سلام من یه دخترم 18سالمه 5سال پیش بایه نفردوست شدم خانوادم فهمیدن منو دادن به پسرعموم وقتی پسرعمومم ازاین موضوع باخبرشدگفت که طلاق بگیریم ولی چون سنم کم بود طلاق ندادن پسرعمومم رفت شهرخودشون بعدازیه مدت دوباره دوست پسرم منو پیداکرد دوباره باهم دوست شدیم وبعدپردمو زدحالاهمش باهام بد دهنی میکنه همش بهم فوش میده تهدیدم میکنه که ابروتو میبرم اگه بری هرچی ازدهنش درمیادمیگه خیلی میترسم اگه بابامم ازاین موضوع باخبرشه منومیکشه حالانمیدونم چیکارکنم خسته شدم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 7  بازدید

من مدت هاست دچار خیا ل بافی شده ام و احساس می کنم فرزند والدینم نیستم چه کار کنم تا این خیال را از خودم دور کنم
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 642  بازدید

سلام.سوالم در مورد یک مشکل خانوادگیه که واقعا نمیدونم چطور باید حل بشه...
اگر پدرتون با زن دیگه ای جز مادر شما رابطه داشته باشه شما چیکار میکنید؟البته نمیدونم این رابطه در چه حدیه.
حتی دقبقا نمیدونم اون زن کیه.لطفا راهنمایی کنید...
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 1057  بازدید

سلام من اطلاعات در مورد روستاهای ارومیه و تبریز میخوام و اداب و رسوم نحوه زندگیشون؛ خیلی این تحقیق مهمه . متاسفانه نمیتونم سفر کنم و تاحالا هم نرفتم .باید چکار کنم چجوری این اطلاعات بدست بیارم؟اطلاعات کامل میخام. حتی لباسشون زبانشون غذاهاشون زندگیشون همه چیز
اگه کتابی مستندی چیزی میشناسید ک کمکم کنه معرفی کنید
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 93  بازدید

زنی هستم خسته کمکم کنید و زندگیم رو نجات بدید
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 12  بازدید

جدیدترین سوالات

من ١٤سالمه و واقعا از مامانم متنفرم و هیچ حسی بهش ندارم مامانم خیلی حسوده خیلی بهم فحش میده و خیلی منو میزنه همروباهام بد کرده بابام خاله هام وووووو
فقط مرگ میتونه منو نجات بده
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 8  بازدید

با سلام

می خواستم بدون من که تو شیرازم چه جور می تونم با یه نفر که تو عراقه تماس بگیرم تازه گوشی هر دومون هم همراه اوله هرچی هم من می گیرم می گه مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد در حالی که اونا می تونن با ما تماس بگیرن؟؟؟؟
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 973  بازدید

سلام دختری 20 ساله هستم به شدت احساس پوچی میکنم حس میکنم هیچکس دوسم نداره بیشتر از همه وقتی میبینم پدرم به برادرم بیشتر محبت میکنه دلم میخواد بمیرم برادرم 18 سالشه با خودش مشکل ندارم اما پدرم داره بینمون اختلاف میندازه.امروز برای سومین بار امتحان رانندگیو رد شدم کل روزو گریه کردم صدای پدرمو شنیدم اون لحظه ک گفت چقد دیگه باید واسه این پول بدم.درصورتیکه من تو یکی از دانشگاهای خوب تهران درس میخونم.خیلی تنهام.اجازه ی تنها یا با دوستام بیرون رفتنو ندارم.دیگه از زندگی خسته شدم زندگی ای ک خیلیا حسرت داشتنشو میخورن واسم جهنم شده کمکم کنید لطفا...
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 1433  بازدید

سلام من زن سی وشش ساله هستم درای سه فرزند همسر من بسیاربدهن است وحرفهای رکیک وزشت می زند همسرم مطیع مادرش است وهمیشه در مسایل زندگی ما دخالت می کند حتی باعث می شود تا مدت ها نتوانم با خانواده ام رفت وامد داشته باشم و بدون هیچ حرمتی به خانواده ام توهین می کند من هم نمی توانم برای حرمت سنش وترس از بهم پاشیدن زندگیم جوابش بدهم فورا به خانه مان میاید وبه شوهرم می گوید شوهرم بعد هشت سال فهمیدم اعتیاد دارد وبرای اینکه من نفهمم اعتیاد دارد به خانواد هاش باج می داد وقتی فهمیدم با تهدید طلاق از اعتیاد دست برداشت ولی بعد از چهار سال از احتیاطش باز فهمیدم مشروب می خورد ودو باری هم فهمیدم بهم خیانت کرده باز بخاطر بچه هایم ماندم ولی مدتیه دچار افسردگی وقلب درد وگردن وسردرد شده ام وگریه می کنم چند روز است بخاطر اینکه در مهمانی پیش مادرش ننشسته ام بسیا حرفهای زشتی زد ومن رو از خونه بیرون انداخته تو رو بخدا بگید چکار کنم دیگر خسته شدم راهنمایی کنید چون باره قهر کردهام مدتی خوب میشد یک ماه نشده باز همان میشد
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 260  بازدید

آیا هنوزم جادوگر وجود دارد؟
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 125  بازدید
جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

احساس بدبختی دارم

سلام من عاشق یک نفری هستم اون میگه دوستم داره ولی نسبت بهم خیلی بی اهمیته از تابستون تا حالا دارم بهش پیام میدم ولی یا خاموشه یا جواب نمیده من خیلی دوستش دارم چند بار سعی کردم فراموشش کنم ولی نشده چی کار کنم تا حداقل جوابم را بده همه ی زندیگم رو بهش فکر کردم 1000 تا بیشتر صلوات فرستادم تا جوابمو بده ولی نداده لطفا برام دعا کنید خیلی حس بدی دارم احساس می کنم هیچ کس دوستم نداره دلم میخواداصلا به دنیا نیومده بودم احساس میکنم مزاحم همه هستم ممنون از سایت خوبتون


0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:


ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

2


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده




3
26
30

aminshokri77
کاری ندارم که اون آدم رو میتونی فراموش کنی یا نه . در هرصورت همیشه خواهش زیادی و آویزون شدن ، بیشتر خود آدم رو از چشم و دل میندازه . پس سعی کن بهش پیام ندی تا این خلا باعث بشه خودش به سمتت بیاد . ولی صحبت اصلی من با این حسیه که داری که کلا فکر میکنی کسی دوستت نداره و ... به هیچوجه نذار همچین فکرهایی بکنی . خب معلومه مردم فقط خودشون رو دوست دارن و هرکسی به دنبال منافع خودشه . پس انتظار اینو نداشته باش که مردم دوستت داشته باشن . تو باید قدر خودت رو بیش از اینها داشته باشی و دوست داشته شدن رو از مردم گدایی نکنی . مردم همه به فکر پول و منافع خودشون هستن و ارزش تو خیلی بیشتر از اینهاس .
0
امتیاز


3210
7079
8801

Guest
سلام
احساس شما با جیزی که وصف کردید طبیعیه. به نظر من به این شرایط نباید ادامه داد تا هر روز بیشتر و بیشتر شما رو از پا دربیاره. یا او را به دست آورید و یا فراموشش کنید. اگر مطمئنید او به درد زندگی مشترک با شما می خورد و تناسبات لازم (خانوادگی، اقتصادی، اعتقادی، شخصیتی و ...) را دارد بحث ازدواج را مطرح کنید و اگر استنکاف کرد یا بهانه های الکی آورد رابطه خود را با او قطع کنید و مطمئن باشید او به درد شما نمیخورد و فریب دوستت دارم هایش را نخورید. و اگر استقبال کرد آرام آرام شرایط لازم برای ازدواج را فراهم کنید.
موفق باشید
salis63*gmail.com
0
امتیاز





کاربر میهمان
     

می تونی به این سوال ها جواب بدی؟



لطفا نخونده قضاوت نکنید . چند سال پیش که خیلی بی پول و فقیر بودم با زن خوشگلی دوست شدم که زود فهمیدم به مبلغ ناچیزی صیغه یه مرد پولدار و زن و بچه داره . بخاطر شرایط مالی خودم و اینکه فکر می کردم بعد چند ماه این زنو هم مثل قبلی ها ول میکنم خودم راضی نشدم که ازین مرد جدا شه . مرد پولدار که سردی این زن (شیوا) رو به خودش حس کرده بود شروع کرد به خرج کردن بیشتر و برای شیوا خونه و ماشین خرید و خیلی چیزها. از اینور من و شیوا هم به شدت وابسته و عاشق هم شدیم و هرچی ما بیشتر وابسته تر شدیم اون مرده هم بیشتر پول خرج کرد و بیشتر وابسته شیوا شد و قول داد زنشو طلاق بده و شیوا رو بگیره . بعد مدتی من هم پولدار و صاحب خونه و ماشینهای لوکس شدم . من و شیوا می خواستیم بهم برسیم برای همین شیوا خودش (مخفیانه) زن مرد رو مطلع کرد که شوهرش باهاش رابطه داره و اون زن طوفانی به راه انداخت و مرده مثل موش دنبال سوراخ می گشت و چنان با سرعتی گذاشت و رفت که ما فکرشم نمی کردیم انقد بی عرضه باشه . شیوا گفت بیا منو بردار بریم یه جای دیگه که الان فرصته ولی من این دست اون دست کردم تا اینکه اون مرده بعد از یه هفته پیداش شد و بعد یک ماه التماس و وعده های مریخی به زور خودشو دوباره چپوند به شیوا . شیوا هم که سستی و تعلل منو دید دیگه تسلیم شد و قبول کرد که تقدیرش همونه و ما هیچوقت بهم نمی رسیم . بهش میگم زن مرده رو دوباره مطلع کنه که میگه اولا دیگه بهش دسترسی نداره و درضمن اگه بمیره هم دوباره به اون استرس و جنگ و دعوا برنمی گرده . موندم خودم برم به زنه بگم که شوهرت باز برگرشته به شیوا که اونوقت راز من برملا میشه که اونیکه این سالها رابطه مخفی داشته من بودم و شیوا در حد مرگ از من متنفر میشه . از طرفی اخیرا تازه به قدرت پول پی بردم . زنهایی که ماه ها مخشونو می خواستم بزنم و بهم رو نمیدادن حالا با پیشنهاد یه مبلغ ناچیزی در ماه ، از صبح میزنن بیرون برای اپیلاسیون و اماده شدن که شب بیان با من باشن . در واقع با این موقعیت مالیم میتونم یه زندگی پر از عشق و حال جور کنم ولی میدونم بعد یک سال باز برمی گردم شیوا رو پیدا کنم . حالا سوالم اینه به نظر شما چجوری میتونم کاری کنم اون مرد بره سراغ زن و بچه خودش تا من به شیوا برسم ؟ درضمن زن اون مرده که همیشه حس کرده شوهرش با زن دیگه ای رابطه داره الان نیمه روانی شده . ممنون میشم اگر راهی بلد باشید بهم بگید و یا اگر مورد مشابهی دیده باشید .
































پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات