سلام آقای دکتر وقت بخیر.بنده پسر هستم 24 ساله نامزد دارم. سوال اصلی بنده این هست بنده دیشب تو سایت ها و فیلم های مستهجن بودم که رو یه عکس پسر و زنی کلیک کردم نمیدونستم چی هست رو عکسه کلیک کردم و وارد صفحه شد به انگلیسی نوشته بود که کلیک کنید و انتخاب کنید نوشته بود with side و black side من رو گزینه سفید که زدم یه متنی برای بنده اومد که نوشته بود مهم اولش و بعدش یکم زیاد بود وانگلیسی نوشته بودو اخر متن هم نوشته بود next من از متنه عکس گرفتم که ترجمش کنم ببینم چی هست ولی ادامه ندادم و برگشتم بیرون ترجمه متن این بود"قبل از اینکه ما بتوانیم یک لیست و عکس هایی از زنان که در نزدیکی شما زندگی می کنند را نشان بدهیم و آماده ایم تا الان «رابطه» داشته باشیم باید از چند سوال سریع بپرسیم" این دوتا ترجمه هم زیر اون عکس پسر و زنه نوشته بود "دمار از روزگارمان دراورد داغترین milfs در منطقه شما" "milfs برای شما" این سه تا ترجمه ای بود که من از گوگل گرفتم حالا سوال اصلی بنده این هست که آیا این ها خیانت هست به نامزدم یا نه؟لطفا راهنماییم کنید

جدیدترین سوالات


باسلام:فکرمیکنید چند درصد از مردم میدونن که مغز انسانهادر اینجا(کره زمین)توسطه گایاوتیا هدایت میشه وحتی خوابهایی که میبینیم از طریق گایا وتیا هست که به مغزمون خطور میکنه(این دو کوه در الیمپیوس)قراردارند.بعضی از روانشناسان حتی نام اون رو نشنیدند!
این دولتها هستند که باید مادران سازمان ملل(101 مادره سازمان ملل) رو قبول کنن تا به واقعیت نزدیک بشیم.همه در روی کره زمین طبق قانون گرگ پادشاه(جیزالله)که آمریکا اون روبه اسمه قابرئیل وهمسرش رو به اسمه لاه میشناسن تبرئه هستند وخیلی ها در روی کره زمین هستند که همسره واقعی خودشون رو ندارند!یک نوربابا هم وجود داره که همه اون رو پاپ هشتم میدونن وقبولش دارن ودرمورد مثائل زناشویی به پسرها ودختران جوان کمک میکنه .حالاسوال من این هست آیا کسی میدونه که آدم وحوّا(پادشاه مقدس وملکه مقدسه پدر هستند؟)ما خودمون با دستان خودمون باید دنیایی سرشاراز زندگی روبسازیم ودر این راه از بزرگترهامون هم میتونیم کمک بگیریم.مثلا پزشکها میتونن از مریم دست پاک(جبرائیل)که مادره طب هست کمک بگیرندتا بیشتربیماری ها از دنیای ما زودوده بشه!



سوال های تصادفی





جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

اختلاف خانوادگی

من قبل از ازدواج با همسرم برای چند سال دوست بودم و خانواده ام کلا با ازدواج ما مخالف بودن اما با بالا رفتن سنم قبول کردند که ازدواج کنم . اما مشکلات با همسرم همچنان بعد از ازدواج باقی است یعنی رفتار مناسبی با همسرم ندارند. این بارها باعث تشنج در زندگی و قطع رابطه با خانواده ام و درگیری با همسرم شده است. حالا بعد از گذشت پنج سال کلا خانواده و همسرم نمی توانند با هم کنار بیایند و همسرم هم لج کرده است که نمی تواند با آنها ارتباط داشته باشد. من هم برای رفع تشنج کلا ارتباطی با خانواده ام ندارم و فقط با یکی از برادرهایم که با همسرم رابطه خوبی از ابتدا داشته ارتباط دارم. می خواستم بپرسم به نظر شما این قطع ارتباط صحیح است؟ چه راهی برای درست شدن رابطه ها وجود دارد؟ این در حالی است که مادرم از همسر من بسیار بدش میاید و این را علنا هم گفته و کار به فحش کاری هم رسیده است.



0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:

ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

1


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده

1 جواب برای این سوال ثبت شده!

چینش بر اساس زمان ثبت


چینش بر اساس امتیاز



5790
8565
19168

Guest

سلام
می توانید در سایت زیر برای سوال خود جواب بگیرید
( لینک )
0
امتیاز


جواب تو چیه؟

کاربر میهمان
     



2000 تومان هدیه بهترین جواب





سلام
من واقعا نیاز دارم کمکم کنین دارم دیوونه میشم از فشاری که روم هست
اگر امکانش هست متن پایین رو بخونین و کمکم کنین
دختری هستم که 26 سالمه بهترین دانشگاه و بهترین رشته درس خوندم وحدود 7 سال هست تو دانشگاه درس میخونم و الان ارشدم کارای اخرش رو میکنم تا فارغ التحصیل بشم
از 3 سال پیش رابطه ای پیدا کردم با یکی از دانشجوهای هم رشته ایم که ازشون برای یک مشکل کمک خواستم و ایشون خیلی کمک کرد بعد از اون چون دید خیلی دختر کاری و فعالی (از نظر خودم ) بهم پیشنهاد کارای متعدد رو داد طوری که چندین کار رو با هم پیش بردیم طوری شد که از سه سال پیش تا الان اوایل بیشتر از 1 ماه دوری هم رو تحمل نمیکردیم ولی بعد از اون هفتگی شده بود
تا اینکه بهم گفت من خیلی بهت فکر میکنم اما چون خیلی پوچم هیچ وقت نمیخوام باهات ازدواج کنم و تو در این ازدواج نابود میشی میگفت ولی خیلی بهت فک میکنم و از ذهنم بیرون نمیری از اون روز روابط کاریمون کم کم به سمت احساسی رفت من حساس شده بودم تا با یکی حرف میزد ناراحت میشدم و قهر میکردم و اون به هر شکلی ناز میکشید اما منم واقعا کوتاه میومدم چون خیلی دوسش داشتم و اونم زیاد ناز نمیکشید
خیلی غرور داره، تا یه چیزی میگه من جواب میدم میگه نگا کن تا بهت میخندم پرو میشی و این مدلی حرف میزنی
رابطمون از این حرفا رفت جلو تر و گاهی که تو ماشین باهاشم میخوابه میگه من خستم بعد گفت میشه با گوشیم بکشی رو دستم بعد گفت پاهام درد میکنه و بدن دردم میشه با دست ماساژ بدی و کم کم من رو بغلم کرد اما من با وجود اینکه یه سری چیزا برام حریمه اما اینقد علاقم بهش زیاد بود که گوش میکردم
الان تا قهر میکنیم اینقد بهش علاقه دارم به هر نحوی از دلش در میارم
تو خرج کردن اولا بهتر بود اما الان خسیس شده
کادو تا به جال نخریده اما شده یه بار تا مریض شدم برده بیرون بهم ابمیوه داده یا حواسش به نحوایی هست خیلی مراقبه حتما شب با اژانس برم تا نرفتم تو خونه در رو نبستم نمیره ، یه مهربونیایی داره که خیلی دوسش دارم تو اوج غرور مهربونه
اونایی که نزدیکشن میگن این ادم روی هیج کسی دیگه اینجور حساس نیست که احساساتش روی شما نوسان داره یعنی یهو از دست یه کاره من عصبانی میشه و یا شاد میشه و انرژی میگیره
من بهش گفتم خواستگار پیله دارم میخوای چکار کنی گفت فکرام رو میکنم بعدم دیگه خودش رو قایم کرد و هر بار دیدمش خودش رو قایم کرد تا اینکه باز تا چیزی گفتم قهر کرد حسابی و بلاکم کرد و باز بعد چند روز زنگ زد و گفت بیاین میخوام برسونمتون
منم وقتی اون نیست خیلی دلم تنگ میشه و وقتیم میاد معمولا حرفامون زیاد نیست ولی خیلی میگه کنارم باش و دستم رو میگیره
من با پیجای دیگه امتحانشم کرده و اصلا اهل رابطه با دخترا نبود
وقتیم با دخترا دیگه صحبت میکنه و حساسیت من رو میبینه قسم میخوره که از من بهتر نمیتونه پیدا کنه و بقیه رو ادم حساب نمیکنه
مهربون
حواسش هست
تواناس
قوی
ساده و حرف گوش کنه (البته برای کسایی که روش تسلط دارن )
قهر میکنه
بچه بازی میکنه
تا یکی بهم میگه کار انجام بدین و ... من قبول کنم من و اون نفر رو بیچاره میکنه (البته این حس برای من نیست کلی و روی اکثر بچه های تیم اجراییش هست چه دختر چه پسر)
ولی خیلی تواناییهاش بالاس و همه کس روش حساب میکنن
خیلی تهدید میکنه که اگر فلان کار رو بکنی دیگه نگات نمیکنم و محل نمیدم و ...
من با این ادم و خودم چکار کنم چجوری ادمی میبینین ازدواج کردن با این مدل ادما چجوریه
چطوری فراموشش کنم اگر بده و اگر خوبه چجوری بهش برسم
در ضمن 10 ماه کوچکتره از من






سلام من 25 سالمه و دانشجو هستم ، سال پيش بواسطه يكي از دوستام آقايي رو به من براي ازدواج معرفي كردن. اين آقا اول به همراه پدرشوون اومدن خونه ما ( ايشوون در يكي از شهرهاي استان چهارمحال زندگي مي كنن) همونجا پدرشوون گفتن كه براي زندگي حتما پسرم مياد تهران و با وجود مخالفت خانوادم من از اين آقا خوشم اومد و قرار شد براي شناخت بيشتر با هم در ارتباط باشيم ، اما اتفاقاتي كه افتاد
1- ايشوون به عناوين مختلف مبلغي حدود 6 ميليون از من گرفتن
2- يكباره سرد شدن و وقتي من اعتراض كردم جواب قانع كننده اي نگرفتم و پاسخ هايي از قبيل من گرفتاري مالي دارم ، ذهنم درگير يا حتي فكر كردن به عشق سابقشوون و در نهاين جمله همينه كه هست
3-اين اواخر هم فقط وقتي اس ام اس مي دادن كه پول مي خواستن
قبل از عيد به من گفتن من دارم ميام تهران ببينمت منم كه حسابي كفري بودم نرفتم ديدنش و تقريبا الان نزديك 2 ماهه كاملا ازش بيخبرم و حتي ايشوون يك پيام هم نداده
چيزي كه منو ناراحت مي كنه اينه نمي تونم باور كنم اين آدم كلاهبردار بوده چيكار كنم بپذيرم
همش منتظرم برگرده حالشئ بگيرم







پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود،
سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.