سلام من زن سی وشش ساله هستم درای سه فرزند همسر من بسیاربدهن است وحرفهای رکیک وزشت می زند همسرم مطیع مادرش است وهمیشه در مسایل زندگی ما دخالت می کند حتی باعث می شود تا مدت ها نتوانم با خانواده ام رفت وامد داشته باشم و بدون هیچ حرمتی به خانواده ام توهین می کند من هم نمی توانم برای حرمت سنش وترس از بهم پاشیدن زندگیم جوابش بدهم فورا به خانه مان میاید وبه شوهرم می گوید شوهرم بعد هشت سال فهمیدم اعتیاد دارد وبرای اینکه من نفهمم اعتیاد دارد به خانواد هاش باج می داد وقتی فهمیدم با تهدید طلاق از اعتیاد دست برداشت ولی بعد از چهار سال از احتیاطش باز فهمیدم مشروب می خورد ودو باری هم فهمیدم بهم خیانت کرده باز بخاطر بچه هایم ماندم ولی مدتیه دچار افسردگی وقلب درد وگردن وسردرد شده ام وگریه می کنم چند روز است بخاطر اینکه در مهمانی پیش مادرش ننشسته ام بسیا حرفهای زشتی زد ومن رو از خونه بیرون انداخته تو رو بخدا بگید چکار کنم دیگر خسته شدم راهنمایی کنید چون باره قهر کردهام مدتی خوب میشد یک ماه نشده باز همان میشد




جدیدترین سوالات

من دختری 20ساله ام و تا حالا عاشق هیچ پسری نشده بودم تا اینکه دوماه پیش با یک پسر اشنا شدم این پسره اوایل دوستی مرتب بهم زنگ میزد و بعد یک مدت باهام اصلا تماس نمیگرفت منم که دیدم اون زنگ نمیزنه من بهش زنگ زدم و دوسه بار که تماس گرفتم دیدم هیچ عکس العملی نشون نمیده دیگه منم باهاش تماس نگرفتم تا اینکه بعد 11روز بهم پی ام داد و گفت که میخوام ببینمت منم باهاش روز شنبه قرار گذاشتم،تا شنبه همش پی ام میداد و زنگ میزد ولی از وقتی که برگشتیم نه زنگ زده نه پی ام داده.موقعی که پیششم رفتارش باهام خیلی عاشقانس ولی یبار که داشتیم پشت تلفن باهم حرف میزدیم بهم گفت که من یبار عاشق یک دختر شدم دیگه از اون روز به بعد تصمیم گرفتم که کسیو دوست نداشته باشم و عاشقش نشم رابطه ما دوست پسر دوست دختره و من دوست دارم ولی دیگه دوست داشتن عشقی نیست.منم عاشقش شدم یعنی شب و روز فکرم پیششه نمیدونم باید چیکار کنم خودمم نمیدونم چرا یهو اینطوری شد میشه کمکم کنین باید چیکار کنم؟نمیخوام عشقم یکطرفه باشه!🙏




مادر من کمبودای زیادی تو زندگیش داره،پدرم معلوله و مرد خوبی نبوده براش
اما پدربزرگم همیشه پشتمون بوده و حتی دانشگاه و هزینه ازدواج منو تقبل کرده،اما مادر من به قدری منو از بچگی تاالان آزار داده و جدیدا شعارش این شده که من از زندگیم لذت نبردم و من باید به فکر خودم باشم و حتی من فهمیدم که با مردای دیگه هم رابطه داره
اون زندگیمو جهنم کرده الان که من نامزد کردم شوهرم که میاد خونمون حتی مراقب حرف زدنش نیس و من باید انقد هرجوری هس اوضاع رو درست کنم تا شوهرم تصویر بدی ازش پیدا نکنه،قبلا باهاش راجع به کاراش حرف میزدم ولی همیشه مقاومت میکرد و تهشم میگفت من نمیتونم زندگیمو پای بچه هام بذارم
من دیگه ازش گذشتم انتظاریم ندارم ولی نمیتونم رفتاراشو تحمل کنم مثلا وقتی میریم دنبال خرید جهیزیه همش آه میکشه که کاش میتونستم واسه خودم اینارو بخرم اما بقیه مادرا با ذوق واسه دختراشون خرید میکنن
همش خودشو با اینو اون مقایسه میکنه به پدرم مهری نداره خونمون مثه جهنمه و حتی من که میرم خونه شوهرم همش بهونه میگیره و زنگ میزنه که برگرد،شادیو به من حروم کرده افسردم کرده،کاری کرده که مادرشوهرم اینا هم ازش بدشون میاد
فک میکنه من و شوهرم باید در اختیارش باشیم و کمبودای بابامو شوهر من واسش جبران کنه
فقط بهم بگین تا عروسی چه جوری تحملش کنم؟چه جوری بی تفاوت باشم؟

سوال های تصادفی





جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

شوهر من به من خیانت میکند چکار کنم؟

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما من 7ساله ازدواج کردم شوهرم تلفنی با یک خانم تلفنی حرف میزنه و عکسهای شخصی خانواده منو همیشه از کامپیوتر خونه بابام رو گوشیش میریزه چند بار باهاش دعوا کردم انکار میکنه. چون خانواده م با این ازدواج مخالف بودن و خودمون اصرار به این ازدواج داشتیم طلاق هم نمیتونم بگیرم لطفا منو راهنمایی کنید چیکارا کنم



0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:

ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

2


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده



5594
8392
16436

Guest

کن، بلکه از دست شرایط زندگی پیش شوهرت ناله کن. این خیلی بهتر جواب می ده. حتی اگه اون شرایط زندگی مستقیما مربوط به شوهرت باشه. مثلا بگو من تنهام بهم سخت می گذره. نگو چرا ازم سراغ نمی گیری. جملات خیلی مهم اند که به جای دعوا کردن بتونیم مشکلات مون رو بذاریم چلوی چشممون و بهشون فکر کنیم و راه حل پیدا کنیم.
به کمبودهایی که شوهرت ممکنه داشته که به سمت زن دیگه ای کشیده شده هم فکر کن. مخصوصا نیازهای عاطفی و جنسی.
یه نکته دیگه هم هست که می دونم ناراحت میشی ولی حواست باشه که ارتباط شوهر شما با یک زن دیگه (حتی اگه باقی بمونه) الزاما به معنی پایان زندگی شما یا خوشبخت نبودنتون هم نیست.
موفق باشید
0
امتیاز


5594
8392
16436

Guest

سلام
هنوز خیلی زود است که بخواهید به طلاق فکر کنید. چون خودتون اصرار به ازدواج داشتید حتما در ابتدای ازدواج روابط گرم و عاشقانه ای داشته اید و نکات مثبت زیادی را در شخصیت همسرتان پسندیده بودید که جلوی خانواده تان هم ایستاده اید. بنابراین هنوز هم میتوانید روی آن نکات مثبت حساب کنید. البته کاری که همسر شما می کند کار بدی است و اصلا تایید نمی شود. اما به این زودی او را خائن خطاب نکنید. مشکل شما هنوز قابل حل است اگر درست رفتار کنید. اولین و بهترین راه گفتگوی رودرروی صادقانه در شرایط مناسب و با لحن مناسب است. به شوهر خود نگویید تو با من چه کردی. بگویید بر من چه گذشت. این یک قاعده کلی است. از سختی هایی که بر شما می گذرد نزد او درددل نکنید نه این که او را مورد اتهام قرار دهید تا او هم گاردش را ببندد و منکر شود. بگو من فلان روز فلان چیز رو ازت دیدم یا شنیدم و فلان روز دیگه هم فلان اتفاق افتاد و من این ها رو که کنار هم گذاشتم ذهنم ناخودآگاه نتیجه گیری کرد که نکنه شوهرت با کس دیگه ای رابطه داره. از دست شوهرت ناله ن
0
امتیاز


جواب تو چیه؟

کاربر میهمان
     





2000 تومان هدیه بهترین جواب



















پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات