یا اینکه خواهر بنده به ایشون گفته خوش به حال کسایی که خارج خونه کار دارن دیگه کار خونه نمیکنن.با توجه به اینکه من ایشون رو از خانوادش جدا کردم و فاصله نسبتا زیادی که بوجود امده همیشه تو بحثامون من کوتاه اومدم به خاطر دلسوزی یا عذاب وجدان...ولی خیلی وقتها حرف طلاق رو پیش میکشه .خیلی ناراضیه پرتوقع و شاکی .همه بدیهای من رو(که البته من هیچوقت متقاعد نشدم که بدی کردم) با جزییات کامل از روز اول رو برام بازگو میکنه . ناراحتیش از من به خاطر اینه که چرا من روبروی خانوادم به خاطر گناهشون(شایدم گناه ناکردشون) نمی ایستم. البته من یه جاهایی تقصیر کارهستم که برمیگرده به خصوصیت های اخلاقی من ،کم حرفی،درون گرایی،شهودی ،منطقی همه خصیصه های هستند که از نظر خام بنده عیب هستند.اینکه آدمی هستم که در زمان حال زندگی میکنم ایشون رو خیلی عذاب میده . من در حال حاضر 32 سالمه فرزند وسط و ایشون فرزند اخر هستن


0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:


ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

6


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده




2665
6439
7008

Guest
دوست خوبم سلام
باید بگم بحث شما نیاز به مشاوره حضوری داره و اگر مشاوره دینی باشه خیلی بهتره. در واقع هم شما و هم همسرتان نیاز دارین تا با شخص متخصصی حضورا صحبت کنید و آن به شما راهکار بده. الحمدلله در اصفهان مشاوره های خوبی پیدا میشه که میتوانید با یه سرچ ساده پیداشون کنید. مهم اینه که شما زندگی و همسرتان را دوست دارید. متاسفم که بخاطر مشغله زیاد بیش از این نمیتونم کمک کنم. برای خوشبختیتان دعا میکنم. موفق باشین
0
امتیاز


2665
6439
7008

Guest
عرض سلام
خوب نگاه شما تا حدی حق به جانب دارانه است و من قبلش بهتون تبریک میگم که تحمل کردید و زیر ننگ طلاق نرفتید
اما بعد
دوست عزیزم ببینید اگه شما بخواهید زندگی کنید و همسرتان را هم دوست داشته باشید با کمال قدرت به میگم که تمام مشکلات قابل حل تمام مشکلات با کمال باور به شما عرض میکنم تمام مشکلات و خوب شاید بپرسید پس چرا امار طلاق هر روز بالا تر میرود و باید خدمت شما عرض کنم که درسته مشکلات قابل حله ولی این دلیل بر این نیست که خود به خود حل میشود مثل مثلث روبیک ،بعضی ها نمیتوانند حلش کنند از جمله خود من ولی دلیل نمیشود ان غیر قابل حل باشد و خبر خوب اینه که مشکل شما یه مثلث روبیک نیست و خیلی خیلی ساده تر این حرف هاست و خیلی راه حل ساده تری هم داره هر چند این راه حل یه قرص جادویی نیست
ببینید دوست من خواندن کتاب در رابطه با زندگی زناشویی رو بهتون پیشنهاد میکنم مخصوصا کتاب بلوغ فکری در زندگی زناشویی که خیلی هم کوتاه و مختصر و البته کتاب های دیگر هم میتواند خیلی موئثر باشد
0
امتیاز


2665
6439
7008

Guest
عرض سلام
خوب نگاه شما تا حدی حق به جانب دارانه است و من قبلش بهتون تبریک میگم که تحمل کردید و زیر ننگ طلاق نرفتید
اما بعد
دوست عزیزم ببینید اگه شما بخواهید زندگی کنید و همسرتان را هم دوست داشته باشید با کمال قدرت به میگم که تمام مشکلات قابل حل تمام مشکلات با کمال باور به شما عرض میکنم تمام مشکلات و خوب شاید بپرسید پس چرا امار طلاق هر روز بالا تر میرود و باید خدمت شما عرض کنم که درسته مشکلات قابل حله ولی این دلیل بر این نیست که خود به خود حل میشود مثل مثلث روبیک ،بعضی ها نمیتوانند حلش کنند از جمله خود من ولی دلیل نمیشود ان غیر قابل حل باشد و خبر خوب اینه که مشکل شما یه مثلث روبیک نیست و خیلی خیلی ساده تر این حرف هاست و خیلی راه حل ساده تری هم داره هر چند این راه حل یه قرص جادویی نیست
ببینید دوست من خواندن کتاب در رابطه با زندگی زناشویی رو بهتون پیشنهاد میکنم مخصوصا کتاب بلوغ فکری در زندگی زناشویی که خیلی هم کوتاه و مختصر و البته کتاب های دیگر هم میتواند خیلی موئثر باشد

خوب این تا اینجا!

موفق و سربلند باشید
0
امتیاز


0
3
30

zahra1371
بهترین راه برای حل مشکلات شما و همسر محترمتان مراجعه به مشاوره خانواده است به نظرم ازدواج فامیلی مشکلات زیادی وجود دارد. ان شاءالله با مراجعه به مشاوره مشکلاتتون حل خواهد شد
0
امتیاز


0
3
30

zahra1371
سلام ازدواج فامیلی خوب نیست بنده پدر و مادرم نسبت فامیلی دارند اختلافات عموهام وزن عموهام زیاد شده است نباید به ازدواج فامیلی فکر میکردید چون مشکلات زیادی دارد و و درسری برای شما بیفتد
0
امتیاز


0
107
140

alemedahr
سلام
به نظر بنده مشکل شما ریشه های عمیق تری داره و حتما باید به یک مشاور خانواده مراجعه کنید.
موفق باشید.
0
امتیاز





کاربر میهمان
     

1650
تومان هدیه بهترین جواب
سلام
یه چند تا تمرین جاوا دارم که خودم از پسشون بر نمیام ممنون میشم اگه کسی میتونه تو نوشتن این برنامه ها کمکم کنه
1 - برنامه ای بنویسید که عددی را خوانده و مشخص سازد آیا آن عدد متقارن است یا خیر؟ مثلآ اعداد 5335 ،47874
متقارن هستند. خروجی برنامه باید True یا False باشد.
2 -یک کلاس Operation بسازید که شامل یک صفت از نوع int به نام x باشد، سپس برای این صفت توابع
()get و ()set را پیاده سازی کنید. حال در کلاس Main تابع ()main را برای اجرا شدن برنامه بنویسید و داخل
این متد از کلاسOperation یک شی به اسم op بسازید و مقدار x را باتوجه به ورودی که کاربر وارد میکند
مقداردهی کنید. حال با استفاده از این مقدار x در داخل کلاس Operation یک با نام ()act تعریف نمایید که مقدار
فاکتوریل x را محاسبه و چاپ نماید.
3 -برنامه ای بنویسید که متنی شامل چند جمله از کاربر را دریافت کند و دارای متدی باشد که با دریافت یک کلمه،
جمله ای از آن متن را که آن کلمه در آن وجود داشته باشد به طور کامل چاپ نماید.
مثال :
متن ورودی :
An object is a software bundle of related state and behavior. Software objects are often used to
model the real-world objects that you find in everyday life. This lesson explains how state and
behavior are represented within an object, introduces the concept of data encapsulation, and
explains the benefits of designing your software in this manner.
کلمه ورودی 1:
bundle
خروجی1:
An object is a software bundle of related state and behavior.
کلمه ی ورودی 2:
Life
خروجی :
Software objects are often used to model the real-world objects that you find in everyday life.
فرض مسئله : هرجمله به یک نقطه ).( ختم میشود.
فرض مسئله: فرض کنید هر کلمه فقط در یک جمله وجود دارد.

6-کلاسی به نام string_My تعریف نمایید که شامل توابع زیر باشد:
الف( رشته ای دریافت کرده و تعیین کند آیا با کاراکتر عددی شروع شده است یا خیر .
ب( رشته ای دریافت کرده و تعیین کند آیا به کاراکتر عددی ختم شده است یا خیر.
ج( رشته ای دریافت کرده و تعیین کند آیا دارای کاراکتر عددی است یا خیر.
د( رشته ای دریافت کرده و حروف بزرگ آن را به حروف کوچک تبدیل کند .
ه( رشته ای دریافت کرده و حروف بزرگ آن را به حروف کوچک و حروف کوچک آن را به حروف بزرگ تبدیل کند .
و( رشته ای دریافت کرده و تعداد کلمات آن را چاپ کند؟
ز( رشته ای دریافت کرده و کلمات آن را از آخر به اول چاپ کند. به مثال زیر توجه کنید :
“I like java” => “java like I”
 برای نوشتن دو تابع پایانی)و،ز( فرض کنید که بین کلمات space قرار دارد.
 برای انجام این تمرین حتما متدهای کلاس String را در داکیومنت جاوا مطالعه نمایید.
در انتها از کلاسی که طراحی کرده اید یک شی به وجود آورید و در کلاسی به نام HW2Q6 از تمامی توابعی که ساخته
اید، با یک مثال استفاده نمایید.
از گروه : برنامه نویسی به زبان java 42  بازدید

250
تومان هدیه بهترین جواب
با سلام
من دارم یه دفترچه تلفن رو برنامه نویسی میکنم
به این صورت که الان با سه تا تکست باکس اسم و فامیل و شماره تلفن طرف رو میگیره
و با دکمه add اضافه میکنه تو یه ی دونه آیتم از لیست باکس
حالا دوتا تکست باکس دیگه دارم
که تو یکیش طرف اسم رو میزنه
و روی دکمه جستجو کلیک میکنه و باید اون اسم پیدا میشه درون لیست و شماره تلفن اون بیاد تو تکست باکس دومی نمایش داده بشه!
اینم کد این دوتا دکمه
البته الان کار نمیده
 private void btAdd_Click(object sender, EventArgs e)
 
{
tbTell.Text = tbTell.Text.ToString();

tbName.Text += " | " + tbFamily.Text;
listnames.Items.Add(tbName.Text+" | "+tbTell.Text);
string number = tbTell.Text;
tbName.Text = "";
tbName.Focus();
}
private void btnSerch_Click(object sender, EventArgs e)
{

listnames.FindString(tbSerch.Text);


}
از گروه : مشکلات نرم افزار 114  بازدید

5000
تومان هدیه بهترین جواب
مسابقه دو هفتگی زیرنویس - سایت سوال و جواب - شماره سوم (۳)
به نظرت بهترین عنوان برای تصویر زیر چیه؟ با دیدن این تصویر چی به ذهنت رسید؟

مسابقه زیرنویس- شماره سوم

این مسابقه به صورت دو هفته یکبار انجام خواهد شد.
می تونید به نظرات دیگران هم امتیاز بدید... یکی از عناوین با بیشترین امتیاز برنده این مسابقه خواهد شد.

نکته : لطفا ابتدا به عنوان کاربر وارد سایت شده و سپس جواب خود را ثبت کنید. جایزه به پاسخ های دریافتی از کاربران عضو تعلق خواهد گرفت :)
از گروه : مسابقات سایت 122  بازدید

450
تومان هدیه بهترین جواب
با عرض سلام. ضمن تشکر از وب سایت خوبتون. تو شهرتهران ای دی اس ال پارس آنلاین بهتر و باکیفیت تره بگیرم یا شاتل؟(لطفاً توضیح دهید)
از گروه : دنیای مجازی 283  بازدید

500
تومان هدیه بهترین جواب
چطور می شه عکس ها رو محو کرد؟
از گروه : مشکلات نرم افزار 219  بازدید

10000
تومان هدیه بهترین جواب
پیشنهادات شما برای بهتر شدن سایت سوال و جواب چیه؟
چه کمبودهایی حس می کنید؟
به نظرتون چه تغییراتی می تونه سایت رو برای شما کارآمد تر و جذابتر بکنه؟
در آخرین سوال اینکه دوس دارید سایت بهتر بشه و برای بهتر شدنش و در امر آشنا کردن دوستاتون با سایت؛ همراه و هم دل ما هستید؟
از گروه : پیشنهادات شما برای سایت سوجا 3099  بازدید

می تونی به این سوال ها جواب بدی؟





عرض سلام وادب خدمت دوستان
من يه فيلم انگليسى ساخت حدودا ٢٠٠٠ تا ٢٠٠٦ در ميگردم كه خود فيلم و به سبك كلاسيك بازى كردن ،يعنى نزديك به يك قرن پيش از سال ساختش
داستان پدرو پسرى و نشون ميده كه به خون هم تشنه ان
داستان هم سكانس اولش از اونجا شروع ميشه كه پسره تو اداره ى پليس با سر و وضع كبود و زخم و زيلى ،دستبندش زدن و متهم به قتله پدرشه،كه پسره شروع ميكنه به تعريف كردن از رابطه ى خودش و پدرش از همون زمان ١٠-١٢ سالگيش كه اولين بار تازه ميفهمه پدرش كيه،(پدرشم تا جايى كه يادم مياد يه سمت رسمى داشت توشهر،آدم شاخصى بود،تو سيستم قضايى بود اگه اشتباه نكنم) ولى چون مادر اين يه خدمتكار بود كه ازش حامله شده بود به پسره به چشم مايه ننگ نگاه ميكرد،خلاصه از اولين ديدارشون تا چند سال ميگذره كه پسره تحت حمايت يه مرد كه پسر و ميشناخت و ميدونست پدرش كيه كمكش ميكنه تا از رشته حقوق فارق و تحصيل بشه كه بتونه با پدر خودش در بى افته
خلاصه بعدش تازه كَل كَل پدر و پسر شروع ميشه تا جايى كه پدره به قيمت جون خودش پسرش و به قتل محكوم كنه
خيلى فيلم قشنگيه ،لطفا كمكم كنيد اسمشو پيدا كنم
ممنون از شكيبايتون






























پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات