می خواستم چند قسمت مختلف سایت رو جوری طراحی کنم که وقتی کاربران با موس می رن روش شروع به چرخش کند. در طراحی وب باید با استفاده از چه زبانی این کار رو کرد. نمونه این کار رو در یک سایت فارسی پیدا کردم لطفاً راهنمایی کنید. تورتک : نمونه چرخش با بردن موس بر روی دکمه های فیس بوک ، توییتر و خوراک مطالب
از گروه : سوالات گوناگون 1202  بازدید

تمامي افرادي كه درباره جنگ شنيده باشند بي گمان آدولف هيتلر رهبر آلمان ها و آغازگر جنگ جهاني دوم را مي شناسند. كسي كه باعث شد كشورهاي دنيا در حدود چهار سال با هم به جنگ بپردازند و خسارات جاني و مالي بي شماري برجاي گذارند. برخي اعتقاد دارند اين كار هيتلر باعث شد كه آلمان اكنون يكي از بزرگترين قدرت هاي نظامي و اقتصادي دنيا گردد و به يكي از كشورهاي پيشرفته دنيا تبديل گردد. شما با آدولف هيتلر موافق هستيد يا مخالف وي مي باشيد؟
از گروه : سوالات گوناگون 1162  بازدید

مراحل خرید و فروش (معامله) خودرو بصورت عرف چیست؟
از گروه : سوالات گوناگون 1334  بازدید

فیلمی در مورد دختر و پسری که در یک جزیره گیر میفتند، اینا فک میکنن این چیزا اتفاقیه در حالی که تحت نظرن و روشون داره یه سری آزمایش میشه، تا جایی که بزرگ میشن و ازدواج میکنن و صاحب فرزند میشن، در نهایت هم فک کنم میفهمن که خواهر برادر بودن باهم و خودکوشی میکنن
از گروه : سوالات گوناگون 7  بازدید

سایت ویکیپدیا سایتی است که بیشتر افراد برای دستیابی به اطلاعات درباره موارد مختلف به آن رجوع میکنند و از آن به عنوان یک منبع همیشگی استفاده میکنند. آیا این وب سایت منبع معتبری برای کسب اطلاعات درجه یک است؟
از گروه : سوالات گوناگون 1187  بازدید

سوال های تصادفی

سلام منم ادد کنین تو گروه فعال و خوب لاین اینم ایدیم raimand.f.r.r
از گروه : پزشکی - سلامتی 203  بازدید

با سلام خسته نباشید من14 سلم هست و کلاس نهم هستم روز پنجشنبه از طرف مدرسه یه جلسه بسیار مهم بود و والدین حتما باید می رفتن من هم به مامانم گفتم که باید بره و گفتم که جلسه درباره نو جوانان هست (درسته موضوع جلسه خیلی مهم نبوده ولی این جلسه اجباری بوده و مدیر مدرسه تاکید کردن که والدین حتما باید بیان) مامانم گفت که چون موضوع مهم نیست نمیاد اما اصرار های من بعث شد که بگه میام اما پدر هم از یه طرف به مادرم گفت نمیخواد بری اما این جلسه برام مهم بود (دلم می خواست مامانم هم مثل بقیه ی مامانا بره) روز پنجشنبه که شد از خواب که بیدار شدم مامانم نرفته بود واصلا عین خیالشم نبود من خیلی خیلی ناراحت و عصبانی شدم اما به رو خودمم نیوردم (من یه آدمی هستم که همش تو خودشه) بعد از صبحانه رفتم تو اتاق در هم بستم به بهانه ی درس خوندن و نشستم گریه کردم حالا هم کلی سوال تو ذهنم هست که بی جوابه اول اینکه چجوری به مامانم مشکلم رو بگم؟ مامانم نسبت به من بی خیاله؟ جواب مدیر چی بدم (همه مادر ها رفته بودن)
از گروه : احساسات 464  بازدید

هنر هشتم چیست؟
از گروه : اداب معاشرت 7838  بازدید

کاندید یا کاندیدا؟ املا و نگارش کدامیک صحیح است؟
از گروه : سوالات گوناگون 368  بازدید

راجع به مسابقات بین المللی مهارت چه می دانید؟
از گروه : سوالات گوناگون 1304  بازدید
جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

تضاد دولت و قوه قضائیه در مورد بازدید رئیس جمهور از زندان اوین

در روزهای اخیر شاهد تضاد و اختلاف دولت و قوه قضائیه در مورد بازدید رئیس جمهور جناب آقای احمدی نژاد و رئیس قوه قضائیه جناب آقای لاریجانی بوده ایم. چرا این دو رکن اساسی کشورمان با هم اختلاف پیدا کرده و این اختلاف نظر رسانه ای شده است



0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:


ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

1


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده



4639
7586
14664

guest

متأسفانه کشور به سمتی رفته که دیگر مسئولین احترامی برای یکدیگر قائل نیستند و هر کس سعی دارد که حرف خود را به کرسی بنشاند. بیشتر این اختلافات با رجوع به قانون اساسی قابل حل است
0
امتیاز




جواب تو چیه؟

کاربر میهمان
     




2000 تومان هدیه بهترین جواب


می تونی به این سوال ها جواب بدی؟



سلام. من دختر هجده ساله ای هستم که به خاطر یک سری مشکلات خونوادگی، هفته ای دو بار به یه گروه مشاوره مراجعه میکنم...توی این گروه، افرادی با مشکلات مختلف دور هم حلقه میزنن و راجع به مشکلاتشون به هم میگن تا سبک بشن و اونوقت مشاوری که در اونجا حضور داره همگی رو تک تک راهنمایی میکنه تا چطور مشکلاتشون رو حل کنن...به تازگی یه آقای بیست و هفت ساله به جمع ما ملحق شده که خیلی عجیب بنظر میاد...خیلی افسرده ست...به ندرت حرف میزنه و اگه هم بزنه، به اصرار مشاوره...هر وقت که شروع میکنه به حرف زدن، بغضش رو نمیتونه نگه داره و گریه میکنه...یه روز راجع به مشکلش گفت...اون گفت که بیست سالش بوده که ازدواج کرده و بیست و دو سالگی پدر شده...توی یه حادثه همسرش و پسر یه ماهش رو از دست میده و الان خودشو باعث و بانی همه ی این اتفاقات میدونه...بعد از پنج سال هنوز نتونسته روحیه شو بدست بیاره...حالا من، توی همه ی این گیر و دار، یه حس خاصی نسبت به این آقا پیدا کردم که بعید میدونم این باشه که بهش جذب شده باشم، چون اصلا بنظر نمیاد مرد قوی و محکمی باشه...نمیدونم...دلم میخواد بهش کمک کنم...دلم براش میسوزه ولی نمیدونم چرا همش فکر میکنم یه حسی فراتر از اینا بهش دارم...بنظرتون چطور میتونم حس واقعیم رو نسبت بهش کشف کنم؟
































پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات