خودتو بیشتر بشناس:       آزمون شخصیت شناسی MBTI
با سلام
من کامران 48 سالمه ، یه دختر 16 ساله دارم و 8 ساله از خانمم با تفاهم دو طرفه جدا شدیم و دوتامونم تمام مسئولیتهای دخترمون به عهده گرفتیم .
من 6 ساله یه دوست دختر خیلی خوب دارم و روابطمون خوبه
مشکل اساسی من اینه که کسایی که خیلی خیلی دوسشون دارم مثلا دخترم و دوست دخترم که عاشقشونم ، موقعی که پیشم هستن تحمل وجودشونو ندارم و تا میخوان از پیشم برن تحمل جداییشونو ندارم .
خیلی اذیت میشم با این حسی که دارم لطفا کمکم کنید :(
از گروه : احساسات 667  بازدید

من یه دختر ۱۴ ساله هستم که با همه ی خانوادم ارتباط صمیمی دارم ولی از پسر عمه و پسر عموم که پنج ماه از من کوچیکترن خیلی دورم به طوری که حتی سلام و خداحافظی هم باهم نمیکنیم اون دوتا با هم خیلی صمیمی ان و نیازی به من ندارن ولی من تو سنی هستم که تو خانواده هم سنی ندارم واسه همین برام خیلی مهمه که ارتباط بر قرارکنم و دیگه اینکه من خواهر و برادر ندارم و دوست دارم رابطمون خوب باشه تا در بزرگی بتونم باهاشون رفت و امد کنم در ضمن دختر عمو یا عمه هم ندارم و اینکه اولش من شروع کردم و کمتر تو جمع اونا رفتم واسه همین همیشه خودمو مقصر این دوری میدونم ازتون خواهش میکنم طوری کمکم کنین که زیادی غرورمو نشکونم هر چند که چند وقت پیش من رفتم و خواستم باهاشون والیبال بازی کنم ولی اونا بعد از بازی کردن دیگه ازم نخواستم که توی بازی بعدی شرکت کنم.
از گروه : احساسات 493  بازدید

سلام. من دختر هجده ساله ای هستم که به خاطر یک سری مشکلات خونوادگی، هفته ای دو بار به یه گروه مشاوره مراجعه میکنم...توی این گروه، افرادی با مشکلات مختلف دور هم حلقه میزنن و راجع به مشکلاتشون به هم میگن تا سبک بشن و اونوقت مشاوری که در اونجا حضور داره همگی رو تک تک راهنمایی میکنه تا چطور مشکلاتشون رو حل کنن...به تازگی یه آقای بیست و هفت ساله به جمع ما ملحق شده که خیلی عجیب بنظر میاد...خیلی افسرده ست...به ندرت حرف میزنه و اگه هم بزنه، به اصرار مشاوره...هر وقت که شروع میکنه به حرف زدن، بغضش رو نمیتونه نگه داره و گریه میکنه...یه روز راجع به مشکلش گفت...اون گفت که بیست سالش بوده که ازدواج کرده و بیست و دو سالگی پدر شده...توی یه حادثه همسرش و پسر یه ماهش رو از دست میده و الان خودشو باعث و بانی همه ی این اتفاقات میدونه...بعد از پنج سال هنوز نتونسته روحیه شو بدست بیاره...حالا من، توی همه ی این گیر و دار، یه حس خاصی نسبت به این آقا پیدا کردم که بعید میدونم این باشه که بهش جذب شده باشم، چون اصلا بنظر نمیاد مرد قوی و محکمی باشه...نمیدونم...دلم میخواد بهش کمک کنم...دلم براش میسوزه ولی نمیدونم چرا همش فکر میکنم یه حسی فراتر از اینا بهش دارم...بنظرتون چطور میتونم حس واقعیم رو نسبت بهش کشف کنم؟
از گروه : احساسات 20  بازدید

سلام خسته نباشید من یه جوان 20سالم یه مدتی خود ارضایی می کردم ولی بعدش کنار گذاشتم مثل تو سن17ساگی تا19هیچ کاری نکردم ولی در سن 19تا20 دوباره شروع کردم هرکی کنم نمی توانم ترکش کنم تو رو به حسین قسم کمکم کنید خیلی خسته شدم😢 بگید چیکار کنم؟؟؟
از گروه : احساسات 235  بازدید

با سلام خسته نباشید من14 سلم هست و کلاس نهم هستم روز پنجشنبه از طرف مدرسه یه جلسه بسیار مهم بود و والدین حتما باید می رفتن من هم به مامانم گفتم که باید بره و گفتم که جلسه درباره نو جوانان هست (درسته موضوع جلسه خیلی مهم نبوده ولی این جلسه اجباری بوده و مدیر مدرسه تاکید کردن که والدین حتما باید بیان) مامانم گفت که چون موضوع مهم نیست نمیاد اما اصرار های من بعث شد که بگه میام اما پدر هم از یه طرف به مادرم گفت نمیخواد بری اما این جلسه برام مهم بود (دلم می خواست مامانم هم مثل بقیه ی مامانا بره) روز پنجشنبه که شد از خواب که بیدار شدم مامانم نرفته بود واصلا عین خیالشم نبود من خیلی خیلی ناراحت و عصبانی شدم اما به رو خودمم نیوردم (من یه آدمی هستم که همش تو خودشه) بعد از صبحانه رفتم تو اتاق در هم بستم به بهانه ی درس خوندن و نشستم گریه کردم حالا هم کلی سوال تو ذهنم هست که بی جوابه اول اینکه چجوری به مامانم مشکلم رو بگم؟ مامانم نسبت به من بی خیاله؟ جواب مدیر چی بدم (همه مادر ها رفته بودن)
از گروه : احساسات 55  بازدید

جدیدترین سوالات

من یه دختر ۱۴ ساله هستم که با همه ی خانوادم ارتباط صمیمی دارم ولی از پسر عمه و پسر عموم که پنج ماه از من کوچیکترن خیلی دورم به طوری که حتی سلام و خداحافظی هم باهم نمیکنیم اون دوتا با هم خیلی صمیمی ان و نیازی به من ندارن ولی من تو سنی هستم که تو خانواده هم سنی ندارم واسه همین برام خیلی مهمه که ارتباط بر قرارکنم و دیگه اینکه من خواهر و برادر ندارم و دوست دارم رابطمون خوب باشه تا در بزرگی بتونم باهاشون رفت و امد کنم در ضمن دختر عمو یا عمه هم ندارم و اینکه اولش من شروع کردم و کمتر تو جمع اونا رفتم واسه همین همیشه خودمو مقصر این دوری میدونم ازتون خواهش میکنم طوری کمکم کنین که زیادی غرورمو نشکونم هر چند که چند وقت پیش من رفتم و خواستم باهاشون والیبال بازی کنم ولی اونا بعد از بازی کردن دیگه ازم نخواستم که توی بازی بعدی شرکت کنم.
از گروه : احساسات 493  بازدید

با سلام
من کامران 48 سالمه ، یه دختر 16 ساله دارم و 8 ساله از خانمم با تفاهم دو طرفه جدا شدیم و دوتامونم تمام مسئولیتهای دخترمون به عهده گرفتیم .
من 6 ساله یه دوست دختر خیلی خوب دارم و روابطمون خوبه
مشکل اساسی من اینه که کسایی که خیلی خیلی دوسشون دارم مثلا دخترم و دوست دخترم که عاشقشونم ، موقعی که پیشم هستن تحمل وجودشونو ندارم و تا میخوان از پیشم برن تحمل جداییشونو ندارم .
خیلی اذیت میشم با این حسی که دارم لطفا کمکم کنید :(
از گروه : احساسات 667  بازدید

با سلام خسته نباشید من14 سلم هست و کلاس نهم هستم روز پنجشنبه از طرف مدرسه یه جلسه بسیار مهم بود و والدین حتما باید می رفتن من هم به مامانم گفتم که باید بره و گفتم که جلسه درباره نو جوانان هست (درسته موضوع جلسه خیلی مهم نبوده ولی این جلسه اجباری بوده و مدیر مدرسه تاکید کردن که والدین حتما باید بیان) مامانم گفت که چون موضوع مهم نیست نمیاد اما اصرار های من بعث شد که بگه میام اما پدر هم از یه طرف به مادرم گفت نمیخواد بری اما این جلسه برام مهم بود (دلم می خواست مامانم هم مثل بقیه ی مامانا بره) روز پنجشنبه که شد از خواب که بیدار شدم مامانم نرفته بود واصلا عین خیالشم نبود من خیلی خیلی ناراحت و عصبانی شدم اما به رو خودمم نیوردم (من یه آدمی هستم که همش تو خودشه) بعد از صبحانه رفتم تو اتاق در هم بستم به بهانه ی درس خوندن و نشستم گریه کردم حالا هم کلی سوال تو ذهنم هست که بی جوابه اول اینکه چجوری به مامانم مشکلم رو بگم؟ مامانم نسبت به من بی خیاله؟ جواب مدیر چی بدم (همه مادر ها رفته بودن)
از گروه : احساسات 55  بازدید

سلام. من دختر هجده ساله ای هستم که به خاطر یک سری مشکلات خونوادگی، هفته ای دو بار به یه گروه مشاوره مراجعه میکنم...توی این گروه، افرادی با مشکلات مختلف دور هم حلقه میزنن و راجع به مشکلاتشون به هم میگن تا سبک بشن و اونوقت مشاوری که در اونجا حضور داره همگی رو تک تک راهنمایی میکنه تا چطور مشکلاتشون رو حل کنن...به تازگی یه آقای بیست و هفت ساله به جمع ما ملحق شده که خیلی عجیب بنظر میاد...خیلی افسرده ست...به ندرت حرف میزنه و اگه هم بزنه، به اصرار مشاوره...هر وقت که شروع میکنه به حرف زدن، بغضش رو نمیتونه نگه داره و گریه میکنه...یه روز راجع به مشکلش گفت...اون گفت که بیست سالش بوده که ازدواج کرده و بیست و دو سالگی پدر شده...توی یه حادثه همسرش و پسر یه ماهش رو از دست میده و الان خودشو باعث و بانی همه ی این اتفاقات میدونه...بعد از پنج سال هنوز نتونسته روحیه شو بدست بیاره...حالا من، توی همه ی این گیر و دار، یه حس خاصی نسبت به این آقا پیدا کردم که بعید میدونم این باشه که بهش جذب شده باشم، چون اصلا بنظر نمیاد مرد قوی و محکمی باشه...نمیدونم...دلم میخواد بهش کمک کنم...دلم براش میسوزه ولی نمیدونم چرا همش فکر میکنم یه حسی فراتر از اینا بهش دارم...بنظرتون چطور میتونم حس واقعیم رو نسبت بهش کشف کنم؟
از گروه : احساسات 20  بازدید

سلام خسته نباشید من یه جوان 20سالم یه مدتی خود ارضایی می کردم ولی بعدش کنار گذاشتم مثل تو سن17ساگی تا19هیچ کاری نکردم ولی در سن 19تا20 دوباره شروع کردم هرکی کنم نمی توانم ترکش کنم تو رو به حسین قسم کمکم کنید خیلی خسته شدم😢 بگید چیکار کنم؟؟؟
از گروه : احساسات 235  بازدید

سوال های تصادفی

با سلام. من اشتراک اینترنتم از مخابرات هس و هر وقت به اینترنت میروم به اکثر سایت ها نمی توانم بروم حتی سایت های یاهو و حتی آسان دانلود و … و برای ورود باید از وی پی ان استفاده کنم. مشکل چیست و چگونه درست میشود؟
از گروه : اینترنت و سایت ها 628  بازدید

با سلام
مدتی است دچار مشکل سوزش مفاصل هستم .ازمایشات زیادی انجام داده ام که بی نتیجه بوده و مشکلی را نشان نداده است .لازم به ذکر است که مدت سه سال است دچار استرس و اضطراب هستم .ایا امکان دارد مشکل مفاصلم بر اثر استرس باشد.
با تشکر از زحمات شما
از گروه : مسایل روحی 96  بازدید

اگه یه نفر همین الان 10000000000000000000 تومن به شما بده (فرض کن دیوونس یا از شما خوشش اومده یا ...) اولین کاری که با این پول میکنی چیه؟
از گروه : سوالات گوناگون 555  بازدید

گیج برو نرو چیست و چه کاربردی دارد؟
از گروه : سوالات گوناگون 2508  بازدید

Account Temporarily Unavailable.
Your account is currently unavailable due to a site issue. We expect this to be resolved shortly. Please try again in a few minutes.
لطفا مشکل وراه حلشو بگید.ممنون.

از گروه : اینترنت و سایت ها 905  بازدید
جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

رابطه با خانواده

من یه دختر ۱۴ ساله هستم که با همه ی خانوادم ارتباط صمیمی دارم ولی از پسر عمه و پسر عموم که پنج ماه از من کوچیکترن خیلی دورم به طوری که حتی سلام و خداحافظی هم باهم نمیکنیم اون دوتا با هم خیلی صمیمی ان و نیازی به من ندارن ولی من تو سنی هستم که تو خانواده هم سنی ندارم واسه همین برام خیلی مهمه که ارتباط بر قرارکنم و دیگه اینکه من خواهر و برادر ندارم و دوست دارم رابطمون خوب باشه تا در بزرگی بتونم باهاشون رفت و امد کنم در ضمن دختر عمو یا عمه هم ندارم و اینکه اولش من شروع کردم و کمتر تو جمع اونا رفتم واسه همین همیشه خودمو مقصر این دوری میدونم ازتون خواهش میکنم طوری کمکم کنین که زیادی غرورمو نشکونم هر چند که چند وقت پیش من رفتم و خواستم باهاشون والیبال بازی کنم ولی اونا بعد از بازی کردن دیگه ازم نخواستم که توی بازی بعدی شرکت کنم.


0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:


ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

1


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده




2820
6665
7554

Guest
سلام عزیزم..شما اول ی اصلاحی رو خودت داشته باش .همین الان این پیامتو 7 بار!!! ارسال کردی؟!
مگه داریم مگه میشه؟!
0
امتیاز





کاربر میهمان
     

می تونی به این سوال ها جواب بدی؟










ترجمه   ( 21 بازدید)

























پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات