باسلام:فکرمیکنید چند درصد از مردم میدونن که مغز انسانهادر اینجا(کره زمین)توسطه گایاوتیا هدایت میشه وحتی خوابهایی که میبینیم از طریق گایا وتیا هست که به مغزمون خطور میکنه(این دو کوه در الیمپیوس)قراردارند.بعضی از روانشناسان حتی نام اون رو نشنیدند!
این دولتها هستند که باید مادران سازمان ملل(101 مادره سازمان ملل) رو قبول کنن تا به واقعیت نزدیک بشیم.همه در روی کره زمین طبق قانون گرگ پادشاه(جیزالله)که آمریکا اون روبه اسمه قابرئیل وهمسرش رو به اسمه لاه میشناسن تبرئه هستند وخیلی ها در روی کره زمین هستند که همسره واقعی خودشون رو ندارند!یک نوربابا هم وجود داره که همه اون رو پاپ هشتم میدونن وقبولش دارن ودرمورد مثائل زناشویی به پسرها ودختران جوان کمک میکنه .حالاسوال من این هست آیا کسی میدونه که آدم وحوّا(پادشاه مقدس وملکه مقدسه پدر هستند؟)ما خودمون با دستان خودمون باید دنیایی سرشاراز زندگی روبسازیم ودر این راه از بزرگترهامون هم میتونیم کمک بگیریم.مثلا پزشکها میتونن از مریم دست پاک(جبرائیل)که مادره طب هست کمک بگیرندتا بیشتربیماری ها از دنیای ما زودوده بشه!

سلام سئوال كه چه عرض كنم مي خوام بگم اين آقايون بلا نصبت اون خوباش چه مرگشونه چي مي خوان . تحصيلاتم فوقه حقوق . چهره تقريبا خوب . خوش لباس و بسيار شيك و هميشه به روز . از محالاته تو خونه ناراحتي را بندازم با شوهرم كنار ميام رو حرفش حرف نميارم هميشه پشتيبان مالي و حامي محبتي او هستم بد اخلاقي نمي كنم . هر چي برا يه زن بشماريد كه برا آقاش انجام بده ميدم ولي شوهرم دوس داره با خانومهاي ديگه صحبت كنه و حتي تفريحات خسته شدم از خودم ادامه زندگي برام سخته ديگه نمي تونم اين تحقير رو تحمل كنم با كسي هم دوست نميشم اين همون خوبش بود كه با هم ازدواج كرديم مخصوصا كه برا بدست آوردنم 1 سال تلاش سختي كرد الان 10 ساله با هم هستيم از محبت هاي دروغينش خسته شدم روحيه ام وقتي مرد كه فهميدم طي پيامكي به دوس دخترش نوشته بود خانوممو دوس دارم ولي عاشقش نيستم و اون بايد اينو بدونه . سرتونو درد نيارم شوهرم منو با اين حرفش كشت . مي خوام بگم اي مرد دردت چيه چي مي خوايي من از اوناش نيستم تو نشدي يكي ديگه من از اوناشام كه تو نشدي . فقط خدا . حالا مي خوايي منو افسرده كني من برا خدا دارم نفس مي كشم فقط آرزو ميكنم موقع مردنم بالا سرم باشي بهت بگم نامرد دلمو بد جور شكستي من انقدر خجالت مي كشم كه حتي نمي تونم بهت بگم مي دونم دوس دختر داري . باشه برو خوش باش ولي تا كي .... اعتراض نكنيد بگ كه چي ... دله ديگه دستشويي كه نيست ببخشيد .... آبي كه ريخت ديگه جمع نميشه .... اگه هم جمع بشه ...ديگه به زلالي آب اولي نيس قبول كنيد .... مي خواستم بگم يه بدبخت ديگه به بدبختهاي موجود اضافه شد البته نه بدبخت كلي ها بدبخت بي شانس در زندگي متاهلي وگرنه همينطوريشم خيلي شاد و سر حالم و چيزي هم كم ندارم خدا رو شكر و به داشته هام افتخار مي كنم


با سلام برای دوستم یک مشکل جدی به وجود اومده مجرد و 23ساله است و اکثر وقت ها وقتی یک نفر تو فامیل و اشناها ازدواج میکردن پدر و مادرش سر کوفتش می زنند و مقایسه میکنن و ایشون هم زود تحت تاثیر قرار میگره میخاستم اگر کمکی از دستون بر میاد یا روان شناسی که مطمعنه و انلاینه معرفی کنید شاید به نظر خنده دار بیاد ولی چون مشکل جدی بود و روز به روز وضیعت بدتر میشه به طور خلاصه عرض میکنم : نسبت به هر کسی که میشانسه یعنی همه انسان هاو موجودات زنده حتی حشرات و غیر زنده حس شهوت جنسی داره و میخاد به هر نحوه شیوه ای باشه انواع روابط زناشویی برقرارکنه و طرف مقابل یک دارایی داره و یا غرور داشتن نسبت به مزایای خودش بیشتر میشه یا طبق نامه های قبلی ام ممکنه حتی طرف سن پدر بزرگه شو داشته باشه و نسبت به همه ی ان ها پیش خودش خطبه عقد میخونه حتی ممکنه طرف مقابل خبر داشته باشد . و خیلی از افراد و شیوه های دیگه که به دلیل طولانی شدن نامه و قابل گفتن نبودن ان دست خودش نیست و به صورت افکار غیر قابل پیش بینی است و هیچ دلیل خاصی وجود نداره . ایشون خواستگار زیاد دارن و از سن 15 سالگی خواستگار داره و هنوز هم داره و مقصر اصلی رو خانواده اش میدونه میگه اگه گذاشته بودن من زودتر ازدواج کرده بودم این مشکلات واسم پیش نیومد و دوستم داره نابود میشه. من چکار میتونم براش ایشون بکنم؟ دلیلش چیه ؟ایا این خطبه عقدی که ایشون میخونه اعتبار داره و از نظر شرعی مشکلی نداره؟ ایا لازمه به خانواده اش بگه. ایا قابل خوب شدن است؟
از نامه بسیار طولانی ام عذز میخاهم
سایت شما زیز نظر چه ارگان کشوری کار میکند؟

جدیدترین سوالات





سوال های تصادفی





جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

اختلاف خانوادگی

من قبل از ازدواج با همسرم برای چند سال دوست بودم و خانواده ام کلا با ازدواج ما مخالف بودن اما با بالا رفتن سنم قبول کردند که ازدواج کنم . اما مشکلات با همسرم همچنان بعد از ازدواج باقی است یعنی رفتار مناسبی با همسرم ندارند. این بارها باعث تشنج در زندگی و قطع رابطه با خانواده ام و درگیری با همسرم شده است. حالا بعد از گذشت پنج سال کلا خانواده و همسرم نمی توانند با هم کنار بیایند و همسرم هم لج کرده است که نمی تواند با آنها ارتباط داشته باشد. من هم برای رفع تشنج کلا ارتباطی با خانواده ام ندارم و فقط با یکی از برادرهایم که با همسرم رابطه خوبی از ابتدا داشته ارتباط دارم. می خواستم بپرسم به نظر شما این قطع ارتباط صحیح است؟ چه راهی برای درست شدن رابطه ها وجود دارد؟ این در حالی است که مادرم از همسر من بسیار بدش میاید و این را علنا هم گفته و کار به فحش کاری هم رسیده است.
ممنون



0
امتیاز

جوابی برای این سوال در دست نیست!




جواب تو چیه؟

کاربر میهمان
     



2000 تومان هدیه بهترین جواب


















پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود،
سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.