سوال های تصادفی



سلام با عرض خسته نباشید و آرزوی قبولی طاعات می خواستم اگر امکان داره بنده رو راهنمایی کنید ممنون مشکل من اینه که هر وقت می خوام با شوهرم صحبت کنم شدیدا احساس خجالت و شرم و حیا بهم دست میده و یه بعض سنگینی در گلو ایجاد میشه که نمیتونم حتی یک کلمه بگم و تمام لب و دهنم خشک میشه و قلبم به تپش شدید میفته البته ما هنوز در دوران نامزدی هستیم و می خواستم اگر امکان داره یه راه حلی بهم نشون بدید چون من اگر نتونم حرفمو بزنم یا چیزی بپرسم و بخوام واقعا با این وجود نمیتونم شناخت بیشتری از همسرم پیدا کنم و دائم خودم رو به این خاطر سرزنش میکنم البته نه این که بگم رفتار همسرم باعث میشه نه ایشون خیلی متین و خیلی با خنده رویی سعی میکنه بهم آرامش بده تا من حرفمو بزنم ولی نمیتونم بغضم رو بخورم و حرفمو بزنم و شدیدا دچار مشکل هستم البته همه اینها هم همه از خجالت نیست بلکه فکر میکنم شاید دلیل دیگه ای هم داشته باشه که نمیدونم یا شاید هم طبیعیه و من خیلی حساسم لطفا راهنمایی کنید ممنون


جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

بخشی از متن سوال:

دلایل روغن ریزی از اطراف سرسیلندر خودرو چیست؟

دلایل روغن ریزی از اطراف سرسیلندر خودرو چیست؟



0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:

ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

1


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده

1 جواب برای این سوال ثبت شده!

چینش بر اساس زمان ثبت


چینش بر اساس امتیاز



6199
9914
34597

Guest

نشتی روغن از بالای موتور به خاطر سرسیلندر است که دلیل آن خرابی در کف سرسیلندر یا خرابی واشر سرسیلندر است. البته دلیل دیگری نیز می‌تواند داشته باشد و آن این است که تعمیرکار در بستن پیچ‌ها بی توجهی کرده و نتیجه آن نیز نشتی روغن خواهد بود، ولی احتمال این مورد به نسبت کمتر است.
0
امتیاز


جواب تو چیه؟

کاربر میهمان
     

















چند نفر از زندانی داخل شهر فرار میکنند..یکی از انها که اخر از همه میمیرد و نقش اول هست بسیار خطرناکه..ماشینها اغلب برای 20تا30سال قبل وماشین پلیس پژو قدیمی بود..یکی از دیگر فراری ها دوست این نقش اوله بود ک هرچی به این میگه از من جدا نشو و به فلان جا نرو اون گوش نمیده و میگیرنش..درآخر فیلم ک پلیس بشدت اونو دنبال میکرد و اون چند سرقت کرد برای دیدن دختر 13.14سالش میره..پلیس پیشه خونه دخترش کمین میکنه و صبر میکنه و وقتی که این فرد دخترش رو سوار ماشین میکنه دنبالش میکنن..درموقع کمین پلیسا بشدت میترسیدن ازش یکیشون تو یه ون سه چرخ ک پشتش چادر کشیده بود از ترس میلرزید.. در اخر یه کامیونت قبل از چراغ قرمز میاد جلوش میپیچه و تا چراغ سبز بشه چند نفر ک عقب کامیونت بودن چادر ماشینو میزنن بالا و اونو به رگبار مسلسل میگرن..با این حال یکی با ترس میره جلو با کلت یه تیر دیگه تو سرش میزنه و بعد دخترشو از ماشین پیاده میکنن و یه سیلی بهش میزنن..خیلی وقته دنباله اسم این فیلمم ک تم مثه فرانسه دهه 70 . 80 رو داره..تورو خدا کمکم کنین


لطفا نخونده قضاوت نکنید . چند سال پیش که خیلی بی پول و فقیر بودم با زن خوشگلی دوست شدم که زود فهمیدم به مبلغ ناچیزی صیغه یه مرد پولدار و زن و بچه داره . بخاطر شرایط مالی خودم و اینکه فکر می کردم بعد چند ماه این زنو هم مثل قبلی ها ول میکنم خودم راضی نشدم که ازین مرد جدا شه . مرد پولدار که سردی این زن (شیوا) رو به خودش حس کرده بود شروع کرد به خرج کردن بیشتر و برای شیوا خونه و ماشین خرید و خیلی چیزها. از اینور من و شیوا هم به شدت وابسته و عاشق هم شدیم و هرچی ما بیشتر وابسته تر شدیم اون مرده هم بیشتر پول خرج کرد و بیشتر وابسته شیوا شد و قول داد زنشو طلاق بده و شیوا رو بگیره . بعد مدتی من هم پولدار و صاحب خونه و ماشینهای لوکس شدم . من و شیوا می خواستیم بهم برسیم برای همین شیوا خودش (مخفیانه) زن مرد رو مطلع کرد که شوهرش باهاش رابطه داره و اون زن طوفانی به راه انداخت و مرده مثل موش دنبال سوراخ می گشت و چنان با سرعتی گذاشت و رفت که ما فکرشم نمی کردیم انقد بی عرضه باشه . شیوا گفت بیا منو بردار بریم یه جای دیگه که الان فرصته ولی من این دست اون دست کردم تا اینکه اون مرده بعد از یه هفته پیداش شد و بعد یک ماه التماس و وعده های مریخی به زور خودشو دوباره چپوند به شیوا . شیوا هم که سستی و تعلل منو دید دیگه تسلیم شد و قبول کرد که تقدیرش همونه و ما هیچوقت بهم نمی رسیم . بهش میگم زن مرده رو دوباره مطلع کنه که میگه اولا دیگه بهش دسترسی نداره و درضمن اگه بمیره هم دوباره به اون استرس و جنگ و دعوا برنمی گرده . موندم خودم برم به زنه بگم که شوهرت باز برگرشته به شیوا که اونوقت راز من برملا میشه که اونیکه این سالها رابطه مخفی داشته من بودم و شیوا در حد مرگ از من متنفر میشه . از طرفی اخیرا تازه به قدرت پول پی بردم . زنهایی که ماه ها مخشونو می خواستم بزنم و بهم رو نمیدادن حالا با پیشنهاد یه مبلغ ناچیزی در ماه ، از صبح میزنن بیرون برای اپیلاسیون و اماده شدن که شب بیان با من باشن . در واقع با این موقعیت مالیم میتونم یه زندگی پر از عشق و حال جور کنم ولی میدونم بعد یک سال باز برمی گردم شیوا رو پیدا کنم . حالا سوالم اینه به نظر شما چجوری میتونم کاری کنم اون مرد بره سراغ زن و بچه خودش تا من به شیوا برسم ؟ درضمن زن اون مرده که همیشه حس کرده شوهرش با زن دیگه ای رابطه داره الان نیمه روانی شده . ممنون میشم اگر راهی بلد باشید بهم بگید و یا اگر مورد مشابهی دیده باشید .





پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود،
سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.