سوال های تصادفی


انتقاد سازنده ای به دوستان سوجایی

سوجای گرامی سلام:

ضمن تشکر از ایده و تلاش شما برای ایجاد یک مرکز پاسخگویی به سوالات هموطنان، انتقادی دارم که هر چند آنقدر واقع بین هستم که منتظر پاسخگویی مقتضی شما نباشم، اما امید دارم اندکی من و شما را به فکر وادارد.
واقعیت قضیه این است که معتقدم ما ایرانی ها فقط بلدیم ایده¬ای را شروع کنیم (و متاسفانه چون سالهاست نوآوری و خلاقیت را به فراموشی سپرده یا کشور خود را مامنی برای بروز آن نمی بینیم ، آن را در اختیار دیگران قرار می دهیم)، عمدتا آغاز ما یک کپی برداری از رفتار یا آغازهای دیگران است. در صورتی که فکری برای تداوم آن نمی کنیم.
برای مثال ما تمام تلاش خود را مصروف می داریم تا ازدواج کنیم (دقت کرده باشید فیلم هایی که در ایران ساخته می شود نیز تا همین حد ماجرا را جلو می برد) اما متاسفانه برای تداوم آن برنامه نداریم این می شود که بسیاری از ما در نیمه ی راه از نفس می افتیم و جامعه را با تصمیمات خود دچار معضل می کنیم.
- پروژه ای را راه¬اندازی می کنیم اما متاسفانه برای تداوم و ادامه کار، برنامه نداریم.
- بورس تاسیس می کنیم اما برای تداوم فعالیت آن برنامه نداریم.
- کلنگی را می زنیم، اما
- ...
- سوجا راه می اندازیم اما برای تداوم فعالیت آن برای جلب مشتری و پاسخگویی به انتظارات مشتریان برنامه ای نداریم این می شود که موجبات سرخوردگی برخی را بوجود می آوریم.
ایده ی راه اندازی سایتی تحت عنوان سوجا بسیار مناسب، اما تداوم فعالیت این سایت به حفظ اعضاء و پاسخگویی درخور به سوالات بستگی دارد که متاسفانه سوجا در این زمینه با ضعف جدی مواجه است.
راستش را بخواهید من قبل از این که با این سایت آشنا شوم مشتری سایت
Ask a question – yahoo
بودم و راضی. فکر نمی کنم سوالی مطرح کرده باشم که بدون پاسخ مانده باشد، در هر حوزه ای. (البته باز می دانم امکانات آنها با شما قابل مقایسه نیست اما به نظر می رسد حداقل انتظارات نیز در این سایت پاسخ داده نمی شود).
اما اغلب سوالات من در سایت شما بدون جواب ماند یا پاسخ هایی سلیقه ای به آن داده شد که ذهن مرا راضی نمی کرد.
برای مثال من سوالی در مورد IP مطرح کردم و چند روزی منتظر ماندم که صد البته پاسخی دریافت نکردم و بعد تصمیم گرفتم این سوال را در سایت
Ask a question

مطرح کنم و ظرف مدت ده دقیقه پاسخ گرفتم. پاسخ دریافتی را برای شما هم می نویسم. همینقدر برای من کافی بود

IP addresses are just like the address of your house. You have the house number, the street number, the city name, the state and the country its in.
آنچه قصد دارم متذکر شوم، مساله ی من نیست، مشکل من و امثال من قابل حل است (من به راحتی برای یافتن پاسخ سوالاتم به همان سایت قبلی یا منابع دیگر رجوع خواهم کرد). اما آنچه مرا آزار می دهد این است که چرا باید یک مجموعه ی تحصیل کرده از دانشگاه های معتبر (تهران و صنعتی اصفهان) سایتی را راه اندازی کنند اما به فکر تداوم حیات آن نباشند. عملکرد در این حوزه نیز مشابه سایر حوزه ها باعث ناامیدی انسان شود.
خاطرنشان کردم امیدی به خوشامد شما از این انتقاد و موثر واقع شدن آن ندارم، اما برخی اوقات ما کارهایی می کنیم به صرف این که وظیفه ی خود را انجام داده باشیم (ره).



سلام
من دختری 35 ساله هستم با ظاهری زیبا و جذاب..از نظر تحصیلات بالاترین مرتبه (دکتری) و موقعیت اجتماعی را دارم. مدت 6 سال با پسر خاله ام که الان 41ساله است دوست هستم. من بدلیل از دست دادن پدر و مادر رفت و آمدی با خانواده خاله ام نداشتم اما 6 سال قبل بطور اتفاقی پسر خاله ام را در منزل مادر بزرگم دیدم اون ورشکسته شده بود و بسیار از نظر روحی داغون بود.. همون شب اون به من ابراز علاقه کرد و این ابراز کردن همچنان بیشتر میشد طوری که همیشه به من میگفت اگه منو ول کنی من میمیرم.. همیشه بهم التماس میکرد که دوستم داشته باش.. و من اول بخاطر ناراحتی های اون کنارش مونم اما کم کم عاشقش شدم.. از نظر مالی وضع خوبی نداشت و من بدور از چشم همه یعنی خانواده خودم و خودش اون رو حمایت میکردم.. حتی شارژ ایرانسلش رو هم براش میخریدم.. گوشی موبایل و... همه همه با من بود.. سعی میکردم آخر هفته هارو کنار اون و خانوادش باشم و بهشون محبت بی دریغ میکردم.. خودش همیشه میگفت تو دنیا هیچکس مثل تو پیدا نمیشه.. تمام این مدت هر موقع بیرون میرفتیم هزینه ها با من بود.. و منو حتی یک پارک برای تفریح نبرد و علتش را میگفت چون من دست خالیم خجالت میکشم بیام بیرون.. البته ناگفته نماند گاهگاهی برایم هدیه هم میخرید و بهم میگفت اگه پولدار بشم دنیا رو برات میگیرم..
5 سال به این منوال من همه جوره کنار خودش و خانوادش بودم تا اینکه سال گذشته با کمک یکی از دوستانش دفتر دار یک وکیل شد و کمی پول دار شد.. اما بعد از چند ماه از کارش من متوجه اس ام اسهای عاشقانش شدم.. و بعد فهمیدم با یک زن مطلقه که یک دختر 17 ساله داشت دوست شده بود و نسبت به اون زن بسیار متعصب بود در حالیکه نسبت به من هیچ تعصب و تعهدی نشون نمیداد و میگفت چون دوستت دارم نمیخوام محدودت کنم حتی چند بار به من پیشنهاد داد با دوستاش رابطه برقرار کنم.. و بعد گفت میخواستم امتحانت کنم.. بهش گفتم اگه منو دوست داری با اون زن بهم بزن اما اون میگفت من یک مدت باید با این زن به رابطم ادامه بدم تا یک بهانه پیدا کنم و ازش جدا بشم..
بهم گفت که من عاشق تو هستم و نسبت به اون زن احساسی ندارم التماس میکرد کنارم باش و تنهام نذار تا من با اون رابطمو بهم بزنم میگفت من تو این رابطه گیر کردم.. و من باور کردم..
تا عید امسال که من برای عیدیشون رفته بودم و اون زن زنگ زد و بهش گفت من پایین ساختمون منتظرت هستم و پسر خالم کروات و عطر و ادکلن زد و بسیار تیپ زد و رفت به من گفت دنبالم نیا.. اما من باهاش رفتم پایین ساختمون.. دست پسرخالمو گرفتم و اون به شدت دستم انداخت کنار و گفت دست منو نگیر خوشم نمیاد بعد رفت پیش اون زن.. پیش زنه به من گفت حرفاتو بزن و برو.. و بهم توهین کرد.. بعد با اون زن خندون سوار پراید زنه شدن و رفتند.. چند ساعت بعد زنه به من زن زد و گفت تو باهاش 6 سال دوست بودی و من 2 ماه.. گفت رفتارش با تو بقدری توهین آمیز بود که به من برخورد.. البته زنه میخواست با این حرفاش ناراحتی منو بیشتر کنه.. بعد از اون روز من باهایش قهر کردم و جواب تلفن و اس هاشو نمی دادم.. خیلی معذرت خواهی کرد و اظهار پشیمونی میکرد میگفت من اون روز کروات زدم که برم با اون زن دعوا کنم و بهم بزنم اما تو نذاشتی... به خانوادش گفته من به حرف اون زن گوش دادم و ازش فاصله گرفتم.. اما من هربار اس ام اس های عاشقانه ایندو را با هم میدیدم داغون میشدم.. در ضمن تو این مدتی که با اون زن دوست شده هر هفته با هم شمال و پارک های مختلف تهران میرن.. و عکسهای خیلی زیبا از اون زن میگیره و میگه چه اشکال داره دوربین همرام بوده ازش عکس گرفتم.. به من میگه تو خودتو با کی مقایسه میکنی جای تو، تو قلب من محفوظه و اون جای تورو نمیگیره.. الان رابطمو باهاش بهم زدم اما خانوادش تلاش میکنن این رابطه درست بشه.. حتی من بهش گفتم اگه به اون زن بهم بزنی می بخشمت اما اون همچنان به این رابطه اصرار میکنه..
الان نمیدونم چکار کنم .. فقط فکر میکنم اگه واقعا راست میگفت و دوستم داشت اینکارا رو با هام نمیکرد.. اما من همچنان عاشقش هستم..
لطفا راهنمایی کنید ایا همچین آدمی واقعا اینطور که میگه دوستم داره؟ یا ممکن هست در آینده بهتر بشه.. میدونم که دوباره برمیگرده اما آیا واقعا میشه همچین رفتار هایی رو بخشید؟ میتونم منتظرش بمونم تا بهم برگرده؟ راستی اینو بگم از وقتی من ولش کردم مریض شده.. و دکتر گفته نارحتیش عصبیه..
من عاشقانه دوستش دارم اما نمیدونم چیکار کنم.. اگه یک مدت بگذره و اون زن دست از سرش برداره آیا میتونم دوباره بهش اعتماد کنم؟

جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

در مورد زبان اسپرانتو چه می دانید؟

0
امتیاز

جوابی برای این سوال در دست نیست!




جواب تو چیه؟

کاربر میهمان
     


2000 تومان هدیه بهترین جواب


















پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود،
سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.