خودتو بیشتر بشناس:       آزمون شخصیت شناسی MBTI

سوال و جواب در فیسبوک

سوال هایی از همین گروه

سلام. من دختر هجده ساله ای هستم که به خاطر یک سری مشکلات خونوادگی، هفته ای دو بار به یه گروه مشاوره مراجعه میکنم...توی این گروه، افرادی با مشکلات مختلف دور هم حلقه میزنن و راجع به مشکلاتشون به هم میگن تا سبک بشن و اونوقت مشاوری که در اونجا حضور داره همگی رو تک تک راهنمایی میکنه تا چطور مشکلاتشون رو حل کنن...به تازگی یه آقای بیست و هفت ساله به جمع ما ملحق شده که خیلی عجیب بنظر میاد...خیلی افسرده ست...به ندرت حرف میزنه و اگه هم بزنه، به اصرار مشاوره...هر وقت که شروع میکنه به حرف زدن، بغضش رو نمیتونه نگه داره و گریه میکنه...یه روز راجع به مشکلش گفت...اون گفت که بیست سالش بوده که ازدواج کرده و بیست و دو سالگی پدر شده...توی یه حادثه همسرش و پسر یه ماهش رو از دست میده و الان خودشو باعث و بانی همه ی این اتفاقات میدونه...بعد از پنج سال هنوز نتونسته روحیه شو بدست بیاره...حالا من، توی همه ی این گیر و دار، یه حس خاصی نسبت به این آقا پیدا کردم که بعید میدونم این باشه که بهش جذب شده باشم، چون اصلا بنظر نمیاد مرد قوی و محکمی باشه...نمیدونم...دلم میخواد بهش کمک کنم...دلم براش میسوزه ولی نمیدونم چرا همش فکر میکنم یه حسی فراتر از اینا بهش دارم...بنظرتون چطور میتونم حس واقعیم رو نسبت بهش کشف کنم؟
از گروه : احساسات 7  بازدید

با سلام
من کامران 48 سالمه ، یه دختر 16 ساله دارم و 8 ساله از خانمم با تفاهم دو طرفه جدا شدیم و دوتامونم تمام مسئولیتهای دخترمون به عهده گرفتیم .
من 6 ساله یه دوست دختر خیلی خوب دارم و روابطمون خوبه
مشکل اساسی من اینه که کسایی که خیلی خیلی دوسشون دارم مثلا دخترم و دوست دخترم که عاشقشونم ، موقعی که پیشم هستن تحمل وجودشونو ندارم و تا میخوان از پیشم برن تحمل جداییشونو ندارم .
خیلی اذیت میشم با این حسی که دارم لطفا کمکم کنید :(
از گروه : احساسات 612  بازدید

من یه دختر ۱۴ ساله هستم که با همه ی خانوادم ارتباط صمیمی دارم ولی از پسر عمه و پسر عموم که پنج ماه از من کوچیکترن خیلی دورم به طوری که حتی سلام و خداحافظی هم باهم نمیکنیم اون دوتا با هم خیلی صمیمی ان و نیازی به من ندارن ولی من تو سنی هستم که تو خانواده هم سنی ندارم واسه همین برام خیلی مهمه که ارتباط بر قرارکنم و دیگه اینکه من خواهر و برادر ندارم و دوست دارم رابطمون خوب باشه تا در بزرگی بتونم باهاشون رفت و امد کنم در ضمن دختر عمو یا عمه هم ندارم و اینکه اولش من شروع کردم و کمتر تو جمع اونا رفتم واسه همین همیشه خودمو مقصر این دوری میدونم ازتون خواهش میکنم طوری کمکم کنین که زیادی غرورمو نشکونم هر چند که چند وقت پیش من رفتم و خواستم باهاشون والیبال بازی کنم ولی اونا بعد از بازی کردن دیگه ازم نخواستم که توی بازی بعدی شرکت کنم.
از گروه : احساسات 429  بازدید

سلام خسته نباشید من یه جوان 20سالم یه مدتی خود ارضایی می کردم ولی بعدش کنار گذاشتم مثل تو سن17ساگی تا19هیچ کاری نکردم ولی در سن 19تا20 دوباره شروع کردم هرکی کنم نمی توانم ترکش کنم تو رو به حسین قسم کمکم کنید خیلی خسته شدم😢 بگید چیکار کنم؟؟؟
از گروه : احساسات 215  بازدید

با سلام خسته نباشید من14 سلم هست و کلاس نهم هستم روز پنجشنبه از طرف مدرسه یه جلسه بسیار مهم بود و والدین حتما باید می رفتن من هم به مامانم گفتم که باید بره و گفتم که جلسه درباره نو جوانان هست (درسته موضوع جلسه خیلی مهم نبوده ولی این جلسه اجباری بوده و مدیر مدرسه تاکید کردن که والدین حتما باید بیان) مامانم گفت که چون موضوع مهم نیست نمیاد اما اصرار های من بعث شد که بگه میام اما پدر هم از یه طرف به مادرم گفت نمیخواد بری اما این جلسه برام مهم بود (دلم می خواست مامانم هم مثل بقیه ی مامانا بره) روز پنجشنبه که شد از خواب که بیدار شدم مامانم نرفته بود واصلا عین خیالشم نبود من خیلی خیلی ناراحت و عصبانی شدم اما به رو خودمم نیوردم (من یه آدمی هستم که همش تو خودشه) بعد از صبحانه رفتم تو اتاق در هم بستم به بهانه ی درس خوندن و نشستم گریه کردم حالا هم کلی سوال تو ذهنم هست که بی جوابه اول اینکه چجوری به مامانم مشکلم رو بگم؟ مامانم نسبت به من بی خیاله؟ جواب مدیر چی بدم (همه مادر ها رفته بودن)
از گروه : احساسات 25  بازدید

جدیدترین سوالات

با سلام خسته نباشید من14 سلم هست و کلاس نهم هستم روز پنجشنبه از طرف مدرسه یه جلسه بسیار مهم بود و والدین حتما باید می رفتن من هم به مامانم گفتم که باید بره و گفتم که جلسه درباره نو جوانان هست (درسته موضوع جلسه خیلی مهم نبوده ولی این جلسه اجباری بوده و مدیر مدرسه تاکید کردن که والدین حتما باید بیان) مامانم گفت که چون موضوع مهم نیست نمیاد اما اصرار های من بعث شد که بگه میام اما پدر هم از یه طرف به مادرم گفت نمیخواد بری اما این جلسه برام مهم بود (دلم می خواست مامانم هم مثل بقیه ی مامانا بره) روز پنجشنبه که شد از خواب که بیدار شدم مامانم نرفته بود واصلا عین خیالشم نبود من خیلی خیلی ناراحت و عصبانی شدم اما به رو خودمم نیوردم (من یه آدمی هستم که همش تو خودشه) بعد از صبحانه رفتم تو اتاق در هم بستم به بهانه ی درس خوندن و نشستم گریه کردم حالا هم کلی سوال تو ذهنم هست که بی جوابه اول اینکه چجوری به مامانم مشکلم رو بگم؟ مامانم نسبت به من بی خیاله؟ جواب مدیر چی بدم (همه مادر ها رفته بودن)
از گروه : احساسات 25  بازدید

با سلام
من کامران 48 سالمه ، یه دختر 16 ساله دارم و 8 ساله از خانمم با تفاهم دو طرفه جدا شدیم و دوتامونم تمام مسئولیتهای دخترمون به عهده گرفتیم .
من 6 ساله یه دوست دختر خیلی خوب دارم و روابطمون خوبه
مشکل اساسی من اینه که کسایی که خیلی خیلی دوسشون دارم مثلا دخترم و دوست دخترم که عاشقشونم ، موقعی که پیشم هستن تحمل وجودشونو ندارم و تا میخوان از پیشم برن تحمل جداییشونو ندارم .
خیلی اذیت میشم با این حسی که دارم لطفا کمکم کنید :(
از گروه : احساسات 612  بازدید

سلام خسته نباشید من یه جوان 20سالم یه مدتی خود ارضایی می کردم ولی بعدش کنار گذاشتم مثل تو سن17ساگی تا19هیچ کاری نکردم ولی در سن 19تا20 دوباره شروع کردم هرکی کنم نمی توانم ترکش کنم تو رو به حسین قسم کمکم کنید خیلی خسته شدم😢 بگید چیکار کنم؟؟؟
از گروه : احساسات 215  بازدید

سلام. من دختر هجده ساله ای هستم که به خاطر یک سری مشکلات خونوادگی، هفته ای دو بار به یه گروه مشاوره مراجعه میکنم...توی این گروه، افرادی با مشکلات مختلف دور هم حلقه میزنن و راجع به مشکلاتشون به هم میگن تا سبک بشن و اونوقت مشاوری که در اونجا حضور داره همگی رو تک تک راهنمایی میکنه تا چطور مشکلاتشون رو حل کنن...به تازگی یه آقای بیست و هفت ساله به جمع ما ملحق شده که خیلی عجیب بنظر میاد...خیلی افسرده ست...به ندرت حرف میزنه و اگه هم بزنه، به اصرار مشاوره...هر وقت که شروع میکنه به حرف زدن، بغضش رو نمیتونه نگه داره و گریه میکنه...یه روز راجع به مشکلش گفت...اون گفت که بیست سالش بوده که ازدواج کرده و بیست و دو سالگی پدر شده...توی یه حادثه همسرش و پسر یه ماهش رو از دست میده و الان خودشو باعث و بانی همه ی این اتفاقات میدونه...بعد از پنج سال هنوز نتونسته روحیه شو بدست بیاره...حالا من، توی همه ی این گیر و دار، یه حس خاصی نسبت به این آقا پیدا کردم که بعید میدونم این باشه که بهش جذب شده باشم، چون اصلا بنظر نمیاد مرد قوی و محکمی باشه...نمیدونم...دلم میخواد بهش کمک کنم...دلم براش میسوزه ولی نمیدونم چرا همش فکر میکنم یه حسی فراتر از اینا بهش دارم...بنظرتون چطور میتونم حس واقعیم رو نسبت بهش کشف کنم؟
از گروه : احساسات 7  بازدید

من یه دختر ۱۴ ساله هستم که با همه ی خانوادم ارتباط صمیمی دارم ولی از پسر عمه و پسر عموم که پنج ماه از من کوچیکترن خیلی دورم به طوری که حتی سلام و خداحافظی هم باهم نمیکنیم اون دوتا با هم خیلی صمیمی ان و نیازی به من ندارن ولی من تو سنی هستم که تو خانواده هم سنی ندارم واسه همین برام خیلی مهمه که ارتباط بر قرارکنم و دیگه اینکه من خواهر و برادر ندارم و دوست دارم رابطمون خوب باشه تا در بزرگی بتونم باهاشون رفت و امد کنم در ضمن دختر عمو یا عمه هم ندارم و اینکه اولش من شروع کردم و کمتر تو جمع اونا رفتم واسه همین همیشه خودمو مقصر این دوری میدونم ازتون خواهش میکنم طوری کمکم کنین که زیادی غرورمو نشکونم هر چند که چند وقت پیش من رفتم و خواستم باهاشون والیبال بازی کنم ولی اونا بعد از بازی کردن دیگه ازم نخواستم که توی بازی بعدی شرکت کنم.
از گروه : احساسات 429  بازدید

سوال های تصادفی

چه مواد خوراکی برای محل کار مناسب اند؟
از گروه : سوالات گوناگون 538  بازدید

بچه ها میگم کجایه سایت تاریخه میلادی رو نوشته هر کی میدونه بگه دمتون گرم
از گروه : اینترنت و سایت ها 740  بازدید

سلام لطفا کسی کمک کنه من کریو رو وقتی در ویندوز 8 وصل میکنم کریو به سرور وصل میشه ولی وقتی به سایتی میخوام برم بازنمیشه لطفا کمک کنید.
از گروه : نرم افزار شبکه 169  بازدید

پس از جام جهاني 2006 فوتبال كشورمان روز به روز دچار افت شد و اكنون ميبينيم كه كشوري مثل لبنان هم ما را شكست مي دهد بدون اينكه تيم ما بتواند موقعيت خطرناكي برروي دروازه حريف ايجاد كند. در سطح باشگاهي هم ميبينيم تيم هاي بزرگ كشورمان مثل استقلال و پرسپوليس فوتبال زيبايي ارائه نمي دهند. به نظر شما دلايل اين افت شديد چيست؟
از گروه : سوالات گوناگون 452  بازدید

سلام دختری 20 ساله هستم به شدت احساس پوچی میکنم حس میکنم هیچکس دوسم نداره بیشتر از همه وقتی میبینم پدرم به برادرم بیشتر محبت میکنه دلم میخواد بمیرم برادرم 18 سالشه با خودش مشکل ندارم اما پدرم داره بینمون اختلاف میندازه.امروز برای سومین بار امتحان رانندگیو رد شدم کل روزو گریه کردم صدای پدرمو شنیدم اون لحظه ک گفت چقد دیگه باید واسه این پول بدم.درصورتیکه من تو یکی از دانشگاهای خوب تهران درس میخونم.خیلی تنهام.اجازه ی تنها یا با دوستام بیرون رفتنو ندارم.دیگه از زندگی خسته شدم زندگی ای ک خیلیا حسرت داشتنشو میخورن واسم جهنم شده کمکم کنید لطفا...
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 1348  بازدید
جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

رابطه با خانواده

اشتراک با دوستان:

من یه دختر ۱۴ ساله هستم که با همه ی خانوادم ارتباط صمیمی دارم ولی از پسر عمه و پسر عموم که پنج ماه از من کوچیکترن خیلی دورم به طوری که حتی سلام و خداحافظی هم باهم نمیکنیم اون دوتا با هم خیلی صمیمی ان و نیازی به من ندارن ولی من تو سنی هستم که تو خانواده هم سنی ندارم واسه همین برام خیلی مهمه که ارتباط بر قرارکنم و دیگه اینکه من خواهر و برادر ندارم و دوست دارم رابطمون خوب باشه تا در بزرگی بتونم باهاشون رفت و امد کنم در ضمن دختر عمو یا عمه هم ندارم و اینکه اولش من شروع کردم و کمتر تو جمع اونا رفتم واسه همین همیشه خودمو مقصر این دوری میدونم ازتون خواهش میکنم طوری کمکم کنین که زیادی غرورمو نشکونم هر چند که چند وقت پیش من رفتم و خواستم باهاشون والیبال بازی کنم ولی اونا بعد از بازی کردن دیگه ازم نخواستم که توی بازی بعدی شرکت کنم.


0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:


ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

1


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده




2631
6400
6850

Guest
سلام عزیزم..شما اول ی اصلاحی رو خودت داشته باش .همین الان این پیامتو 7 بار!!! ارسال کردی؟!
مگه داریم مگه میشه؟!
0
امتیاز





کاربر میهمان
     

250
تومان هدیه بهترین جواب
با سلام
من دارم یه دفترچه تلفن رو برنامه نویسی میکنم
به این صورت که الان با سه تا تکست باکس اسم و فامیل و شماره تلفن طرف رو میگیره
و با دکمه add اضافه میکنه تو یه ی دونه آیتم از لیست باکس
حالا دوتا تکست باکس دیگه دارم
که تو یکیش طرف اسم رو میزنه
و روی دکمه جستجو کلیک میکنه و باید اون اسم پیدا میشه درون لیست و شماره تلفن اون بیاد تو تکست باکس دومی نمایش داده بشه!
اینم کد این دوتا دکمه
البته الان کار نمیده
 private void btAdd_Click(object sender, EventArgs e)
 
{
tbTell.Text = tbTell.Text.ToString();

tbName.Text += " | " + tbFamily.Text;
listnames.Items.Add(tbName.Text+" | "+tbTell.Text);
string number = tbTell.Text;
tbName.Text = "";
tbName.Focus();
}
private void btnSerch_Click(object sender, EventArgs e)
{

listnames.FindString(tbSerch.Text);


}
از گروه : مشکلات نرم افزار 44  بازدید

5000
تومان هدیه بهترین جواب
مسابقه دو هفتگی زیرنویس - سایت سوال و جواب - شماره سوم (۳)
به نظرت بهترین عنوان برای تصویر زیر چیه؟ با دیدن این تصویر چی به ذهنت رسید؟

مسابقه زیرنویس- شماره سوم

این مسابقه به صورت دو هفته یکبار انجام خواهد شد.
می تونید به نظرات دیگران هم امتیاز بدید... یکی از عناوین با بیشترین امتیاز برنده این مسابقه خواهد شد.

نکته : لطفا ابتدا به عنوان کاربر وارد سایت شده و سپس جواب خود را ثبت کنید. جایزه به پاسخ های دریافتی از کاربران عضو تعلق خواهد گرفت :)
از گروه : مسابقات سایت 52  بازدید

450
تومان هدیه بهترین جواب
با عرض سلام. ضمن تشکر از وب سایت خوبتون. تو شهرتهران ای دی اس ال پارس آنلاین بهتر و باکیفیت تره بگیرم یا شاتل؟(لطفاً توضیح دهید)
از گروه : دنیای مجازی 249  بازدید

500
تومان هدیه بهترین جواب
چطور می شه عکس ها رو محو کرد؟
از گروه : مشکلات نرم افزار 202  بازدید

10000
تومان هدیه بهترین جواب
پیشنهادات شما برای بهتر شدن سایت سوال و جواب چیه؟
چه کمبودهایی حس می کنید؟
به نظرتون چه تغییراتی می تونه سایت رو برای شما کارآمد تر و جذابتر بکنه؟
در آخرین سوال اینکه دوس دارید سایت بهتر بشه و برای بهتر شدنش و در امر آشنا کردن دوستاتون با سایت؛ همراه و هم دل ما هستید؟
از گروه : پیشنهادات شما برای سایت سوجا 3071  بازدید

می تونی به این سوال ها جواب بدی؟

































پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات