جدیدترین سوالات


سلام دوستان،

تصمیم داریم بخشی از تغییرات سایت رو به کمک دوستان علاقه مند انجام بدیم. تغییراتی که خیلی زمان بر نیستند و برای انجام آنها شما هم لذتی هرچند کم خواهید برد. بعد از انجام هر بخش و تایید اون توسط تیم پشتیبانی از کار شما در سایت استفاده خواهد شد و نام شما به همراه کمکی که به ما کردید در بخش مرتبط و برای همیشه ثبت و به اطلاع بازدید کنندگان خواهد رسید.

کوچک پروژه ی اول:
اگر آشنا به کار با HTML5 و Canvas هستید، به ما کمک کنید تا لوگوی سایت رو به صورت متحرک در بیاریم. برای این کار کافیه آرم سایت رو به 3 یا 4 بخش مجزا تفکیک کنید (مثلا دست بیرون از آب، دست درون آب، آب و امواج ) و هر بخش رو در راستای خودش و به فراخور حرکت کوچکی بدید. نتیجه ترجیحا باید شامل حرکت های هر از گاهی و کوچک باشه تا بازدید کنندگان رو خسته و یا حواسشون رو پرت نکنه.

کدهاتون رو می تونید برای بخش پشتیبانی سایت ایمیل کنید و یا در سایت JsFiddle.net گذاشته و لینک آن را همراه با اطلاعات خودتون اینجا قرار دهید.

منتظر کوچک پروژه های و بیشتر باشید.
دوستان شما در سایت سوال و جواب



سوال های تصادفی



من با سال قبل با ی آقایی از طریق اینترنت آشنا شدم و قرارمون ازدواج بود من کارشناسی میخوندم و ایشون فوق لیسانس بودن خیلی خوب بودیم با هم و مادر و عمه اش هم بابا مادرتلفتی حرف زده بودن و خانوادم تقریبا خبر داشتن از این رابطه ولی اون همش برای خواستگاری بهانه میاورد چون من عاشقش بودم تحمل میکردم و این اواخر باهام خیلی خیلی سرد شده بود هر وقت دلش میخواست جوابم و میداد و اما فقط میگفت دوستت دارم و این اخلاقش خستم کرده بود تا اینکه از فامیل برام ی خواستگار اومد و من بهش گفتم اونم فقط گفت تروخدا قبول نکن ولی هیچ کاری نکرد گفتم با بابام حرف بزن که قبول نکنه اون زنگ هم نزد ب بابام و منم با تعاریفی که کل فامیل از پسره میکردن قبول کردم و الان نامزدم ولی الان اصلا دوستش ندارم چون از قیافه و ظاهرش خوشم نمیاد خیلی ب ظاهر اهمیت میدم ولی اون عاشقمه و هرکاری حاضر واسم بکنه و منو کلا شرمنده اخلاقش میکنه چون خییییلی مهربون هستش یکی هم بعضی وقتا میگم اون زیر دیپلم من درسم خوندم چرا با این ازدواج کردم و اون پسره قبلی که باهاش بودم فوق لیسانس بود بخدا با این حرف ها دیونه شدم بخدا گاهی ی خودکشی فکر میکنم تروخدا کمکم کنید تروخدا


پاسخ گویی به سوالات روانشناسی:
سلام دختر بیست ساله هستم ک یه خواستگار بیست و دو ساله دارم ک با چندین قرار ملاقات ایشان را از نظر اخلاقی و ..قبول کردم بعد از این جلسات جلسه بله برون را گذاشتیم ک ایشان ب خاطر کارش این جلسه  رو عقب انداخت در واقع فک کنم خونوادش ...چون کارشون یکیه...مشکل اینجاس ک من بعد این یه هفته نمیدونم چرا سرد شدم و به خودم تلقین میکنم آمادگی ازدواج ندارم..یه دغدغه هام شده اینکه نکنه از افرادی باشه ک به کارش خیلی اهمیت میده...نظر بقیه هم برام مهمه مثلا تو فامیل کسی بگه اگه صبر میکردی یه مورد بهتر میومد ..و منم میریزم بهم و تو فکر میرم که آره شاید حرفش درسته و من سن کمی دارم...کلا نظر بقیه برام مهمه..نمیدونم از اعتماد ب نفس پایینع؟؟.تو خونواده هم کسی نه مشورتی نه کمکی میکنه...پدر و مادرم میگن هرچی خودت بگی...با اینکه خودم قبول کردم و نمیگم ازش خوشم نیومده ولی الان این فکرا اومده تو ذهنم ...من میخام تو این دوران خوشحال باشم لذت ببرم نه این که این فکرا بیاد تو ذهنم و نمیتونمم دیگه جواب رد بدم بهشون...یه ترسی همه وجودمو گرفته که نکنه انتخابم اشتباهه...در صورتی ک هم با خودش و هم خونوادش سه جلسه رفت و امد داشتیمو قبول کردم...لطفا کمکم کنین خسته شدم از این فکرا و سردرگمی.ب یکی نیاز دارم باهام حرف بزنه... من از مشکلات بزرگ زود خسته میشم ...میخام این دوران بهترین دوران زندگیم باشه ولی الان اعصابم واقعا داغونه...اگه یه کانال روانشناسی که پاسخگوی سوالاتمان باشد بهم معرفی کنین ممنون میشم..یه دنیا سپاس
جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

تغییر رشته

من کاردانی در رشته هنر دارم الان میخوام کارشناسی حقوق بخونم از اولم دو دل بودم تو انتخاب رشته ولی الان مصمم ام نمیونم امکانش هست کارشناسی ادامه بدم حقوق رو یا باید از اول شروع کنم؟



0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:

ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

1


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده

1 جواب برای این سوال ثبت شده!

چینش بر اساس زمان ثبت


چینش بر اساس امتیاز



5790
8564
19189

guest

پیشنهاد میدم بدون اینکه دعوا کنید بدون اینکه بحث کنید یا خواستتون رو بهش تحمیل کنید هر موقع میبینید کسی این کار رو انجام میده( تقسیم هر چیزی که خریده برای خودش ولی از خودش میگذره تا دیگران هم نفعی ببرن) بدون اینکه همسرتون رو زیر سوال ببرید یا مقایسه رفتاری انجام بدید...از اون شخص تعریف کنید و بگید چقدر قابل تحسین هست رفتار این شخص بگید براتون خیلی قابل احترام هست رفتار اون شخص....خانوم ها دوست ندارن مقایسه بشن فقط دوست ندارن تو چشم همسرشون کس دیگری قابل ستایش باشه همین تحسین باعث میشه خانومتون خود به خود در گذر زمان خودشون داوطلبانه بخوان همون کار رو انجام بدن و مورد تحسین و ستایش شما باشن...یک مرد خیلی مذهبی با یک زن که زیاد اعتقادی به حجاب نداشته ازدواج کرد مرد از بی حجابی خانومش ناراضی بود و خیلی به همسرش علاقه داشت ولی نمیتونست راهی رو پیدا کنه که خاومنش حجاب رو رعایت کنه...هر وقت بیرون میرفتن هر دو باهم، مرد هر موقع خاوم با حجابی رو مکیدید بدون اینکه خانومش رو تحقیر کنه میگفت چقدر پوشش این خانوم برام قابل تحسین هست...این رفتار تو موقعیت های مختلف ادامه داشت تا اینکه خانومش خودش بدون هیچ اجباری فقط و فقط به خاطر جذب علاقه بیشتر و تحسین همسرش به جز چادر حتی تصمیم به استفاده از نقاب کرد....خواهش میکنم امتحان کنید...در پناه حق قدر همسر و زندگی مشترک رو بدونید براتون دعا میکنم
0
امتیاز


جواب تو چیه؟

کاربر میهمان
     



2000 تومان هدیه بهترین جواب


















پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود،
سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.